صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خدا دوست داره که من همش تحقیر بشم؟! درمان لكنت زبان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298

    آیا خدا دوست داره که من همش تحقیر بشم؟! درمان لكنت زبان




    به نام او
    سلام دوستان

    من دچار لکنت هستم و تا الآن هم سعی کردم که کنترلش کنم،اما باز....
    دیگه خیلی ناراحت شدم
    من نمیدونم خدا دوست داره که من همش تحقیر بشم؟
    خدا دوست داره که همش منو ضایع کنه؟

    آخه چرا هر چی سعی میکنم،هر چی دعا میخونم،هر چی از خدا،از ائمه (ع) درخواست شفا میکنم،آخـــــــــــــه چرا جوابی نمیشنوم؟؟؟؟؟؟
    (لابد میگید ناشکری میکنی؛نه اصلا من نمیگم که خدایا چرا این مریضی رو به من دادی،خدایا شکرت! ولی هر چی سعی میکنم که خوب شم،نتیجه ای نمیبینم)
    مشکلات بعدی هم که سر راهم هست،موقع خواستگاری رفتن، که تا ببینن که من لکنت دارم،میگن برو خونه مامانت!هنوز بلد نیستی حرف بزنی اومدی خواستگاری؟!

    دیگه چی کار کنم؟

    ای خدا....شکرت!


    کارشناس بحث : کریم

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۷:۴۴

  2. صلوات ها 24


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط فردی تنها نمایش پست ها
    به نام او
    سلام دوستان:gol:

    من دچار لکنت هستم و تا الآن هم سعی کردم که کنترلش کنم،اما باز....
    دیگه خیلی ناراحت شدم:ghamgin:
    من نمیدونم خدا دوست داره که من همش تحقیر بشم؟
    خدا دوست داره که همش منو ضایع کنه؟
    آخه چرا هر چی سعی میکنم،هر چی دعا میخونم،هر چی از خدا،از ائمه (ع) درخواست شفا میکنم،آخـــــــــــــه چرا جوابی نمیشنوم؟؟؟؟؟؟
    (لابد میگید ناشکری میکنی؛نه اصلا من نمیگم که خدایا چرا این مریضی رو به من دادی،خدایا شکرت! ولی هر چی سعی میکنم که خوب شم،نتیجه ای نمیبینم)
    مشکلات بعدی هم که سر راهم هست،موقع خواستگاری رفتن، که تا ببینن که من لکنت دارم،میگن برو خونه مامانت!هنوز بلد نیستی حرف بزنی اومدی خواستگاری؟!

    دیگه چی کار کنم؟:ghamgin:

    ای خدا....شکرت!
    سلام!
    همیشه به زیر دست خودت نگاه کن نه به بالا دستت!
    یک عده هستند که یک کلمه هم نمیتونن حرف بزنن! پس اونا چی بگن؟ هیچ صدایی نمیشنون!
    هیچی نمیبینن!
    اینها رو خدا آفریده تا من و شما قدر نعمت سلامتیمون رو بدونیم!
    قدر همینی هم که داری بدون و اصلا یک درصد هم به چیز دیگه فکر نکن! اگر میتونی از نزدیک زندگی این آدمارو نگاه کن تا بفهمی که حالا حالا ها باید شکر کنی....
    خیلی سختته میدونم!
    و میدونم نمیتونم خودمو هیچ وقت بذارم جای تو!!!
    صبر کن! در برابر مشکلات ! حقیر شدن هات! مسخره کردنای مردم!! اگر در برابر اینها صبر کنی و ناشکری نکنی مقامت مثل یک کسی که یک عمر عبادت کرده میره بالا...
    من که آخوند نیستم اما اینو شنیدم ! تو هم برو تحقیق کن تا بفهمی چقدر صبر کردن و شکر کردن در برابر اینجور مشکلات موثره....
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  5. صلوات ها 15


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298



    آخه میدونید،هر موقع که خواستم پیش دوستام حرف بزنم،تا اینکه گیر داشتم،خیلی تحویل نمیگرفتن!
    هر موقع که خواستم بدون گیر حرف بزنم،باز نشد!
    هر موقع که خواستم مثل بقیه ی افراد صحبت کنم(به خصوص در جمع در یک مهمانی
    )،نشد!

    اینقدر یا الله یا الله میگم،تا آخر خدا شفایم رو بده

    انگار که خدا دوست داره صدای منو بشنوه،انگار دوست داره همش دعا کنم
    شاید هم به این وسیله میخواد منو آزمایش کنه و شکرگزار او باشم




  9. صلوات ها 15


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اسک دین و اسک دینی ها!
    نوشته
    2,191
    حضور
    300 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    5858



    سلام رفیق
    اصلاً نباید اینقدر شل باشی!!
    اصلاً نقص تو مهم نیست.اصلاً
    مهم تصویر ذهنی تو از خودته........چیزی که تو رو در برابر دبگران ضعیف نشون میده لکنتت تو نیست اصلاً. به هیچ وجه..تو در شخصیت لکنت پیدا کردی........اینو مطمئن باش.مطمئن.
    یه مثال میزنم.کوتاهه ولی میشه ازش یه کتاب نوشت.
    دو نفر رو در نظر بگیر که در اثر جراحتی بر صورت خیلی زشت شده اند. اولی بدلیل یه مشاجره خیابونی و دومی در میدان جنگ در دفاع از کشورش. (البته در جنگ دوم جهانی و یه کشور اروپائی-دلیلش رو بعداً میگم)
    حالا اون آدم شر وقتی وارد اتوبوس میشه همش میخواد خودشو پنهان کنه و یه جوری در اتوبوس قرار میگیره که دیده نشه تا کسی نبینش و میترسه که ازش بپرسن صورتت چی شده؟ و اون باید طبق معمول یا دروغ بگه یا آبروش بره.
    ولی اون مجروح جنگی همش میخواد در محافل شلوغ ظاهر بشه و با دیگران ارتباط برقرار کنه و دوست داره همش ازش سوال کنن که چی شده و اون با افتخار سرگذشتش رو تعریف کنه.
    میدونی چی زشتی صورتش رو پوشونده؟.. درسته. زیبائی ایثار و وطن دوستی.
    ملاحظه میکنی که زخم روی صورت اصلاً مهم نیست و مهم تصویر ذهنی هر انسان از خودشه.
    یه مثال دیگه : در بین هنرپیشه های کشورمون بعضیها هستن که خیلی هم زیبا نیستن ولی آنچنان اعتماد به نفسی دارن که آدم میمونه به چی مینازن؟ و من شنیدم که قیمت کارشون هم بالاست و تهیه کننده ها هم پول خوبی بهشون میدن.اسم نمیارم که غیبت نشه.
    در پایان کتاب تصویر ذهنی اثر ماکسول مالتز رو بهت توصیه میکنم بخونی.
    شروع کن در یه کاری متخصص بشی مثل : منبت کاری ، برنامه نویس-نجاری-حافظ قرآن-نویسندگی......و از همه مهمتر هنر عشق ورزیدن رو بیاموز و عاشقانه همه رو دست داشته باش.جهان هر چه را بدی به خودت منعکس میکنه.
    مثال آخر :وقتی من یه ساختمان رو میبینم اگه از معماریش به وجد بیام و به به بگم آجر و سنگ رو تمجید کردم ؟ نه. در واقع معمار اون رو . پس همیشه بدون که هر کی مسخرت میکنه در واقع داره معمار تو رو مسخره میکنه.خوب بذا بکنه به توچه! بذار معمارت خودش جوابشو میده. ببین اینها رو جدی بگیر اینها واقعیت زندگیه!
    موفق باشی. در ضمن اسمت رو عوض کن...انرژی منفی میده..تنها یعنی چی؟ تنها معمارته!
    مثلاً اسم خودتو بذار "مهربان" یا "عاشق" یا .... مثلاً "حرفه ای" یا ...
    --------------------------------------------------------------------
    پا ورقی:
    به این دلیل در مثالم گفتم یه مصدوم جنگی از کشورهای اروپائی چون که متاسفانه در ایران وضع برعکس شده و فکر کنم یه معلول جنگی باید خودش رو مخفی کنه . از بس که مردم نامرد شدن (البته همه رو نمیگما)...این که چیزی نیست تا چند وقت دیگه فکر کنم اگه تو جمع بخواهی نماز بخونی باید یه جائی رو پیدا کنی که کسی تبیند وگرنه میش امل!
    روزه هم که بگیری باید به مردم بگی روزه نیستم فقط رفته بودم دندون پزشکی ..وگرنه اونقدر مسخرت میکنن که زندگی برات سخت بشه و دین تو مثل گربه که بچشو به دندون میگیره و از ترس از این سوراخ به اون سوراخ میبره تو هم جای کار و زندگی و ...هی عوض کنی (حدیث از امام صادق ع در مورد اخرالزمان بود)


    ویرایش توسط عارف : ۱۳۹۱/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۷:۵۵
    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده الجمیلة فی سبیلک و فی لیله القدر المبارک
    و
    احشرنا مع مولانا و سیدنا و حراره قلوبنا و سکینه انفسنا
    سید الشهداء و الاحرار ابا عبدلله
    الحسین علیه افضل الصلوات و السلام


  11. صلوات ها 15


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298



    وقتی که دوستان و افراد دیگه میبینم که وقتی نمیتونم چیزی را بگم،ناراحت میشن و حتی یادمه که تو بچگیم تو مدرسه مسخره ام میکردن!
    خیلی ناراحت میشدم،به خدا میگفتم :ای خدا خودت جوابشونو بده....



  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298



    از دوستان متشکرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamid40 نمایش پست ها
    مثال آخر :وقتی من یه ساختمان رو میبینم اگه از معماریش به وجد بیام و به به بگم آجر و سنگ رو تمجید کردم ؟ نه. در واقع معمار اون رو . پس همیشه بدون که هر کی مسخرت میکنه در واقع داره معمار تو رو مسخره میکنه.خوب بذا بکنه به توچه! بذار معمارت خودش جوابشو میده. ببین اینها رو جدی بگیر اینها واقعیت زندگیه!
    موفق باشی.

    و سلام به شما دوست عزیزم
    خیلی مثال خوبی زدین،خدا خیرتون بده!


    نقل قول نوشته اصلی توسط hamid40 نمایش پست ها
    در ضمن اسمت رو عوض کن...انرژی منفی میده..تنها یعنی چی؟ تنها معمارته!
    مثلاً اسم خودتو بذار "مهربان" یا "عاشق" یا .... مثلاً "حرفه ای" یا ...
    فعلا که تنهام،همونطور که در اسمم هست،تا این مشکلم حل بشه

    تشکر


  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    روانشناسي ومشاوره،پژوهش درعلوم مختلف
    نوشته
    970
    حضور
    1 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    5507



    وقتی که دوستان و افراد دیگه میبینم که وقتی نمیتونم چیزی را بگم،ناراحت میشن و حتی یادمه که تو بچگیم تو مدرسه مسخره ام میکردن!
    خیلی ناراحت میشدم،به خدا میگفتم :ای خدا خودت جوابشونو بده....
    سلام برادرخوبم..
    شمادركنار دعاودرخواست ازخداوند كمي هم بايد تلاش كنيد..دراين باره حتمابايد مشاوره برويد درگفتاردرماني هاشركت كنيد..باوركنيد اگرشركت كنيدحتما جواب ميگيريد..دركنارتوكل به خدا..
    فقط چندسوال دارم ازشما:
    1)اين لكنت بين اعضاي خانواده شماديده ميشه؟درموردش دكتررفتين واونها چي گفتن؟
    2)آيادركودكي سرشماضربه خورده؟اين لكنت درخردسالي رخ داده ويا دركودكي يانوجواني؟

    3)دقيقا لكنت ازكي شروع شد؟
    4)ازچه مسائلي بسيارهراس داريد؟
    5)درمحيط خانه آياصميميت حاكمه؟آيا كودكي پرتنشي داشتيد؟
    6)درمدرسه خودتون روزيادبا ديگران ازنظر تيپ وظاهروحتي درس مقايسه ميكرديد؟
    7)آيا افرادخانوادتون خجالتي هستن؟
    8)تيپ شخصيتي دوستان شمادر دوران نوجواني چطوربود؟ازچه نظرهايي ازشمابالاتربودن؟
    متشكرم اگرپاسخ بفرماييد.

    اللهم عجل لولیک الفرج
    السلام علیک یا ابا صالح المهدی



  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298



    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    سلام برادرخوبم..
    شمادركنار دعاودرخواست ازخداوند كمي هم بايد تلاش كنيد..دراين باره حتمابايد مشاوره برويد درگفتاردرماني هاشركت كنيد..باوركنيد اگرشركت كنيدحتما جواب ميگيريد..دركنارتوكل به خدا..

    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    1)اين لكنت بين اعضاي خانواده شماديده ميشه؟درموردش دكتررفتين واونها چي گفتن؟
    سلام خدمت شما بزرگوار و ممنونم بابت مشارکت در این بحث
    بله،پدر بزرگم هم این لکنت را دارند که ارث به من رسیده؛
    گفتار درمانی هم مراجعه کردم،ولی نتیجه ی مطلوبی نگرفتم(تا الان)/بی تاثیر هم نبوده ولی کامل خوب نشدم/گفتار درمان مربوطه گفتند که لکنت شما ساده ترین نوع لکنت هست(از نوع تکرار حروف)/یک مدت هم روی هنجرم کار کردند که صدام رو بم تر کنند که شاید برای تیز بودن صدام باشه(آخه هر موقع پشت تلفن حرف میزنم،منو با مادرم اشتباه میگیرن!)


    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    2)آيادركودكي سرشماضربه خورده؟اين لكنت درخردسالي رخ داده ويا دركودكي يانوجواني؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    3)دقيقا لكنت ازكي شروع شد؟
    خیر-لکنتم از حدود 6یا 7سالگی شروع به کار کرد!



  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298



    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    4)ازچه مسائلي بسيارهراس داريد؟
    در مواقعی که با یک فرد جدیدی میخوام اسم و فامیل خودم رو بگم/در مواقعی که باید یک خبری را به کسی بدم/در مواقعی که چیزی را با هیجان باید بگم
    که در همه ی اینها همین هیجان باعث کلی تشدید لکنتم میشه
    ببینید اگر من به تنهایی باشم یا با کسی که مهربون هست و میشه باهاش راحت حرف بزنم گیر هایم خیلی خیلی کم هستند(اندک)ولی بر عکس توی محیط دانشگاه یا با افراد دیگه ای که اخلاق بدی دارند و اگر حرفی بزنند که من ناراحت بشم،لکنتم بیشتره!


    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    5)درمحيط خانه آياصميميت حاكمه؟آيا كودكي پرتنشي داشتيد؟
    در محیط خونه هم،صمیمیت که چی بگم،گه گاهی،نه همیشه/این تنش از همون بچگی توی وجودم بوده و هست که نکنه اینجا گیر داشته باشم و نتونم درست حرف بزنم،همین!

    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    6)درمدرسه خودتون روزيادبا ديگران ازنظر تيپ وظاهروحتي درس مقايسه ميكرديد؟
    زیاد که نه،ولی مقایسه میکردم(از نظر درس)/و در مواردی هم در مورد تیپ و ظاهر(اینم باز کم نه زیاد!)


    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    7)آيا افرادخانوادتون خجالتي هستن؟
    برادرم و مادربزرگم و دایی ام کمی خجالتی هستند(نه خیلی،ولی در بعضی امور هستند)

    نقل قول نوشته اصلی توسط سبزينه ظهور نمایش پست ها
    8)تيپ شخصيتي دوستان شمادر دوران نوجواني چطوربود؟ازچه نظرهايي ازشمابالاتربودن؟
    دوستام از نظر حرف زدن(سر صف که میرفتن و دعا میخوندند و متن سخنرانی چیزی؛)/از نظر مشارکت در کارهای مدرسه که باز میبایستی درست حرف بزنند/تنها مشکل من همین گیری بود و هست که دارم ونمیتونم مثلا الآن در دانشگاه به خوبی کنفراس درسی بدم(واقعا نمیتونم!)(تو مدرسه جلوی صف نمیرفتم الان دیگه بدتر شده باید کنفراس هم بدم!)

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود