جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حق دوستی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    290
    حضور
    2 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563

    حق دوستی




    یا هادی

    حق دوستی چیست؟

    آیا اگر با کسی دوست می شویم باید همیشه همراه و یاور او باشیم؟

    آیا بی دلیل می شود از دوستی جدا شد؟یا نه حقی بر گردن است؟




    کارشناس بحث : استاد

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۵/۲۱ در ساعت ۱۳:۱۹
    نکته های کاربردی برای زندگی: این وبلاگ

    شاید مفید برای همه:
    بوی خاک



  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم سنگر نمایش پست ها
    یا هادی

    حق دوستی چیست؟

    آیا اگر با کسی دوست می شویم باید همیشه همراه و یاور او باشیم؟

    آیا بی دلیل می شود از دوستی جدا شد؟یا نه حقی بر گردن است؟




    کارشناس بحث : استاد
    با عرض سلام خدمت شما
    مسعدة بن صدقه گويد: شنيدم شخصى از امام صادق عليه السّلام پرسيد ايمان كسى كه حق او و برادريش بر عهده ماست چگونه است و از چه راه ثابت شود و بچه وسيله باطل مى‏شود؟ امام فرمود: همانا ايمان دو گونه ملاحظه مى‏شود.
    يكى از آن دو آنست كه از رفيقت براى تو نمايان مى‏شود، پس هر گاه مثل عقيده خودت از رفيقت براى تو نمايان شد، حق دوستى و برادرى او ثابت مى‏شود، مگر آنكه خلاف آنچه را نسبت بخود گفته اظهار كند پس هر گاه چيزى از او صادر شود كه ضد آنچه را بتو اظهار كرده بتوانى استدلال كنى، از آنچه خود را وصف نموده خارج شود و آنچه را بتو اظهار كرده نقض كند، مگر آنكه ادعا كند آنچه را انجام داده از راه تقيه بوده، با وجود اين ملاحظه شود اگر از امورى باشد كه تقيه در آن ممكن نيست از او پذيرفته نگردد، زيرا تقيه مواردى دارد كه هر كه آن را از مورد خودش بيرون برد. برايش درست باشد، و توضيح مورد تقيه مثل اينست كه مردم بدى فرمان و كردارشان بر خلاف حق جارى و آشكار شود، پس مؤمن هر عملى را كه از نظر تقيه در ميان آنها انجام دهد كه به تباهى دين منجر نگردد، جائز است
    .(1)

    این روایت در مورد ایمان دوست انسان و چگونگی برخورد با او می باشد،این روایت را ذکر کردم که بگویم دوستی نهایتا تا جائی است که مخالفت امر پروردگار پیش نیاید، حکمت دوستی کمال نفس انسان در معاشرت با دیگران در جنبه های مختلف است،لذا اگر کمالی در کار نباشد ،دوستی معنا ندارد،چه برسد به اینکه خدائی نکرده خسرانی در کار باشد.
    البته این سخن بدین معنا نیست که اگر دوست ما یک خلافی مرتکب شد،سریع او را رها کنیم؛ نه بلکه مقصود اینست که اگر کسی در مسیر گناه و خلاف افتاد و با نصیحت های ما و کمک های ما اصلاح نشد،دیگر حقی از او بر گردن ما نیست.
    دوستی با اشخاص اهل خلاف به این بهانه که من در خلاف آنها مشارکت نمی کنم نیز،حرفی ساده انگارانه است،زیرا نفس انسان دزد است و خوی و خلصت همنشین خود را می دزدد.
    نخست موعظه پیر می فروش اینست/که از معاشر ناجنس احتراز کنید.(2)
    با این بیان مشخص شد که بی دلیل نباید دوستی با کسی را رها کرد،و این کار خلاف اخلاق است زیرا به آن فرد از لحاظ روحی صدمه وارد می کند،کم یا زیاد.



    برای اطلاع بیشتر این لینک را نیز ملاحظه کنید.
    http://noorportal.net/394/597/627/11711.aspx


    پی نوشت:
    1- اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 245
    2-دیوان حافظ

    حق دوستی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  5. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود