صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی تــــــــــرور از منظر اســــــــــــلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63

    بررسی تــــــــــرور از منظر اســــــــــــلام




    القاعده ، طالبان ، وهابيت و ترور در اسلام‏

    من میخواستم درباره ترور در اسلام و احکامش بیشتر بدونم چون تو برخی از سایتها و وبلاگها خوندم موارد بسیاری که پیامبر دستور ترور اشخاص و افرادی رو میدادند و مسلمیین هم سمعا و طاعتا میگفتند و اون فرد معمولا میکشتند و گاهی هم سر اون ادمو برای پیامبر می اوردند تو یکی از این مقالات گفت بودن که تروری که امروز ه از ناحیه ی القاعده وگروههای جهادی تندرو صورت میگیره طبق سیره ی پیامبر گرامی اسلامه بعدش اون مقاله موارد بسیاری رو نقل کرده بود که علمای مسلمان دستور قتل افرادی رو میدادند و یکدیگر رو به دلایل گوناگون تکفیر و مرتد و خون مباح میدونستند !


    یکی از جالبترین استناداتش کشتن زنی بنام عصما بود که پیامبر دستور قتلشو تنها بدلیل شعر گرفتن ضد پیامبرداده بود


    همونطور که گفتم اكثر منابع از سايتهاى معاند و ضد دين است هدف از مطرح كردن ان هم پاسخ دادن مسلمین اگاه هست

    دراينجا ميبنيم كه عصما كه زنى بود تنها بدليل شعر گفتن برضد پيامبر اسلام توسط ايشان محكوم به مرگ ميشود و او درحالى در خواب بود توسط مسلمانان با تقوا كشته ميگردد (ترور ميشود) و اين موضوع چنان براى پيامبر بى اهميت بود كه حضرتش در پی این قتل فرود از كشته شدن اين زنك حتى دوتا بزهم شاخ به شاخ نميشوند اين بود اهميت جان ادمها براى پيامبر اسلام . او كوچكترين انتقادى را نميپذيرفت تا انجا كه زنی بوسیله ی چند بیت شعر اورا بخشم اورد و فتواى قتلش بداد (ابن هشام تصريح به دستور قتل توسط پيامبر دارد روایت مغازی مشروحا می اید)
    اى مسلمانان ايا شما ميتوانيد گربه اى را كه چند توله در حال شير دادن دارد را بكشيد?! اما اين مسلمانان باتقوا نتنها گربه ك‏ه ادمهارا در صدر اسلام ميكشتند و اينك همينان كودكان را در عراق افغانستان و زن و مرد را در سراسر دنیا به فتواى مفتيان خود به پيروى از سيره پيامبر ميكشند شاعره ى بحرينى هم كه توسط حكومت انجا كشته شد ميتواند همينطورى باشد !!!

    مغازی جلد 2صفحه 234

    ذكر كشته شدن عصماء دختر مروان
    عصماء دختر مروان از قبيله بنى امية بن زيد، كه همسر يزيد بن زيد بن حصن خطمى بود، پيامبر را آزار مى‏داد و از اسلام ايراد مى‏گرفت و مردم را عليه پيامبربا سرودن شعر تحريض مى‏كرد، وى اين اشعار را گفت:
    به نشيمنگاه بنى مالك و نبيت و عوف و به نشيمنگاه بنى خزرج شما از افراد ناشناخته‏اى پيروى كرديد كه نه از قبيله مرادند و نه مذحج پس از كشته شدن سران قوم هنوز هم به او اميد داريد، همچنانكه از گوشت سوخته آبى اميد داشته باشند.
    عمير بن عدى بن خرشة بن اميد خطمى چون اين گفتار او را شنيد و شوراندن او را عليه اسلام بديد، گفت: پروردگارا، نذر مى‏كنم كه اگر محمد را به مدينه برگردانى، من عصماء را به قتل برسانم- رسول خدا در آن هنگام در بدر بود- چون پيامبر از بدر مراجعت كرد، عمير بن عدى در دل شب به خانه عصماء رفت، بعضى از بچه‏هاى او اطرافش خواب بودند و يكى از آنها شير خوار و روى سينه او بود، عمير با دست خود او را لمس كرد و كودكى را كه شير مى‏داد از او كنار زد و شمشيرش را بر سينه عصماء نهاد و چنان فشار داد كه از پشت او بيرون آمد. آنگاه نماز صبح را با پيامبر گزارد. چون پيامب0 از مسجد بيرون آمد، به عمير نظر فرمود و پرسيد: آيا دختر مروان را كشتى؟ گفت: آرى پدر و مادرم فدايت گردند.
    عمير ترسيد كه نكند با قتل او مرتكب نافرمانى شده باشد، اين بود كه پرسيد: آيا گناهى بر من است؟ پيامبرگفت : نه، به خاطر او حتى دو بزهم شاخ به شاخ نخواهند گذاشت (ارزش اين حرفها را ندارد). اين مثل براى اولين بار از پيامبر شنيده شد!!! تمام.

    ارزش اين حرفها را ندارد تا باشد از اين كشتارها!!

    ای مردم هرکس از اسلام ایراد بگیرد به خلیفه جانشین پیامبر توسط شعر چیزی بگوید حکمش چه میشود؟!

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها

    من میخواستم درباره ترور در اسلام و احکامش بیشتر بدونم !
    با سلام و عرض ادب
    از روايات معصومان استفاده مى‏ شود كه كشتن غافلگيرانه ممنوع است. چندين روايت از شيعه و سنى از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل كرده ‏اند كه حضرت فرموده ‏اند: «الأيمان قيّد[1] الفتك والمؤمن لايفتك» اين حديث در منابع اهل سنت از زبير [2] و معاويه[3] و ابوهريره[4] نقل شده است و در منابع شيعه نيز حديث فوق از پيامبر نقل شده و ابوالصباح كنانى به امام صادق (علیه السلام) گويد «در همسايگى ما مردى است كه از اميرالمؤمنين بد گويى مى‏ كند. آيا اجازه كشتن او را مى‏ دهيد؟ امام مى‏ فرمايد: پيامبر (صلی الله علیه و آله) از «فتك» نهى كرده است و اسلام مانع ترور است. آن شخص را به حال خود واگذار كه جز تو او را كفايت خواهد كرد. ابوالصباح گويد وقتى به كوفه برگشتم مار آن مرد را زد و مرد».[5]

    عبيداللَّه بن زياد وارد كوفه شد. او خبر آمدن مسلم به كوفه و اقامت او در خانه هانى را شنيده بود و مى ‏دانست كه شريك بن اعور هم در خانه هانى است. عبيداللَّه به بهانه عيادت از شريك بن اعور به خانه هانى آمد. شريك با مسلم بن عقيل پيمان بستند كه هنگام حضور ابن زياد او را بكشند. با اينكه اين كار براى مسلم فراهم گشت، مسلم از كشتن ابن زياد خوددارى كرد و بعد از رفتن عبيداللَّه براى شريك چنين عذر آورد: همانا اين كار فتك (كشتن غافلگيرانه) بود و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: همانا ايمان مانع از فتك (كشتن غافلگيرانه) است.[6]

    اما در برابر اين روايات، قضاياى تاريخى متعددى از سيره رسول اعظم اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل شده كه دستور به كشتن غافلگيرانه بعضى از دشمنان سرسخت اسلام داده كه با تجاوز فيزيكى يا فكرى خود امنيت و آسايش جامعه اسلامى را به خطر مى‏ انداخته‏اند. در اينجا چندنمونه از اين قضاياى تاريخى را از منابع معتبر تاريخى مى ‏آوريم.

    ------------------------------------------------------

    [1]. واژه قيد در اين احاديث در بعضى موارد با تشديد و بعضى موارد بدون تشديد آمده است.
    [2]
    . المصنف، ج 5، ص 299، كنزالعمال، ج 1، ص 62.
    [3]
    . البداية و النهاية، ج 6، ص 253.
    [4]
    . كنزالعمال، ج 1، ص 62.
    [5]
    . الفروع من الكافى، ج 7، ص 375؛ التهذب، ج 10، ص 214.
    [6]. بحارالانوار، ج 45، ص 97.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۴ در ساعت ۲۲:۳۵
    بررسی تــــــــــرور  از منظر  اســــــــــــلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    1- دستور به كشتن مخفيانه و غافلگيرانه كعب بن اشرف‏

    كعب بن اشرف يكى از سرسخت‏ ترين دشمنان اسلام بود. در اشعارش پيامبر(صلی الله علیه وآله) را هجو مى كرد و مشركان و عرب را به جنگ با وى تحريك مى‏ كرد. پس از جنگ بدر وى به عنوان فرستاده بزرگ يهود به سوى قريش، به مكه آمد و قريش را براى جنگ با مسلمانان و خونخواهى كشتگان بدر تحريك مى ‏كرد. چون در اشعارش پيامبر(صلی الله علیه وآله) را هجو مى‏ كرد و به اصحاب وى و مسلمانان ناسزا مى ‏گفت. اهل مكه ترسيدند از اين كه حسان بن ثابت شاعر پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) در رد اشعار كعب متعرض مكّيان شود و عليه مردم مكه شعر بسرايد. لذا از كعب ابن اشرف خواستند از مكه خارج شود.

    كعب از مكه خارج شد و در ميان اقوام عرب شبه جزيره مى‏ گشت و تخم كينه و دشمنى نسبت به پيامبر (صلی الله علیه وآله)و اصحابش را در ميان ايشان مى ‏پاشيد و چون در يثرب اقامت گزيد در اشعارش شرف و كرامت زنان مسلمان را مورد هجو قرار داده، و به آنها ناسزا مى‏ گفت و در جهت ايجاد شورش در مدينه منوره تلاش مى ‏كرد.

    پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با يارانش درباره قتل وى مشورت كرد و مسئوليت اين عمل مهم را محمد بن مسلمه، ابونائله سلكان بن سلامة بن وقش، عبّاد بن بشر بن وقش، حارث بن اوس بن معاذ و ابوعبس بن جبر به عهده گرفتند و در ماه ربيع الاول سال سوم هجرى شاعر يهود و مشركان، در محلى نزديك پناهگاه و قلعه وى به نام شعب العجوز در خارج يثرب به قتل رسيد.[1]

    قتل غافلگيرانه ابى رافع يهودى نيز به دستور پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت. [2] و نيز در تواريخ نقل شده است كه پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) عمرو بن اميته ضميرى را به همراه يكى از انصار به مكه فرستاد تا ابوسفيان را غافلگيرانه به قتل برسانند.[3]

    [1]
    . طبرى، تاريخ الطبرى، ج 2، ص 53، ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 143.

    [2]
    . ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 146.

    [3]
    . همان، ج 2، ص 169.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۸
    بررسی تــــــــــرور  از منظر  اســــــــــــلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    2- دستور به كشتن غافلگيرانه سفيان بن خالد»[1]

    دوشنبه پنجم محرم الحرام سال چهارم رسول خدا خبر يافت كه سفيان بن خالد بن نبيح‏ هذلى در «عرنه» منزل كرده و مردمى را براى جنگ با رسول خدا فراهم ساخته است. پس «عبدالله بن انيس» را براى كشتن وى فرستاد.

    به روايت ابن اسحاق: «عبدالله بن انيس» مى‏گويد: رسول خدا مرا فراخواند و گفت: «خبر يافتم كه خالد بن سفيان بن نبيح هذلى» مردم را براى جنگ با من فراهم مى‏سازد و در «نخله» (يا عرنه) منزل گزيده است. پس نزد وى رهسپار شو و او را بكش. گفتم: براى من توصيفش كن تا او را بشناسم. فرمودند: «او را كه ديدى از هيبتش بيمناك مى ‏شوى و شيطان را به ياد مى ‏آورى و نشانى ميان تو و او آن است كه هرگاه او را ديدى لرزه‏اى خواهى كرد.»

    عبدالله مى ‏گويد: شمشير خود برگرفتم و رو به راه نهادم و هنگام عصر او را ديدم كه زنانى هودج نشين به همراه داشت و مى‏ خواست در جايى فرود آيد و چون او را ديدم- چنان كه رسول خدا گفته بود- لرزه‏اى بر من افتاد پس روى به وى نهادم و از ترس آن كه مبادا با هم گلاويز شويم و از نماز باز مانم، نماز را همچنان كه پيش مى ‏رفتم به اشاره خواندم. پس چون به او رسيدم، پرسيد: كيستى؟ گفتم: مردى از «خزاعه» هستم و شنيده ‏ام كه براى جنگ با اين مرد- رسول خدا- سپاه فراهم مى ‏كنى، براى شركت در همين امر نزد تو آمده ‏ام. گفت: آرى در همين انديشه ‏ام. اندكى با وى راه رفتم و چون كاملًا بر او دست يافتم با شمشير بر وى حمله بردم و او را كشتم. سپس در حالى كه زنانش بالاى نعش او افتاده بودند بازگشتم و چون نزد رسول خدا رسيدم، فرمودند: «روسپيد باشى». عبدالله را در اين باره اشعارى است كه ابن هشام آنها را نقل كرده است.

    [1]
    . در طبقات، ج 2 و سيرة النبى، ج 4 و تاريخ يعقوبى، ج 2، بنام سريه« عبدالله بن انيس انصارى بر سر سفيان بن خالد» ياد كرده‏ اند.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۴ در ساعت ۲۲:۵۱
    بررسی تــــــــــرور  از منظر  اســــــــــــلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    3- كشتن غافلگيرانه ابوعفك و عصمأ

    دو تن از عناصر يهودى كه در تحريك و تهييج دشمنان براى مبارزه با دولت نوپاى اسلامى سهم بسزايى داشتند. ابوعفك از قبيله بنى عمرو بن عوف [1] و عصمأ [2] دختر مروان بودند. اين دو عنصر نامطلوب با سرودن اشعارى در هجو پيامبر و مسلمانان مبارزه تبليغاتى شديدى را عليه اسلام راه انداختند. ابن هشام درباره قتل عصمأ نوشته است:

    وقتى اشعار عصمأ پخش شد، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود آيا كسى سزاى او را مى ‏دهد؟ عمير كه نزد آن حضرت بود داوطلب شد. وى كه هم طايفه اين زن بود به سراغ او رفت و شبانه او را در خانه‏اش كشت و صبحگاهان خبر موفقيت خود را براى رسول خدا آورد. [3]

    گويا وى از پى آمد اين كار خود هراس داشت و گمان مى‏ كرد فرزندان اين زن از او خون خواهى خواهند كرد، ولى پيامبر به او فرمود چنين نخواهد شد.[4]

    درباره قتل ابوعفك ابن هشام نوشته است:
    پيامبر فرمود چه كسى شرّ اين پليد را كم مى ‏كند؟ سالم شبانه به سراغ او رفت و او را از پاى درآورد. [5]

    4- كشتن غافلگيرانه ابورافع سلّام بن ابى حقيق‏


    سلّام از يهوديان سرشناس قبيله بنى ‏نظير بود كه احزاب و مشركين را بر ضد مسلمانان و پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) تحريك مى ‏كرد. واقدى نوشته است:

    سلّام، غطفان و مشركين پيرامون خود را براى جنگ با رسول خدا تحريك مى‏ كرد و حتى براى اين كار جايزه سنگين قرار داده بود. [6]

    كشته شدن ابورافع به صورت‏هاى مختلف گزارش شده است و ما در اينجا براى رعايت اختصار گزارش سيره ابن هشام و مغازى واقدى را با اندكى تلخيص نقل مى‏ كنيم:

    چند تن از قبيله خزرجيان پس از آن كه از پيامبر اجازه كشتن ابورافع را گرفتند شبانه به خانه ابورافع رفته در زدند. چون همسر او پشت در آمد گفتند ما عرب‏هايى هستيم كه براى گرفتن خواربار آمده‏ ايم. همسر سلّام آنان را به بالاخانه راهنمايى كرد و ايشان به سراغ وى رفته شمشيرها را بر سرش فرود آوردند و چون سر و صداى زنش بلند شد، خواستند او را هم بكشند كه به ياد نهى پيامبر از كشتن زن و بچه افتادند. عبدا ... ابن انيس ضربه آخر را به شكم ابورافع زد و او را كشت .... [7]
    ------------------------------------------------
    [1]
    . ابن سعد، ابوعفك را يهودى دانسته و عده‏اى از او پيروى كرده ‏اند،( طبقات، ج 2، ص 21، نهاية الارب، ج 17، ص 66 ...)
    [2]
    . ابن كلبى درباره او نوشته است:« عمير بن عدى، زن يهودى را كه از پيامبر بدگويى مى ‏كرد كشت»،( جمهرة النبر، ج 2، ص 29).
    [3]
    .. سيره ابن هشام، ج 2، ص 636؛ المغازى، ج 1، ص 172.
    [4]
    . الروض الاتف، ج 7، ص 532
    [5]
    . سيره ابن هشام، ج 2، ص 635؛ المغازى، ج 1، ص 174؛ طبقات، ج 2، ص 21.
    [6]
    .الغازى، ج 1، ص 374.
    [7]
    . سيره ابن هشام، ج 2، ص 273؛ مغازى واقدى، ج 1، ص 291.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۴ در ساعت ۲۲:۵۸
    بررسی تــــــــــرور  از منظر  اســــــــــــلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    جمع ‏بندى‏ مطالب

    پرسش مهمى كه در اينجا مطرح مى ‏شود آن است كه چگونه از سويى پيامبر اعظم اسلام (صلی الله علیه وآله)از كشتن غافلگيرانه و ترور دشمن نهى فرموده و از سوى ديگر خودشان دستور به كشتن غافلگيرانه عده‏اى از دشمنان پليد را صادر فرموده‏اند؟ چگونه مى‏توان اين تعارض را حل كرد؟

    به اين پرسش چند پاسخ داده شده است:
    1. حقيقت اين است كه منافاتى بين اين دو مطلب نيست زيرا مقصود از فتك، كشتن خيانت‏ آميز كسى است كه در پناه امنيت انسان قرار دارد ... و روايتى كه مى‏ گويد فتك بدون اجازه امام جايز نيست [به همين نكته اشاره دارد]، چون اگر فتك معمول گردد امنيت و آسايش از بين خواهد رفت. عبيداللَّه هم در خانه هانى خود را ايمن مى‏ دانست و هنوز اعلان جنگى نشده بود ... ولى درباره يهوديان چنين نبود، زيرا آنان پيمان شكستند و نمونه آشكار محارب شدند و مكر كردن براى كشتن چنين كسانى اشكال ندارد، كه جنگ مكر و فريب است.[1]

    2. پاسخ ديگرى كه به پرسش فوق مى ‏توان داد آن است كه عمل معصوم كه دستور به قتل غافلگيرانه دشمن را صادر فرموده، قرينه است كه ممنوع بون «فتك» در حوزه غير دفاع است؛ در دفاع انسان حق دارد از هر وسيله‏اى استفاده نمايد.
    آنچه در دفاع مشروع مهم است دفع تجاوز است. در فقه و حقوق بين ‏الملل براى صدق عنوان «دفاع مشروع» شرطِ دفع تجاوز را ذكر كرده ‏اند و درباره شيوه دفاع شرط خاصى ذكر نكرده‏ اند بنابراين اگر كشتن غافلگيرانه دشمن يكى از روشهاى مؤثر در مقابله با متجاوز باشد، از نگاه فقه و حقوق بين الملل و حتى وجدان بشرى هيچ ممانعتى از استفاده از اين روش براى دفع تجاوز دشمن وجود ندارد بويژه اگر دفع تجاوز منحصر بدان باشد يا مدافع امكان مقابله رودررو و مستقيم با اشغالگران را نداشته باشد و يا اينكه دفع دشمن با استفاده از اين روش آسان‏تر و كم‏ خطرتر باشد؛ در اين شرايط بى‏ شك بر كشتن غافلگيرانه دشمن عنوان «دفاع مشروع» صادق است نه عنوان ترور.

    3. از جمع ميان آن دسته رواياتى كه پيامبر اعظم اسلام از عمل «فتك» نهى كرده‏اند و قضايايى كه پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دستور به انجام «فتك» داده ‏اند نتيجه بسيار مهمى را مى توان‏ به دست آورد؛ و آن نتيجه مهم آن است كه حتى در دفاع مشروع هيچ كس حق ندارد با تشخيص خودش به كشتن غافلگيرانه دشمن اقدام نمايد.

    اين قبيل عمليات بايد با اذن حاكم شرع و در چارچوب مصالح مسلمانان انجام گيرد.
    به ويژه كه اين قبيل عمليات از مصاديق اهم و مهم محسوب مى‏ شوند و در صورتى مجاز خواهند بود كه مصلحت مهم‏ترى آن را ايجاب كند و تشخيص مصالح مسلمانان به عهده حاكم شرع گذاشته شده است. بنابراين نه تنها ميان قول و فعل پيامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) تعارضى نيست بلكه درس بسيار آموزنده براى مسلمانان در همه تاريخ است.[2]


    [1]. الصحيح من السيره، ج 4، ص 44.

    [2]. ترور و دفاع مشروع، یعقوب علی برجی، ص: 79.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۳/۲۴ در ساعت ۲۳:۰۲
    بررسی تــــــــــرور  از منظر  اســــــــــــلام
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها
    پیامبر دستور ترور اشخاص و افرادی رو میدادند و مسلمیین هم سمعا و طاعتا میگفتند

    سلام علیکم جمیعا

    ترور یک کلمه پروپاگاندائی بحساب می آید که هر کسی ممکن است از آن برای تشویش اذهان سوء استفاده کند و یا اینکه برای نشان دادن حقیقتی از این کلمه استفاده بجا نماید.

    لذا انسان هوشمند کسی است که در پس پرده تبلیغات پروپاگاندائی ای از این دست بدنبال حقیقت هر واقعه ای بگردد و تا زمانی که به حقیقت نرسیده از تصمیم گیری خود داری نماید.

    از آنچه که بعنوان سیره نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در تاریخ آمده بر می آید این نکات است که
    اولا آنچه که تا به امروز مفتیان وهابی فتوی داده و عواملشان با نام اسلام انجام میدهند تنها برای عوام دارای تشابه هست و الا هیچگونه تطابقی با سیره نبی اکرم (ص ) نداشته و ندارد چنانکه سیره نبی اکرم در صدور حکم مهدور الدم عملی باز دارنده بوده و بقصد جلوگیری از وقوع فتنه های بعدی صورت میگرفته حال آنکه آنچه که وهابیت امروز انجام میدهد خود فتنه انگیزی است.

    ثانیا
    آنچه که از حکم قتل شاعر و شاعره نقل شده همگی حکمی بازدارنده بحساب می آید و اگر این حکم اجرا نمیشد چه بسا تعداد غزوات نبی اکرم به صدها غزوه و تعداد کشته شدگان به هزاران نفر میرسید.

    اما در مورد اینکه چرا در خواب یا بیداری یا غفلت این امر صورت گرفته در پاسخ باید گفت
    اجرای حکم در غفلت و در خواب یا بیداری در مورد ایشان عین حق است چراکه اینان نیز عینا از غفلت مردم سوء استفاده کرده و قصد داشتند از ناآگاهی مردم برای مقاصد خود ابزار و سلاح بسازند و جان و مال و نوامیس مردم را به خطر بیاندازند.

    لذا این حکم اگر در خواب و غفلت هم صورت گرفته باشد با عدالت در تضاد نخواهد بود.


    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۰۱:۳۳
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    46
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63



    اما در برابر اين روايات، قضاياى تاريخى متعددى از سيره رسول اعظم اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل شده كه دستور به كشتن غافلگيرانه بعضى از دشمنان سرسخت اسلام داده كه با تجاوز فيزيكى يا فكرى خود امنيت و آسايش جامعه اسلامى را به خطر مى‏ انداخته‏اند. در اينجا چندنمونه از اين قضاياى تاريخى را از منابع معتبر تاريخى مى ‏آوريم.
    خب انطور که من فهمیدم اینکه ترور در اسلام حرام است اما در شرایطی پیامبر و حاکم جامعه اسلامی تشخیص میدهند که فلانی برای جامعه و اسایشش خطرناک است و باید گشته شود از اینروی دستور کشتنش را میدهند

    مثلا زنکی عصما نام ، برای جامعه ی اسلامی بدلیل شعر گفتن خطرناکه ، مثلا فکرکنم الان

    هیلا صدیقی هم برای جامعه ی اسلامی خطرناک باشه و ممکنه جنگ بوجود بیاره ! خصوصا که شعرای تندی هم داره !


    مثلا القاعده و طالبان و بن لادن انطور که از نامه های خانه اش پیدا شده تشخیص میدهند فلان حسینه فلان گنبد برای اسلام و جامعه و اسایشش خطرناک است . یا فداییان اسلام در زمان شاه تشخیص میدهند که کسروی و نخست وزیرشاه و دیگران برای جامعه و غیره خطرناکند پس باید انهارا کشت خواب و بیداری ندارد

    اما از پاسخ جناب صدار بنده بسیاری از موارد را قانع کننده یافتم بجز مواردی که دربالا گفتم
    اما خواهشم اینست که تنها افراد اشنا به تاریخ و مذهب اظهار نظر بکنند

    مثلا دوستی فکر کرده و نوشته اند :

    ثانیا
    آنچه که از حکم قتل شاعر و شاعره نقل شده همگی حکمی بازدارنده بحساب می آید و اگر این حکم اجرا نمیشد چه بسا تعداد غزوات نبی اکرم به صدها غزوه و تعداد کشته شدگان به هزاران نفر میرسید
    خب یعنی ساده ترش این میشه که پیامبر یا حاکم اسلامی میتونه کسی رو قبل از ارتکاب جرم بکشه

    وگرنه شعر گفتن زنکی چون عصما که شعرش هم توهین نداشته فکرنکنم در هیچ جایی چرم باشه

    مثلا حکومت بحرین که شاعره ای جوان بنام ابت لقرمزی را کشت میتواند همین توجیهات را ببافد

    همچنین نوشته اند :

    و الا هیچگونه تطابقی با سیره نبی اکرم (ص ) نداشته و ندارد چنانکه سیره نبی اکرم در صدور حکم مهدور الدم عملی باز دارنده بوده و بقصد جلوگیری از وقوع فتنه های بعدی صورت میگرفته حال آنکه آنچه که وهابیت امروز انجام میدهد خود فتنه انگیزی است.
    اول اینکه طبق گفته ی شما پیامبر کسانی رو برای جامعه و مسلمین دور و برش خطرناک میدونست و دستور کشتنش رو میداد
    وهابیت و امثال انهم کسانی رو برای خودشون و جامعه ی سنی خطرناک میدونن و دستور کشتنشون رو میدند که البته باید گفت کار اونها مستنده به روایاتی که خودشون نقل کردن از پیامبر کشتن رافضی و گنبد و برج و باروی مسجد ! عزاداری و .... رو همه با توجه به این روایات بدعت میدونند


    دوم اینکه حداقل طبق فقه اسلامی خصوصا شیعه تمامی اموری که شیعه برای معصوم قائلند برای ولی فقیه یا مرجع تقلید هم قائلند بجز عصمت فکر کنم و میگن در غیاب معصوم مرجع تقلید تمامی وظایف معصوم رو بگردن داره و میتونه جای معصوم در هر موردی تصمیم بگیره این مفتیه که تشیخص میده چه زمانی بکشه چه زمانی نکشه
    ویرایش توسط ruya-r : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۲:۰۸

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم جمیعا

    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها
    مثلا دوستی فکر کرده و نوشته اند :
    خب شما هم فکر کنید و بنویسید . از آن بهتر به اسنادی که نقل شده نگاهی بیاندازید و با قوه فکر خود عمل بازدارندگی را بتوانید تصور کنید و اگر نخواستید و نتوانستید اعمال بازدارنده رسول اکرم را در احکام جاریه بفهمید دیگر مشکل از جای دیگری است.

    مثلا
    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها
    اول اینکه طبق گفته ی شما پیامبر کسانی رو برای جامعه و مسلمین دور و برش خطرناک میدونست و دستور کشتنش رو میداد وهابیت و امثال انهم کسانی رو برای خودشون و جامعه ی سنی خطرناک میدونن و دستور کشتنشون رو میدند که البته باید گفت کار اونها مستنده به روایاتی که خودشون نقل کردن از پیامبر کشتن رافضی و گنبد و برج و باروی مسجد ! عزاداری و .... رو همه با توجه به این روایات بدعت میدونند
    خب اگر فکر کرده بودید و کمی تحقیق میدیدید اسلام دارای موازین و اصول و فروعی است که طبق آن فرقان را تعریف مینماید.( البته اگر بدانید فرقان چیست )

    آنچه که وهابیت انجام میدهد یا حکومت آل خلیفه مرتکب میشود با میزان و حق تعریف شده در اسلام تطابق ندارد
    حال آنکه آنچه که رسول اکرم انجام دادند مطابق با عقل و شرع است .

    وهابیت امروز احکامی را دارد اجرا میکند که با اصول فریقین در تضاد است که هیچ با اصول ابتدائی اسلام از توحید تا نبوت و معاد در تعارض است اینها چه مناسبتی با کلام رسول خدا دارد ؟

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۳:۳۳
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ruya-r نمایش پست ها
    مغازی جلد 2صفحه 234 ذكر كشته شدن عصماء دختر مروان عصماء دختر مروان از قبيله بنى امية بن زيد، كه همسر يزيد بن زيد بن حصن خطمى بود، پيامبر را آزار مى‏داد و از اسلام ايراد مى‏گرفت و مردم را عليه پيامبربا سرودن شعر تحريض مى‏كرد، وى اين اشعار را گفت: به نشيمنگاه بنى مالك و نبيت و عوف و به نشيمنگاه بنى خزرج شما از افراد ناشناخته‏اى پيروى كرديد كه نه از قبيله مرادند و نه مذحج پس از كشته شدن سران قوم هنوز هم به او اميد داريد، همچنانكه از گوشت سوخته آبى اميد داشته باشند. عمير بن عدى بن خرشة بن اميد خطمى چون اين گفتار او را شنيد و شوراندن او را عليه اسلام بديد، گفت: پروردگارا، نذر مى‏كنم كه اگر محمد را به مدينه برگردانى، من عصماء را به قتل برسانم- رسول خدا در آن هنگام در بدر بود- چون پيامبر از بدر مراجعت كرد، عمير بن عدى در دل شب به خانه عصماء رفت، بعضى از بچه‏هاى او اطرافش خواب بودند و يكى از آنها شير خوار و روى سينه او بود، عمير با دست خود او را لمس كرد و كودكى را كه شير مى‏داد از او كنار زد و شمشيرش را بر سينه عصماء نهاد و چنان فشار داد كه از پشت او بيرون آمد. آنگاه نماز صبح را با پيامبر گزارد. چون پيامب0 از مسجد بيرون آمد، به عمير نظر فرمود و پرسيد: آيا دختر مروان را كشتى؟ گفت: آرى پدر و مادرم فدايت گردند. عمير ترسيد كه نكند با قتل او مرتكب نافرمانى شده باشد، اين بود كه پرسيد: آيا گناهى بر من است؟ پيامبرگفت : نه، به خاطر او حتى دو بزهم شاخ به شاخ نخواهند گذاشت (ارزش اين حرفها را ندارد). اين مثل براى اولين بار از پيامبر شنيده شد!!! تمام. ارزش اين حرفها را ندارد تا باشد از اين كشتارها!!
    ضمنا ماجرای کامل عصماء شاعره درست بخوانید تا بتوانید درست نتیجه گیری کنید:

    ابو سفيان از اين جهت( غزوه احد) كينه و عداوت پيغمبر را در دل گرفت، پس از اين جريان به كاروانى از بنى عبد القيس برخوردند كه خواروبار به مدينه ميبردند، ابو سفيان به افراد اين قافله گفت: به محمد برسانيد كه من قصد مراجعت دارم و قصد كرده‏ام كه اصحاب او را از پا درآورم و آنها را در فشار بگذارم، شما اگر اين پيام را به وى برسانيد در بازار «عكاظ» كشمش‏هاى فراوانى به شما خواهم داد، افراد اين كاروان پس از اينكه به «حمراء الاسد» رسيدند جريان را به پيغمبر عرض كردند پيغمبر فرمود: خداوند ما را يارى و نصرت خواهد داد و ما امور خود را بوى واگذار كرده‏ايم حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله روز جمعه به مدينه مراجعت كردند،

    راوى گويد: هنگامى كه پيغمبر به غزوه حمراء الاسد رفته بودند، زن بدكارى از بنى خطمه كه او را «عصماء» ميگفتند در مجالس اوس و خزرج شركت ميكرد و با خواندن اشعار تحريك آميز مردم را بر ضد حضرت رسول به شورش واميداشت و در بنى خطمه جز يك نفر بنام «عمير بن عدى» مسلمان ديگرى نبود هنگامى كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مراجعت فرمودند عمير اين زن را كشت و پس از اين خدمت آن جناب رسيد و عرض كرد: من مادر منذر را براى اينكه شما را هجو كرده بود كشتم،

    حضرت رسول با دست خود روى كتف او زد و فرمود: اين مردى است كه خدا و رسول را در نهاني يارى كرده است، و راجع به قتل اين زن اتفاقى رخ نخواهد داد و حتى دو بز هم به يك ديگر شاخ نميزنند، عمير گفت: من صبح
    از در خانه آنها ميگذشتم و ديدم خويشاوندان او بدفن وى مشغولند، و كسى هم متعرض من نشد


    زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام، متن، ص: 126
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۴:۲۷
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود