صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معنی، ارتباط و تفسیر چند آیه از سوره بقره

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا
    نوشته
    866
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5343

    اشاره معنی، ارتباط و تفسیر چند آیه از سوره بقره




    به نام خدا
    سلام و عرض ادب خدمت اساتید محترم

    1- خواهشمندم بفرمایید مراد از مثال هایی که در آیه های 17 , 19 , 20 سوره بقره آمده است چه چیز است ؟

    مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ
    مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمى‏بينند رهايشان كرد (۱۷)

    أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ
    يا چون [كسانى كه در معرض] رگبارى از آسمان كه در آن تاريكيها و رعد و برقى است [قرار گرفته‏اند] از [نهيب] آذرخش [و] بيم مرگ سر انگشتان خود را در گوشهايشان نهند ولى خدا بر كافران احاطه دارد (۱۹)

    يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
    نزديك است كه برق چشمانشان را بربايد هر گاه كه بر آنان روشنى بخشد در آن گام زنند و چون راهشان را تاريك كند [بر جاى خود] بايستند و اگر خدا مى‏خواست‏شنوايى و بينايى‏شان را برمى‏گرفت كه خدا بر همه چيز تواناست (۲۰)


    2- آیا بین آیه های 17 , 19 و 20 سوره بقره با آیه 26 سوره بقره ارتباطی وجود دارد ؟

    إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ
    خداى را از اينكه به پشه‏اى يا فروتر [يا فراتر] از آن مثل زند شرم نيايد پس كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏دانند كه آن [مثل] از جانب پروردگارشان بجاست ولى كسانى كه به كفر گراييده‏اند مى‏گويند خدا از اين مثل چه قصد داشته است [خدا] بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را با آن راهنمايى مى‏كند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏كند (۲۶)

    3- با توجه به آیه 34 سوره بقره آیا ابلیس یکی از ملائکه است ؟

    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ
    و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد [همه] به سجده درافتادند (۳۴)

    4- با توجه به آیه 31 و 37 سوره بقره دانش حضرت آدم ع را لطفا توضیح دهید .

    وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
    و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد (۳۱)

    فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
    سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى او[ست كه] توبه‏پذير مهربان است (۳۷)

    5- لطفا بفرمایید در آیه 38 سوره بقره چه کسانی و از چه جایی فرود آمدند ؟

    قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
    فرموديم جملگى از آن فرود آييد پس اگر از جانب من شما را هدايتى رسد آنان كه هدايتم را پيروى كنند بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد (۳۸)

    6- در آیه 53 سوره بقره منظور از کتاب و فرقان چیست ؟

    وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
    و آنگاه كه موسى را كتاب و فرقان [=جداكننده حق از باطل] داديم شايد هدايت‏ يابيد (۵۳)

    7- ارتباطی بین آیه های 54 و 56 سوره بقره وجود دارد ؟
    در آیه 54 سوره بقره مراد از به قتل رساندن یکدیگر چه بوده است ؟
    در آیه 56 سوره بقره چه کسانی و چه زمانی مد نظر است ؟


    وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
    و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من شما با [به پرستش] گرفتن گوساله برخود ستم كرديد پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانيد كه اين [كار] نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذيرفت كه او توبه‏پذير مهربان است (۵۴)

    ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
    سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد (۵۶)

    با تشکر از وقتی که برای این تایپیک صرف مینمایید .



    کارشناس بحث : عمار

    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۰:۱۰
    شادی و آرام نبود هر کرا وصل تو نیست / هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست
    اگر لذت ترک لذت بدانی , دگر لذت نفس را لذت نخوانی
    انرژی هسته ای برای همه؛ سلاح هسته ای برای هیچکس

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    1- خواهشمندم بفرمایید مراد از مثال هایی که در آیه های 17 , 19 , 20 سوره بقره آمده است چه چیز است ؟

    با سلام و عرض ادب
    با توجه به زیاد بودن سوالات ان شالله یکی یکی به همه پاسخ خواهم داد.
    در مورد مثل در آیه 17 سوره بقره باید عرض کنم قرآن در اينجا از جمله" استوقد نارا" استفاده كرده است، يعنى آنها براى رسيدن به" نور"" نار" استفاده مى ‏كنند، آتشى كه هم دود و هم خاكستر و هم سوزش دارد، در حالى كه مؤمنان از نور خالص و چراغ روشن و پر فروغ ايمان بهره مى ‏گيرند.
    منافقان گرچه تظاهر به نور ايمان دارند اما باطنشان، نار است، و اگر هم نورى باشد ضعيف است و كوتاه مدت.
    اين نور مختصر، يا اشاره به فروغ و جدان و فطرت توحيدى است و يا اشاره به ايمان نخستين آنها است كه بعدا بر اثر تقليدهاى كوركورانه و تعصب هاى غلط و لجاجتها و عداوتها، پرده ‏هاى ظلمانى و تاريك بر آن مى ‏افتد، نه تنها يك ظلمت بلكه به تعبير قرآن" ظلمات".
    و همين‏ها است كه چشم بينا و گوش شنوا و زبان گويا را سر انجام از آنها خواهد گرفت، چرا كه سابقا هم گفتيم ادامه راه غلط تدريجا نيروى تشخيص و درك انسان را ضعيف مى‏ كند، تا آنجا كه گاهى حقايق را وارونه مى ‏بيند، نيك در نظرش بد، و فرشته ديو، خودنمايى مى ‏كند.
    به هر حال اين تشبيه در حقيقت، يك واقعيت را در زمينه نفاق روشن مى ‏سازد، و آن اينكه نفاق و دورويى براى مدت طولانى نمى ‏تواند مؤثر واقع شود ممكن است منافقان براى مدت كوتاهى از مزاياى اسلام و مصونيت هاى مؤمنان برخوردار شوند و از رفاقت پنهانى با كفار نيز بهره گيرند.
    ولى اين امر همچون شعله ضعيف و كم ‏دوامى كه در يك بيابان تاريك و ظلمانى در معرض وزش طوفانها است ديرى نمى ‏پايد، و سرانجام چهره واقعى آنها آشكار مى ‏گردد، و به جاى كسب موفقيت و محبوبيت، منفور و مطرود خواهند شد و همانند كسى كه در بيابان راه را گم كرده و چراغ را از دست داده سرگردان مى ‏مانند.
    اين نكته نيز قابل توجه است كه در تفسير آيه هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً:" آن خدايى است كه خورشيد را روشنايى و ماه را نور بخش قرار داد (يونس- 5).
    از امام باقر(ع) چنين نقل شده كه فرمود:
    اضائت الارض بنور محمد (ص) كما تضي‏ء الشمس فضرب اللَّه مثل محمد (ص) الشمس و مثل الوصى القمر:
    " خداوند صفحه روى زمين را به محمد ص روشن ساخت همانگونه كه با نور آفتاب، لذا محمد ص را به خورشيد تشبيه كرد، و وصى او على (ع) را به ماه" (1).
    يعنى نور ايمان و وحى، عالمگير است، در حالى كه نفاق اگر پرتوى هم داشته باشد تنها دايره كوچكى از اطراف خود را آنهم براى مدت كوتاهى روشن مى ‏كند (ما حَوْلَهُ).(2)

    1. نور الثقلين جلد اول صفحه 36.
    2. تفسير نمونه، ج‏1، ص: 110 و 111.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۴/۱۹ در ساعت ۰۹:۴۵
    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    در مثال دوم که دو آیه بعدی می باشد قرآن صحنه زندگى آنها را به شكل ديگرى ترسيم مى ‏نمايد:
    شبى است تاريك و ظلمانى پرخوف و خطر، باران به شدت مى‏ بارد، از كرانه‏ هاى افق برق پرنورى مى‏ جهد، صداى غرش وحشت زا و مهيب رعد، نزديك است پرده‏هاى گوش را پاره كند، انسانى بى‏پناه در دل اين دشت وسيع و ظلمانى و پر از خطر، حيران و سرگردان مانده است، باران پر پشت، بدن او را مرطوب ساخته، نه پناهگاه مورد اطمينانى وجود دارد كه به آن پناه برد و نه ظلمت اجازه مى ‏دهد گامى به سوى مقصد بردارد.
    قرآن در يك عبارت كوتاه، حال چنين مسافر سرگردانى را بازگو مى‏ كند:
    " يا همانند بارانى كه در شب تاريك، توام با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذرانى) ببارد" (أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ).
    سپس اضافه مى‏كند" آنها از ترس مرگ انگشت ها را در گوش خود مى ‏گذارند تا صداى وحشت ‏انگيز صاعقه‏ ها را نشنوند" (يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ).
    و در پايان آيه مى ‏فرمايد:" و خداوند به كافران احاطه دارد" (و آنها هر كجا بروند در قبضه قدرت او هستند) (وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ).
    برقها پى در پى بر صفحه آسمان تاريك جستن مى ‏كند:" نور برق آن چنان خيره كننده است كه نزديك است چشم هاى آنها را بربايد" (يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ).
    " هر زمان كه برقى مى‏زند و صفحه بيابان تاريك، روشن مى ‏شود، چند گامى در پرتو آن راه مى ‏روند، ولى بلافاصله ظلمت بر آنها مسلط مى ‏شود و آنها در جاى خود متوقف مى‏ گردند" (كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا).
    آنها هر لحظه خطر را در برابر خود احساس مى‏كنند، چرا كه در دل اين بيابان نه كوهى به چشم مى ‏خورد، و نه درختى تا از خطر رعد و برق و صاعقه جلوگيرى كند، هر آن ممكن است هدف صاعقه ‏اى قرار گيرند و در يك لحظه خاكستر شوند!.
    مى ‏دانيم صاعقه ‏ها به هر برآمدگى از زمين حمله مى‏ كنند، اما در دل بيابان جز آنها برآمدگى پيدا نمى ‏شود كه صاعقه متوجه آن گردد، بنا بر اين خطر جدى و حتمى است (با توجه به اينكه خطر صاعقه در بيابان هاى مسطحى همچون بيابانهاى حجاز به درجات از مناطق كوهستانى بيشتر است اهميت اين مثال براى مردم آن محيط روشنتر مى ‏شود).
    خلاصه نمى ‏داند چه كند، مضطرب و پريشان، حيران و سرگردان بر جاى خود ايستاده، نه راهى در ميان شن هاى بيابان پيدا است و نه راهنمايى كه در پرتو هدايت او گام بر دارد.
    حتى اين خطر وجود دارد كه غرش رعد، گوش آنها را پاره و نور خيره ‏كننده برق چشمشان را نابينا كند، آرى" اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از ميان مى ‏برد چرا كه خدا به هر چيزى توانا است" (وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ).
    آرى منافقان درست به چنين مسافرى مى ‏مانند، آنها در ميان مؤمنان روز- افزون كه همچون سيل خروشان و باران پرپشتى به هر سو پيش مى ‏روند قرار گرفته ‏اند افسوس كه به پناهگاه مطمئن ايمان، پناه نبرده ‏اند تا از شر صاعقه ‏هاى مرگبار مجازات الهى نجات يابند.
    جهاد مسلحانه مسلمين در برابر دشمنان همانند خروش رعد و صاعقه بر سر آنها فرود مى ‏آمد، گاهگاه فرصت هايى، براى پيدا كردن راه حق نصيبشان مى ‏شد و انديشه ‏هاشان بيدار مى ‏گشت، ولى افسوس كه اين بيدارى همچون برق آسمان ديرى نمى ‏پائيد تا مى ‏خواستند چند گامى بردارند خاموش مى‏شد و تاريكى غفلت و سپس توقف و سرگردانى جاى آن را مى‏ گرفت.پيشرفت سريع اسلام همچون برق آسمانى چشم آنها را خيره كرده بود، و آيات قرآن كه پرده از رازهاى نهانيشان بر مى‏ داشت همچون صاعقه‏ ها آنها را هدف قرار مى‏داد، هر دم احتمال مى ‏دادند آيه‏اى نازل گردد و پرده از رازهاى ديگرى بر دارد و رسواتر شوند.
    چنان كه قرآن در آيه 64 سوره توبه مى ‏گويد: يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ:
    " منافقان از اين مى ‏ترسند كه سوره‏اى بر ضد آنها نازل شود و آنچه در درون مخفى مى ‏دارند فاش گردد بگو هر چه مى‏خواهيد استهزاء كنيد خدا آنچه را از آن مى‏ ترسيد ظاهر مى ‏سازد".
    منافقان از اين نيز وحشت داشتند كه با علنى شدن اسرارشان فرمان جنگ از طرف خدا با اين دشمنان خائن داخلى صادر شود و مسلمانان كه در آن روز قوى و نيرومند بودند بر آنها، حمله كنند، آن چنان كه قرآن می گوید: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا:
    " اگر منافقان و آنهايى كه قلبشان بيمار است و كسانى كه با اشاعه اكاذيب، ترس و وحشت و سستى مى ‏آفرينند، دست از كردار خود بر ندارند ما تو را بر آنها مى ‏شورانيم تا نتوانند در جوار شما جز اندكى زندگى كنند و به صورت افراد نفرين شده هر جا يافت شوند، آنها را بگيرند و بكشند" (احزاب- 60- 61).
    از اين آيات به خوبى استفاده مى‏شود كه منافقان در وحشت و سرگردانى سختى در مدينه قرار داشتند، آيات با لحن شديد و قاطعى پى در پى همانند رعد و برق آسمانى بر ضد آنها نازل مى ‏شد، و هر آن احتمال اين مى ‏رفت كه دستور مجازات و يا حد اقل اخراج آنها از مدينه صادر گردد.
    اگر چه شان نزول اين آيات، منافقان عصر پيامبر ص است اما با توجه به اينكه خط نفاق در هر عصر و زمانى، در برابر خط انقلاب هاى راستين وجود داشته و دارد به منافقان همه اعصار و قرون گسترش مى ‏يابد، و ما با چشم خود تمام اين نشانه‏ ها را يك به يك و مو به مو در مورد منافقان عصر خويش، مى‏يابيم، سرگردانى آنها، وحشت و اضطراب شان و خلاصه بى ‏پناهى و بدبختى و سيه‏ روزى و رسوايى آنها را درست همانند همان مسافرى كه قرآن به روشنترين وجهى حال او را ترسيم كرده است مشاهده مى ‏كنيم.

    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 112 الی 115

    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    - آیا بین آیه های 17 , 19 و 20 سوره بقره با آیه 26 سوره بقره ارتباطی وجود دارد ؟

    بله ارتباط وجود دارد به این صورت که جمعى از مفسران از ابن عباس در شان نزول نخستين آيه فوق چنين نقل كرده ‏اند: هنگامى كه خداوند در آيات گذشته پيرامون منافقين، دو مثال براى آنها بيان كرد (مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً ...- و- أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ ...)

    منافقين گفتند خداوند برتر و بالاتر از اين است كه چنين مثال هايى بزند، و از اين راه در وحى بودن قرآن اظهار ترديد كردند، در اين موقع آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.

    بعضى ديگر گفته ‏اند: هنگامى كه در آيات قرآن، مثل هايى به" ذباب" (مگس) و" عنكبوت" نازل گرديد، جمعى از مشركان اين موضوع را بهانه قرار داده زبان به انتقاد گشودند و مسخره كردند كه اين چگونه وحى آسمانى است كه سخن از" عنكبوت" و" مگس" مى‏ گويد؟ آيه فوق نازل شد و با تعبيراتى زنده به آنها جواب داد.
    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 145

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۱/۰۴/۱۹ در ساعت ۱۱:۰۸
    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    3- با توجه به آیه 34 سوره بقره آیا ابلیس یکی از ملائکه است ؟
    نه خیر ابلیس از ملائکه نبود بلکه از جن بود. آیات و روایات بسیارى این دیدگاه را تأیید مى کنند.

    طرفداران این دیدگاه مى گویند:
    1. خدا در قرآن مى فرماید: «... فَسَجَدُوا اِلّا اِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ...»(کهف (18): 50.) (پس همه جز ابلیس که از [گروه ] جن بود، سجده کردند).
    و روشن است که منظور از واژه «جن» در هر آیه اى از قرآن که بکار رفته باشد، همان «جنّ» مشهور و معروف است.

    2. قرآن در ترسیم شخصیت و هویت فرشتگان، آنان را فرمانبردارانى معرّفى مى کند که هرگز از آنچه خدا به آنان فرمان مى دهد، سرپیچى نمى کنند، و هر آنچه را فرمان یافته اند، انجام مى دهند: «... لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ...»( تحریم (66): 6 .).
    با این بیان، ابلیس نمى تواند از فرشتگان باشد، چرا که نافرمانى خدا کرد.

    3. به گفته قرآن شریف، ابلیس داراى نسل و تبار است؛ و قرآن به انسانها هشدار مى دهد که از نسل و تبارش، دوست و سررشته دار امور خویش نگیرند: «... اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونى وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ...»( بقره (2): 34.).
    و برخى از قرآن پژوهان اظهار نظر کرده اند که ابلیس پدر جن است و آدم پدر انسانها؛ درحالیکه فرشتگان روحانى هستند و معنوى، و نسل و تبار و تولید مثل و خور و خواب ندارند. مطابق این عقیده، ابلیس از فرشتگان نبود.

    4. قرآن درمورد فرشتگان مى فرماید: «... جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلَاً...»(فاطر (35): 1.) (...فرشتگان را پیام آورنده قرار داد...).
    روشن است که کفرگرایى و شرک و تبهکارى از فرستاده و پیام آورنده خدا، سخنى دور و بیگانه است؛ چرا که اگر کفر و تبهکارى را درمورد آنان بپذیریم، باید دروغپردازى را نیز ازجانب آنها قبول کنیم؛ در اینصورت چنین پیام و پیام آورنده اى چگونه خواهد بود؟!
    با این بیان، ابلیس از فرشتگان نبود؛ چرا که به کفر گرایید و از فرمان حق خارج شد.

    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    4- با توجه به آیه 31 و 37 سوره بقره دانش حضرت آدم ع را لطفا توضیح دهید .
    منظور از علم در آیه 31 سوره بقره (وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها، ثُمَّ عَرَضَهُمْ) علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات می باشد.(1)
    و علامه طباطبایی می فرمایند:
    اين جمله اشعار دارد بر اينكه اسماء نامبرده، و يا مسماهاى آنها موجوداتى زنده و داراى عقل بوده ‏اند، كه در پس پرده غيب قرار داشته ‏اند، و بهمين جهت علم بانها غير آن نحوه علمى است كه ما باسماء موجودات داريم، چون اگر از سنخ علم ما بود، بايد بعد از آنكه آدم بملائكه خبر از آن اسماء داد، ملائكه هم مثل آدم داناى بان اسماء شده باشند، و در داشتن آن علم با او مساوى باشند، براى اينكه هر چند در اينصورت آدم به انان تعليم داده، ولى خود آدم هم بتعليم خدا آن را آموخته بود. پس ديگر نبايد آدم اشرف از ملائكه باشد، و اصولا نبايد احترام بيشترى داشته باشد، و خدا او را بيشتر گرامى بدارد، و اى بسا ملائكه از آدم برترى و شرافت بيشترى مي داشتند.
    و نيز اگر علم نامبرده از سنخ علم ما بود، نبايد ملائكه بصرف اينكه آدم علم باسماء دارد قانع شده باشند، و استدلالشان باطل شود، آخر در ابطال حجت ملائكه اين چه استدلالى است؟ كه خدا بيك انسان مثلا علم لغت بياموزد، و آن گاه وى را برخ ملائكه مكرم خود بكشد، و بوجود او مباهات كند، و او را بر ملائكه برترى دهد، با اينكه ملائكه آن قدر در بندگى او پيش رفته ‏اند كه، (لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ، از سخن خدا پيشى نمى‏گيرند، و بامر او عمل مى‏كنند)، (سوره انبياء آيه 27) آن گاه به اين بندگان پاك خود بفرمايد: كه اين انسان جانشين من و قابل كرامت من هست، و شما نيستيد؟
    آن گاه اضافه كند كه اگر قبول نداريد، و اگر راست مى‏ گوييد كه شايسته مقام خلافتيد، و يا اگر در خواست اين مقام را مى ‏كنيد، مرا از لغت‏ها و واژه‏ه ايى كه بعدها انسانها براى خود وضع مى ‏كنند، تا بوسيله آن يكديگر را از منويات خود آگاه سازند، خبر دهيد.
    علاوه بر اينكه اصلا شرافت علم لغت مگر جز براى اين است كه از راه لغت، هر شنونده ‏اى به مقصد درونى و قلبى گوينده پى ببرد؟ و ملائكه بدون احتياج به لغت و تكلم، و بدون هيچ واسطه ‏اى اسرار قلبى هر كسى را ميدانند پس ملائكه يك كمالى ما فوق كمال تكلم دارند.
    و سخن كوتاه آنكه معلوم ميشود آنچه آدم از خدا گرفت، و آن علمى كه خدا بوى آموخت، غير آن علمى بود كه ملائكه از آدم آموختند، علمى كه براى آدم دست داد، حقيقت علم باسماء بود، كه فرا گرفتن آن براى آدم ممكن بود، و براى ملائكه ممكن نبود، و آدم اگر مستحق و لايق خلافت خدايى شد، بخاطر همين علم باسماء بوده، نه بخاطر خبر دادن از آن، و گر نه بعد از خبر دادنش، ملائكه هم مانند او با خبر شدند، ديگر جا نداشت كه باز هم بگويند: ما علمى نداريم.
    در نتيجه مراد بان، تمامى اسمايى خواهد بود كه ممكن است نام يك مسما واقع بشود، چون در كلام، نه قيدى آمده، و نه عهدى، تا بگوئيم مراد، آن اسماء معهود است.(2)

    منبع:
    1. تفسير نمونه، ج‏1، ص: 171
    2. ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 180

    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    ود در آیه 37 سوره بقره در اينكه" كلمات" و سخنانى را كه خدا براى توبه به آدم تعليم داد چه سخنانى بوده است در ميان مفسران گفتگو است.
    معروف اين است كه همان جملات سوره اعراف آيه 23 مى ‏باشد: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ":" گفتند:
    خداوندا ما بر خود ستم كرديم، اگر تو ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود".
    بعضى گفته ‏اند منظور از كلمات، اين دعا و نيايش بوده است:
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فاغفر لى انك خير الغافرين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فارحمنى انك خير الراحمين.
    اللهم لا اله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم.
    پروردگارا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى‏ كنم، من به خود ستم كردم مرا ببخش كه بهترين بخشندگانى.
    خداوندا! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را ستايش مى ‏كنم، من به خود ستم كردم بر من رحم كن كه بهترين رحم كنندگانى.
    بار الها! معبودى جز تو نيست، پاك و منزهى، تو را حمد مى ‏گويم، من به خويش ستم كردم، رحمتت را شامل حال من كن و توبه ‏ام را بپذير كه تو تواب و رحيمى".
    اين موضوع در روايتى از امام باقر ع نقل شده است(1).
    نظير همين تعبيرات در آيات ديگر قرآن در مورد يونس ع و موسى ع مى‏ خوانيم، يونس به هنگام در خواست بخشش از خدا مى‏ گويد: سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ:" خداوندا منزهى من از كسانى هستم كه به خود ستم كردم مرا ببخش و خدا او را بخشيد" (2).
    در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت ع وارد شده است مى ‏خوانيم:
    كه مقصود از كلمات تعليم اسماء بهترين مخلوق خدا يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين ع بوده است، و آدم با توسل به اين كلمات از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خدا او را بخشيد.
    اين تفسيرهاى سه ‏گانه هيچگونه منافاتى با هم ندارد، چرا كه ممكن است مجموع اين كلمات به آدم، تعليم شده باشد تا با توجه به حقيقت و عمق باطن آنها انقلاب روحى تمام عيار، براى او حاصل گرديده و خدا او را مشمول لطف و هدايتش قرار دهد.(3)

    منبع:
    1. مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث.
    2. قصص- 16.
    3. تفسير نمونه، ج‏1، ص: 198

    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    5- لطفا بفرمایید در آیه 38 سوره بقره چه کسانی و از چه جایی فرود آمدند ؟
    در تفسیر نمونه آیت الله مکارم می فرمایند: " اهبطوا" به صيغه جمع آمده است در

    حالى كه آدم و حوا كه مخاطب اصلى اين سخن بودند دو نفر بيشتر نبودند

    و بايد" صيغه تثنيه" آورده شود، اما به خاطر اينكه هبوط آدم و حوا به

    زمين نتيجه‏اش اين بود كه فرزندان و نسلهاى آنها نيز در زمين ساكن

    خواهند شد، به صورت صيغه جمع آمده است.(1)

    1. تفسير نمونه، ج‏1، ص: 199

    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا
    نوشته
    866
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5343



    به نام خدا
    سلام عرض ادب خدمت استاد گرامی جناب عمار

    لطفا بفرمایید با توجه به آیه 65 سوره بقره شنبه چگونه روزی بوده است ؟
    همچنین در آیه 75 سوره بقره مخاطب چه کسانی بوده اند ؟

    با تشکر
    شادی و آرام نبود هر کرا وصل تو نیست / هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست
    اگر لذت ترک لذت بدانی , دگر لذت نفس را لذت نخوانی
    انرژی هسته ای برای همه؛ سلاح هسته ای برای هیچکس

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    6- در آیه 53 سوره بقره منظور از کتاب و فرقان چیست ؟ وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ و آنگاه كه موسى را كتاب و فرقان [=جداكننده حق از باطل] داديم شايد هدايت‏ يابيد (۵۳)
    آیت الله مکارم می فرماید:
    " كتاب" و" فرقان" ممكن است هر دو اشاره به تورات باشد و نيز ممكن است كتاب اشاره به تورات و فرقان اشاره به معجزاتى باشد كه خداوند در اختيار موسى گذارده بود (چون فرقان در اصل به معنى چيزى است كه حق را از باطل براى انسان مشخص مى‏ كند.(1)
    و شیخ طبرسی می فرماید:
    بياد آوريد وقتى را كه بموسى كتاب داديم كه همان تورات است و در باره كلمه فرقان كه در اين آيه به كتاب عطف شده چهار قول از مفسّران نقل شده است.
    1- ابن عباس ميگويد: مراد از فرقان همان تورات است و تفاوت آن با كتاب فقط از نظر لفظ است.
    2- منظور از كتاب، تورات است و فرقان شكافته شدن دريا است كه هر دو نعمتى براى موسى بودند.
    3- فرقان، همان جدا كردن حلال از حرام و فرق بين موسى و يارانش با فرعون و درباريانش است به چيزهايى مانند نجات دادن اينان و هلاك و غرق فرعونيان.
    4- منظور از فرقان قرآن است و تقدير آيه بنا بر اين قول، چنين است كه:
    بموسى، كتاب و بمحمّد، قرآن داديم.
    ولى قول چهارم را دانشمندان، ضعيف دانسته‏اند زيرا آيه ميگويد: ما بموسى فرقان داديم و در آيه ديگر نيز مى‏فرمايد: «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى‏ وَ هارُونَ الْفُرْقانَ» ما بموسى و هارون فرقان داديم.(2)

    منبع:
    1. تفسير نمونه، ج‏1، ص: 254.
    2. ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 176.

    معنی، ارتباط  و تفسیر چند آیه از سوره بقره

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۹/۱۰, ۰۰:۰۶
  2. جمع بندی شنیدن زمزمه دلربای آیة الکرسی، توهم یا حقیقت؟!
    توسط استوار در انجمن آرشیو عرفان
    پاسخ: 21
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۰, ۱۷:۵۵
  3. کشاورزی، بهترین کارها و حلال ترین شغل ها
    توسط صدیقین در انجمن قرآن و حدیث
    پاسخ: 31
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۰۵, ۱۶:۲۱

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود