صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه دين در زندگی انسان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082

    فلسفه دين در زندگی انسان




    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    چرا؟؟؟ چون اسلام دین حق است و بقیه باطل؟!!!


    دقیقا! اسلام میتونه با هردینی که بگی مناظره کنه و پیروز بشه! شما اگر ادعا میکنی دین دیگری بر حق است بسم الله.. بیا و مناظره کن! هرکس فکر میکند دینش بر حق است ما آماده مناظره هستیم!
    پس اگر بین اسلام و دیگر ادیان فرق میگذاریم چون واقعا فرق دارد چون بر حق است! چون قادریم جواب همه را بدهیم! منطق میگوید دینی باید تبلیغ و نشر پیدا کند که از همه کامل تر و مستند تر و محکم تر و علمی تر و بر حق تر باشد! که این دین در حال حاضر اسلام است !
    کسی اگر خلاف این را میگئید اول باید بیاید جواب علمای اسلام را بدهد اگر پیروز شد آنوقت حق دارد برود دینش را نشر بدهد!
    اگر اسلام اجازه ی امر به معروف و نهی از منکر را دارد دلیلش این است که هیچ دین و مذهبی نمیتواند جواب اسلام و شیعه را بدهد پس طبیغی است دینی که بر حق است باید نشر پیدا کند نه دینی که موجب بیماری است!
    شما تصور بفرمایید براي درمان يک بيماري چندین دارو تهيه شود که در بين انها يکي از همه بهتر است و کار ايي بيشتري دارد در همه جاي دنيا و همه دکترها و عقلا ميگويند بايد اين داروي بهتر توزيع
    و داروهايي را که کارايي کمتري دارند جمع اوري شود !

    بعد یک نفر بلند میشود میگوید من مثلا برای سرطان یک داروی فوق العاده کشف کردم!
    بعد به جای اینکه برود این دارویش را به متخصصان و آزمایشگاه نشان دهد تا آن را آزمایش کنند و به صحت این ادعا پی ببرند مستقیم میرود بین مردم کوچه و بازار و برای دارویش تبلیغ میکند بعد هم میگوید مردم مختارند که از این استفاده بکنند یا نکنند! شما حق ندارید جلوی تبلیغات من را بگیرید
    خب این کار از نظر شما منطقی است؟
    وقتی ادعای داروی فوق العاده ی شما هنوز پیش متخصصان اثبات نشده است آیا منطقی است که به شما اجازه ی تبلیغ دارو داده شود؟ شما این موضوع و این مثال رو برو از کافر ترین انسان ها بپرس اگر یک کلاس سواد داشته باشند میگویند غیر منطقی است!
    میدانید چرا؟
    چون ریسک است که دارویی که هنوز متخصصان تایید نکردند بین مردم عام نشر پیدا کند! چون حتی اگر یک نفر گول تبلیغات را بخورد و از دارو استفاده کند جانش در خطر میافتد!
    چون جان مردم برای قانون گذار مهم است!

    (حالا این مثال را برای دین اسلام و مردم منطبق کن)
    (دارو دین اسلام است که برای سعادت مردم ارزش قائل شده است در واقع خدا برای مردم ارزش قائل شده است و دوست دارد همیشه بر حق ترین دین تبلیغ شود و دین ناقص تبلیغ نشود چون حتی اگر یک نفر گول تبلیغات را بخورد سعادتش به خطر میفتد! )
    ویرایش توسط asad : ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۲:۵۴
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علم و تحقيق درمورد انسان و سرنوشت انسان دردست کیست
    نوشته
    642
    حضور
    15 روز 14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1302



    بنام او

    نقل قول نوشته اصلی توسط magoot نمایش پست ها
    یک سوال:
    من پدر و مادرم مسلمان اند.
    من هم تازگی به سنی رسیدم که بتوانم راجع به خدا و ادیان تصمیم بگیرم(15 سال و6ماه).
    اگر (به هر دلیل)نخواهم مسلمان باشم آیا اعدام دارد؟اگر دارد به نظرم منطقی نیست چون پدرو مادرم مسلمان هستند من مجبور به قبول اسلام از ترس جانم باشم.همه میدانند همچین اعتقادی 2قران نمی ارزد
    جوان 15 سال و 6 ماه كه الان اگرخدا حفظت كرده باشد شدي15 سال و 10 ماه .. فكرنميكني سن و سالت براي تصميم گيري دراين مورد كمي كم است و فكرنميكني اگركمي دست نگهداري و بگذاري كمي بيشتربزرگ تر شوي بهتر باشد .. به اين دليل كه ..
    انتخاب دين كارچندان آساني نيست و تغيير آن نيز..
    شما بجاي اينكه الان با عجله و شايد روي تعصب سن وسالي كه داري يك حرف ميزني ويك كاري ميكني وبنظرت هم ميرسد كاملا درسته .. ولي زماني كه به سن27 يا 37 يا بالاترآن برسي خودت شايد خنده ات بگيره براي فكروكارامروزت ..
    بنابراين بجاي انتخاب دين دراين سن و سال .. بفكرتحقيق و رفع شبهات ديني ات درچنين مكانهايي باش كه بدون غرض ورزي و صادقانه تو را كمك خواهند نمود و ابتدا بفكر رفع موانعي باش كه تو را به اين راه وفكر كشانده و اگر دراين بين وپس ازتحقيقات كاملت و سوال درمورد هرچه كه تورا به اين فكروكاركشانده .. شبعاتت رفع نشد و نگفتي كه :
    به حق كه اسلام كاملترين و بهترين دينه و بحق كه شيعه نيز بهترين و متمدن ترين مذهبه ..
    آنوقت هرآنچه گمان بردي كه خوب است با خداي خوب خود انجامش بده و بدان كه حتي اگراعلامش هم نكني و اين كاررا دل هم انجام دهي .. هم دراين دنيا و هم درآن دنيا بايد به چند سوال خدا پاسخ بدي .. بفكرپاسخگويي به خداهم باش كه ازدلت آگاه ست كه روي چه منظور و غرضي دين و ايمانت را تغيير ميدهي ..

    باعذر ومعذرت و انشاا...كه بعدازگذشت اين4يا5ماه دوباره سري به اين پست بزني .. واگرهم تو نزدي مثل تو بزنند كه بدانند ما هم تمام اين راهها را رفتيم و درنهايت و پس از مدارك وشواهدي كه براي خودم حداقل خوب بودند .. تازه دريافتم كه اسلام آنچنان هم پايش روي پوست خربزه وموزنيست كه بخواهد يكنفربا سخن پراكني برعليه اش زود زمينش بزند و شايد اين وضعيت { تغيير دين } درحال حاضر بيشترجنبه مادي دارد كه اكثريت متاسفانه چنين گمان كرده اند كه اگراسلام يا شيعه خوب بودند .. خوب پس خدا ميبايست بهشان بيشترميداد و هواشونم بيشترميداشت و شايد اين تنها دليليه كه من درتحقيقات ناچيزم دراين مورد بهش يرخورد نمودم كه نوجوان يا جواني مانند تو چنين گمان اشتباهي درمورد دين ومذهب كرده .. والبته شايد هم اشتباه فهمي ازطرف من بوده يا باشد .. نميدانم .. درهرصورت انتهاي كلامم و آنچه منظوروهدف است اينكه تا ميتواني دست نگه دار و بعدها اين كاررااگرخواستي انجامش بده .. مثلا در سن سي به بالا .. چون دراين سن به پختگي بيشتري رسيدي و درتحقيقات قرآني ات و اضافه نمودن اين كلام گهربار از رهبرعزيزمان كه قرآن نيزمانند كتاب حافظ وسعدي احتياج به تفسير و ترجمه دارد در مواقعي كه ممكن است برخي آيات كمي گيجت كنند .. سبب آرامشت خواهدشد كه باخود بگويي .. مطمئنا كلامي ست كه ازدرك من فعلا خارج مانده و انشاا... با تحقيقات بيشتر..پاسخ اين سردرگمي نيز مرتفع خواهدگرديد وانشاا... كه چنين شود ..
    والبته بعدازتمام اين صحبتها .. اين حرفي كه شمازديد و اين تصميمي كه شما ميگوييد ميخواهيد بگيريد يا قصد انجامش راداريد .. به هيچ عنوان با اين شعارتان همخواني و صداقت پيدانميكند .. چون شما درشعارتان گفتيد بدنبال كشف حقيقت ازصفرهستم .. ولي تصميم خود را گرفته ايد ؟؟ بنابراين چنين بنظرميرسد كه چنان هم بدنبال كشف حقيقت نميباشيد و يا سن وسالتان بيشترازشعارتان ميباشد ؟؟
    موفق باشيد..

    باتشكر..

    ویرایش توسط آینده : ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۳:۱۸ دلیل: تصحيح جمله

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    185
    حضور
    15 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    175



    دینی باید تبلیغ و نشر پیدا کند که از همه کامل تر و مستند تر و محکم تر و علمی تر و بر حق تر باشد! که این دین در حال حاضر اسلام است !
    با درود . شما این باید را از کجا آوردید؟! اصلا چیزی به نام دین کاملتر وجود خارجی ندارد و ملاک و معیاری برایش نیست. آیا دینی که ادعای کامل بودن داره باید احکام و دستورات بیشتری در حوزه شخصی انسان داشته باشه؟ خب این که خودش یک عیب و نقص است که در هر لحظه از زندگی انسان دین دخالتی بیهوده و مزاحم وارداشته باشد! یا باید از نظر زمانی جدیدتر باشد ؟ در اینصورت بهائیت هم ادعا داره دین آخر است جایی من این را گفتم .پاسخ دادند که بهائیت فرقه ضاله است و مردم!!! به عنوان دین قبولش ندارند. البته وهابیون هم میگن شیعه فرقه ضاله است. خب مردم قبول نداشته باشن اهمیتی ندارد. هرکس با عقیده خودش زندگی میکنه و اهمیتی ندارند مردم چی میگن. وانگهی مگر همان بهائیان جزو مردم نیستند؟! اصلا ملاک و معیار برای کلمه مردم چیست؟ آیا اکثریت است؟ در اینصورت که زرتشتیان کل دنیا که چند صد هزار نفر بیشتر نیستند .در عرصه فکر و عقیده و اعتقاد دینی چیزی به نام مردم مفهومی ندارد. مناظره چیز خوبی است ولی نه لزوما برای اثبات برتری. خود شما هم چون در یک بستر فکری مسلمان و شیعه رشد پیدا کردید روی آن متعصب هستید . هیچ به اصطلاح عالم مذهبی بدون پیش داوری و با بی طرفی مناظره نمیکند. همه از ابتدا تصمیم خود را گرفته اند تا اثبات کنند عقیده آنها صحیحتر و کاملتر است. شما اگر با یک مسیحی مناظره کنید ابتدا ژست عقلانیت میگیرد ولی نهایتا میخواهد به شما بقبولاند عیسی پسرخداست! همینطور یک مسلمان شیعه با ادعای منطق و عقلانیت شروع میکند ولی نهایتا میرسد به ولایت علی و مظلومیت حسین و انتظار مهدی! به عقیده من اصلا کامل بودن دین امری توهمی و بیهوده و خارج از ظرفیت وجودی ظرف دین است. یعنی هیچ دینی کامل نیست و اصلا قرار هم نیست باشد. دین مجموعه نظرات و اعتقاداتی است که در بستری اکثرا قومی و قبیله ای و محلی شکل گرفته است و با آداب و رسوم محل شکل گرفتنش عجین شده است و در طول زمان به فراخور فرهنگ مناطقی که گسترش یافته چیزهایی به آن اضافه شده و شاخ و برگ پیدا کرده است(مثل اصالت ویژه پیدا کردن مراسم محرم در ایران) و اصلا کامل بودن و ناقص بودن برای دین مفهوم ندارد. طبیعی است که در یک جامعه آزاد هر کسی میتواند عقیده خود را تا جایی که آزادی دیگران را سلب نکند اشاعه دهد و هیچ دین و یا ایدئولوژی خاصی اصالت ندارد. اینکه بگوییم انسان آزاد است ولی نهایتا باید اسلام را انتخاب کند چون حق است . شبیه این است که بگوییم آزادی هر رنگی را انتخاب کنی به شرطی مشکی باشد چون خیلی سنگین و برازنده است! پس اختیار و حق انتخاب انسان این وسط چه میشود؟!
    ویرایش توسط atila133f : ۱۳۹۱/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۲:۵۸

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط atila133f نمایش پست ها
    دینی باید تبلیغ و نشر پیدا کند که از همه کامل تر و مستند تر و محکم تر و علمی تر و بر حق تر باشد! که این دین در حال حاضر اسلام است !
    با درود . شما این باید را از کجا آوردید؟! اصلا چیزی به نام دین کاملتر وجود خارجی ندارد و ملاک و معیاری برایش نیست.
    جناب atila133f بخاطر طولاني بودن متن حضرتعالي همه آنها را در گيومه نياوردم
    و اما در مورد اظهارات حضرتعالي بايد بگويم بزرگترين اشتباه تفكرات اين چنيني اين است كه دين را از جهان بيني مادي مي نگرند و به اصطلاح عينك مادي گرايي به چشم مي زنند وقتي ما ديدگاهمان درباره قوانين الهي به اين صورت در آمد نتيجه اين ميشود كه دين را مانند ابزاري در جهان مادي تصور ميكنيم در حاليكه دين مجموعه ايي از قوانيني است كه براي انسان بما هو انسان لازم است يعني لازمه تكليف داشتن بشر داشتن دين است دين باعث هدايت تكليفي انسان به سر حد كمال وجودي مي شود
    شما در هيچ يك از ملتها و حتي اقوام بدوي و حتي انسانهاي ماقبل تاريخ نميتوانيد سراغ داشته باشيد كه پيرو مذهب و آئين هر چند مادي خاصي نبوده باشند حتي همين قريش زمان پيامبر دين را قبول داشتند منتها راه و روش را اشتباه رفتند پيامبر هم نيامد بفرمايد دين دار باشيد بلكه فرمود به ديني كه در آن دين خدا پرستش شود بيائيد
    گرايش به دين و مذهب در فطرت انسانها نهفته هست اين چيزي نيست كه بالعرض به انسان عطا شده باشد در روايات هم هست كه اگر شما بچه ايي را تحت هيچ تربيتي قرار ندهيد آن بچه فطرتا گرايش به سمت خداوند متعال پيدا خواهد كرد
    شما فكر مي كنيد بي ديني چيز خوبي است باشد قبول ولي اگر وجدان بيداري در درونتان باشد بعد از مدتي متوجه خواهيد شد آن وجدان بيدار كه در اصطلاح قرآن به آن نفس لوامه گفته ميشود شما را بخاطر اين بي ديني ملامت و سرزنش خواهد كرد جناب آتيلا آيات قرآن را بخوانيد و بعد تشريف بيارويد براي اظهار نظر براي نمونه به دو آيه در اين مورد اشاره ميكنم

    فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون‏
    پس زمانى كه بر كشتى سوار شدند خدا را ميخوانند از روى خلوص كه توجه بغير او ندارند كه معناى دين خالص است پس چون نجات داديم آنها را بروى خشكى و بساحل رسيدند باز هم بهمان شرك اولى برميگردند.

    " وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ"
    و چون فروگيرد ايشان را موجى همچون سايه‏گسترها، در آن موقع خداى را مى‏خوانند در حالى كه دين را خالص براى خدا دانند، ولى وقتى خداوند از آن موج به خشكى رهانيدشان، بعضى از آنان بر طريقه حق ثابت مى‏مانند (و بيشتر آنان آيات ما را تكذيب و انكار مى‏كنند) و انكار نمى‏كند آيات ما را مگر هر حيله‏گر كفران كننده‏اى. سوره لقمان آيه 32
    جناب آتيلا دقت فرموديد كه همان مشركين هم در تنگنايي شديد به ياد كسي ميافتند كه قادر مطلق باشد و هما قادر مطلق هست كه در قرآن در سوره روم ميفرمايد فطر الله التي فطر الناس عليها و همان قادر مطلق است كه ميفرمايد و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هكذا آيات بيشماري كه در آن خداوند متعال بصراحه به تمام انسانها دستور ميدهد به دين رو بياورد و كاملترين دين رو بياوريد

    در پستهاي بعدي نظر جناب علامه طباطبائي اعلي الله مقامه الشريف را در تبيين دين در زندگي انسان برايتان خواهم آورد
    از خداوند متعال مسئلت مي نمائيم درهاي هدايتش را به روي هم ما باز بفرمايد ، آمين

    ادامه ....
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    گفتارى در معناى فطرى بودن دين در چند فصل‏
    [1- توضيح در مورد هدايت عامه موجودات و اينكه تمامى موجودات در مسير تكاملى خود مراحلى را طى مى‏كنند و در همه مراحل رو به سوى غايت تكوينى خود دارند]
    1- اگر انواع موجودات، از جاندار و بى جان، شعور دار و بى شعور را مورد تامل قرار دهيم كه به تدريج و يكى پس از ديگرى موجود مى‏شوند، و تكامل مى‏كنند، يعنى از خاك خشك و بى جان به سوى حيات حركت نموده، و به صورت انواع نباتات در مى‏آيند، و از نبات به سوى حيات داراى شعور حركت نموده، به صورت انواع حيوانات در مى‏آيند، و از آن مرحله نيز گذشته و به صورت موجودى عاقل در مى‏آيد، خواهيم ديد كه هر نوعى از آنها در وجود خود سيرى تكوينى، و معين دارد و داراى مراحل مختلفى است، بعضى از مراحل قبل از بعض مراحل ديگر، و بعضى بعد از بعضى ديگر است، بطورى كه نوع به هر يك از آن مراحل مى‏رسد بعد از آن كه از مرحله قبلى گذشته باشد، و به مرحله بعدى هم نرسيده باشد، و اين نوع هم چنان با طى منازل استكمال مى‏كند تا به آخرين مرحله كه نهايت درجه كمال اوست برسد.
    از سوى ديگر اين مراتبى كه در طى حركت نوع مشاهده مى‏كنيم، هر يك از آنهاملازم مقامى است كه خاص به خود او است، نه از آن جلو مى‏افتد، و نه عقب مى‏ماند، و اين ملازمت از ابتداى حركت نوع در سير وجودى‏اش تا آخرين نقطه كمالش هست، از اينجا مى‏فهميم كه پس بين همه اين مراحل يك رابطه تكوينى وجود دارد، كه چون بند تسبيح مراحل را به يكديگر وصل كرده، به طورى كه نه يك مرحله آن از سلسله مراحل حذف مى‏شود، و نه جاى خود را به مرحله‏اى ديگر مى‏دهد، از اينجا نتيجه مى‏گيريم كه پس براى اين نوع موجود، غايتى تكوينى است، كه از همان آغاز وجودش متوجه آن غايت و به سوى آن در حركت است، و از پاى نمى‏ايستد تا به آن غايت برسد.
    مثلا يك دانه گردو را اگر در نظر بگيريم مى‏بينيم كه اگر در زيرزمين قرار گيرد- البته نه هر قرارى، بلكه قرارى كه واجد شرايط نمو باشد، يعنى رطوبت به مقدار لازم، و حرارت و ساير شرايط را به مقدار لازم داشته باشد- مغز آن شروع مى‏كند به نمو، و چاق شدن، تا آنجا كه پوست را مى‏شكند، و از لاى پوست بيرون مى‏شود، و هر روز بر ابعاد حجمش افزوده مى‏شود، و هم چنان زيادتر مى‏گردد تا سر از خاك در آورد، بيرون خاك نيز بلندتر، و ضخيم‏تر مى‏شود تا به صورت درختى نيرومند و سبز و باردار در آيد.
    پس يك دانه گردو در اين سير تكاملى، حالش تغيير نمى‏كند، و از ابتداى وجودش غايت تكوينى دارد، كه خود را به آن غايت تكوينى برساند، غايتى كه گفتيم عبارت است از درختى كامل و بارور.
    همچنين اگر يك نوع از انواع حيوانات را، مثلا گوسفند را در نظر بگيريم، مى‏بينيم كه آن نيز بدون شك از همان ابتداء كه تكون پيدا مى‏كند، و در شكم مادر به صورت جنينى در مى‏آيد، متوجه به سوى غايت نوعيه‏اش مى‏باشد، و آن غايت عبارت است از گوسفندى كامل آن گوسفندى كه خواص و آثار گوسفندى دارد اين حيوان نيز از راهى كه تكوين پيش پايش قرار داده براهى ديگر منحرف نمى‏گردد، و غايت خود را فراموش نمى‏كند، و هرگز ديده نشده كه روزى از روزها گوسفند به سوى غير غايت خود سير كند، مثلا راه فيل را پيش بگيرد، و يا بخواهد درخت گردو شود.
    پس معلوم مى‏شود هر نوع از انواع موجودات مسير خاصى در طريق استكمال وجود، دارند، و آن مسير هم داراى مراتب خاصى است، كه هر يك مترتب بر ديگرى است تا منتهى شود به عالى‏ترين مرتبه، كه همان غايت و هدف نهايى نوع است، و نوع با طلب تكوينى- نه ارادى-، و با حركت تكوينى- نه ارادى-، در طلب رسيدن به آن است، و از همان ابتداء كه داشت تكون مى‏يافت مجهز، به وسائل رسيدن به آن غايت، است.
    و اين توجه تكوينى از آنجا كه مستند به خداى تعالى است، نامش را هدايت عام الهى مى‏گذاريم، و- همان طور كه متذكر شديم- اين هدايت تكوينى در هدايت هيچ نوعى از مسير تكوينى آن خطا نمى‏رود، بلكه با استكمال تدريجى و به كار بستن قوا و ادواتى، كه مجهز به آنها است، براى آسانى مسير، آن را به غايت نهايى سوق مى‏دهد. هم چنان كه فرموده:
    " رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏" «1» و نيز فرموده:" الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى‏، وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى‏ فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى‏" «2».


    (1) خداى ما آن كسى است كه همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده و سپس به راه كمالش هدايت كرده. سوره طه، آيه 50.
    (2) آن خدايى كه خلق كرد و تمام عيار خلق كرد و آن كسى كه اندازه‏ گيرى كرد و سپس هدايت نمود و آن كسى كه گياهان را رويانيد و آن را خزان و افتاده كرد. سوره اعلى، آيه 5. [.....]
    __________________________________

    ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 285

    ادامه ...
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    [2- زندگى اجتماعى و نياز به قانون ويژگى انسان است و بينش و ديدگاه انسان مبنا و تعيين كننده قوانين و سنن حاكم بر او است‏]
    2- در اين ميان نوع انسان نيز همين وضع را دارد، و از آن حكم كلى مستثنى نيست، به اين معنا كه او نيز مشمول هدايت عامه است، چون مى‏دانيم از آن روزى كه نطفه‏اش شروع به تكون مى‏كند، به سوى يك انسان تمام عيار متوجه است، انسانى كه آثار انسانيت و خواص آن را دارد، و تا رسيدن به اين هدف نهايى مرحله‏هايى را طى مى‏كند، علقه مضغه، و مضغه عظام، و سپس جنين مى‏شود، طفل مى‏گردد، مراهق مى‏شود، جوان و كامل مرد، و پير مى‏گردد.
    چيزى كه هست يك تفاوت بين انسان با ساير انواع حيوانات و نباتات و غير آن هست، و آن اين است كه: هر چند بعضى حيوانات نيز اجتماعى زندگى مى‏كنند، ليكن در قبال مدنيت بشر چيزى نيست، آرى انسان به خاطر احتياجات تكوينى بيشترى كه دارد، و نواقص بيشترى كه در وجود او هست، نمى‏تواند همه نواقص خود را خودش به تنهايى تكميل كند، و همه حوايج وجودى‏اش را خودش برآورد، به اين معنا كه يك فرد از انسان زندگى انسانى‏اش تمام نمى‏شود، در حالى كه خودش باشد و خودش، بلكه محتاج است به اينكه نخست يك اجتماع كوچك خانواده‏اى تشكيل شود، و سپس يك اجتماع بزرگ شهرى به وجود آيد، و از مسير ازدواج و تعاون و همكارى، با ديگران جمع شود، و همه با هم و با همه قواشان كه بدان مجهزند در رفع حوائج همه بكوشند، و سپس حاصل زحمات را بين همه تقسيم كنند، و هر كس به قدر شانى كه در اجتماع دارد سهم خود را از آن بگيرد.
    خواننده عزيز در مباحث سابق اين كتاب خوانده كه گفتيم: مساله مدنيت و اجتماعى زندگى كردن طبيعى انسان نيست، و چنين نيست كه از ناحيه طبيعت تحريك بر اين معنا شود، بلكه او طبيعت ديگرى دارد كه نتيجه آن به وجود آمدن قهرى مدنيت است، و
    آن اين است كه: انسان طبعا مى‏خواهد ديگران را به نفع خود استخدام كند، حال هر كس و هر چه مى‏خواهد باشد، حتى يك آهن پاره را ببيند بر مى‏دارد و مى‏گويد روزى بدرد مى‏خورد، تا چه رسد به گياهان و حيوانات، و معلوم است چنين كسى به استخدام افرادى ديگر از نوع خود جرى‏تر است، چون زبان آنها را مى‏داند، ليكن همين كه تصميم مى‏گيرد آنها را استخدام كند، متوجه مى‏شود كه آنها هم عينا مثل خود اويند، و بلكه از او جرى‏ترند، مى‏خواهند خود او را زير بار بكشند، خلاصه اميالى كه او دارد، آنها نيز دارند، لذا ناگزير مى‏شود با آنها از در مسالمت در آيد، و حقوقى مساوى حق خود، براى آنها قائل شود. و نتيجه و سرانجام اين برخورد و تضاد بين منافع، اين است كه بعضى با بعضى ديگر در عمل تعاونى شركت جويند، و حاصل و دسترنج حاصل از همه كارها بين آنان تقسيم شود، و به هر يك آن مقدار كه استحقاق دارد بدهند.
    به هر حال پس جامعه انسانى هرگز نمى‏تواند اجتماعى زندگى كند، و داراى اجتماعى آباد شود، مگر وقتى كه داراى اصولى علمى، و قوانينى اجتماعى باشد، و آن قوانين را همه محترم بشمارند، و نگهبانى بر آن بگمارند، تا آن قوانين را حفظ كند، و نگذارد از بين برود، و آن را از ضايع و تعطيل شدن جلوگيرى كند، بلكه در جامعه جارى‏اش سازد، در اين هنگام است كه زندگى اجتماعى افراد رضايت‏بخش و قرين سعادت مى‏شود.
    و اما اينكه گفتيم اصولى علمى داشته باشد، اين اصول عبارت است از اينكه اجمالا حقيقت زندگى دنيا را بفهمند، و آغاز و سرانجام انسان را در نظر بگيرند، چون اختلاف مذاهب مختلف در همين سه مساله باعث مى‏شود كه سنن آن اجتماع نيز مختلف شود، واضح‏تر بگويم، طرز تفكر افراد اجتماع در باره حقيقت زندگى دنيا، و نيز طرز تفكرشان در آغاز و سرانجام جهان، هر قسم باشد سنت‏هايى كه در آن اجتماع وضع مى‏شود همان طور خواهد بود.
    مردمى كه طرز تفكرشان در باره حقيقت زندگى انسان در دنيا اين باشد كه صرفا موجودى هستيد مادى، و به جز زندگى دنياى زودگذر كه با مرگ خاتمه مى‏يابد زندگى ديگرى ندارند، و نيز طرز تفكرشان در باره آغاز و سرانجام جهان اين باشد كه در دار هستى جز اسباب مادى كه يكى پس از ديگرى موجود مى‏شود، و سپس تباه مى‏گردد، چيز ديگرى نيست، چنين مردمى وقتى مى‏خواهند براى اجتماع خود سنت‏هايى مقرر سازند، طورى آن را مقرر مى‏كنند كه تنها لذائذ و كمالات محسوس و ماديشان را تامين كند، و ما وراى آن سعادتى نخواهد بود.
    و اما مردمى كه معتقدند كه در پس اين عالم ماده صانعى غير مادى هست كه عالم،
    صنع او و مخلوق اوست، مانند بت‏پرستان، وقتى بخواهند سنت‏ها و قوانينى براى اجتماع خود مقرر كنند، رعايت رضاى بت‏هايشان را هم مى‏كنند، چون معتقدند سعادت زندگيشان در دنياى مادى همه به دست خودشان نيست، بلكه به دست بت‏هاست.
    و مردمى كه معتقدند كه عالم، صنع خدا است، و خدا اين جهان را آفريده، تا راه و وسيله براى جهان ديگر باشد، و خلاصه علاوه بر اعتقاد به مبدأ كه در بت‏پرستان نيز بود، معتقد به معاد هم هستند، وقتى مى‏خواهند براى زندگى دنيايى خود اساسى بريزند، طورى مى‏ريزند كه هم در دنيا سعادتمند باشند، و هم در آخرت كه حياتى است ابدى، و آغازش از همان روزى است كه حيات دنيا با مرگ خاتمه مى‏يابد.
    بنا بر اين صورت و شكل زندگى با اختلاف در اصول اعتقادى و طرز تفكر در حقيقت عالم و حقيقت انسانى كه جزئى از آن است مختلف مى‏شود.
    و اما اينكه گفتيم بشر اجتماعى و مدنى هرگز نمى‏تواند اجتماعى زندگى كند، مگر وقتى كه قوانينى داشته باشد، دليلش اين است كه با نبودن قانون و سنت‏هايى كه مورد احترام همه، و حد اقل، اكثريت باشد، جمع مردم متفرق، و جامعه‏شان منحل مى‏شود.
    و اين سنت‏ها و قوانين قضايايى است كلى و عملى به شكل" نبايد چنين كرد"،" فلان چيز حرام"، و" فلان چيز جايز است"، و اين قوانين هر چه باشد، اگر احترام دارد و معتبر است، به خاطر مصلحت‏هايى است كه براى اجتماع در پى دارد، و جامعه را صالح مى‏سازد، پس در اين قوانين مصالح و مفاسد اعمال، در نظر گرفته مى‏شود.
    _________________________________

    ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 287

    ادامه ...
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    [3- دين (مجموعه سنن و قوانين) بايد در جهت بر آوردن حوائج حقيقى انسان و مطابق با فطرت و تكوين تشريع شده باشد]
    3- تا اينجا معلوم شد كه انسان وقتى به آن كمال و سعادت كه برايش مقدر شده مى‏رسد، كه اجتماعى صالح منعقد سازد، اجتماعى كه در آن سنت‏ها و قوانين صالح حكومت كند، قوانينى كه ضامن رسيدن انسان به سعادتش باشد، و اين سعادت امر و يا امورى است كمالى، و تكوينى، كه به انسان ناقص كه او نيز موجودى است تكوينى ضميمه مى‏شود، و او را انسانى كامل در نوع خود، و تام در وجودش مى‏سازد.
    پس اين سنن و قوانين- كه گفتيم قضايايى عملى و اعتبارى است- واسطه‏اى است بين نقص انسان و كمال او، و راه عبورى است بين دو منزلگاه او، و همان طور كه گفتيم تابع مصالح اوست، كه عبارت است از كمال و يا كمالات او، و اين كمالات مانند آن واسطه اعتبارى و خيالى نيست، بلكه امورى است حقيقى، و واقعى، و سازگار با نواقصى كه هر يك مصداق يكى از حوائج حقيقى انسان است.
    پس حوائج حقيقى و واقعى انسان اين قضايا و" بكن و نكن‏ها" ى عملى را وضع كرده، و معتبر شمرده است، و مراد از حوائج، آن چيزهايى است كه نفس انسان آنها را با اميال و تصميم‏هايش مى‏طلبد، و عقل هم كه يگانه نيروى تميز بين خير و نافع و ما بين شر و مضر است، آنها را تصديق مي ‏كند، و معين مى‏كند كه فلان قانون حاجتى از حوائج واقعى انسان را بر مياورد، و يا رفع احتياج نمى‏كند، نه هواهاى نفسانى، هواى نفس نمى‏تواند كمالات انسانى و حوائج واقعى او را تشخيص دهد، او تنها مى‏تواند لذائذ مادى و حيوانى انسان را تشخيص دهد.
    بنا بر اين، اصول و ريشه‏هاى اين قوانين بايد حوائج حقيقى انسان باشد، حوائجى كه واقعا حاجت است، نه بر حسب تشخيص هواى نفس.
    اين هم معلوم شد كه صنع و ايجاد هر نوعى از انواع موجودات را- كه يكى از آنها انسان است- به قوا و ابزارى كه اگر به كار رود حوائج او را بر طرف مى‏سازد مجهز ساخته، كه اگر آن موجود فعاليت كند، و آن قوا و آن ابزار را آن طور كه بايد به كار بزند، به كمال خود مى‏رسد، از اين معنا نتيجه مى‏گيريم كه جهازهاى تكوينى انسان كه بدان مجهز شده، هر يك محتاج و مقتضى يكى از آن قضاياى عملى" بكن و نكن" كه نامش سنت و قانون است مى‏باشد، به طورى كه اگر انسان به آن قضايا عمل كند، آن جهاز به حد رشد و كمال خود رسيده، مانند جهاز هاضمه كه يكى از جهازهاى تكوينى آدمى است، اين جهاز اقتضاء قوانينى مربوط به خود دارد، كه اگر صاحب جهاز به آن قوانين عمل كند، جهاز مذكور به حد كمال خود كه براى رسيدن به آن خلق شده است، مى‏رسد، و نيز جهاز تناسل اقتضاء دستوراتى دارد كه اگر صاحب جهاز مزبور به آن دستورات عمل كند، جهاز تناسلى خود را به حد كمال مى‏رساند چون در جايى صرف كرده كه براى آن خلق شده است.
    پس روشن شد كه به حكم عقل بايد دين- كه همان اصول عملى و سنن و قوانين عملى است كه اگر به آن عمل شود سعادت واقعى انسان را ضمانت مى‏كند از احتياجات و اقتضاآت خلقت انسان منشا گرفته باشد، و بايد كه تشريع دين مطابق فطرت و تكوين باشد، و اين همان معنايى است كه آيه شريفه" فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ" آن را خاطرنشان مى‏سازد.


    [4- اسلام" دين فطرت"،" دين خدا" و" سبيل اللَّه" است‏]
    4- تا اينجا خواننده عزيز متوجه شد كه معناى فطرى بودن دين چيست، اينك مى‏گوييم: اسلام" دين فطرت" خوانده شده، چون فطرت انسان اقتضاى آن را دارد، و به سوى آن راهنمايى مى‏كند.
    و اگر اين دين" اسلام" ناميده شده، براى اين است كه: در اين دين، بنده تسليم
    اراده خداى سبحان است و مصداق اراده او- كه صفت فعل است- عبارت است از تمامى علت‏هاى مؤتلفه از خلقت انسان و مقتضيات تكوينى او (اعم از فعل يا ترك) هم چنان كه فرمود:" إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ".
    و نيز" دين خدا" ناميده شده، چون خداى تعالى اين دين را از بندگانش خواسته، يعنى خواسته است تا عمل خود را چه فعل و چه ترك با آن تطبيق دهند، و چنين اراده كرده است،- البته اراده به آن معنايى كه گذشت-.
    و نيز" سبيل اللَّه" ناميده شده، چون اسلام تنها سبيل و راهى است كه خدا از بندگانش خواسته، تا آن را بپيمايند، و سلوك كنند تا به كمال وجود و سعادت هستى خود برسند، هم چنان كه فرموده:" الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً" «1» و اما اين مساله كه دين حق بايد از طريق وحى و نبوت، به بشر اعلام شود، و عقل كافى نيست، بيانش در مباحث نبوت و غير آن گذشت.
    **********************************
    (1) كسانى كه از راه خدا- يعنى اسلام- جلوگيرى مى‏كنند، و آن راه را كج و معوج مى‏خواهند، چنين و چنانند. سوره اعراف، آيه 45.
    ____________________

    ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 290
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    691
    حضور
    7 روز 15 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    دقیقا! اسلام میتونه با هردینی که بگی مناظره کنه و پیروز بشه! شما اگر ادعا میکنی دین دیگری بر حق است بسم الله.. بیا و مناظره کن! هرکس فکر میکند دینش بر حق است ما آماده مناظره هستیم!
    پس اگر بین اسلام و دیگر ادیان فرق میگذاریم چون واقعا فرق دارد چون بر حق است! چون قادریم جواب همه را بدهیم! منطق میگوید دینی باید تبلیغ و نشر پیدا کند که از همه کامل تر و مستند تر و محکم تر و علمی تر و بر حق تر باشد! که این دین در حال حاضر اسلام است !
    جالبه که هر مناظره ای دینی ای که شده، همه بعد از مناظره دین خودشون رو برنده مناظره می دونند و 99 درصد افراد هم دینشون تغییر نخواهد کرد. شما یک مناظره بین اسلام و مسیحیت رو ببینید مسلمان ها فکر می کنند خودشون برنده هستند و مسیحی ها فکر می کنند خودشون. واضحه وقتی شما که مسلمان هستید در مکان قضاوت بین مناظره اسلام و مسیحیت بنشینید اسلام رو برنده می دونید.

    همه هم فکر می کنند دین خودشان کامل ترین و علمی ترین و بر حق ترین دین دنیاست و تمام حقیقت در دستان اوست و هزاران دین دیگری که در دنیا وجود دارند خرافات و دروغ و منحرف و ... هستند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    کسی اگر خلاف این را میگئید اول باید بیاید جواب علمای اسلام را بدهد اگر پیروز شد آنوقت حق دارد برود دینش را نشر بدهد!
    قشنگ نشون دادید چقدر به آزادی ادیان معتقدید.

    به جای اینکه بگید هر کس حق دارد دینش رو نشر بدهد و مردم کاملترین و بهترین رو انتخاب خواهند کرد، می گید اول بیاد جواب علمای اسلام رو بدهد و حتما قاضیان مسلمان (مثل شما) که از پیش تصمیم خودشان را گرفتند قضاوت کنند و ببینند آن شخص حق دارد دینش را نشر بدهد یا نه!
    ویرایش توسط وایسلی گوجا : ۱۳۹۱/۰۵/۲۸ در ساعت ۰۵:۲۷
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    آیا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    جالبه که هر مناظره ای دینی ای که شده، همه بعد از مناظره دین خودشون رو برنده مناظره می دونند و 99 درصد افراد هم دینشون تغییر نخواهد کرد. شما یک مناظره بین اسلام و مسیحیت رو ببینید مسلمان ها فکر می کنند خودشون برنده هستند و مسیحی ها فکر می کنند خودشون. واضحه وقتی شما که مسلمان هستید در مکان قضاوت بین مناظره اسلام و مسیحیت بنشینید اسلام رو برنده می دونید. همه هم فکر می کنند دین خودشان کامل ترین و علمی ترین و بر حق ترین دین دنیاست و تمام حقیقت در دستان اوست و هزاران دین دیگری که در دنیا وجود دارند خرافات و دروغ و منحرف و ... هستند.
    اینها فقط یک مشت نظر شخصی است (باعرض پوزش)
    شما یا کلیپ مناظره یا متن مناظره (مستند) یا فایل صوتی مناظره بین ادیان را اگر دارید ارائه بفرمایید تا ما ببینیم آیا هردو طرف خود را برنده میدانند یا خیر!
    این چیزی که شما در بالا نوشتید فقط برای خالی نبودن عریضه تان است و نظر شخصی شماست!
    سری به تاریخ بزن و مناظرات امام رضا را با سایر ادیان مطالعه کن ! بعد ببین آیا هردوطرف خود را پیروز دانستند یا خیر!


    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    قشنگ نشون دادید چقدر به آزادی ادیان معتقدید. به جای اینکه بگید هر کس حق دارد دینش رو نشر بدهد و مردم کاملترین و بهترین رو انتخاب خواهند کرد، می گید اول بیاد جواب علمای اسلام رو بدهد و حتما قاضیان مسلمان (مثل شما) که از پیش تصمیم خودشان را گرفتند قضاوت کنند و ببینند آن شخص حق دارد دینش را نشر بدهد یا نه!
    البته شما مثال بنده رو نخوندید: مطالعه بفرمایید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    شما تصور بفرمایید براي درمان يک بيماري چندین دارو تهيه شود که در بين انها يکي از همه بهتر است و کار ايي بيشتري دارد در همه جاي دنيا و همه دکترها و عقلا ميگويند بايد اين داروي بهتر توزيع و داروهايي را که کارايي کمتري دارند جمع اوري شود ! بعد یک نفر بلند میشود میگوید من مثلا برای سرطان یک داروی فوق العاده کشف کردم! بعد به جای اینکه برود این دارویش را به متخصصان و آزمایشگاه نشان دهد تا آن را آزمایش کنند و به صحت این ادعا پی ببرند مستقیم میرود بین مردم کوچه و بازار و برای دارویش تبلیغ میکند بعد هم میگوید مردم مختارند که از این استفاده بکنند یا نکنند! شما حق ندارید جلوی تبلیغات من را بگیرید خب این کار از نظر شما منطقی است؟ وقتی ادعای داروی فوق العاده ی شما هنوز پیش متخصصان اثبات نشده است آیا منطقی است که به شما اجازه ی تبلیغ دارو داده شود؟ شما این موضوع و این مثال رو برو از کافر ترین انسان ها بپرس اگر یک کلاس سواد داشته باشند میگویند غیر منطقی است! میدانید چرا؟ چون ریسک است که دارویی که هنوز متخصصان تایید نکردند بین مردم عام نشر پیدا کند! چون حتی اگر یک نفر گول تبلیغات را بخورد و از دارو استفاده کند جانش در خطر میافتد! چون جان مردم برای قانون گذار مهم است!
    درک این قضیه برای شمایی که خدایی ندارید ممکن است کمی سخت باشد!
    اما ما معتقدیم سعادت مردم(جان مردم) برای خدا (قانون گذار) مهم است! بنابراین اجازه نمیدهد دارویی (دینی که) که متخصصان پزشکی (عالمان دینی) تایید نکرده اند (آزمایش نکرده اند) بین مردم کوچه و بازار نشر پیدا کند! چون بین عوام الناس همه جور عقلی پیدا میشود و حتی اگر یک نفر گول تبلیغات دروغین را بخورد سعادتش (جانش) به خطر میافتد!

    اینکه قانون گذار یک جامعه نگران مردم جامعه اش باشد از نظر شما امری غیر منطقی و مغایر با آزادی است؟
    اینکه قانون گذار یک جامعه دستور دهد کسی حق تبلیغ دارویش را ندارد مگر اینکه از زیر نظر پزشکان عبور دهد کار غیر منطقی و خلاف آزادیست؟
    بله اگر دستور دهد هیچ کس حق استفاده از هیچ دارویی جز اسلام را ندارد این زور است این مخالف با آزادی است!
    اما زمانی که دستور میدهد هیچ کس حق تبلیغ خلاف اسلام را ندارد مگر اینکه ادعایش و درستی دینش را اثبات کند! این کجایش مغایر با آزادی است؟
    اگر راست میگوید ابتدا اثبات کند! اگر نرود سراغ اثبات یعنی دروغ میگوید ! و منطق میگوید با دروغگو مبارزه کنید!

    آیا اگر شما قانون گذار یک جامعه باشد اجازه میدهید هرکس از راه رسید دارویش را در تلوزیون صداوسیمای شما تبلیغ کند؟ (بدون آنکه آن دارو مجوز پزشکی گرفته باشد) ؟ آیا اجازه چنین امری به او میدهید؟

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    691
    حضور
    7 روز 15 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1510



    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها


    اینها فقط یک مشت نظر شخصی است (باعرض پوزش)
    شما یا کلیپ مناظره یا متن مناظره (مستند) یا فایل صوتی مناظره بین ادیان را اگر دارید ارائه بفرمایید تا ما ببینیم آیا هردو طرف خود را برنده میدانند یا خیر!
    این چیزی که شما در بالا نوشتید فقط برای خالی نبودن عریضه تان است و نظر شخصی شماست!
    سری به تاریخ بزن و مناظرات امام رضا را با سایر ادیان مطالعه کن ! بعد ببین آیا هردوطرف خود را پیروز دانستند یا خیر!
    بله بفرمایید در یوتیوب صد ها مناظره بین ادیان مختلف هست و نحوه برگزاری این مناظره ها هم اینه که ابتدا از مخاطب های بحث (که معمولا دانشجوها یا افراد یک منطقه هستند، چند هزار نفر) نظرسنجی می کنند تا موضع افراد مشخص بشه، و در پایان هم دوباره نظرسنجی می کنند هم درباره اعتقاد این افراد و هم درباره برنده مناظره، و نتایج همیشه چیزی که من گفتم رو نشون می ده. نسبت رای ها در آغاز و پایان بسیار نزدیک به همدیگه است و نسبت برندگان مناظره هم بسیار شبیه به نسبت رای ها.

    در ضمن رعایت ادب در بحث ها امری ضروری است، بنده دوست ندارم در مقامی باشم که ادب رو به سایرین متذکر بشم ولی وقتی مستقیما به شخص بنده اهانت بشه لازم می دونم اعلام کنم. قسمتی که قرمز کردم رو نمی نوشتید هم چیزی از بار صحبت هاتون کم نمی شد، فقط در اون زمان توهین نکرده بودید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    البته شما مثال بنده رو نخوندید: مطالعه بفرمایید:
    مثال شما رو خوندم ولی قیاس مع الفارق بود. این دو هیچ ارتباطی به هم ندارند. انتخاب داروها بر اساس مدارک و شواهد علمی است و بعد از آزمایش ها و مشاهده نتایج و مدارک هیچ تفاوت نظری بین دانشمندان مختلف وجود نخواهد داشت. دین چنین نیست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    درک این قضیه برای شمایی که خدایی ندارید ممکن است کمی سخت باشد!
    اما ما معتقدیم سعادت مردم(جان مردم) برای خدا (قانون گذار) مهم است! بنابراین اجازه نمیدهد دارویی (دینی که) که متخصصان پزشکی (عالمان دینی) تایید نکرده اند (آزمایش نکرده اند) بین مردم کوچه و بازار نشر پیدا کند! چون بین عوام الناس همه جور عقلی پیدا میشود و حتی اگر یک نفر گول تبلیغات دروغین را بخورد سعادتش (جانش) به خطر میافتد!
    مسلما شما چنین اعتقادی دارید، ولی سایر ادیان هم درباره دین خود چنین اعتقادی دارند و همه هم فکر می کنند دین خود صحیح است و دین سایرین اشتباه. تشابه این قضیه با دارو قیاس مع الفارق است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها

    اینکه قانون گذار یک جامعه نگران مردم جامعه اش باشد از نظر شما امری غیر منطقی و مغایر با آزادی است؟
    اینکه قانون گذار یک جامعه دستور دهد کسی حق تبلیغ دارویش را ندارد مگر اینکه از زیر نظر پزشکان عبور دهد کار غیر منطقی و خلاف آزادیست؟
    اینکه قانون گذار جامعه باورهای مذهبی خود رو به مردم دیکته کند و به سایرین اجازه ندهد دین خود را تبلیغ کنند مسلما با آزادی در تضاد است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها

    بله اگر دستور دهد هیچ کس حق استفاده از هیچ دارویی جز اسلام را ندارد این زور است این مخالف با آزادی است!
    اما زمانی که دستور میدهد هیچ کس حق تبلیغ خلاف اسلام را ندارد مگر اینکه ادعایش و درستی دینش را اثبات کند! این کجایش مغایر با آزادی است؟
    اگر راست میگوید ابتدا اثبات کند! اگر نرود سراغ اثبات یعنی دروغ میگوید ! و منطق میگوید با دروغگو مبارزه کنید!

    آیا اگر شما قانون گذار یک جامعه باشد اجازه میدهید هرکس از راه رسید دارویش را در تلوزیون صداوسیمای شما تبلیغ کند؟ (بدون آنکه آن دارو مجوز پزشکی گرفته باشد) ؟ آیا اجازه چنین امری به او میدهید؟
    اگر شما اینقدر از درستی و قدرت اسلام مطمئن هستید، پس به سایرین اجازه بدهید آزادانه تبلیغ کنند و شما صحبت هایشان را نقض کنید و قدرت برتر استدلالی اسلام رو نشون بدید.

    دین های سایرین ادعاهایی دارند که برای شما قابل قبول نیست و شما آنها را خرافاتی و دروغگو و بی منطق و ... می نامید، دین شما هم برای آنها همین شکل رو داره. شما در مقام تشخیص دین آنها را ناقص می دانید و انها در مقام تشخیص و قضاوت دین شما را.

    خفقان و زورگویی نشانه ضعف است، هیچ وقت کسی که با استدلال و قدرت منطق می تواند حرف خود را اثبات کند، به سمت زور و حذف و سانسور استدلال های رقیب نخواهد رفت. کسی که ادعای برتری در استدلال دارد از مباحثه و اعتماد به منطق سایرین نمی ترسد. به قول حافظ: آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
    ویرایش توسط وایسلی گوجا : ۱۳۹۱/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۶:۲۹
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    آیا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  20. صلوات


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود