صفحه 1 از 41 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا درخواست از ائمه درست است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    خدا
    نوشته
    177
    حضور
    6 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    933

    پرسش ایا درخواست از ائمه درست است؟




    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ

    به نام یار

    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    ببینید دوستان من مشکلی با اطاعت و پیروی از ائمه ندارم و میدونم که انها از طرف خدا برای هدایت امده اند. اما نمی فهمم چرا ما ، خواسته هامون رو باید از انها بخواهیم. مگه خدا یادمون نداده که " إِيَّاكَ نَعْبُدُ و إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ". این رو هم میدونم که ائمه درخواست های ما رو نمی توانند از خودشون اجابت کنند و اونها هم از طرف خدا و به وسیله خدا اجابت می کنند. ولی تا خود خدا هست چرا از دیگری بخواهیم؟

    حالا سوال اصلی من اینه که: باید خواسته هامون رو به خدا بگیم یا به پیامبر و ائمه ؟؟؟؟؟

    و یه سوال دیگه : این که می گوینند همه ی درخواست های ما میره پیش امام زمان (عج ) تا ایشون بهشون رسیدگی بکنه چجوریه؟ یعنی زمانی که من از خدا مستقیم چیزی رو بخواهم ، این خواستهء من میره پیش امام زمان (عج ) ، تا ایشان تأیید یا ردش بکنند ؟ چرا خود خدا مستقیم این کار رو نمیکنه؟

    لطفا اگه امکانش هست با آیه قران برام توضیح بدین.

    پیشا پیش ممنون از پاسخ گویی دوستان و مشاورین محترم

    اَنتَ کَمَا اُحِب فَاجعَلنی کَمَا تُحِب

    أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ

    حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    373
    حضور
    1 روز 12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    345
    صلوات
    3715



    سلام به همه دوستان

    نقل قول نوشته اصلی توسط غارنشین نمایش پست ها
    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    ببینید دوستان من مشکلی با اطاعت و پیروی از ائمه ندارم و میدونم که انها از طرف خدا برای هدایت امده اند. اما نمی فهمم چرا ما ، خواسته هامون رو باید از انها بخواهیم. مگه خدا یادمون نداده که " إِيَّاكَ نَعْبُدُ و إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ". این رو هم میدونم که ائمه درخواست های ما رو نمی توانند از خودشون اجابت کنند و اونها هم از طرف خدا و به وسیله خدا اجابت می کنند. ولی تا خود خدا هست چرا از دیگری بخواهیم؟

    حالا سوال اصلی من اینه که: باید خواسته هامون رو به خدا بگیم یا به پیامبر و ائمه ؟؟؟؟؟

    مدت زیادی بود که سوال شما برای منم مطرح شده بود البته به شکل دیگه همیشه وقتی میخواستم از ائمه خواسته ای داشته باشم از خدا خجالت میکشیدم میگفتم خدایا چرا مستقیم از خودت نخوام ؟!


    خودم احساس میکردم این تفکرات اشتباهه دنبال جواب گشتم و کمی مطالعه کردم و این دیدم کاملا تغییر کرد

    توسل یعنی اینکه ادم کمک بگیره از وسیله ای برای رسیدن به هدف و مقصودش اسباب رسیدن به هدف هم دنیایی هستند هم غیر مادی

    درخواست از ائمه و توسل به اونها سبب و واسطه قرار دادن انسان های پاکه و از اونها میخوایم که برای ما دعا کنند .


    دعاهای ما به خاطر گناهان و خطاها و رعایت نکردن شرایط و .. ممکنه از اجابت دور باشه ولی امامان معصوم و اولیای الهی خدا لطف و عنایت خاصی بهشون داره و واسطه فیض خدا به بقیه بندگان خدا هم هستند و خدا دعای اونهارو اجابت میکنه .

    توی ایه 35 سوره مائده گفته شده وسیله ای برای تقرب بجویید ((ای کسانی که ایمان آورده اید!از خدا بترسید و برای تقرب به اووسیله ای بجویید) توی تفاسیر خوندم که وسیله چون کلی گفته شده هر چیزیو شامل میشه البته هر چیزی که صلاحیت اینو داشته باشه انسانو به خدا نزدیک کنه .

    فکر کنم روایات زیادی هم در این رابطه باشه انشاءالله کارشناسان به طور کامل توضیح میدن و روایاتو ذکر میکنن .



    ویرایش توسط بي نام : ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ در ساعت ۱۱:۰۴

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    تاريخ ومباحث اعتقادي
    نوشته
    35
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    104



    [quote=غارنشین;231657]ایا درخواست از ائمه درست است؟
    ببینید دوستان من مشکلی با اطاعت و پیروی از ائمه ندارم و میدونم که انها از طرف خدا برای هدایت امده اند. اما نمی فهمم چرا ما ، خواسته هامون رو باید از انها بخواهیم. مگه خدا یادمون نداده که " إِيَّاكَ نَعْبُدُ و إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ". این رو هم میدونم که ائمه درخواست های ما رو نمی توانند از خودشون اجابت کنند و اونها هم از طرف خدا و به وسیله خدا اجابت می کنند. ولی تا خود خدا هست چرا از دیگری بخواهیم؟

    حالا سوال اصلی من اینه که: باید خواسته هامون رو به خدا بگیم یا به پیامبر و ائمه ؟؟؟؟؟

    باسلام،
    خداوند متعال درآیه35سوره مائده می فرماید:ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروانماییدوبرای ارتfاط با او وسیله ای اننخاب کنید ودر راه او تلاش کنید شاید که رستگار شوید.
    در اینکه منظور از وسیله چیست اقوالی نقل شده است من جمله اعتراف به گناهان در پیشگاه الهی واز جمله آن وسائل برای ارتباط با خداوند توسل به ائمه اطهار وواسطه قرار دادن آنها است در این زمینه علامه طباطبایی در تفسیر البیان خود از تفسیر قمّی نقل می کند:تقّربوا الیه بالامام،یعنی به وسیله امام معصوم به خداوند تقرب جویید.همچنین از تفسیر البرهان از امام علی (ع)روایت می کند:اناوسیلته،وسیله خداوند من هستم.(تفسیر البیان ج3ص256)
    موارد دیگری برای جواز توسل به اولیای الهی در قرآن کریم وجود دارد که دو مورد آن بیان می شود:
    1-سوره یوسف آیه97 در این آیه برادران حضرت یوسف از پدرشان می خواهند که برای آنها از خداوند متعال در خواست استغفار کند وحضرت یعقوب به آنها قول می دهد که برای آنها طلب استغفار کند(قالوا یا ابانا استغفرلناذنوبنا انّا کنّا خاطئین،قال استغفر لکم ربّی انّه هوالغفور الرحیم/یوسف آیه97و98)
    2-در سوره نساء آیه 64 خداوند به پیامبر اسلام می فرماید:اگر آنها بعداز اینکه برخود ستم کردندنزد تو(پیامبرص)می آمدند واز خدا طلب آمرزش می کردند وپیامبر بیز بای آنها طلب آمرزش می کرد قطعا خدارا توبه پذیر ومهربان می یافتند.(ولوانّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوالله توّابا رحیما)
    اینها آیاتی است که دلالت می کند توسل به اولیاءالهی جایز بلکه مطلوب است ومورد توصیه خداوند می باشد.
    واین خواستن هیچ منافاتی با ایاک نعبد وایاک نستعین نداردچون همانطو که خودتان اشاره کردیدائمه به اذن الهی حاجتهای ما رااجابت می کنند.
    Cؼ

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط غارنشین نمایش پست ها
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ

    به نام یار

    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    ببینید دوستان من مشکلی با اطاعت و پیروی از ائمه ندارم و میدونم که انها از طرف خدا برای هدایت امده اند. اما نمی فهمم چرا ما ، خواسته هامون رو باید از انها بخواهیم. مگه خدا یادمون نداده که " إِيَّاكَ نَعْبُدُ و إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ". این رو هم میدونم که ائمه درخواست های ما رو نمی توانند از خودشون اجابت کنند و اونها هم از طرف خدا و به وسیله خدا اجابت می کنند. ولی تا خود خدا هست چرا از دیگری بخواهیم؟

    حالا سوال اصلی من اینه که: باید خواسته هامون رو به خدا بگیم یا به پیامبر و ائمه ؟؟؟؟؟

    و یه سوال دیگه : این که می گوینند همه ی درخواست های ما میره پیش امام زمان (عج ) تا ایشون بهشون رسیدگی بکنه چجوریه؟ یعنی زمانی که من از خدا مستقیم چیزی رو بخواهم ، این خواستهء من میره پیش امام زمان (عج ) ، تا ایشان تأیید یا ردش بکنند ؟ چرا خود خدا مستقیم این کار رو نمیکنه؟

    لطفا اگه امکانش هست با آیه قران برام توضیح بدین.

    پیشا پیش ممنون از پاسخ گویی دوستان و مشاورین محترم :gol:
    با سلام

    چون دوستان عزيز در رابطه با سوال اول شما،مطالب لازمو بيان كردند،بنده به پاسخ سوال دوم شما مي پردازم:

    در میان پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام ) با توجه به اخبار فراوانی که از امامان رسیده عقیده معروف و مشهور بر این است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و امامان از اعمال همه امت آگاه می شوند، یعنی خداوند از طرق خاصی اعمال امت را بر آنها عرضه می دارد.

    روایاتی که در این زمینه نقل شده بسیار زیاد است و شاید در سر حد تواتر باشد.

    امام خمینی(ره) در مورد عرضه اعمال به حضرت حجت می‌فرماید:

    در روایات آمده است پرونده اعمال ما در هر عصری به امام زمان آن عصر ارائه می‌شود. كه به تبع اعمال ما در این عصر به محضر امام زمان (عج) عرضه می‌شود و حضرت از اعمال ما با خبر می‌شوند. امام خمینی در این زمینه فرمایشاتی داشته‌اند كه در اینجا ذكر می‌كنیم.

    تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامه‏ اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه می‏شود. امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند. (1)

    توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکة الله یک قدری سرافکنده بشوند که، اینها شیعه‏ های من هستند . اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند. رییس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رییس منفعل می‏شود. (2)

    طوری باشد که نامه ‏ها وقتی عرضه می‏شود، ایشان را متاثر نکند. (3)

    قرآن می فرماید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤ منون و ستردون إ لی علم الغیب و الشهدة فینبئکم بما کنتم تعملون (4)
    بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند و به زودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را به آنچه عمل می کردید خبر می دهد.

    - از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: تعرض الاعمال علی رسول الله اعمال العباد کل صباح ، ابرارها و فجارها، فاحذروها، و هو قول الله عز و جل و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله ، و سکت : تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر عرضه می شود، اعمال نیکان و بدان ، بنا بر این مراقب باشید و این مفهوم گفتار خداوند است که می فرماید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله ، این را فرمود و ساکت شد.

    - در حدیث دیگری از امام باقر (علیه السلام ) می خوانیم : ان الاعمال تعرض علی نبیکم کل عشیة الخمیس فلیستح احدکم ان تعرض ‍ علی نبیه العمل القبیح ! تمامی اعمال شما بر پیامبرتان هر عصر پنجشنبه عرضه می شود، بنابراین باید از اینکه عمل زشتی از شما بر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم عرضه شود شرم کنید.

    - باز در روایت دیگری از امام علی بن موسی الرضا (علیهم السلام ) می خوانیم که شخصی به خدمتش عرض کرد برای من و خانواده ام دعائی فرما، فرمود مگر من دعا نمی کنم ؟ و الله ان اعمالکم لتعرض علی فی کل یوم و لیله بخدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می شود.
    راوی این حدیث می گوید این سخن بر من گران آمد، امام متوجه شد و به من فرمود: ا ما تقرا کتاب الله عز و جل و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤ منون ، هو و الله علی بن ابی طالب : آیا کتاب خداوند عز و جل را نمی خوانی که می گوید: عمل کنید خدا و پیامبرش و مؤ منان عمل شما را می بینند بخدا سوگند منظور از مؤ منان علی بن ابی طالب (و امامان دیگر از فرزندان او) می باشد.

    البته در بعضی از این اخبار تنها سخن از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به میان آمده و در پاره ای از علی (علیه السلام )، و در بعضی پیامبر و امامان همگی ذکر شده اند، همانطور که بعضی تنها عصر پنجشنبه را وقت عرض اعمال می شمرند، و بعضی همه روز، و بعضی هفته ای دو بار و بعضی در آغاز هر ماه و بعضی به هنگام مرگ و گذاردن در قبر.
    روشن است که این روایات منافاتی با هم ندارند، و همه آنها می تواند صحیح باشد، درست همانند اینکه در بسیاری از مؤسسات گزارش کار کرد، روزانه را همه روز، و گزارش کار هفته را در پایان هفته ، و گزارش کار ماه یا سال را در پایان ماه یا سال به مقامات بالاتر می دهند.(5).

    از برخي روايات نيز استفاده مي شود كه خداوند اجراي امورد بندگانش را از مسير پيامبر(ص) و ائمه(ع)به انجام مي رساند،البته اين بدان معنا نيست كه آن بزرگواران مستقل در امر باشند،بلكه آنان واسطه فيض هستند.

    رد روايت آمده است:
    « أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه ا لسلام: قَالَ، إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَمْراً عَرَضَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص)

    ثُمَّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَائِرِ الْأَئِمَّةِ(ع) وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ إِلَى أَنْ يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِ

    الزَّمَانِ(ع) ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَى الدُّنْيَا وَ إِذَا أَرَادَ الْمَلَائِكَةُ أَنْ يَرْفَعُوا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَمَلًا

    عُرِضَ عَلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ(ع) ثُمَّ عَلَى وَاحِدٍ وَاحِدٍ إِلَى أَنْ يُعْرَضَ عَلَى رَسُولِ

    اللَّهِ(ص) ثُمَّ يُعْرَضُ عَلَى اللَّهِ فَمَا نَزَلَ مِنَ اللَّهِ فَعَلَى أَيْدِيهِمْ وَ مَا عَرَجَ إِلَى اللَّهِ

    فَعَلَى أَيْدِيهِمْ وَ مَا اسْتَغْنَوْا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طَرْفَةَ عَيْنٍ
    » (6)
    اجمال معناي اين روايت اين است که: «هنگامي که خداوند اراده اش بر امري تعلق بگيرد آن را به رسولش و از او به اميرالمؤ منين و از او تا به صاحب الزمان سپس آن امر در دنيا اجرا مي شود. و آن هنگامي که ملائکه بخواهند امري را به نزد خدا ببرند اول آن امر به صاحب الزمان سپس به حجة قبل از او تا به رسول لله برسد پس آنچه که از جانب خداوند نازل مي شود به دست ايشان مي رسد و آنچه که به خداوند عروج يابد از دست ايشان مي گذرد و ايشان به اندازه يک چشم به هم زدني از خداوند بي نياز نيستند و در (احاطه قدرت وخواست او به اين مقامات رسيده اند »

    اين روايت شريف نيز نکته قابل توجه و مهمي را در بر دارد و آن اينكه:

    اهل بيت عليهم السلام همچنانکه واسطه فيض و مجراي آن هستند واسطه عروج و بررسي اعمال بندگان نيز هستند.


    پی‌نوشت‌ها:

    1- صحیفه‏ نور ، ج 18، صص 17- 18 .

    2- همان، ج 12، ص 128 .

    3- همان، ج 12، ص 224 .

    (4). سوره توبه،آيه105.

    (5). تفسیر نمونه.ذيل آیه105سوره توبه.

    (6). مستدرك ‏الوسائل ج : 12 ص :165.

    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    85
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    202



    بگذریم از این که توسل با الوهیت و بخشندگی خدا در تضاد هست ولی من این موضوع رو حتی با امامت هم در تناقض میبینم.از روایات و حدیث هم بگذریم چون با حدث میشه هر کفر،شرک و بدعتی رو توجیهمکرد.
    ده ها تناقض در این موضوع هست که بن به یکی دو تاش اشاره میکنم
    قران زمانی نازل شد که امامان در قید حیاد نبودند و از امامان هم دیده نشده که خود به ائمه پیش از خود توسل بجویند.صحیفه سجادیه امام سجاد هم یک نمونه ایست که روش دعا و نیایش رو به ما میاموزه.در هیچ جای این کتاب نامی از توسل یا نشانی از اون دیده نمیشه
    ائمه (ع) در درجات پایین تری از رسالت هستند و به اونها وحی هم نازل نشد.در چندین ایه قران آمده که محمد (ص) پیامبری بیش نیست وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ.و یا اینکهاو رسالت رسالتی جز ابلاغ پیام خدا ندارد.در زمان حیات نبی اکرم دیده نشد که کسی پیامبر را وسیله اجابت قرار بده در حالی که او زنده و در میان امت بود ،حال که امامان نه در میان ما هستند و نه در قید حیات
    در روی کره خاکی بیش از 7 میلیارد بشر زندگی میکند و اگر فرض کنیم 1% انها برای رسیدن به حاجات، اونها رو وسیله قرار بدهند این مسئله پیش میاید که روزانه میلیونها نفر از اونها با ناله و زاری حاجت طلب میکنند.بنابرین امامان وقتی برای طنعم و لذت از مواهب بهشت ندارند و باید تمام مدت به زجه و ناله مردم دردمند گوش دهند که خود درد آور هم هست اما همه میدانیم که ائمه به شهادت رسیدند و مطابق قران شهدا در بهشت متنعم هستند و هیچ ترس و اندوهی متوجه بهشتیان نیست.و طبق تفسیر علامه طباطبایی بهشتیان حتی خویشاوندان خود که در جهنم اند را به یاد نمی آورند تا در رنج نباشند واگر فرض کنیم که گریه و ناله مردم دردمند اونها رو به رنج نمیاندازد این هم با معصومیت اونها در تصاد است
    ر
    ویرایش توسط مردخدا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ در ساعت ۱۹:۵۵

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط مردخدا نمایش پست ها
    بگذریم از این که توسل با الوهیت و بخشندگی خدا در تضاد هست ولی من این موضوع رو حتی با امامت هم در تناقض میبینم.از روایات و حدیث هم بگذریم چون با حدث میشه هر کفر،شرک و بدعتی رو توجیهمکرد.
    ده ها تناقض در این موضوع هست که بن به یکی دو تاش اشاره میکنم
    قران زمانی نازل شد که امامان در قید حیاد نبودند و از امامان هم دیده نشده که خود به ائمه پیش از خود توسل بجویند.صحیفه سجادیه امام سجاد هم یک نمونه ایست که روش دعا و نیایش رو به ما میاموزه.در هیچ جای این کتاب نامی از توسل یا نشانی از اون دیده نمیشه
    ائمه (ع) در درجات پایین تری از رسالت هستند و به اونها وحی هم نازل نشد.در چندین ایه قران آمده که محمد (ص) پیامبری بیش نیست وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ.و یا اینکهاو رسالت رسالتی جز ابلاغ پیام خدا ندارد.در زمان حیات نبی اکرم دیده نشد که کسی پیامبر را وسیله اجابت قرار بده در حالی که او زنده و در میان امت بود ،حال که امامان نه در میان ما هستند و نه در قید حیات
    در روی کره خاکی بیش از 7 میلیارد بشر زندگی میکند و اگر فرض کنیم 1% انها برای رسیدن به حاجات، اونها رو وسیله قرار بدهند این مسئله پیش میاید که روزانه میلیونها نفر از اونها با ناله و زاری حاجت طلب میکنند.بنابرین امامان وقتی برای طنعم و لذت از مواهب بهشت ندارند و باید تمام مدت به زجه و ناله مردم دردمند گوش دهند که خود درد آور هم هست اما همه میدانیم که ائمه به شهادت رسیدند و مطابق قران شهدا در بهشت متنعم هستند و هیچ ترس و اندوهی متوجه بهشتیان نیست.و طبق تفسیر علامه طباطبایی بهشتیان حتی خویشاوندان خود که در جهنم اند را به یاد نمی آورند تا در رنج نباشند واگر فرض کنیم که گریه و ناله مردم دردمند اونها رو به رنج نمیاندازد این هم با معصومیت اونها در تصاد است
    ر
    با سلام

    جناب مردخدا،مطالب شما بيانگر اين موضوع است كه شما بر خلاف نام آيديتان،زياد هم مرد خدا نيستيد،چرا كه مطالبي كه بيان كرده ايد بيانگر اين واقعيت است كه شما يا با معارف قرآن و مقام و جايگاه پيامبر(ص) و ائمه(ع) آشنا نيستيد،يا خدايي ناكرده آشنا هستيد و بنابر دلايلي قصد ايجاد شبهه و ترديد نسبت به معرف دين مبين اسلام داريد.

    در رابطه با سخنان شما،مطالبي بيان مي كنم،اميد كه مفيد واقع گردد:

    جناب مردخدا،هنگام مراجعه به قرآن و بيان حكمي از آن،لازم است به تمام آيات قرآن توجه داشته باشيم،نه اينكه فقط به آياتي كه ظاهراً مقصود ما را فراهم مي كند،متوسل شويم و مصداق اين آيه شويم كه مي فرمايد:«... أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْي فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ الْقِيامَةِ يرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(البقرة/85):
    آيا به بعضي از دستورات کتاب آسماني ايمان مي‌آوريد، و به بعضي کافر مي‌شويد؟! براي کسي از شما که اين عمل (تبعيض در ميان احکام و قوانين الهي) را انجام دهد، جز رسوايي در اين جهان، چيزي نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مي‌شوند. و خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد غافل نيست.»

    جهت اطلاع حضرتعالي و براي تعارضاتي كه شما درست كرده ايد،فعلاً فقط از آيات قرآن كه ظاهراً شما بر خلاف روايات،فقط به قرآن اعتماد داريد،دلايلي بر خلاف سخنان شما بيان مي كنم:

    اولاً به فرموده خداوند متعال خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند.و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤ منون و ستردون إ لی علم الغیب و الشهدة فینبئکم بما کنتم تعملون (سوره توبه،آيه105.)
    بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند و به زودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را به آنچه عمل می کردید خبر می دهد.


    ثانياً خداوند در آيه اي ديگر مي فرمايد:يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(المائدة/35)
    اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‌اي براي تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد کنيد، باشد که رستگار شويد!

    ثالثاً در مورد ماجراي توبه فرزندان يعقوب مي فرمايد:قَالُوا يا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ(يوسف/97)
    گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بوديم!»

    رابعاً خداوند به پيامبرش دستور مي دهد كه براي بندگان طلب مغفرت كند:

    فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ(آل عمران/159)
    به (برکت) رحمت الهي، در برابر آنان [= مردم‌] نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراکنده مي‌شدند. پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامي که تصميم گرفتي، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.

    وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا(النساء/64)
    ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اين که به فرمان خدا، از وي اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامي که به خود ستم مي‌کردند (و فرمانهاي خدا را زير پا مي‌گذاردند)، به نزد تو مي‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مي‌کردند؛ و پيامبر هم براي آنها استغفار مي‌کرد؛ خدا را توبه پذير و مهربان مي‌يافتند.

    بنابراين طبق صريح آيات قرآن،اصل توسل و واسطه قرار دادن بنده اي صالح از بندگان خدا بين خود و خدا و طلب مغفرت با واسطه قرار دادن شخص پيامبر(ص) امري جايز و مورد قبول مي باشد.در مورد توسل به پيامبر(ص) در زمان حيات آن حضرت و توسل ائمه(ع) به ائمه گذشته در پست بعدي مطالبي عرض خواهم كرد،هر چند از گفته هاي شما اينگونه برداشت مي شود كه شما براي آيات و روايات و احتمالاً نقلهاي تاريخي اعتباري قائل نيستيد.اما بنده براي اطلاع دوستاني كه اين بحث را دنبال مي كنند،مطالبي از روايات و منابع تاريخي بيان خواهم كرد.

    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    تبرك جستن به آثار پيامبر صلى الله عليه و آله :

    در همه كتب حديثى با نقل متواتر آمده است كه : صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمان حيات ايشان با مباشرت و خواسته خود آن حضرت به آثار او تبرك مى جستند. چنان كه پس از وفات ايشان نيز، اين روش را ادامه دادند. برخى از دلايل ايشان چنين است :


    تبرك جستن به آب دهان پيامبر صلى الله عليه و آله

    در صحيح بخارى (1) از سهيل بن سعد روايت كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ خيبر فرمود:

    فردا اين پرچم را به دست كسى خواهم داد كه خداوند خيبر را به دست او مى گشايد، او دوستدار خدا و رسول خداست و خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله دوستدار اويند. راوى گويد: مردم آن شب را به سختى سپرى كردند تا بدانند پرچم به دست كدامين آنها داده خواهد شد. بامدادان همگى به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و هر يك اميد آن داشت كه پرچم به او داده شود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: على كجاست ؟ گفته شد: يا رسول خدا صلى الله عليه و آله او از درد چشمانش مى نالد. پيامبر به دنبال او فرستاد تا حاضر شد، و دو چشم او را با آب دهان شفا بخشيد، بگونه اى كه گويا دردى وجود نداشته است ... تا آخر حديث .(2)

    اين روايت در صحيح مسلم از قول سلمه بن اكوع چنين است :
    گويد: نزد على آمدم و او را كه دچار درد چشم بود با خود مى كشيدم تا نزد رسول خدا خدايش آوردم . آن حضرت با آب دهان چشمانش را شفا بخشيد و پرچم را به دست او داد.(3)


    تبرك جستن به وضوى رسول خدا صلى الله عليه و آله :

    در صحيح بخارى از انس بن مالك روايت كند كه گفت :
    وقت نماز عصر فرا رسيد و مردم براى وضو به جستجوى آب پرداختند و آن را نيافتند. پيامبر صلى الله عليه و آله با ظرف وضو سررسيد و دست خود را در آن نهاد و به مردم فرمود وضو بگيرند. ناگهان ديدم آب از سر انگشتان آن حضرت همچون چشمه مى جوشيد و مردم تا آخرين نفر از آن وضو گرفتند. (4)

    و در روايت ديگرى از جابر بن عبدالله گويد:
    من با پيامبر صلى الله عليه و آله بودم كه وقت نماز عصر فرا رسيد و ما جز اندكى آب نداشتيم . آن را در ظرفى ريختند و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند. ايشان دست خود را در آن فرو بردند و انگشتان خود را باز كردند و فرمودند: وضو گيرندگان بشتابند كه خداوند بركت افزايد. ناگهان ديدم آب از ميان انگشتان آن حضرت مى جوشيد تا آنگاه كه مردم وضو گرفتند و نوشيدند، و اين معجزه چنان در من اثر كرد كه ديگر دچار ترديد نگشتم و دانستم كه اين عين بركت است . به جابر گفتند: شما در آن روز چند نفر بوديد؟ گفت : يك هزار و چهارصد نفر! و در روايت ديگرى ، پانصد نفر.(5)


    تبرك جستن به موى پيامبر صلى الله عليه و آله :

    مسلم در صحيح خود روايت مى كند كه :
    رسول خدا صلى الله عليه و آله به منى آمد و پس از رمى جمرات و قربانى كردن ، سر خود را تراشيد و آن را به مردمان داد.
    و در روايت ديگرى گويد: آن حضرت سرتراش را فرا خواند و پس از تراشيدن موها، آنها را به اباطلحه داد. رواى گويد: او نيز آنها را ميان مردم تقسيم كرد. (6)
    و نيز از انس بن مالك روايت كند كه گفت :
    رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم كه سر مى تراشيد و صحابه آن حضرت دور او را گرفته بودند تا هر مويى كه فروافتد در دست يكى از آنان قرار گيرد. (7)

    و در كتاب اسد الغابه در شرح حال خالد بن وليد گويد:
    خالد بن وليد كه در نبرد با ايرانيان و روميان نقش ويژه و برجسته اى داشت به هنگام فتح دمشق در شب كلاه ى كه با آن مى جنگيد، تار مويى از رسول خدا صلى الله عليه و آله از رسول خدا صلى الله عليه و آله را قرار داده بود كه به بركت آن فتح و ظفر مى جست و هميشه پيروز بود.
    همچنين در شرح حال او در اصابه و مستدرك حاكم گويند:
    خالد بن وليد در نبرد يرموك شب كلاه خويش را گم كرد و دستور داد آن را بجويند. ابتدا آن را نيافتند، ولى دوباره جستجو كردند و آن را يافتند و ديدند شب كلاهى كهنه و مندرس است . خالد گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله در سالى عمره به جاى آورد و سر تراشيد. مردمان به جمع آورى موهاى آن حضرت پرداختند و من در گرفتند موى پيشانى بر آنان سبقت گرفتم و آن را در اين شب كلاه نهادم و اكنون در هيچ نبردى حاضر نمى شوم كه اين شب كلاه با من باشد مگر آنكه پيروزى نصيب من مى گردد. (8)
    و در صحيح بخارى روايت كند كه : تارهاى از موى پيامبر صلى الله عليه و آله نزد ام سلمه زوجه رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه هرگاه كسى را چشم زخمى مى رسيد ظرف آبى خدمت ايشان مى فرستاد تا آن موها را در آن فرو كند و آسيب ديده را شفا بخشد.(9)
    عبيده گويد: اگر يك تار موى پيامبر نزد من باشد از همه دنيا و هر چه در آن است نزد من محبوب تر است . (10)


    تبرك جستن به لباس پيامبر صلى الله عليه و آله :

    عبدالله خادم اسماء دختر ابوبكر گويد: بانوى من اسماء جبه و روپوش ‍ بلندى با نشان هاى سبز به من نشان داد و گفت : اين جبه را رسول خدا صلى الله عليه و آله مى پوشيد و ما آن را مى شوييم و از آن شفا مى گيريم . (11)
    و در صحيح مسلم گويد: اين جبه رسول خدا صلى الله عليه و آله است . سپس جبه اى بلند و خسروانه بيرون آورد كه جادكمه ها و چاكهاى آن از حرير و ديباج بود و گفت :
    اين جبه نزد عايشه بود تا از دنيا رفت و پس از او به من رسيد. پيامبر صلى الله عليه و آله آن را مى پوشيد و ما آن را مى شوييم تا بيماران به وسيله آن بهبود يابند.(12)


    تبرك جستن به تير و پيكان پيامبر صلى الله عليه و آله :

    بخارى درباره صلح حديبيه روايت كرده و گويد:
    رسول خدا صلى الله عليه و آله با سپاهيان خود در انتهاى حديبيه بر سر چاهى كم آب فرود آمدند مردم به سوى آن شتافتند و با سرعت آب آن را كشيدند و اندكى بعد از تشنگى به رسول خدا صلى الله عليه و آله شكوه كردند. پيامبر صلى الله عليه و آله تيرى از تيردان خود بيرون كشيد و فرمود تا آن را در درون چاه قرار دهند. پس به خدا سوگند پيوسته جوشيد و آنان را سيراب كرد تا از آنجا كوچ كردند.(13)


    تبرك جستن به جاى دست پيامبر صلى الله عليه و آله :

    در كتاب اصابه و مسند احمد در شرح حال حنظله روايتى است كه فشرده آن چنين است :
    حنظله گويد: جد من مرا خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله برد و گفت : من پسرانى بزرگ و كوچك دارم كه اين كوچكترين آنهاست . براى او دعا بفرماييد. پيامبر صلى الله عليه و آله دستى بر سر او كشيد و فرمود: خداوند سعادتت افزايد. يا: او سعادتمند است . راوى گويد:
    با چشم خود ديدم كه بيماران صورت باد كرده يا حيوانات پستان ورم كرده از نزد حنظله مى آوردند و او بر دست خود آب دهان مى زد و با بسم الله آن را به سر خود مى كشيد و مى گفت : اين جاى دست رسول خدا صلى الله عليه و آله است . سپس محل ورم كرده را مسح مى كرد و به گفته راوى ، ورم برطرف مى شد.(14)
    و در عبارت اصابه آمده است :
    حنظله بسم الله مى گفت و دستش را بر سر خود كه جاى دست رسول خدا صلى الله عليه و آله بود مى نهاد و آن را مسح مى كرد و سپس ‍ بر محل ورم كرده مى كشيد و آماس آن بر طرف مى شد.

    توسل به پيامبر صلى الله عليه و آله در حال حيات :

    احمد بن حنبل ، ترمذى ، ابن ماجه و بيهقى از عثمان بن حنيف روايت كنند كه :
    مردى نابينا خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: از خدا بخواه مرا بهبود بخشد.
    پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: اگر خواستى دعا مى كنم ، و اگر بخواهى صبر مى كنى كه براى تو بهتر است .
    عرض كرد: دعا بفرماييد.
    پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: وضو بگير، وضوى نيكو و اين دعا را بخوان :
    اللهم انى اسالك و اتوجه اليك بنبيك محمد نبى الرحمه . يا محمد انى توجهت بك الى ربى فى جاجتى لتقضى لى . اللهم شفعه فى .
    پروردگارا! من به وسيله پيامبرت محمد پيامبر رحمت ، به سوى تو مى آيم و از تو درخواست مى كنم . اى محمد! من براى درخواست جاجتم از خداوند نزد تو آمدم و تو را وسيله قرار دادم تا خواسته ام برآورده گردد. خداوندا! او را شفيع و وسيله من قرار ده . (15)
    اين روايت را بيهقى و ترمذى صحيح السند دانسته اند.

    جناب مردخدا،بر خلاف آنچه كه شما فرموده ايد،در زمان رسول خدا(ص) هم بحث توسل به ايشان مطرح بوده و كسي هم با آن مخالفت نكرده است.

    پی نوشتها :

    1-صحيح بخارى كتاب المغازى باب غزوه خبير جلد 3 ص 35، و كتاب الجهاد و السير جلد 2 ص 109، باب 102، و باب ما قيل فى لواء النبى جلد 2 ص 111، و باب فضل من اسلم على يديه رجل جلد 2 ص 115، و كتاب فضائل اصحاب الصحابه باب من فضائل على بن ابى طالب (رض ) حديث 32 و 34، و باب غزوه ذى قرد و غيرها حديث 132، و سنن ترمذى كتاب المناقب باب مناقب على بن ابى طالب جلد 13 ص 172.
    2-صحيح بخارى ، باب دعاء النبى الى الاسلام جلد 2 ص 107.
    3-صحيح مسلم ، كتاب الجهاد و السير حديث 132.
    4-صحيح بخارى كتاب الوضوء باب التماس الوضوء اذ كانت الصلاه جلد 1 ص 31.
    5-صحيح بخارى كتاب الاشربه باب شرب البركه و الماء المبارك جلد 3 ص 219، سنن نسائى كتاب الطهاره باب الوضوء من الاناء جلد 1 ص 25. مسند احمد، جلد 1 ص 402. سنن دارمى از قول عبدالله بن عمر باب ما اكرم الله النبى من تفجر الماء من بين اصابعه جلد 1 ص 15.
    6-صحيح مسلم ، كتاب الحج باب بيان ان السنه يوم النجران يرمى ثم ينحر ثم يحلق حديث 323 و 326. سنن ابوداوود، كتاب المناسك باب - الحلق و التقصير حديث 1981. طبقات ابن سعد، جلد 1 ص 135، مسند احمد، جلد 3 ص 111، 133، 137، 146، 208، 214، 239، 256 و 287 جلد 4 ص 42 و مغازى واقدى ، ص 429.
    7-صحيح مسلم ، كتاب الفضائل باب قرب النبى من الناس و تبركهم به حديث 74 ص 1812.
    8-مستدرك حاكم ، كتاب معرفه الصحابه باب مناقب خالد بن الوليد جلد 3 ص 299. فشرده اين روايت در منتخب كنز العمال در حاشيه مسند احمد جلد 5 ص 178 و تاريخ ابن كثير، جلد 7 ص 113 نيز آمده است .
    9-صحيح بخارى ، كتاب اللباس باب ما يذكر فى الشيب جلد 4 ص 27 كه ما فشرده آن را آوريم .
    10-طبقات ابن سعد، جلد 6 ص 62. صحيح بخارى ، كتاب الوضوء باب الماء الذى يغسل به شعر الانسان جلد 1 ص 31.
    11-مسند احمد، جلد 6 ص 348. طبقات ابن سعد، جلد 1 ص 22، باب ذكر لباس النبى . تاريخ الاسلام ذهبى السيره النبويه ص 503. السيره النبويه و الاثار المحمديه ، چاپ دوم بيروت ، دارالمعرفه ، جلد 2 ص 225.
    12-صحيح مسلم ، جلد 3 ص 161، كتاب اللباس و الزينه باب تحريم استعمال اناء الذهب و الفضه حديث 2069.
    13-صحيح بخارى ، كتاب الشروط باب الشرط فى الجهاد و المصالحه مع اهل الحرب جلد 2 ص 81 و كتاب المغازى باب غزوه الحديبيه . طبقات ابن سعد، جلد 3 ص 29 و جلد 1 قسمت اول ص 118 و مغازى واقدى ص 247.
    14-مسند احمد، جلد 5 ص 68. مشروح آن در شرح حال حنظله بن حذيم بن حنيفه در اصابه آمده است .
    15. مسند احمد، جلد 4 ص 138. سنن ترمذى كتاب الدعوات جلد 13 ص 80 - 81. سنن ابن ماجه كتاب اقامه الصلاه و السنه فيها باب ما جاء فى صلاه الحاجه حديث 1358، ص 441، ابن اثير با سند خود در شرح حال عثمان بن حنيف در اسد الغابه بيهقى بنابر نقل صاحب كتاب تحقيق النصره از او و تحقيق النصره ص 114. ما عبارت احمد بن حنبل امام حنابله را از آن رو آورديم كه منكران شفاعت از پيروان ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب پيروان احمد بن حنبل اند.

    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    85
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    202



    با سلام جناب کاوه
    جناب مردخدا،مطالب شما بيانگر اين موضوع است كه شما بر خلاف نام آيديتان،زياد هم مرد خدا نيستيد،چرا كه مطالبي كه بيان كرده ايد بيانگر اين واقعيت است كه شما يا با معارف قرآن و مقام و جايگاه پيامبر(ص) و ائمه(ع) آشنا نيستيد،يا خدايي ناكرده آشنا هستيد و بنابر دلايلي قصد ايجاد شبهه و ترديد نسبت به معرف دين مبين اسلام داريد.
    شما هم مانند خیلی ها گویا عادت دارید وقتی پاسخی برای دادن ندارید به طرف گفتگوتون اتهام بزنید.البته در ایران ما این دیگه عادی شده ولی امیدوارم بنده رو به ضد ولایت فقیه و از اینجور چیزها متهم نکنید

    شما در رد اظهارات من هیچ دلیلی نیاوردید و تنها چند آیه که به موضوع بحث ربطی نداشت رو ذکر کردید.پس بند هم دلیلی به پاسخ گویی به شما نمیبینم
    در صمن صحيح بخارى کتاب اهل سنته که پر از پرتوپلاست و از دید شیعیان بی اعتباره
    تعجب میکنم از کتاب کسانی سند میارید که به توسل اعتقاد ندارند

    ویرایش توسط مردخدا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ در ساعت ۲۳:۲۰

  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط مردخدا نمایش پست ها
    بگذریم از این که توسل با الوهیت و بخشندگی خدا در تضاد هست ولی من این موضوع رو حتی با امامت هم در تناقض میبینم.از روایات و حدیث هم بگذریم چون با حدث میشه هر کفر،شرک و بدعتی رو توجیهمکرد.
    ده ها تناقض در این موضوع هست که بن به یکی دو تاش اشاره میکنم
    قران زمانی نازل شد که امامان در قید حیاد نبودند و از امامان هم دیده نشده که خود به ائمه پیش از خود توسل بجویند.صحیفه سجادیه امام سجاد هم یک نمونه ایست که روش دعا و نیایش رو به ما میاموزه.در هیچ جای این کتاب نامی از توسل یا نشانی از اون دیده نمیشه
    ائمه (ع) در درجات پایین تری از رسالت هستند و به اونها وحی هم نازل نشد.در چندین ایه قران آمده که محمد (ص) پیامبری بیش نیست وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ.و یا اینکهاو رسالت رسالتی جز ابلاغ پیام خدا ندارد.در زمان حیات نبی اکرم دیده نشد که کسی پیامبر را وسیله اجابت قرار بده در حالی که او زنده و در میان امت بود ،حال که امامان نه در میان ما هستند و نه در قید حیات
    در روی کره خاکی بیش از 7 میلیارد بشر زندگی میکند و اگر فرض کنیم 1% انها برای رسیدن به حاجات، اونها رو وسیله قرار بدهند این مسئله پیش میاید که روزانه میلیونها نفر از اونها با ناله و زاری حاجت طلب میکنند.بنابرین امامان وقتی برای طنعم و لذت از مواهب بهشت ندارند و باید تمام مدت به زجه و ناله مردم دردمند گوش دهند که خود درد آور هم هست اما همه میدانیم که ائمه به شهادت رسیدند و مطابق قران شهدا در بهشت متنعم هستند و هیچ ترس و اندوهی متوجه بهشتیان نیست.و طبق تفسیر علامه طباطبایی بهشتیان حتی خویشاوندان خود که در جهنم اند را به یاد نمی آورند تا در رنج نباشند واگر فرض کنیم که گریه و ناله مردم دردمند اونها رو به رنج نمیاندازد این هم با معصومیت اونها در تصاد است
    ر
    جناب مردخدا،شما اگر كمي با دقت بيشتر به صحيفه سجاديه نگاه مي كرديد،هيچگاه با اين قاطعيت نمي فرموديد كه در هیچ جای این کتاب نامی از توسل یا نشانی از اون دیده نمیشه.

    براي اينكه به شما كمك كرده باشم و در صرف وقت شما هم صرفه جويي اي شده باشد، چند نمونه از توسل امام سجاد(ع) را بيان مي كنم:

    1- امام سجاد(ع) در دعاي چهل و چهارم صحيفه سجاديه كه به مناسبت ورود به ماه مبارك رمضان ايراد فرمودند،مي فرمايند:

    اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذَا الشَّهْرِ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فِيهِ مِنِ ابْتِدَائِهِ إِلَى وَقْتِ

    فَنَائِهِ مِنْ مَلَكٍ قَرَّبْتَهُ
    ، أَوْ نَبِيٍّ أَرْسَلْتَهُ، أَوْ عَبْدٍ صَالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى

    مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَهِّلْنَا فِيهِ لِمَا وَعَدْتَ أَوْلِيَاءَكَ مِنْ كَرَامَتِكَ، وَ أَوْجِبْ لَنَا فِيهِ مَا أَوْجَبْتَ

    لِأَهْلِ الْمُبَالَغَةِ فِي طَاعَتِكَ، وَ اجْعَلْنَا فِي نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفِيعَ الْأَعْلَى

    بِرَحْمَتِكَ.


    خدايا، من از تو مي‌خواهم كه به حق اين ماه، و به حق هر فرشته‌اي كه او را مقرّب خود ساخته‌اي، و هر پيامبري كه او را به رسالت فرستاده‌اي، و هر بنده‌ي صالحي كه برگزيده‌اي و او از آغاز تا انجام اين ماه در عبادتت كوشيده است، بر محمد و خاندانش درود فرستي و ما را شايسته‌ي آن كرامت كني كه به دوستان خود وعده فرموده‌اي، و از آنچه براي بندگان كوشا در اطاعت خود قرار داده‌اي، برخوردارمان سازي، و به رحمت خود ما را در صف آناني درآوري كه بالاترين مرتبه‌هاي بهشت را سزاوارند.

    2- امام علي بن الحسين(ع) در بخشي از دعاي چهل و هفتم صحيفه سجاديه،مي فرمايد:

    رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَائِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لاَِمْرِكَ، وَجَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ،

    وَحَفَظَةَ دِيْنِكَ، وَخُلَفَآءَكَ فِي أَرْضِكَ، وَحُجَجَكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَطَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ

    وَالدَّنَسِ تَطْهِيراً بِإرَادَتِكَ، وَجَعَلْتَهُمْ الْوَسِيْلَةَ إلَيْكَ وَالْمَسْلَكَ إلَى جَنَّتِكَ
    .

    پروردگارا، رحمت فرست بر پاكيزه‏تران از اهل بيت او كه ايشان را براى - قيام به امر خود برگزيده ‏اى، و خزانه داران علم، و نگهداران دين، و جانشينان خويش در زمين، و حجتهاى خويش بر بندگان خود قرار داده ‏اى، و ايشان را به خواست خود از پليدى و آلودگى يكباره پاك كرده ‏اى، و وسيله توسل به خود و راه بهشت خود ساخته‏ اى.


    3- سيد الساجدين امام زين العابدين(ع) در بخشي از دعاي چهل و هشتم مي فرمايند:


    أللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَلاَ تُخَيِّبِ الْيَوْمَ ذالِكَ مِنْ رَجَائِي، يَا مَنْ لاَ

    يُحْفِيهِ سَائِلٌ، وَلاَ يَنْقُصُهُ نائِلٌ، فَإنِّي لَمْ آتِكَ ثِقَةً مِنِّي بِعَمَل صَالِح قَدَّمْتُهُ، وَلاَ

    شَفَاعَةِ مَخْلُوق رَجَوْتُهُ إلاَّ شَفَاعَةَ مُحَمَّد وَأَهْلِ بَيْتِهِ [صَلَوَاتُكَ و سلامك عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ].


    خدايا پس بر محمد و آل محمد رحمت فرست. و در اين روز آن اميد مرا مبدل به نااميدى مكن، اى كسى كه خواهش خواهنده ‏اى او را از عطا باز نمى ‏دارد. و بخشيدن عطائى از توانگريش نمى ‏كاهد. زيرا كه من از جهت اطمينانم به كردار شايسته ‏اى كه از خود پيش فرستاده باشم بسوى تو نيامده ‏ام، مگر به اميد شفاعت محمد و اهل بيت او، كه صلوات و سلامت بر او و بر ايشان باد.


    4- همچنين امام زین العابدین «علیه السلام» دردعای: چهل و نهم صحیفه سجادیة می فرمایند:

    «اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الرَّفِيعَةِ، وَ الْعَلَوِيَّةِ الْبَيْضَاءِ، وَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِهِمَا

    أَنْ تُعِيذَنِي مِنْ شَرِّ كَذَا وَ كَذَا، فَإِنَّ ذَلِكَ لَا يَضِيقُ عَلَيْكَ فِي وُجْدِكَ، وَ لَا يَتَكَأَّدُكَ

    فِي قُدْرَتِكَ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ ؛ فَهَبْ لِي- يَا إِلَهِي- مِنْ رَحْمَتِكَ وَ دَوَامِ

    تَوْفِيقِكَ مَا أَتَّخِذُهُ سُلَّماً أَعْرُجُ بِهِ إِلَى رِضْوَانِكَ، وَ آمَنُ بِهِ مِنْ عِقَابِكَ، يَا أَرْحَمَ

    الرَّاحِمِينَ».

    خداوندا !من با توسل به مقام بلند محمدی و موقعیّت در خشان علوی به تو تقرب می جویم و به واسطه آن دو رو به سوی تو می آورم. كه مرا از شرّ آنچه از آن به تو پناه آورده‏ام پناه دهى، كه بر آوردن اين نياز با وجود توانگريت تو را به تنگنا نيفكند و با وجود قدرتت به رنج نيندازد، كه تو بر هر كارى توانايى. اى خداوند من، به من ارزانى دار رحمت و دوام توفيق خود را تا آن را چون نردبامى گيرم و به مقام خشنوديت عروج كنم و از عذاب تو ايمنى گزينم. يا ارحم الراحمين.


    جناب مردخدا،شما مطمئن هستيد پس از مراجعه به صحيفه سجاديه،اين

    ادعاي بزرگتان را مطرح كرده ايد،يا اينكه صرفاً در جايي شنيده يا ديده

    ايد؟؟؟!!!! به هر حال الان ديگر برايتان روشن شد كه در صحيفه سجاديه هم

    بحث توسل مطرح شده است.



    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  18. صلوات ها 5


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط مردخدا نمایش پست ها
    با سلام جناب کاوه

    شما هم مانند خیلی ها گویا عادت دارید وقتی پاسخی برای دادن ندارید به طرف گفتگوتون اتهام بزنید.البته در ایران ما این دیگه عادی شده ولی امیدوارم بنده رو به ضد ولایت فقیه و از اینجور چیزها متهم نکنید

    شما در رد اظهارات من هیچ دلیلی نیاوردید و تنها چند آیه که به موضوع بحث ربطی نداشت رو ذکر کردید.پس بند هم دلیلی به پاسخ گویی به شما نمیبینم
    در صمن صحيح بخارى کتاب اهل سنته که پر از پرتوپلاست و از دید شیعیان بی اعتباره
    تعجب میکنم از کتاب کسانی سند میارید که به توسل اعتقاد ندارند
    و عليك السلام

    اولاً اگر شما با دقت مطالب بنده را مطالعه مي فرموديد،متوجه مي شديد كه بنده اتهامي به شما نزدم،فقط آنچه كه از نوشته شما به ذهن خواننده مي رسد اشاره كردم،بنده نمي دانم شما با چه دليل و منطقي آياتي كه به صراحت به موضوع توسل و جواز آن اشاره مي كنند را غير مرتبط با موضوع مي دانيد.[ خوانندگان عاقل و اهل منطق خود قضاوت خواهند كرد.]

    ثانياً بنده دليلي براي ارائه ندارم،يا حضرتعالي كه بدون مراجعه بع صحيفه سجاديه با قاطعيت حكم مي كنيد كه صحیفه سجادیه امام سجاد هم یک نمونه ایست که روش دعا و نیایش رو به ما میاموزه.در هیچ جای این کتاب نامی از توسل یا نشانی از اون دیده نمیشه!!!!!!!!!!

    ثالثاً اينكه بنده از كتاب اهل سنت كه به قول شما توسل را قبول ندارند،دليل آورده ام،حسنش اين است كه هم حضرتعالي مطلع شويد كه در زمان حيات رسول الله(ص) هم توسل به ايشان وجود داشته است و هم برادران اهل سنت بدانند كه اعتقاد به توسل به هيچوجه شرك نبوده و مشكلي ندارد.



    ایا درخواست از ائمه درست است؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  20. صلوات ها 7


صفحه 1 از 41 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود