صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصول افزایش بصیرت نسبت به خواندن قرآن چیست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا
    نوشته
    866
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5343

    اصول افزایش بصیرت نسبت به خواندن قرآن چیست ؟




    به نام خدا
    سلام و عرض ادب خدمت تمامی خوانندگان این مطلب

    بارها برای من پیش امده که کارشناسان آیه ای از قرآن کریم را در پست هاشون میزارن که من قبلا این آیه را خوندم ولی متوجه منظور واقعی اون نشده بودم یا حتی فکر نمیکردم بار معنوی و علمی به این سنگینی را در خودش داشته باشه.
    به همین خاطر از کارشناسان محترم خواهش میکنم در رابطه با افزایش بصیرت نسبت به آیات قرآن من و مشتاقان دیگر را راهنمایی نمایند تا نسبت به قرآن کریم بصیرتی بایسته کسب نماییم.

    امید وارم این مبحث مورد استفاده تمامی کاربران قرار گیرد انشاالله

    با تشکر


    کارشناس بحث : رسا
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۴/۲۳ در ساعت ۰۱:۲۹
    شادی و آرام نبود هر کرا وصل تو نیست / هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست
    اگر لذت ترک لذت بدانی , دگر لذت نفس را لذت نخوانی
    انرژی هسته ای برای همه؛ سلاح هسته ای برای هیچکس

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid_barvarz نمایش پست ها
    به نام خدا
    سلام و عرض ادب خدمت تمامی خوانندگان این مطلب
    بارها برای من پیش امده که کارشناسان آیه ای از قرآن کریم را در پست هاشون میزارن که من قبلا این آیه را خوندم ولی متوجه منظور واقعی اون نشده بودم یا حتی فکر نمیکردم بار معنوی و علمی به این سنگینی را در خودش داشته باشه.
    به همین خاطر از کارشناسان محترم خواهش میکنم در رابطه با افزایش بصیرت نسبت به آیات قرآن من و مشتاقان دیگر را راهنمایی نمایند تا نسبت به قرآن کریم بصیرتی بایسته کسب نماییم.
    امید وارم این مبحث مورد استفاده تمامی کاربران قرار گیرد انشاالله با تشکر
    با سلام و درود خدمت جناب vahid_barvarz

    سوال حضرتعالی بسیار کلی است و جوابی بسیار مفصل دارد که انشاالله در پستهای متعدد جواب آنرا عرض میکنم

    به تیتر مباحثی که در طول چندین پست پرداخته میشود توجه فرمائید


    مسائل قرآن-
    1- ضرورت تدبر كردن در قرآن
    2- قرآن و تفسير به رأى
    3- قرآن در ميان تزكيه و تعليم
    4- قرآن حكيم ميان ظاهر و باطن
    5- قرآن حكيم ميان محكم و متشابه
    6- قرآن حكيم و حروف يا قرائتهاى هفتگانه
    7- قرآن حكيم و اثبات معانى آن


    بعد از ذکر فهرست مباحث به طرح یکا یک آن خواهیم پرداخت

    1- ضرورت تدبر كردن در قرآن‏
    تدبر در قرآن تنها وسيله براى امكان عمل كردن به آن است. چه خداوند تبارك و تعالى در كتاب كريم خود نورى به وديعت نهاده است كه آدمى را به پروردگار بزرگ او رهبرى می ‏كند، و در نتيجه به او ايمان می ‏آورد، و سپس به عملى كردن شرايع او می ‏پردازد بنا بر اين بر آدمى تنها انجام دادن يك كار ناگزيرى و ضرورى است و آن باز نگاه داشتن دل خود بر قرآن و آماده بودن و شدن براى فهميدن آن است. و اين از راه تدبر حاصل می ‏شود.
    خداوند سبحانه و تعالى مى‏گويد:
    «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» (16/ 5) قرآن خود نور است، و بر ما در برابر نور كارى جز آن باقى نمی ‏ماند كه چشمان خود را براى ديدن روشنى باز كنيم و به مدد اين روشنى همه چيزها را ببينيم.
    تدبّر در قرآن به معنى تحميل كردن آراء و افكارى اضافى بر آنها نيست، بلكه تسليم شدن به علوم قرآنى و تأمّل در معانى آيات آن و نگريستن به زندگى به ميانجيگرى آنها و كوشش براى فهم حقايق طبيعى و آفاق درونى جان به وسيله آنها است.
    و در اين جا تفاوت ميان تفسير و تأويل قرآن به رأى شخصى كه دين سخت آن را نهى كرده و ميان تدبر در قرآن كه دين شديدا به تأكيد درباره آن پرداخته، نهفته است.
    بر بعضى از كسان اين دو امر با يكديگر مشتبه شد، و به همين جهت نور قرآن را به گمان اين كه برتر از سطح فهم و ادراك ايشان است از خود پوشيده نگاه داشته‏ اند.
    البتّه آدمى نمی ‏تواند به بلندى سطح قرآن ارتقا پيدا كند، ولى شعاع آن همچون خورشيد پيوسته به چشمهاى بينا می ‏تابد. پس هر كس به پيروى هواى نفس يا تفسير به رأى و نظر شخصى خود را از اين شعاع محروم سازد، گمراه است، و هر كس به آن تسليم شود و دل خود را از هر انديشه پيشين در هنگام تلاوت قرآن تهى كند، خدا او را به راه راست هدايت خواهد كرد.
    _______________________
    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 42

    ادامه ...
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ در ساعت ۰۰:۳۳
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    علامه طبرسى در تفاوت ميان تفسير به رأى و تدبّر در قرآن چنين می ‏گويد:
    و بدان كه در خبر صحيح از پيغمبر (ص) و امامان قائم مقام او (ع) آمده است كه: تفسير قرآن جز با اثر و حديث صحيح و نصّ واضح و آشكار جايز نيست، و علماى اهل سنت نيز از پيغمبر (ص) روايت كرده ‏اند كه گفت: هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند و به حق برسد، خطا كرده است. و گفته‏ اند كه گروهى از تابعان گفتار به رأى را درباره قرآن مكروه دانسته ‏اند، همچون سعيد بن مسيّب و عبيدة السلمانى و نافع و سالم بن عبد اللَّه و جز ايشان.



    گفتار در اين باره آن است كه خداوند سبحانه و تعالى مردمان را به استنباط آيات تشويق كرد و راه آن را نشان داد و كسانى را كه به اين كار پرداخته بودند ستود و گفت: كسانى كه آن را استنباط كنند آن را می دانند، و بعضى ديگر را براى ترك تدبّر در قرآن و خود دارى از تفكر در آن نكوهش كرد و گفت: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها- آيا در قرآن تدبّر نمی كنند، يا اين است كه بر دلهايشان قفل زده شده است»



    و به ياد آورد كه قرآن به زبان عربى نازل شده و گفت: «إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا- آن را قرآنى عربى قرار داديم». و پيغمبر (ص) گفت: «اگر حديثى از من به شما رسيد، آن را بر كتاب خدا عرضه كنيد و اگر با آن موافق بود آن را بپذيريد و اگر مخالف بود آن را به ديوار بكوبيد» و بدين ترتيب آشكار شد كه كتاب خدا حجت است و بايد همه چيز به آن عرضه شود، و چگونه ممكن است كه با نامفهوم بودن معنى چنين عرضه ‏اى بتواند صورت بگيرد؟ اين گفته و نظاير آن دليل اين است كه خبر مورد نظر را نبايد به ظاهر آن ترجمه كرد، و معنى آن چنين است: اگر اين مطلب صحيح باشد كه آن كس كه قرآن را حمل بر رأى خود كند و به گواهيهاى الفاظ آن عمل نكند به حق رسيده است، استدلال غلط بوده است. و از پيغمبر (ص) روايت شده است كه گفت: قرآن هموار و رام و مشتمل بر وجوه مختلف است، پس آن را بر بهترين وجه حمل كنيد.



    و از عبد اللَّه بن عباس روايت شده است كه وى گونه ‏هاى مختلف تفسير را چهار دانسته است: تفسيرى كه هيچ كس عذرى براى ندانستن آن ندارد، و تفسيرى كه عرب از راه كلام خود می ‏داند، و تفسيرى كه علما آن را می ‏دانند، و آخرى آنكه جز خدا كسى آن را نداند. امّا آنكه عذر هيچ كس براى ندانستن آن پذيرفته نيست، چيزى است كه از همه شرايع قرآن و مجموع دلايل توحيد به دست می ‏آيد و آنچه اعراب به سبب زبان خود می ‏دانند حقايق لغت و موضوع سخن ايشان است و آنچه علما از آن آگاهند، تأويل متشابه و فروع احكام است و اما آنچه جز خدا كسى نمی ‏داند چيزى است كه به معارف غيبى و قيام ساعت قيامت مربوط می ‏شود! «1»
    ***************************************
    1- مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 13.
    __________________________

    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 44


    ادامه .....

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    2- قرآن و تفسير به رأى‏
    گروهى از مسلمانان چنان تصور می ‏كنند كه تدبّر در قرآن، جز براى كسى كه بهره وافرى از علم داشته باشد، روا نيست، و گواه اين پندار خود را بعضى از روايات می ‏دانند كه در آنها از تفسير قرآن به رأى نهى شده است.
    ولى اين گمان كاملا غير منطقى است، بدان سبب كه خداى متعال، در آن هنگام كه بندگان خود را به تدبر در قرآن فرمان داده، و بلكه هر انسان را در هر زمان و هر سرزمينى مخاطب قرار داده، بر كتاب خود و آفريده‏ هاى خويش دانا بوده است.
    خداوند سبحانه و تعالى در كتاب خود چنين گفته است:
    «هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ- اين گفتار و بيانى براى مردم، و راهنما و پندى براى پرهيزگاران است». (138/ 3)
    و آيا ممكن است كه خدا بيانى براى همه مردم فراهم آورد و آن گاه ايشان را از كوشش براى فهميدن آن يعنى تدبّر در آيات قرآن حكيم منع كند؟ در اين صورت فايده آن چه می ‏توانسته است بوده باشد؟
    خطاب هاى قرآن كه در آنها با «يا أَيُّهَا النَّاسُ» عموم مردم، يا با «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» همه مؤمنان مخاطب كلام خدا واقع می ‏شوند، براى آن است كه همگان كلام خدا را بشنوند و آن را بفهمند. آيا با اين حال می ‏توان تصور كرد كه تدبر در كلام خدا روا نيست؟
    ممكن نيست گفته شود كه روايات از تدبرى كه خدا به آن فرمان داده است نهى كرده‏ اند. بلكه گفتار منطقي تر آن است كه بگوييم روايات چيزى را نهى كرده‏ اند و آيه قرآن به چيز ديگرى فرمان داده است. يا اين كه روايات حدودى از تدبر را بيان كرده‏ اند كه تجاوز از آن جايز نيست.


    پس آيا روايات چه چيز را نهى كرده ‏اند؟
    واقع امر آن است كه انسان می ‏بايستى از حقى كه از آن آگاهى دارد پيروى كند، و آنچه را كه بر آن علم ندارد فروگذارد. خداوند سبحانه و تعالى مى‏گويد:
    «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا- از آنچه به آن علم ندارى پيروى مكن، كه گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش و مؤاخذه قرار مى‏گيرند». (36/ 17)
    به همين گونه بر انسان، در شريعت اسلام، روا نيست كه چيزى بگويد كه به آن علم ندارد. خداوند متعال مى‏گويد:
    «وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ» (169/ 2).
    و قرآن گفتن چيزى را كه شخص به آن علم ندارد، گناهى می ‏داند كه خدا آن را بزرگ می ‏شمارد و مردمان آن را كوچك می ‏شمارند:
    «وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ- با دهنهاتان چيزهايى می ‏گوييد كه به آنها علم نداريد و آن را آسان و روا می ‏شماريد، در صورتى كه در نزد خدا بزرگ است» (15/ 24).


    بنا بر اين جايز نيست كه انديشه يا كارى را به كسى نسبت دهيم مگر اين كه يقين داشته باشيم كه از او است. و به همين گونه تفسير كردن سخن كسى به گونه خاصى كه قصد وى آن نبوده است، تا در اين باره يقين قطعى نداشته باشيم، روا نيست، و اگر چنين كنيم سخن او را تحريف كرده و به او نسبت نادرست داده‏ ايم.

    ___________________
    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 46


    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    و عظمت اين نهى در آنچه به خداى بزرگ نسبت داده شود بيشتر آشكار است، و بنا بر اين هر گفتارى را كه به خدا نسبت می ‏دهيم، با علم يقينى بايد بدانيم كه گفته خدا است، و چون جز اين شود، دروغى را بر خدا بسته، و به او نسبت داده‏ ايم.
    «إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ- كسانى كه دروغى را بر خدا ببندند، رستگار نخواهند شد». (116/ 16)
    به همين گونه هر تفسير كلام خدا كه از مطابقت آن با حقيقت واقع يقين نداشته باشيم، نوعى از دروغ بستن به خدا محسوب می ‏شود.
    در ميان مسلمانان كسانى بوده‏ اند- و هنوز هم هستند- كه از دين براى مصالح شخصى خويش بهره‏ بردارى می كردند- يا از آن براى اثبات هواهاى نفس زيانبخش خويش مدد می ‏گرفتند- و بدين ترتيب به تفسير آيات قرآنى بر حسب آراء شخصى خود می ‏پرداختند. اين گونه كسان می ‏خواهند كتاب خدا را پيرو افكار خويش قرار دهند و بر آن چيزهايى تحميل می ‏كنند كه نمی ‏تواند آنها را تحمل كند.


    آنچه مقصود اسلام بوده آراء اين گروه است، و در قرآن چنين آمده است:
    «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ. وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ. يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ-

    او است آنكه به تو كتاب فرو فرستاد: آيه‏هايى از آن محكم است و آيه‏هايى ديگر متشابه، پس كسانى كه در دلهاى ايشان شك است، پيروى از آيات متشابه آن مى‏كنند تا از اين راه فتنه برانگيزند و به تأويل قرآن بپردازند. و تأويل آن را كسى جز خدا و استواران در علم كسى نمى‏داند. اينان مى‏گويند كه ما به آن ايمان داريم و همه آن از جانب پروردگار ما رسيده و جز خردمندان كسى پند نمى‏گيرد». (7/ 3) «1»
    و قرآن بدين گونه مقاصد اين گروه فاسد را آشكار ساخته و- به صورتی ‏قاطع- از تأويل قرآن براى رسيدن به هدفهاى نادرست نهى كرده است.

    رواياتى در دست است كه در آنها نيز آنچه در قرآن نهى شده به همان‏گونه نهى شده است. ولى اين نهى به تعبير ديگر نهى از تفسير به رأى است كه به معنى پيروى از هواى نفس و ميل شخصى است، كه در مقابل تفسير بر وفق حقيقت و واقعيت است. و با وجود آنكه تفسير هر سخن منسوب به كسى به رأى حرام است، اين حرمت در مورد كلام خدا شديدتر است، و از همين رو در روايات اين مطلب به صورتى خاص بيان شده و از قواعد عمومى خارج نيست.

    و اينك بعضى از اين گونه روايات:
    از امام صادق (ع) است كه گفت: «هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند، اگر به حق برسد پاداشى به او داده نمى‏شود، و اگر خطا كند سقوط كرده و از آسمان دور شده است».(2)


    و از پيغمبر (ص) روايت شده است كه گفت: «هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند و به حق برسد، خطا كرده است». «4»
    و نيز از او است كه گفت: «هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند، جاى نشستن او در آتش است».
    پس حقيقتى كه در آن شكى نيست اين است كه گفتار به رأى شخصى- مخصوصا در تفسير قرآن حكيم- حرام است و حرمتى شديد دارد.
    ولى اين مطلب ربطى به تدبّر در قرآن ندارد، چه تدبر به معنى انديشيدن تمركز يافته در آيه به منظور دست يافتن به شناخت حقيقت بيان شده در آن آيه است.
    پس تدبّر براى به دست آوردن علم به قرآن است، تا چنان شود كه آدمى در تفسير قرآن از روى رأى و هواى نفس تفسير نكند، بلكه اين كار از روى علم و دانش صورت پذير شود.

    ***************************************
    1- به خواست خدا، در بعضى از صفحات آينده درباره محكم و متشابه سخن خواهيم گفت.
    2- تفسير صافى، ج 1، ص 21.
    3- همان جا.
    _________________________
    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 48

    ادامه ...

    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ در ساعت ۰۰:۴۱
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    قرآن ميان تزكيه و تعليم‏
    قرآن حكيم را دو هدف اساسى است كه اگر از آنها آگاه شويم، به شناختن بعضى از دشواريهاى آن معرفت پيدا خواهيم كرد، و آن دو تزكيه و پاكيزه كردن مردم و تعليم و آموزش دادن به ايشان است. و خداوند سبحانه و تعالى در آيه‏اى كه پس از اين می ‏آيد به اين هر دو هدف اشاره كرده است:
    «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ- او است آنكه در ميان درس ناخواندگان فرستاده‏اى از خود ايشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكيزه‏شان سازد و كتاب و حكمت به ايشان بياموزد، هر چند پيش از آن در گمراهى آشكار بوده ‏اند». (الجمعة/ 2) هدف آيات قرآنى كه بر بيسوادان خوانده می ‏شود، تزكيه آنان و سپس تعليم و آموختن كتاب و حكمت به ايشان است.
    پس فرق ميان «تزكيه» و «تعليم» چيست و چگونه است كه قرآن آن دو را با هم يك بار جمع كرده است؟
    1- تزكيه عبارت از پاك و پاكيزه كردن نفس بشرى از رسوبات جاهليّت است، خواه از گونه افكار و انديشه ‏هاى باطل بوده باشد، و خواه از گونه اعتقادات نادرست و فاسد، يا اخلاق زشت و نكوهيده.
    تزكيه عبارت از پرورش انسان در حال تكاملى است كه نيروهاى عقلى و بدنى او همگى در حال شكفتگى براى رسيدن به خير و نيكى و حق و راستى است.
    و كلمه «تزكيه» مشتق از كلمه زكات يعنى طهارت و پاك بودن است. و اساس و شالوده تزكيه تقويت اراده آدمى و محكم كردن حس آزاد شدن از قيد هواها و شهوت هاى نفسانى و محكم كردن روش زندگى و خلق و خوى آدمى است. و هدف تزكيه چيزى بيش از پاك و پاكيزه كردن بشر نيست.
    در صورتى كه هدف تعليم افزودن «شناختها» ى تازه به انسان است تا چرخ حركت او به پيش آدمى سرعت بيشتر پيدا كند، و متكى بر نيروى عقلى است كه در جان آدمى نهفته است.
    پس ارتباط ميان تزكيه و تعليم، تا حدى به ارتباط ميان پاك كردن موتور يك ماشين و ريختن سوخت در آن است. چه، با پاك كردن مواد زيانبخش از ماشين دور مى‏شود، و سوخت وسيله افزوده شدن موادى تازه بر آن است.
    پس سوخت بشرى در پيشرفت تمدن علم و دانش است. ولى اين سوخت بدون تنظيف و پاكيزه كردن ماشين آدمى از اخلاق فاسد و انديشه‏ هاى باطل سودى ندارد.
    و بنا بر اين عمل تزكيه مكمل و تمام كننده عمل تعليم است، و يكى از آن دو متمم ديگرى به شمار می ‏رود.
    ________________________________

    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 49


    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    ادامه از پست قبل

    اما اين كه قرآن چگونه تزكيه و تعليم را با يكديگر جمع می ‏كند، امرى است كه از چند لحاظ به بحث درباره آن خواهيم پرداخت.
    الف: قرآن حكيم، به ميانجيگرى خود حق، مردمان را به حق متوجه مى‏سازد، و باطل را وسيله دعوت كردن انسان به حق قرار نمى‏دهد، چنان كه بعضى از كتابهاى تربيتى كمتر به وسيله‏اى كه با آن مى‏خواهند به هدف تربيتى تحقق بخشند توجه مى‏كنند و به همين جهت قرآن حكيم سنّتهاى جهانى و قوانين فطرى را كه بر زندگى فرمان مى‏راند بيان مى‏كند و مردمان را به شناختن آنها متوجه مى‏سازد تا از اين راه بتوانند خود را پاك و پاكيزه كنند.
    و از راهنمايى قرآن به اين سنّتها و هدفها دو امر مورد نظر است:
    اول: راهنمايى كردن مردم به راه اصلاح خودشان كه عبارت است از ايجاد هماهنگى ميان زندگى خودشان و آنچه سنتهاى كلّى و عمومى خواستار آن است.


    دوم: آموختن اين سنتها به مردم. و طبيعى است كه هدف دوم از ظاهر قرآن پنهان بماند، چه سياق و راهنمايى كتاب آسمانى كه در جهت تزكيه است از آن خبر می ‏دهد كه اين تزكيه هدف يگانه‏ اى است كه قرآن خواستار آن است، ولى، با وجود اين، با ديدى جستجوگرانه، بيانات عالمانه ‏اى كه آيات قرآن از آنها حكايت می ‏كند، بر ما آشكار مىی شود مثلا در سوره الرعد چنين می ‏خوانيم:
    «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (11/ 13)- خدا وضع و حال يك قوم را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه خودشان آنچه را كه با خود دارند تغيير دهند.
    و اين حقيقتى تربيتى است كه كتاب آسمانى ما براى تثبيت مسئوليت شخصى افراد جامعه به آن اشاره می ‏كند.
    و پيش از اين آيه و پس از آن يادآوريهايى به اين حقيقت آمده است.
    ولى نظرى جستجوگرانه ما را به وجود چيزى فراگير و با دلالت بيشتر در اين آيه رهبرى می ‏كند. و آن عبارت از قانونى اجتماعى است كه تمدّن و تطوّر و تكامل صفات نفسانى را به يكديگر ارتباط می ‏دهد. می ‏گويد هر اندازه سازندگى قومى بر ويرانگرى آن فزونى داشته باشد، تمدن ايشان پيشرفته ‏تر است، و در تراز واقعيت، افزونى آبادى بر ويرانى جز پس از آن حاصل نمی ‏شود كه شايستگى نفسانى مناسبى در تراز ذات و نفس فراهم آمده باشد.
    اين قانون علمى در اين آيه به صورت وسيله ‏اى براى تزكيه انسان و تحميل مسئوليت كامل بر عهده وى درباره تطورهاى خارجى درآمده است.
    و وجود نقطه عطفى را در سياق بعضى از آيات مشاهده می ‏كنيم كه هدف آن بيان حقيقتى علمى است كه ارتباط با واقعيت تزكيه‏ اى دارد كه ظاهر آيه به آن اشاره می ‏كند.
    مثلا خداوند متعال می ‏گويد:
    «وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ» (الشورى/ 26- 28)- و اجابت می ‏كند آنان را كه ايمان آوردند و به كارهاى شايسته برخاستند، و فضل خود را بر ايشان افزون مى‏كند و براى كافران عذابى سخت آماده است و اگر خدا روزى را براى بندگان خود فراخ كرده بود، هرآينه در زمين ستم مى‏كردند و به همين سبب به اندازه‏اى كه بخواهد فرومى‏فرستد و او از بندگان خود آگاه و نسبت به آنان بصير است. و او است آنكه پس از نوميد شدن ايشان باران مى‏فرستد و رحمت خود را گسترش مى‏دهد و او سرور ستوده است.
    در سياق نقطه عطفى آشكار در اين گفته خداوند متعال مشاهده می ‏كنيم:
    «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ» كه ظاهرا ارتباط با گفته پيش از آن خداى تعالى يعنى:
    «وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» و نيز گفته بعدى او ندارد:
    «وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا» و قرار دادن اين نقطه عطف براى بيان سنتى فطرى در بندگان است كه عبارت است از به هم خوردن تعادل در صورت سنگينى كردن نعمتها بر ايشان، بدان جهت كه نعمت نيازمند مقدارى تحمل و خوددارى است كه به اندازه مقدار تحمل لازم براى سختى و بدبختى و شايد بيش از آن است.
    به وجود آوردن اين نقطه عطف در سياق آيه كه بدون آن مستقيم می ‏نمايد، براى بيان حقيقت علمى در ضمن توجيه نفسى، نه فقط براى قرار دادن آن در خدمت تزكيه است، بلكه نيز به منظور بيان كردن آن براى همه مردم است.
    __________________________________

    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 52


    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    تتمه پست قبلی

    ب: و اسلوب تربيتى و پرورشى كه قرآن از آن در تزكيه نفس پيروى می ‏كند، به خودى خود روش و اسلوبى علمى است، و مشتمل بر مراحلى است كه با مراحل تزكيه و آنچه به آن مربوط می ‏شود، از انگيختن عاطفه و توجيه فكرى و مقدار حركت ايمانى ارتباط دارد كه با حكمت بالغه‏ اى انديشه موظف كننده را با هدف مورد نظر به يكديگر پيوند می ‏دهد.
    در يك كلمه بايد گفت كه: بشريت قرنها است كه در صدد وضع روشها و برنامه‏ هايى علمى براى آموزش و پرورش تلاش می ‏كند، و قرآن در استخدام همه اين روشها و جز آنها كه بيان آنها به تفصيل می ‏انجامد، بر بشريت پيشى داشته است.

    و اين مطلب ما را به دو حقيقت رهبرى می ‏كند:
    1- می ‏توانيم از راه پيگيرى روشهاى آيه به آيه و موضوع به موضوع قرآنى، به شايسته ترين روشها و برنامه‏ هاى علمى دسترس پيدا كنيم.

    2- می ‏توانيم با شروع حركت از يك نقطه در مطالعه اين روشها به قاعده‏ اى فراگير پس از ملاحظه تمامى قرآن حكيم دسترس پيدا كنيم، به همان‏گونه كه يك مهندس شايسته از نگريستن به يك بنا می ‏تواند قاعده‏ اى را پيدا كند كه بر وفق آن قاعده بناى مورد نظر ساخته شده بوده است. و نيز همچون تشخيص پزشكى است كه با حذاقت خود می ‏تواند از روى يك نسخه پزشكى آن قاعده علمى را كه به استناد آن اين نسخه نوشته شده، باز شناسد- و نظاير اينها.
    پس شناخت روشها و برنامه‏ ها ما را به آن سنتهاى فطرى هدايت می ‏كند كه در هنگام وضع اين روشها و برنامه ‏ها مراعات شد و در نتيجه می ‏توانيم به فهم آن سنتها دسترس پيدا كنيم.
    ______________________________
    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 53

    ادامه ...

    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۲:۱۲
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا
    نوشته
    866
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5343



    به نام خدا
    سلام

    ضمن تشکر از جناب رحیق مختوم خواهشمندم در صورت امکان مبحث را تکمیل نمایید تا بیشتر استفاده نماییم .
    همچنین از دیگر همکاران و کارشناسان نیز خواهش میکنم اگر مطلبی در باب تجربیات خود نیز میتوانند ارائه کنند دریغ نفرمایند .

    با تشکر
    شادی و آرام نبود هر کرا وصل تو نیست / هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست
    اگر لذت ترک لذت بدانی , دگر لذت نفس را لذت نخوانی
    انرژی هسته ای برای همه؛ سلاح هسته ای برای هیچکس

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    با سلام و درود بر جناب وحید گرانمقدار در یادآوری موضوع
    به ادامه بحث توجه فرمائید

    قرآن حكيم ميان ظاهر و باطن‏
    پس از آشنا شدن با دو خط با هم آميخته تزكيه و تعليم، و دريافتن اين كه هدف مهمتر قرآن كه از سياق آيات برمی ‏آيد تزكيه است، اكنون می ‏توانيم به بيان ظاهر و باطن قرآن بپردازيم.
    پس می ‏گوييم كه ظاهر همان تزكيه است، و باطن همان تعليم.
    و در حديث مأثور آمده است كه «ظاهر قرآن حكم است و باطن آن علم» و حكم عبارت است از شريعت و وسايل به جريان انداختن آن از تشويق و بيم دادن و قصه‏ ها و مثلها. در صورتى كه علم عبارت از آن سنتهاى فطرى است كه قرآن مجيد آنها را به بيان آورده، و قوانينى علمى كه به آنها اشاره كرده است.
    و حديثى ديگر چنين است: «پشت و ظاهر قرآن چيزى است كه در آن نازل شده و بطن آن كسانى است كه كارى همچون كارهاى ايشان كرده‏ اند» «1».
    و معروف است كه داستان كسانى كه قرآن درباره ايشان نازل شده، جنبه پرورشى آن محسوب می ‏شود، ولى در آن هنگام كه قرآن از داستانها روشها و سنتهاى عامّى را انتزاع می ‏كند، و شامل كسانى می ‏شود كه درباره آنان نازل شده و در عين حال كسانى را كه كارى همچون عمل ايشان كرده ‏اند دربر می ‏گيرد، در اين‏صورت آن سنتها صورت علم و معرفتى از تاريخ و اجتماع و مانند اينها پيدا می ‏كند.
    در حديث ديگر آمده است كه مردى گفت: از امام درباره معنى اين جمله كه قرآن ظهرى و بطنى دارد پرسش كردم و او گفت: «ظهر آن تنزيل آن است و بطن آن تاويل آن بعضى از آن گذشته و بعضى هنوز به جريان نيفتاده است، همچون گردش خورشيد و ماه، كه هر چه از آن آمد صورت وقوع پيدا كرده است».
    اين حديث تأكيدى براى معنى حديث اول است، و روى هم رفته از آن حكايت می ‏كنند كه تنزيل قرآن همان ظاهر است كه دلالت بر لفظ می كند، در حالى كه تأويل كه آن نيز بطن قرآن است، عبارت از آن واقعيت علمى است كه ظاهر به آن راهنمايى می ‏كند و منطبق بر همه كسانى می ‏شود كه با اشخاص مورد نظر مربوط به ظاهر آيه مشاركت دارند.
    در بعضى از احاديث از علوم قرآن به نام «بطن» ياد شده، بدان جهت كه بر عامه مردم پوشيده است، و سپس از طريق تدبر آشكار می ‏شود، و بر حسب اختلاف مردمان با يكديگر، درجات پنهان بودن از لحاظ عقلى و علمى مختلف می ‏شود.
    حتى يك واقعيت واحد، نسبت به گروهى عنوان ظهر دارد، و براى گروهى ديگر عنوان بطن، و از همين روست كه به شماره تعدّد درجات مردم در عقل و علم، بطنها و ظهرها نيز تعدّد پيدا كرده است. در حديث آمده است كه مردى گفت از ابو جعفر (ع) در خصوص امرى مربوط به تفسير قرآن پرسش كردم، و او پاسخ مرا داد.
    سپس بار ديگر همان پرسش را تكرار كردم و اين بار پاسخ ديگرى به من داد. پس گفتم: فدايت شوم، پيش از اين به همين پرسش پاسخى ديگر داده بودى؟ و او گفت: «اى جابر: قرآن را بطن است و بطن را بطنى، و ظهرى و ظهر را ظهرى».
    و بدين گونه امام (ع) يك آيه را بر حسب درجات دانش پرسنده چندگونه تفسير می ‏كرده است، چه ممكن است در آن حال كه كسى از تفسيرى آگاه است كه ظاهر قرآن را شرح می ‏كند، از لحاظ علمى آمادگى معرفت تفسيرى را داشته باشد كه بطن قرآن را شرح می ‏دهد.
    بدين گونه معنى عده‏ اى از احاديث مأثور كه می ‏گويد قرآن هفت بطن يا هفتاد بطن دارد، بر ما آشكار می ‏شود. و نيز از همين راه ارزش تدبر به اعتبار اين كه بطون قرآن را كشف می ‏كند و هر چه تدبر افزونتر شود علم نيز افزايش پيدا می كند، بر ما معلوم خواهد شد.

    ***************************************
    1- تفسير صافى، ج 1، ص 17.
    _________________________
    تفسير هدايت، ج‏1، ص: 55

    ادامه ...

    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۴/۱۶ در ساعت ۱۸:۳۹
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود