صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معیار عرفان اسلامی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    44
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    213

    معیار عرفان اسلامی




    باسمه تعالی
    با سلام:
    هر علمی برای سنجش صحت وسقم گزاره های خود به معیارهای ویژه ای نیاز دارد برای مثال در علوم طبیعی تجربه واستقراودر علوم ادبی ساختارهای گویشی ودر علوم عقلی معیار سنجش استدلال های عقلی منطق است
    عارفان اسلامی چندین ملاک را برای تبیین درستی ونادرستی مسائل معرفی کردند
    1- معیار خاص :از جمله اموری که در عرفان به ویژه عرفان عملی وسیر وسلوک معنوی ضرورت دارد وجود استاد حاذق و واصل است عرفا از چنین انسان کاملی به میزان خاص تعبیر می کنند زیرا به افراد ویژه ای که تحت پرورش او هستند اختصاص دارد
    2-معیار عام :در عرفان اسلامی افزون بر معیار خاص دو میزان سنجش عمومی تر نیز جایگاه ویژه ای دارند :
    الف:عقل ،عقل سلیم ونیز عقل منور به نور قلب که از کدورت های ظلمانی وحسی به دور باشد خود حجت محکم و ملاک روشنی برصحت وسقم مباحث عرفان علمی وعملی به شمار می آید
    ب:دین وشریعت:از منظر عارفان مهم ترین سنجه برای تشخیص درستی ونادرستی مباحث عرفانی چه مباحث نظری وفکری وچه اعمال عملی وسلوکی شریعت خاتم است زیرا در عرفان تکیه اساسی بر دریافت حقایق وکشف وشهود است وهر چه جان سالک پاک تر واز طهارت بیشتری برخوردار باشد آن شهود نیز زلال تر و واقع نمایی اش بیشتر است از طرفی در میان نفوس انسانها ،نفوس انبیاء ،طاهر ترین نفوس ودر رأس آنها پاک ترین جان که دارای طهارت کامل است نفس خاتم الانبیا (ص)است از همین روی کشف او کامل ترین کشف وشهود او در والاترین نقطه قرار دارد وبه همین جهت عرفا قرآن را کشف تام واتمّ محمدی (ص)می شمارند بی گمان در چنین فضایی همه مکاشفه ها ودر یافت های عرفانی می بایست با معیار قرآن و سنت نبوی وولایی سنجیده شود واز این رهگذر واردات رحمانی وملکی از خطورات و رهزنی های شیطانی ونفسانی جدا گردد وقوت ونقص مسائل محاسبه گردد
    ر. ک. قیصری شرح فصوص الحکم ص 111
    ر. ک. مبانی و فلسفه عرفان نظری

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط نور256 نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    با سلام:
    هر علمی برای سنجش صحت وسقم گزاره های خود به معیارهای ویژه ای نیاز دارد برای مثال در علوم طبیعی تجربه واستقراودر علوم ادبی ساختارهای گویشی ودر علوم عقلی معیار سنجش استدلال های عقلی منطق است
    عارفان اسلامی چندین ملاک را برای تبیین درستی ونادرستی مسائل معرفی کردند
    1- معیار خاص :از جمله اموری که در عرفان به ویژه عرفان عملی وسیر وسلوک معنوی ضرورت دارد وجود استاد حاذق و واصل است عرفا از چنین انسان کاملی به میزان خاص تعبیر می کنند زیرا به افراد ویژه ای که تحت پرورش او هستند اختصاص دارد
    2-معیار عام :در عرفان اسلامی افزون بر معیار خاص دو میزان سنجش عمومی تر نیز جایگاه ویژه ای دارند :
    الف:عقل ،عقل سلیم ونیز عقل منور به نور قلب که از کدورت های ظلمانی وحسی به دور باشد خود حجت محکم و ملاک روشنی برصحت وسقم مباحث عرفان علمی وعملی به شمار می آید
    ب:دین وشریعت:از منظر عارفان مهم ترین سنجه برای تشخیص درستی ونادرستی مباحث عرفانی چه مباحث نظری وفکری وچه اعمال عملی وسلوکی شریعت خاتم است زیرا در عرفان تکیه اساسی بر دریافت حقایق وکشف وشهود است وهر چه جان سالک پاک تر واز طهارت بیشتری برخوردار باشد آن شهود نیز زلال تر و واقع نمایی اش بیشتر است از طرفی در میان نفوس انسانها ،نفوس انبیاء ،طاهر ترین نفوس ودر رأس آنها پاک ترین جان که دارای طهارت کامل است نفس خاتم الانبیا (ص)است از همین روی کشف او کامل ترین کشف وشهود او در والاترین نقطه قرار دارد وبه همین جهت عرفا قرآن را کشف تام واتمّ محمدی (ص)می شمارند بی گمان در چنین فضایی همه مکاشفه ها ودر یافت های عرفانی می بایست با معیار قرآن و سنت نبوی وولایی سنجیده شود واز این رهگذر واردات رحمانی وملکی از خطورات و رهزنی های شیطانی ونفسانی جدا گردد وقوت ونقص مسائل محاسبه گردد
    ر. ک. قیصری شرح فصوص الحکم ص 111
    ر. ک. مبانی و فلسفه عرفان نظری

    باسمه تعالی
    باسلام
    در بیان عارفان می توان سه میزان برای علم عرفان به دست آورد
    1-میزان عام یا شریعت
    2-میزان خاص مبتنی بر تجربه های استاد و پیر سلوک ،این دو میزان مورد تحقق همه محققان عرفان است
    3- عقل که تنها در منابع متاخر عرفانی آمده است
    برای روشن شدن چگونگی میزان قرارگرفتن این سه در مکاشفه های عرفانی توضیحی در مورد هر کدام ارائه می دهیم

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    باسلام
    در بیان عارفان می توان سه میزان برای علم عرفان به دست آورد
    1-میزان عام یا شریعت
    2-میزان خاص مبتنی بر تجربه های استاد و پیر سلوک ،این دو میزان مورد تحقق همه محققان عرفان است
    3- عقل که تنها در منابع متاخر عرفانی آمده است
    برای روشن شدن چگونگی میزان قرارگرفتن این سه در مکاشفه های عرفانی توضیحی در مورد هر کدام ارائه می دهیم

    شریعت یا میزان عام:
    عارفان در طول تاریخ همواره بر این مسئله تاکید داشته اند که مشاهده های عرفانی برای هر کسی که رخ بدهد و در هر مرتبه ای که باشد اگر مطابق با شریعت نباشد کاذب است و قابل اعتماد نمی باشد بنابراین شهودهای عرفانی همواره باید از ناسازگاری با حقایق دینی به دور باشد تا بتوان به عنوان حقایق بر آنها تکیه کرد
    و شریعت را بدین سبب میزان عام نامیده اند که برای همه اشخاص ودر تمام حالت ها و شرائط معیار تلقی می شود
    چنانچه جناب قیصری در شرح فصوص الحکم که یکی از کتاب های عرفانی می باشد وقتی صحبت از میزان می کند می فرماید:
    منها :ما هو میزان عام و هو القرآن والحدیث المنبیءکل منهما علی الکشف التام المحمدی (1)
    از جمله این میزان ها میزان عام است که همان قرآن و حدیث است که از کشف تام محمدی خبر می دهد
    در نتیجه هیچ گونه تعارضی نباید میان معارف شریعت و حقایق مشهود عارف وجود داشته باشد
    پی نوشت:
    1- شرح فصوص قیصری تصحیح اشتیانی ص100-101

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    شریعت یا میزان عام:
    عارفان در طول تاریخ همواره بر این مسئله تاکید داشته اند که مشاهده های عرفانی برای هر کسی که رخ بدهد و در هر مرتبه ای که باشد اگر مطابق با شریعت نباشد کاذب است و قابل اعتماد نمی باشد بنابراین شهودهای عرفانی همواره باید از ناسازگاری با حقایق دینی به دور باشد تا بتوان به عنوان حقایق بر آنها تکیه کرد
    و شریعت را بدین سبب میزان عام نامیده اند که برای همه اشخاص ودر تمام حالت ها و شرائط معیار تلقی می شود
    چنانچه جناب قیصری در شرح فصوص الحکم که یکی از کتاب های عرفانی می باشد وقتی صحبت از میزان می کند می فرماید:
    منها :ما هو میزان عام و هو القرآن والحدیث المنبیءکل منهما علی الکشف التام المحمدی (1)
    از جمله این میزان ها میزان عام است که همان قرآن و حدیث است که از کشف تام محمدی خبر می دهد
    در نتیجه هیچ گونه تعارضی نباید میان معارف شریعت و حقایق مشهود عارف وجود داشته باشد
    پی نوشت:
    1- شرح فصوص قیصری تصحیح اشتیانی ص100-101

    استاد سلوک یا میزان خاص:

    به کوی عشق منه بی دلیل ره قدم
    که گم شد آنکه در این ره به رهبری نرسید(1)
    در آثار عرفانی براین نکته تاکید می شود که پیمودن طریق دشوار سلوک بدون راهنمایی پیر راه پی آمدهای وخیمی برای سالک دارد اصولا پیمودن این راه بدون استاد در فضای عرفان امری ناپسند وگاهی خطرناک وکم نتیجه تلقی می شود
    گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهی
    که در این مرحله بسیار بود گمراهی(2)
    یکی از کارکردهای استاد ،راهنمایی سالک درباره ویژگی شهودات وتشخیص القائات شیطانی از شهودها والقائات رحمانی است استاد که منازل سلوکی را پیش تر زیر نظر استادی دیگر پیموده است با پیچ وخم های راه آشنا ست ومی تواند سالک را در یافتن علت رخداد برخی شهودها یا تجربه کردن برخی حالت ها یاری دهد

    پیر راه بنا برتجربه های نیرومند خود وقدرت نفوذ در دل سالک می داند در هر مرحله ای چه حالی وچه شهودی درست است البته باید خاطر نشان ساخت آنچه استاد در اختیار شاگرد قرار می دهد نیز برگرفته از شریعت است وبی ارتباط با آن نیست ومنها ما هو خاصٌّ وهو ما یتعلقُ بحال کلّ منهم الفائز علیه من الاسم الحاکم والصفة الغالبةعلیه(3)
    (یکی از آن میزان ها ،میزان خاص است که به حال هر کدام از سالکان مربوط است وسالک از طریق اسم حاکم بر او و صفتی که بر وی غالب است بدان حال دست می یابد)

    جایگاه استاد در رفع امراض معنوی همانند جایگاه پزشک در درمان بیماری های جسمانی است او نیاز مندی ها وویژگی های روحانی شاگرد را می شناسد وبا توجه به احاطه ای که به پی آمد ذکرها و اعمال ومراقبات عرفانی مختلف دارد با توجه به وقت ،استعداد،وویژگی های وی دستورهای لازم را به وی تجویز می کند از همین رواز برخی عارفان نقل شده است که اگر سالک نیمی از عمر خوش را در طلب استادی کامل مکمل سپری کند چیزی از دست نداده است
    ر.ک.مبانی واصول عرفان نظری

    پی نوشت:
    1- حافظ
    2- حافظ
    3-قیصری شرح فصوص الحکم تصحیح آشتیانی ص 101
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۴/۲۲ در ساعت ۰۱:۵۱

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    استاد سلوک یا میزان خاص:

    به کوی عشق منه بی دلیل ره قدم
    که گم شد آنکه در این ره به رهبری نرسید(1)
    در آثار عرفانی براین نکته تاکید می شود که پیمودن طریق دشوار سلوک بدون راهنمایی پیر راه پی آمدهای وخیمی برای سالک دارد اصولا پیمودن این راه بدون استاد در فضای عرفان امری ناپسند وگاهی خطرناک وکم نتیجه تلقی می شود
    گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهی
    که در این مرحله بسیار بود گمراهی(2)
    یکی از کارکردهای استاد ،راهنمایی سالک درباره ویژگی شهودات وتشخیص القائات شیطانی از شهودها والقائات رحمانی است استاد که منازل سلوکی را پیش تر زیر نظر استادی دیگر پیموده است با پیچ وخم های راه آشنا ست ومی تواند سالک را در یافتن علت رخداد برخی شهودها یا تجربه کردن برخی حالت ها یاری دهد

    پیر راه بنا برتجربه های نیرومند خود وقدرت نفوذ در دل سالک می داند در هر مرحله ای چه حالی وچه شهودی درست است البته باید خاطر نشان ساخت آنچه استاد در اختیار شاگرد قرار می دهد نیز برگرفته از شریعت است وبی ارتباط با آن نیست ومنها ما هو خاصٌّ وهو ما یتعلقُ بحال کلّ منهم الفائز علیه من الاسم الحاکم والصفة الغالبةعلیه(3)
    (یکی از آن میزان ها ،میزان خاص است که به حال هر کدام از سالکان مربوط است وسالک از طریق اسم حاکم بر او و صفتی که بر وی غالب است بدان حال دست می یابد)

    جایگاه استاد در رفع امراض معنوی همانند جایگاه پزشک در درمان بیماری های جسمانی است او نیاز مندی ها وویژگی های روحانی شاگرد را می شناسد وبا توجه به احاطه ای که به پی آمد ذکرها و اعمال ومراقبات عرفانی مختلف دارد با توجه به وقت ،استعداد،وویژگی های وی دستورهای لازم را به وی تجویز می کند از همین رواز برخی عارفان نقل شده است که اگر سالک نیمی از عمر خوش را در طلب استادی کامل مکمل سپری کند چیزی از دست نداده است
    ر.ک.مبانی واصول عرفان نظری

    پی نوشت:
    1- حافظ
    2- حافظ
    3-قیصری شرح فصوص الحکم تصحیح آشتیانی ص 101

    عقل میزان سوم:
    افزوده شدن میزان عقل هم زمان با حرکتی بود که عرفان اسلامی در دوران بلوغ خود پس از ابن عربی در تعامل با عقل آغاز کرد البته عقلی که به عقل منور به نور قلب که از تیرگی های جسمانی به دور باشد لذا اشخاصی کتاب هایی رانوشتند و مطالب عرفانی را برهانی کردند مانند مرحوم بو علی سینا
    در اواخر کتاب اشارات و مرحوم صائن الدین ترکه در تمهید القواعد و جناب ابن فناری در مصباح الانس و مرحوم ملا صدرا در اسفار
    پس عقل نه تنها معارض با عرفان و شهود قلبی نیست بلکه در شرایط خاص یکی از میزان هایی است که می تواند در تمایز نهادن میان شهودهای کاذب و صادق سودمند باشد
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۵/۱۰/۱۳ در ساعت ۱۳:۴۷

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    شریعت یا میزان عام:
    عارفان در طول تاریخ همواره بر این مسئله تاکید داشته اند که مشاهده های عرفانی برای هر کسی که رخ بدهد و در هر مرتبه ای که باشد اگر مطابق با شریعت نباشد کاذب است و قابل اعتماد نمی باشد بنابراین شهودهای عرفانی همواره باید از ناسازگاری با حقایق دینی به دور باشد تا بتوان به عنوان حقایق بر آنها تکیه کرد
    و شریعت را بدین سبب میزان عام نامیده اند که برای همه اشخاص ودر تمام حالت ها و شرائط معیار تلقی می شود
    چنانچه جناب قیصری در شرح فصوص الحکم که یکی از کتاب های عرفانی می باشد وقتی صحبت از میزان می کند می فرماید:
    منها :ما هو میزان عام و هو القرآن والحدیث المنبیءکل منهما علی الکشف التام المحمدی (1)
    از جمله این میزان ها میزان عام است که همان قرآن و حدیث است که از کشف تام محمدی خبر می دهد
    در نتیجه هیچ گونه تعارضی نباید میان معارف شریعت و حقایق مشهود عارف وجود داشته باشد
    پی نوشت:
    1- شرح فصوص قیصری تصحیح اشتیانی ص100-101
    لطفا بیشتر توضیح دهید
    یعنی مکاشفه یا رویای صادقه را باید مثلا با روایت تطبیق داد؟چطور؟ما می توانیم خودمان اینکار را بکنیم؟حالات روحی را چطور باید تطبیق داد و فهمید که الهی است یا شیطانی؟

    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    استاد سلوک یا میزان خاص:

    به کوی عشق منه بی دلیل ره قدم
    که گم شد آنکه در این ره به رهبری نرسید(1)
    در آثار عرفانی براین نکته تاکید می شود که پیمودن طریق دشوار سلوک بدون راهنمایی پیر راه پی آمدهای وخیمی برای سالک دارد اصولا پیمودن این راه بدون استاد در فضای عرفان امری ناپسند وگاهی خطرناک وکم نتیجه تلقی می شود
    گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهی
    که در این مرحله بسیار بود گمراهی(2)
    یکی از کارکردهای استاد ،راهنمایی سالک درباره ویژگی شهودات وتشخیص القائات شیطانی از شهودها والقائات رحمانی است استاد که منازل سلوکی را پیش تر زیر نظر استادی دیگر پیموده است با پیچ وخم های راه آشنا ست ومی تواند سالک را در یافتن علت رخداد برخی شهودها یا تجربه کردن برخی حالت ها یاری دهد

    پیر راه بنا برتجربه های نیرومند خود وقدرت نفوذ در دل سالک می داند در هر مرحله ای چه حالی وچه شهودی درست است البته باید خاطر نشان ساخت آنچه استاد در اختیار شاگرد قرار می دهد نیز برگرفته از شریعت است وبی ارتباط با آن نیست ومنها ما هو خاصٌّ وهو ما یتعلقُ بحال کلّ منهم الفائز علیه من الاسم الحاکم والصفة الغالبةعلیه(3)
    (یکی از آن میزان ها ،میزان خاص است که به حال هر کدام از سالکان مربوط است وسالک از طریق اسم حاکم بر او و صفتی که بر وی غالب است بدان حال دست می یابد)

    جایگاه استاد در رفع امراض معنوی همانند جایگاه پزشک در درمان بیماری های جسمانی است او نیاز مندی ها وویژگی های روحانی شاگرد را می شناسد وبا توجه به احاطه ای که به پی آمد ذکرها و اعمال ومراقبات عرفانی مختلف دارد با توجه به وقت ،استعداد،وویژگی های وی دستورهای لازم را به وی تجویز می کند از همین رواز برخی عارفان نقل شده است که اگر سالک نیمی از عمر خوش را در طلب استادی کامل مکمل سپری کند چیزی از دست نداده است
    ر.ک.مبانی واصول عرفان نظری

    پی نوشت:
    1- حافظ
    2- حافظ
    3-قیصری شرح فصوص الحکم تصحیح آشتیانی ص 101
    استاد در منابع عرفانی نشانه هائی برای این استاد ذکر شده که بشود او را شناخت؟ در روایات چطور؟ به هر مدعی که نمی شود اعتماد کرد،درست است؟
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    عقل میزان سوم:
    افزوده شدن میزان عقل هم زمان با حرکتی بود که عرفان اسلامی در دوران بلوغ خود پس از ابن عربی در تعامل با عقل آغاز کرد البته عقلی که به عقل منور به نور قلب که از تیرگی های جسمانی به دور باشد لذا اشخاصی کتاب هایی رانوشتند و مطالب عرفانی را برهانی کردند مانند مرحوم بو علی سینا
    در اواخر کتاب اشارات و مرحوم صائن الدین ترکه در تمهید القواعد و جناب ابن فناری در مصباح الانس و مرحوم ملا صدرا در اسفار
    پس عقل نه تنها معارض با عرفان و شهود قلبی است بلکه در شرایط خاص یکی از میزان هایی است که می تواند در تمایز نهادن میان شهودهای کاذب و صادق سودمند باشد
    چطور عقل منور به نور قلب می شود؟
    چرا درک عقول اینقدر متفاوت است؟مگر عقل مرکب است که بعضی ،برخی مطالب را می فهمند و بعضی،برخی دیگر را؟
    لطفا توضیح کامل بدهید.ممنون

    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذکر یونسیه نمایش پست ها
    لطفا بیشتر توضیح دهید
    یعنی مکاشفه یا رویای صادقه را باید مثلا با روایت تطبیق داد؟چطور؟ما می توانیم خودمان اینکار را بکنیم؟حالات روحی را چطور باید تطبیق داد و فهمید که الهی اس ت یا شیطانی؟
    باسمه تعالی
    باسلام:
    هر ندایی که ترا بالا کشید/آن ندایی دان که از بالا رسید
    هر ندایی که ترا حرص آورد /بانگ گرگی دان که او مردم درد(1)
    اصل مکاشفه داشتن مهم نیست بلکه مهم این است که آن مکاشه با شریعت یا براهین عقلی معارض نباشد که در صورت مخالفت باید انها را تمثلات شیطانی دانست وکنار گذاشت مثلا:
    سالکی(2)در اثنای سلوکش شنید که به او می گویند:ما تکلیف را از تو برداشتیم)آن سالک
    عارف آگاه فهمید که این القاء سبوحی ورحمانی نیست بلکه وساوس خناس ووسوسه شیطانی است لذا در جوابش گفت (ای عدو الله من بنده خدایم واینجا دار تکلیف است چگونه تکلیف از من برداشته شده است
    البته در بعضی از موارد به این وضوحی شاید نباشد که باید انسان در مسیر سیر وسلوک تمثلات ومکاشفه های خو.د رابا استاد کامل ومکمل وخضر راه خودمطرح بنماید تا شیطانی بودن یا رحمانی بودن آن مکاشفه مشخص شود
    پی نوشت
    1- مولوی
    2-(در کتاب چشم برزخی از آقای گلی زواره امده آن شخص محی الدین عربی بوده ومطلب را در فتوحات آورده است

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    استاد دو سوال دیگر را هم پاسخ دهید ممنون می شوم،چون در این پست اخیر هم لزوم پی روی از یک استاد بیشتر مشخص شد.
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود