جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتماد به خدا قبل از ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    112
    حضور
    2 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    335

    دعوت اعتماد به خدا قبل از ازدواج




    سلام
    خسته نباشید

    راستشو بخواید ۲ هفته ای هست مادرم یه دختره رو دیده البته خودم هم دیدمش البته نه این که باهاش حرف بزنم همین طوری همسایه خواهرم میگه بیا بریم خواستگاری نه این که دلم نباشه ها ولی مخالفت میکنم البته دلایل زیر دل منو سرد میکنه
    1:من تا حالا به خدا اعتماد نکردم البته کردم ولی دل منو خیلی شکسته اصلا شانس ندارم هر وقت بهش توکل کردم همون اولش زده زیرش نمیدونم چه کار کنم
    2:تا حالا که ۲۳ سالمه اصلا به فکر ازدواج نیفتادم البته به خاطر مسایل مالی و خانوادگی
    3:میترسم مسخرم کنن به دلیل این که تا حالا چنین رفتاری رو نداشتم
    4:میترسم خانواده دختره نه بگن چون یک تومن هم ندارم کلا زندگیم رو به خوشی گذروندم پولام خرج کردم البته نه در راه خلاف در راه گوشی کامپیوتر و .. خریدم
    5:میترسم خیلی خیلی میترسم میترسم خوشبخت نشم یا دختر مردم رو خشبخت نکنم
    6:وقعیت اقتصادی خراب کشور
    7:دختره ۱۵ سالش

    البته این رو هم بگم ها دلم خیلی هست دیگه از این همه تنهایی خسته شدم پدرم مادرم مریضن نمیدونم چه کار کنم شغل من اسکلت ساختمان به خاطر این وضعیت چند بار خواستم خودم رو از بالای اسکلت بندازم پایین ولی فقط فقط از خدا ترسیدم نه چیز دیگه ای خلاصه خواستم بگم نمیدونم چه کار کنم
    البته نمیگم کمکم کنید تا بهترین تصمیم رو بگیرم این رو هم بگم موقعیت من خیلی با شما فرق داره چون حتی ۱ تومن هم ندارم
    ویرایش توسط majid811 : ۱۳۹۱/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۷:۳۴

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    112
    حضور
    2 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    335



    جوابم نکن مردم از ناامیدی
    شاید عاشقم شی خدارو چه دیدی
    خیال کن جواب منو دادی اما
    عزیزم جواب خدا رو چی میدی
    همین جوری اشکام سرازیر میشن
    دیگه از خودم اختیاری ندارم
    من از عشق چیزی نمیخوام به جز تو
    ولی از تو هیچ انتظاری ندارم
    صبوریم کم بی قراریم زیاد
    چه بد بیقرارم من صاف ساده
    عزیزم چه سخت دل کندن از تو
    عزیزم چقدر تلخ کام من از تو
    نزار زندگیم راحت از هم بپاشه
    جوابم نکن مردم از بی جوابی
    یه چیزی بگو پیش از این که بمیرم
    به خوابم بیا پیش از این که بخوابی
    شب از نیمه های زمستون گذشته
    به خوابم بیا پیش از این که بمیرم
    اگه پا به خوابم گذاشتی عزیزم
    یه چیزی بگو بلکه اروم بگیرم

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    112
    حضور
    2 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    335



    بعد از کمی فکر تصمیم گرفتم فکرش رو هم نکنم دوستان خدانگهدار

  7. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود