صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صفات خدا در قرآن کریم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    Lover Islam
    نوشته
    9
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    67

    راهنما صفات خدا در قرآن کریم




    با عرض سلام وخدا قوت خدمت تمامی دوستان ومدیران محترم
    .
    لطفا به این سوالات بنده جواب بدین و راهنماییم کنید
    ممنون
    ----------------------------------------------------------------

    1-در قرآن کریم بسیاری از صفات خدا وجودداره
    که صفات خدارو به صورت سوم شخص بیان میکنه
    مثلا میگه: و هو السّمیعُ علیم...
    و هو علی کلِّ شیِ قدیر...
    چرا اینجور آیات سوم شخص هستند؟
    چرا خدای متعال از طرف خودش باپیامبر حرف نزده؟
    منظورم اینه که چرا صفات از طرف خود خدا بیان نشده؟
    آیا دلیلش فقط اینه که جبرئیل این آیات رو برپیامبر ازطرف خدا
    نازل کرده؟

    2-چرا خداوند سبحان ، در قرآن این همه صفات خودش رو گفته؟
    مگر خدا بی نیاز نیست؟
    پس چرا صفات الهی تعدادشون خیلی زیاده درقرآن؟
    می شد کمتر از این باشه...؟


    کارشناس بحث : هدی


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۸:۱۷

    سالها میگذرد،حادثه ها می آید
    انتضار فرج از نیمه ی خرداد کشم...

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,714
    حضور
    29 روز 5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranian girl نمایش پست ها
    در قرآن کریم بسیاری از صفات خدا وجودداره که صفات خدارو به صورت سوم شخص بیان میکنه مثلا میگه: و هو السّمیعُ علیم... و هو علی کلِّ شیِ قدیر... چرا اینجور آیات سوم شخص هستند؟
    در توضيح علت اين مساله بايد چند مورد را مد نظر داشته باشيم :
    1- گاه سياق آيه اقتضا دارد كه نوع خطاب اينگونه باشد .مانند : قال ربي يعلم القول في السماء و الارض و هو السميع العليم (1)
    2- متن آيات عين وحي الهي است و در مقام وساطت وحي و نيز دريافت و ابلاغ آن هيچ نوع تغيير و تبديلي در آيات صورت نگرفته است ، لذا نوع بيان صفات الهي نيز خود ، كار وحي است اما در هر موردي هم علت و دليل خاصي دارد كه با توجه به آيات مربوطه بايد بيان شود .
    3- البته همواره هم اينگونه نيست كه صفات الهي در قرآن كريم بصورت سوم شخص بيان شده باشد بلكه هر جا اقتضا نموده است ، خداوند صفاتش را با صيغه متكلم وحده بيان كرده است :
    نبي عبادي اني انا الغفور الرحيم (2)
    الا الذين تابوا واصلحوا وبينوا فاوليك اتوب عليهم وانا التواب الرحيم ( 3)


    (1)- انبياء /4
    (2)- حجر / 49
    (3)- بقره /160
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۷/۲۱ در ساعت ۱۵:۱۵

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,714
    حضور
    29 روز 5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    4- بنظر مي رسد در برخي موارد ، خطاب غيبت در كلام الهي در خصوص صفات خداوند قابل قياس با ضمير اشاره به قرآن كريم باشد كه در مثلا در يكجا " ذلك الكتاب " آمده و در جاي ديگر ، " هذالقران " بيان شده است . ايت الله جوادي آملي سر تفاوت اين دو نوع اشاره به قرآن كريم را چنين بيان مي كنند :
    "
    اگر قرآن كتابي بود نظير كتابهاي عادي كه صدر و ذيلش در دست انسان بود، اين فقط «هذَا الكِتَاب» بود؛ نه ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾؛ ولي اگر كتابي بود چون طناب كه يك سرش به دست انسانهاست و يك سرش ناپيداست كه به دست خداي سبحان است، اين حقيقت، ظاهري دارد انيق و باطني دارد عميق كه به ما گفتند: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ ؛ اين حبل است؛ يك سرش به دست شماست، يك سرش به دست خداي سبحان است و اين يك حقيقت است كه مرحلهٴ نازله‌اش نزد شماست و مراحل عاليه‌اش نزد فرشتگان است كه ﴿بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ٭ كِرَامٍ بَرَرَةٍ﴾ و مرتبهٴ اعلايش «لدي الله» است كه رسول خدا وقتي به «لدي الله» رسيد، خدا دربارهٴ او مي‌فرمايد: ﴿إِنَّكَ لَتُلَقَّي الْقُرْآنَ مِن لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ﴾ ، پس كتابي است گسترده؛ هم از يك طرف در دست مردم است، هم از يك طرف در دست خداي سبحان است؛ آن باطن، عمق، اصل و ريشه‌اش كه «لدي الله» است، ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾ است، اينكه در دست مردم است و مردم در خدمت آن‌اند، ﴿هذَا الْقُرْآنَ﴾ است (هم ﴿هذَا﴾ است، هم ﴿ذلِكَ﴾). نه دو چيز جداي از هم‌اند؛ وقتي انسان به اوجش نگاه مي‌كند و خود را حقير مي‌بيند مي‌گويد: ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾، وقتي الفاظ و ظواهرش را نگاه مي‌كند كه قابل استدلال است، قابل فهم است، قابل قرائت است، قابل تلاوت است، قابل بحث، گفتن و نوشتن است مي‌گويد: ﴿هذَا الْقُرْآنَ﴾" (1)
    ايشان در خصوص اشاره به خداوند هم در ادامه مي فرمايند :
    "
    دربارهٴ خداي سبحان همين دو تعبير آمده است كه گاهي گفته مي‌شود: ﴿ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ﴾ كه در سورهٴ «زمر» آمده است، گاهي گفته مي‌شود: ﴿إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾ كه در سورهٴ «بقره» آمده است؛ پس هم سخن از ﴿ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ﴾ است، هم سخن از ﴿فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾ است.
    خدايي كه دربارهٴ او، هم ﴿ذلِكُمُ اللَّهُ﴾ آمده است، هم ﴿فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾ آمده است؛ چون ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾ است (قريب و نزديك است)"(2)
    لذا در فهم نوع خطاب يا بكاربردن صورت غيبت و صيغه سوم شخص در صفات الهي بايد چنين اعتباراتي را مد نظر بگيريم كه خداوند به اعتبار اينكه قريب و نزديك به بندگان است يكوقت به يك سياق و به يك صفات خاص خود را معرفي مي كند ،و يكبار به اعتبار آن مقام والا و اعلي ، صفات خود را با سياق ديگري معرفي ميكند ، و نوع بيان هم در انتقال اين مفاهيم بسيار موثر است . مثلا سياق غيبت و سوم شخص مفرد ، اين عظمت را بيشتر و بهتر منتقل مي سازد.



    (1)- ر.ك: تفسير تسنيم ، ذيل آيه دوم سوره مباركه بقره

    (2)- همان

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۵:۰۰

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,714
    حضور
    29 روز 5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranian girl نمایش پست ها
    چرا خداوند سبحان ، در قرآن این همه صفات خودش رو گفته؟ مگر خدا بی نیاز نیست؟ پس چرا صفات الهی تعدادشون خیلی زیاده درقرآن؟ می شد کمتر از این باشه...؟
    بله خداوند بي نياز است و اگر تمامي عالم كفر بورزند خداوند غني ستوده شده است :
    وقال موسي ان تكفروا انتم ومن في الارض جميعا فان الله لغني حميد (1)
    خداوند براي معرفت و شناخت و رسيدن بشر به مقام عبوديت محض كه هدف خلقت معرفي شده است (2) به معرفي صفات خويش درقرآن كريم پرداخته است تا شناخت بشر از خداوند شناختي دقيق و صحيح باشد زيرا بشر بدون وحي نمي تواند خداوند را بنحوي صحيح و حقيقي بشناسد لذا اين معرفي و شناساندن بايد بصورتي دقيق و صحيح و همه جانبه باشد بنابراين بيان صفات متعدد الهي در قرآن از باب نياز الهي نيست بلكه در راستاي شناخت بشر و معرفت او نسبت به ذات اقدس خداوند است .


    (1)- ابراهيم / 8
    (2)- وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون( ذاريات /56)


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علم و تحقيق درمورد انسان و سرنوشت انسان دردست کیست
    نوشته
    642
    حضور
    15 روز 14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1302



    بنام او

    نقل
    نوشته اصلی توسط : iranian girl

    چرا خداوند سبحان ، در قرآن این همه صفات خودش رو گفته؟ مگر خدا بی نیاز نیست؟ پس چرا صفات الهی تعدادشون خیلی زیاده درقرآن؟ می شد کمتر از این باشه...؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    بله خداوند بي نياز است و اگر تمامي عالم كفر بورزند خداوند غني ستوده شده است :
    وقال موسي ان تكفروا انتم ومن في الارض جميعا فان الله لغني حميد (1)
    خداوند براي معرفت و شناخت و رسيدن بشر به مقام عبوديت محض كه هدف خلقت معرفي شده است (2) به معرفي صفات خويش درقرآن كريم پرداخته است تا شناخت بشر از خداوند شناختي دقيق و صحيح باشد زيرا بشر بدون وحي نمي تواند خداوند را بنحوي صحيح و حقيقي بشناسد لذا اين معرفي و شناساندن بايد بصورتي دقيق و صحيح و همه جانبه باشد بنابراين بيان صفات متعدد الهي در قرآن از باب نياز الهي نيست بلكه در راستاي شناخت بشر و معرفت او نسبت به ذات اقدس خداوند است .
    باعرض سلام و خسته نباشيد خدمت كارشناس محترم بحث و همچنين سوال كننده گرامي و عزيز .. منهم سوالي درهمين زمينه دارم و آن اينكه آيا درست است كه گفته ميشود مثلا .. خداوند منشاء فلان است يا خداوند منبع فلان .. يا بايد گفت خداوند داراي چنين صفاتي ست ؟؟
    يعني اينكه كدام درمورد خداوند درست و كدام نادرست اند ؟؟ آيا خداوند منشا خوبي هاست ؟؟ يا منبع خوبي هاست ؟؟ يا خوبي ها ازصفات خدايند ؟؟ يعني اينكه خداوند داراي چنين صفات خوبي ست ؟؟
    ودرضمن هم كه همه پستها { 4پست شما } را تا اينجا خواندم .. متاسفانه بغيرازهمين پست آخرشما كه بيشترش فارسي بود .. درست متوجه پاسخهاي ديگرتان كه اغلب كلمات وجملات عربي بدون ترجمه بودند نشدم و شايد اين بدليل همين بوده كه شايد ترجمه فارسي لغات عربي را درج ننموديد و اين خود شايد كمي فهم آنرابراي امثال من كه طالب دانستن چنين پاسخهايي بوده اما بعربي نيزتسلط نداشته يا بلد نميباشيم را مشكل نموده و اگرميشود كمي هم ساده ترپاسخ دهيد تا بهتر و راحت تر متوجه شويم و اگرميشود معني فارسي لغات و جملات عربي رانيزدر پرانتز قيد نماييد خيلي ممنون خواهيم شد ..

    با تشكر..

    ویرایش توسط آینده : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۷:۱۲ دلیل: تصحيح جمله

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    12
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    78



    بسم الله
    الان يه سري چيزها اومد به ذهنم البته شايد اصلآ اعتبار علمي نداشته باشد:
    ابتدا از شروع كننده تاپيك تشكر ميكنم بابت طرح سوالات و ايجاد فكر براي ما وتشكر از كارشناس هدي كه نكات ارزنده ارائه دادند.
    نكته سوال 1:من در نماز ميگويم سبحان ربي العظيم وبحمده اينكه ابتدا سبحان مي آورم درواقع براي اين است كه بگويم تو از حمدي كه من برايت انجام دهم منزهي يعني يه جور پيشگيري از يكسري تجسمات يا خداي ناكرده رعايت نكردن حد واندازه خداوند سبحان است.در زمينه صفات هم بنده به ذهنم ميرسد آن هو در ابتدا در واقع نامكشوف بودن خداوند را ميرساند ونوعي هشدار كه او...يعني يه چيزي است فراي ذهن تو يعني حواسم باشه مقام او بالاست و شايد خوف وخشية بنده مومن در آن نهفته باشد اما گاهي هم به دلايل ديگر از ضمير اول شخص بهره برده كه چون مورد سوال نيست بحثي نميكنم
    نكته سوال 2:ميفرمايد يا ايها الناس انتم الفقرا الي الله والله هو الغني الحميد:وقتي من نيازمند اويم در همه چيز پس براي شناخت از خداوند هم مگر غير از او ميتواند به من شناخت بدهد؟ضمنآ براي افرادي كه كارشون درسته همين صفات هم در دنباله ايه كلي پيام ولطايف دارد...يعني ان صفت را دركنار باقي كلمات آيه تكميل كننده معرفتي ميدانند كه آيه درصدد انتقال ان است

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    خداوند پاک_میهن_کوروش بزرگ-احکام اسلام و اهل بیت
    نوشته
    24
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    95



    چرا در قران بیشتر از ما استفاده شده مثلا خداوند می فرماید ما این ایه را نازل کردیم
    چرا نمیگه من؟

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,714
    حضور
    29 روز 5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط نيازمند هدايت نمایش پست ها
    منهم سوالي درهمين زمينه دارم و آن اينكه آيا درست است كه گفته ميشود مثلا .. خداوند منشاء فلان است يا خداوند منبع فلان .. يا بايد گفت خداوند داراي چنين صفاتي ست ؟؟ يعني اينكه كدام درمورد خداوند درست و كدام نادرست اند ؟؟
    هر كدام از اين جملات در جايگاه خودشان صحيح هستند يعني با توجه به اعتبار مطلب هر يك از جملات فوق مي توانند صحيح باشند .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نيازمند هدايت نمایش پست ها
    آيا خداوند منشا خوبي هاست ؟؟
    بله . به اين اعتبار كه خداوند مبدا و سرچشمه همه صفات نيك و خوبيهاست و همه ي موجودات اگر صفت و ويژگي خوبي دارند خداوند متعال آنرا به آنها افاضه و عطا كرده ، خداوند را منشاء خوبي ها مي ناميم .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نيازمند هدايت نمایش پست ها
    يا منبع خوبي هاست ؟؟
    اين جمله هم به اين اعتبار صحيح است كه خداوند معدن و منبع تمام فيوضات و صفات نيك است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نيازمند هدايت نمایش پست ها
    يا خوبي ها ازصفات خدايند ؟؟
    و به اين اعتبار كه خداوند واجد تمامي خوبي ها و نيكي هاست و داراي صفات جمال است (1)جمله فوق صحيح است .

    (1)- منظور از «صفات جمال» صفاتى است که براى خداوند ثابت است، مانند «علم» و «قدرت» و «ازلیت» و «ابدیت»



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,714
    حضور
    29 روز 5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    و اين هم مطالب قبل با ترجمه آنها :

    در توضيح علت اين مساله بايد چند مورد را مد نظر داشته باشيم :
    1- گاه سياق آيه اقتضا دارد كه نوع خطاب اينگونه باشد .مانند : قال ربي يعلم القول في السماء و الارض و هو السميع العليم (1)

    [پيامبر] گفت پروردگارم [هر] گفتار[ى] را در آسمان و زمين مى ‏داند و اوست شنواي دانا
    2- متن آيات عين وحي الهي است و در مقام وساطت وحي و نيز دريافت و ابلاغ آن هيچ نوع تغيير و تبديلي در آيات صورت نگرفته است ، لذا نوع بيان صفات الهي نيز خود ، كار وحي است اما در هر موردي هم علت و دليل خاصي دارد كه با توجه به آيات مربوطه بايد بيان شود .
    3- البته همواره هم اينگونه نيست كه صفات الهي در قرآن كريم بصورت سوم شخص بيان شده باشد بلكه هر جا اقتضا نموده است ، خداوند صفاتش را با صيغه متكلم وحده بيان كرده است :
    نبي عبادي اني انا الغفور الرحيم (2)

    به بندگان من خبر ده كه منم آمرزنده مهربان
    الا الذين تابوا واصلحوا وبينوا فاوليك اتوب عليهم وانا التواب الرحيم ( 3)

    مگر كسانى كه توبه كردند و [خود را] اصلاح نمودند و [حقيقت را] آشكار كردند پس بر آنان خواهم بخشود و من توبه‏ پذير مهربانم



    (1)- انبياء /4
    (2)- حجر / 49
    (3)- بقره /160


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,714
    حضور
    29 روز 5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    4- بنظر مي رسد در برخي موارد ، خطاب غيبت در كلام الهي در خصوص صفات خداوند قابل قياس با ضمير اشاره به قرآن كريم باشد كه مثلا در يكجا " ذلك الكتاب "- آن كتاب- آمده و در جاي ديگر ، " هذالقران " - اين قرآن- بيان شده است . ايت الله جوادي آملي سر تفاوت اين دو نوع اشاره به قرآن كريم را چنين بيان مي كنند :
    "
    اگر قرآن كتابي بود نظير كتابهاي عادي كه صدر و ذيلش در دست انسان بود، اين فقط «هذَا الكِتَاب»- اين كتاب- بود؛ نه ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾ - آن كتاب- ؛ ولي اگر كتابي بود چون طناب كه يك سرش به دست انسانهاست و يك سرش ناپيداست كه به دست خداي سبحان است، اين حقيقت، ظاهري دارد انيق و باطني دارد عميق كه به ما گفتند: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ﴾ ؛ اين حبل است؛ يك سرش به دست شماست، يك سرش به دست خداي سبحان است و اين يك حقيقت است كه مرحلهٴ نازله‌اش نزد شماست و مراحل عاليه‌اش نزد فرشتگان است كه ﴿بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ٭ كِرَامٍ بَرَرَةٍ﴾ - به دست فرشتگاني *ارجمند و نيكوكار- و مرتبهٴ اعلايش «لدي الله»- نزد خداوند- است كه رسول خدا وقتي به «لدي الله» رسيد، خدا دربارهٴ او مي‌فرمايد: ﴿إِنَّكَ لَتُلَقَّي الْقُرْآنَ مِن لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ﴾ -
    و حقا تو قرآن را از سوى حكيمى دانا دريافت مى‏ دارى- ، پس كتابي است گسترده؛ هم از يك طرف در دست مردم است، هم از يك طرف در دست خداي سبحان است؛ آن باطن، عمق، اصل و ريشه‌اش كه «لدي الله» - نزد خدا- است، ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾- آن كتاب- است، اينكه در دست مردم است و مردم در خدمت آن‌اند، ﴿هذَا الْقُرْآنَ﴾- اين قرآن - است (هم ﴿هذَا﴾- اين- است، هم ﴿ذلِكَ﴾- آن - ). نه دو چيز جداي از هم‌اند؛ وقتي انسان به اوجش نگاه مي‌كند و خود را حقير مي‌بيند مي‌گويد: ﴿ذلِكَ الْكِتَابُ﴾- آن كتاب-، وقتي الفاظ و ظواهرش را نگاه مي‌كند كه قابل استدلال است، قابل فهم است، قابل قرائت است، قابل تلاوت است، قابل بحث، گفتن و نوشتن است مي‌گويد: ﴿هذَا الْقُرْآنَ﴾- اين قران-" (1)
    ايشان در خصوص اشاره به خداوند هم در ادامه مي فرمايند :
    "
    دربارهٴ خداي سبحان همين دو تعبير آمده است كه گاهي گفته مي‌شود: ﴿ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُم)-اوست خداي شما- كه در سورهٴ «زمر» آمده است، گاهي گفته مي‌شود: ﴿إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾-
    و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم - كه در سورهٴ «بقره» آمده است؛ پس هم سخن از ﴿ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ﴾ است، هم سخن از ﴿فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾ است.
    خدايي كه دربارهٴ او، هم ﴿ذلِكُمُ اللَّهُ﴾ آمده است، هم ﴿فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾ آمده است؛ چون ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾ -
    هر كجا باشيد او با شماست- است (قريب و نزديك است)"(2)
    لذا در فهم نوع خطاب يا بكاربردن صورت غيبت و صيغه سوم شخص در صفات الهي بايد چنين اعتباراتي را مد نظر بگيريم كه خداوند به اعتبار اينكه قريب و نزديك به بندگان است يكوقت به يك سياق و به يك صفات خاص خود را معرفي مي كند ،و يكبار به اعتبار آن مقام والا و اعلي ، صفات خود را با سياق ديگري معرفي ميكند ، و نوع بيان هم در انتقال اين مفاهيم بسيار موثر است . مثلا سياق غيبت و سوم شخص مفرد ، اين عظمت را بيشتر و بهتر منتقل مي سازد.



    (1)- ر.ك: تفسير تسنيم ، ذيل آيه دوم سوره مباركه بقره

    (2)- همان


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود