صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چهل از چهارده (560 حدیث)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477

    چهل از چهارده (560 حدیث)




    چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 1

    1- تضییع نماز
    لا تُضَيِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلي اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ فَالْوَيْلُ لِمَنْ لَمْ يُحَافِظْ عَلَى صَلَاتِهِ وَ أَدَاءِ سُنَّةِ نَبیِّه.[1]
    نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بي­اعتنا باشد و آن­ را سبك و ضايع گرداند هم­نشين قارون و هامان خواهد گشت و این حق بر خداوند ثابت است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد پس وای بر کسی که بر نمازش محافظت نکند و سنت­های منسوب به پیغمبر را به جا نیاورد.
    2- مسجد
    مَنْ مَشي إلي مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَة خَطاها حَتّي يَرْجِعَ إلي مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحي عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.[2]
    هر كس قدمي به سوي يكي از مساجد خداوند بردارد، براي هر قدمی که برمی­دارد ثواب ده حسنه می­­باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش­هايش پاك می­­شود، هم­چنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع می­­يابد.
    3- طمأنینه در نماز
    بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ جالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ، إذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّي، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلي غَيْرِ ديني.[3]
    رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) در مسجد نشسته بود كه شخصي وارد شد و مشغول خواندن نماز شد ولی ركوع و سجودش را كامل انجام نمي­داد و عجله و شتاب می­­كرد.حضرت فرمود:
    كار اين شخص همانند كلاغي است كه منقار بر زمين می­­زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است.
    4- پیامبر و امام
    أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظير لي إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَكَ إلاّ أنَا.[4]
    رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) به امام علی (علیه­السلام) فرمود:
    من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبليغ و هدايت می­­نمايم؛ و تو مظهر خداییو امام و مقتداي (بندگان خدا) خواهي بود، پس نظيري براي من وجود ندارد مگر تو؛ و همانند تو نيست مگر من.
    5- زندان مؤمن
    يا أباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْكافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيْفَ لايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.[5]
    اي ابوذر! دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است، مؤمن در دنیا هميشه محزون و غمگين می­­باشد، چرا چنين نباشد و حال آن­كه خداوند به او در مقابل گناهان و خطاهايش وعده­ی مجازات و دخول جهنّم را داده است.
    6- نه سفارش
    أَوْصَانِي رَبِّي بِتِسْعٍ، أَوْصَانِي بِالْإِخْلَاصِ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ الْعَدْلِ فِي الرِّضَا وَ الْغَضَبِ وَ الْقَصْدِ فِي الْفَقْرِ وَ الْغِنَى وَ أَنْ أَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنِي وَ أُعْطِيَ مَنْ حَرَمَنِي وَ أَصِلَ مَنْ قَطَعَنِي وَ أَنْ يَكُونَ صَمْتِي فِكْراً وَ مَنْطِقِي ذِكْراً وَ نَظَرِي عِبَرا.[6]
    پروردگارم مرا به نه چيز سفارش فرمود:
    اخلاص در نهان و آشكارا؛ دادگرى در حال خوشنودى و خشم؛ میانه‏روى به وقت فقر و ثروت؛ گذشت از آن­كه بر من ستم كرده؛ بخشيدن به آن­كه از من دريغ داشته؛ پيوند با كسى كه رابطه­ی خويش از من بريده؛ اين­كه سكوتم انديشه باشد؛ گفتارم ذكر باشد؛ نگاهم عبرت باشد.
    7- بدترین معامله
    شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ.[7]
    بدترين مردم كسي است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او كسي است كه آخرت خود را براي دنياي ديگري بفروشد.
    8- دغدغه­های پیامبر
    ثَلاثَةٌ أخافُهُنَّ عَلي اُمتَّي: ألضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.[8]
    در سه چيز براي امّت خود احساس خطر می­­كنم: گمراهي، بعد از آن­كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند. گمراهي­ها و لغزش­هاي به وجود آمده از فتنه­ها. امیال و شهوت­های مربوط به شكم و فرج.
    9- بدترین گناهان
    ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلي الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَي النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْحْسانِ.[9]
    عقاب و مجازات سه دسته از گناهان، زودرس می­­باشد و به قيامت كشانده نمي­شود: ايجاد ناراحتي براي پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسي در مقابل كارهاي نيك ديگران.
    10- عاحزترین مردم
    إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.[10]
    عاجز و ناتوان­ترينِ مردم كسي است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل­ترينِ اشخاص كسي خواهد بود كه از سلام كردن خودداري نمايد.

    [1]عیون اخبار الرضا (علیه­السلام): 31/2

    [2] وسائل الشّيعة: 201/5

    [3] همان: 31/4

    [4] تفسير البرهان: 184/4

    [5] بحارالأنوار: 80/74

    [6] تحف العقول: 36

    [7] من لا يحضره الفقيه: 353/4

    [8] بحارالأنوار: 368/10

    [9] همان: 373/70

    [10] همان: 291/90

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 2


    11- ادب ملاقات
    إذا تَلاقَيْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بالإسْتِغْفارِ.[1]
    هنگام بر خورد و ملاقات با يكديگر سلام و مصافحه نمایيد و موقع جدا شدن براي همديگر طلب آمرزش كنيد.
    12- صدقه
    بَکِّروا بالصَّدَقَةِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا يَتَخَطاّها.[2]
    صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع نمایيد چون­كه بلاها و آفت­ها را بر طرف می­­گرداند.
    13- عذاب قبر
    يُؤْتَي الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَةُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ يَدَيْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَةُ، وَ إذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ دَفَعَهُ مَشْيُهُ إلي الْمَسْجِدِ.[3]
    هنگامي­كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنان­چه عذاب از بالاي سر بخواهد وارد شود، تلاوت قرآن مانع عذاب می­­گردد و چنان­چه از طرف دست­ها وارد شود، صدقه مانع آن می­­باشد و چنان­چه از سمت پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوي مسجد مانع آن خواهد گشت.
    14- مکارم اخلاق
    عَلَيْكُمْ بِمَكارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ يَعْفُوَ الرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ يَعُودَ مَنْ لايَعُودُهُ.[4]
    بر شما باد رعايت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن­ها مبعوث نمود، و بعضي از آن­ها عبارتند از: این­كه ببخشد کسی راکه بر او ظلم كرده، کمک کند به كسي كه او را محروم کرده، صله­ی رحم کند با کسی که رابطه اش را قطع کرده، عیادت کسی برود که او را عیادت نکرده و به دیدارش نمی­رود.
    15- تکریم نان
    مَنْ وَجَدَ كَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَأكَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّي يَغْفِرَاللّهُ لَهُ.[5]
    هر كس تكّه­اي نان يا دانه­اي خرما را در جایي پیدا کند و آن را بردارد (پاکیزه­اش نموده) و میل كند، آن تکه نان یا خرما از شکمش جدا نمی­شود مگر این­که خدا وند متعال او را مورد آمرزش قرار دهد.
    16- تواضع
    ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.[6]
    كسي تواضع و فروتني نكرده، مگر آن­كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشيده است.
    17- مدارا با مدیون
    مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ يَوْم صَدَقَةٌ.[7]
    هر كس بدهكار ناتواني را مهلت دهد، به ازای هر روزش، ثواب صدقه­ی در راه خدا می­­باشد.
    18- بهتان
    لَا يَزَالُ الْمَسْرُوقُ مِنْهُ فِي تُهَمَةِ مَنْ هُوَ بَرِي‏ءٌ حَتَّى يَكُونَ أَعْظَمَ جُرْماً مِنَ السَّارِق‏[8]
    گاه فرد مال باخته تا بدان­جا بي­گناهان را متّهم سازد كه جرمش از دزد اصلى بيشتر شود.
    19- صبر بر دینداری
    يَأتي عَلي النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلي دينِهِ كَالْقابِضِ عَلي الْجَمَرِ.[9]
    زماني بر مردم خواهد آمد كه صبر نمودن در برابر مسایل دين و عمل به دستورات آن همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.
    20- فرار از عالمان
    سَيَأتي زَمانٌ عَلي اُمتَّي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَةِ أشْياء: الاْوَّلُ: يَرَفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّاني: سَلَّط اللّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إيمان.[10]
    زماني بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علما گريزان شوند همان­طوري كه گوسفند از گرگ گريزان است، خداوند چنين جامعه­اي را به سه نوع عذاب مبتلا می­­گرداند: بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمي­دارد. حاکمي ظالم و بي مروّت را بر آن­ها مسلّط می­­گرداند. هنگام مرگ و جان دادن، بي­ايمان از اين دنيا خواهند رفت.

    [1] همان: 4/73

    [2] همان: 177/93

    [3] مسكّن الفؤاد: 50

    [4] بحارالأنوار: 375/66

    [5] همان: 430/63

    [6] همان: 120/72

    [7] همان: 151/100

    [8]تحف العقول: 36

    [9] بحارالأنوار: 47/28

    [10] مستدرك الوسائل: 376/11

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 3


    21- عالمی بین جُهّال
    اَلْعالِمُ بَيْنَ الْجُهّالِ كَالْحَيّ بَيْنَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ يَسْتَغْفِرُ لَهُ كُلُّ شَيء حَتّي حيتانُ الْبَحْرِ، وَ هَوامُّهُ، وَ سِباعُ الْبَرِّ وَ أنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ، فَإنّهُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلي كُلِ مُسْلِم.[1]
    دانشمندي كه بين گروهي نادان قرار گيرد، همانند انسان زنده­اي است بين مردگان و كسي كه در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش می­­كنند، پس علم را فرا گيريد چون علم وسيله­ی قرب و نزديكي شما به خداوند است، و فراگيري علم، بر هر فرد مسلماني فريضه است.
    22- تکریم عالم
    مَنْ زارَ عالِماً فَكَأنَّما زارَني، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَكأنَّما صافَحَني، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَأنَّما جالَسَني، وَ مَنْ جالَسَني فِي الدُّنْيا أجْلَسْتُهُ مَعي يَوْمَ الْقِيامَةِ.[2]
    هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندي برود مثل آن است كه مرا زيارت كرده، هر كه با دانشمندي دست دهد و مصافحه كند مثل آن است كه با من مصافحه نموده، هر شخصي هم­نشين دانشمندي گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنيا با من هم­نشين شود، در آخرت هم­نشين من خواهد گشت.
    23- ازدواج­های شیطانی
    مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأةً لِمالِها وَکَّلَهُ اللّهُ إلَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأي فيها ما يَكَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدينِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ.[3]
    هر كس با زني به جهت ثروتش ازدواج كند، خداوند او را به همان واگذار می­­نمايد و هر كه با زني به جهت زيبایي و جمالش ازدواج كند، چیزی را می­بیند که خوشش نمی­آید و كسي كه با زني به جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خداوند آن خواسته­هایش (ثروت و زیبایی) را برای او یک­جا جمع می­کند.
    24- کم خوری
    مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ.[4]
    هر كه خوراكش كمتر باشد، بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود و هر كس خوراكش زياد باشد امراض جسمي، بدنش را و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.
    25- سیری
    لا تُشْبِعُوا، فَيُطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِكُمْ.[5]
    شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چون­كه سبب خاموشي نور عرفان و معرفت در افكار و قلب هايتان می­­گردد.
    26- شرط ریاست
    مَنْ تَوَلّي عَمَلا وَ هُوَيَعْلَمُ أنَّهُ لَيْسَ لَهُ بِأهْل، فَلْيَتَبَوَّأ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ.[6]
    هر كه رياست و مسئوليتي را بپذيرد و بداند كه أهليّت آن را ندارد، در قبر و قيامت جايگاه او پر از آتش خواهد شد.
    27- نهی از منکر
    إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفِ الَّذي لادينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لا دينَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّي لا يَنْهي عَنِ الْمُنْكَرِ.[7]
    همانا مورد غضب خداوند است آن مؤمن ضعیفی که بي­دين است. از ایشان سؤال شد:
    مؤمن ضعيف و بي­دين كيست؟ حضرت پاسخ داد:
    آن كسي كه نهي از منكر نمي­كند.
    28- صدقه پنهانی
    صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِيءُ الْخَطيئَةَ، كَما تُطْفِيءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعينَ باباً مِنَ الْبَلاءِ.[8]
    صدقه­اي كه محرمانه و پنهاني داده شود سبب پاكي گناهان می­شود، همان­طوري كه آب، آتش را خاموش می­­كند، هم­چنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر­طرف می­­نمايد.
    29- ترک گناه
    عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمي مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ، كَيْفَ لايَحْتمي مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَةَ النّارِ.[9]
    تعجّب می­کنم از كساني كه نسبت به خورد و خوراك خود اهميّت می­­دهند تا مبادا مريض شوند ولي چطور به­خاطر ترس آتش سوزان جهنّم اهميّتي نسبت به گناهان نمي­دهند.
    30- مقام پرستی
    حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ يُنْبِتُ النِّفاقَ فِي الْقَلْبِ، كَما يُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.[10]
    علاقه نسبت به رياست و ثروت، سبب رویيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان­طوري كه آب و باران سبب رویيدن سبزيجات می­­باشند.

    [1] بحارالأنوار: 172/1

    [2] مستدرك الوسائل: 300/17

    [3] تهذيب الأحكام: 399/7

    [4] بحارالأنوار: 268/59

    [5] مستدرك الوسائل: 218/16

    [6] تاريخ إلاسلام، ذهبی: 285/7

    [7] وسائل الشّيعة: 122/16

    [8] مستدرك الوسائل: 184/7

    [9] بحارالأنوار: 347/70

    [10] تنبيه الخواطر: 264

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) 4


    31- نگاه حرام
    مَنْ اَصابَ مِنْ إمْرَأة نَظْرَةً حَراماً، مَلاَ اللّهُ عَيْنَيْهِ ناراً.[1]
    هركس نگاه حرامي به زنی بيفكند، خداوند چشم­هاي او را پر از آتش می­­گرداند.
    32- اخلاق نیکو
    حَسِّنُوا أخْلاقَكُمْ، وَ ألْطِفُوا جيرانَكُمْ، وَ أكْرِمُوا نِسائَكُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّةَ بِغَيْرِ حِساب.[2]
    رفتار و اخلاق خود را نيكو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمایيد، زنان و همسران خود را گرامي داريد تا بدون حساب وارد بهشت گرديد.
    33- انتخاب دوست
    اَلْمَرْءُ عَلي دينِ خَليلِهِ، فَلْيَنْظُر أحَدُكُمْ مَنْ يُخالِطُ.[3]
    انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش می­­يابد و شناخته می­­شود، پس متوجّه باشيد با چه كسي دوست و هم­نشين می­­باشيد.
    34- صدقه و قرض
    اَلصَّدقَةُ بِعَشْر، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيَةَ عَشَرَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِأرْبَعَةَ وَ عِشْرينَ.[4]
    صدقه دادن، معادل ده پاداش، و قرض دادن معادل هيجده پاداش، و انجام صله­ی رحم معادل بيست و چهار پاداش است.
    35- اجر بیماری
    لَا يَمْرَضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَةٌ إلاّ حَطّ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ.[5]
    هيچ مؤمن و مؤمنه­اي مريض نمي­گردد، مگر آن­كه خداوند به واسطه­ی آن، گناهان و لغزش­هایش را ­ریزد.
    36- تکریم بزرگسال
    مَنْ وَقَّرَ ذا شَيْبَة فِي الاْسْلامِ أمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيامَةِ.[6]
    هر كس بزرگسال مسلماني را گرامي دارد و احترام نمايد، خداوند او را در قيامت از سختي­ها و مشكلات آن روز در امان می­­دارد.
    37- سرور در قیامت
    كُلُّ عَيْن باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إلاّ ثَلاثَ أعْيُن: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً في سَبيلِ اللّهِ.[7]
    تمامي چشم­ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته: آن چشمي كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد. چشمي كه از گناه و حرام بسته شده و نگاه نكرده باشد. چشمي كه شب­ها در عبادت و بندگي خداوند متعال بيدار بوده باشد.
    38- بخشندگان
    سادَةُ النّاسِ فِي الدُّنْيا الأسْخِياء، سادَةُ النّاسِ فِي الاخِرَةِ الأتْقِياء.[8]
    سرور و سيّد مردم در دنيا، افراد سخاوتمند هستند، و سيّد و سرور انسان­ها در قيامت، پرهيزكاران خواهند بود.
    39- پند جبرئیل
    وَعَظَني جَبْرَئيلُ: فَقَالَ يا مُحَمَّدُ، أحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّكَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّكَ مُلاقيهِ.[9]
    جبرئيل مرا موعظه و نصحيت كرد: با هر كس كه می­خواهي دوست باشچراکه بالأخره بين تو و او جدایي خواهد افتاد. هر چه می­خواهي انجام بده، ولي بدان که نتيجه و پاداش آن­ را خواهي گرفت.
    40- احترام سه نفر
    اِرْحَمُوا عَزِيزاً ذَلَّ وَ غَنِيّاً افْتَقَرَ وَ عَالِماً ضَاعَ فِي زَمَانِ جُهَّال‏.[10]
    بر عزتمندی كه خوار شده و ثروتمندى كه فقير گشته و دانشمندى كه در دوران نادانان تباه گرديده است، رحم كنيد.

    [1] مستدرك الوسائل: 270/14

    [2] أعيان الشّيعة: 301/1

    [3] بحارالأنوار: 192/71

    [4] مستدرك الوسائل: 194/7

    [5] همان: 66/2

    [6] الكافي: 658/2

    [7] ثواب الأعمال: 211

    [8] أعيان الشّيعة: 302/1

    [9] أمالي طوسي: 203/2

    [10]تحف العقول: 36

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از امام علی (علیه­السلام) 1

    1- فرصت دعا
    إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.[1]
    پنج موقع را براي دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد في سبيل اللّه موقع ناراحتي و آه كشيدن مظلوم. در چنين مواقعی غیر از عرش خدا مانع و حجابی براي (بالا رفتن آن) دعا نيست.
    2- ارزش علم
    اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ كَريمَةٌ، وَ الآدَابُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِكْرَةُ مِرآةٌ صافِيَةٌ، وَ الإعْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ كَفي بِكَ أَدَباً تَرْكُكَ ما كَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِكَ.[2]
    علم، ارثيه­اي با ارزش؛ و ادب، زيوري نيكو؛ و انديشه، آیينه­اي صاف؛ و پوزش خواستن، هشدار دهنده­اي دلسوز است. و براي با ادب بودنت همين بس كه آن­چه را که دوست نداری از دیگران صادرشود، ترک کنی.
    3- حق و باطل
    اَلحَقُّ جَديدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْيّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ.[3]
    حقّ و حقيقت در تمام حالات جديد و تازه است، گر چه مدّتي بر آن گذشته باشد. و باطل هميشه پست و بي اساس است گر چه افراد بسياري از آن حمايت كنند.
    4- قناعت
    اَلدُّنْيا تُطْلَبُ لِثَلاثَةِ أشْياء: اَلْغِني، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَةِ، فَمَنْ زَهِدَ فيها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إسْتَغْني، وَ مَنْ قَلَّ سَعْيُهُ إسْتَراحَ.[4]
    دنيا و اموال آن، براي سه هدف دنبال می­­شود: بي نيازي، عزّت و شوكت، آسايش و آسوده بودن. هر كه زاهد باشد، عزيز و با شخصيّت است؛ هر كه قانع باشد، بي­نياز و غني گردد؛ هر كه كمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد، هميشه آسوده و در آسايش است.
    5- تقوا و فریبکاری
    لَوْ لاَ الدّينُ وَ التُّقي، لَكُنْتُ أدْهَي الْعَرَبِ.[5]
    چنان­چه دين­داري و تقواي الهي نمي­بود، هر­آينه سياستمدارترين افراد بودم. (ولي دين و تقوا مانع سياست بازي می­­شود.)
    6- نقش علم
    اَلْمُلُوكُ حُكّامٌ عَلَي النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاكِمٌ عَلَيْهِمْ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْعِلْمِ أنْ تَخْشَي اللّهَ، وَ حَسْبُكَ مِنَ الْجَهْلِ أنْ تَعْجِبَ بِعِلْمِكَ.[6]
    ملوك بر مردم حاكم هستند و علم بر تمامي ايشان حاكم است، همان مقدار از علم برای تو كافي است كه از خداوند ترسناك باشي؛ و به دانش و علم خود باليدن، بهترين نشانه­ی ناداني است.
    7- پرونده هر روز
    ما مِنْ يَوْم يَمُرُّ عَلَي ابْنِ آدَم إلاّ قالَ لَهُ ذلِكَ الْيَوْمُ: يَابْنَ آدَم أنَا يَوُمٌ جَديدٌ وَ أناَ عَلَيْكَ شَهيدٌ. فَقُلْ فيَّ خَيْراً، وَ اعْمَلْ فيَّ خَيْرَاً، أشْهَدُ لَكَ بِهِ فِي الْقِيامَةِ، فَإنَّكَ لَنْ تَراني بَعْدَهُ أبَداً.[7]
    هر روزي كه بر انسان وارد شود، گويد: من روز جديدي هستم، من بر اعمال و گفتار تو شاهد می­­باشم. سعي كن سخن خوب و مفيد بگویي، كار خوب و نيك انجام دهي. من در روز قيامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود. و بدان امروز كه پايان يابد ديگر مرا نخواهي ديد (و قابل جبران نيست).
    8- بیماری فرزند
    فِي الْمَرَضِ يُصيبُ الصَبيَّ، كَفّارَةٌ لِوالِدَيْهِ.[8]
    درباره­ی مرضي که كودك به آن مبتلا می­شود(فرمود): كفّاره­ی گناهان پدر و مادرش است.
    9- زاهد
    الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَهُ وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلَالُ شُكْرَه‏.[9]
    پارسا (و از دنيا گذشته) كسى است كه حرام، بر صبر او غلبه نکند و حلال، او را از شکرگزاری باز ندارد.
    10- انار
    أطْعِمُوا صِبْيانَكُمُ الرُّمانَ، فَإنَّهُ اَسْرَعُ لألْسِنَتِهِمْ.[10]
    به كودكان خود انار بخورانيد تا زبانشان بهتر و زودتر باز شود.

    [1] بحارالأنوار: 343/90

    [2] بحارالأنوار: 169/1

    [3] وسائل الشّيعة: 434/25

    [4] الوافي: 402/4

    [5] أعيان الشّيعة: 350/1

    [6] أمالي طوسي: 55/1

    [7] أمالي صدوق: 95

    [8] بحار الأنوار: 317/5

    [9] تحف العقول: 200

    [10] أمالي طوسي: 272/1

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از امام علی (علیه­السلام) 2


    11- عید جمعه
    أطْرِقُوا أهاليكُمْ في كُلِّ لَيْلَةِ جُمْعَة بِشَيْء مِنَ الْفاكِهَةِ، كَيْ يَفْرَحُوا بِالْجُمْعَةِ.[1]
    در هر شب جمعه، همراه با مقداري میوه بر اهل منزل و خانواده­ی خود وارد شويد تا موجب شادماني آن­ها در جمعه گردد.
    12- تکریم غذا
    كُلُوا ما يَسْقُطُ مِنَ الْخوانِ فَإنَّهُ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داء بِإذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، لِمَنْ اَرادَ أنْ يَسْتَشْفِيَ بِهِ.[2]
    آن­چه اطراف ظرف غذا و سفره می­­ريزد جمع كنيد و بخوريد، كه همانا هركس آن­ها را به قصد شفا میل نمايد، به اذن حق­تعالي شفاي تمام دردهاي او خواهد شد.
    13- عافیت
    لَا يَنْبَغِي لِلْعَبْدِ أَنْ يَثِقَ بِخَصْلَتَيْن: العَافِيَةِ وَ الغِنَي، بَيْنا تَراهُ مُعافاً اِذْ سَقُمَ، وَ بَيْنا تَراهُ غنيّاً إذِ افْتَقَرَ.[3]
    سزاوار نيست كه بنده­ی خدا، در دوران زندگي به دو خصوصيّت اعتماد كند (و به آن دلبسته باشد): يكي عافيت و تندرستي و ديگري ثروت و بي­نيازي است. زيرا چه بسا او را در حال صحّت و سلامتي ببینی ولي ناگهان انواع مريضي­ها بر او عارض می­­گردد و يا او را در موقعيّت و امكانات خوبي می­بینی ولی ناگهان فقير و بيچاره می­­شود.
    14- ریاکار
    لِلْمُرائي ثَلاثُ عَلامات: يَكْسِلُ إذا كانَ وَحْدَهُ، وَ يَنْشطُ إذاكانَ فِي النّاسِ، وَ يَزيدُ فِي الْعَمَلِ إذا أُثْنِي عَلَيْهِ، وَ يَنْقُصُ إذا ذُمَّ.[4]
    براي رياكار سه نشانه است: در تنهائي كسل و بي­حال است، در بين مردم سرحال و بانشاط می­­باشد. هنگامي­كه او را تمجيد و تعريف كنند خوب و زياد كار می­­كند و اگر انتقاد شود سُستي و كم­كاري می­­كند.
    15- پوشاک داخلی
    اَوْحَي اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالي إلي نَبيٍّ مِنَ الأنْبياءِ: قُلْ لِقَوْمِكَ لا يَلْبِسُوا لِباسَ أعْدائي، وَ لا يَطْعَمُوا مَطاعِمَ أعْدائي، وَ لا يَتَشَكَّلُوا بِمَشاكِلِ أعْدائي، فَيَكُونُوا أعْدائي.[5]
    خداوند تبارك و تعالي بر يكي از پيامبرانش وحي فرستاد، به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاي دشمنان مرا میل نكنند و هم­شكل دشمنان من نگردند، ودر غیر این صورت ايشان هم دشمن من خواهند شد.
    16- عقل و فکر، قلب و حس
    اَلْعُقُولُ أئِمَّةُ الأفْكارِ، وَ الأفْكارُ أئِمَّةُ الْقُلُوبِ، وَ الْقُلُوبُ أئِمَّةُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أئِمَّةُ الأعْضاءِ.[6]
    عقل هر انساني، پيشواي فكر و انديشه­ی اوست؛ و فكر، پيشواي قلب و درون او خواهد بود؛ و قلب، پيشواي حواسّ پنج­گانه می­­باشد، و حواس، پيشواي تمامي اعضا و جوارح است.
    17- امیر و اسیر و نظیر
    تَفَضَّلْ عَلي مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أميرُهُ، وَ اسْتَغِْنِ عَمَّنْ شِئْتَ فَأنْتَ نَظيرُهُ، وَ افْتَقِرْ إلي مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أسيرُهُ.[7]
    بر هر كه خواهي نيكي و احسان نما، تا ریيس و سرور او گردي؛ و از هر كه خواهي بي­نيازي جوي، تا همانند او باشي؛ و خود را نيازمند هر كه خواهي بدان (و از او تقاضاي كمك نما) تا اسير او گردي.
    18- علم و جهل
    أعَزُّ الْعِزِّ الْعِلْمُ، لأنَّ بِهِ مَعْرِفَةُ الْمَعادِ وَ الْمَعاشِ، وَ أذَلُّ الذُّلِّ الْجَهْلُ، لأنَّ صاحِبَهُ أصَمُّ، أبْكَمُ، أعْمي، حَيْرانٌ.[8]
    عزيزترين عزّت­ها علم و كمال است، براي اين كه شناخت معاد و تأمين معاشِ انسان، به­وسيله­ی آن انجام می­­پذيرد. و پست­ترين ذلّت­ها جهل و ناداني است، زيرا كه صاحبش هميشه در كري و لالي و كوري می­­باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود.
    19- همنشینی با عالم
    جُلُوسُ سَاعَة عِنْدَ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَي اللّهِ مِنْ عِبادَةِ ألْفِ سَنَة، وَ النَّظَرُ إلَي الْعالِمِ أحَبُّ إلَي اللّهِ مِنْ إعْتِكافِ سَنَة في بَيْتِ اللّهِ، وَ زيارَةُ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَي اللّهِ تَعالي مِنْ سَبْعينَ طَوافاً حَوْلَ الْبَيْتِ، وَ أفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ حَجَّة وَ عُمْرَة مَبْرُورَة مَقْبُولَة، وَ رَفَعَ اللّهُ تَعالي لَهُ سَبْعينَ دَرَجَةً، وَ أنْزَلَ اللّهُ عَلَيْهِ الرَّحْمَةَ، وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَةُ: أنَّ الْجَنَّةَ وَجَبَتْ لَهُ.[9]
    يك ساعت در محضر علماء نشستن (كه انسان را به مبدأ و معاد آشنا سازند) از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب­تر خواهد بود. توجّه و نگاه به عالِم، از اعتكاف و يك سال عبادت مستحبّي در خانه­ی خدا بهتر است. زيارت و ديدار علما، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف دور كعبه محبوب­تر خواهد بود، و نيز افضل از هفتاد حجّ و عمره­ی قبول شده می­­باشد. هم­چنين خداوند او را هفتاد مرحله ترفيعِ درجه می­­دهد و رحمت و بركت خود را بر او نازل می­­گرداند، و ملائكه شهادت می­­دهند به اين­كه بهشت بر او واجب است.
    20- اندوه فردا
    يَا ابْنَ آدَم، لا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذي لَمْ يَأتِكَ عَلي يَوْمِكَ الَّذي أنْتَ فيهِ، فَإنْ يَكُنْ بَقِيَ مِنْ أجَلِكَ، فَإنَّ اللّهَ فيهِ يَرْزُقُكَ.[10]
    اي فرزند آدم! غُصّه­ی رزق و آذوقه­ی آن روزي كه در پيش داري و هنوز نيامده است نخور؛ زيرا چنان­چه زنده بماني و عمرت باقي باشد، خداوند متعال در همان روز، روزی تو را می­رساند.

    [1] بحارالأنوار: 73/101

    [2] مستدرك الوسائل: 291/16

    [3] بحارالأنوار: 68/69

    [4] تنبيه الخواطر: 195

    [5] مستدرك الوسائل: 210/3

    [6] بحارالأنوار: 96/1

    [7] بحارالأنوار: 13/70

    [8] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: 70

    [9] بحارالأنوار: 205/1

    [10] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: 52

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از امام علی (علیه­السلام) 3


    21- همت بلند
    قَدْرُ الرَّجُلِ عَلي قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ شُجاعَتُهُ عَلي قَدْرِ نَفَقَتِهِ، وَ صِداقَتُهُ عَلي قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلي قَدْرِ غِيْرَتِهِ.[1]
    ارزش هر انساني، به قدر همّت اوست، و شجاعت و توان هر شخصي، به مقدار گذشت و احسان اوست، و درستكاري و صداقت او، به قدر جوانمردي اوست، و پاكدامني و عفّت هر فرد، به اندازه­ی غيرت او خواهد بود.
    22- نیم خورده مؤمن
    مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أخيهِ تَبَرُّكاً بِهِ، خَلَقَ اللّهُ بَيْنَهُما مَلِكاً يَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّي تَقُومَ السّاعَةُ.[2]
    كسي كه دهن خورده­ی برادر مؤمنش را به­عنوان تبرّك میل نمايد، خداوند متعال ملكي را مأمور می­­گرداند تا براي آن دو نفر تا روز قيامت طلب آمرزش و مغفرت نمايد.
    23- ولایت ما
    لا خَيْرَ فِي الدُّنْيا إلاّ لِرَجُلَيْنِ: رَجَلٌ يَزْدادُ في كُلِّ يَوْم إحْساناً، وَ رَجُلٌ يَتَدارَكُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَ أنّي لَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَالله لَوْسَجَدَ حَتّي يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ ما قَبِلَ اللهُ مِنْهُ إلاّ بِوِلايَتِنا أهْلِ الْبَيْتِ.[3]
    خير و خوبي در دنيا وجود ندارد مگر براي دو دسته: دسته­ی اوّل آنان كه سعي نمايند در هر روز، نسبت به گذشته احسان بیشتری انجام دهند. دسته­ی دوّم آنان كه نسبت به خطاها و گناهان گذشته­ی خود پشيمان و سرافكنده گردند و توبه نمايند، و توبه­ی كسي پذيرفته نيست، مگر آن­كه معتقد به ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت باشد.
    24- تکبر
    عَجِبْتُ لاِبْنِ آدَم، أوَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَ آخِرُهُ جيفَةٌ، وَ هُوَ قائِمٌ بَيْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ يَتَكَبَّرُ.[4]
    تعجّب می­­كنم از كسي كه اوّلش نطفه (و منی) و عاقبتش لاشه­اي متعفّن و بد­بو خواهد بود و در این میان خود را ظرف فضولات قرار داده است، با اين حال تكبّر و بزرگ منشي هم می­­نمايد.
    25- ذلت قرض
    إيّاكُمْ وَ الدَّيْن، فَإنَّهُ هَمٌّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهارِ.[5]
    از گرفتن نسيه و قرض، خود را برهانيد، چون­كه سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خواري در روز خواهد گشت.
    26- عالم متعفن
    إنَّ الْعالِمَ الْكاتِمَ عِلْمَهُ يُبْعَثُ أنْتَنَ أهْلِ الْقِيامَةِ، تَلْعَنُهُ كُلُّ دابَّة مِنْ دَوابِّ الاْرْضِ الصِّغارِ.[6]
    آن عالم و دانشمندي كه علم خود را (در بيان حقايق براي ديگران) كتمان كند، روز قيامت با بدترينِ اهل قیامت محشور می­شود محشور می­­شود و مورد نفرت و نفرين تمام موجودات قرار می­­گيرد.
    27- ارتباطات اجتماعی
    يا كُمَيْلُ! قُلِ الْحَقَّ عَلي كُلِّ حال، وَوادِدِ الْمُتَّقينَ، وَاهْجُرِ الفاسِقينَ، وَجانِبِ المُنافِقينَ، وَلاتُصاحِبِ الخائِنينَ.[7]
    ای کمیل! در هر حالتي حقّ را بگو و مدافع آن باش، دوستي و معاشرت با پرهيزگاران را ادامه ده، و از فاسقين و معصيت­كاران كناره گيري كن، و از منافقان دوري بجوی و فرار كن، و با خيانتكاران همراهي و هم­نشيني منما.
    28- همسفر و همسایه
    سَلْ عَنِ الرَّفيقِ قَبْلَ الطَّريقِ، وَعَنِ الْجارِ قَبْلَ الدّارِ.[8]
    در خطاب به امام حسن (علیه­السلام):
    پيش از آن­كه بخواهي مسافرت بروي، رفيق مناسب راه را جويا باش، و پيش از آن­كه منزلي را تهيّه كني، همسايگان را بررسي كن كه چگونه هستند.
    29- خودبینی
    اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَليلٌ عَلي ضَعْفِ عَقْلِهِ.[9]
    بالیدن انسان به خودش، نشانه­ی كم عقلي او می­­باشد.
    30- دنیا دوستی
    أيُّهَا النّاسُ، إِيّاكُمْ وَ حُبَّ الدُّنْيا، فَإِنَّها رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة، وَبابُ كُلِّ بَليَّة، وَداعي كُلِّ رَزِيَّة.[10]
    اي مردم! نسبت به محبّت و علاقه­ی به دنيا برحذر باشید، چون­كه علاقه و محبّت به دنيا اساس هر خطا و انحرافي است، و دروازه­ی هر بلا و گرفتاري است، و نزديك كننده­ی هر فتنه و آشوب، و نيز آورنده­ی هر مصيبت و مشكلي است.

    [1] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: 46

    [2] اختصاص شيخ مفيد: 189

    [3] وسائل الشيعة: 76/16

    [4] وسائل الشّيعة: 334/1

    [5] وسائل الشّيعة: 316/18

    [6] وسائل الشّيعة: 270/16

    [7] بحارالأنوار: 271/71

    [8] بحارالأنوار:155/76

    [9] الكافي: 27/1

    [10] تحف العقول: 152

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از امام علی (علیه­السلام) 4


    31- چهار مستی
    السُّكْرُ أرْبَعُ السُّكْراتِ: سُكْرُ الشَّرابِ، وَسُكْرُ الْمالِ، وَسُكْرُ النَّوْمِ، وَسُكْرُ الْمُلْكِ.[1]
    مستي در چهار چيز است: مستي از شراب (و خمر)، مستي مال و ثروت، مستي خواب، مستي رياست و مقام.
    32- زبان
    أللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ.[2]
    زبان، همچون درنده­اي است كه اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختي به جسم و ايمان) خواهد زد.
    33- ستم
    يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَي الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَي الْمَظْلُومِ.[3]
    روز داد­خواهي مظلوم بر عليه ظالم، سخت­تر است از روزي كه ظالم بر مظلوم ستم می­­كند.
    34- محتوای قرآن 1
    فِي الْقُرْآنِ نَبَأُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَيْنَكُمْ.[4]
    قرآن احوال گذشتگان، و اخبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان كرده است.
    35- محتوای قرآن 2
    نَزَلَ الْقُرْآنُ أثْلاثاً، ثُلْثٌ فينا وَفي عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ أمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَأحْكامٌ.[5]
    نزول قرآن بر سه قسمت است: يك قسمت آن درباره­ی ما (اهل بيت) و دشمنان و مخالفان ما است و قسمت ديگر آن، اخلاقيّات و ضرب­المثلها است و قسمت سوم در بيان واجبات و احكام إلهي می­­باشد.
    36- خصلت مؤمن
    ألْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ في تَعَب، وَالنّاسُ مِنْهُ في راحَة.[6]
    مؤمن، نفسش از دست او خسته شده و در زحمت است و ديگران از او در امنيّت و آسايش هستند.
    37- جهاد زن و جهاد مرد
    كَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلَي الرِّجالِ وَالنِّساءِ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّي يُقْتَلَ في سَبيلِ اللّه، وَجِهادُ الْمَرْأةِ أنْ تَصْبِرَ عَلي ما تَري مِنْ أذي زَوْجِها وَغِيْرَتِهِ.[7]
    خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است. پس جهاد مرد آن است كه از مال و جانش بگذرد تا جایي كه در راه خدا كشته و شهيد شود. و جهاد زن آن است كه در مقابل زحمات شوهر و غيرت او صبر نمايد.
    38- روزگار
    في تَقَلُّبِ الاْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.[8]
    در چرخش روزگار، جوهره و حقيقت اشخاص شناخته می­­شود.
    39- روز عمل
    إنّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل.[9]
    امروز در دنيا زحمت و فعاليّت، بدون حساب است و فرداي قيامت، حساب و بررسي اعمال است و دیگر عملی نیست.
    40- معصیت در خلوت
    إتَّقُوا مَعَاصِيَ اللّهِ فِي الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِم.[10]
    دوري و اجتناب كنيد از معصيت­هاي الهي، حتي در پنهاني، به درستي كه همان خدایی که شاهد (اعمال و نیات) است، حاکم و قاضی خواهد بود.

    [1] بحارالأنوار: 142/73

    [2] شرح نهج البلاغه ابن عبده: 165/3

    [3] شرح نهج البلاغه فيض الاسلام: 1193

    [4] شرح نهج البلاغه فيض الاسلام: 1235

    [5] الكافي: 627/2

    [6] بحارالأنوار: 53/75

    [7] وسائل الشّيعة: 23/15

    [8] شرح نهج البلاغه فيض الإسلام: 1183

    [9] وسائل الشیعة: 222/11

    [10] شرح نهج البلاغه ابن عبده: 342/3

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از حضرت فاطمه (علیها­السلام) 1

    1- ما وسیله­ایم
    نَحْنُ وَسيلَتُهُ في خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ في غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبيائِهِ.[1]
    ما اهل بيت پيامبر، وسيله­ی ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاك و مقدس پروردگار هستيم، ما حجت و راهنما خواهيم بود؛ و ما وارثان پيامبران الهي هستيم.
    2- قضاوت در آسمان
    عَن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ أَتَيْتُ فَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا فَقُلْتُ لَهَا أَيْنَ بَعْلُكِ فَقَالَتْ عَرَجَ بِهِ جَبْرَئِيلُ إِلَى السَّمَاءِ فَقُلْتُ فِيمَا ذَا فَقَالَتْ إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَةِ تَشاجَرُوا في شَيْ‏ء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِيّينَ، فَأَوْحي اللّهُ إلَيْهِمْ أنْ تَتَخَيَّرُوا، فَاخْتارُوا عَليَّ بْنَ أبي طالِب.[2]
    از عبد­اللّه بن مسعود نقل شده که گويد: روزي نزد فاطمه زهراء (علیها­السلام) آمدم و سؤال کردم: همسرت كجاست؟ فرمود:
    همراه جبرئيل به آسمان عروج نموده است، گفتم:
    براي چه موضوعي؟! فرمود:
    بين عدّه­اي از ملائكه­ی الهي مشاجره­اي شده است؛ و تقاضا كرده­اند يك نفر از آدم­ها بين ايشان حكم و قضاوت نمايد؛ و خداوند به ملائكه وحي فرستاد: خودتان يك نفر را انتخاب نمائيد؛ و آن­ها هم حضرت علي بن ابي طالب (علیه­السلام) را برگزيدند.
    3- توصیف علی (علیه­السلام)
    هُوَ الإمامُ الرَبّاني، وَالْهَيْكَلُ النُّوراني، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَةُ الاْطْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الإمامَةِ.[3]
    علی (علیه­السلام) پيشوایي الهي و ربّاني است، تجسّم نور و روشنایي است، مركز توجه تمامي موجودات (و عارفان) است، فرزندي پاك از خانواده­ی پاكان می­­باشد، گوينده­اي حق­گو (و هدايتگر) است، او مركز و محور امامت و رهبریت است.
    4- پدران امت
    أبَوا هِذِهِ الاْمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلي، يُقْيمانِ أَوَدَهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إنْ وافقُوهُما.[4]
    حضرت محمّد (صلی­الله­علیه­وآله) و علي (علیه­السلام) والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروي كنند، آن­ها را از انحرافات دنيوي و عذاب هميشگي آخرت نجات می­­دهند؛ و از نعمت هاي متنوع و وافر بهشتي بهره­مندشان می­­سازند.
    5- خلوص
    مَنْ أصْعَدَ إلي اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.[5]
    هركس عبادات و كارهاي خود را خالصانه براي خدا بفرستد، خداوند بهترين چیزهایی را که به صلاح اوست، براي او تقدير می­­کند.
    6- سعادت
    إنَّ السَّعيدَ كُلَّ السَّعيدِ حَقَّ السَّعيدِ، مَنْ أحَبَّ عَليّاً في حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.[6]
    همانا سعادتمند، بلکه همه­ی سعادتمندی و بلکه حقیقت سعادتمندی در کسی است که علي (علیه­السلام) را در زمان حيات و پس از رحلتش دوست بدارد.
    7- طلب آمرزش
    إلهي وَ سَيِّدي، أسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَيَّ في مُفارِقَتي أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتي، وَشيعَةِ ذُرّيتَي.[7]
    خداوندا! به حقّ کسانی كه آن­ها را برگزيده­اي، و به گريه­ی دو فرزندم پس از (مرگ و) جدایي من از ايشان، از تو می­­خواهم گناهکاران شيعيان من و شیعیان ذُرّیه­ام را ببخشي.
    8- شیعیان
    شيعَتُنا مِنْ خِيارِ أهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّينا وَ مُوالي اَوْليائِنا وَ مُعادي أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.[8]
    شيعيان و پيروان ما، و هم­چنين دوستداران ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند و نيز آن­هائي كه با قلب و زبان تسليم ما هستند، بهترين افراد بهشتيان خواهند بود.
    9- نفرین 1
    وَاللّهِ يَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّي أكْرَهُ أنْ يُصيبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّي سَأُقْسِمُ عَلَي اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَريعَ الاْجابَةِ.[9]
    در خطاب به عمر بن خطّاب:
    سوگند به خداوند، اگر نمي­ترسيدم كه عذاب الهي بر بي­گناهي، نازل گردد؛ متوجّه می­­شدي كه خدا را قسم می­­دادم و نفرين می­­كردم و می­­ديدي چگونه دعايم سريع مستجاب می­­گرديد.
    10- نفرین 2
    ... وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً،... وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَيْكَ في كُلِّ صَلوة.[10]
    حضرت زهراء (سلام­الله­علیها) در جریان بحث و محاجّه با ابوبكر فرمود:
    ... به خدا سوگند، ديگر با تو سخن نخواهم گفت... سوگند به خدا، در هر نمازي تو را نفرين خواهم كرد.

    [1] شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد: 211/16

    [2] بحارالأنوار: 150/37

    [3] رياحين الشّريعة: 93/1

    [4] بحارالأنوار: 259/23

    [5] تنبيه الخواطر: 108

    [6] شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد: 449/2

    [7] كوكب الدّري: 254/1

    [8] بحارالأنوار: 155/68

    [9] الكافي: 460/1

    [10] بحار الانوار: 328/29

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    چهل حکمت از حضرت فاطمه (علیها­السلام) 2


    11- خشم فاطمه
    إنّي أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُماني، وَ ما رَضيتُماني، وَ لَئِنْ لَقيتُ النَبِيَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَيْهِ.[1]
    در خطاب به ابوبكر و عمر هنگامی­که این­ دو به ملاقاتش آمده بودند:
    خدا و ملائكه را گواه می­­گيرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده­ايد، و مرا خشنود نكرديد، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم، شكايت شما دو نفر را خواهم كرد.
    12- ستم 1
    لا تُصَلّي عَلَيَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبي رَسُولِ اللّهِ في أميرِ الْمُؤمنينَ عَليّ، وَ ظَلَمُوا لي حَقّي، وَ أخَذُوا إرْثي، وَ خَرَقُوا صَحيفَتي الّتي كَتَبها لِي أبي بِمُلْكِ فَدَك.[2]
    افرادي كه عهد خدا و پيامبر خدا را درباره­ی اميرالمؤمنين علي (علیه­السلام) شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثيّه­ام را گرفتند و نامه­ی پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نبايد بر جنازه­ی من نماز بگذارند.
    13- ستم 2
    أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَةً لِدُنْياكُمْ، قالِيَةً لِرِجالِكُمْ.[3]
    بعد از جريان غصب فدك و سخنرانی مشهور حضرت در مسجد، بعضي از زنان مهاجر و انصار به منزل ایشان آمدند و احوال وي را جويا شدند، حضرت در پاسخ فرمود:
    به خداوند سوگند، دنيا را آزاد كردم و هيچ علاقه­اي به آن ندارم، هم­چنين دشمن و مخالفِ مردان شما خواهم بود.
    14- شکایت
    إلَيْكُمْ عَنّي، فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعذِیرِكُمْ، وَ لا أَمْرُ بَعدَ تَقْصيرِكُمْ، هَلْ تَرَكَ أبِي يَوْمَ غَديرِ خُمّ لِأحَدٍ عُذْرا.[4]
    در خطاب به مهاجرين و انصار:
    از من دور شويد و مرا به حال خود رها كنيد، با آن همه بي­تفاوتي و سهل انگاري­هايتان، عذري براي شما باقي نمانده است. آيا پدرم در روز غدير خم براي كسي جاي عذري باقي گذاشت؟
    15- شهادت
    يا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ عَهِدَ إلَي وَ حَدَّثَني أنّي اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالي وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.[5]
    اي ابا الحسن! همانا رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) به من وعده داده و اظهار نمود: از اهل بيتش من اوّل كسي هستم كه به او ملحق می­­شوم و چاره­اي از آن نيست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهي خوشنود باش!
    16- سلام بر پیامبر
    مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ اَوْ عَلَيَّ ثَلاثَةَ أيّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: في حَياتِهِ وَ حَياتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.[6]
    هر كه بر پدرم رسول خدا (صلی­الله­علیه­وآله) و بر من به مدّت سه روز سلام كند، خداوند بهشت را براي او واجب می­­گرداند. راوي می­پرسد:
    آيا در زمان حيات و زنده بودن شما و پدرتان؟ فرمود:
    بله، هم در زمان حیات و هم پس از مرگمان.
    17- دفاع از ولایت
    ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ يَنْبَغي لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسيبُهُمْ وَ طالِبهُمْ.[7]
    آن­چه را ابو الحسن (نسبت به دفن رسول خدا و جريان بيعت) انجام داد، وظيفه­ی الهي او بوده است، و آن­چه را ديگران انجام دادند، خداوند آن­ها را محاسبه و مجازات می­­نمايد.
    18- بهترین زنان
    خَيْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ.[8]
    بهترين چيز براي (حفظ شخصيت) زن آن است كه مردي را نبيند و نيز مورد مشاهده­ی مردان قرار نگيرد.
    19- مرا فراموش نکن!
    أوُصيكَ يا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْساني، وَ تَزُورَني بَعْدَ مَماتي.[9]
    در خطاب به امام علی (علیه­السلام):
    مرا پس از مرگم فراموش نكن؛ و به زيارت و ديدار من بر سر قبرم بيا.
    20- تابوت
    إنّي قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ يُطْرَحُ عَلي الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَيَصِفُها لِمَنْ رَأي، فَلا تَحْمِليني عَلي سَرير ظاهِر، اُسْتُريني، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ.[10]
    در خطاب به اسماء، ندیمه­ی خود:
    من بسيار زشت و زننده می­­دانم كه جنازه­ی زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه­اي روي بدنشان تشييع می­­كنند و بعد افرادي اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براي ديگران تعريف می­­نمايند. مرا بر تختي كه اطرافش پوشيده نيست (و مانع مشاهده­ی ديگران نیست) قرار مده؛ بلكه مرا با پوشش كامل تشييع كن، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نمايد.

    [1] بحارالأنوار: 303/28

    [2] بيت الأحزان: 113

    [3] دلائل الإمامة: 128

    [4] الخصال: 173

    [5] بحارالأنوار: 200/43

    [6] بحارالأنوار: 185/43

    [7] بحارالأنوار: 355/28

    [8] بحارالأنوار: 54/43

    [9] كوكب الدّري: 253/1

    [10] تهذيب الأحكام: 429/1

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود