صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتراف خلیفه اول به اشتباه خود

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر ورزش مداحی
    نوشته
    43
    حضور
    4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    205

    شاد اعتراف خلیفه اول به اشتباه خود




    در این بخش به برخی از روایات علمای اهل تسنن اشاره می کنیم که جملگی حاکی از آن است که ابوبکر در روزهای آخرعمرخود صراحتا به اشتباهش در مورد هجوم به خانه حضرت زهراء اعتراف نمود:

    1- ابن جریر طبری -تاریخ الامم والملوک-جلد دوم- صفحه 619( ابوبکر گفت: همانا برهیچ چیز ازدنیا تاسف نمی خورم مگر برسه کارکه انجام دادم و ای کاش انجام نمی دادم... ای کاش! به خانه فاطمه بیاحترامی نکرده بودم اگرچه علیه من اعلان جنگ می نمودند)

    2-مسعودی مروج الذهب جلد2 صفحه 194( ابوبکر گفت: باکی برمن نیست مگربر سه چیز که انجام دادم وای کاش انجام نداده بودم... ای کاش! خانه فاطمه را مورد تفتیش قرار نداده بودم.)

    3- طبرانی - المعجم الکبیر جلد1 صفحه 62 ( ابوبکر گفت: ای کاش! به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را رها می کردم اگر چه علیه من پیمان جنگ بسته می بستند.)

    وهمچنین این حدیث بطور مشابه در کتابهای زیر ار اهل تسنن آمده:

    ابن ابی الحدید-شرح نهج البلاغه جلد دوم صفحه 46
    متقی هندی- کنزل العمال جلد 5 صفحه631


    در پایان به برخی از علمای اهل تسنن که عباراتی مشابه عبارات فوق در کتابهای خود نقل نموده اند اشاره می کنیم:

    دهلوی هندی-در ازالةالخفاء جلد 2 ص 29
    ذهبی در میزان الاعتدال جلد2 ص 215
    ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان جلد 4 ص 219
    ابن قتیبه دینوری در الامالة و السیاسة جلد 1 ص 18
    قالَ علی (عليه السلام): اَوْحَى اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى إلى نَبيٍّ مِنَ الاْنْبياءِ: قُلْ لِقَوْمِكَ لا يَلْبِسُوا لِباسَ أعْدائى، وَ لا يَطْعَمُوا مَطاعِمَ أعْدائى، وَ لا يَتَشَكَّلُوا بِمَشاكِلِ أعْدائى، فَيَكُونُوا أعْدائى.
    فرمود: خداوند تبارك و تعالى بر يكى از پيامبرانش وحى فرستاد : به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا ميل نكنند و هم شكل دشمنان من نگردند، وگرنه ايشان هم دشمن من خواهند بود.:

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر ورزش مداحی
    نوشته
    43
    حضور
    4 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    205

    شاد




    یک حقیقت تاریخی و مستدل و غیر قابل انکار آن است که حضرت فاطمه به خلافت ابوبکر رضایت ندادند و همواره این نارضایتی را در میان خاص وعام ابراز می داشتند. گواه این مطلب درمنابع اهل تسنن آمده است که حضرت زهرا خطاب به ابوبکر و عمر فرمود: انی اشهدالله و ملائکته انکما اسخطتمانی وما ارضیتمانی لئن اقیت النبی لاشکونکما: خدا وملائکه اورا شاهد و گواه می گیرم که شما دونفر مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید اگر پیامبر خدا (ص) را ملاقات کنم حتما ازشما شکایت خواهم کرد.) در کتاب الامالة والسیاسة ج 1 ص 14 کفایة الطالب باب 99

    ونیز در عبارتییییی خطاب به ابوبکر فرمودند: والله لادعون علیک فی صلاة اصلیها: به خدا سوگند درهر نمازی که بخوانم اورا نفرین می کنم. در کتاب الامالة والسیاسة ابن قتیبه دینوری ص14

    خداوند به خلافت کسی راضی است که حضرت فاطمه (علیها السلام) هم به خلافت او راضی باشد و آن شخص کسی نیست به جز مولای متقیان امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)

    برای اطلاعات بیشتر به کتاب شهادت مادرم زهرا (س)افسانه نیست (نگاهی به مظلومیتهای حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت) از جمعی از نویسندگان مراجعه کنید.
    قالَ علی (عليه السلام): اَوْحَى اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى إلى نَبيٍّ مِنَ الاْنْبياءِ: قُلْ لِقَوْمِكَ لا يَلْبِسُوا لِباسَ أعْدائى، وَ لا يَطْعَمُوا مَطاعِمَ أعْدائى، وَ لا يَتَشَكَّلُوا بِمَشاكِلِ أعْدائى، فَيَكُونُوا أعْدائى.
    فرمود: خداوند تبارك و تعالى بر يكى از پيامبرانش وحى فرستاد : به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا ميل نكنند و هم شكل دشمنان من نگردند، وگرنه ايشان هم دشمن من خواهند بود.:

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,036
    حضور
    59 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    111
    آپلود
    0
    گالری
    89
    صلوات
    3388



    سوال از دوستان اهل سنت؟

    در قرآن برای پیامبران آمده که اجر و مزد نمی خواهند.

    در پنج مورد در سوره شعرآء آيات 109-127-145-164-180 كه شرح حال حضرت نوح و لوطو هود و صالح و شعيب بيان شده به يك نسق و منوال پاسخ آنها را به قوم خود بيان ميكند كه هر يك از آنها گفته اند:"من از شما هیچگونه پاداش و مزدي درخواست نمي كنم ؛ پاداش من فقط بر خداي تعالي پروردگار جهانيان است."


    ولی برای پیامبر ما یک مطلب دیگر امده ؟

    در سوره شوري آيه 23 :"بگو اي پيغمبر من از شما مزدي نمي خواهم مگر آنكه با نزديكان من محبت و مودّت بنماييد


    به نظر شما چرا الله فقط این جمله را برای پیامبر اسلام به کار برده است و دلیل تاکید الله بر محبت و مودت در مورد نزدیکان حضرت محمد (ص) چه بوده و خبر از چه واقعه ای میدهد؟؟؟
    ویرایش توسط علی مع الحق : ۱۳۹۱/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۳:۴۸

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    290
    حضور
    12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    247



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی مع الحق نمایش پست ها
    بگو اي پيغمبر من از شما مزدي نمي خواهم مگر آنكه با نزديكان من محبت و مودّت بنماييد
    البته ما تمام مومنین را دوست داریم و می گوییم:وَ الَّذِينَ جاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لاتَجْعَلْ فِى قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ
    اما اگر داماد پیامبر جز نزدیکان محسوب می شود همسر پیامبر جز آن ها نیست؟؟؟؟

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,036
    حضور
    59 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    111
    آپلود
    0
    گالری
    89
    صلوات
    3388



    نقل قول نوشته اصلی توسط استدلال نمایش پست ها
    اما اگر داماد پیامبر جز نزدیکان محسوب می شود
    جناب استدلال دارم ازتون نا امید میشم!!

    منظور دخت بزرگوار نبی (ص) است نه دامادش

    نقل قول نوشته اصلی توسط استدلال نمایش پست ها
    همسر پیامبر جز آن ها نیست؟
    احسنت

    اتفاقا این هم سوال است که چرا و با چه رویی ابوبکر به مادر ما عایشه تهمت زنا زده است؟

    در کتب شما نوشته کسی که چنین بگوید زندیق است و باید کشته شود

    حال سوال اینجاست : شما چرا از یک زندیق پیروی میکنید؟؟

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط manam نمایش پست ها
    1- ابن جریر طبری -تاریخ الامم والملوک-جلد دوم- صفحه 619( ابوبکر گفت: همانا برهیچ چیز ازدنیا تاسف نمی خورم مگر برسه کارکه انجام دادم و ای کاش انجام نمی دادم... ای کاش! به خانه فاطمه بیاحترامی نکرده بودم اگرچه علیه من اعلان جنگ می نمودند) 2-مسعودی مروج الذهب جلد2 صفحه 194( ابوبکر گفت: باکی برمن نیست مگربر سه چیز که انجام دادم وای کاش انجام نداده بودم... ای کاش! خانه فاطمه را مورد تفتیش قرار نداده بودم.) 3- طبرانی - المعجم الکبیر جلد1 صفحه 62 ( ابوبکر گفت: ای کاش! به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را رها می کردم اگر چه علیه من پیمان جنگ بسته می بستند.) وهمچنین این حدیث بطور مشابه در کتابهای زیر ار اهل تسنن آمده: ابن ابی الحدید-شرح نهج البلاغه جلد دوم صفحه 46 متقی هندی- کنزل العمال جلد 5 صفحه631 در پایان به برخی از علمای اهل تسنن که عباراتی مشابه عبارات فوق در کتابهای خود نقل نموده اند اشاره می کنیم: دهلوی هندی-در ازالةالخفاء جلد 2 ص 29 ذهبی در میزان الاعتدال جلد2 ص 215 ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان جلد 4 ص 219 ابن قتیبه دینوری در الامالة و السیاسة جلد 1 ص
    جالب است!!!
    فرض اول شما درست می گویید!!! حال چرا روایت را به خیاطی برده اید؟؟؟
    عبد الرحمن بن عوف ميگويد به هنگام بيمارى ابوبكر رضي الله عنه به ديدارش رفتم و پس از سلام ، احوال‌پرسى کردم و ابوبكر در جواب گفت:
    ميبيني که رو به مرگم و البته بهترين شما را، بعد از خود برشما امير كردم (يعني عمر رضي الله عنه را )
    و در ادامه گفت: من در دوران زندگى بر سه چيزى كه انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم، و بر سه کار که انجام ندادم افسوس ميخورم سه کار را هم اي کاش از رسول الله ميپرسيدم
    سپس ابوبکر آن نه چيز را برشمرد از جمله گفت اي کاش به خانه فاطمه حمله نمى‌كردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند و اي کاش خلافت را قبول نميکردم و عمر يا ابوعبيده را براي خلافت پيش ميکردم و به جاي من يکي از ان دو امير ميشد. و اي كاش درباره خلافت و جانشيني از رسول الله صلي الله عليه وسلم ميپرسيدم که بعد او کي باشد .... الي اخر داستان

    باز هم اهل شیعه دست به قیچی شدند تا لباس اندازه ی قامت مبارکشان شود!!!
    قسمت آخر همین روایتی که خود شما استناد کرده اید داد می زند که کسی از جانشین بعد از پیامبر خبر نداشته است!!!

    اما فرض را بگذاریم کنار و برویم سراغ بررسی سند که حجت را بر ما تمام می کند:
    اولا شيعه صلاحيت اين بررسي را ندارد زيرا (کل اگر طبيب بودي، .......صحيح و ضعيف اصول کافي خود را اول جدا نمودي)
    دوما اين درست نيست که يک روايت دروغ را ،اگر سه دروغگو جدا جدا روايت کردند آن روايت صحيح ميشود آيا اين را عقل ميپذيرد؟ اين از اصول علم حديث نيست البته دروغ شيعه را انتهايي نيست.
    آنچه که اهل سنت ( آنهم فقط گروهي از آنها ) ميگويند اين است که در عبادات و اذکار و دعا ميتوان به احاديث ضعيف استناد کرد زيرا اين ضرري ندارد ، اما در اعتقادات بايد حتما حديث صحيح باشد و حديث مورد بحث حول اعتقادات است و در اينجا حديث ضعيف اصلا اعتبار ندارد.

    البته خيلي از علماي اهل سنت، حتي درباره عبادات نيز حديث ضعيف را قبول ندارند و ميگويند آنقدر حديث صحيح درباره عبادات داريم که نيازي به احاديث مشکوک نيست .
    سوما اما از نظر علماي طراز اول اين حديث مردود است مثل

    نظر هيثمي در مجمع الزوايد اين است :
    رواه الطبراني وفيه علوان بن داود البجلي وهو ضعيف وهذا الأثر مما أنكر عليه
    اين روايت را طبراني نقل کرده و علوان بن داود در سلسله راويان است که روايتش اعتبار ندارد علاوه بر اين از نظر من که هيثمي باشم ميگويم، اين روايت از جمله روايات منکر است ( بخاطر متنش ).
    و نظر ذهبي در ميزان الاعتدال
    قال البخاري: علوان بن داود - ويقال ابن صالح منكر الحديث.
    وقال العقيلى: له حديث لا يتابع عليه، ولا يعرف إلا به.
    وقال أبو سعيد بن يونس: منكر الحديث.
    امام بخاري احاديث او را قابل قبول نميدانم

    و عقيلي ميگويد گفته هاي علوان قابل پيروي نيست و روايت هاي دارد که غير از او کسي نگفته ( در قوطي هيچ عطاري نيست )
    و ابو سعيد ميگويد که او دروغگو است

    اما اينکه يک عالم با بقيه اختلاف کرده باشد اين کاري عاديست. اين بسيار اتفاق افتاده، اما نظر علماي اهل سنت عموما همين است و اختلاف چند نفر با اين نظر، از ارزش آن نميکاهد و بي اعتباري علوان بن داود همچنان برقرار است.
    اما اگر شيعه هنوز اصرار دارد که اين روايت درست و صحيح است پس از چاله به چاه افتاده و خودش خبر ندارد!! يعني بايد تمام متن حديث را قبول کند ( نه فقط نيم جمله را ) يعني بايد قسمت آخر روایت را نیز پذیرد که طی آن پیامبر بدون تعیین جانشین وفات نموده است.

  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    فکر نکنم این موضوع ها ربطی به هم داشته باشند.

    در ثانی چونان که استدلال گفت شما باید تمام خویشان و نزدیکان را حساب کنید و نه شخصی خاص را

    اگر حضرت علی داماد است حضرت عثمان نیز داماد است.
    حضرت ابوبکر هم پدر زن است.
    حضرت عایشه نیز همسر است.

    و همه می دانند که همسر از داماد نزدیک تر است.

    پس هر وقت جواب ما را دادید که چرا شما به این آیه عمل نمی کنید و به حضرت ابوبکر و عثمان و عایشه ر ض ع محبت نمی کنید بعدا ما جوابتان را خواهیم داد

  14. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,036
    حضور
    59 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    111
    آپلود
    0
    گالری
    89
    صلوات
    3388



    شما هم که استدلالتان مثل استدلال شد!

    منظوز دختر پیامبر است که به خانه اش حمله کردید اخوی ، فعلا غصب خلافت و ما بقی ظلمهایتان بماند

    مزد پیامبر را با چوب و هیزم و آتش و دود دادید؟

    مهدی آل فاطمه را میخواهید چکار کنید؟

  15. صلوات ها 2


  16. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی مع الحق نمایش پست ها
    مزد پیامبر را با چوب و هیزم و آتش و دود دادید؟
    اعتراف قزوینی را برایتان گذاشتم...

    بس نبود؟؟؟
    مزد همسرش را که دختر همین فرد باشد شما چگونه دادید؟؟؟

  17. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,036
    حضور
    59 روز 15 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    111
    آپلود
    0
    گالری
    89
    صلوات
    3388



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    بس نبود؟؟؟
    بنده هم عرض کردم داریم درباره ی هجوم بحث میکنیم مابقی پیشکشتان

    جلال الدين سيوطى در جامع الأحاديث و مسند فاطمة و متقى هندى در كنز العمّال پس از نقل اين روايت مى‌گويند:
    أَبو عبيد في كتاب الأَمْوَالِ عق وخيثمة بن سليمان الأَطرابلسي في فضائل الصحابة طب كر ص) وقال إِنَّه حديث حسن إِلاَّ أَنَّهُ ليس فيه شيءٌ عن النبي.
    اين روايت را ابوعبيد در كتاب الأموال، عقيلي، طرابلسى در فضائل الصحابه، طبرانى در معجم الكبير، ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق و سعيد بن منصور در سنن خود نقل كرده‌اند و سعيد بن منصور گفته: اين حديث «حسن» است؛ مگر اين كه در آن سخنى از رسول خدا (ص) نيست.
    السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 13، ص 101 و ج 17، ص 48؛
    السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) مسند فاطمه، ص34 و 35، ناشر: مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت، الطبعة‌ الأولي.
    الهندي، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين (متوفاي975هـ)، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 5، ص 252، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ - 1998م.

  18. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۲/۰۸, ۱۴:۵۹ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود