صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نبوت در نسل حضرت یوسف قطع شد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    126
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    426

    چرا نبوت در نسل حضرت یوسف قطع شد؟




    چرا نبوت در نسل حضرت یوسف قطع شد؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    سکوت
    نوشته
    965
    حضور
    11 روز 7 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    142
    آپلود
    43
    گالری
    0
    صلوات
    3951



    نقل قول نوشته اصلی توسط شبکه1 نمایش پست ها
    چرا نبوت در نسل حضرت یوسف قطع شد؟
    اگر چه برخی گفته‌اند وقتی پدر و مادرش به دیدار او آمدند، ایشان کبر و غرور کرد و از اسب پیاده نشد و ...، اما این تهمت بسیار سنگینی بر یک نبی الهی است و به هیچ وجه با توصیفی که خداوند متعال از انبیا و به ویژه آن حضرت در قرآن کریم ارائه می‌دهد انطباقی ندارد، لذا اینگونه اقوال نه سند محکمی دارد و نه قابل قبول است.

    کلام وحی در سوره‌ی یوسف (ع) سراسر گواه بر علم، دانش، حکمت، ایمان، تقوا، صبر و اخلاق آن حضرت است تا جایی که خداوند متعال در بیان عصمت وی می‌فرماید هر گونه بدی و ناپاکی از او دور شده بود و وی را از بندگان مخلَص خود بر می‌شمارد که مقام «مخلَص» (به فتح لام)، بسیار رفیع‌تر از مقام «مخلِص» است. و فرمود: «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ - وى از بندگان خالص شده ما بود » (یوسف، 24). حالا یک عده شایع کنند که ایشان کبر و غرور کرد، آن هم مقابل والدین، به دور از عقل، وحی و انصاف است.

    پس کبر و غرور و امثالهم که هر مسلمان عوامی از مذمومیت آن مطلع است، از ساحت آن نبی معصوم به دور است، چه رسد به کبر و غرور در مقابل پدر و مادر. مضافاً بر این که قرآن کریم تصریح دارد که او برای پیشواز والدین به بیرون از مصر رفت و به خوش‌آمد گویی آنها برخاست و مقام آنها را بلند داشت. که آیات « وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنینَ» (یوسف، 99) و نیز «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَى الْعَرْش‏ ...» (یوسف، 100)، دلیل بر این مدعاست.

    بلکه در مورد نسل نبوت باید به چند نکته توجه داشت: اول آن که خداوند متعال فرمود این خداوند است که بهتر از هر کس می‌داند رسالتش را کجا قرار دهد: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه‏ - الأنعام، 124». دوم آن که خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه‌السلام وعده داد که نبوت در نسلش ادامه یابد و البته فرمود عهد من به ظالمین نمی‌رسد، یعنی نبوت در میان نسل تو فقط به افراد صالح می‌رسد. و حضرت ابراهیم علیه‌السلام نیز دو پسر به نام اسماعیل و اسحاق داشت که نبوت در نسل هر دو ادامه یافت تا در نسل اسحاق به حضرات موسی و عیسی (ع) ختم شد و در نسل اسماعیل به حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله ختم گردید. پس این وعده فقط به حضرت ابراهیم (ع) بود که تحقق یافت و نه به همه‌ی انبیا. سوم فرمود اگر فرزندی در نسل تو صلاحیت نبوت نداشت، به او نمی‌رسد، نه این که اگر به نسلی نرسید دال بر عدم صلاحیت یا معصیت شخص نبی باشد. پس اگر نبوت به نسل حضرت یوسف (ع) نرسید، دلیل نیست که ایراد و اشکالی در او باشد و یا شخص او مرتکب خطا یا ترک اولی و ... شده باشد. او که خودش به این مقام رسید و از بندگان مخلص شد و اگر کبر و غروری در او دیده می‌شد، خودش از نبوت عزل می‌شد، نه این که خودش مورد تفقد و اکرام الهی قرار گیرد و از نسلش قطع شود.

    لذا خطا یا گناه تراشیدن برای این پیامبر گرانقدر خداوند متعال خود خطا و گناهی بس بزرگ است.

    منبع : http://noremarefat.blogfa.com


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط شبکه1 نمایش پست ها
    چرا نبوت در نسل حضرت یوسف قطع شد؟
    در هیچ متن روائی معتبری وارد نشده است که علت عدم جایگزینی نبوت در نسل حضرت یوسف علیه السلام بخاطر اسائه ادب به پدر باشد و بالعکس علامه طباطبائی رحمه الله علیه در تفسیر المیزان میفرماید

    وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ ..."
    كلمه" عرش"، به معناى سرير و تخت بلند است، و بيشتر استعمالش در تختى است كه پادشاه بر آن تكيه می زند و مختص به او است، و كلمه" خر" از" خرور" به معناى به خاك افتادن است، و كلمه" بدو" به معناى باديه است، چون يعقوب در باديه سكونت داشت.
    و اينكه فرمود:" وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ" معنايش اين است كه يوسف، پدر و مادرش را بالاى تخت سلطنتى برد كه خود بر آن تكيه مى‏زد.
    مقتضاى اعتبار و ظاهر سياق اين است كه بالا بردن بر تخت، با امر و دستور يوسف، و به دست خدمتكاران انجام شده باشد، نه اينكه خود يوسف ايشان را بالا برده باشد، چون می ‏فرمايد: براى او به سجده افتادند، كه ظاهر امر می ‏رساند سجده در اولين وقتى بوده كه چشمشان به يوسف افتاده است، پس گويا به دستور يوسف، در موقعى كه يوسف در آن مجلس نبوده ايشان را در كاخ اختصاصى و بر تخت سلطنتى نشانده‏اند، و چون يوسف وارد شده نور الهى كه از جمال بديع و دل‏آراى او متلألأ مى‏شده ايشان را ذخيره و از خود بی ‏خود ساخته تا حدى كه عنان را از كف داده و بی اختيار به خاك افتاده‏ اند.
    از جمله رواياتى كه گفتم ارتباطى با بحث تفسير ما ندارد اين مطلب است كه در بعضى از آنها آمده كه: خداى سبحان نبوت را در دودمان يعقوب در پشت" لاوى" قرار داد، و لاوى همان كسى بود كه مانع بقيه برادران از كشتن يوسف شد، و گفت" لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ ..."، و همان او بود كه در وقتى كه يوسف برادرش را به اتهام سرقت بازداشت‏ نمود به برادران گفت:" من از جاى خود تكان نمی خورم و از سرزمين مصر بيرون نمی ‏روم تا آنكه پدرم اجازه دهد و يا خدايم حكم كند، كه او خير الحاكمين است". خداوند (هم) به شكرانه اين دو عملش نبوت را در دودمان وى قرار داد.
    ************************************************** ***
    (1) فروع كافى، ج 6، ص 453، ح 5، ط بيروت.
    (2) تفسير عياشى، ج 2، ص 198، ح 87.
    __________________________________

    ترجمه الميزان، ج‏11، ص: 349


    ضمن اینکه به فرمایش جناب victoryone خداوند متعال در سوره انعام آیه 124 میفرماید ملاک تشخیص جعل نبوت در نسل کسی به مشیت و اراده خداوند متعال است و لاغیر که البته با مراجعه به بعضی تفاسیر علل مادی و معنوی افراد را هم دخیل در رسیدن به مقام نبوت میدانند

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    126
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    426



    با تشکر از دوستان. اما جواب ها با اونکه خوب بودند اما تا جواب کارشناسان تفسیر رو نبینم نمی تونم این جواب ها رو به پذیرم. چون هنوز علت قطع نبوت در خاندان یوسف را نگفتید.

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط شبکه1 نمایش پست ها
    با تشکر از دوستان. اما جواب ها با اونکه خوب بودند اما تا جواب کارشناسان تفسیر رو نبینم نمی تونم این جواب ها رو به پذیرم. چون هنوز علت قطع نبوت در خاندان یوسف را نگفتید.
    جناب شبکه1 سلام علیکم

    بعضی از پیامبران دیگر نیز از نسلشان پیامبری نیامد حال این تفکر که چرا روی پیامبر بزرگی مانند حضرت یوسف (ع) زوم شده است خودش بحثی است و احتمالا بخاطر احادیث جعلی است که میگویند آن حضرت بخاطر پیاده نشدن از اسب هنگام ملاقات با پدرش یعقوب این اتفاق برایشان افتاد

    لطفا توجه بفرمائید


    ثقة الاسلام کلینی، روایت مورد اشاره را در الكافي (ج 2/ص311) در باب کِبر (بَابُ الْكِبْرِ) نقل نموده است:

    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ يُوسُفَ ع لَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ الشَّيْخُ يَعْقُوبُ ع دَخَلَهُ عِزُّ الْمُلْكِ فَلَمْ يَنْزِلْ إِلَيْهِ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا يُوسُفُ ابْسُطْ رَاحَتَكَ فَخَرَجَ مِنْهَا نُورٌ سَاطِعٌ فَصَارَ فِي جَوِّ السَّمَاءِ فَقَالَ يُوسُفُ يَا جَبْرَئِيلُ مَا هَذَا النُّورُ الَّذِي خَرَجَ مِنْ رَاحَتِي فَقَالَ نُزِعَتِ النُّبُوَّةُ مِنْ عَقِبِكَ عُقُوبَةً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّيْخِ يَعْقُوبَ فَلَا يَكُونُ مِنْ عَقِبِكَ نَبِيٌّ

    از امام صادق (ع) روایت شده كه فرمود: وقتی يعقوب [در لحظه دیدار در خارج شهر مصر] بر يوسف وارد شد، ابهت پادشاهى یوسف را گرفت و به احترام پدر از مرکب پياده نشد! در این لحظه جبرئيل نازل شد و گفت: اى يوسف! دستت را بگشا. آن را گشود پس نورى از آن بيرون شد و به آسمان رفت. گفت اى جبرئيل اين نور چه بود؟ گفت نبوت، از نسل تو برداشته شد به جزای اینکه در مقابل یعقوب پیاده نشدی!

    مشابه این روایت (که ترجمه اش با اندک اختلافی، شبیه روایت بالاست) در علل الشرایع (ج1/ص55) نقل شده است:
    أبي رحمه الله قال حدثنا أحمد بن إدريس و محمد بن يحيى العطار عن محمد بن أحمد بن يحيى عن يعقوب بن يزيد عن غير واحد رفعوه إلى أبي عبد الله ع قال لما تلقى يوسف يعقوب ترجل له يعقوب و لم يترجل له يوسف فلم ينفصلا من العناق حتى أتاه جبرئيل فقال له يا يوسف ترجل لك الصديق و لم تترجل له ابسط يدك فبسطها فخرج نور من راحته فقال له يوسف ما هذا قال هذا آية لا يخرج من عقبك نبي عقوبة

    از نظر دلالی و متنی، هر دو روایت به یک معنا و مخالف آیات سوره یوسف (ع) است زیرا:

    ادامه ....

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط شبکه1 نمایش پست ها
    با تشکر از دوستان. اما جواب ها با اونکه خوب بودند اما تا جواب کارشناسان تفسیر رو نبینم نمی تونم این جواب ها رو به پذیرم. چون هنوز علت قطع نبوت در خاندان یوسف را نگفتید.
    ادامه از قبل
    1- از یک سو در سوره یوسف (ع)، از استقبال گرم و متواضعانه یوسف (ع) سخن می گوید و اینکه یوسف (ع) در استقبال و تواضع در برابر پدر، چیزی کم نگداشته و این مطلب را به تفصیل بیان می کند:

    فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى‏ يُوسُفَ آوى‏ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ
    وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَن‏ بي‏ إِذْ أَخْرَجَني‏ مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْني‏ وَ بَيْنَ إِخْوَتي‏ إِنَّ رَبِّي لَطيفٌ لِما يَشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيمُ (یوسف/99و100)

    و هنگامى كه بر يوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه انشاء اللَّه در امن و امان خواهيد بود!»
    و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلًا ديدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نيكى كرد هنگامى كه مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد بعد از آنكه شيطان، ميان من و برادرانم فساد كرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى ‏خواهد (و شايسته مى ‏داند،) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است!

    2- خدای سبحان، در سوره یوسف، به دفعات در عظمت مقام و بلندی شأن یوسف (ع) توصیفات متعددی بیان فرموده است که این توصیفات صدور چنان عملی را از او انکار می کند؛ به عنوان نمونه:
    خدای سبحان یوسف (ع) را از بندگان مخلَص یاد می کند:

    إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ (یوسف/24)
    او از بندگان مخلَص ما بود.
    و شیطان هم بر بندگان مخلَص خدا هیچ تسلطی نداشته و راه فریبی ندارد

    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط شبکه1 نمایش پست ها
    با تشکر از دوستان. اما جواب ها با اونکه خوب بودند اما تا جواب کارشناسان تفسیر رو نبینم نمی تونم این جواب ها رو به پذیرم. چون هنوز علت قطع نبوت در خاندان یوسف را نگفتید.
    ادامه از قبل

    قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ
    إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ
    قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ
    إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ (حجر/39 تا 42)

    گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمين در نظر آنها زينت می دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت،
    مگر بندگان مخلَصت را»
    فرمود: «اين راه مستقيمى است كه بر عهده من است (و سنّت هميشگيم) ...
    كه بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى ‏كنند

    نمونه دیگر هم هنگامه بخشش گناه برادران است که وقتی برادران یوسف را شناختند، از او عذرخواهی نمودند و یوسف هم بدون کمترین مقدمه، با تواضع و گذشتی مثال زدنی آنها را بخشید:

    قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئينَ
    قالَ لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ (یوسف/91و92)

    گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برترى بخشيده و ما خطاكار بوديم!»
    (يوسف) گفت: «امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست! خداوند شما را مى ‏بخشد و او مهربانترين مهربانان است!


    و به فرمایش علامه طباطبایی در المیزان (ج‏11/ص260): «خداوند يوسف (ع) را از مخلَصين و صديقين و محسنين خوانده، و به او حُكم و علم داده و تاويل احاديثش آموخته، او را برگزيده و نعمت خود را بر او تمام كرده و به صالحينش ملحق ساخته است».
    آیا با چنین توصیفاتی که قرآن کریم درباره یوسف (ع) آورده است، می توان یوسف (ع) را به چنان عملی نکوهیده در برابر پدری که پیامبر هم هست، متهم نمود؟!
    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229

    پاسخ




    نقل قول نوشته اصلی توسط شبکه1 نمایش پست ها
    با تشکر از دوستان. اما جواب ها با اونکه خوب بودند اما تا جواب کارشناسان تفسیر رو نبینم نمی تونم این جواب ها رو به پذیرم. چون هنوز علت قطع نبوت در خاندان یوسف را نگفتید.
    ادامه از قبل

    بررسی سندی روایت کافی:

    عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)
    یکی از واسطه های سند روایت (عَمَّنْ حَدَّثَهُ) بیان شده یعنی راوی قبلی از راوی که نامش ذکر نشده و مجهول است، این روایت را نقل نموده است؛
    از نظر علم رجال، چنین سندی در درجه اسناد مرسل و ضعیف قرار می گیرد و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیست.

    *********************************
    *******************
    بررسی سندی روایت علل الشرایع:

    أبي رحمه الله قال حدثنا أحمد بن إدريس و محمد بن يحيى العطار عن محمد بن أحمد بن يحيى عن يعقوب بن يزيد عن غير واحد رفعوه إلى أبي عبد الله (ع)

    در این سند، دست کم یک طبقه از واسطه های نقل روایت ذکر نشده اند و مجهولند (عن غير واحد)،ضمن اینکه خود سند نیز تصریح دارد بر اینکه مرفوعه است (رفعوه) ؛
    از نظر علم رجال، چنین سندی در درجه اسناد مرفوعه و ضعیف قرار می گیرد و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیست.

    و السلام علی من اتبع الهدی
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    با سلام


    و با تشکر از رحیق مختوم

    اين مطلب (حضرت يوسف هنگام ملاقات با پدرش ديرتر از اسب پياده شد، و به خاطر آن نور نبوت از نسل وي خارج گرديد) در قرآن نيامده و قرينه بر صحت آن نيز نيز يافت نمي شود. بلكه قرينه بر ردّ اين مطلب وجود دارد و آن اين است كه يوسف به استقبال آنها در خارج از مصر رفت و پدر و مادرش را در آغوش كشيد و آنگاه به منظور احترام و رعايت ادب گفت: داخل مصر شويد كه انشاءالله در امان هستيد و سپس حضرت يوسف پدر ومادرش را بالاي تخت سلطنتي فراخواند كه خود بر آن تكيه مي زد.(1) و ترديدي نيست هيچ احترامي بالاتر و برتر از اين نيست كه رئيس كشور به استقبال پدر و مادر و برادران، به بيرون شهر بيايد و آنها را در آغوش بكشد. سپس همراه آنان وارد شهر گردد و يكسره وارد مقرّ حكومتي شوند، آنگاه پدر و مادر را در كنار تخت فرمانروايي خود بنشاند.(2)

    در مراجعه به روايات، احاديثي وجود دارد كه مفاد آنها اين است كه هنگام ملاقات يعقوب با فرزندش يوسف حضرت يعقوب زود تر از اسب پياده شد، و به همين جهت نور نبوت از صلب او خارج شد. (3)

    ولي به اين روايات نبايد اعتماد كرد زيرا از جهاتي مخدوش است:

    اولا: همان گونه كه علامه طباطبايي فرموده است: بيشتر اين روايات يا سند شان ضعيف است و يا متن شان دچار تشويش و اضطراب است، مثلاً از جمله آن روايات اين است كه خداي سبحان نبوت را در دودمان يعقوب در پشت «لاوي» برادر بزرگ يوسف قرار داد.(4) و لذا نمي توان به اين روايات اعتماد كرد.

    ثانيا: اين روايات مخالف مفاد قرآن كريم است زيرا ظاهر قرآن كريم آن است كه حضرت يوسف كمال احترام را نسبت به پدرش انجام داد، در اين باره آيت الله سبحاني مي گويد: رواياتي كه در اين مورد نسبت بي مهري به يوسف مي دهند و مي گويند: او نسبت به پدرش تكبر كرد و از اسب پياده نشد و نور نبوت از ميان انگشتان او خارج گشت با آيات مذكور درباره يوسف تطبيق نمي كند.(5)

    ثالثا: اين روايات با دلايل قطعي كه در مورد عصمت انبيا وجود دارد سازگار نيست، لذا به اين روايات نمي توان اعتماد كرد: يكي از نويسندگان معاصر مي گويد: در روايات نسبت ها و اشكالاتي به يوسف ـ عليه السلام ـ داده شده كه مفاد آنها با عصمت سازگار نيست و قسمت زيادي از آنها از اسرائيليات است كه كاملاً بي اعتبار است و ارزش علمي ندارد و فرضاً اگر در بين روايت ها، روايت صحيح هم باشد كه نيست، چون خبر واحد و در عين حال مخالف قرآن است، مردود است.(6)

    پس اين مطلب واقعيت ندارد و گواه بر اين كه يوسف به آخرين مرحله از وظايف انساني و الهي عمل كرد اين كه پدر و مادر و همه برادران، بي اختيار در برابر عظمت يوسف سجده كردند. بنابراين يوسف در اوج قدرت از ياد خدا غافل نبود.

    پاورقی:
    1. يوسف: 99 و 100.
    2. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، 1372، ج 11، ص 472.
    3. عبدعلي بن جمعه العروسي الحويزي، تفسير نورالثقلين، با تعليقه رسولي محلاتي، قم، انتشارات علميه، بي تا، ص 466. فضل بن حسن طبرسي، تفسير مجمع البيان، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ دوم، بي تا، ج 3، ص 405.
    4. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه محمد باقر موسوي همداني، بنياد علمي و فرهنگي علامه طباطبائي، چاپ چهارم، 1370، ج 11، ص 397.
    5. سبحاني، جعفر، منشور جاويد، چاپ اول، مؤسسه امام صادق، 1372، ج 11، ص 472.
    6. عراقچي همداني، علي، انتشارات مفيد، بي تا، ص 96.
    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۱/۰۲/۲۵ در ساعت ۲۳:۵۰
    پس تا مى‏توانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد، و كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون مانند، آنان رستگارانند. (تغابن/16)

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    42
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط رسا نمایش پست ها
    ثالثا: اين روايات با دلايل قطعي كه در مورد عصمت انبيا وجود دارد سازگار نيست، لذا به اين روايات نمي توان اعتماد كرد

    این روایات اگر صحیح هم باشند، با عصمت تنافی ندارند
    چون ترک اولی است که منافاتی با عصمت ندارد.

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود