صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حیوانات مسخ شده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    680
    حضور
    7 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1499

    حیوانات مسخ شده




    درود

    بنده در حال مطالعه یک سری منابع اسلامی بودم که به این مطلب برخوردم، در کتاب نصایح و سخنان چهارده معصوم (ع) و هزار و یک سخن نوشته آیت الله مشکینی.

    على (عليه السلام) فرمايد:
    از پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله) پرسيدم:
    حيوانات مسخ شده كدامند؟ فرمود: سيزده تا: فيل، خرس، خوك، ميمون، مارماهى، سوسمار، شب پره (يا پرستو)، كرم سياه آبى، عقرب، عنكبوت، خرگوش، سهيل و زهره (نام دو حيوان دريايى است).


    پرسيدند: علت مسخ اينها چه بوده؟ فرمود:

    فيل: مردى لوطى (اهل لواط) بود.
    خوك: عده‏اى نصرانى بودند كه از خدا خواستند غذاى آسمانى بر آنها بفرستد و با اين كه خواسته‏شان عملى شد بر كفر خود افزودند.
    ميمون: كسانى بودند كه روز شنبه بر خلاف دستور دينشان ماهى گرفتند.
    مارماهى: مرد ديوثى بود كه همسرش را در اختيار مردم مى‏گذاشت.
    سوسمار: باديه نشينى بود كه، سر راه بر حاجيان مى‏گرفت و اموالشان را مى‏ربود.
    شب پره: دزدى بود كه، خرماهاى مردم را از سر درختان سرقت مى‏كرد.
    كرم سياه: سخن چينى بود كه، ميان دوستان جدايى مى‏انداخت.
    عقرب: مرد بدزبانى بود كه هيچكس از نيش زبانش آسوده نبود.
    عنكبوت: زنى بود خيانتكار به شوهر.
    خرگوش: زنى بود كه غسل حيض و غيره نمى‏كرد.
    سهيل: گمركچى‏يى بود در يمن.
    زهره: زنى نصرانى بود، و اين زن همان است كه هاروت و ماروت را فريفت.
    حالا از اینکه به یهودی ها و مسیحی ها فحاشی شده بگذریم، آیا این حدیث صحت داره؟ آیا واقعا پیامبر چنین حرفی زده؟

    ممنون.


    کارشناس بحث : صدیقین
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ در ساعت ۱۹:۱۰
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    چرا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    آیا این حدیث صحت داره؟ آیا واقعا پیامبر چنین حرفی زده؟
    سلام
    خب چرا ادرس حدیث رو ننوشتی!
    حتما تو اون کتابی که اسمش رو نوشتی تو پاورقیش آدرس رو نوشته! اگر زحمت نیست آدرس رو هم ذکر کن تا بررسی کنیم!
    اما توضیح متن حدیث به عهده کارشناسا!

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    بنده در حال مطالعه یک سری منابع اسلامی بودم که به این مطلب برخوردم، در کتاب نصایح و سخنان چهارده معصوم (ع) و هزار و یک سخن نوشته آیت الله مشکینی
    سلام به همه دوستان
    در فضل و علم و تبحر آیة الله مشکینی تردیدی نیست. کتاب نصایح آیة الله مشکینی اگر چه در نوع خودش جالب و خواندنی است اما از منابع دست اول یا مهم اسلامی محسوب نمی شود. نام کتاب نصایح است و برخی پندها و موعظه های معصومین و بعضا غیر معصومین در آن گردآوری شده است و برای این کار هم از کتاب های مختلف روایی و ... استفاده شده است. خداوند ایشان را غریق رحمت خود فرماید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    على (عليه السلام) فرمايد:
    از پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله) پرسيدم:
    حيوانات مسخ شده كدامند؟ فرمود: سيزده تا: فيل، خرس، خوك، ميمون، مارماهى، سوسمار، شب پره (يا پرستو)، كرم سياه آبى، عقرب، عنكبوت، خرگوش، سهيل و زهره (نام دو حيوان دريايى است).
    پرسيدند: علت مسخ اينها چه بوده؟ فرمود:
    فيل: مردى لوطى (اهل لواط) بود.
    خوك: عده‏اى نصرانى بودند كه از خدا خواستند غذاى آسمانى بر آنها بفرستد و با اين كه خواسته‏شان عملى شد بر كفر خود افزودند.
    ميمون: كسانى بودند كه روز شنبه بر خلاف دستور دينشان ماهى گرفتند.
    مارماهى: مرد ديوثى بود كه همسرش را در اختيار مردم مى‏گذاشت.
    سوسمار: باديه نشينى بود كه، سر راه بر حاجيان مى‏گرفت و اموالشان را مى‏ربود.
    شب پره: دزدى بود كه، خرماهاى مردم را از سر درختان سرقت مى‏كرد.
    كرم سياه: سخن چينى بود كه، ميان دوستان جدايى مى‏انداخت.
    عقرب: مرد بدزبانى بود كه هيچكس از نيش زبانش آسوده نبود.
    عنكبوت: زنى بود خيانتكار به شوهر.
    خرگوش: زنى بود كه غسل حيض و غيره نمى‏كرد.
    سهيل: گمركچى‏يى بود در يمن.
    زهره: زنى نصرانى بود، و اين زن همان است كه هاروت و ماروت را فريفت.
    حالا از اینکه به یهودی ها و مسیحی ها فحاشی شده بگذریم، آیا این حدیث صحت داره؟ آیا واقعا پیامبر چنین حرفی زده؟
    در کتاب نصایح که این روایت از آنجا نقل شده، توضیحی در ادامه نقل حدیث آمده که معنای حدیث را روشن می کند؛ بنده متن روایت و توضیح آن را نقل می کنم:

    على- عليه السّلام- فرمايد: از پيغمبر- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- پرسيدم: حيوانات مسخ شده كدامند؟ فرمود: سيزده تا: فيل، خرس، خوك، ميمون، مارماهى، سوسمار، شب‏پره (يا پرستو)، كرم سياه آبى، عقرب، عنكبوت، خرگوش، سهيل و زهره (نام دو حيوان دريايى است).
    پرسيدند: علت مسخ اينها چه بوده؟
    فرمود: فيل: مردى لوطى (اهل لواط) بود.
    خرس: مرد مأبونى بود كه مردها را به خود مى‏خواند.
    خوك: عده ‏اى نصرانى بودند كه از خدا خواستند غذاى آسمانى بر آنها بفرستد و با اين كه خواسته‏ شان عملى شد بر كفر خود افزودند.
    ميمون: كسانى بودند كه روز شنبه بر خلاف دستور دينشان ماهى گرفتند.
    مارماهى: مرد ديوثى بود كه همسرش را در اختيار مردم مى‏ گذاشت.
    سوسمار: باديه نشينى بود كه، سر راه بر حاجيان مى‏گرفت و اموالشان را مى‏ ربود.
    شب‏پره: دزدى بود كه خرماهاى مردم را از سر درختان سرقت مى‏ كرد.
    كرم سياه: سخن‏ چينى بود كه، ميان دوستان جدايى مى‏ انداخت.
    عقرب: مرد بدزبانى بود كه هيچكس از نيش زبانش آسوده نبود.
    عنكبوت: زنى بود خيانتكار به شوهر.
    خرگوش: زنى بود كه غسل حيض و غيره نمى‏ كرد.
    سهيل: گمرك چینى بود در يمن.
    زهره: زنى نصرانى بود، و اين زن همان است كه هاروت و ماروت را فريفت.

    استاد مشکینی در ادامه این روایت می نویسد:
    مرحوم شيخ صدوق فرمود: انسان هايى كه مسخ مى‏ شوند بيش از سه روز زنده نمى‏ مانند و تناسل هم نمى‏ كنند. حيواناتى كه اينک مسخ شده ناميم به طور مجاز اين نام بر آنها نهاده‏ اند چون مسخ شده‏ ها به اين شكل بوده‏ اند، اما اين كه گوشت اينها حرام است براى همان شباهت به مسوخ است، خدا خواسته از اين گوشت ها استفاده نكنند تا عذاب الهى در نظرشان بزرگ جلوه كند. (نصايح، ص 339)

    فکر نمی کنم با این توضیحی که استاد مشکینی در ادامه مطلب آورده اند، چندان نیازی به توضیح باشد.

    همان طور که آیة الله مشکینی نقل نموده اند، شیخ صدوق در خصال بعد از نقل روایت می نویسد:
    مسخ‏ شده‏ ها بيش از سه روز نماندند و مردند و نسلی از آنها باقی نماند. اين حيواناتى كه اكنون مسوخ ناميده مى‏ شوند [مثل میمون و خوک و ...]، نام مستعار و مجازى براى آنهاست و آنها به شكل مسخ‏ شده‏ هايى هستند كه خداوند گروهى را به سبب معصيت به آن شكل مسخ نموده و نعمت‏هايى را كه داشتند تغيير داد لذا خداوند خوردن گوشت این حیوانات را حرام كرد تا از آنها استفاده نشود و عقوبت آن گنهکاران مسخ شده در نظر مردم كوچک شمرده نشود. (الخصال، ج‏2، ص 49)

    نتیجه اینکه:
    انسان هایی در گذشته گناهانی انجام دادند و خدای متعال بنا براین روایات (که حالا فرض کنیم از نظر سندی هم درست باشد)، آنها را به عقوبت تکرار گناهانشان مسخ نمود و به شکل حیواناتی که نام برده شده درآورد. این افراد مسخ شده سه روز بیشتر زنده نمی ماندند و از بین می رفتند و فرزندی از آنها زاده نمی شد و نسلی نداشتند. به طور طبیعی مردمی که احیانا گناهان و آلودگی های آنها را می دیدند و احیانا از دست آنان آزار دیده بودند، عاقبت آنها و مسخ شدنشان را هم می دیدند، لذا خداوند گوشت حیواناتی که آنها به شکلشان درآمده بودند را حرام اعلام نمود تا بزرگی این مجازات در اذهان عمومی شکسته نشود و مایه عبرت بینندگان شود و هرگز به آن گناهان و آلودگی ها رو نیاورند!

    مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار بابی آورده با عنوان «أنواع المسوخ و أحكامها و علل مسخها» و این روایت به همراه روایات مشابه دیگر را در ذیل آن نقل نموده است. (بحارالانوار، ج62، ص220)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ در ساعت ۱۴:۴۷

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    آیا در این روایات به یهود و نصارا فحاشی شده؟!




    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    حالا از اینکه به یهودی ها و مسیحی ها فحاشی شده بگذریم
    متن روایت را نقل می کنم، ببینیم آیا مطابق ادعای جناب «وایسلی گوجا» در متن روایت به یهودیان و مسیحیان فحاشی شده یا نه!

    قسمتی از متن روایت که ناظر به یهودیان و مسیحیان است چنین است:

    «خوك: عده ‏اى نصرانى بودند كه از خدا خواستند غذاى آسمانى بر آنها بفرستد و با اين كه خواسته‏ شان عملى شد بر كفر خود افزودند.
    ميمون: كسانى بودند كه روز شنبه بر خلاف دستور دينشان ماهى گرفتند.
    زهره*: زنى نصرانى بود، و اين زن همان است كه هاروت و ماروت را فريفت. [البته ترجمه دقیق تر، مطابق متن روایت بحار الأنوار (ج‏62 ، ص22) چنین است: زهره زنی بود که او را ناهید می نامیدند و او کسی بود که مردم درباره او می گفتند: هاروت و ماروت به واسطه او فریفته شدند!]» (نصايح، ص 339)

    همان طور که متن روایت (که در پست قبل، متن کامل آن را ذکر نمودم) تصریح شده که از میان سیزده مورد افراد مسخ شده، سه موردش مربوط به گناه کارانی است که یهودی یا مسیحی بودنده اند.

    اولی مربوط به عده ای از افراد مسیحی مذهب بود که آیت و نشانه روشنی از حق تعالی درخواست نمودند و خواسته شان اجابت شد و آیات الهی را به روشنی دیدند اما پس از آن باز کفر ورزیدند و خدا و آیاتش را به نحوی انکار نمودند. خدای متعال هم این افراد را به مجازات کفرشان مسخ نمود و به شکل خوک درآورد.

    دومی مربوط به عده ای از یهودیانی بود که از دستور خداوند مبنی بر عدم ماهی گیری در روز شنبه سرپیچی کردند و به خاطر این گناهشان به صورت بوزینه مسخ شدند که داستانشان هم در قرآن آمده:

    وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ (بقره/65)
    به طور قطع از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شده ‏ايد! ما به آنها گفتيم: «به صورت بوزينه‏ هايى طردشده درآييد!»

    خلاصه این ماجرا چنين بود: خداوند به يهود دستور داده بود، روز شنبه را تعطيل كنند. گروهى از آنان كه در كنار دريا مى‏ زيستند به عنوان آزمايش دستور يافتند در روز شنبه از دریا ماهى نگيرند، ولى از قضا روزهاى شنبه كه مى‏ شد، ماهيان فراوانى در آنجا جمع می شد. آنها به فكر حيله‏ گرى افتادند و با كلاه شرعى روز شنبه از آب ماهى گرفتند، به این صورت که در كنار دريا حوضچه‏ هايى ترتيب دادند و راه آن را به دريا گشودند. روزهاى شنبه راه حوضچه‏ ها را باز مى‏ كردند و ماهيان‏ فراوان همراه آب وارد آنها مى‏ شدند، اما به هنگام غروب كه مى‏ خواستند به دريا بازگردند، راهشان را محكم مى‏ بستند، سپس روز يكشنبه شروع به صيد آنها مى‏ كردند و مى‏ گفتند خداوند به ما دستور داده است صيد ماهى نكنيد، ما هم صيد نكرده‏ ايم بلكه تنها آنها را در حوضچه‏ ها محاصره نموده‏ ايم‏! و البته می دانستند که دارند با کلاه شرعی باطل، از فرمان الهی سرپیچی می کنند. خداوند نیز آنان را به جرم اين نافرمانى مجازات كرد و چهره‏ شان را از صورت انسان به میمون مسخ نمود. (تفسير نمونه، ج‏1، ص 297 و ج‏6، ص422)

    مورد سوم هم مربوط به زنی مسیحی بود که برخی مردم درباره او گفتند: هاروت و ماروت به واسطه او فریفته شدند! (اصل داستانِ هاروت و ماورت در آیه 102 سوره مبارکه بقره آمده است که دوستان مراجعه بفرمایند؛ البته درباره این زن و فریب او، در آن آیه چیزی ذکر نشده است).

    به هر حال، در این سه مورد نامبرده، تنها به گروه هایی مشخص که گناهانی مشخص انجام داده بودند، اشاره و عقوبت آنها بیان شده است و هیچ گونه تعمیم و شمولی نسبت به سایر مسیحیان و یهودیان ندارد و روشن است که بیان سرگذشت عده ای گناهکار و عقوبت آنها، هیچ ارتباطی با فحاشی به یهودیان و مسیحیان ندارد (مطلب روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد).



    -----------------------------------
    * شیخ صدوق در «علل الشرائع» درباره «الزهرة» می نویسد:
    مردم در باره زهره و سهيل [که در متن روایات ناظر به مسخ شده ها بدان اشاره شده] اشتباه كرده و مى‏ گويند: «اين دو، دو ستاره ‏اند»، ولى اين طور نيست چه آنكه آن دو، دو موجود زنده دريايى بوده كه به نام اين دو ستاره موسوم مى‏ باشند؛ هم چنان که حمل (برّه) و ثور (گاو) و سرطان (خرچنگ) و اسد (شير) و عقرب (كژدم) و حوت (ماهى) و جدى (بزغاله) حيواناتى هستند كه نام ستارگان را روى آنها گذارده ‏اند و راجع به آنها كسى مرتكب اشتباه و غلط نشده است. سرّ اينكه مردم تنها نسبت به اين دو (سهيل و زهره) به اشتباه افتاده‏ اند نه غير آنها، این است كه مشاهده اين دو حيوان ممكن نبوده و نمى‏ توان آنها را شناخت زيرا آنها دو جانورى هستند كه در اقيانوسى زندگى مى‏ كنند كه بر گرد جهان مى‏ چرخد، به طورى كه كشتى بدان نرسيده و تدبيرى در آن كار نمى‏ كند. نمى‏ توان گفت خداى عزّ و جل گناهكاران را ستاره تابناكى نموده كه در بيابان و دريا وسيله هدايت باشند و تا آسمان و زمين بر پا هستند بمانند. (علل الشرائع، ج‏2، ص 488 و 489)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ در ساعت ۰۰:۵۰

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    آیا مسخ شدن ممکن است؟




    مطابق آیه 65 سوره بقره که توضیحش در پست قبلی گذشت، برخی یهودیان گنه کار به خاطر سزای عملشان، به صورت بوزینه مسخ شدند. در آیه 166 اعراف نیز متنی مشابه آیه 65 بقره آمده است و می فرماید:

    فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ (اعراف/166)
    هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند سركشى كردند، به آنها گفتيم: «به شكل ميمون هايى طردشده در آييد!»

    استاد مکارم شیرازی ذیل این آیه می نویسد:

    مسخ يا به تعبير ديگر تغيير شكل انسان به صورت حيوان، مسلما موضوعى بر خلاف جريان عادى طبيعت است، البته موتاسيون و جهش و تغيير شكل حيوانات به صورت ديگر در موارد جزئى ديده شده است و پايه‏ هاى فرضيه تكامل در علوم طبيعى امروز بر همان بنا نهاده شده، ولى مواردى كه در آن موتاسيون و جهش ديده شده صفات جزئى حيوانات است، نه صفات كلى؛ يعنى هرگز ديده نشده است كه نوع حيوانى بر اثر موتاسيون تبديل به نوع ديگر شود، بلكه‏ خصوصياتى از حيوان ممكن است دگرگون گردد، و تازه جهش در نسل هايى كه به وجود مى‏ آيند ديده مى‏ شود، نه اينكه حيوانى كه متولد شده است با جهش تغيير شكل دهد، بنا بر اين دگرگون شدن صورت انسان يا حيوانى به صورت نوع ديگر امرى است خارق العاده.

    اما بارها گفته‏ ايم مسایلى بر خلاف جريان عادى طبيعى وجود دارد: گاهى به صورت معجزات پيامبران و زمانى به صورت اعمال خارق‏ العاده‏ اى كه از پاره‏ اى از انسانها سر مى‏زند هر چند پيامبر نباشند (كه البته با معجزات متفاوت است)، بنا بر اين پس از قبول امكان وقوع معجزات و خارق عادات، مسخ و دگرگون شدن صورت انسانى به انسان ديگر مانعى ندارد.

    و همانطور كه در بحث اعجاز انبياء گفته‏ ايم، وجود چنين خارق عاداتى نه استثناء در قانون عليت است نه بر خلاف عقل و خرد، بلكه تنها يك جريان عادى طبيعى در اين گونه موارد شكسته مى‏ شود كه نظيرش را در انسان هاى استثنايى كرارا ديده‏ ايم؛ بعضى از نويسندگان معاصر، با ذكر مدارک زنده ‏اى نمونه‏ هاى فراوانى از انسان ها يا حيوان هاى استثنايى را جمع آورى كرده ‏اند كه كاملا جالب است از جمله كسانى كه با انگشتان خود مى ‏توانستند خطوط را بخوانند يا بانويى كه به فاصله دو ماه وضع حمل مجدد كرد و در هر نوبت دو فرزند به دنيا آورد و يا كودكى كه قلبش در بيرون قفسه سينه قرار داشت و یا بانويى كه تا لحظه وضع حمل از باردار بودن خود هي چگونه اطلاعى نداشت و مانند آن؛ براى اطلاع از مدارك آنچه در بالا گفته شد به كتاب آيا صبح نزديك نيست صفحه 84 تا 86 مراجعه نمائيد.

    بنا بر اين هيچ مانعى ندارد كه مفهوم ظاهر كلمه مسخ را كه در آيه فوق و بعضى ديگر از آيات قرآن آمده است بپذيريم و بيشتر مفسران هم همين تفسير را پذيرفته ‏اند.

    اينكه بعضى ايراد كرده ‏اند كه مسخ بر خلاف قانون تكامل و موجب بازگشت و عقب‏ گرد در خلقت است، درست نيست زيرا قانون تكامل مربوط به كسانى است كه در مسير تكاملند، نه آنها كه از مسير انحراف يافته و از محيط شرایط اين قانون به كنار رفته ‏اند؛ فى المثل يك انسان سالم در سنين طفوليت مرتبا رشد و نمو مى‏ كند اما اگر نقایصى در وجود او پيدا شود، ممكن است نه تنها رشد و نموش متوقف گردد بلكه رو به عقب برگردد و نمو فكرى و جسمانى خود را تدريجا از دست بدهد.

    در هر حال بايد توجه داشت كه مسخ و دگرگونى جسمانى متناسب با اعمالى است كه انجام داده ‏اند، يعنى چون عده‏ اى از جمعيت‏ هاى گنهكار بر اثر انگيزه هواپرستى و شهوت‏رانى دست به طغيان و نافرمانى خدا مى‏ زدند و جمعى با تقليد كوركورانه كردن از آنها آلوده به گناه شدند، لذا به هنگام مسخ، هر گروه به شكلى كه متناسب با كيفيت اعمال او بوده ظاهر مى‏ شده است.

    البته در آيات مورد بحث تنها سخن از قردة (ميمونها) به ميان آمده است و از خنازير (خوک ها) سخنى نيست، ولى در آيه 60 سوره مائده گفتگو از جمعيتى به ميان آمده است كه به هنگام مسخ به هر دو صورت فوق (بعضى قرده و بعضى خنازير) تغيير چهره دادند، كه به گفته بعضى از مفسران مانند ابن عباس، آن آيه نيز در باره همين اصحاب سبت است كه پير مردان سرجنبانان شكم‏پ رست و شهوت‏ پرستشان به خوك و جوانان مقلد چشم و گوش بسته كه اكثريت را تشكيل مى‏ دادند به ميمون تغيير چهره دادند.

    مطابق روايات، مسخ ‏شدگان تنها چند روزى زنده مى‏ ماندند و سپس از دنيا مى‏ رفتند و نسلى از آنها به وجود نمى‏ آمد. (تفسير نمونه، ج‏6، ص 424)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۳۰ در ساعت ۰۸:۱۹

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    680
    حضور
    7 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1499



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان
    در فضل و علم و تبحر آیة الله مشکینی تردیدی نیست. کتاب نصایح آیة الله مشکینی اگر چه در نوع خودش جالب و خواندنی است اما از منابع دست اول یا مهم اسلامی محسوب نمی شود. نام کتاب نصایح است و برخی پندها و موعظه های معصومین و بعضا غیر معصومین در آن گردآوری شده است و برای این کار هم از کتاب های مختلف روایی و ... استفاده شده است. خداوند ایشان را غریق رحمت خود فرماید.

    مطلبی که جناب وایسلی گوجا از کتاب نصایح آقای مشکینی نقل کرده اند، به صورت گزیده نقل شده و اگر تمام متن را نقل می کردند، پاسخشان در ادامه آن درج شده بود! شرط امانت در نقل اینست که گزیده کاری نکنیم و همه مطلب را نقل کنیم! بنده همه متن مذکور را از کتاب نصایح نقل می کنم و دوستان خواهند دید که متن مذکور اگر تا پایان نقل می شد هیچ ایراد عقلی و هیچ گونه تعجبی نداشت:

    فکر نمی کنم با این توضیحی که استاد مشکینی در ادامه مطلب آورده اند، چندان نیازی به توضیح باشد.
    سوال من در رابطه با حدیث بود نه کتاب آیت الله مشکینی، قسمت بعدی توضیحات آیت الله مشکینی بود نه ادامه حدیث، بنده امانت در نقل حدیث رو کاملا رعایت کردم. لطفا ندانسته اتهام نزنید

    ممنون بابت پاسخ شما
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    چرا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    680
    حضور
    7 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1499



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    متن روایت را نقل می کنم، ببینیم آیا مطابق ادعای جناب «وایسلی گوجا» در متن روایت به یهودیان و مسیحیان فحاشی شده یا نه!

    قسمتی از متن روایت که ناظر به یهودیان و مسیحیان است چنین است:

    «خوك: عده ‏اى نصرانى بودند كه از خدا خواستند غذاى آسمانى بر آنها بفرستد و با اين كه خواسته‏ شان عملى شد بر كفر خود افزودند.
    ميمون: كسانى بودند كه روز شنبه بر خلاف دستور دينشان ماهى گرفتند.
    زهره: زنى نصرانى بود، و اين زن همان است كه هاروت و ماروت را فريفت.» (نصايح، ص 339)

    همان طور که متن روایت (که در پست قبل، متن کامل آن را ذکر نمودم) تصریح شده که از میان سیزده مورد افراد مسخ شده، سه موردش مربوط به گناه کارانی است که یهودی یا مسیحی بودنده اند.

    به هر حال، در این سه مورد نامبرده، تنها به گروه هایی مشخص که گناهانی مشخص انجام داده بودند، اشاره و عقوبت آنها بیان شده است و هیچ گونه تعمیم و شمولی نسبت به سایر مسیحیان و یهودیان ندارد و روشن است که بیان سرگذشت عده ای گناهکار و عقوبت آنها، هیچ ارتباطی با فحاشی به یهودیان و مسیحیان ندارد (مطلب روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد).
    کاملا واضح هست که فحاشی شده. نیازی نبود به یهودی و مسیحی بودن این افراد اشاره بشه همونطور که در سایر موارد به دین و سابقه اون افراد اشاره ای نشد و اتفاقا دین این افراد هم بی ربط به موضوع بود (به خصوص در مورد خوک و زهره) و اصلا نیازی نبود گفته بشه دین این افراد چه بوده. مسلما بیان دین این افراد در اینجا حکم توهین را داشت.

    مثل اینکه شخصی بگوید " یک مسلمان در کشور x بمب گذاری کرد". این توهین به مسلمانان است.
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    چرا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    سوال من در رابطه با حدیث بود نه کتاب آیت الله مشکینی، قسمت بعدی توضیحات آیت الله مشکینی بود نه ادامه حدیث، بنده امانت در نقل حدیث رو کاملا رعایت کردم. لطفا ندانسته اتهام نزنید
    ببخشید که فضولی میکنم اما خب آیت الله مشکینی که از خودش اون توضیحات رو در نیاوردند واقعیت رو گفتند! واقعیت واقعیت است ! اینکه چه کسی گفته باشد که مهم نیست مهم این است که اتفاق افتاده باشد! در ضمن من اطلاع دقیقی ندارم اما اینجور که کارشناس گفت فکر کنم شیخ صدوق تو سند اصلی این توضیحات رو بعد از روایت آوردند یعنی جزو روایته!

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    سلام به همه دوستان

    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    سوال من در رابطه با حدیث بود نه کتاب آیت الله مشکینی
    بنده سؤال شما را به صورت مستدل و مجزا پاسخ داده ام. توضیحی که درباره کتاب آقای مشکینی دادم به خاطر این بود که شما خواسته یا ناخواسته آن را به عنوان یکی از منابع مطالعه اسلام معرفی کرده بودید. توضیح مربوطه را عرض کردم تا جایگاه کتاب مشخص شود و بدانیم که هر کتابی _ و لو اینکه کتابی خوب و ارجمند باشد_ به عنوان منبع مطالعاتی دین محسوب نمی شود؛ کلام شما که ناظر به این مطلب بود را هم نقل قول کردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    قسمت بعدی توضیحات آیت الله مشکینی بود نه ادامه حدیث
    ظاهرا پاسخ بنده را درست مطالعه نفرمودید. جناب آیة الله مشکینی حتی یک کلمه هم از خودشان توضیحی ارائه نمی دهند بلکه کلام شیخ صدوق که برگرفته از برخی روایات است را نقل کرده اند. بنده برای روشن تر شدن مطلب، اصل کلام صدوق که در کتاب خصال آمده را هم نقل نمودم. پست 3 را دوباره مطالعه بفرمایید. شیخ صدوق در کتاب دیگرش (یعنی من لایحضره الفقیه) می نویسد: روایت شده که مسخ شده ها سه روز بیشتر زنده نمی ماندند پس خداوند از [خوردن گوشت] حیواناتی که آنها به شکل آن حیوانات مسخ شده بودند، نهی فرمود؛ وَ رُوِيَ أَنَّ الْمُسُوخَ لَمْ تَبْقَ أَكْثَرَ مِنْ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فَإِنَّ هَذِهِ مُثِّلَ بِهَا فَنَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ أَكْلِهَ (من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص337، ح 4198)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۶:۱۰

  18. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    کاملا واضح هست که فحاشی شده. نیازی نبود به یهودی و مسیحی بودن این افراد اشاره بشه همونطور که در سایر موارد به دین و سابقه اون افراد اشاره ای نشد و اتفاقا دین این افراد هم بی ربط به موضوع بود (به خصوص در مورد خوک و زهره) و اصلا نیازی نبود گفته بشه دین این افراد چه بوده. مسلما بیان دین این افراد در اینجا حکم توهین را داشت
    انکار بدیهیات می فرمایید، دوست خوب! کجای مطلب فحاشی است؟! معنای فحاشی عوض شده، یا متن عبارت فحشی دارد که شما می بینید و ما نمی بینیم؟!

    شما می فرمایید چون از نام دین بقیه افراد اسمی برده نشده پس نام بردن از دین چند گروه از آن گناهکاران یعنی فحش دادن به دین آنها! این دیگر چه استدلالی است؟! مگر نام بردن از دین کسی، فحش تلقی می شود؟! اگر از دین سایر افراد اسم برده نشده ممکن است به این خاطر باشد که آن افراد یا به کلی بی دین و کافر بوده اند و به هیچ دین و آیینی معتقد نبودند و یا اینکه در میان قوم پیامبرانی بوده اند که دینشان نام خاصی نداشته است، مثلا آیین صالحِ پیامبر، نام خاصی ندارد، یا مثلا آیین اسماعیلِ پیامبر، نام خاصی ندارد و کسی با نام خاصی از آیین آنها یاد نمی کند، زیرا بسیاری از پیامبران، صاحب شریعت نبوده اند بلکه مبلّغ شریعت های پیشینشان بوده اند. یهودیت و مسیحیت دو دین مطرح و بزرگ قبل از پیامبر اسلام بوده است. حضرت طبق این روایت می فرماید: در میان یهودیان چند نفر فلان گناه را کردند و فلان عقوبت را چشیدند و در میان مسیحیان هم چند نفر فلان گناه را کردند و به فلان عذاب گرفتار شدند. کجای این سخن فحش دارد؟!

    قرآن کریم پُر است از آیاتی که سرگذشت عاد و ثمود و اصحاب الایکه و قوم موسی و عیسی و بسیاری از پیامبران دیگر را نقل می کند؛ هم خوبی هایشان را نقل نموده و هم خطاهایشان، مخصوصا خطاهای علمای اهل کتاب را! آیا ذکر این انحرافات برای بیمه کردن جامعه نوپای اسلامی از آن اشتباهات، از نظر شما فحش تلقی می شود؟!

    در سوره طه سرگذشت کامل موسای کلیم را بیان می کند و در میانه داستان از برخی انحرافات قوم او مانند گوساله پرستی و فریفته شدن به دست سامری سخن می گوید و سرگذشت آنها را مایه عبرت و اندرز معرفی می کند تا مسلمین هم به آن انحرافات بزرگ دچار نشوند. آیا ذکر این عبرت ها که مایه اندرز و بیداری است، از نظر شما فحاشی محسوب می شود؟!

    اگر اینها فحاشی است، پس باید همه سرگذشت ها و عبرت های پیشینیان را فحاشی بدانید زیرا در بسیاری از آنها از نام دین آن فرد گنه کار اسم برده شده! نیز باید کتاب های تاریخی را کتاب های سراسر فحش و ناسزا بدانید زیرا پُر است از نقل رخدادها و عبرت های گذشتگان، آن هم نه فقط با ذکر عنوان یهودی و مسیحی، بلکه با ذکر مشخصات دقیق آنها.

    می بینید که فرضیه شما سر از ناکجا آبادی در می آورد که خودتان هم بدان معتقد نیستید(!)، و این بدان معناست که اصل فرضتان (یعنی فحاشی نامیدن این امور) باطل است.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۷:۳۸

  19. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود