جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چادرخاکی مادرم...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    تدریس،تحصیل،تهذیب،ورزش
    نوشته
    219
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    69
    صلوات
    1804

    مطلب چادرخاکی مادرم...




    چه غریبانه است رفتن وآمدنت...بانوی من هنوزهم درغم عزایت هستم.هنوزهم ناله بی صدایت راپشت درسوخته میشنوم.تصدقت گردم ای مادرمن،ای بانوی نور،ای علمدارولایت مدینه،مادربااین دل شکسته چه کنم!دیریست که بغض سنگینی گلویم رامیفشارد وحتی گریه هم درمانش نیست!یکباربهانه بقیع میکنم امامیبینم که بقیع غربت غریبی اش راوام دارتوست!این روزها که نزدیک میشوم به ولادت پرشورت یاأمی تب وتاب دلم مرابیشترمیشکند،به من بگوبا این دل خمیده چه کنم....؟!!هربارکه نام عزیزتوبه گوشم،به ذهنم میرسد،این دل غمگین من،بی اختیارمیگریدبرای دل داغدارپدرم علی(علیه السلام)...چه قدرچادرخاکیت غریب است .دیشب که دوباره چادرمهربانت رادرخواب دیدم،بازخاکی بودنش ........مادرم هنوزهم چشمانم خاکیه چادرخاکیت است........ملتمس الدعاء تلاش
    ویرایش توسط پسندیده : ۱۳۹۱/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۴۶

  2. صلوات ها 6


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود