صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انسان ، دین ، آزادی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    114
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    269

    انسان ، دین ، آزادی




    بنام هستی بخش

    سلام

    انسان ها در انتخاب های خود یکسان عمل نمی کنند.

    انتخاب بین دین ( به مصداق تسلیم بودن به شرع ) و آزادی ( به عنوان یک نعمت خداداد و مصداق زندگی از روی اختیار ) همواره انسان ها را بر سر دو راهی قرار داده است.. ایمان یک ارزش اخلاقی است و آزادی نیز هم . آیا جمع بین این دو ارزش اخلاقی در حد کمال خود امکان پذیر است.

    آیا می توان هم زمان نسبت به یک دین خاص ( اسلام ، مسیحیت ، یهود ، زرتشتی....) مومن بود و در زندگی آزاد و مختار ماند.

    آیا اختیار و آزادی در دین معنا و مفهوم واقعی خود را دارد. آیا یک انسان مذهبی به معنای حقیقی کلمه آزاد و مختار است.

    آیا یک فرد مذهبی آزاد است واجبات مذهبی اش را انجام ندهد و در عین حال ادعا کند که مومن است ، آیا مومن بودن در اینجا معنایی غیر از مجبور بودن دارد . آیا اینکه بگوییم یک فرد مذهبی به اختیار دین را برگزیده است و به اختیار تن به اجبار داده است یک تناقض آشکار نیست ، آیا این به معنی خالی کردن کلام آزادی و اختیار از معنی و مفهوم حقیقی آن نیست. آیا درخواست یک انسان مذهبی مبنی بر داشتن اختیار و آزاد بودن در انجام واجبات بنا به تشخیص خود به معنای خروج از دین است.آیا دین در مقابل آزادی و اختیار انسان نیست.

    ارادتمند
    ویرایش توسط دارا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۷ در ساعت ۲۱:۵۹
    **همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند**

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    48
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    257



    با سلام
    آزادی همیشه از مقوله هایی است که برای استعمال ان انگیزه های مختلفی وجود دارد.
    طبق قول قران کریم
    لا اکراه فی الدین
    هیچ اجبار و اکراهی در امر پذیرش دین نیست.
    از طرفی مقولات جوانحی قابلیت اجبار را ندارند. شما را نمی توان به زور محب کسی قرار داد, کما اینک نمی توان نفرت کسی رو در دل شما جای داد.بدون اختیار شما!
    انتخاب بین دین ( به مصداق تسلیم بودن به شرع ) و آزادی ( به عنوان یک نعمت خداداد و مصداق زندگی از روی اختیار ) همواره انسان ها را بر سر دو راهی قرار داده است
    تا موقعی که تعریف دقیقی از دین و آزادی ارائه نشود! این تنازع مولفات وجود دارد.
    مولفه های ذهنی که با عبارت و واژه هایی درگیر شده که تصور و درک درستی از آن برای وی ارائه نشده است.
    همانطور که گفته شد انتخاب دین بر پایه آزادی و اختیار کامل انسان است! و البته چنین دین و پذیرشی موجب احسن الخق شرمده شدن انسان شده است.
    لذا تکلیف از مجانین برداشته شده است! چرا که آنها دارای آزادی به معنای درک حسن و قبح امور و انتخاب آنها را ندارند.
    همانطور که ملاحظه کردید
    وقتی ازادی را تحلیل می کنیم
    به ماهیت آن پی میبریم:
    حق انتخاب بر پایه تشخیص
    این حق جزء مسلمات و ابتدائی ترین و مهمترین حقوق بشر شمرده شده است.
    البته عملکرد دولتهای مطرح کننده این حق! از حقیقت این حق چیزی را کم نمی کند.
    وقتی به واژه تشخیص دقت می کنید به امری دیگر می رسید!
    چیزی که از آن به عقل تعبیر شده است.
    بله به قول ما حوزوی ها
    حجیت آزادی از عقل است.
    عقل حکم می کند که برای انتخاب باید قوه تشخیص داشت!
    تشخیص درست از نادرست یا حسن قبح اشیاء
    وقتی شما برپایه آزادی(عقل) خود چیزی را انتخاب کردید! یعنی به حسن و درست بودن ان مهر تایید گذاشتید. یعنی به همه لوازم ان پایبندید.
    دین هم از این مقوله مستثنی نیست.
    وقتی شما بر پایه آزادی دینی را انتخاب کردید! یعنی دستورات آن را بر پایه حق و حقیقت و نیکو دیده اید.
    لذا به اتیان و اطاعت از آنها با دل و جان روی آورده و حاضرید جان خود را در راه حفظ عقیده خود نیز بدهید.
    کما اینکه تاریخ مملوء از اینگونه دینداری هاست.
    آیا یک انسان مذهبی به معنای حقیقی کلمه آزاد و مختار است.

    طبق انچه گفته شد
    هیچ کس به اندازه یک فرد معتقد به دین (بر فرض صحت متدولوژی دین پذیری) ازاد نیست!
    چون دین از اموری نیست که فرد بتواند با اکراه آن را بپذیرد.
    آیا مومن بودن در اینجا معنایی غیر از مجبور بودن دارد
    نه
    مومن مجبور است!
    وی مجبور است انتخاب کند.ما مجبوریم به مختار بودن!
    آیا اینکه بگوییم یک فرد مذهبی به اختیار دین را برگزیده است و به اختیار تن به اجبار داده است یک تناقض آشکار نیست
    بله در حرف شما تناقض است!
    البته حرف شما تناقض استو به جمله قرمز رنگ دقت کنید.
    چه طور فردی به اختیار تن به اجبار می دهد؟
    یا دینش اجباری بوده؟لذا عملکرد و اطاعت وی هم مجبوری خواهد بود؟ که گفتیم انتخاب دین از روی اجبار واقعیت خارجی ندارد.
    یا پذیرش دین از روی اختیار بوده و بالتبع انجام دستورات دینی هم از روی اختیار خواهد بود.
    آیا این به معنی خالی کردن کلام آزادی و اختیار از معنی و مفهوم حقیقی آن نیست. آیا درخواست یک انسان مذهبی مبنی بر داشتن اختیار و آزاد بودن در انجام واجبات بنا به تشخیص خود به معنای خروج از دین است.آیا دین در مقابل آزادی و اختیار انسان نیست.
    این ها همه فرض وجود تناقض بوده که رفع شد.

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    این حرفها همش مغلطه هست
    ما مجبور هستیم به مختار بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    این حرفا مال کتابهای فلسفی و ایناست که شما رو نمیدونم ولی به درد من یکی که نمیخوره

    دین و دینداری محدویت هایی داره که کسی که بهش ایمان اورد این محدودیتها شاملش میشه .
    حالا جدای از اینکه این دین روش زندگی اونو تعیین کنه ، خواهی نخواهی کارهایی هست که دلت میخواد انجامشون بدی ولی با احکام دینی مغایرت داره و این ازادی ادم رو از ادم میگیره .
    نمیتونیم بگیم که ما مختاریم این کارو انجام بدیم و دین چیزی نمیگه چون بعد اینکه با ازادیمون اون کار حرام رو (از نظر دین ) انجام دادیم ، مستحق عذاب میشیم و مواخذه خواهیم شد .

    پس نمیتونیم بگیم که دینداری با آزادی به موازات هم هستن .
    مطمئنن اگه میخوای مومن واقعی باشی باید از خیلی از امیالت بزنی واین یعنی محدودیت ازادی در اعمال .
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    حضور
    17 روز 3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58
    صلوات
    12737



    لا حول و لا قوة الا بالله

    از نظر من محدوديت يعني قانون ، قانوني كه براي بهتر شدن زندگي وضع ميشه
    همه اديان يك سري محدوديت دارن ، حتي كشورهاي كمونيست هم محدوديت هايي دارند پس نميتونيم بگيم فلان كشور چون فلان دين رو داره پس محدوديت داره و فلان كشور چون دين نداره پس آزادي مطلق هست
    اصلاً ما چيزي به اسم آزادي مطلق نداريم ، تصور كنيد هيچ محدوديتي در كشتن انسانها نبود اصلاً اگر آزادي باشه ديگه وجود پليس لازم نيست و شما تصور كنيد در همچين جايي زندگي كنيد
    دين كه حيطه بسيار گسترده اي رو شامل ميشه شما اگر شغلتون رو تغيير بديد يا تازه شاغل بشيد بايد قوانين محل كارتون رو قبول كنيد ، محل سكونتتون رو عوض كنيد بايد محدوديت هاي محل جديد رو قبول كنيد
    اتفاقاً محدوديت ها باعث بهتر و قشنگتر شدن شرايط محيط ميشن هر چند خيلي ها ازشون خوششون نياد
    ورزش كشتي آزاد و فرنگي هر دو يك ورزش هستند ولي كشتي فرنگي محدوديت استفاده از پا رو داره و اين دليل نميشه كه كسي سراغ كشتي فرنگي نره در حالي كه انصافاً قشنگتر و زيبا تر از كشتي آزاد هست
    در ثاني كدوم محدوديت دين استثنا نداره ؟
    دين اسلام ميگه شراب نخوريد مگر .... روزه بگيريد مگر .... حج واجب هست مگر ....
    اين مگر ها يعني دين فكر همه جا رو كرده ، روزه واجب هست ولي براي كسي كه روزه گرفتن براش ضرري نداشته باشه نه براي همه
    شما با انتخابتون كه آزادانه هست تمام محدوديت ها رو هم انتخاب ميكنيد پس نميتونيد بگيد من آزاد نيستم

    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    در ثاني كدوم محدوديت دين استثنا نداره ؟
    دين اسلام ميگه شراب نخوريد مگر ....
    مگر ....؟

    مثلا اگه من الان دلم بخواد از مشروب استفاده کنم میتونم؟


    آیا می توان هم زمان نسبت به یک دین خاص ( اسلام ، مسیحیت ، یهود ، زرتشتی....) مومن بود و در زندگی آزاد و مختار ماند.
    جناب کبوتر حرفای شما درست ولی جواب ما به این سوال بود .
    ما نگفتیم دین یا قانون بده .
    من گفتم دین مانع ازادی هست یا حداقل آزادی رو محدود میکنه .
    ویرایش توسط nakisa : ۱۳۹۱/۰۳/۲۸ در ساعت ۱۱:۲۲
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    حضور
    17 روز 3 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58
    صلوات
    12737



    لا حول و لا قوة الا بالله

    نقل قول نوشته اصلی توسط nakisa نمایش پست ها
    مگر ....؟

    مثلا اگه من الان دلم بخواد از مشروب استفاده کنم میتونم؟
    اون مگر ها هيچ كدوم به معني دلم ميخواد نيست
    سوره مباركه بقره آيه 219

    يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ۖ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا ۗ وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ
    «درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند ، بگو : در آن دو مطلب هم ، گناهى بزرگ و هم سودهايى براى مردم است ، و گناه هر دو از سودشان بيشتر است . و از تو مى‏پرسند : چه چيز انفاق كنند ؟ بگو : از آنچه افزون بر نياز است . خدا اين گونه آياتش را براى شما بيان مى‏كند تا بينديشيد »

    و آيه 173 همين سوره

    إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ ۖ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
    «جز اين نيست كه خدا [براى مصون ماندن شما از زيان‏هاى جسمى و روحى] مردار و خون و گوشت خوك و حيوانى را كه [هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام كرده . پس كسى كه [براى نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود ، در حالى كه خواهان لذت نباشد و از حدّ لازم تجاوز نكند ، گناهى بر او نيست ؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است »
    نقل قول نوشته اصلی توسط nakisa نمایش پست ها
    جناب کبوتر حرفای شما درست ولی جواب ما به این سوال بود .
    ما نگفتیم دین یا قانون بده .
    من گفتم دین مانع ازادی هست یا حداقل آزادی رو محدود میکنه .
    من هم همين رو گفتم ولي اين محدوديت ها اولاً به نفع انسان هست و ثانياً محدود به دين و مذهب خاصي نيست بلكه براي تمام انسانهاست چه اونهايي كه مقيد به ديني هستند و چه اونهايي كه نيستند

    نقل قول نوشته اصلی توسط كبوتر حرم نمایش پست ها

    از نظر من محدوديت يعني قانون ، قانوني كه براي بهتر شدن زندگي وضع ميشه
    همه اديان يك سري محدوديت دارن ، حتي كشورهاي كمونيست هم محدوديت هايي دارند پس نميتونيم بگيم فلان كشور چون فلان دين رو داره پس محدوديت داره و فلان كشور چون دين نداره پس آزادي مطلق هست
    اصلاً ما چيزي به اسم آزادي مطلق نداريم
    نقل قول نوشته اصلی توسط كبوتر حرم نمایش پست ها

    اتفاقاً محدوديت ها باعث بهتر و قشنگتر شدن شرايط محيط ميشن هر چند خيلي ها ازشون خوششون نياد

    نقل قول نوشته اصلی توسط كبوتر حرم نمایش پست ها

    شما با انتخابتون كه آزادانه هست تمام محدوديت ها رو هم انتخاب ميكنيد پس نميتونيد بگيد من آزاد نيستم

    ویرایش توسط كبوتر حرم : ۱۳۹۱/۰۳/۲۸ در ساعت ۱۱:۴۹
    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط دارا نمایش پست ها
    بنام هستی بخش
    سلام
    انسان ها در انتخاب های خود یکسان عمل نمی کنند.
    انتخاب بین دین ( به مصداق تسلیم بودن به شرع ) و آزادی ( به عنوان یک نعمت خداداد و مصداق زندگی از روی اختیار ) همواره انسان ها را بر سر دو راهی قرار داده است.. ایمان یک ارزش اخلاقی است و آزادی نیز هم . آیا جمع بین این دو ارزش اخلاقی در حد کمال خود امکان پذیر است.
    آیا می توان هم زمان نسبت به یک دین خاص ( اسلام ، مسیحیت ، یهود ، زرتشتی....) مومن بود و در زندگی آزاد و مختار ماند.
    آیا اختیار و آزادی در دین معنا و مفهوم واقعی خود را دارد. آیا یک انسان مذهبی به معنای حقیقی کلمه آزاد و مختار است.
    آیا یک فرد مذهبی آزاد است واجبات مذهبی اش را انجام ندهد و در عین حال ادعا کند که مومن است ، آیا مومن بودن در اینجا معنایی غیر از مجبور بودن دارد . آیا اینکه بگوییم یک فرد مذهبی به اختیار دین را برگزیده است و به اختیار تن به اجبار داده است یک تناقض آشکار نیست ، آیا این به معنی خالی کردن کلام آزادی و اختیار از معنی و مفهوم حقیقی آن نیست. آیا درخواست یک انسان مذهبی مبنی بر داشتن اختیار و آزاد بودن در انجام واجبات بنا به تشخیص خود به معنای خروج از دین است.آیا دین در مقابل آزادی و اختیار انسان نیست.
    ارادتمند:mohabbat:
    با سلام و درود بر دوستان بزرگوار ضمن سفارش حضرات متعالی به آرامش :
    مسئله آزادی و اختیار که در علم کلام به مسئله جبر و تفویض و یا جبر و اختیار معروف است یکی از مباحث مهم به شمار میرود
    حقیر این مسئله را طی چند پست متوالی از کتاب شریف تفسیر المیزان برایتان می آورم
    دقت بفرمائید


    بايد دانست كه يكى از قديمی ‏ترين مباحثى كه در اسلام مورد نقض و ابرام قرار گرفت، و منشا نظريه‏ هاى گوناگونى گرديد، مباحثى بود كه، پيرامون كلام و نيز مسئله قضا و قدر پيش آمد، علماى كلام اين مسئله را طورى طرح كردند، كه ناگهان نتيجه‏ اش از اينجا سر در آورد كه: اراده الهيه بتمامى اجزاء و آثار عالم تعلق گرفته، هيچ چيز در عالم با وصف امكان موجود نميشود، بلكه اگر موجودى موجود شود، با وصف ضرورت و وجوب موجود ميشود، چون اراده الهيه به آن تعلق گرفته، و محال است اراده او از مرادش تخلف بپذيرد و نيز هر چيزى كه موجود نميشود، و هم چنان در عدم ميماند، بامتناع مانده است، چون اراده الهيه به هست شدن آن تعلق نگرفته، و گر نه موجود ميشد، پس آنچه هست واجب الوجود است، و آنچه نيست ممتنع الوجود است، و هيچيك از آن دو دسته ممكن الوجود نيستند، بلكه اگر موجودند، بضرورت و وجوب موجودند، چون اراده بانها تعلق گرفته، و اگر معدومند، بامتناع معدومند، چون اراده بانها تعلق نگرفته.
    و ما اگر اين قاعده را كليت داده، همه موجودات را مشمول آن بدانيم، آن وقت در خصوص افعال اختيارى، كه از ما انسانها سر می ‏زند، اشكال وارد ميشود، (چون افعال ما نيز موجوداتى هستند، اگر موجود شوند، بطور وجوب و ضرورت موجود ميشوند، و اگر نشوند بطور امتناع نميشوند، در نتيجه ما بآنچه می ‏كنيم و يا نمی ‏كنيم مجبور هستيم).
    در حالى كه ما در نظر بدوى و قبل از شروع بهر كار در می ‏يابيم، كه نسبت انجام آن كار و تركش بما نسبت تساوى است، يعنى همان قدر كه در خود قدرت و اختيار نسبت بانجام آن حس می ‏كنيم، همان مقدار هم نسبت به تركش احساس می كنيم، و اگر از ميان آن دو، يعنى فعل و ترك، يكى از ما سر می زند، باختيار، و سپس به اراده ما متعين ميشود، و اين مائيم كه اول آن را اختيار، و سپس اراده می ‏كنيم، و در نتيجه كفه آن كه تا كنون با كفه ديگر مساوى بود، می چربد.
    ______________________________________

    ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 152
    ادامه ....
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۳/۲۸ در ساعت ۱۱:۴۴
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    پس بحكم اين و جدان، كارهاى ما اختيارى است، و اراده ما در تحقق آنها مؤثر است، و سبب ايجاد آنها است، ولى اگر كليت قاعده بالا را قبول كنيم، و بگوئيم اراده ازليه و تخلف ناپذير خدا بافعال ما تعلق گرفته، در درجه اول اين اختيار كه در خود می ‏بينيم باطل ميشود، و در درجه دوم بايد بر خلاف وجدانمان بگوئيم: كه اراده ما در فعل و تركهاى ما مؤثر نيست، و اشكال ديگر اينكه در اينصورت ديگر قدرت قبل از فعل معنا ندارد، و در نتيجه تكليف معنا نخواهد داشت، چون تكليف فرع آنست كه مكلف قبل از فعل قدرت بر فعل داشته باشد، و مخصوصا در آن صورت كه مكلف بناى نافرمانى دارد، تكليف باو تكليف (بما لا يطاق) خواهد بود.
    اشكال ديگر اينكه در اين صورت پاداش دادن بكسى كه به جبر اطاعت كرده، پاداشى گزاف خواهد بود، و عقاب نافرمان بجبر هم ظلم و قبيح ميشود، و همچنين توالى فاسده ديگر.
    دانشمندان نامبرده بهمه اين لوازم ملتزم شده ‏اند، و گفته‏ اند كه: مكلف قبل از فعل، قدرت ندارد، و اين اشكال را كه تكليف غير قادر قبيح است، نيز ملتزم شده، و گفته‏ اند: مسئله حسن و قبح و خوبى و بدى امورى اعتبارى هستند، كه واقعيت خارجى ندارند، و خداى تعالى محكوم باين احكام اعتبارى من و تو نميشود، و لذا كارهايى كه صدورش از ما بر خلاف عقل و زشت است، از قبيل ترجيح بدون مرجح و اراده جزافى، و تكليف به ما لا يطاق، و عقاب گنه‏كار مجبور، و امثال اينها از خدا نه محال است، و نه عيبى دارد (تعالى اللَّه عن ذلك).
    و كوتاه سخن آنكه: در صدر اول اسلام اعتقاد بقضاء و قدر از انكار حسن و قبح، و انكار جزاى باستحقاق سر در می ‏آورد، و بهمين جهت وقتى پير مرد از على ع می ‏شنود كه:
    حركت بصفين بقضاء و قدر خدا بوده، گويى خبر تاثرآورى شنيده، چون مايوس از ثواب شده، بلا فاصله و با كمال نوميدى ميگويد: رنج و تعب خود را بحساب خدا می ‏گذارم، يعنى حالا كه اراده خدا همه‏ كاره بوده، و مسير ما و اراده‏ هاى ما فائده نداشته، و جز خستگى و تعب چيزى براى ما نمانده، من اين خستگى را بحساب او می گذارم، چون او با اراده خود ما را خسته كرده.
    لذا امير المؤمنين ص در پاسخش می فرمايد: نه، اينطور كه تو فكر می كنى نيست، چون اگر مطلب از اين قرار باشد، ثواب و عقاب باطل ميشود، (تا آخر حديث) كه امام ع باصول عقلايى، كه اساس تشريع، و مبناى آنست، تمسك می ى‏كند، و در آخر كلامش می ‏فرمايد: (خدا آسمانها و زمين را بباطل نيافريده) الخ.
    ميخواهد بفرمايد: اگر اراده گزافى كه از لوازم جبر انسانها، و سلب اختيار از آنها است، صحيح باشد، مستلزم آنست كه فعل بدون غرض و بى فايده نيز از خدا سر بزند، اين نيز مستلزم آنست كه احتمال بى غرض بودن خلقت و ايجاد احتمال امرى ممكن باشد، و اين امكان با وجوب مساوى است، (چرا براى اينكه وقتى فعلى غايت نداشت ناگزير بايد رابطه ‏اى ميان آن و غايت نباشد و وقتى رابطه نبود بى غايت بودنش واجب ميشود و در نتيجه موجود مفروض ممتنع الوجود می ‏گردد و اين همان بطلان است، مترجم) در نتيجه و روى اين فرض، هيچ فايده و غايتى در خلقت و ايجاد نيست، و بايد خدا آسمانها و زمين را بباطل آفريده باشد، و اين مستلزم بطلان معاد، و سر بر آوردن تمامى محذورها است.
    ______________________________________
    ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 153


    ادامه ....
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۳/۲۸ در ساعت ۱۱:۴۹
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    602
    حضور
    3 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    4149



    نقل قول نوشته اصلی توسط nakisa نمایش پست ها
    دین و دینداری محدویت هایی داره که کسی که بهش ایمان اورد این محدودیتها شاملش میشه . حالا جدای از اینکه این دین روش زندگی اونو تعیین کنه ، خواهی نخواهی کارهایی هست که دلت میخواد انجامشون بدی ولی با احکام دینی مغایرت داره و این ازادی ادم رو از ادم میگیره . نمیتونیم بگیم که ما مختاریم این کارو انجام بدیم و دین چیزی نمیگه چون بعد اینکه با ازادیمون اون کار حرام رو (از نظر دین ) انجام دادیم ، مستحق عذاب میشیم و مواخذه خواهیم شد .


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    كيفيت تعلق اراده الهيه بر افعال انسانها
    و گويا مراد آن جناب از اينكه فرمود: (اگر بندگانش نافرمانيش كنند، بجبر نكرده‏ اند، و اگر اطاعتش كنند، باز مغلوب و مجبور نيستند)، اين است كه نافرمان او، او را به جبر نافرمانى نمی ‏كند، و فرمانبرش نيز او را بكراهت اطاعت نمی كند.
    و در توحيد، و عيون، از حضرت رضا ع روايت شده، كه: در محضرش از مسئله جبر و تفويض گفتگو شد، ايشان فرمودند: اگر بخواهيد، در اين مسئله اصلى كلى برايتان بيان می كنم، كه در همه موارد بان مراجعه نموده، نه خودتان در آن اختلاف كنيد، و نه كسى بتواند بر سر آن با شما مخاصمه كند، و هر كس هر قدر هم قوى باشد، با آن قاعده نيروى او را در هم بشكنيد؟ عرضه داشتيم: بله، بفرمائيد، فرمود: خداى عز و جل در صورتى كه اطاعتش كنند، باجبار و اكراه اطاعت نميشود، (يعنى هر مطيعى او را باختيار خود اطاعت می كند)، و در صورتى كه عصيان شود، مغلوب واقع نميشود، (يعنى بر خلاف آنچه كه تفويضی ‏ها پنداشته‏ اند، گنه‏كار از تحت قدرت او خارج نيست)، و بندگان را در ملك خود رها نكرده، كه هر چه بخواهند مستقلا انجام دهند، بلكه هر چه را كه به بندگانش تمليك كرده خودش نيز مالك آن هست، و بر هر چه كه قدرتشان داده، خودش نيز قادر بر آن هست. بنا بر اين اگر بندگانش اطاعتش كردند، و اوامرش را بكار بستند، او جلو اطاعتشان را نمی گيرد، و راه اطاعت را بروى آنان نمی ‏بندد، و اگر او امرش را با نافرمانى پاسخ گفتند، يا از نافرمانيشان جلوگيرى می ‏كند، و يا نمی كند، در هر صورت خود او بندگان را به نافرمانى وا نداشته، آن گاه فرمود: هر كس حدود اين قاعده كلى را بخوبى ضبط كند، بر خصم خود غلبه می كند. «1»
    مؤلف: اگر خواننده عزيز توجه فرموده باشد، گفتيم: تنها عاملى كه جبرى مذهبان را وادار كرد به اينكه جبرى شوند، بحث در مسئله قضاء و قدر بود، كه از آن، حتميت و وجوب را نتيجه گرفتند، وجوب در قضاء، و وجوب در قدر را، و گفتيم: كه هم اين بحث صحيح است، و هم اين نتيجه‏ گيرى، با اين تفاوت كه جبريان در تطبيق بحث بر نتيجه اشتباه كردند، و ميان حقائق با اعتباريات خلط كردند، و نيز وجوب و امكان برايشان مشتبه شد.
    توضيح اينكه: قضاء و قدر در صورتى كه ثابت شوند، اين نتيجه را ميدهند، كه اشياء در نظام ايجاد و خلقت صفت وجوب و لزوم دارند، باين معنا كه هر موجودى از موجودات، و هر حال از احوالى كه موجودات بخود ميگيرند، همه از ناحيه خداى سبحان تقدير و اندازه‏ گيرى شده، و تمامى جزئيات آن موجود، و خصوصيات وجود، و اطوار و احوالش، همه براى خدا معلوم و معين است، و از نقشه‏اى كه نزد خدا دارد، تخلف نمی كند.
    *************************************************
    1- عيون اخبار الرضا ج 1 ص 119 ح 48 ب 11 و توحيد صدوق ص 361 ح 7

    _______________________________
    ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 154

    ادامه ...
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۳/۲۸ در ساعت ۱۱:۵۵
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود