صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتبار كتاب بخاري و مسلم و راويان آن‌ها، از ديدگاه علماي اهل سنت!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب اعتبار كتاب بخاري و مسلم و راويان آن‌ها، از ديدگاه علماي اهل سنت!!




    بسم الله الرحمن الرحيم

    از ديدگاه اهل سنت، كتاب‌هاى روائى از نظر اعتبار به چند دسته تقسيم مى‌شوند كه از اين ميان، شش كتاب كه با عنوان «صحاح سته» مشهور شده است، اعتبار بيشترى نسبت به ساير كتاب‌هاى روائى دارد.
    از ميان صحاح سته، دو كتاب صحيح بخارى و صحيح مسلم اعتبار بيشترى دارد و اهل سنت معتقد هستند كه تمام روايات اين دو كتاب قطعى الصدور هستند و هيچ اشكالى در سند حتى روايت از روايات آن وجود ندارد.
    عبد الحق دهلوى در باره كتب سته مى‌نويسد:
    الكتب الستة المشهورة المقررة في الإسلام التي يقال لها الصحاح الستة هي:
    1 صحيح البخاري 2 وصحيح مسلم 3 والجامع للترمذي 4 والسنن لأبي داود 5 والنسائي 6 وسنن ابن ماجه وعند البعض الموطأ بدل ابن ماجه.

    كتابهايى ششگانه مشهورى كه در اسلام ثابت شده‌اند، كه به آنها صحاح سته مى‌گويند، به قرار ذيل است:
    1. صحيح بخارى.
    2. صحيح مسلم
    3. جامع ترمذى
    4. سنن ابو داود
    5. سنن ابن ماجه
    . سنن ابن ماجه و برخى به جاى سنن ابن ماجه موطأ مالك را گفته‌اند.
    البخاري الدهلوي، عبد الحق بن سيف الدين بن سعد الله (متوفاي1052هـ)، مقدمة في أصول الحديث، ج1، ص96، تحقيق: سلمان الحسيني الندوي، دار النشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية1406هـ - 1986م
    سيد صديق حسن قنوجى نيز در كتاب «الحطة فى ذكر الصحاح الستة» يادآور مى‌شود كه صحاح سته از منابع دست اول و داراى برترين رتبه در ميان جوامع روايى اهل سنت بوده و از شهرت و قبول تغيير ناپذيرى در ميان امت اسلام (از گذشته تا كنون) برخوردار هستند:
    كتب الحديث وإن كانت في نفسها كثيرة ولدى أهل العلم شهيرة لكن الطبقة العليا منها هي الصحاح الستة التي خصت بمزيد الصحة والشهرة والقبول وتلقتها الأمة المرحومة جميعا من السلف والخلف تلقيا لا يحول ولا يزول واعتنى بروايتها عصابة أهل الحديث عناية تامة وأذعن لضبطها ونشرها في كل عصر خاصتهم والعامة بل عليها اقتصروا في قراءة كتب الحديث وتدريسه.
    كتابهاى روايى هرچند كه بسيار و در نزد اهل علم مشهور هستند؛ اما برترين ‌آنها «صحاح ششگانه» است كه ويژگى‌هاى منحصر به فرد آنها صحت، شهرت و قبول روايات آنها است و امت مرحومه (منظور امت اسلام است) همگى از گذشته تا كنون رواياتشان را قبول داشته و دارند به گونه‌اى قابل تغيير و برطرف شدن نيست و گروهى از محدثان به روايات اين كتابها عناويت ويژه‌اى دارند و اعتقاد به حفظ دارند و اين روايات آن را در تمام عصرها منتشر كرده‌اند؛ بلكه بر قرائت كتابهاى روايى و تدريس آنها اهتمام ورزيده‌اند.
    القنوجي البخاري، أبو الطيب السيد محمد صديق خان بن السيد حسن خان (متوفاى1307هـ)، الحطة في ذكر الصحاح الستة،ج1، ص12، ناشر: دار الكتب التعليمية - بيروت، الطبعة: الأولى 1405هـ/ 1985م.
    و گاهى در باره برخى از اين كتابها نيز ستايش‌هاى حيرت انگيزى به چشم مى‌خورد. به عنوان مثال، ابو عيسى ترمذى در باره مسندش گفته‌است: اگر كسى اين كتاب را در خانه‌اش داشته باشد گويا يك پيامبرى با او سخن مى‌گويد.
    متن سخن ترمذى را ابوبكر بغدادى اين‌گونه نقل كرده‌است:
    أخبرنا أبو سعد البناء أنبا علي بن حمزة الموسوي إجازة أنبأ نجيب بن ميمون الواسطي الأصل الأديب الهروي عن أبي علي منصور بن عبد الله بن خالد بن أحمد بن خالد بن حماد الذهلي قال قال أبو عيسى محمد بن عيسى الترمذي رحمه الله:
    صنفت هذا الكتاب يعني المسند الصحيح فعرضته على علماء الحجاز فرضوا به وعرضته على علماء العراق فرضوا به وعرضته على علماء خراسان فرضوا به ومن كان في بيته هذا الكتاب فكأنما كان في بيته نبي يتكلم.
    احمد بن خالد ذهلى مى‌گويد: ابو عسى ترمذى گفته‌است: من اين كتاب (يعنى كتاب مسند صحيح) را تصنيف كردم و آن را بر علماى حجاز عرضه داشتم و آنان از اين كتاب راضى بودند.
    بار ديگر اين كتاب را بر علماى عراق عرضه داشتم و مورد رضايت آنان نيز واقع شد. بار سوم بر علماى خراسان عرضه كردم آنان مورد پسند آنان نيز واقع شد آنگاه مى‌گويد: هركه در خانه‌اش اين كتاب باشد و آن را بخواند گويا پيامبرى با او سخن مى‌گويد.

    البغدادي، محمد بن عبد الغني أبو بكر (متوفاي629هـ)، التقييد لمعرفة رواة السنن والمسانيد، ج1، ص97، تحقيق: كمال يوسف الحوت، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت،‌ الطبعة: الأولى 1408
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۵:۲۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    و يا ذكريا ساجى سنن ابو داود را «عهد الاسلام» معرفى كرده‌است:
    حدثني أبو المعمر المبارك بن أحمد بن عبدالعزيز بن المعمر نا أبو الفضل محمد بن طاهر المقدسي أنا أبو القاسم عبدالله بن طاهر التميمي الفقيه قدم علينا الري حاجا أنا علي بن محمد بن نصر الدينوري نا القاضي أبو الحسن علي بن الحسن بن محمد المالكي نا أبو القاسم الحسن بن محمد بن أحمد حدثني أبو بكر محمد بن إسحاق نا الصولي قال سمعت أبا يحيى زكريا بن يحيى الساجي يقول: كتاب الله عز وجل أصل الإسلام وكتاب السنن لأبي داود عهد الإسلام.
    صولى مى‌گويد: از ساجى شنيدم كه مى‌گفت: كتاب خداوند متعال اصل اسلام و كتاب سنن ابو داود عهد اسلام است.
    ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج22، ص197، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج13، ص215، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، طبقات الحفاظ، ج1، ص266، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ.
    اما با توجه به سخنان محدثان و علماى برجسته اهل سنت، از ميان صحاح سته، دو كتاب صحيح بخارى و مسلم بالاترين و برترين جايگاه را در نزد آنها دارند و در طول تاريخ علماى علم حديث، فقه، تفسير و تاريخ نسبت به اين دو كتاب عنايت ويژه‌اى داشته و دارند و در تعبيرات متعددى اين دو كتاب را صحيح ترين كتب اهل سنت بعد از قرآن و يا كتاب رسول خدا صلى الله عليه وآله مى‌دانند.
    هدف از تدوين اين نوشتار، جمع‌آورى كلمات علماى اهل سنت در باره اعتبار روايات بخارى و مسلم و همچنين اثبات وثاقت و عدالت راويان اين دو كتاب است تا از اين مسأله در مناظرات و گفتگو‌ها با اهل سنت استفاده شود.
    در حقيقت ما مى‌خواهيم در اين نوشتار ثابت كنيم كه از ديدگاه اهل سنت، تمام روايات بخارى و مسلم قطعى الصدور هستند و هيچ شبهه‌اى در صحت اين روايات از ديدگاه آن‌ها وجود ندارد.
    همچنين تمام كسانى كه در سلسله سند روايات اين دو كتاب آمده، از ديدگاه اهل سنت موثق و عادل و روايات اين راويان معتبر هستند.
    طبيعى است كه اثبات اين مطلب كمك شايانى به شيعيان در مناظره و گفتگو با اهل سنت خواهد كرد؛ چرا كه در اين دو كتاب مطالب بسيار مهمى وجود دارد كه شيعيان با استناد به آن‌ها مى‌توانند خصم خود را قانع و صحت اعتقادات خود را از صحيح‌ترين كتاب‌هاى اهل سنت ثابت كنند.
    همچنين رواتى كه در سلسله سند اين دو كتاب آمده، روايات مهمى را در ديگر كتاب‌هاى اهل سنت نقل كرده‌اند كه گاهي ديده مى‌شود برخي از علماي اهل سنت، آن روات را جرح و روايت او را رد كرده‌اند، ما وقتى ثابت كنيم كه تمام روات بخارى و مسلم عادل هستند، اين اشكالات به راحتى دفع مي‌شود .
    البته با بررسى سخنان علماى اهل سنت به اين نتيجه مى‌رسيم كه آنان براى صحيح بخارى اعتبارى بيشترى نسبت به صحيح مسلم قائل هستند كه در پايان، متن كلام آنها در اين مورد اشاره خواهد شد.


    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ در ساعت ۰۲:۵۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    فصل اول؛ شخصيت بخاري و مسلم از ديدگاه علماي اهل سنت

    از آنجايى‌كه كتاب صحيح بخارى و مسلم از ديدگاه علماى اهل سنت داراى اعتبار ويژه مى‌باشد در ابتدا لازم است به صورت مختصر با شخصيت خانواده‌گى و علمى اين دو محدث نام آور اهل سنت آشنا شويم.

    ا. محمد بن اسماعيل البخاري


    در مورد مؤلف كتاب صحيح بخارى سخن بسيار گفته شده‌است؛ اما بناى ما در اين مقاله بر اختصار است از اين جهت به مهمترين مطالب آن اشاره مى‌كنيم:
    نسب خانوادگي محمد بن اسماعيل بخاري

    دين مقدس اسلام در خانواده اسماعيل بخارى از زمان جد نخستش (مغيره) راه يافته‌است و قبل از آن، اجدادش مجوسى بوده‌اند و بر همين اعتقاد از دنيا رفته‌اند؛ اما مغيره كه جد نخست بخارى مى‌شود به دست شخصى به نام «يمان بخارى جعفي» كه والى خراسان بوده مسلمان شد.
    نووى در كتاب «تهذيب الأسماء واللغات» نسب بخارى را اين‌گونه آورده‌است:
    محمد بن اسماعيل البخاري الإمام صاحب الصحيح هو أبو عبد الله محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة بن بردزبه بباء موحدة مفتوحة ثم راء ساكنة ثم دال مهملة مكسورة ثم زاي ساكنة ثم باء موحدة ثم هاء هكذا قيده الأمير أبو نصر بن ماكولا وقال هو بالبخارية ومعناه بالعربية الزراع.
    محمد بن اسماعيل بخارى، امام، صاحب كتاب صحيح، ابو عبد الله محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن مغيرة بن بَرْدِزبه است.....
    وى راجع به اجداد بخارى مى‌نويسد:
    وروينا عن الخطيب الحافظ أبي بكر أحمد بن علي بن ثابت البغدادي قال بردزبه مجوسي مات عليها قال وابنه المغيرة أسلم على يد اليمان البخاري الجعفي والي بخارى ويمان هذا هو أبو عبد الله محمد بن جعفر بن يمان المسندي بفتح النون شيخ البخاري وإنما قيل للبخاري جعفي لأنه مولى يمان الجعفي ولاء إسلام.
    احمد بن ثابت بغدادى گفته است: «بردزبه» جد دوم بخارى مجوس بوده و بر همين دين هم از دنيا رفته است.
    اما پسرش «مغيرة» جد نخست بخارى به دست يمان بخارى جعفى كه والى بخارا و يمان بوده‌ مسلمان شده‌است.
    اما اين‌كه به بخارى جعفى گفته‌اند به اين جهت است كه او غلام يمان جعفى بوده‌است.

    النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، تهذيب الأسماء واللغات، ج1، ص86، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    مستجاب الدعوه بودن مادر بخاري و عنايت حضرت ابراهيم (ع)

    اهل سنت خانواده بخارى را نيز اهل علم و فضل معرفى كرده و گفته‌اند: پدرش شاگرد امام مالك و زيد بن حماد بوده‌است. و با نقل داستانى چنين وانمود كرده‌اند كه مادرش متسجاب الدعوه بوده ‌است.
    صفدى در كتاب «الوافى بالوفيات» مى‌نويسد،‌ اسماعيل بخارى در كودكى چشمش كور شد؛‌ اما مادرش در عالم خواب حضرت ابراهيم خليل را ديد و به مادر وى گفت: خداوند ديد چشمان پسرت را به خاطر گريه و زارى تو و دعاى تو برگرداند وقتى صبح از خواب بيدار شد ديد چشم پسرش شفا يافته‌است:
    وقال أحمد ابن الفضل البلخي ذهبت عينا محمد في صغره فرأت أمه إبراهيم عليه السلام في المنام فقال لها يا هذه قد رد الله على ابنك بصره بكثرة بكائك أو دعائك فأصبح وقد رد الله ).
    احمد بن فضل بلخى مى‌گويد:‌ دو چشم محمد بن اسماعيل در كودكى از بين رفت، مادرش حضرت ابراهيم عليه السلام را در خواب ديد به او گفت: اى خانم خداوند متعال به خاطر زيادى دعا بنائى چشمان پسرت را.
    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى764هـ)، الوافي بالوفيات،ج2، ص149، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.

    اين روايت در منابع ذيل هم ‌آمده است:
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج19، ص242، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
    السبكي الشافعي، ابونصر تاج الدين عبد الوهاب بن علي بن عبد الكافي (متوفاى 771هـ)، طبقات الشافعية الكبرى، ج2، ص216، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع، الطبعة: الثانية، 1413هـ.
    ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى774هـ)، البداية والنهاية، ج11، ص25، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.
    القنوجي البخاري، أبو الطيب السيد محمد صديق خان بن السيد حسن خان (متوفاى1307هـ)، الحطة في ذكر الصحاح الستة،ج1، ص238، ناشر: دار الكتب التعليمية - بيروت، الطبعة: الأولى 1405هـ/ 1985م.

    ملا على قارى نيز داستان را به صورت مفصل اين‌گونه نقل كرده‌است:
    وكانت أمه مستجابه الدعوة، توفي أبوه وهو صغير فنشأ في حجر والدته، ثم عمي وقد عجز الأطباء عن معالجته، فرأت إبراهيم الخليل على نبينا وعليه الصلاة والسلام قائلاً لها قد رد الله على ابنك بصره بكثرة دعائك له، فأصبح وقد رد الله عليه بصره.
    ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي (متوفاى1014هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج1، ص57، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    شفاي چشم بخاري در اثر تراشيدن سرش:

    داستان شفاى چشم بخارى را ذهبى در كتاب «تاريخ الاسلام» از زبان خودش اين‌گونه بيان كرده‌است.
    وعن جبريل بن ميكائيل: سمعت البخاري يقول: لما بلغت خراسان أصبت ببصري، فعلمني رجل أن أحلق رأسي وأغلفه بالخطمي، ففعلت، فرد الله علي بصري. رواها غنجار في تاريخه.
    جبرئيل بن ميكائيل مى‌گويد: از بخارى شنيدم كه مى‌گفت: هنگامى‌كه به خراسان رسيدم چشمم معيوب و كور شد. مردى به من فهماند كه سرم را بتراشم و آن با گياه خطمى بپوشانم. اين كار را كردم خداوند ديدگانم را برايم برگرداند. اين مطلب را غنجار در تاريخش روايت كرده‌است.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج19، ص243، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
    غنجار روايت فوق را با اين سند نقل كرده كه به جبرئيل بن ميكائيل مى‌رسد:
    وقال غنجار حدثنا أحمد بن محمد بن حسين التميمي حدثنا أبو يعلى التميمي سمعت جبريل بن ميكائيل بمصر يقول سمعت البخاري يقول لما بلغت خراسان أصبت ببعض بصري فعلمني رجل أن أحلق رأسي وأغلفه بالخطمي ففعلت فرد الله علي بصري.
    الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج12، ص452، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
    صفدى و تاج الدين سبكى داستان خواب مادر بخارى را نيز نقل كرده‌اند:
    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى764هـ)، الوافي بالوفيات، ج2، ص149، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.
    السبكي الشافعي، ابونصر تاج الدين عبد الوهاب بن علي بن عبد الكافي (متوفاى 771هـ)، طبقات الشافعية الكبرى، ج2، ص216، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع، الطبعة: الثانية، 1413هـ.
    حال با اين دو روايت متناقض انسان متحير مى‌شود كه كدام يكى را بپذيرد آيا خداوند دعاى مادر بخارى را مستجاب نموده و چشم پسرش را شفا داده‌ يا اين‌كه نتيجه كارهاى خود بخارى بوده كه در اثر راهنمايى آن مرد به وقوع پيوسته‌است؟

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    انگيزه نوشتن صحيح بخاري

    معمولاً‌ هر نويسنده‌اى از نگارش كتاب هدف يا اهدافى را دارد كه با توجه به آنها آن كتاب را مى‌نويسد و وقت گرانبهاى خودش را صرف نوشتار آن مى‌كند.
    بخارى نيز انگيزه و هدف خود را در نوشتن اين كتاب روايى اين‌گونه شرح مى‌دهد:
    قال البخاري: والحامل لي على تأليفه أنني رأيتني واقفاً بين يدي النبي صلى الله عليه وسلم وبيدي مروحة أذب عنه، فعبر لي بأني أذب عنه الكذب.
    بخارى گفته است: آن چيزى كه مرا به تأليف اين كتاب وا داشت اين بود كه من در خواب ديدم پيش روى رسول خدا صلى الله عليه وسلم ايستاده‌ام و در دست من باد بزنى است كه از ايشان گرما را دفع مى‌كنم. اين خواب برايم تعبير شد كه من از ساحت آن حضرت، دروغ را بر طرف مى‌كنم.
    ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي (متوفاى1014هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج1، ص58، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.
    در كتاب «كشف الظنون عن أسامى الكتب والفنون» انگيزه بخارى به صورت روشن ترى نقل شده‌است:
    وروى عن البخاري انه قال رأيت النبي عليه الصلاة والسلام وكأنني اقف بين يديه وبيدي مروحة اذب عنه فسألت بعض المعبرين عنها فقال لي أنت تذب عنه الكذب فهو الذي حملني على إخراج الجامع الصحيح.
    از بخارى روايت شده كه من رسول خدا صلى الله عليه وسلم را در خواب ديدم و گويا پيش روى آن حضرت ايستاده بودم و در دست من باد زنى بود كه از او گرما را دفع مى‌كردم.
    از برخى تعبير كنندگان خواب اين را سؤال كردم به من گفت: شما از رسول خدا دروغ را برطرف مى‌كنيد. اين خواب مرا وا داشت تا جامع صحيح را بنويسم.

    القسطنطيني الرومي الحنفي، مصطفي بن عبدالله (معروف به حاجي خليفه) (متوفاى1067هـ)، كشف الظنون عن أسامي الكتب والفنون، ج1، ص544، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1413 – 1992.

    سيد صديق خان قنوجى علاوه بر اين‌كه خواب بخارى را تأييد مى‌كند با سند ثابت روايت شده،‌ انگيزه‌اى ديگرى را نيز از زبان بخارى نقل كرده است:
    وروى بالإسناد الثابت عن البخاري أنه قال رأيت النبي صلى الله عليه وسلم وكأني واقف بين يديه وبيدي مروحة أذب بها عنه فسألت بعض المعبرين فقال لي أنت تذب عنه الكذب فهو الذي حملني على إخراح الصحيح
    وأيضا قال البخاري كنت عند إسحاق بن راهويه فقال لي بعض أصحابه لو جمع أحد كتابا مختصرا في السنن الصحيحة عن رسول الله صلى الله عليه وسلم التي بلغت من الصحة أقصى درجاتها كان أحسن وتيسر العمل عليه للعاملين من دون مراجعة إلى المجتهدين قال فوقع ذلك في قلبي وأخذ بمجامع خاطري فصنفت هذا الجامع الصحيح
    .... و نيز بخارى گفته‌است: من نزد اسحاق بن راهويه بودم برخى از اصحابش به من گفت: اگر كسى كتاب مختصرى را در روايات صحيح رسول خدا تأليف كند كار خوبى كرده كه با توجه به اين كتاب كسانى به سنت رسول خدا عمل مى‌كنند كار برايشان آسان شود بدون اين‌كه به مجتهدين مراجعه كنند. بخارى مى‌گويد: از آن پس اين انگيزه برايم ايجاد شد و به جمع آورى روايت شروع كردم و اين جامع صحيح را تصنيف نمودم.
    القنوجي البخاري، أبو الطيب السيد محمد صديق خان بن السيد حسن خان (متوفاى1307هـ)، الحطة في ذكر الصحاح الستة،ج1، ص178، ناشر: دار الكتب التعليمية - بيروت، الطبعة: الأولى 1405هـ/ 1985م.

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    تعداد روايات بخاري

    در اين مطلب كه بخارى صحيحش را در مكه نوشته و يا در جاى ديگر، اختلاف است.
    ولى طبق تصريح بزرگان علماى اهل سنت اين كتاب را در مدت 16 سال نوشته‌ و تنها روايات صحيح را در آن جمع آورى كرده است.

    در باره تعداد دقيق روايات بخارى؛ چه با در نظر گرفتن مكررات و چه بدون آن، اختلاف شديدى ميان علماى اهل سنت وجود دارد.
    صفدى از قول خود بخارى نقل كرده است كه او گفته من در اين كتاب نزديك به شش هزار روايت آورده‌ام:
    وقال أخرجت في هذا الكتاب من نحو ست ماية ألف حديث وصنفته في ست عشرة سنة وجعلته حجة فيما بيني وبين الله تعالى.
    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى764هـ)، الوافي بالوفيات، ج2، ص149،‌ تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.
    بدرالدين عينى و همچنين محيى الدين نووى، تعداد روايات را با تكرار 7275 روايت و بدون تكرار نزديك به چهار هزار روايت مى‌دانند:
    (الرابعة) جملة ما فيه من الأحاديث المسندة سبعة آلاف ومائتان وخمسة وسبعون حديثا بالأحاديث المكررة وبحذفها نحو أربعة آلاف حديث
    وقال أبو حفص عمر بن عبد المجيد الميانشي الذي اشتمل عليه كتاب البخاري من الأحاديث سبعة آلاف وستمائة ونيف.
    قال واشتمل كتابه وكتاب مسلم على ألف حديث ومائتي حديث من الأحكام فروت عائشة رضي الله تعالى عنها من جملة الكتاب مائتين ونيفا وسبعين حديثا لم تخرج غير الأحكام منها إلا يسيرا قال الحاكم فحمل عنها ربع الشريعة ومن الغريب ما في كتاب الجهر بالبسملة لابن سعد إسماعيل ابن أبي القاسم البوشنجي نقل عن البخاري أنه صنف كتابا أورد فيه مائة ألف حديث صحيح.
    تمام روايات مسند 7275 روايت و با حذف روايت تكرارى نزديك به 4000 هزار روايت است.
    ابو حفص گفته: كتاب بخارى 7600 و چند روايت دارد.
    او گفته است: كتاب بخارى و مسلم تنها در زمينه احكام 1200 روايت دارد كه از عايشه 270 و چند روايت آورده‌اند و در زمينه احكام تعداد كمى روايت از عايشه نقل كرده‌اند. حاكم مى‌گويد: از عايشه يك چهارم شريعت روايت نقل شده‌است. و تعجب اين‌كه ابن سعد اسماعيل بن ابو القاسم بوشنجى از بخارى نقل كرده كه او كتابى را تصنيف كرده كه در آن صد هزار روايت صحيح نقل كرده‌است.
    العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج1، ص6، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
    نووى نيز در باره تعداد روايات بخارى مى‌نويسد:
    جملة ما في صحيح البخاري من الأحاديث المسندة سبعة آلاف ومائتان وخمسة وسبعون حديثا بالأحاديث المكررة وبحذف المكررة نحو اربعة آلاف.
    النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، تهذيب الأسماء واللغات، ج1، ص92، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.
    ابن حجر عسقلانى معتقد است كه تمام احاديث صحيح بخارى با حذف مكررات، 2761 روايت بيشتر نيست.
    فجميع ما في صحيح البخاري من المتون الموصولة بلا تكرير على التحرير ألفا حديث وستمائة حديث وحديثان ومن المتون المعلقة المرفوعة التي لم يوصلها في موضع آخر من الجامع المذكور مائة وتسعة وخمسون حديثا فجميع ذلك ألفا حديث وسبعمائة وأحد وستون حديثا.
    تمام آن چه در صحيح بخارى با سند نقل شده، بدون در نظر گرفتن روايات تكرارى 2602 است و متونى كه به صورت تعليقى و به صورت مرفوع (مستقيم از صحابه) نقل شده كه در جاى ديگر سند آن ذكر نشده: 159 روايت است كه مجموع آن‌ها 2761 روايت مى‌شود.
    العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، هدي الساري مقدمة فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 1، ص 477، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، محب الدين الخطيب، ناشر:دار المعرفة - بيروت – 1379هـ.
    وهو - أعني البخاري - أول مصنف في الحديث المجرد، وجملة ما فيه: سبعة آلاف حديث ومائتان وخمسة وسبعون بالمكرر، وبحذفه أربعة آلاف. كذا قاله النووي كابن الصلاح لكن قال المؤلف: عددتها فبلغت بالمكرر - سوى المتابعات والمعلقات - سبعة آلاف وثلاثمائة وسبعة وتسعون، وبدون المكرر ألفين وخمسمائة وثلاثة عشر.
    بخارى، نخستين است كه كتاب اختصاصى در باب حديث نوشته است، تمام روايات موجود در آن، 7275 روايت با تكرار و بدون تكرار چهاز هزار روايت است. اين مطلب را نووى و ابن صلاح گفته‌اند؛ ولى مؤلف گويد: من آن را شمرده‌ام؛ پس با مكررات ـ بدون روايات تبعى و تعليقى ـ 7397 روايت و بدون مكررات 2513 روايت است.
    المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاي 1031هـ)، اليواقيت والدرر في شرح نخبة ابن حجر، ج 1، ص 375، تحقيق: المرتضي الزين أحمد، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1999م.
    البته چاپ‌هاى امروزى از صحيح بخارى نيز در شمارش روايات اختلاف شديدى دارند؛ تا جائى گاها بين نسخه‌هاى مختلف آن هزاران شماره اختلاف وجود دارد.

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    اعتراف بخاري بر نوشتن روايات صحيح

    اگر هيچ كدام از علماى اهل سنت كلامى در تعريف و تمجيد صحيح بخارى نداشته باشند، سخن خود بخارى در اين زمينه كافى خواهد بود كه از كتاب خودش تعريف كرده‌است.
    او مى‌گويد: هر روايتى كه مى‌خواستم در اين كتاب بنويسم ابتدا استخاره مى‌كردم و دو ركعت نماز بجا مى‌آوردم و بعد از اين‌كه به صحت آن يقين پيدا مى‌كردم آن را مى‌نوشتم.

    اين سخن بخارى را ابن حجر عسقلانى يكى از شارحان صحيح بخارى اين‌گونه نقل كرده‌است:
    وقال أبو سعيد الإدريسي أخبرنا سليمان بن داود الهروي سمعت عبد الله بن محمد بن هاشم يقول قال عمر بن محمد بن بجير البجيري سمعت محمد بن إسماعيل يقول صنفت كتابي الجامع في المسجد الحرام وما أدخلت فيه حديثا حتى استخرت الله تعالى وصليت ركعتين وتيقنت صحته.
    محمد بن بجير بجيرى مى‌گويد: از محمد بن اسماعيل بخارى شنيدم كه مى‌گفت: كتاب جامع خودم را در مسجد الحرام نوشتم و در آن وارد نكردم روايتى را تا اين‌كه قبل از آن استخاره مى‌گرفتم و دو ركعت نماز مى‌خواند پس از آن كه يقين به صحتش پيدا مى‌كردم روايت را مى‌نوشتم.
    العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، هدي الساري مقدمة فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج1، ص489، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، محب الدين الخطيب، ناشر:دار المعرفة - بيروت – 1379هـ.
    به نقل صفدى در كتاب «الوافى بالوفيات» خود بخارى گفته‌است: قبل از نوشتن هر روايت غسل كردم و دو ركعت نماز خواندم ‌آنگاه روايت را نوشتم:
    وقال ما وضعت في الصحيح حديثا إلا اغتسلت قبل ذلك وصليت ركعتين.
    بخارى گفته‌است: در صحيح بخارى روايتى وارد نكردم مگر اين‌كه قبل از آن غسل مى‌كردم و دو ركعت نماز مى‌خواندم.
    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى764هـ)، الوافي بالوفيات،ج2، ص149، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.
    ابو سعيد خادمى نيز مى‌نويسد:
    قَالَ الْبُخَارِيُّ مَا وَضَعْت فِي صَحِيحِي حَدِيثًا إلَّا بَعْدَ غُسْلٍ وَصَلَاةِ رَكْعَتَيْنِ وَصَنَّفْته فِي سِتَّ عَشْرَةَ سَنَةً وَجَعَلْته حُجَّةً فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَ اللَّهِ تَعَالَى وَصَنَّفْته فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا أَدْخَلْت فِيهِ حَدِيثًا إلَّا بِاسْتِخَارَةٍ وَرَكْعَتَيْنِ فَيَتَيَقَّنُ صِحَّتَهُ.
    بخارى گفته‌است: در كتاب صحيح خودم نگذاشتم روايتى را مگر بعد از غسل كردن و دو ركعت نماز گزاردن.
    اين كتاب را در 16 سال نوشتم و آن را حجت بين خودم و خدا قرار دادم و اين كتاب را در مسجد الحرام تصنيف كردم.
    در اين كتاب وارد نكردم روايتى را مگر بعد از استخاره و دو ركعت نماز تا اين‌كه به صحت روايت يقين پيدا كردم.

    الخادمي، أبو سعيد محمد بن محمد (متوفاى 1156هـ) بريقة محمودية، ج1، ص185، طبق برنامه الجامع الكبير.
    با اين توصيف، بخارى نزديك به هفت هزار بار غسل كرده است؛ البته اگر براى نوشتن روايات تكرارى نيز غسل را تكرار كرده باشد.

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقاط ضعف صحيح بخاري از لسان اهل سنت:

    کتاب صحیح بخاری یکی از مهمترین کتاب های اهل سنت است که تقریبا در بین کتب صحاح رتبه اول را داراست. اهل سنت که بیش از هر کتابی به این کتاب اعتقاد دارند آنرا بعد از قرآن کریم صحیحترین تالیف می دانند. که معمولا این تاکید در اکثر چاپ های آن و در صفحه اول نمایان ست،با اين حال به اعتراف خود اهل سنت اين كتاب داراي نقاط ضعف قابل توجهي است،كه به برخي از آنها اشاره مي كنم:


    1) از نظر محمود ابوریه 400 نفر از رجال بخاری متهم به ضعفند:

    محمود ابوریه می گوید: اما از رجال بخاری آن ها که متهم به ضعفند حدود 400 نفر هستند که ابن حجر اسامی آن ها را در مقدمه کتاب فتح الباری آورده است. (پاورقی کتاب اضواء علی السنه المحمدیه ص 302.)

    2) از نظر برخی دیگر، 80 نفر از رجال بخاری متهم به ضعفند:

    ابن حجر می گوید: از میان چهارصد و سی و چند نفر از راویانی که تنها در سلسله اسناد بخاری قرار گرفته اند 80 نفر آن ها گفته شده که ضعیفند. (اضواء علی السنه المحمدیه ص 302.)

    3) از نظر ابن حجر 110 حدیث از صحیح بخاری مردود هستند:

    ابن حجر می گوید: حفاظ در 110 حدیث صحیح بخاری که 32 حدیث آن را مسلم نیز نقل کرده است. انتقاد و خرده گیری کرده و صحت آن ها را مردود دانسته اند. (اضواء علی السنه المحمدیه ص 302.)

    4)نقل احادیث خلاف قرآن و عقل:

    مهم ترین معیار نادرستی يك خبر مخالفت متن و محتوای آن، با کتاب و عقل است که متاسفانه با همه قداستی که اهل سنت برای بخاری قائل هستند احادیث این کتاب از این نقیصه به دور نیست. و روایات فراوانی در آن ها وجود دارد که متن و محتوای آن ها با کتاب خدا و عقل سلیم به هیچ وجه سازگاری ندارد.

    در بعد توحید: در این بعد از خدایی یاد می کنند که دارای جسم و اعضاء و جوارح و قابل رویت است همانند موجودات مادی.

    در بعد نبوت: از پیامبرانی یاد می کنند که دروغ می گویند، غذای حرام می خورند، زن باره اند، برای فرار از مرگ چشم عزرائیل را کور می کنند. با حال جنابت نماز می خوانند. اشتباه کار و فراموش خاطرند. در نبوت خود تردید دارند. مورد سحر ساحران قرار می گیرند. و . . .

    5)اصل نسخه صحیح بخاری، این کتاب موجود نیست بلکه ناقص تر است:

    کتاب موجود معروف به صحیح بخاری تماما به وسیله بخاری نوشته نشده بلکه نوشته هایی از او به جا مانده بود که دیگران به فراخور بینش و آگاهی مخصوص به خود به آن مطالبی را اضافه کرده اند.

    قسطلانی می گوید: در نسخه هایی که از صحیح بخاری در دست ماست، بعضی از باب ها عنوان گردیده ولی حدیثی در آن باب نقل نشده است و به قسمتی از ابواب حدیثی اضافه شده که عنوان آن باب با آن حدیث تطبیق نمی کند، این وضع پراکندگی و جابه جا بودن مطالب و احادیث برای یک عده مورد انتقاد و اشکال گردیده بود که حافظ ابوذر هروی آن اشکال را حل و ایراد را برطرف نمود. زیرا ابوذر هروی از حافظ ابواسحاق و او نیز از ابوالولید باجی نقل کرده است که: من از روی نسخه اصل صحیح بخاری که در پیش "فربری" بود یک نسخه استنساخ نمودم. در آن نسخه چیزهایی دیدم که هنوز تمام نشده بود و چیزهایی دیدم که اصلا نوشته نشده بود. ما بعضی از این ها را به همدیگر اضافه و منظم کردیم تا صورت کتاب به خود گرفت و بدین وسیله بخاری تکمیل گردید. (ارشاد الساری ج 1 ص 23.)

    و نیز ابوالولید باجی می گوید: از چیزهایی که صحت این قول را تایید می کند این است که: روایت ابی اسحاق و ابی محمد سرخی و ابی هیثم کشمیهنی و ابی زید مروزی از کتاب بخاری از لحاظ تقدیم و تاخیر و . . . با همدیگر فرق دارند با آنکه از یک اصل نسخه برداری شده اند و این به خاطر همان اضافاتی است که هر کس طبق سلیقه خود بر آن نموده است. (اضواء علی السنه المحمدیه ص 301.)



    اعتبار كتاب بخاري و مسلم و راويان آن‌ها، از ديدگاه علماي اهل سنت!!
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    سلام رسول خدا (ص) به محمد بن اسماعيل بخاري

    اهل سنت براى بالا بردن شخصيت بخارى و نقل فضائلش از هر راه ممكن وارد شده و چيزى در اين باره كم نگذاشته‌اند؛ اما فراموش كرده‌اند كه نبايد همه را از طريق خواب و تعبير خواب برايش اثبات كنند و شايد چاره‌اى هم جز اين نبوده‌ و تنها راه ممكن همين راه بوده‌است.
    يكى از فضائل بخارى كه از طريق خواب برايش ثابت شده اين است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله توسط شاگردش به او سلام رسانده‌است. نووى اين داستان را از فربرى اين‌گونه نقل كرده‌است:
    وروينا عن أبي عبد الله محمد بن يوسف الفربري رواية صحيح البخاري قال رأيت النبي صلى الله عليه وسلم في النوم فقال أين تريد قلت أريد محمد بن إسماعيل البخاري فقال اقرئه مني السلام.
    از طريق ابو عبد الله محمد بن يوسف فربرى روايت صحيح بخارى براى ما روايت شده‌است. فربرى مى‌گويد: رسول خدا صلى الله عليه وسلم را در خواب ديدم به من فرمود: كجا مى‌خواهى بروي؟ گفتم: نزد محمد بن اسماعيل بخارى. آن حضرت فرمود: سلام مرا به او برسان.
    النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، تهذيب الأسماء واللغات، ج1، ص86، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.

    نكته تعجب آور اين است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله تنها به بخارى سلام خشك و خالى مى‌فرستد و كدام پيغام ديگرى و تشكر و قدر دانى از زحمات بى‌شائبه او در جمع آورى احاديث نبوى به عمل نمى‌آورد!!.

    بخاري قدم جاي قدم رسول خدا (ص) گذاشت

    طبق روايت ديگر، فربرى شاگرد بخارى اين بار خود بخارى را در خواب ديده كه پشت سر رسول خدا صلى الله عليه وآله راه مى‌رفته است؛ اما راه رفتن او به صورت معمولى نبوده؛ بلكه بسيار دقيق، حساب شده و پايش را جاى پاى رسول خدا صلى الله عليه وآله مى‌گذاشته‌است.
    نووى روايت را اين‌گونه نقل كرده‌است:
    وروينا عن الفربري قال رأيت أبا عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري رحمه الله في النوم خلف النبي صلى الله عليه وسلم والنبي صلى الله عليه وسلم يمشي كلما رفع قدمه وضع البخاري قدمه في ذلك الموضع.
    از فربرى روايت شده است كه من محمد بن اسماعيل بخارى را در عالم خواب ديدم كه پشت سر رسول خدا صلى الله عليه وسلم راه مى‌رفت هر زمانى كه رسول خدا قدمش را بر مى‌داشت بخارى پايش را جاى قدمش مى‌گذاشت.
    النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، تهذيب الأسماء واللغات، ج1، ص86، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1996م.

    ادامه دارد........!
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود