صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منوداغون کرد!لطفابخونید هم جواب منو بدین هم درس بگیرین؟؟ایا این عشق بوده؟ م

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19

    منوداغون کرد!لطفابخونید هم جواب منو بدین هم درس بگیرین؟؟ایا این عشق بوده؟ م




    سلام
    من امیدم17 سالمه واهل یکی ازشهرهای جنوبی هستم==الان پیش دانشگاهی هستم
    اما یک سال پیش فروردینش1390 فامیلامون اومدن خونمون وحدودا12روزی موندن..فامیلا مون شهرستانهای غرب کشور هستند دختراین فامیلمون 20روز از من کوچیکترومن متولد اول خردادم
    یه دخترنسبتامعمولی که نسبتا تیپ میزنن وارایشو.. میکنن بود
    البته ایشون باراولی که اومدن خونمون 5ساله بودیم.بعد از گذشت سه روز که رومون نمیشد باهم حتی حرف بزنیم کم کم حرف میزدیم ورابطه شروع شد..این دختر معمولا باهمه رابطه برقرا میکرد ومن خوشم نمیومد
    خب تااینکه رفتن وماشماره همو داشتیم وبه هم مسج وزنگ میزدیم
    تایه هفته بعدش که من بهش گفتم که یه خورده حجابشو رعایت کنه واینا
    ایشون هم ازنوع پوشش دفاع کردورابطه بهم خورد
    این خانوم باخواهرم که 3سال ازمون بزرگتربود رابطه زیادی داشتن وهمه مسایل بین خانوادها از این نوع بینشون جابه جامیشد
    تا اینکه این خانوم شماره داداشموازخاهرم میگیره وبا مسج رابطش رو باداداشم شروع میکنه..شش ماه بعد دوباره میان خونمون ورفتارش با من چندان خوب نبود منم میدونستم باداداشم رابطه داره
    تو این شش ماه همه ی زندگیمو بامسج بهش گفتم واونم معمولا وقتی باخواهرم کار داشت وخواهرم گوشی نداشت ازسوال میکردکه خواهرم کجاست.خب تواین شش ماه بارها گفتم که بیا رابطه خوبی برقرارکنیم و...ولی ن چون باداداشم بود وخیالش راحت بود..منم بهش گفته بودم که اگه روزی خواست باهم باشیم خبرم کنه.. من واقعا دوستش داشتم..گذشت ماه دی که شد بهم مسج بودار داد داد و مسج داد وبازهم رابطه شروع کرد بامن.داداشم گویا دیگه رابطش رو باهاش بهم زده بود..بعد رابطه داشتیم واونم گفت که منو میخواد ولی زیاد قبول نکردم حرفشو..3روزگذشت وکاملا بی دلیل رابطش رو بهم زد وگفت که مابدر هم نمیخوریم وبهم نمیرسیم و...منم هرچی پرسیدم دلیلشو نگفت..بازم بهش مسجایی دادم که برگرد ولی بینتیجه بود..بازم مثل قبل کاری باخواهرم داشت بهم مسج میداد..بازمن گفتم خواستی برگردی بیا باهم باشیم..گذشت تا همین چند روز پیش که باز مسج دادفکر کردم باز مثل قبل مسج میده ونمیخواد رابطه ایجاد کنه ولی چرا دنبال ایجاد رابطه بود.خلاصه مسج دادیم وتا اینکه گفتم منو میخوای اونم طفره رفت ورفت اخرش گفت اره.بار دومی که باهم بودیم من گفتم به خواهرت بگو ما باهم رابطه داریم اونم گفته بود..دشب قبل بعداز دوروز مسج دادن بهش زنگ زدم..من میگفتم تا نگی منو میخوای زنگ نمیزنم اونم گفت میخوامت ..بهش زنگ زدم ومقداری حرف زدیم..اما درست نیم ساعت بعداز تماس بهش گفتم حالا که منو میخوای زنگ بزن به خواهرت بگو که منو میخوای..مقاومت کرد وگفت فقط میگم باهم رابطه داریم ولی گفتم بهش بگو ماهمو میخوایم..اونم گفت مثل اینکه بهتر ما ازهم جدا باشیم هیچ رابطه ای نداشته باشیم..بازم رابطه رو بهم زد خیلی زود!!
    بهم ریختم واون شب یعنی سه شب پیش این لحضه ای که مینویسم بذورخوابم برد.
    امااااااااا...اون که سه بار باهام رابطه ایجاد کرد من هیچ وقت درباره فاصله ای که باهم رابطه نداشتیم چیزی ازش نپرسیدم چون نمیخواستم ناراحت بشه..مثل اینکه چرا رابطه ات رو باداداشم شروع کردی و این چند مدت چکارایی کردی وغیره

    من دستش داشتم...بااین که اون باداداشم رابطه داشت بازم دوس داشتم مال من شه ..الان هم میخوا مال من شه..دستش دارم..من فقط یه بار با یه دختر یه رابطه معمولی وساده داشتم اونم وقتی اول دبیرستان بودم دیگه هیچ...دیگه باهیچ کس رابطه ای نداشتم جز با این دختر که فامیلمونه و دوستش درام..من الان عاشقم؟؟؟
    من عاشق این دختر شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    میخوام بدونم اون چرا اینکارارو با من میکنه>؟؟
    اگه بازم باهام خواست رابطه داشته باشه چه کنم؟؟؟؟؟


    مهم نیست شمایی که الان اینو میخونید کسی قبل شما جواب داده یا ن ولی شما هم لطفا جواب نظر خودتونو بذاری..من محتاج نظر همه شمام

  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    386
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1264



    با سلام به دوست عزیز جنوبی
    چه دل ساده ای داری کاکا، خدا گرفتار نامردت نکنه.
    به نظر من که نباید به هر کی از راه رسید اعتماد کنی. اون توی یه شهر دیگس، از کجا معلوم شاید به غیر از داداشت با چند تا دیگه دوسته. اون چد بار تو رو رها کرده، پس وقتت رو به خاطرش تلف نکن
    به سن و سال ما که برسی یادت میره عشقغو با کدوم ق-غ مینوشتن.
    ویرایش توسط muhammad-aga : ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ در ساعت ۰۰:۰۹
    یک چند در این مدرسه ها گردیدم....از اهل کمال نکته ها پرسیدم

    یک مسئله ای که بوی عشق آید از آن .... درعمر خود از مدرّسی نشنیدم

  5. صلوات ها 17


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    199
    حضور
    1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    840



    نقل قول نوشته اصلی توسط bia2hanjare نمایش پست ها
    سلام
    من امیدم17 سالمه واهل یکی ازشهرهای جنوبی هستم==الان پیش دانشگاهی هستم
    اما یک سال پیش فروردینش1390 فامیلامون اومدن خونمون وحدودا12روزی موندن..فامیلا مون شهرستانهای غرب کشور هستند دختراین فامیلمون 20روز از من کوچیکترومن متولد اول خردادم
    یه دخترنسبتامعمولی که نسبتا تیپ میزنن وارایشو.. میکنن بود
    البته ایشون باراولی که اومدن خونمون 5ساله بودیم.بعد از گذشت سه روز که رومون نمیشد باهم حتی حرف بزنیم کم کم حرف میزدیم ورابطه شروع شد..این دختر معمولا باهمه رابطه برقرا میکرد ومن خوشم نمیومد
    خب تااینکه رفتن وماشماره همو داشتیم وبه هم مسج وزنگ میزدیم
    تایه هفته بعدش که من بهش گفتم که یه خورده حجابشو رعایت کنه واینا
    ایشون هم ازنوع پوشش دفاع کردورابطه بهم خورد
    این خانوم باخواهرم که 3سال ازمون بزرگتربود رابطه زیادی داشتن وهمه مسایل بین خانوادها از این نوع بینشون جابه جامیشد
    تا اینکه این خانوم شماره داداشموازخاهرم میگیره وبا مسج رابطش رو باداداشم شروع میکنه..شش ماه بعد دوباره میان خونمون ورفتارش با من چندان خوب نبود منم میدونستم باداداشم رابطه داره
    تو این شش ماه همه ی زندگیمو بامسج بهش گفتم واونم معمولا وقتی باخواهرم کار داشت وخواهرم گوشی نداشت ازسوال میکردکه خواهرم کجاست.خب تواین شش ماه بارها گفتم که بیا رابطه خوبی برقرارکنیم و...ولی ن چون باداداشم بود وخیالش راحت بود..منم بهش گفته بودم که اگه روزی خواست باهم باشیم خبرم کنه.. من واقعا دوستش داشتم..گذشت ماه دی که شد بهم مسج بودار داد داد و مسج داد وبازهم رابطه شروع کرد بامن.داداشم گویا دیگه رابطش رو باهاش بهم زده بود..بعد رابطه داشتیم واونم گفت که منو میخواد ولی زیاد قبول نکردم حرفشو..3روزگذشت وکاملا بی دلیل رابطش رو بهم زد وگفت که مابدر هم نمیخوریم وبهم نمیرسیم و...منم هرچی پرسیدم دلیلشو نگفت..بازم بهش مسجایی دادم که برگرد ولی بینتیجه بود..بازم مثل قبل کاری باخواهرم داشت بهم مسج میداد..بازمن گفتم خواستی برگردی بیا باهم باشیم..گذشت تا همین چند روز پیش که باز مسج دادفکر کردم باز مثل قبل مسج میده ونمیخواد رابطه ایجاد کنه ولی چرا دنبال ایجاد رابطه بود.خلاصه مسج دادیم وتا اینکه گفتم منو میخوای اونم طفره رفت ورفت اخرش گفت اره.بار دومی که باهم بودیم من گفتم به خواهرت بگو ما باهم رابطه داریم اونم گفته بود..دشب قبل بعداز دوروز مسج دادن بهش زنگ زدم..من میگفتم تا نگی منو میخوای زنگ نمیزنم اونم گفت میخوامت ..بهش زنگ زدم ومقداری حرف زدیم..اما درست نیم ساعت بعداز تماس بهش گفتم حالا که منو میخوای زنگ بزن به خواهرت بگو که منو میخوای..مقاومت کرد وگفت فقط میگم باهم رابطه داریم ولی گفتم بهش بگو ماهمو میخوایم..اونم گفت مثل اینکه بهتر ما ازهم جدا باشیم هیچ رابطه ای نداشته باشیم..بازم رابطه رو بهم زد خیلی زود!!
    بهم ریختم واون شب یعنی سه شب پیش این لحضه ای که مینویسم بذورخوابم برد.
    امااااااااا...اون که سه بار باهام رابطه ایجاد کرد من هیچ وقت درباره فاصله ای که باهم رابطه نداشتیم چیزی ازش نپرسیدم چون نمیخواستم ناراحت بشه..مثل اینکه چرا رابطه ات رو باداداشم شروع کردی و این چند مدت چکارایی کردی وغیره

    من دستش داشتم...بااین که اون باداداشم رابطه داشت بازم دوس داشتم مال من شه ..الان هم میخوا مال من شه..دستش دارم..من فقط یه بار با یه دختر یه رابطه معمولی وساده داشتم اونم وقتی اول دبیرستان بودم دیگه هیچ...دیگه باهیچ کس رابطه ای نداشتم جز با این دختر که فامیلمونه و دوستش درام..من الان عاشقم؟؟؟
    من عاشق این دختر شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    میخوام بدونم اون چرا اینکارارو با من میکنه>؟؟
    اگه بازم باهام خواست رابطه داشته باشه چه کنم؟؟؟؟؟


    مهم نیست شمایی که الان اینو میخونید کسی قبل شما جواب داده یا ن ولی شما هم لطفا جواب نظر خودتونو بذاری..من محتاج نظر همه شمام
    سلام
    نه عاشق نیستی هوس هست و بس
    هرچند فکر کنی عاشقی
    از همین مطلب که میگی برام مهم نیست که با داداشم رابطه داشته میشه فهمید هوس هست نه عشق
    * اللهم عجل لولیک الفرج

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    71
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    395



    بسم الله الرحمن الرحیم
    شما میفرمایید به نظراتمون نیاز دارید اما حقیر فکر میکنم کسی که اینقدر قطعی این رابطه و دیده وباز هم داره به شروعش فکر میکنه قرار نیست به حرف حق گوش کنه...خوب یعنی خودتان نمیدانید چی درسته؟
    مطمئنآ میدانید اما چون نمیتوانید با خودتان کنار بیایید این در واوندر میزنید.اما حالا چند مورد بر حسب وظیفه عرض میکنم:
    مرد غیور است.واحتمالآ عاشق واقعی غیرتش فزون است
    در شرایط سنی شما بهترین کار کنترل نفس تان است که اینطور که فرمودید سختتونه ونمیدانم چه تجویزی کنم اما از خداوند بخواهید وبه تفریح و کاری مشغول شوید
    مطمئن باشید فکر کردن به اون خانم براتون جذاب ولذت بخشه اما باعث ویرانی تون میشه چون از سر هوسه قطعآ
    یه خورده خود دار باشید جوانهایی هستند که بیش از سن شما هستند ودر اوج جوانی وانقدر محجوب وبا عفت هستند که خداوند شیرینی نزدیکی حضورش رو نصیبشون میکنه حیف جوونی تونه
    فقط باید بخواهید از همین الان فکر نکنید وقویآ اراده کنید برای تقویت اراده رفتن به اماکن متبرکه ویا خلوتوتوسل بسیار اثر گذار است
    عاقبت به خیر شوید ان شاء الله
    از گناه در معرض نگاههای خداوند باید شرم داشت .خدا هممون رو حفظ کنه

  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    نظر من اینه که کل این ماجرا برای شما خیلی زوده یعنی چی ؟

    یعنی عزیز 17 ساله شما هنوز حتی دانشگاه نرفتی که دو تا درس بیفتی دو تا ترم پول شهریه نداشته باشی سختی دوری از خانواده رو بکشی و...... تازه بفهمی قبلا چه دنیای کوچکی داشتی!!!

    ببین عزیزم منم هم سن شما بودم از کاه کوه میساختم رویایی فکر می کردم عاشق چه ادم های بی خودی میشدم که الان که بهش فکر میکنم فقط میتونم بخندم و بگم چقدر احمق بودم!!!!

    شما هنوز براتون خیلی زوده بخواهید درگیر احساسات و عشق و این چیزها بشوید از حالا خودت رو داغون نکن بگذار بزرگتر که شدی اینقدر مشکل توی زندگیت میاد که باید هر روز و هر روز باهشون بجنگی واسه اون موقع روحیه ات رو تقویت کن
    ویرایش توسط ☀ستوده ☀ : ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ در ساعت ۱۳:۵۷
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    حضور
    17 روز 3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58
    صلوات
    12737



    لا حول و لا قوة الا بالله

    سلام جناب اميد
    ببخشيد واقعاً دست خودم نبود ولي وقتي كه مشكلتونو خوندم خنده ام گرفت
    بزرگوار بنده سني ندارم تجربه اي هم ندارم ولي تا اين حد ميدونم كه اين حرفي كه ميزني خنده داره
    گفتيد چند سالتونه ؟ آهان 17 سال ، بعد شما تا حالا دستتون هم تو جيب خودتون بوده ؟ تا حالا مرغ 7000 تومني خريدي يا پول اجاره دادي ؟
    البته اينا كه همش حل ميشه
    چند بار تا حالا تو دو راهي تصميم گيري قرار گرفتي ؟ تصميمي كه بايد به عنوان مرد خونه توسط شما گرفته بشه ، چقدر از نيازهاي يك زن خبر داري ؟ چقدر از وظايف و تكاليف زن و مرد ميدوني ؟
    اينا رو ميشه كسب كرد
    شما يه كم فكر كنيد
    دختري كه سه بار با شما بهم زده رو ميتونيد قبول كنيد
    دختري كه با برادر شما ارتباط داشته چطور ميتونه فردا تو چشم برادرتون نگاه كنه و انگار نه انگار كه رابطه اي داشتن ؟ از كجا معلوم دوباره رابطه نداشته باشن
    دختري كه انقدر راحت با دوتا برادر ارتباط داره چطور ميشه مطمئن بود با كس ديگه اي دوست نبوده باشه ؟
    شما الآن ميگيد مشكلي نيست ولي فردا كه فيتيله شهوت پايين اومد و عقل حاكم شد چطور ميتونيد با اين مساله كنار بياييد ؟
    من جنوبي ها رو خيلي محتاط تر و حساس تر ميدونستم
    برادر من چشمت رو باز كن
    اين قضيه واضحتر از اونيه كه بخاطرش تاپيك بزني

    ویرایش توسط كبوتر حرم : ۱۳۹۱/۰۴/۰۴ در ساعت ۱۵:۰۸
    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت


  13. صلوات ها 19


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    امام رضا - رهبرم سید علی - علم - برنامه نویسی - دندانپزشکی - طبیعت - دریا - بارون
    نوشته
    279
    حضور
    5 روز 15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2287



    سلام
    پسر خوب، اینکه دوستان میگن این عشق نیست و هوسه کاملاً درسته.و این حرف بر اساس تجربه اس.و نمونه هایی مثل شما تو جامعه زیاده.
    که به نظر من این مشکل یه آفته!!!!
    چرا که بچه های هم سن و سال شما به جای فکر کردن به کنکور و موفقیت و قبولی تو رشته های عالی و در نتیجه کمک به ساختن یه آینده حسابی برا خودشون، به فکر عشق و عاشقی ان!!!!!
    عشقای آتشین که با یه نگاه شروع میشه، شعله ور میشه و با یه حرف تلخ و سرد خاموش میشه.اونموقع کی میخواد ضربه های روحی بعد این عشق دروغی رو تحمل کنه و دوباره سرپا بشه....!!!!!
    البته شیطان خیلی بهتون و این احساس کمک میکنه.چون کارش زمین زدنه آدماس و جلوی پیشرفتشونو میگیره

    بذار راحت برات نتیجه گیری کنم.
    این دختری که انقدر راحت با همه رابطه برقرار میکنه اصلاً آدم قابل اعتمادی نیست.اینکه خیلی راحت با برادرت ارتباط برقرار میکنه، نشان دهنده اینه که اصلاً عشقی در کار نیست!!!!!!
    فقط یه همصحبت داشته باشه.یا بین دوستاش کم نیاره که با یکی هست..طرف خودش مشکل داره.
    حالا گیرم که شما عاشقی و طرف عاشق نیست
    اما عشق یه طرفه کلاً درد سره!

    (یه پسری از روستا به برنامه ای زنگ زده بود و به مشاور گفت:یه روز بیدار شدم دیدم همه دخترای دهمونو دوست دارم. )

    برادر خوبم تو الان تو سنی هستی که باید یادبگیری افکارتو کنترل کنی.
    یاد بگیری دوران نوجوانی و بچگی داره تموم میشه.
    باید عاقلانه تصمیم بگیری.با کارها و تصمیمات داری آجرای زندگی آیندتو میچینی.
    دیگه زمونی نیست که زمین بخوری پدر مادر بگن بزرگ شدی!!!!
    زمین بخوری تا بلند شی از خیلی ها عقب میفتی و ضربشو تو میخوری!!!!!تا جای درد و زخمات خوب بشه خیلی طول میکشه!!!!
    باید یاد بگیری تمرین کنی که اسیر هوای نفس نباشی.
    اگه اسیر هوای نفست باشی.دیگه نمیتونی وفادار باشی و معنی عشق و درک نخواهی کرد.چون هر کی از راه برسه ازش خوشت میاد.

    اینم همیشه تو ذهنت داشته باشه که یه روزی قراره پدر بشی.اونوقت به بچه هات چطور میخواهیی راهنمایی بدی؟

    خدا یه چیزی میدونه که میگه رابطتون رو با نامحرم رعایت کنید.بخاطر عواقبی مث همین وابسته شدنا که توش دلیل عاقلانه ای نیست!!!

    موفق باشی

    دوباره شده صحن هیات... پر از عطر نام شهیدان... دوباره بیا دم بگیریم... به یاد امام شهیدان
    که ما مرد راه حسینیم..... نبیند کسی ذلت ما.... بمیریم و هرگز نگیریم.... امان نامه ی دشمنان را
    که میثاق ما جز.... به عشق ولی نیست.... که فریاد ما جز... علی یا علی نیست

    ---------------------
    تنها نگذارم در میدان ولی را
    مولایم، رهبرم ، سید علی را


  15. صلوات ها 14


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    ورزش و مطاله دینی و تاریخی
    نوشته
    14
    حضور
    3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    این عشق دیگه فایده نداره رابطه باید دو طرفه باشه اگه دختر نمیخواهد با تو باشد پس ولش کن
    طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
    طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.
    رسول اکرم(ص)

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    خداوند
    نوشته
    228
    حضور
    22 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    17
    صلوات
    976



    این دوره و زمونه دخترها اکثرشون همینن... اگر می خوای تا این مشکلات برات پیش نیاد، بگرد دنبال یک دختر با فرهنگ و تحصیل کرده... این دخترها فقط یکی مثل خودشون بدردشون میخوره... تا مثل آینه خودشونو توش ببینن و ادب بشن...

  19. صلوات ها 12


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    199
    حضور
    1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    840



    نقل قول نوشته اصلی توسط خداوند نیکوست نمایش پست ها
    این دوره و زمونه دخترها اکثرشون همینن... اگر می خوای تا این مشکلات برات پیش نیاد، بگرد دنبال یک دختر با فرهنگ و تحصیل کرده... این دخترها فقط یکی مثل خودشون بدردشون میخوره... تا مثل آینه خودشونو توش ببینن و ادب بشن...
    اولا درمورد دخترا درست صحبت کنید بعدم مسئله این بنده خدا دختره نیست مشکل ایشون اینه که ببینه عشق خودش چجوره و این راهنمایی شما از صدتا ترغیب به گناه بدتر هستا !!!!!!!!!!! بیشتر بهش فکر کنید
    * اللهم عجل لولیک الفرج

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۱/۲۳, ۰۵:۱۲
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۱۶, ۱۹:۲۱
  3. ؟؟علت ترس آقایون از دادن پیشنهاد ازدواج؟؟
    توسط رزسفید در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 32
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۰۲, ۰۹:۵۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود