جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظر علی بن ابی طالب در مورد شیخین از کتب عزیزان اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4

    نظر علی بن ابی طالب در مورد شیخین از کتب عزیزان اهل سنت




    بسم الله الرحمن الرحیم

    آ
    نچه که از سوال های مهم در طول تاریخ بوده است،این است که نظر علی بن ابی طالب در رابطه با شیخین ابوبکر و عمر بن الخطاب چیست؟؟
    در جواب این سوال اول باید اشاره به این شود که نظر خود نبی خدا در رابطه با امام الاعلی علی بن ابی طالب علیه و علی ابنائه المعصومین صلوات الله چیست؟
    یعنی ابتدا باید مقام علی بن ابی طالب در نظر نبی خدا برایمان مشخص گردد تا بتوانیم به ارزش نظر علی بن ابی طالب در مورد جناب ابو بکر و عمر پی ببریم..

    در کتب عزیزان اهل سنت به سند مطلقا صحیح آمده است که نبی خدا دستور علی را همان دستور خدا و مخالفت با فرمان و نظر علی را مخالفت با خود خداوند معرفی می کند:
    حاکم نیشابوری که امامت حدیثی اهل سنت را بر عهده دارد و هم ذهبی(شیخ الرجال اهل سنه)و هم سیوطی شافعی(سید الشوافع فی قرن العشر) او (حاکم نیشابوری)را امام المحدثین معرفی می کنند،در مشهور ترین و مستحکم ترین کتاب خود که در بسیاری از مواقع عدیل صحیحین بخاری و مسلم است یعنی المستدرک علی الصحیحیناین گونه روایت می کند که روز نبی خدا فرمود:

    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: «مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَمَنْ أَطَاعَكَ فَقَدْ أَطَاعَنِي، وَمَنْ عَصَاكَ فَقَدْ عَصَانِي».
    یعنی ای علی بن ابی طالب آنکسی می تواند ادعا کند که اطاعت خدا را کرده است که مطیع اوامر من باشد و آنکسی می تواند ادعا کند ک مطیع خداوند و من است که مطیع اوامر تو باشد.(اطاعت از علی همان طاعه الله است)و آن کسی که از دستوراتم سرپیچی کند در حقیقت نافرمانی و معصیت خدا را کرده است و یا علی هرکسی که از دستوراتت سرپیچی کند او همانکسی است که از دستورات من و از اوامر الهی نافرمانی کرده است(سرپیچی از دستورات و اعتقادات علی همان معصیت الله است.)
    المستدرک علی الصحیحین/حاکم النیسابوری/ج3/ص130
    حاکم نیشابوری که عارض شدیم امام المحدثین اهل سنت است در مورد این روایت و صحت آن اینگونه می نویسد:
    هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ.
    اين روايت سندش صحيح است؛ ولى بخارى و مسلم نقل نكرده‌اند.
    یعنی این روایت از بابت سندی به نظر امام المحدثین اهل سنت هم رتبه با صحیح بخاری است.
    حتی ذهبی که بعضا در رجال به شدت سختگیری می کند نیز اقرار می کند که روایت از بابت سندی هیچ ایرادی ندارد(همان کتاب همراه با تعلیقات ذهبی)
    پس دیده می شود که امیر مومنان علی علیه السلام اگر دستوری بدهد و یا اینکه در مورد شخصیتی نظری داشته باشد،بایستی مطیع اوامر او شد.
    ایضا باز هم اهل سنت به سند صحیح ذکر کرده اند که نبی خدا همواره حق را در گرو علی بن ابی طالب دانسته و تصریح کرده است که این حق است که همیشه در پی علی است و نه اینکه خود علی در پی حق باشد...
    در کتب اهل سنت موجود است که نبی خدا فرمود:
    ومر علي بن أبي طالب فقال: الحق مع ذا الحق مع ذا.
    روزی علی از جایی عبور می کرد نبی خدا دوبار فرمود:بدانید حق همیشه با اوست؛حق همیشه با اوست...
    ابن حجر هیثمی هم می نویسد:
    رواه أبو يعلى ورجاله ثقات.
    مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج7، ص235
    یعنی روایت از بابت سندی بی اشکال است و معتبر..
    یا باز هم نقل کرده اند که نبی خدا فرمود:قرآن با علی است و علی با قرآن و این دو جدایی از همدیگر ندارند.
    (المستدرک علی الصحیحین/حاکم نیشابوری/ج3/ص124)
    پس دیده می شود که نظرات و اعتقادات علی بن ابی طالب برآمده است از قرآن و حق که باطلی در آن راه ندارد و ما موظف هستیم که از آن اعتقادات پی روی کنیم(شیعه و سنی..)

    حال باید دید که جنابان خلیفه اول ابوبکر و خلیفه دوم عمر از نظر علی علیه السلام دارای چه مقامی هستند؟؟آنهم در کتب اهل سنت؟؟
    برای اینکه بتوانیم بهترین نتیجه گیری را در مورد این سوال به دست آوریم فقط به دو کتاب اصلی ال سنت یعنی صحیح مسلم و صحیح بخاری بسنده می کنیم...
    نظر علی بن ابی طالب در مورد شیخین در صحیح مسلم نهفته است و در روایتی طولانی اینگونه آمده است-باید توجه شود که اینروایت در کتب اهل تسنن است و اساسا ربطی به تشیع ندارد-که روزی جناب عباس بن عبد المطلب با علی علیه السلام راجع به مسئله ای درگیر شدند و داد خود را بر سر عمر بن الخطاب بردند.
    بعد از گفتگو های فراوان عمر بن الخطاب یک اعتراف بسیار مهم که که آن اعتراف به قرار زیر است:
    فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.(صحیح مسلم/ج3/ص1378)
    یعنی:
    عمر می گوید:زمانی که رسول خدا وفات یافت ابو بکر گفت: من جانشين رسول خدا هستم؛ پس شما دو تن ( علي و عباس) براى گرفتن ارث نزد وى آمديد، و تو اى عباس ارث پسر برادرت و او نيز ميراث همسرش را از پدرش مى‌خواست. ابوبکر گفت: رسول خدا فرمود: ما چيزى به ارث نمى‌گذاريم، هرچه باقى گذاريم صدقه است؛ پس شما دو تن او را دروغگو، بدکار، حيله گر و خيانتکار دانستيد ولى خدا مى‌داند که او راستگو، در مسير درست و تبعيت کننده از حق بود؛ سپس او از دنيا رفت ومن جانشين رسول خدا و جانشين ابوبکر شدم؛ شما دو تن من را نيز دروغگو، بدکار، حيله گر و خيانتکار دانستيد ولى خداوند مى‌داند که من راستگو، نيکو کار و در راه درست و تبعيت کننده از حق هستم....
    در اين نقل به اعتراف شخص عمر، علي عليه السلام؛ خليفه اول و دوم را دروغگو، غاصب خلافت و افرادى خائن مى‌دانست.
    گرچه عمر در این روایت خود وابوبکر را بریء از آن اتهامات سنگین می داند اما دیدیم که نبی خدا سخن و اعتقاد علی علیه السلام را واجب الاطاعه دانسته و حکم علی را در حقیقت حکمی از جانب خدا معرفی کرده است.
    فلذا این قول که من و ابوبکر هر دو انسانهای نیکوکار و... هستیم و خداوند نیز بر این شاهد است نیز جزو همان کذب هایی است که جناب عمر در رد سخنان نه علی بلکه نبی خدا به زبان می آورد...
    پس دیدیم که به اعتراف عمر علی بن ابی طالب شیخین ابو بکر و عمر را هم کذاب و هم بدکار و هم دغلکار وهم خائن می دانسته...
    حال ببینیم این صفت ها در چه کسانی جمع هستند؟؟
    از صحیح بخاری استفاده می کنیم:
    آية المنافق ثلاث : إذا حدث كذب وإذا وعد أخلف وإذا أؤتمن خان(صحیح بخاری/ج1/ص14)

    منافق سه نشانه دارد:زمانی که سخن بگوید دروغ می گوید(کاذبا)زمانی که عهدی بندد خلاف عهد را مرتکب می شود(غادرا)و زمانی که به او اعتماد شود خیانت می کند(خائنا)

    حال می توان فهمید که نظر امام علی بن ابی طالب در مورد ابوبکر و عمر چیست؟؟
    حال وظیفه ما در قبال آن دو شخص چیست؟؟
    آیا همه روزه معصیت خدا را کرده و مخالف نظر علی علیه السلام باشیم ویا اینکه بنا به نص نبوی ما نیز حکم علی را همان حکم نبی دانسته و نظر خودمان را هماهنگ با علی(ع)بدانیم؟؟

    منتظر نظرات عزیزان شیعه و سنی هستم..
    موفق باشید..
    اکبر بیرامی





  2. صلوات ها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود