صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: توهین در ادبیات دینی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63

    توهین در ادبیات دینی




    مدت کوتاهی که در اینجا هستم میبنیم که برخی مسلمین اینجانب را مورد لطف و کرم خود قرار داده و با انواع صفات خوب از من پذیرایی میکنند .

    خواستم مشروعیت توهین را در ادبیات دینی با ارائه چند گزاره ارائه کنم

    مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَة
    «محمّد بن یحیی، از محمّد بن حسین، از احمد بن محمّد بن ابی نصر، از داوود بن سرحان از ابو عبدالله صادق روایت کرده است که گفت رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-فرمود: پس از من هنگامی که اهل شک و بدعت را دیدید بیزاری خود را از آنها آشکار کنید و دشنام بسیار بدان‌ها دهید و دربارة آنان بدگویی کنید و به ایشان بهتان زنید تا نتوانند به فساد در اسلام طمع بندند و در نتیجه، مردم از آنان دوری گزینند و بدعت‌های ایشان را نیاموزند (که اگر چنین کنید) خداوند برای شما در برابر این کار، نیکی‌ها نویسد و درجات شما را در آخرت بالا برد

    . کافی جلد 2 ص 375

    سند این روایت از هرجهت صحیح و راویانش ثقه هستند و حدیث مسند است

    اما از نهج البلاغه



  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63



    بی جهت نیست اینان و کلا حاکمیت با هر اندیشه مخالفی چنین برخورد میکند :

    امریکایی اسرائیلی انگلیسی استعماری کمونیستی بی دین بی خدا وهابی ملحد مشرک منافق

    یعنی اول ترور شخصیتی مخالف و سپس .....

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63



    چکونه با مردم صحبت کنیم هرچند طبق دیدگاه شیعه مردم بسان گوسفند برای چوپانند و روهمرفته نفهمند

    خطبه 36 و من خطبة له ع في تخويف أهل انهروان
    و من خطبة له ع في تخويف أهل النهروان‏
    فَأَنَا نَذِيرٌ لَكُمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعَى بِأَثْنَاءِ هَذَا النَّهَرِ وَ بِأَهْضَامِ هَذَا الْغَائِطِ عَلَى غَيْرِ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَا سُلْطَانٍ مُبِينٍ مَعَكُمْ قَدْ طَوَّحَتْ بِكُمُ الدَّارُ وَ احْتَبَلَكُمُ الْمِقْدَارُ وَ قَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ هَذِهِ الْحُكُومَةِ فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ [الْمُخَالِفِينَ الْمُنَابِذِينَ حَتَّى صَرَفْتُ رَأْيِي إِلَى هَوَاكُمْ وَ أَنْتُمْ مَعَاشِرُ أَخِفَّاءُ الْهَامِ سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ وَ لَمْ آتِ لَا أَبَا لَكُمْ بُجْراً وَ لَا أَرَدْتُ لَكُمْ ضُرّ»

    ترجمه :« من شما را بیم می دهم از اینکه سپیده بدمد در حالتی که در میان این نهر و در بین این زمینهای پست و بلند افتاده باشید بدون انکه از جانب خدای خود حجت و برهانی اشکار (بر مخالفت و یاغی شدن با من) در دست داشته باشید. دنیا و مقدرات الهی شما را به دام خوی گرفتار و برای هلاکت به این سرزمینتان کشانید.
    من که از اغاز کار این داوری را نیرنگ و فریب دانستم و شما را از پذیرفتن ان بازداشتم و ما مانند مخالفین پیمان شن ازامر من سرپیچی کردید و بهانه های بی سر و ته برایم اوردید.
    تا انکه بدلخواهتان رفتار کردم، ای سبک مغزان که عقلتان اشفته است! ای عقب ماندگان بی سرپرست! من که شمارا به کار زشت دعوت نکردم و در پی زیان شمان نبودم پس چرا دیوانه دل و پریشان هستید ، ای بی پدران من که نخوایتم به شما زیانی وارد شود

  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63



    على بن ابى طالب تا پاى قلعه‏هاى بنى قريظه آمد و خشمگين از نزد آنها باز گشت زيرا سخنان زشت و ناروائى نسبت برسول خدا صلى الله عليه و آله از ايشان شنيد. و در راه برسول خدا صلى الله عليه و آله برخورده بآنحضرت عرض كرد: يا رسول الله شماباين مردم خبيث نزديك نشويد. فرمود: چرا؟ مثل اينكه سخنان زشتى از ايشان شنيده‏اى؟ عرض كرد: آرى، فرمود: اگر مرا ببينند از آن سخنان خوددارى مى‏كنند، و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديك قلعه‏هاى آنها رسيد ايشان را مخاطب ساخته فرمود: «اى برادران بوزينه چگونه خداوند شما را خوار كرد و عذاب خود را بر شما نازل كرد»؟
    در پاسخ آن حضرت گفتند: اى ابا القاسم تو كه مرد نادانى نبودى!
    سیره ابن هشام مدخل جنگ بنی قریظه

  8. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63



    و خدا نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـگهدار

  9. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها
    هرچند طبق دیدگاه شیعه مردم بسان گوسفند برای چوپانند و روهمرفته نفهمند
    با سلام

    وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ (اعراف/179)
    و همانا بسيارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفريديم، (كه سرانجامشان به آنجا مى‏كشد، چرا كه) آنان دلهايى دارند كه با آن حقّ را درك نمى‏كنند و چشمانى دارند كه با آن نمى‏بينند و گوشهايى دارند كه با آن نمى‏شنوند، آنان همچون چهارپايان، بلكه گمراه‏ترند، آنان همان غافلانند.

    در قرآن مجيد غافلان بيخبر به چهار پايان و حيوانات بى شعور ديگر تشبيه شده‏ اند ولى نكته تشبيه آنها به انعام (چهارپايان) شايد اين باشد كه آنها تنها به خواب و خور و شهوت جنسى مى ‏پردازند، درست همانند ملتهايى كه تحت شعارهاى فريبنده انسانى آخرين هدف عدالت اجتماعى و قوانين بشرى را رسيدن به آب و نان و يك زندگى مرفه مادى مى‏ پندارند. آن چنان كه امام على ع در نهج البلاغه مى‏فرمايد:

    كالبهيمة المربوطه همها علفها او المرسلة شغلها تقممها
    :" همانند حيوانات پروارى كه تنها به علف مى‏انديشند و يا حيوانات ديگرى كه در چراگاهها رها شده‏اند و از اين طرف و آن طرف خرده علفى بر مى‏گيرند" (نهج البلاغه نامه 45)

    به تعبير ديگر گروهى مرفهند همچون گوسفندان پروارى، و گروهى نامرفه مانند گوسفندانى كه در بيابانها در بدر دنبال آب و علف مى‏گردند و هر دو گروه هدفشان جز شكم چيزى نيست‏

    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۱/۰۳/۳۰ در ساعت ۰۰:۳۲
    پس تا مى‏توانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد، و كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون مانند، آنان رستگارانند. (تغابن/16)

  10. صلوات ها 4


  11. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها

    مدت کوتاهی که در اینجا هستم میبنیم که برخی مسلمین اینجانب را مورد لطف و کرم خود قرار داده و با انواع صفات خوب از من پذیرایی میکنند .


    با سلام

    مدت کوتاهی است که به این سایت آمدید و علاوه بر توهین به اشخاص به مقدسات ما حمله ور شده اید و به خیال خود سخنی گفته اید علمی !!
    هنوز یادمان نرفته که خطاب به استاد صدرا و بینای عزیز چگونه توهین کردید !
    زمانی است شخصی سوالی دارد و یا شبهه ای عنوان میکند سخن میگویم تا
    رفع شبهه شود !!
    اما زمانی کسانی با قصد و غرض برای ضربه زدن و توهین به مقدسات میایند و در سخنانشان نمایان است !!

    ان وقت سفره پهن کردن و بفرمائید ی وجود ندارد !


    اما در این مورد لازم شد مطالبی را به عرض جنابتان برسانم تا متوجه باشید!!
    یکی از بزرگان ما ابن عباس است که مناظرات او در تاریخ شیعیان معر
    وف است

    ابن عباس در مناظره روشهایی دارد که نیاز شد نگاهی به آنها بیاندازیم !!
    البته همه را ذکر نمیکنم قسمتهایی را ذکر میکنم که برای آگاهی شما نیاز است !

    مناظره ي ابن عباس با معاويه
    طرفداران معاويه که به عنوان قاسطين و ظالمين معروف هستند، همانند اجداد خود که از آزادشدگان به دست پيامبر در فتح مکه بود، مدت هاي طولاني با اسلام مبارزه کرد.
    مبارزات آنها در مقابل اسلام ابتدا با شمشير بود و بعد از فتح مکه جريان تغيير کرد و در لباس اسلام صورت گرفت و معاويه فرزند ابوسفيان بيشترين ضربه ها را بر پيکره ي اسلام وارد کرد.
    تا زماني که خلفاي ثلاثه حاکم بودند، معاويه و همراهان وي با استفاده از فرصت به دست آمده به فکر احياي حاکميت گذشته ي خود بودند و تعارضي با خلفاي ثلاثه نداشتند و در دوران عثمان، از فرصت به دست آمده بيشترين بهره را برد. بعد از کشته شدن عثمان شرايط طغيان و سرکشي براي امويان و طرفدارانشان بسيار آسان بود. آنان که تا ديروز از حمايت خليفه ي خدا و منتخب مردم، دم مي زد، بعد از انتخاب حضرت علي (ع) از وي دوري گزيدند و جنگ صفين را در مقابل حضرت به راه انداختند.
    ابن عباس با معاويه نيز با روش هاي مختلف مناظره هايي داشته است، که در ذيل به آنها اشاره مي شود:

    1. مقابله به مثل

    ابن عباس در برخي از مناظره هايش از روش هاي متعددي بهره برده است، از قبيل جواب حلي و نقضي و استفاده از آيات قرآن کريم.
    اما در کنار روش هاي سابق، از روش ديگري نيز استفاده کرده و آن روش مقابله به مثل است.
    مقابله به مثل در همه جا خوب نيست، ولي وقتي فردي با زبان تند و عدم رعايت ادب، سخني مي گويد، در اينجا بهترين روش براي برخورد، مقابله به مثل و ذکر پيشينه ي زشت و نامناسب اوست.
    در يکي از اين مناظره ها معاويه به ابن عباس مي گويد:
    شما مي خواهيد امامت را همانند نبوت به خود اختصاص دهيد، به خدا قسم هيچ گاه اين اتفاق نخواهد افتاد.
    دليل شما براي تصدي خلافت، بر مردم مشتبه است.
    شما مي گوييد ما اهل بيت پيامبر هستيم، پس چرا خلافت در دست غير ما باشد؟
    اين موضوع شبهه داري است، [اين مسئله شبيه به حق است، نه خود حق].
    همانا خلافت در بين افراد زنده ي قريش به رضايت عامه ي مردم و شورا مي چرخد، و ما نديديم کسي بگويد: اي کاش بني هاشم سرپرست و وليّ ما مي شدند، و اگر چنين مي شد براي ما در دنيا و آخرت خوب بود.
    شما به ادعاي خودتان ديروز زاهد بوده و حکومت را کنار گذاشته بوديد، ولي امروز براي حکومت مي جنگيد.
    اگر شما مالک اين حکومت مي شديد عذابي که از ناحيه ي شما بر مردم مي رسيد از عذاب باد که قوم عاد و صاعقه اي که برقوم ثمود رسيد، ويران کننده تر بود.
    ابن عباس در جواب او گفت: اين که گفتي ما به نبوت احتجاج مي کنيم، به خدا قسم امر به همين صورت است، اگر ما به نبوت استحقاق نداشته باشيم به چه چيزي مي توانيم استحقاق داشته باشيم.
    و اما قول تو که گفتي نبوت و خلافت با هم قابل جمع نيست، پس با کلام خداوند متعال چه مي کني که مي فرمايد: «أم يَحسُدُونَ النَّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللهُ مِن فضله فقد آتينا آلَ ابراهيمَ الکتابَ و الحکمه و آتينا هم ملکاً عظيما» (نساء: 54). (1)
    کتاب همان نبوت است و حکمت، سنت است، و ملک، خلافت است، و ما آل ابراهيم هستيم و آن حکم در بين ما جاري است تا روز قيامت.
    و اما اينکه گفتي دلايل ما نسبت به خلافت مشتبه است، اين چنين نيست، بلکه از خورشيد نوراني و ماه بر مردم روشن تر است. کتاب خدا همراه ماست.
    ابن عباس تا اين بخش از روش هاي متعددي براي برخورد با معاويه استفاده مي کند، اما در ادامه روش مقابله به مثل و با زبان خود او با وي سخن مي گويد:
    و مشکل تو با ما اين است که ما برادر و جد و دايي و عموي تو را کشتيم، پس بر ارواحي که در جهنم قرار گرفته اند گريه نکن ...
    و اما اينکه مردم ما را ترک کردند، اين مسئله هيچ ضرري براي ما ندارد، بلکه آنچه آنها از [ناحيه ي ترک ما از] آن محروم شدند بيشتر از آن چيزي است که ما از آن محروم شديم.
    و اما دل گرمي تو به ملک زائل چيزي نيست؛ چون پيش از اين، فرعونيان پادشاه بودند و خداوند آنها را هلاک کرد ...

    و اما قول تو که اگر ما مالک مي شديم، از عذاب قوم هود و عاد شديدتر بوديم، درست نيست، چون خداوند متعال مي فرمايد: «وَ ما أرسلناک الا رحمه للعالمين» (2)
    و ما از نزديک ترين اهل بيت پيامبر (ص) هستيم.
    و اما ظاهر عذاب به سبب حکومت تو بر مسلمانان است و اين شدت بعد از تو از عذاب قوم عاد بيشتر خواهد بود، و بعد از آن خداوند متعال از ظالمان انتقام خواهد گرفت، و عاقبت از آن تقوا پيشگان است. (3)
    چنانکه از اين مناظره به دست مي آيد، ابن عباس در جواب هايش ابتدا از روش هاي مختلف استفاده کرده، اما در ادامه به اصل و ريشه ي بني اميه اشاره مي کند، که روزي در مقابل اسلام قرار گرفتند و در جنگ، جد و دايي و عموي معاويه کشته شد، و جايگاه آنان را جهنم دانست. ابن عباس تا آخر اين گفت وگو به گونه اي سخن مي گويد، تا جواب کلمات تند معاويه را بدهد.


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۳۰ در ساعت ۰۲:۴۵
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات ها 3


  13. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    بيان پيشينه ي پست افراد
    ابن عباس در برخي از گفت و گو هايش در کنار استفاده از روش هاي ديگر به پيشينه ي شرم آور طرف مقابل اشاره کرده است،
    به گونه اي که هيچ پاسخي در مقابل اين کلمات نداشته و به تهديد روي مي آورد.
    تسلط و توانايي ابن عباس در اين مورد در مقابل حريفش به اندازه اي بوده که عمرو بن عاص درباره ي وي چنين مي گويد:
    به خدا قسم - يا اميرالمومنين (معاويه) - ابن عباس رأس تمام شر هاست و پايان تمام خير هاست.
    براي منع او بايد وي را ريشه کن نمود، پس به وي حمله کن، و فرصت را از او بگير، و به واسطه ي دور کردن وي از اقدام ديگري جلوگيري کن و ديگران را از اطراف وي دور گردان. (5)
    بعد از صحبت هاي عمرو عاص ابن عباس گفت: اي پسر نابغه عقلت را از دست دادي و حلمت از بين رفته و شيطان به زبان تو سخن مي گويد.
    آيا به ياد مي آوري روز صفين را که چگونه جان سالم به در بردي ...
    سپس مروان کلمات تهديدآميزي به ابن عباس گفت.
    ابن عباس هم در جواب وي گفت: تو چنين سخناني را به من مي گويي اي
    رانده شده ي پيامبر،
    و کسي که واسطه ي بين مردم و عثمان بودي، به خدا قسم اگر معاويه در پي خون عثمان بود، بايد اول و آخر آن را در تو مي يافت.
    نظير اين سخنان بين وي و زياد و عبدالرحمن بن اُم حکم اتفاق افتاد و به همه با پاسخ قاطع جواب داد.
    کلماتي که عبدالله بن عباس در بين افرادي، همچون معاويه،عمرو بن عاص، مغيرة بن شعبه و ... ابراز داشته و در حضور معاويه نيز چنين سخنان تندي را گفته، نشان از عدم خوف وي از آن هاست.
    او آنقدر جرأت داشته که به خود معاويه در حضور اين افراد در خصوص قاتل حضرت علي (ع) به معاويه مي گويد که اگر ابن ملجم رو در رو با حضرت قرار مي گرفت او را به وليد و عتبه و حنظله ملحق مي کرد.
    همين کلمات باعث شد تا معاويه در حق وي بگويد:
    «به خدا قسم اي ابن عباس ايام نمي گذرد مگر اينکه گرفتار شمشمير تيز و حکم نافذ و محکم خواهي شد [در اينجا ابن عباس را تهديد نمود].
    به خدا قسم اگر هاشم غير تو را به دنيا نياورده بود، تعدادشان اندک نبود، و اگر خانواده ات کسي به غير از تو را نداشتند، خداوند تعدادشان را زياده کرده بود». بعد از اين، ابن عباس برخاست و رفت. (6)

    1. بلکه به مردم - پيامبر (ص) - براي آن چه خدا به آنان از فزوني و دهش خويش ارزاني داشته - يعني رسالت - رشک مي برند. همانا ما به خاندان ابراهيم کتاب و حکمت داديم و ايشان را فرمانروايي بزرگ بخشيديم.
    2. «و ما تو را نفرستاديم مگر رحمتي براي جهانيان». انبياء (21) آيه ي 107.
    3. شيخ مفيد، الامالي، ص 15/ مجهول، اخبار الدوله العباسيه، ص 51-52/ اربلي، کشف الغمه، ج 2، ص 52-53/ مجلسي، بحار الانوار، ج 44، ص 117-118.
    4. ابن عبد ربه، العقد الفريد، ج 4، ص 93/ احمدي ميانجي، مواقف الشيعه، ج 1، ص 181-182.
    5. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 298/ اميني، الغدير، ج 2، ص 168/ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 42، ص 166.
    6. ابن ابي الحديد، همان، ج 6، ص 298-303/ احمدي ميانجي، مواقف الشيعه، ج 1، ص 165/ علامه مجلسي، همان، ج 42، ص 166. «لله درک يا ابن عباس! ما تکشف الايام منک إلا عن سيف صقيل و رأي أصيل، و بالله لو لم يلد هاشم غيرک لما نقص عددهم، و لو لم يکن لاهلک سواک لکان الله قد کثرهم. ثم نهض، فقام ابن عباس و انصرف».


    مناظره ي ابن عباس با عمر و بن عاص
    امروزه شيعيان عمرو بن عاص را فردي شياد و فريب کار و حقه باز مي دانند، اما در دوران علي (ع) افراد معدودي بودند که از فريب کاري ها و حيله هاي وي آگاهي داشتند.
    از اين افراد مي توان به ابن عباس اشاره نمود که هنگام مناظره با او به اين ويژگي اش توجه داشت.

    . بيان انگيزه و هدف طرف مقابل
    يکي ديگر از روش هاي ابن عباس در مناظره، قدرت شناخت انگيزه و هدف طرف مقابل و بيان آن است.
    او که به اين وسيله از اهداف شوم و غير واقعي طرف مقابل پرده بر مي داشت و زمينه اي براي فريب کاري و اغفال عامه ي مردم باقي نمي گذاشت.

    بر اساس همين روش در گفت و گويي که بين وي و عمرو بن عاص صورت گرفت، به عمر و بن عاص گفت: اهل عراق با علي بيعت کردند و علي بهترين آنها بود و اهل شام با معاويه بيعت کردند و اهل شام از معاويه بهتر بودند و من و تو مساوي نيستيم؛ من خداوند را در نظر داشتم و تو مصر را اراده نمودي و من به خوبي مي شناسم چيزي که مرا از تو دور کرده، و چيزي که تو را به معاويه نزديک کند نمي شناسم، اگر تو عمل شرّي انجام دهي من به تو سبقت نمي گيرم و اگر تو کار خيري انجام دهي، بر ما سبقت نمي گيري. (13)
    ابن عباس در اين گفت و گو و گفت و گو هاي ديگرش به گرايش آنان اشاره کرده و اينکه افرادي همچون معاويه و ياورانش در ايمان خود دچار مشکل هستند، و اراده اي جز مال و منال دنيا و غيرخدا را ندارند.

    کوچک نمايي

    کوچک نمايي در جايي کارآيي دارد که فردي خود را بالاتر از ديگران مي داند يا ديگران را مرعوب خود مي پندارد.
    ابن عباس از اين روش در برابر عمروعاص که خدعه هايش ضرب المثل است و از حاميان معاويه و دشمنان اميرمؤمنان (ع) بوده، بهره برده است.
    عمرو بن عاص در ايام حج نسبت به جايگاه ابن عباس در ميان مردم و توجه آنها به وي حسادت کرد و گفت:
    ابن عباس تو را چه شده که وقتي ولايت مرا به مصر ديدي چشمانت از حدقه درآمد، و وقتي در بين مردم قرار گرفتي شروع به سخن چيني و بدگويي نمودي؟
    منظور وي اين بود که در مقابل خودم ساکت و بر من حسادت مي ورزي، ولي در بين مردم بدگويي مي کني.
    ابن عباس در جواب وي گفت:
    به سبب اينکه تو از اشخاص پست و فاجر هستي، و قريش از نيکوکاران و کريم هستند، درباره چيزي که نمي دانند سخن نمي گويند، هيچ حقي را مخفي نمي کنند، آنها صبور ترين افراد هستند و آشنا ترين افراد نزد مردم.
    تو خود را به قريش نسبت مي دهي، حال آنکه از آنها نيستي.
    مَثَل تو همانند کسي است که از دو پدر و مادر زاده باشد؛ نه در بني هاشم جايگاهي داري و نه در عبدشمس. تو گناه کاري هستي که اصل و نَسَبَت مشخص نيست.
    معاويه تو را بر گردن مردم قرار داده است. (14)
    همان گون که اين گزارش نشان مي دهد، ابن عباس در مقابل عمروعاص با کلمات تند و با بي احترامي کامل سخن گفت و وي را خرد و تحقير کرد و اصل و نسب عمرو عاص را زير سؤال برد، و مقام عمروعاص باعث نشد تا ابن عباس در پاسخ وي ملايمت نشان دهد.




    13. نصر بن مزاحم منقري، وقعه صفين، ص 413/ ابن قتيبه دينوري، الامامة و السياسة، ج 1، ص 132/ ص 325/ ابن أبي الحديد، همان، ج 8، ص 64/ بلاذري، انساب الاشراف، ص 308-309.
    14. نويسنده نامعلوم، اخبار الدولة العباسية، ص 90/ علامه اميني، همان، ج 2، ص 138/ احمدي ميانجي، همان، ج 1، ص 185 به نقل از: ابن عبدربه، همان، ج 2، ص 136 و ج 4، ص 12.


    بنابر آنچه گذشت، ابن عباس با برخي از افراد و گروه ها مناظره هايي داشته است.
    اين مناظره ها با روش هاي مختلف صورت گرفته و توانايي هاي وي در مناظره ها و گفت وگو ها به اندازه اي بوده که طرف مقابل به توانايي هاي وي اعتراف کرده است. غالب اين مناظره ها در دفاع از حضرت علي (ع) و اهل بيت (ع) بوده است که با برخي با زيان تند، و با برخي با نرمي و با برخي از طريق استناد به قرآن کريم و با برخي ديگر از راه سنت يا پيشينه و روش هاي ديگر مناظره نموده است. بسياري از اين مناظره ها حاکي از اعتقاد وي به امامت منصوص اميرمؤمنان (ع) مي باشد. نکته يديگري که مي توان از اين مناظره ها به دست آورد، حضور تشيع بلافاصله بعد از زمان پيامبر (ص) مي باشد که اين نتيجه، مخالف با ادعاي دشمنان شيعه است که معتقدند شيعه هنگام رحلت پيامبر گرامي اسلام نبوده و بعد ها توسط ايرانيان به وجود آمده است.
    بنابراين، اعتقاد ابن عباس به حضرت علي (ع) و حمايت هاي او از ايشان جاي شک و ترديدي ندارد، و تنها مسئله اي که ممکن است شخصيت وي را از ديدگاه شيعيان تضعيف نمايد، اتهام تصاحب بين المال کوفه توسط ابن عباس در زمان حضرت امير است که اين گزارش هم پذيرفته نمي شود، زيرا اولاً: بسياري از علماي شيعه وي را توثيق، و اين گزارش را رد نموده اند، ثانياً: حمايت هاي وي از حضرت آن قدر زياد است که به اين گزارش جزئي توجه نمي گردد، ثالثاً: بر فرض پذيرش کسي مدعي معصوم بودن ابن عباس نشده است.

    یا علی ع


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  14. صلوات ها 3


  15. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    386
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1264



    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها
    «اى برادران بوزينه چگونه خداوند شما را خوار كرد و عذاب خود را بر شما نازل كرد»؟
    با سلام
    اولا این عنوان تحقیر آمیز از طرف پیامبر به خاطر دشنام نبوده، بلکه ریشه تاریخی داشته که عده ای از بنی اسرائیل به بوزینه مسخ شدند. و پیامبر میخواست به یادشان بیاورد که شما از همان قومی هستید که به خاطر نافرمانی به بوزینه مسخ شدند.

    همچنین در حدیث دیگری داریم روزی عایشه نزد پیامبر نشسته بود و عده ای از یهودی ها به دیدار پیامبر آمدند و عمدا به جای سلام می گفتند السام علیکم. عایشه عصبانی شد و گفت السام علیکم یا اخوان القردة و الخنازیر. ولی پیامبر او را از این کار نهی کرد.
    حدیثی که شما گفتید چون در مورد جنگ های پیامبر با یهودی هاست احتمال چاخان بودنش زیاده. چون یهودی ها توی داستان ساختن برای مظلوم نمایی استادن.
    یک چند در این مدرسه ها گردیدم....از اهل کمال نکته ها پرسیدم

    یک مسئله ای که بوی عشق آید از آن .... درعمر خود از مدرّسی نشنیدم

  16. صلوات


  17. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    ائمه نفرین ممکنه بکنند ولی توهین هرگز!
    مگر مانند قرآن که مثال آورد سخن بگویند چون چشمی ورای چشم ما دارند و چهره باطنی و حقیقی آن کفار را می بینند! و ائمه با کفار با تکبر برخورد میکنند! و...

    حتی عرفا مثل مولانا در اشعارش از خر برای افراد تن پرور استفاده کرده چون فقط به فکر خورد و خوراکند!

    بوزینه که هیچ! زشت تر از بوزینه هم هستند و اگر چهره واقعی شون رو ببینند در جا می میرند از شدت ترس!



صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود