صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجدان چیست؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036

    وجدان چیست؟؟؟




    با سلام و عرض ادب و احترام
    وجدان از منظر فلسفه اخلاق دقیقا چیست و به چه مفهومی گفته می شود؟

    کارکرد وجدان یا عذاب وجدان چیست؟

    مکتب وجدان گرائی در غرب چیست؟

    ممنون از جوابهای خوبتان.


    کارشناس بحث : بصیر

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۵:۱۷
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذکر یونسیه نمایش پست ها
    وجدان از منظر فلسفه اخلاق دقیقا چیست و به چه مفهومی گفته می شود؟
    کارکرد وجدان یا عذاب وجدان چیست؟
    مکتب وجدان گرائی در غرب چیست؟
    با عرض سلام و ادب
    بر خلاف تصور عامه، آنچه را که ما به عنوان وجدان اخلاقی می نامیم و خیلی هم برای آن قداست قائلیم، یک نیروی خاصی در وجود ما نیست.
    حقیقت مسأله این است که اگر وجدان را تحلیل کنیم خواهیم دید که وجدان اخلاقی در جهتی که مربوط به شناخت خوب و بد است، همان عقل است.
    شناخت، کار عقل است. اما این که انسان را پس از انجام کار، ستایش یا سرزنش می کند این هم یک تحلیل روان شناختی دیگری دارد. حقیقت مطلب این است که انسان یک ملکاتی دارد که در اثر کمک گرفتن ازعلم و عمل برای او حاصل می شوند.
    ارزش هایی را که شناخته است و در عمل نیز آنها را به کار گرفته است، آرام آرام برای او ملکه شده اند؛ بنابراین اگر انسان کاری را برخلاف آنها انجام دهد، انسان ناراحت می شود. یعنی ملکاتی که، بر اساس شناخت ارزش ها، برای انسان حاصل شده اند اقتضا دارند که آنچه با آنها مخالف باشد، طرد نمایند.
    ...


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    علت ندامت پس از انجام کار بد این است که وقتی انسان می فهمد که کمالی را از دست داده و نقصی در انسانیتش پدید آمده است، این حالت ندامت برای او حاصل می شود. همان طور که در مراحل پایین تر این حالت رخ می دهد.
    مثلاً زمانی که انسان سرمایه ای را از دست می دهد، ناراحت می شود. در مسائل اخلاقی نیز وقتی فرد متوجه می شود که سرمایه معنوی عظیمی را از دست داده است ناراحت می شود. و خود را سرزنش می کند که چرا آن سرمایه را از دست داده است و چرا خود را از کمالی که برایش فراهم بود، محروم کرده است.
    همه اینها در صورتی است که آن ارزش ها را پذیرفته باشد و چنان ملکه ای نیز برای او به وجود آمده باشد؛ اما اگر ارزش های دیگری را برای خود تعریف کرده باشد، یعنی بنیان معرفتی و شناختی او از ابتدا خطا باشد و در محیطی رشد کرده باشد که ارزش های انحرافی را به او تعلیم داده باشند، در آن صورت هرگز وجدانش از برخی اموری که ما آنها را گناهان بزرگی می دانیم آزرده نخواهد شد.
    در بین سخنان مذکور، وجدان از نظر فلسسفه اخلاق و کارکرد آن بیان شد، اما این که مکتب وجدن گرائی چه می گوید؟ باید بگوییم که بنیان گذار و طراح اصلی این دیدگاه ژان ژاک روسو (1712 ـ 1778)، فیلسوف و متفکر برجسته فرانسوی، بود. وی معتقد بود که انسان طبیعتاً خوب آفریده شده است و اگر سیر طبیعی خودش را طی کند به گونه ای که اگر عوامل اجتماعی انسان را از سیر طبیعی زندگی اش منحرف نکنند، هر انسانی به صورت طبیعی انسانی اخلاقی خواهد بود. و به ارزش ها و فضایل اخلاقی عمل خواهد کرد.( امیل یا آموزش و پرورش، ژان ژاک روسو، ترجمه غلامحسین زیرک زاده، (تهران: انتشارات چهره، 1360)، ص 5)
    منبع: شریفی، احمد حسین، (1384)- نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، قم: مؤسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (رحمه الله)، مرکز انتشارات، 1384.


  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    حقیقت مسأله این است که اگر وجدان را تحلیل کنیم خواهیم دید که وجدان اخلاقی در جهتی که مربوط به شناخت خوب و بد است، همان عقل است.
    خیر. وجدان یک قسمت از ضمیر ناخودآگاه است که ممکن است توسط عوامل خارجی یا عقل ترکیب شود. کارش هم ترشح مواد شیمیایی خاصی ست که احساسات هیجان آوری مثل ناراحتی،ترس و شادی به همراه می آورند.

    علت ندامت پس از انجام کار بد این است که وقتی انسان می فهمد که کمالی را از دست داده و نقصی در انسانیتش پدید آمده است، این حالت ندامت برای او حاصل می شود. همان طور که در مراحل پایین تر این حالت رخ می دهد.
    بله. وجدان تا حدّ زیادی تحت تاثیر آموزه ها و عقل است. امّا بدون عقل هم کار می کند. مختص انسان هم نیست. قوّه ایست که حیوانات هم دارند و آنها را به عمل اخلاقی تشویق می کند.

    اگر بخواهیم وجدان را به جای conscience به «آنچع واجدش هستیم» ترجمه کنیم، باید برای این نیروی عظیم شیمیایی-هورمونی که در همه حیوانات هم هست اسم جدیدی بیابیم. امّا خودتان از مکتب وجدان گرایی صحبت نمودید که معنی آن همین قوه هورمونی مغذی ست.


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    خیر. وجدان یک قسمت از ضمیر ناخودآگاه است که ممکن است توسط عوامل خارجی یا عقل ترکیب شود. کارش هم ترشح مواد شیمیایی خاصی ست که احساسات هیجان آوری مثل ناراحتی،ترس و شادی به همراه می آورند.
    ببخشید دوست عزیز اونوقت این قسمتی که کارش ترشح مواد شیمیایی است ،مادی است یا مجرد؟اگر مادی است جایش کجاست؟مثلا کلیه جا دارد،معده جا دارد.
    اگر هم مجرد است دقیقا چه قوه ای است؟جزءنفس است یا نه؟قوای نفس که همگی شناخته شده اند و نامی از وجدان نیست.

    یادم هست از آیت الله دکتر شیخ احمد عابدی حفظه الله یک وقتی شنیدم که می فرمود این وجدان اصلا وجود خارجی ندارد و چیز جدائی نیست،می فرمودند خدا رحمت کند فلان عالم جلیل القدر را که اسم وجدان را وارد بحثهای علمی ما کردند که ایشان هم از فلان فیلسوف فرانسوی گرفته بودند که او اول بار اسم وجدان را آورد ولی وجدان حقیقت جدائی ندارد،نه مادی نه مجرد.

    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    سوارکاری
    نوشته
    340
    حضور
    16 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1282



    به نام او

    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها

    خیر. وجدان یک قسمت از ضمیر ناخودآگاه است که ممکن است توسط عوامل خارجی یا عقل ترکیب شود. کارش هم ترشح مواد شیمیایی خاصی ست که احساسات هیجان آوری مثل ناراحتی،ترس و شادی به همراه می آورند.


    بله. وجدان تا حدّ زیادی تحت تاثیر آموزه ها و عقل است. امّا بدون عقل هم کار می کند. مختص انسان هم نیست. قوّه ایست که حیوانات هم دارند و آنها را به عمل اخلاقی تشویق می کند.

    اگر بخواهیم وجدان را به جای conscience به «آنچع واجدش هستیم» ترجمه کنیم، باید برای این نیروی عظیم شیمیایی-هورمونی که در همه حیوانات هم هست اسم جدیدی بیابیم. امّا خودتان از مکتب وجدان گرایی صحبت نمودید که معنی آن همین قوه هورمونی مغذی ست.
    دوست عزیز :
    1 - منبع خود را بیاورید . ( نه از دانشمندان تجربی چون اسمش هم هست تجربی و نمی شود روی آن حساب کرد )
    2 - دوست عزیز ما آمده ایم تا با حل کردن این مشکلات سد هایی را که در مقابل مسیر کمالمان هست را خراب کنیم و این دلیل ها در راه خدا دلیل های محکمی حساب نمی شود . من نمی گویم فقط کمالات می گویم علم با کمالات علمی که در راه کمالات به ما کمک کند چون این علوم همه از روی نفس است و ما باید بیاییم و با استفاده از علم پروردگار نفسمان را بر اساس عقلمان درست کنیم و در ان صورت است که علم ما همان کمالات ما می شود .
    از کارشناسان عذر خواهی می کنم که من حقیر حرفی زدم.

    یا حق

    خلق را تقلیدشان بر باد داد
    ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

    *****
    دلم را با دل تو آشنا کرد
    نه من کردم نه تو کردی خدا کرد

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    خیر. وجدان یک قسمت از ضمیر ناخودآگاه است که ممکن است توسط عوامل خارجی یا عقل ترکیب شود. کارش هم ترشح مواد شیمیایی خاصی ست که احساسات هیجان آوری مثل ناراحتی،ترس و شادی به همراه می آورند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    بله. وجدان تا حدّ زیادی تحت تاثیر آموزه ها و عقل است. امّا بدون عقل هم کار می کند. مختص انسان هم نیست. قوّه ایست که حیوانات هم دارند و آنها را به عمل اخلاقی تشویق می کند.
    باسلام و احترام
    لطف بفرمایید، برای این «بله» و «خیر»تان که ذکر فرمودید، دلیل عقلی یا سندی معتبر و قابل قبول بیاورید،تا بحث علمی و مورد ثمری باشد.
    منظورتان را از (وجدان، ضمیر ناخودآگاه، این که مخصوص حیوانات است،) را بیان فرمایید.


  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علم و تحقيق درمورد انسان و سرنوشت انسان دردست کیست
    نوشته
    642
    حضور
    15 روز 14 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1302



    بنام او

    بعقيده من وجدان هرچه هست چيزخوبي ست و شايد بشودگفت كه مخلوق خوبي ست دروجود همه مخلوقات بزرگترخود و شايد هم يكنوع خدا يا نماينده خدا باشد كه بصورت بسيار ريز و كوچك شده درآمده كه همواره انسانها را به خوبي و ظلم نكردن راهنمايي وتشويق مينمايد والبته بقول استادعزيز هم بسته به محيطي ست كه هرانسان درآن رشد مينمايد وممكن است بسته به شرايط موجود .. مجبور به عقب نشيني يا كوچكترشدن شود كه ما اصطلاحا ميگوييم بخواب رفته يا طرف وجدان ندارد يا نداشته .. وبلكه وجدان داشته ودارد و هيچگاه خواب هم نميرود ولي بخاطرهمان شرايط صاحبش و بزرگ شدن نقطه مقابل وجدان يا غيراخلاقيات .. او كوچكتر و منزوي ترشده كه البته ممكن است درهرلحظه اي حتي سربه شورش زده و صاحب خود را بايك گناه يا عمل بد .. چنان موخذه اي نمايد كه حتي اورا نابود يا منقلب نمايد و متاسفانه دركشورما قانونگذار بگونه اي قوانين را تدوين نموده كه تعداد اندكي بجاي آنكه بفكر پاسخگويي به وجدان خود درپي عمل بد خود باشند بفكرجوركردن مدرك براي قانون ميباشند چون قانون ميگه هركس هركلاهي سرتان گذاشت فورا بياييد شكايت كنيد كه ما رسيدگي نماييم كه اين اصلا خوب نيست و درنهايت منجربه اين شده و ميشود كه راهروهاي دادگاههاي ما مملو ازارباب رجوع شده كه خود قانون الان مقابل اين سيل هجيم كم آورده و اين خوب نيست كه يكنفر كه چگونه سريكي را كه كلاه گذاشته و مثلا زميني كه مال غيربوده را به يك انسان همنوع ساده وصادق و با جعل سند فروخته و تمام دارايي او را ازچنگالش در آورده و او را بدبخت و فقير و آواره راهروهاي پاسگاه و دادگاه نموده است را با مدارك جعلي يا انكار حقيقت .. پاسخ قانون زميني رابدهند واصلا به فكراين نباشد كه بالاترازقوانين زميني قوانين سفت وسخت ديگري وجود دارند كه درچرخه طبيعت .. انتقام مظلوم را درهرزمان خواهند گرفت و اي كاش قانونگذارما ميامد و راههايي را پيدا مينمود كه هرايراني آزاد باشد كه براحتي سر هرهموطني را اگرخواست كلاه بگذارد و هيچ ماموري هم كاري به كارش نداشته باشد و او را كه گناه و جرمش قابل اثبات هم نميباشد را به وجدانش ارجا ميدادند تا مكافاتش كند و او درك كند و متوجه شود كه اخلاقيات و شئونات والاي انساني ازهرقانوني بالاتر ونيرومندتراست كه هرچه كند بخود وعزيزان خود كرده و هرلحظه نيز ترس اينرا داشته باشد كه مكافات يا اتفاق بسياربدي منتظر او يا خانواده يا عزيزترين عزيزانش ميباشد ..
    كه درهمين رابطه يكنفركه با حيله و تقلب .. زميني درحاشيه شهررا به يك بدبخت ساده فروخته وپول او را بالاكشيده بود و متواري هم شده بود و قانون هم نتوانست برايش كاري كند بعداز پنج سال دخترهفت ساله اش كه درآنزمان دوساله بود واينك هفت ساله شده بود بناگاه موهاي سرش شروع كردند به ريختن و ..
    اين كلاهگذارمال مردم خوار هرچه دارايي داشت خرج دخترش كرد تا خوب شود و به نقطه صفرهم رسيد و مجبوربه قرض و وام هم شد ..ومن ديگرازش خبري ندارم ولي مطمئن هستم همان فريب وشكستن دل يك انسان ديگر باعث اين فاجعه شده بود كه دختربي گناهش سرطان بگيرد.. { حالا بحث عدالت خدا پيش نيايد كه چرا خدا از سر دختربي گناهش در آورده و بلكه اصلا خدا چنين كاري رانكرد بلكه خود آن پدري كه نميدانست قوانين وجدان و طبيعت وانتقام به چه صورت عمل مينمايند چنين كردند كه كشف علمي سرنوشت انسان .. شايد به اين مهم پاسخي منطقي دهد }

    باتقديروتشكر..


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    امّا بدون عقل هم کار می کند.
    یعنی یک نوزاد که عقل کاملی ندارد وجدانش کار میکند ؟ مثلا اگر هنگام شیر خوردن گاز بگیرد بعدش وجدان درد میگیرد؟؟؟؟؟ عجب!!!
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144

    مواضع شخصی بنده در مورد وجدان




    درخواست ها و نقدها متعدد و متنوع و از دیدگاه های گوناگون اند. در نتیجه:

    1. سعی کرده ام دیدگاه ها کاملاً شخصی باشد تا شما نقطه نظر مرا بفهمید و ایرادهایش را بگیرید و بنده هم یک نقطه نظر مشترک پیدا کنم که بتوان با معیار قرار دادن آن وارد بحث شد. لذا اینجا دلایل جمع پسند را نمی آورم. آبی ها دلایل شخصی من اند برای موضعم.
    2. به جای پاسخ به سوالات موضع خود را یک بار دیگر دقیق در مورد وجدان روشن کنم و شما مجددا نقد بفرمایید.

    درخواست:

    1. دیدگاه خود را در مورد مساله وجدان بلند توضیح دهید. مثل جناب کارشناس
    2. دانش شناسی و روش تحقیق و مبادی مقبول خود را بیان بفرمایید. از اختصار نیز بپرهیزید. زیرا نه جملات کوتاه و مختصر من به درد شما خورد و نه حملات کوتاه شما دیدگاه شما در تحقیق و قبول و رد را به بنده فهماند. مثلاً این که بفرمایید دلیل تجربی نیاور زیرا علوم تجربی قابل تغییر اند، اصلاً برای بنده مشخص نمی کند که شما دنبال چه جور دلیلی هستید.
    3. اگر نمی توانید، لطفا بدون جملات امری و کلّی گویی دیدگاه های پایین را نقد کنید.


    وجدان از نظر بنده:
    یادآور می شوم اینجا به دنبال معرفی دیگاهمم. نه اثبات آن. بدون فهم معنی اثباتی ممکن نیست.

    از دید لغوی: بنده به حس تشخیص خوب و بد وجدان می گویم. تا امروز هم نمی دانستم بعضی ها به چیز دیگری وجدان می گویند. حتّی در مکالمات قبل از پست اوّل من ظاهرا به همین معنا به کار رفته است.

    همچنین تنها چیزی که به نام خوب و بد در جهان می شناسم یک حس در مردم است که با این کلمات توصیفش می کنند: خوبی و بدی! اتفاقا تحلیل های عقلانی بنده نه تنها به این دو لغت نمی رسند که خیلی سریع ناکارآمدی استفاده از آنها را تشخیص داده آنها را کنار می گذارند.

    در زبان انگلیسی دو لغت برای اخلاق هست:
    1- morality که ما به آن اخلاق فردی می گوییم. وجدان خیلی با آن رابطه دارد.زیرا morality قانون طلایی ریط دارد: آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و ...
    2- ethics: اخلاق احتماعی ست. نرم هایی ست که هر جامعه از فرد انتظار دارد. بر خلاق morality اصلاً هم جهانی نیست.

    مثال: زنای محسنه اعتماد زن و شوهر به هم را آش و لاش می کند. جوامعی هستند که آن را با سنگسار تا مرگ جواب می دهند که از دید وجدان زیادی افراطی ست و جوامع سکولار هم آن را مجاز کرده اند که از دید وجدان خیلی کوتاهی ست. حکم سنگسار و اجازه جزو ethics است و تنفر از این عمل جزو morality است. ethics اغلب از دین می آید. morality فطری ست و اگر اخلاق دین(ethics) با آن سازگار باشد از دین خوشش می آید

    از دید ریشه ای:

    • از یافتن می آید مثل این که خوب و بد را در خود می یابیم که لغت وجدانیات در فلسفه هم از همین ریشه است.
    • یا هم از خود را واجد چیزی دیدن می آید. امّا واجد یعنی چه و از چه ریشه ایست؟ به نظر بنده بررسی این سوال ساده نشان خواهد دار معنی دوم هم به همان اوّلی باز می گردد.

    از دید علم حضوری: من چیزی را حس می کنم که در هر موقعیتی بدون دلیل به من می گوید این کار خوب و آن کار بد است. این علم حضوری ست و از کوچکی به آن وجدان می گفته ام. تا کنون هر کسی هم که دیده ام این را داشته، با این تفاوت که در دیگران خیلی قوی تر است و در من چندان قوی نبود تا آنکه با آرام کردن احساسات دیگرم و فکرم فهمیدم واقعا وجود دارد.

    2- از دید عقلی: خب وجدان این طور عمل می کند: به محض این که خود را در حال انجام کاری ببینم یا تصور کنم یا خود را جای دیگری که در حال انجان کار است بگذارم یا حتی از دید سوم شخص به عمل کسی توجه کنم و عواقبش را تصوّر کنم یکی از احساساتی که پیدا می کنم حس علاقه یا تنفر نسبت به نتیجه یا پیامد آن عمل است برای کل جمع و یکی دیگر هم حس علاقه یا تنفر از نتایج برای خودم است. به اولی وجدان می گویم و به دوّمی حس خودخواهی یا هر چه شما بفرمایید.

    نتیجه: وجدان با تصور شادی و رنج برای موجودات زنده کار می کند. کمی هم با تجسّم کار می کند. امّا اصلاً با عقل و تحلیل و کلمات کار نمی کند. اتفاقا برعکس. کار با کلمات حضورش را کمرنگ می کند. مثلاً چون من زیاد فکر می کنم و برای سالم ماندن فکر احساساتم را سرکوب می کنم فقط وقتی فکرم را متوقف می کنم حضور آن حس علاقه و تنفر را می فهمم.

    از دید تجربه شخصی: 8 سالی ست با بچه ها زیاد رابطه دارم. بچه هایی که هنوز عقلشان نرسیده و چهار دست و پا راه می روند بر خلاف انتظار من از دروغ هایی که به آنها می فهماندم شدیداً می رنجیدند. از آزار بدشان می آمد. البته نمی توانستند خود را جای دیگران بگذارند. امّا ترحم را داشتند.

    از دید نقلی: هر استدلال نقلی در نهایت به یک ادعا منجر می شود که خودش دلیل یابرهان یا مدرک می خواهد. حتّی اگر بخواهیم به آن اعتماد کنیم بهتر است بدانیم چرا.

    اگر منظور نظر سنجی باشد، دنیا بزرگ است. از هر کس که دلتان می خواهد هر گوشه دنیا که می خواهید راجع به خوب و بد بپرسید، سپس بپرسید از کجا فهمید؟ آیا واقعا فکر کرد و جواب داد یا قبلاً فکر کرده بود یا یک حسّ خاصی نسبت به این قضیه داشت؟ مردمی که من دیده ام می توانند خوب و بد را حس می کنند. اغلب زبان ها هم برای وجدان کلمه دارند.

    حتّی خود من وقتی به وجود وجدان پی بردم دیدم تفکر من فقط موضوع را از دید علمی می شکافد و ابعاد بیشتری را در آن می بیند. امّا این که چه حسّی از دیدن آن ابعاد به من دست می دهد است که تعیین می کند کار را خوب قضاوت کنم یا بد. اساسا مگر عقل محض بدون احساس می تواند خوب و بد را تشخیص دهد یا حتّی تعریفی از آن یا اصولی برای شناخت آن بدست دهد؟


  21. صلوات


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود