صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هم خدا رو میخوام هم خرما(مشاوره رابطه عشقی) کمک کنید لطفا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684

    هم خدا رو میخوام هم خرما(مشاوره رابطه عشقی) کمک کنید لطفا




    سلام
    لطفا وقتی این متن رو میخونید خودتون رو جای بنده بگذارید و جواب بدید.
    میخوام همین اول بگم که اگر تند برخورد کنید یا بگید کارم اشتباست،اصلا گوش نمیکنم و کار بدتر میشه.آروم بگید و منطقی.اشکم رو هم در نیارید.سخت بگیرید کلا از خیر مشورت میگذرم و همین کارمو ادامه میدم،هرچند میدونم اشتباست
    فقط یادتون باشه که من خیلی خوبم.تا حالا این اشتباه رو نکردم و همه چیز یهو پیش اومد.لطفا یکم اروم تر قضاوت کنید

    ویرایش توسط **فاطمه** : ۱۳۹۱/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۷:۵۲

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    حدود یه سال پیش عضو انجمنی بودم.و اکثر پستهای مذهبی با من بود.یهو با کاربری اشنا شدم که به ظاهر خیلی مذهبی میومد.اون هم مثل من خیلی فعال بود.یعنی کم کم فعال شد.
    پیشنهاد دادن که از وبلاگشون دیدن کنم.منم رفتم و در حین نظر دادن ایمیلم رو هم وارد کردم.نمیدونستم که ایشون ایمیلمو میبینن.فکر میکردم برای ارسال نظر باید وارد کنم.خلاصه اینکه ایمیلمو داشتن.کم کم تعدا پیام هامون(در انجمن) زیاد شد.بیشتر بحث مذهبی میشد.همون اول که فهمیدم روحیه خیلی مذهبی دارن و اطلاعاتشون خوبه،ازشون خواستم تا به چند تا از سوالهای فلسفی مذهبیم جواب بدن.یه مدتی مشغول بودیم و من سوال میپرسیدم و ایشون (و البته بقیه کاربرا) جواب میدادن.سوالایی که خیلی قابل فکر بود.

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    خلاصه اینکه چند ماه گذشت.ایشون تو این مدت ایمیل هم بهم میدادن.(مطالب عمومی و مذهبی)و من معمولا فقط تشکر میکردم.خیلی کم پیش میومد که منم چیزی میل کنم.
    بعد از چند ماه یه اتفاقاتی افتاد.(اگه بخوام بگم خیلی طولانی میشه.فعلا بگذریم).خیلی ناراحت شدم.چون اشتباه خیلی بزرگی کردن و من در یک پیام بهشون فهموندم که متوجه کارشون شدم و خداحافظی کردم
    تا اینجا هیچ اتفاق خاصی نیفتاده بود و رابطه مثل همه ی کاربرای دیگه بود.خیلی عادی.فقط ایمیل ها متفاوت بود که اونها هم محتوای مذهبی یا معمولی داشتن که من اصلا به چیز خاصی فکر نمیکردم

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    اینجاش مهمه:
    فردای اون روز اومدن و در حالی که به سیم اخر زده بودن شروع کردن به توضیح دادن.
    از اول شروع کردن و همه چیو گفتن و خلاصه حرفها اینکه مجذوب چنین شخصیتی(بنده حقیر) با چنین افکاری شدن(متاسفانه)
    تا اخر حرفاشون هیچی نگفتم.وقتی تموم تموم شد در حالی که داشتم از گریه دق میکردم فقط معذرت خواهی کردم.خیلی معذرت خواستم.ازینکه من باعث شدم تا فکر ایشون مشغول بشه و ...
    اخرش هم گفتم دیگه نه پیام میدیم (حتی دادن لینک) نه من به وبلاگشون میرم و نه از پستها تشکر میکنیم و نه ایمیل
    اینو گفتم تا کمک کنم فراموش کنن و یه طوری رفتار کردم که انگار کاملا بی تفاوتم نسبت به حرفاشون.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    ایشون رفتن و من بعد از یه مدت خیلی بهم فشار اومد.تازه فهمیدم که منم درگیر شدم و خودم نفهمیدم.دیگه واقعا قاطی کرده بودم اما اصلا جلو نمیرفتم.داشتم خفه میشدم اما هیچی نمیگفتم.خیلی سخت گذشت.خیلی
    چند ماه گذشت و من همینطور درگیر بودم.باور کنید تمام مدت فقط از خدا میخواستم که کمکمون کنه.همیشه از خدا میخواستم که اول از ذهن اون ببره.که اون یه بنده پاک خداست ومن باعث شدم تا اشتباه کنه.میگفتم اون سختی نکشه،من خودمو یه کاری میکنم(هرچند تجربه اول خودم هم بود)
    گذشت و گذشت تا یه اتفاقی دیگه افتاد که باز هم برای اینکه طولانی نشه نمیگم.فقط اینکه ایشون گفتن که اون راه حل من(دوری) برای جلوگیری از وابسته شدن فایده ای نداشت و اینجاها بود که من داد میکشیدم و میگفتم به من مربوط نیست و من فقط میخواستم درست کنم.


    به خدا تمام تلاشمو کردم تا خودمو بی تفاوت نشون بدم
    ولی بعد از این هم ارتباطی نداشتیم.از هیچ کدوم از راه های قبل.و ایشون یهو نا پدید شدن.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,536
    حضور
    221 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7884



    به نام خدا.

    خالا ما چیکار کنیم؟

    شما که اول کار همه چیز رو ممنوع کردید الا تایید کردن رو

    ولی با این وجود ما چیکار کنیم؟

    با تشکر ، ستایشگر
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

    من بیچاره ترین موجود در عالم بودم و خدایا، محبت حسین (ع) رو در دل من گذاشتی و من خوشبخت ترین فرد زمین شدم.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    پست تکراری بود......اشتباه شد
    ویرایش توسط **فاطمه** : ۱۳۹۱/۰۳/۱۰ در ساعت ۲۰:۴۷

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684




    به نام خدا.

    خالا ما چیکار کنیم؟ :nishkhand:

    شما که اول کار همه چیز رو ممنوع کردید الا تایید کردن رو :nishkhand:

    ولی با این وجود ما چیکار کنیم؟

    با تشکر ، ستایشگر :gol:
    ممنون که میخونید
    خب ادامه داره دیگه
    آخرش سوال پرسیدم.یکم صبر کنید

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    و تا چند وقت پیش (که حدود چند ماه از اخرین موضوع میگذره) تمام تلاشمو کردم تا دیگه حتی یک لحظه بهشون فکر نکنم.به خودم قول میدادم.با خودم شرط میذاشتم.ذکر استغفار میگفتم.خودمو به همه کار مشغول میکردم تا فقط یه لحظه بهشون فکر نکنم.کلی فایل ازشون تو سیستمم داشتم.ازون به بعد هیچ کدومو نگاه نمیکردم.تو اون انجمن حتی یه بار هم به پروفایلشون نمیرفتم.دیگه به وبشون نمیرفتم.از همه سخت تر کنترل فکرم بود که تو عمرم چنین کنترلی روی خودم نداشتم.




    با افتخار به اینجا رسیدم که بعد از چند ماه همه چیزو(تقریبا و به ظاهر) فراموش کردم.

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    684



    قسمت آخر:



    تا یه مدت کوتاه پیش.تولدم بود.تو اون انجمن همه بهم تبریک میگفتن.ایشون هم گفتن.(بعد از 4ماه و خورده ای پست دادن)
    و من از خوشحالی داشتم بال در میاوردم.ازینکه عادی برخورد کردن.چون احساس کردم برخورد معمولی یعنی همین.خوشحال شدم ازینکه خیلی عادی تبریک گفتن.بهشون پیام دادم و کلی تشکر کردم.

    حالا از اون روز به بعد ایشون دوباره ایمیل میدن.همه روز.80% هم مطالب مذهبیه.با اینش کاری ندارم.
    فقط دوست ندارم که دوباره فکرم مشغول بشه.دوست ندارم وقتی ایمیلمو باز میکنم به امید دیدن اسم ایشون باشم
    باز خودم هیچی.دوست ندارم یه بنده پاک خدا که تمام ارزوش سرباز آقا امام زمان بودنه،به خاطر من به گناه بیفته
    طبق گفته خودشون ادمی هستن که شدیدا روی ارتباط با جنس مخالف حساس بودن.
    نماز اول وقت.دعای عهد.راه رفتن با فکر خشنودی آقا امام زمان و ...
    اینارو فقط من هم نمیگم.از اونایی که با ایشون دوست بودن هم شنیدم.حتی کسی که با ایشون مشکل داشت و بحثش شده بود.اون هم تعریفشو میکرد.


    حالا من عذاب وجدان دارم.نمیدونم چرا اینکارو میکنه.نمیدونم ایمیل هاش براش عادیه یا نه.نمیدونم به چیزی فکر میکنه یا نه.


    چرا اینکارو میکنه؟؟

    به نظرتون امکانش هست که ما به هم برسیم؟؟
    اگه اصلا امکانش نیست پس چرا اون ایمیل میده؟؟
    شخصی که این قدر روی این مسائل و روابط حساس بود.کسی که اینهمه سختی رو تحمل کرد تا فراموش کنه!!چرا بعد از این مدت یهو برگشت؟؟میترسم.
    از طرفی هم هنوز برام مهمه.نمیتونم بگم بی تفاوتم.هرچند داشتم تغییر میکردم اما دله دیگه.دوباره هوایی شدم.
    هنوز هم اگه بره ناراحت میشم و براش ارزوی خوشبختی میکنم اما اگه بدونم واسه من میشه........(خجالت کشیدم)



  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود