صفحه 1 از 68 1231121314151 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نگوییم عالم علت ندارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    چرا نگوییم عالم علت ندارد؟




    چرا قاعده علیت جزئیه نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بیشتر براهین اثبات خدا به قاعده علیت متفرعند
    مانند برهان امکان و وجوب
    اما من اشکالی به این قاعده داشتم
    معروف است می گویند هر ممکن الوجودی(پدیده ای یا حادثی)علت دارد
    وقتی می پرسیم چرا ؟
    می گویند نمی بینید در عالم جنایت جانی دارد؟
    بنا بنّا دارد؟و...
    من می گویم باید بگوییم اره در این زمان چنین است که شما می گویید اما این امر دلیل نمی شود در گذشته هم چنین بوده
    یعنی مثلا 5 مییلیارد سال پیش
    چون کار شما یک استقرا ناقص است که مفید یقین نیست
    در این زمان اره هر پیدیده ای علت دارد
    اما این امر چه ربطی دارد که گذشته یا عالم دیگر هم چنین باشد؟
    پس احتمال دارد در گذشته چنین قانونی در عالم جاری نبوده و در نتیجه نیازی به خدا نباشد
    (شبیه این اشکال توسط هیوم و لرد راسل - در بحث با کاپلستون- تقریر شده است)
    پس ما نباید بگوییم هر پدیده ای علت دارد
    بلکه باید بگوییم بعض پدیده ها علت دارند
    و احتمال دارد عالم جز بعضی باشد که علت ندارد
    باتشکر



    کارشناس بحث : عبدالرحمان
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۴/۲۳ در ساعت ۱۵:۳۸
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    249
    حضور
    1 روز 22 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    1367



    سلام
    شما یه پدیده بگو که علنت نداشته باشه
    یا فاطمه (س)
    اگر از سرهایمان کوه بسازند نمیگذاریم در تاریخ بنویسند سید علی تنها ماند
    www.montaged.persianblog.ir

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    74
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    97



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    چرا قاعده علیت جزئیه نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بیشتر براهین اثبات خدا به قاعده علیت متفرعند
    مانند برهان امکان و وجوب
    اما من اشکالی به این قاعده داشتم
    معروف است می گویند هر ممکن الوجودی(پدیده ای یا حادثی)علت دارد
    وقتی می پرسیم چرا ؟
    می گویند نمی بینید در عالم جنایت جانی دارد؟
    بنا بنّا دارد؟و...
    من می گویم باید بگوییم اره در این زمان چنین است که شما می گویید اما این امر دلیل نمی شود در گذشته هم چنین بوده
    یعنی مثلا 5 مییلیارد سال پیش
    چون کار شما یک استقرا ناقص است که مفید یقین نیست
    در این زمان اره هر پیدیده ای علت دارد
    اما این امر چه ربطی دارد که گذشته یا عالم دیگر هم چنین باشد؟
    پس احتمال دارد در گذشته چنین قانونی در عالم جاری نبوده و در نتیجه نیازی به خدا نباشد
    (شبیه این اشکال توسط هیوم و لرد راسل - در بحث با کاپلستون- تقریر شده است)
    پس ما نباید بگوییم هر پدیده ای علت دارد
    بلکه باید بگوییم بعض پدیده ها علت دارند
    و احتمال دارد عالم جز بعضی باشد که علت ندارد
    باتشکر
    با سلام
    جواب حضرتعالی با رجوع به انواع قضایای منظقی به خوبی روشن م یشود
    مقدمة باید گفت که در قضایای حملیه حکم ما بر ثبوت چیزی بر چیز دیگر است و ثبوت هرچیزی بر چیز دیگر فرع ثبوت مثبت له است مثلا اگر من می گویم علی ایستاده است ایستادن را محمول قرار دادم برای علی یعنی آن را بر علی حمل کردم پس امکان ندارد علی وجود نداشته باشد یعنی اول وجود علی لازم است و بعد می توان او را متصف به چیزی کرد.
    مقصود از این گفتار این بود که در قضایای موجبه موضوع باید فرض شود تا قضیه ما صادق باشد و الا کاذب خواهد بود.
    ولی وجود موضوع سه صورت می تواند باشد:
    اول این که فقط در ذهن باشد که در این صورت ذهنیه می شود مانند این جمله «اجتماع نقیضین غیر از اجتماع ضدین است.»
    دوم این که وجود موضوع در خارج لحاظ شود ولی این لحاظ در مورد زمان نسبت، مورد توجه است یعنی مثلا اگر گفته شود اصحاب کهف سیصد سال درغار خواب بودند این در مورد وجود آنها در زمان گذشته است یعنی نسبت زمانی ما حکایت از گذشته می کند. اگرچه هم اکنون آنها وجود ندارند.
    سوم این که وجود در نفس الامر و واقع مورد توجه قرار گیرد یعنی حکم بر همه افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود با هم می شود . در این صورت هر چیزی که بتوان وجود آن را فرض کرد ولو این که اصلا محقق هم نشوند داخل در موضوع شده و مشمول حکم می شوند. که به این نوع قضایا « قضایای حقیقیه » می گویند مثلا اگر گفته شود که مجموع زوایای داخلی مثلث 180 درجه می شود منظور همه مثلث هاست چه الان و چه گذشته و چه آینده و یا این که کسی نمی تواند به قضیه دو ضربدر دو می شود چهار اعتراض کند به این صورت که الان می شود چهار از کجا معلوم که در گذشته هم چهار می شده و یا در آینده هم چهار خواهد شد چون این یک قضیه حقیقیه است و شامل همه افراد چه مقدره الوجود و چه محققه الوجود می شود از جمله این قضایا این قضیه است که هر معلولی علت می خواهد این قضیه چون یک قضیه عقلی و حقیقیه است پس استثنا ندارد یعنی در همه زمان ها و در همه مکان ها و در همه شرایط تحقق خواهد داشت.
    ببخشید اگر طولانی شد

    ویرایش توسط حق گو : ۱۳۹۱/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۹:۳۵

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    چرا قاعده علیت جزئیه نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بیشتر براهین اثبات خدا به قاعده علیت متفرعند
    مانند برهان امکان و وجوب
    اما من اشکالی به این قاعده داشتم
    معروف است می گویند هر ممکن الوجودی(پدیده ای یا حادثی)علت دارد
    وقتی می پرسیم چرا ؟
    می گویند نمی بینید در عالم جنایت جانی دارد؟
    بنا بنّا دارد؟و...
    من می گویم باید بگوییم اره در این زمان چنین است که شما می گویید اما این امر دلیل نمی شود در گذشته هم چنین بوده
    یعنی مثلا 5 مییلیارد سال پیش
    چون کار شما یک استقرا ناقص است که مفید یقین نیست
    در این زمان اره هر پیدیده ای علت دارد
    اما این امر چه ربطی دارد که گذشته یا عالم دیگر هم چنین باشد؟
    پس احتمال دارد در گذشته چنین قانونی در عالم جاری نبوده و در نتیجه نیازی به خدا نباشد
    (شبیه این اشکال توسط هیوم و لرد راسل - در بحث با کاپلستون- تقریر شده است)
    پس ما نباید بگوییم هر پدیده ای علت دارد
    بلکه باید بگوییم بعض پدیده ها علت دارند
    و احتمال دارد عالم جز بعضی باشد که علت ندارد
    باتشکر



    کارشناس بحث : عبدالرحمان
    با سلام

    اشتباه شما و دیگرانی که این شبهه را وارد می کنند این است که گمان می کنید قانون علیت یک قانون تجربی و استقراء است و به وسیله مشاهده و حس به دست آمده است. در صورتی که قانون علیت یک قانون بدیهی عقلی است. مانند اینکه گفته می شود "کل بزرگتر از جزء است" . در اینجا هم می شود گفت مگر شما تمامی موارد را امتحان کرده اید که چنین نتیجه ای گرفته اید پس باید گفت بعضی از کل ها بزرگتر از جزء هستند !!!! درحالی که واضح و روشن است که همواره کل بزرگتر از جزء است. در مورد قانون علیت نیز همین گونه است.



  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط حق گو نمایش پست ها
    با سلام
    جواب حضرتعالی با رجوع به انواع قضایای منظقی به خوبی روشن م یشود
    مقدمة باید گفت که در قضایای حملیه حکم ما بر ثبوت چیزی بر چیز دیگر است و ثبوت هرچیزی بر چیز دیگر فرع ثبوت مثبت له است مثلا اگر من می گویم علی ایستاده است ایستادن را محمول قرار دادم برای علی یعنی آن را بر علی حمل کردم پس امکان ندارد علی وجود نداشته باشد یعنی اول وجود علی لازم است و بعد می توان او را متصف به چیزی کرد.
    مقصود از این گفتار این بود که در قضایای موجبه موضوع باید فرض شود تا قضیه ما صادق باشد و الا کاذب خواهد بود.
    ولی وجود موضوع سه صورت می تواند باشد:
    اول این که فقط در ذهن باشد که در این صورت ذهنیه می شود مانند این جمله «اجتماع نقیضین غیر از اجتماع ضدین است.»
    دوم این که وجود موضوع در خارج لحاظ شود ولی این لحاظ در مورد زمان نسبت، مورد توجه است یعنی مثلا اگر گفته شود اصحاب کهف سیصد سال درغار خواب بودند این در مورد وجود آنها در زمان گذشته است یعنی نسبت زمانی ما حکایت از گذشته می کند. اگرچه هم اکنون آنها وجود ندارند.
    سوم این که وجود در نفس الامر و واقع مورد توجه قرار گیرد یعنی حکم بر همه افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود با هم می شود . در این صورت هر چیزی که بتوان وجود آن را فرض کرد ولو این که اصلا محقق هم نشوند داخل در موضوع شده و مشمول حکم می شوند. که به این نوع قضایا « قضایای حقیقیه » می گویند مثلا اگر گفته شود که مجموع زوایای داخلی مثلث 180 درجه می شود منظور همه مثلث هاست چه الان و چه گذشته و چه آینده و یا این که کسی نمی تواند به قضیه دو ضربدر دو می شود چهار اعتراض کند به این صورت که الان می شود چهار از کجا معلوم که در گذشته هم چهار می شده و یا در آینده هم چهار خواهد شد چون این یک قضیه حقیقیه است و شامل همه افراد چه مقدره الوجود و چه محققه الوجود می شود از جمله این قضایا این قضیه است که هر معلولی علت می خواهد این قضیه چون یک قضیه عقلی و حقیقیه است پس استثنا ندارد یعنی در همه زمان ها و در همه مکان ها و در همه شرایط تحقق خواهد داشت.
    ببخشید اگر طولانی شد
    سلام
    خب من می خواهم بگویم عقلی و در نتیجه حقیقیه نیست
    بلکه یک قضی استقرائی است
    و دلیلم هم این است که شما از کجا این قضیه را فهمیدی؟
    از همین پدیده های عالم و تعمیم ان به همه موجوداتت
    من می خواهم بگویم این تعمیم اشکال دارد
    یعنی می خواهم بگویم موطن فهم این قضیه استقرا ناقص است
    که تعمیم ان اشتباه است
    و این قضیه قضیه عقلی نیست
    چون قضیه عقلی هیچگاه جزئیه نمی شود
    باتشکر
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرحمان نمایش پست ها
    با سلام

    اشتباه شما و دیگرانی که این شبهه را وارد می کنند این است که گمان می کنید قانون علیت یک قانون تجربی و استقراء است و به وسیله مشاهده و حس به دست آمده است. در صورتی که قانون علیت یک قانون بدیهی عقلی است. مانند اینکه گفته می شود "کل بزرگتر از جزء است" . در اینجا هم می شود گفت مگر شما تمامی موارد را امتحان کرده اید که چنین نتیجه ای گرفته اید پس باید گفت بعضی از کل ها بزرگتر از جزء هستند !!!! درحالی که واضح و روشن است که همواره کل بزرگتر از جزء است. در مورد قانون علیت نیز همین گونه است.
    خب من قبول ندارم این یک قانون صرفا عقلیست
    و به نظرم مردم و هر کس دسگر این قانون را از مشاهده جزئیات می فهمد
    نه اینکه عقل به ان حکم کند
    یعنی مردم پدیده های روی زمین را می بینند
    می بینند که علت دارد بعد تعمیم می دهند و می گویند هر پدیده ای علت دارد
    و من به این سخن اشکال دارم
    و می گویند اشتباه است استقرا ناقص را تعمیم دادن
    همین
    (البته کل بزرگتر از جز است یک قضیه عقلیست و شاید بشود گفت تحلیلی است اما من می گویم قضیه علیت چنین نیست - البته اگر قضیه علیت را تحلیلی بیان کنیم یعنی بگوییم هر معلولی علت دارد من آن را هم قبول دارم اما می گویم از کجا معلوم 4 میلیارد سال پیش موجودات معلول بودند اما اگر قشیه علیت را به شکلهر پدیده ای علت دارد یا هر ممکن الوجودی علت دارد بیان کنیم من به ان اشکال دارم)
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط مرصاد نمایش پست ها
    سلام
    شما یه پدیده بگو که علنت نداشته باشه
    عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    خب من قبول ندارم این یک قانون صرفا عقلیست
    و به نظرم مردم و هر کس دسگر این قانون را از مشاهده جزئیات می فهمد
    نه اینکه عقل به ان حکم کند
    یعنی مردم پدیده های روی زمین را می بینند
    می بینند که علت دارد بعد تعمیم می دهند و می گویند هر پدیده ای علت دارد
    و من به این سخن اشکال دارم
    و می گویند اشتباه است استقرا ناقص را تعمیم دادن
    همین

    با سلام خدمت شما

    شما فقط نظر و دیدگاه خودتان را بیان می کنید . در حالی که شما باید برای اثبات دیدگاهتان دلیل بیاورید و همچنین دیدگاه مقابل که قانون علیت را یک قاعده بدیهی عقلی می داند را رد کنید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    (البته کل بزرگتر از جز است یک قضیه عقلیست و شاید بشود گفت تحلیلی است اما من می گویم قضیه علیت چنین نیست - البته اگر قضیه علیت را تحلیلی بیان کنیم یعنی بگوییم هر معلولی علت دارد من آن را هم قبول دارم اما می گویم از کجا معلوم 4 میلیارد سال پیش موجودات معلول بودند اما اگر قشیه علیت را به شکلهر پدیده ای علت دارد یا هر ممکن الوجودی علت دارد بیان کنیم من به ان اشکال دارم)

    در این عبارات شما تناقض آشکار وجود دارد.
    قضیه " هر معلولی علت دارد " را شما قبول دارید اما قضیه هر "ممکن الوجودی علت دارد" را قبول ندارید !!!!!

    مگر معلول غیر از ممکن الوجود هستند. هر ممکن الوجودی معلول است. زیرا ممکن الوجود یعنی وجودی که موجود و معدوم بودنش علی السویه است وجودی ( که همان وجود علت است) باید آن را از حالت تساوی خارج کند تا موجود شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    البته اگر قضیه علیت را تحلیلی بیان کنیم یعنی بگوییم هر معلولی علت دارد من آن را هم قبول دارم اما می گویم از کجا معلوم 4 میلیارد سال پیش موجودات معلول بودند

    با توجه به توضیحات فوق

    الف معلول ب است. ب یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. اگر ممکن الوجود باشد که خودش نیز معلول است لذا می گوییم "ب معلول ج است." ج یا ممکن الوجود یا واجب الوجود است . اگر ممکن الوجود باشد پس خودش معلول علتی است . "ج معلول د است." د یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود ......

    این سلسله علت ها و معلول ها ادامه دارد تا به جایی برسیم که علت فقط علت است و معلول نیست یعنی واجب الوجود که همان خداوند متعال است.


  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرحمان نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما

    شما فقط نظر و دیدگاه خودتان را بیان می کنید . در حالی که شما باید برای اثبات دیدگاهتان دلیل بیاورید و همچنین دیدگاه مقابل که قانون علیت را یک قاعده بدیهی عقلی می داند را رد کنید.
    .
    من که می گویم به نظرم فلان و بهمان براس دلیل نظرم را بیان می دارم
    یعنی مثلا در جامعه دیده ام همین اخوندها وقتی می خواهند اثبات وجود خدا کنند دست به تمثیل و استقرا در عالم می زنند نه چیز دیگر
    به هر حال بننده بر سخنم دلیل اوردم و وقتی کسی نظری می دهد براس دلایل خود است مثلا می گویند نظر ایت اللهجوادی این است که عالم ذری نبوده و نظر ایت الله سیدان اینن است که بوده
    وقتی اسم نظر امد دلیل نمی شود که سخنان ان بزرگان بی دلیل باشد
    برای من هم همین طور است


    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرحمان نمایش پست ها
    در این عبارات شما تناقض آشکار وجود دارد.
    قضیه " هر معلولی علت دارد " را شما قبول دارید اما قضیه هر "ممکن الوجودی علت دارد" را قبول ندارید !!!!!

    مگر معلول غیر از ممکن الوجود هستند. هر ممکن الوجودی معلول است. زیرا ممکن الوجود یعنی وجودی که موجود و معدوم بودنش علی السویه است وجودی ( که همان وجود علت است) باید آن را از حالت تساوی خارج کند تا موجود شود.
    شما بسخنان بنده دقت نکردید وگرنه این سخن را نمی گفتید
    معلوم است تعهریف معلول غیر از ممکن الوجود است
    و اگر دقت کنید هیچ لزومی ندارد هر ممکن الوجودی معلول باشد
    و اگر شما مدعی هستید اثبات کنید
    حالا صرف اینکه وجود و عدم بودنش علی السویه است چه ربطی دارد که علت داشته باشد
    از اخر جمله تان فهمیدم که می خواهید بگویید طبق قاعده ترجیح بلامرجح محال است بگویید پس باید مرجحی باشد که شی را از حالت استوا خارج کند
    اما اگر نگاهی به نقدهای شهید صدر به این دلیل می انداختید این سخن را نمی گفتید
    چون ایشان در نقد این دلیل می گویند همین ترجیح بلامرجح محال است از متفرعات قانون علیت است
    و قانون علیت را نمی توان به وسیله ان اثبات کرد
    پس در این جا توسط شما دوری واضح صورت گرفته است که دیگر نیازی به بیان مجدد نیست
    باتشکر
    ویرایش توسط velayat : ۱۳۹۱/۰۴/۲۵ در ساعت ۲۲:۳۴
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    شما بسخنان بنده دقت نکردید وگرنه این سخن را نمی گفتید
    معلوم است تعهریف معلول غیر از ممکن الوجود است
    و اگر دقت کنید هیچ لزومی ندارد هر ممکن الوجودی معلول باشد
    و اگر شما مدعی هستید اثبات کنید
    حالا صرف اینکه وجود و عدم بودنش علی السویه است چه ربطی دارد که علت داشته باشد
    از اخر جمله تان فهمیدم که می خواهید بگویید طبق قاعده ترجیح بلامرجح محال است بگویید پس باید مرجحی باشد که شی را از حالت استوا خارج کند
    اما اگر نگاهی به نقدهای شهید صدر به این دلیل می انداختید این سخن را نمی گفتید
    چون ایشان در نقد این دلیل می گویند همین ترجیح بلامرجح محال است از متفرعات قانون علیت است
    و قانون علیت را نمی توان به وسیله ان اثبات کرد
    پس در این جا توسط شما دوری واضح صورت گرفته است که دیگر نیازی به بیان مجدد نیست
    باتشکر

    با سلام

    شهید صدر قانون علیت را به عنوان یک قانون عقلی قبول دارند. نقدهای ایشان به فلاسفه مربوط به اثبات قانون علیت می باشد. شهید صدر دلیل معتبر بودن قانون علیت را این می دانند که اصل علیت از اولیات است.
    (محمدباقر صدر، الاسس المنطقيه للاستقراء، ص105 .)

    به هر حال آنچه مهم است این است که تمامی فلاسفه اسلامی و همچنین شهید صدر که شما به ایشان اشاره کردید قانون علیت را معتبر می دانند و تنها روش استدلالشان با یکدیگر تفاوت دارد.


  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 68 1231121314151 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۲۰:۰۰
  2. زیباییهای زندگی مشترک در قرآن کریم
    توسط حامد در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۱۲, ۱۱:۰۴
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۲۸, ۱۴:۰۷
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۱۷, ۱۲:۴۲

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۱/۰۶, ۱۱:۵۴ : 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود