صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کورش هخامنشی و به آتش کشیدن خانه مردم!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511

    تعجب کورش هخامنشی و به آتش کشیدن خانه مردم!!




    با سلام

    به گزارش گزنفون، کورش در برابر لشکر سراسر مسلح خود نطقی ایراد کرد که خلاصه آن چنین است: «امروز همه نعمت‌های آسمانی در اختیار ماست تا به تارومار دشمنی بپردازیم که در خواب است.

    جوایز این کشتار از برای شما طلا و اموال و نام نیک و آزادگی است.

    ما در صبح زود در حالی به شهر حمله می‌کنیم که مردم در بستر ناز و خوشی آرمیده‌اند. ما مشعل‌های بسیار و قیر فراوان در اختیار داریم و خانه‌های آنان جملگی از چوب خرما است.

    سربازان ما خانه‌های آنان را به سرعت آتش خواهند زد و آنان یا باید بگریزند و یا در میان شعله‌های آتش بسوزند».
    این نقل را بدون استنباط شخصی و داوری از آن رو آوردم که اولاً معلوم باشد منظور از «نام نیک» و «آزادگی» چیست و دیگر آنکه چند و چون ستایش کورش توسط گزنفون که عده‌ای زیاد از آن دم می‌زنند و سخن می‌رانند، معلوم شود!
    برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴؛ کسنفون، سیرت کورش کبیر، ترجمه وحید مازندرانی، انتشارات دنیای کتاب، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۱، صفحه ۲۶۷ و

    ۲۶۸٫
    رضا مرادی غیاث آبادی

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۱۷ در ساعت ۰۳:۰۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7




    گزنفون گوید: روزی در اندیشه افتادم که به راز کامیابی ِ فرمانروایان و دولتها، و دلایل فراز و نشیب ملت ها و حکومت ها و چگونگی ِ رفتار رهبران و کردار زیردستان

    و مهربانی و جانفشانی ِ کسان نسبت به یکدیگر، پی ببرم؛ و بدین نتیجه رسیدم که برای انسان بسیار آسانتر است که بر جانوران فرمان راند تا بر آدمیان. ولی هنگامیکه

    به یاد آوردم که چگونه یک تن، یعنی کوروش پارسی، بود که بسیاری از آدمیان و شهرها و ملت ها را فرمانبردار خود کرد، به ناچار گمان خود را دگرگون کردم، و بر آنم

    که حکومت بر انسان ها نه کاری ناشدنی است، و نه حتی دشوار، به شرط آنکه به خردانه و با هوشمندی در پی ِ حکومت کردن برآئیم.

    ( کوروش نامه - فصل یکم )


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط آریا مهر نمایش پست ها

    گزنفون گوید: روزی در اندیشه افتادم که به راز کامیابی ِ فرمانروایان و دولتها، و دلایل فراز و نشیب ملت ها و حکومت ها و چگونگی ِ رفتار رهبران و کردار زیردستان

    و مهربانی و جانفشانی ِ کسان نسبت به یکدیگر، پی ببرم؛ و بدین نتیجه رسیدم که برای انسان بسیار آسانتر است که بر جانوران فرمان راند تا بر آدمیان. ولی هنگامیکه


    به یاد آوردم که چگونه یک تن، یعنی کوروش پارسی
    ، بود که بسیاری از آدمیان و شهرها و ملت ها را فرمانبردار خود کرد، به ناچار گمان خود را دگرگون کردم، و بر آنم

    که حکومت بر انسان ها نه کاری ناشدنی است، و نه حتی دشوار، به شرط آنکه به خردانه و با هوشمندی در پی ِ حکومت کردن برآئیم.

    ( کوروش نامه - فصل یکم )
    با سلام

    راستی چرا این اسم کوروش هخامنشی در منابع کهن نیامده !!؟
    بیاید یه سر بزنیم به الواح هخامنشی کشف شده و ببینیم آنها چه میگویند !!
    به موجب الواح هخامنشی کشف شده در بابل دانسته شده که کورش و کمبوجیه با سرمایه‌ای که از محل غارت لیدی تأمین شده بود، در مؤسسه مالی اگیبی سرمایه‌گذاری کردند.
    فعالیت‌های این مؤسسه از جمله عبارت بود از: اعطای وام با بهره سی تا پنجاه درصد در ماه، خرید و فروش برده و اجاره دادن فاحشه.

    برای آگاهی بیشتر بنگرید به:
    Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.
    ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7



    دوست عزیز هیچ نشانی‌ از برده داری در تاریخ باستان سرزمین ایران اثبات نشده است

    اغلب کذب است و
    اغلب دیگر دشمنی سرزمین‌های تاریخ نویسانی همچون گزنفن و هرودت با پارس است.
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۸:۴۶

  8. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط آریا مهر نمایش پست ها
    دوست عزیز هیچ نشانی‌ از برده داری در تاریخ باستان سرزمین ایران اثبات نشده است

    اغلب کذب است و
    اغلب دیگر دشمنی سرزمین‌های تاریخ نویسانی همچون گزنفن و هرودت با پارس است.

    با سلام
    اولا از موضوع بحث خارج نشوید !!که مطالب شما ویرایش میشود!!
    موضوع در مورد کوروش است !!
    دوما با سند ثابت کنید اینها دروغ بوده !!چطور به اینجا که میرسند اینها میشود دروغ !!
    منابع زیاد است بله دروغپردازی در مورد شخصیت کوروش زیاد شده !!ما قبلا در تاپیکهای مختلف اینها را ثابت کرده ایم که یهود لعنت الله بوسیله خاندان پهلوی چرا دست به جعل در مورد بزرگ ب
    ودن کوروش زاده اند !
    آیا تا بحال تاریخ را بدون دخالت پهلوی و یهود خوانده اید؟
    در ایران باستان و آئین زرتشت نیز بردگی به صورت های گوناگون رواج داشت.
    آرتور کریستن سن مستشرق دانمادکی در کتاب ایران درزمان ساسانیان می نویسد:” ایرانیان اکثراً دست اسیران جنگی را بر پشت بسته و آنها را به عنوان غلامی می فروختند… خریداران خود را مالک جان بردگان می دانستند.
    ”(ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستن سن، ترجمه رشید یاسمی، ص۲۴۰ و۳۴۴ )

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۸:۵۸
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن صفحه 407 ذکر کرده که بابلیان سالانه 500 غلام بهمراه 1000 تالنت طلا بعنوان خراج (مالیات) مجبور بودند به پادشاه ایران پرداخت کنند.
    برده داری در حکومت خشایار و داریوش سوم هم بوضوح دیده می شود بطوری که در جنگها صدها برده وظیفه حمل تخت پادشاهی را داشتند
    برده داری مختص حکومت هخامنشی و ساسانی نبوده بلکه تمدنهای قبل از ایران مانند بابلیان و مصر و یونان نیز برده داری و برده فروشی می کردند.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  10. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7



    «آتور كريستين سن» را يك زمانی مورخ و دانشمند بزرگ دانماركی می‌گفتند. با آنكه پژوهشهای خوبی بر كتابهای پهلوی و اوستايی و ديگر منابع كهن ايرانی داشت اما برداشتش از مفاهيم اصيل ايرانی همواره با مشكل روبرو بود. ايراد ديگرش اين بود كه گفتار ديگر پژوهشگران بسيار بر او اثر می‌گذاشت. اين در حالی است كه يك پژوهشگر نبايد برپايهء حدسيات و گمانه‌زنی‌ها و برداشتهای برون متنی، گفتاری و نوشتاری پديد آورد كه اكنون نويسندگان اروپايی هم نوشته‌های او را زياد جدی نمی‌گيرند!

    اين هشداريست به همهء نويسندگان و پژوهشگران كه هيچ گفتار و نوشتاری را بدون سند معتبر، نپذيرند...



    با وجه ورته » ( اسیر ) به گمانم آشنا باشید
    واژهء برده يا یورتا در فارسی باستان وجود ندارد!

    بهتر است بدانيد كه بارتولومه و كريستين سن و بسياری از شرقشناسان بيشتر بجای آنكه مستقيما به منابع باستانی اشاره كنند برداشتهای شخصی خويش را عنوان می‌كردند. آنان فرض می‌كردند كه مثلا چنان واژه‌ای در دوران باستان وجود داشته پس از آن بر پايهء همين تخيل به نتايج شگرفی می‌رسيدند!
    شوربختانه بسياری از دانشجويان و استادان ما هم بجای آنكه خود پژوهش و راستی‌آزمايی كنند، گفتار اين شرقشناسان را وحی منزل می‌دانند و دربست می‌پذيرند!!
    نمی‌خواهم بگويم اين شرقشناسان هميشه اشتباه می‌كرده‌اند، بلكه می‌بايد هر گفتاری را بدون سند نپذيرفت؛ بويژه كسانی كه دانش زبانهای باستانی را ندارند هرگز نبايد در اين زمينه‌ها ابراز نظر كنند!


  11. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    62
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    151



    درود بر مسلمانان که آمدند و به چند هزار سال تاریخ ننگین این کشور خاتمه دادند.

  12. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط آریا مهر نمایش پست ها
    «آتور كريستين سن» را يك زمانی مورخ و دانشمند بزرگ دانماركی می‌گفتند. با آنكه پژوهشهای خوبی بر كتابهای پهلوی و اوستايی و ديگر منابع كهن ايرانی داشت اما برداشتش از مفاهيم اصيل ايرانی همواره با مشكل روبرو بود. ايراد ديگرش اين بود كه گفتار ديگر پژوهشگران بسيار بر او اثر می‌گذاشت. اين در حالی است كه يك پژوهشگر نبايد برپايهء حدسيات و گمانه‌زنی‌ها و برداشتهای برون متنی، گفتاری و نوشتاری پديد آورد كه اكنون نويسندگان اروپايی هم نوشته‌های او را زياد جدی نمی‌گيرند!

    اين هشداريست به همهء نويسندگان و پژوهشگران كه هيچ گفتار و نوشتاری را بدون سند معتبر، نپذيرند...



    با وجه ورته » ( اسیر ) به گمانم آشنا باشید
    واژهء برده يا یورتا در فارسی باستان وجود ندارد!

    بهتر است بدانيد كه بارتولومه و كريستين سن و بسياری از شرقشناسان بيشتر بجای آنكه مستقيما به منابع باستانی اشاره كنند برداشتهای شخصی خويش را عنوان می‌كردند. آنان فرض می‌كردند كه مثلا چنان واژه‌ای در دوران باستان وجود داشته پس از آن بر پايهء همين تخيل به نتايج شگرفی می‌رسيدند!
    شوربختانه بسياری از دانشجويان و استادان ما هم بجای آنكه خود پژوهش و راستی‌آزمايی كنند، گفتار اين شرقشناسان را وحی منزل می‌دانند و دربست می‌پذيرند!!
    نمی‌خواهم بگويم اين شرقشناسان هميشه اشتباه می‌كرده‌اند، بلكه می‌بايد هر گفتاری را بدون سند نپذيرفت؛ بويژه كسانی كه دانش زبانهای باستانی را ندارند هرگز نبايد در اين زمينه‌ها ابراز نظر كنند!

    با سلام
    متاسفانه شما نقش بزرگ نمائی خاندان پهلوی را در مورد کوروش بوسیله یهود و دست نشانده ان انگلیس فراموش کرده اید در این تاپیک توضیح داده ایم

    http://www.askdin.com/thread19565.html

    که برای کم رنگ کردن اسلام چه ظلم بزرگی به تاریخ کردند و افکار مردم را با سخنانی که هیچ کدام صحت ندارد در مورد کوروش مسموم کردند !
    مسلما سم زدایی و کشیدن سم از افکار مردم به این سادگیها نیست !
    اما خوشبختانه شروع شده و میبینیم در میتینگها و مجالس علمی از این جعلیات سخن گفته میشود و این جای امیدوارست !
    و اما بعد.........

    «کتزیاس پس از نقل رفتار محبت‌آمیز کورش با آستیاگ (آخرین پادشاه ماد) این را نیز آورده است که «کورش پس از تصرف ماد، اَسپیتاماس (شوهر آمیتیس و داماد آستیاگ) را کشت و زنش را تصرف کرد و به جمع زنان خود افزود».»
    و کوروش باز هم میکشد و میکشد :
    «کورش چشمان پِتیساکاس (پیشکار خودش) را از حدقه در آورد و پوستش را زنده زنده کند و به صلیبش کشید.

    به این دلیل که پتیساکاس مأمور آوردن آستیاگ به دربار بود، اما او را در بیابان رها کرده بود و موجب خشم کورش شد که با آستیاگ با مهربانی و گذشت رفتار می‌کرد».
    کتزیاس همچنین نقل می‌کند که «کورش قبل از حمله به ماساژت‌ها، به سرزمین دِربیکس‌های سکایی حمله برد و پس از قتل‌عام سی هزار نفر از دربیکس‌ها و کشتن پادشاه آنان و دو پسرش، کشورشان را تصرف کرد».

    تاریخ کتزیاس، خلاصه فوتیوس، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، ۱۳۸۰، بخش‌های یک تا هفت، صفحه ۱۵ تا ۳۸»

    گزنفون و کوروشنامه :


    «کورش و سپاهیانش به اندازه‌ای از اهالی شهر را کشتند که «زنان شیون و زاری آغاز کردند و دیوانه‌وار به هر سو می‌گریختند.

    آنان اطفال خود را به آغوش گرفته بودند و از معدود کسانی که زنده مانده بودند، استغاثه می‌کردند که نگذارید ما تنها و بی‌پناه بمانیم
    گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران، ۱۳۸۶»

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    اما موضوع یادمان نرود که مربوط به سوزاندن خانه های مردم است به دست کوروش هخامنشی



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام

    به گزارش گزنفون، کورش در برابر لشکر سراسر مسلح خود نطقی ایراد کرد که خلاصه آن چنین است: «امروز همه نعمت‌های آسمانی در اختیار ماست تا به تارومار دشمنی بپردازیم که در خواب است.

    جوایز این کشتار از برای شما طلا و اموال و نام نیک و آزادگی است.

    ما در صبح زود در حالی به شهر حمله می‌کنیم که مردم در بستر ناز و خوشی آرمیده‌اند. ما مشعل‌های بسیار و قیر فراوان در اختیار داریم و خانه‌های آنان جملگی از چوب خرما است.

    سربازان ما خانه‌های آنان را به سرعت آتش خواهند زد و آنان یا باید بگریزند و یا در میان شعله‌های آتش بسوزند». :narahat az:
    این نقل را بدون استنباط شخصی و داوری از آن رو آوردم که اولاً معلوم باشد منظور از «نام نیک» و «آزادگی» چیست و دیگر آنکه چند و چون ستایش کورش توسط گزنفون که عده‌ای زیاد از آن دم می‌زنند و سخن می‌رانند، معلوم شود!
    برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴؛ کسنفون، سیرت کورش کبیر، ترجمه وحید مازندرانی، انتشارات دنیای کتاب، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۱، صفحه ۲۶۷ و

    ۲۶۸٫
    رضا مرادی غیاث آبادی
    نقل قول نوشته اصلی توسط آریا مهر نمایش پست ها

    گزنفون گوید: روزی در اندیشه افتادم که به راز کامیابی ِ فرمانروایان و دولتها، و دلایل فراز و نشیب ملت ها و حکومت ها و چگونگی ِ رفتار رهبران و کردار زیردستان

    و مهربانی و جانفشانی ِ کسان نسبت به یکدیگر، پی ببرم؛ و بدین نتیجه رسیدم که برای انسان بسیار آسانتر است که بر جانوران فرمان راند تا بر آدمیان. ولی هنگامیکه

    به یاد آوردم که چگونه یک تن، یعنی کوروش پارسی، بود که بسیاری از آدمیان و شهرها و ملت ها را فرمانبردار خود کرد، به ناچار گمان خود را دگرگون کردم، و بر آنم

    که حکومت بر انسان ها نه کاری ناشدنی است، و نه حتی دشوار، به شرط آنکه به خردانه و با هوشمندی در پی ِ حکومت کردن برآئیم.

    ( کوروش نامه - فصل یکم )

    با سلام

    اما برای اینکه به شما ثابت کنم که جناب کوروش دست به این آتش سوزی زده منابع دیگری را هم برای شما بازگو میکنیم

    کورش نبرد دیگری در اوپیس کنار دجله نمود و مردم اکد را با آتش سوزاند.
    ( اومستد، ا. ت.، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه دکتر محمد مقدم، چاپ سوم، انتشارات امیرکبیر،
    ۱۳۷۲، ص ۶۸ و ۶۹.)

    جان مانوئل کوک: کوروش در نبردی در اوپیس بر مردم پایتخت کهن اکد پیروز می شود و آنان را با آتش و کشتار عام نابود می کند.
    (مانوئل کوک، جان، شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس،
    ۱۳۸۴، ص ۶۴.)

    پرویز رجبی: کورش پس از پشت سر گذاشتن گوتیوم از رودخانه دیاله گذشت و به پای دیوار میان دجله و فرات رسید،که شهرهای اُپیس و سیپار را در دو سوی خود داشت. اُپیس به تصرف در آمد و به آتش کشیده شد.
    (رجبی، پرویز، هزاره های گمشده، جلد دوم، انتشارات توس،
    ۱۳۸۰، ص ۱۳۶.)

    ویل دورانت نیز به کوروش "قساوت بی حد " را نسبت می دهد که بنظر درباره همین حرکتش می باشد :
    ويل دورانت:"نقص بزرگی که بر خلق و خوی کوروش لکه ای باقی گذاشته آن بود آنکه گاهی بی حساب قساوت و بیرحمی داشته است"

    در سالنامه نبونید هم چنین نوشته شده است :
    در ماه تَـشـریـتـو ، هنگامی که کوروش به سپاه اکَـد در شهر اُپـیـس بر کرانه رود دجـلـه حمله کرد؛ مردمان اَکَـد بشوریدند.اما او همه مردمان شهر را از دم بکشت.
    (به نقل از سایت غیاث آبادی )



    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۱۷ در ساعت ۲۲:۰۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۰۲:۱۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود