صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند لحظه با نهج البلاغه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    1
    گالری
    9
    صلوات
    490

    چند لحظه با نهج البلاغه




    در اين بخش از دوستان و كارشناسان و هر كس كه تونست خواهش ميكنم هر روز هر كس زودتر تونست بياد به سايت و اين بخش يك خطبه يا حكمت يا نامه اي از نهج البلاغه با رنگ قرمز ( براي مشخص تر شدن ) بنويسه و شماره هم بذاره و بقيه ي دوستان هم بفرمايند و در مورد اون موضوع بحث كنن.
    و البته سعي كنيم به موارد اخلاقي اي كه نتيجه گيري ميشود عمل بكنيم.
    انشاالله
    ویرایش توسط ديوانه ي عشق حسين : ۱۳۹۱/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۸:۵۳
    يا اهل العالم قتل الحسين بكرببلا عطشانا ...

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    1
    گالری
    9
    صلوات
    490



    1- چون حديثي را شنيديد آن را رعايت كنيد نه روايت زيرا روايت كنندگان بسيارند و رعايت كنندگان اندك.
    (حكمت 98)
    يا اهل العالم قتل الحسين بكرببلا عطشانا ...

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    با صلوات بر محمد وآل محمد
    وسلام بر عاشقان مولی علی (ع)
    ۱. عَن الامام علي - عليه السلام - : قَدرُ الرَّجُلِ عَلي قَدْرِ هِمَّتِهِ ،و صدقه علی قدر مروءته،و شجاعته علی قدر انفته، وَ عِفَّتُهُ عَلي قَدْرِ غَيرَتِهِ.
    «نهج البلاغه، حكمت 47»
    امام علي - عليه السلام - فرمود: ارزش مرد به اندازه همت اوست ،و راستگویی او به میزان جوان مردیش ،و شجاعت او به قدر ننگی است که احساس می کن ، پاكدامني او به اندازه غيرت اوست.

    چند لحظه با نهج البلاغه


    ۲. عَن أمِيرِالْمومِنينَ - عليه السلام - قال: مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ شَهَواتُهُ.
    «نهج البلاغه، حكمت 449»
    امام علي - عليه السلام - فرمود: كسي كه نفس خود را گرامي بدارد، شهوات و خواستهاي نفساني در پيش او حقير و بي ارزش خواهد بود.
    به امید این که این نکات را در زندگی روزانه عملی کنیم . ان شا الله



    چند لحظه با نهج البلاغه

    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۲/۱۶ در ساعت ۱۶:۱۸
    چند لحظه با نهج البلاغه

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    امام خامنه اي-قرآن-سنت اهل بيت -اهل بيت - امام زمان -ولاي
    نوشته
    229
    حضور
    9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    14
    گالری
    9
    صلوات
    1296

    امنیت و آرامش در سایه دین




    قال على (عليه السلام):

    «مَنِ اسْتَحْكَمَتْ لى فيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصالِ الْخَيْرِ احْتَمَلْتُهُ عَلَيْها و اغْتَفَرْتُ فَقْدَ ماسِواها وَ لا اَغْتَفِرُ فَقْدَ عَقْل وَ لا دين، لاَِنَّ مُفارَقَةَ الدّينِ مُفارَقَةُ الاَْمْنِ ... وَ فَقْدَ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَياةِ»;

    «كسى كه يكى از صفات برجسته خير در وجود او ريشه دار شود، چنين شخصى را تحمّل مى كنم و اگر ضعف ها و كاستى هايى در قسمت هاى ديگر داشته باشد مى بخشم، ولى دو چيز قابل تحمّل نيست، يكى فقدان عقل و ديگرى فقدان دين، زيرا بدون دين امنيّتى وجود ندارد و فقدان عقل موجب از بين رفتن زندگى مى گردد!»
    ویرایش توسط بنده ی خدا : ۱۳۹۱/۰۲/۱۷ در ساعت ۱۷:۲۶
    آن زمان که دشمن به جانمان حمله کرد شهدا ما را شرمنده کردند ، نکند این روزها که دشمن به نان مان حمله کرده شرمنده شهدا شویم.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    امام خامنه اي-قرآن-سنت اهل بيت -اهل بيت - امام زمان -ولاي
    نوشته
    229
    حضور
    9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    14
    گالری
    9
    صلوات
    1296



    قال على (عليه السلام):

    «جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُيُوبِه مِنْ اَكْبَرِ ذُنُوبِه»

    «از بزرگ ترين گناهان، عدم آگاهى انسان به عيوب خويش است»
    آن زمان که دشمن به جانمان حمله کرد شهدا ما را شرمنده کردند ، نکند این روزها که دشمن به نان مان حمله کرده شرمنده شهدا شویم.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    985
    حضور
    2 روز 22 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    48
    آپلود
    4
    گالری
    183
    صلوات
    9113



    قَالَ علی بن ابی طالب(عليه السلام) حَسَدُ الصَّدِيقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ .

    امام علی علیه السلام ، فرمود : حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.



    حکمت218

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    1
    گالری
    9
    صلوات
    490



    من كه استارار موضوع بودم از دوستان خواهش كرده بودم كه يك نفر يك موضوع از نهج البلاغه انتخاب كرده و بنويسه بقيه ي دوستان بحث كنند كه اين اتفاق نيفتاده .
    اشكالي نداره حتي خوندن اين موضوعات بدون بحث كارشناسانه هم عالي و مفيده

    ..
    ..
    ..
    و ايشان ميفرمايند
    چون عقل كامل گردد سخن اندك مي شود ( حكمت 71 )

    يا اهل العالم قتل الحسين بكرببلا عطشانا ...

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019

    چند لحظه با نهج البلاغه




    با صلوات برمحمد وآل محمد

    وسلام بر دوستان علاقه مند به مولی علی (ع)
    در مورد حکمت 98 نهج البلاغه که دوست عزیزمان مطرح کردند ،نکاتی از روایات به نظر رسید که خدمت دوستان عرض می کنیم .
    به كار بستن علم

    ‏1- سليم گويد شنيدم اميرالمؤمنين را كه از رسول خدا (ص) خبر مى ‏داد كه آن حضرت در سخنش مى ‏فرمود مردم دانشمند دو قسمند :
    دانشمندى كه علم خود را به كار بسته و اين رستگار است و دانشمندى كه علمش را كنار گذاشته و اين هلاك شده است. هـمـانـا دوزخيان از بـوى گند عالم بى ‏عمل در اذيت اند و ميان دوزخيان ندامت و حسرت آن كس سخت ‏تر است كه در دنيا بنده ‏اى را به سوى خدا خوانده و او پذيرفته و اطاعت خــدا كرده و خدا به بهشتش در آورده است و خود دعوت كننده را به سبب عمل نكردن و پيروى هوس و در ازاى آرزويش به دوزخ درآورده است ، پيروى هوس از حق جلو گيرد و درازى آرزو آخرت را از ياد برد.


    2- امام صادق عليه السلام فرمود :
    علم با عمل همدوش است (نجات و رستگارى انسان به هر دو مربوط است) هر كه بداند بايد عمل كند و هر كه عمل كند بايد بداند ، عـلـم عـمـل را صدا زند اگر پاسخش گويد بماند و گرنه كوچ كند. (مثلا كسى كه مى ‏داند اطاعت خـدا خوب است و لازم گويا همان دانستن او را بــه زبان حـــال صدا مى ‏زند و مى‏ گويد تو كه مى ‏دانى اطاعت خدا خوب است اطاعت كن ، اگر فرمان برد علمش ثابت و بر جا ماند و گرنه با شك و شبهه و فراموشى از ميان برود.)

    3- و فرمود : چون عالم به علم خويش عمل نكند اندرزش از دل هاى شنوندگان بلغزد چنانچه باران از سنگ صاف بلغزد.
    4- مردى خدمت امام چهارم عليه السلام آمد و از او مسائلى پرسيد و آن حضرت جواب داد سپس بازگشت تا همچنان بپرسد حضرت فرمود :
    در انجيل نوشته است كه : تا بدانچه دانسته ‏ايد عمل نكرده ‏ايد از آنچه نمي دانيد نپرسيد ، همانا علمى كـــه بــه آن عـمـل نشود جــز كفر (ناسپاسى) داننده و دورى او را از خدا نيفزايد.

    5- مفضل گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم ! اهل نجات به چه علامت شناخته شود ؟ فرمود :
    آنكه كردارش موافق گفتارش باشد ، گواهى به نجاتش حتمى است يا گواهى به نجاتش را منتشر كن و كسي كــه كـــردارش مــوافــق گفتارش نباشد دينش متزلزل است.

    6- اميرالمؤمنين عليه السلام در سخنرانى منبر خويش فرمود :
    اى مردم چون دانا شديد به آن عمل كنيد شايد هدايت شويد. عالمى كه برخلاف عملش عمل كند چــون جـاهـل سرگردانى است كه از نادانى به هوش نيايد بلكه حجت بر او تمام ‏تر و حسرت اين عالمى كه از علم خويش جدا شده بيشتر است از حسرت جاهـل سرگـردان در جهالـت و هــر دو سرگـردان و خوابند. ترديد و دو دلى به خود راه ندهيد تا به شك افتيد و شك نكنيد تا كافر شويد و بــه خــود اجـــازه نـدهـيـد (از خود سلب مسؤليت نكنيد) تا سست شويد و در راه حق سست نشويد تا زيان يابيد. از جمله حق اين است كه دين را بفهميد و از فهميدن است كه فريب نخوريد. همانا خير خواه ‏ترين شمـا نسبت به خود مطيع ‏ترين شماست خدا را و خائن ‏ترين شما با خود نافرمانترين شماست خدا را ، كسي كه اطاعت خدا كـنـد ايمن گــردد و مــژده يابد و آنكه نافرمانى خدا كند نوميد گردد و پشيمان شود.


    7- امام باقر عليه السلام مى ‏فرمود : چون علم را شنيديد به كارش بنديد و بايد دل هاى شـمـا گنجايش داشته بـاشـد (زيادتر از استعداد و حوصله خود علم را فرا نگيريد) زيرا چون علم در دل مرد به قدرى زياد شود كه نتواند تحمل كند شيطان بر او مسلط شود ، پس چــون شيـطان بـا شما به دشمنى بر خاست بر آنچه مي دانيد به او روى آوريد زيرا نيرنگ شيطان ضعيف است (راوى گويد) گفتم مي دانيم چيست ؟ فرمود : با او مبارزه كنيد به آنچه از قدرت خداى عزوجل براى شما هويدا گشته است.
    شرح :
    دشمنى شيطان اين است كه در اصول دين انسان وسوسه و تشكيك كند در آنجا بايد انسان او را به همان ادله مختصري كه مي داند جواب گويد مثلا در اثبات صانع گويد : اين جهان منظم بى ‏صانع نمى ‏شود و راجع به نبوت و امامت به علم و حلم و معجزه آنها استدلال كند.


    التماس دعا
    چند لحظه با نهج البلاغه

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    509
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2417



    امْرُؤٌ أَلْجَمَ نَفْسَهُ بِلِجَامِهَا وَ زَمَّهَا بِزِمَامِهَا فَأَمْسَكَهَا بِلِجَامِهَا عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ وَ قَادَهَا بِزِمَامِهَا إِلَى طَاعَةِ اَللَّهِ
    انسان باید بر دهان نفس خود لجام زده و زمام آن به دست خود دارد . كه هر گاه بخواهد مرتكب گناه شود ، لجامش را مى‏گيرد و بار ديگر به فرمانبردارى خداوندش هدایت کند .
    در این فراز از خطبه237 نهج البلاغه امام اشاره به دو امر مربوط به نفس می کنند
    انسان باید نفس خود را با لجامش,لجام زند و با افسارش, مهار کند!
    منظور از لجام نفس! شاید عقل باشد! که بوسیله آن انسان از ارتکاب در معاصی نگه داشته می شود(فَأَمْسَكَهَا بِلِجَامِهَا عَنْ مَعَاصِي اَللَّه)
    اما مراد از مهارنفس که بوسیله ان انسان می تواند نفس را به سوی طاعت خدا بکشاند چیست؟بنده ذهنم به جایی نکشید
    َاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ(کهف 28) اشاره به یک اصل مهم در تربیت و تذکیه نفس دارد(واصبر) به صبر واداشتن نفس! در مقابل دو امر
    یکی! طاعت و عبادات
    دوم! منع از غور در لذائذ دنیا
    چرا که نفس انسان فألهمها فجورها و تقواها(شمس/8) است.
    هم فجور و عصیانش در آن نهادینه شده و هم خودنگه داری و رشد و تعالی اش(اشاره به قابلیت نفس)
    انکس که آن را نگه دارد از ارتکاب معاصی و به سمت و سوی اطاعت از خدا و عبادت سوق دهد
    به مقام عصمت خواهد رسید.انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس و یطهرکم تطهیرا
    شما اگر در مسابقه ای موفق بشوید برای شما جایزه ای در نظر خواهد گرفته شد! جایزه جدای از سعی و تلاش شماست! و رابطه علت و معلولی بین ان دو نیست! ولی نتیجه ان می تواند باشد! عصمت که در آن انسان دیگر از گناه مصون می شود! عنایت ویژه و خاصی است که خدا به فردی که نفس خود را نگه داشته می دهد..
    و همچنین سایر فضایلی که به اولیاء الله داده شده!
    و از همینجا روشن می شود که چرا خداوند به بعضی ها بعضی مقامات خاص را اعطاء می کند و به ما نه!
    پس برای رشد نفس دو امر ضروری است:1- نگه داری و لجام زدن نفس از ارتکاب معاصی2- سوق دادن او به سمت و سوی اطاعت خدا
    نتیجه این مجاهدت کمک و عنایت خداوند است که بر نفس اوصاف و ویژگی هایی عارض می دارد که نفس را در راه تعالی کمک می کند.


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019

    چند لحظه با نهج البلاغه




    با صلوات بر محمد وآل محمد
    وسلام بر ره روان راه امام المتقین علی (ع)
    در باب هوای نفس نکاتی به نظر رسید که خدمت شما عزیزان ارسال می گردد.
    پيروى هواى نفس
    قلب انسان در آغاز وجود از صفا و نورانيّت و مهربانى خاصى برخوردار است؛ از رنج و ناراحتى ديگران و حتى حيوانات احساس ناراحتى مى كند. با فطرت پاك خود به خدا توجه دارد و از عبادت و راز و نياز و انجام كارهاى خير لذت مى برد و از ارتكاب گناه فوراً متأثر و پشيمان مى شود. اگر دعوت فطرت را اجابت نمود و برطبق آن عمل كرد روز به روز با صفاتر و نورانى تر و مهربان تر و دلسوزتر مى شود؛ اما اگر احساسات و عواطف خود را ناديده گرفت و برخلاف آنها عمل كرد و تابع هواهاى نفسانى شد كم كم از ياد خدا غافل و انجام عمل ناشايست براى او عادى مى شود. خداوند مى فرمايد:
    «وَ لا تُطع مَن اَغْفَلنا قَلبَهُ عَن ذكرنا وَ اتبَعَ هَويِهُ و كانَ اَمرُهُ فُرُطاً؛ از آنها كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن از آنها كه پيروى هواى نفس كردند همانا كه كارهايشان افراطى است.»
    روح آدمى را يا ياد خدا پر مى كند يا هوا كه جمع ميان اين دو ممكن نيست. هوا پرستى سرچشمه غفلت از خدا و خلق خداست.
    هوا پرستى عامل بيگانگى از همه اصول اخلاقى است و سرانجام هواپرستى انسان را در خويشتن فرو مى برد و از همه حقايق جهان دور مى سازد. انسان هوا پرست جز به اشباع شهوات خويش نمى انديشد.آگاهى گذشت ايثار و معنويت براى او مفهومى ندارد. در آيه مذكور نخست غفلت از ياد خدا مطرح است و به دنبال آن پيروى از هوا كه نتيجه آن افراط كارى ذكر شده. هوا پرست هميشه گرفتار افراط است. شايد يك دليلش اين باشد كه طبع آدمى در لذت هاى مادى هميشه رو به افزون طلبى مى رود و غفلت از ياد خدا منشأ تمام گرفتارى ها و بدبختى هاى بشر در دنيا و آخرت است. انسان تا زمانى مى تواند به حيات انسانى خود ادامه دهد كه متصل به منبع لايزال الهى باشد.غفلت باعث قطع اتصال و به نابودى كشانده شدن جوهره انسانى او مى شود و كسى كه خدا را فراموش مى كند زندگى سختى خواهد داشت. خداوند مى فرمايد:
    «وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ القيِمَةِ اَعْمي؛ كسى كه از ياد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و در قيامت او را نابينا محشور مى كنم.»
    مى گويد: پروردگارا! چرا مرا نابينا محشور كردى در حالى كه قبلاً بينا بودم. پاسخ مى شنود اين از آن روست كه آيات ما به سراغ تو آمد همه را به دست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشيدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد و چشمت از ديدن نعمت هاى پروردگار و مقام قرب او نابينا مى شود.
    در شأن نزول اين آيه نوشته اند: جمعى از ثروتمندان مستكبر و اشراف از خود راضى خدمت پيامبر ْ آمدند وعرض كردند: يا رسول اللّه! اين پشمينه پوشان (سلمان، اباذر، عمار) كه بوى آنها مشام انسان را آزار مى دهد از خود دور كن تا ما به مجلس تو بياييم و تو را در صدر مجلس قرار دهيم و از سخنانت بهره بگيريم ولى با بودن آنها ممكن نيست ما نزد تو بياييم. در اين هنگام آيات فوق نازل شد كه هرگز تسليم سخنان فريبنده آنها نشود و همواره در دوران زندگى با افراد با ايمان و پاكدلى چون سلمان و ابوذر باشد.
    در اين آيه به او دستور داده شد كه از آنها روى گردان باشد و به فقراى مؤمن روى آورد و چشم از آنها برندارد و از كسانى كه دلشان را در معرض غفلت قرار داديم و پيرو هواى نفس هستند پيروى نكند مى فرمايد: مؤمنين راستين اما تهيدست قلبى مملو از عشق خدا دارند و هميشه به ياد او هستند اما ثروتمندان مستكبر به كلى از ياد خدا غافلند و جز هواى نفس چيزى نمى طلبند. همه اعمال آنها از حدّ اعتدال بيرون و در مسير افراط و اسراف است. چه بسا آنهايى كه تابع هواهاى نفسانى شدند و در اين امر افراط نمودند از اول چنين نبودند. هر عمل خلافى بار اول براى عامل مشكل و سخت و قبيح به نظر مى رسد اما وقتى اين كار زشت تكرار شد ديگر به تدريج قبح خود را از دست داده چه بسا ممكن است به صورت امر لازم و ضرورى در آيد. پس در حفظ اعتدال و ملكه گردانيدن اعمال صالح بايد كوشيد.ما كه مى دانيم حيات ابدى در اين دنيا براى انسان غيرممكن است و آخرتى در پى است چرا در دفع اخلاق زشت نكوشيم و اخلاق پسنديده به دست نياوريم و هميشه به ياد خدا نباشيم.
    خداوند مى فرمايد: «يا داوُد إنّا جَعَلناكَ خَليفةً فى الأرض فَاحكم بَينَ النّاس بالحَقّ وَ لاتَتّبع الهوى فَيُضلّك عَنْ سَبيلِ اللّه إنَّ الّذينَ يُضلّونَ عن سَبيل اللّه لَهم عَذابٌ شَديدٌ؛ اى داود! همانا قرار داديم تو را خليفه در زمين از جانب خودمان بربندگان تا حكم كنى بين مردم به حق و متابعت از هواى نفست نكنى كه گمراه مى سازد تو را از راه خدا. كسانى كه از خدا دور شدند براى آنها عذابى شديد است.»
    مى بينيم كه پيروى هواى نفس با زليخا چه كرد؟ زليخا با آن درجه و مقام كه نزد عزيز مصر داشت عاقبت او به جايى رسيد كه براثر فقر برسرراه مى نشست و گدايى مى كرد. اين نتيجه متابعت از هواى نفس است. ياد خدا به انسان آرامش مى بخشد.
    «ألا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ.» غفلت از خدا انسان را به اسفل السافلين مى رساند؛ زيرا مهار شخصى كه غافل از خدا و ياد خدا باشد به دست نفس اماره و هواهاى نفسانى است.
    «فَوَيلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللّهِ اُولئكَ فِى ضَلالٍ مُبِينٍ؛ واى بر كسانى كه قلوبشان از ياد خدا قساوت يافته است چنين افرادى در ضلالت آشكار هستند.»
    خلاصه انسانى كه از ياد خداوند اعراض كند زندگى او هميشه در سختى است، گاهى مى شود كه از نظر مادى وضع خوبى دارد ولى بخل، حسد، حرص و مشكلات ديگر زندگى را براى او غير قابل تحمل مى سازد. بله آنچه به انسان ها آرامش مى بخشد ياد خداست.
    هنگامى كه انسان مسؤوليت هايش را به دنبال فراموش كردن ياد خدا به فراموشى بسپارد در شهوات غرق مى شود اما توجه به معنويت به او غناى روحى مى بخشد و او در برابر طغيان شهوات همچون سدّى شكست ناپذير ايستادگى مى كند. امام باقر (ع) فرمود: «در قلب هر بنده مؤمنى يك نقطه سفيد وجود دارد پس اگر مرتكب گناه شد و آن را تكرار كرد يك نقطه سياه در آن پيدا خواهد شد. پس اگر به گناه خويش ادامه داد نقطه سياه تدريجاً توسعه مى يابد به حدّى كه سفيدى قلب را به كلى مى پوشاند. در اين صورت چنين قلبى هيچ گاه به سوى سعادت برنمى گردد كه خداوند مى فرمايد:
    كلا بل ران على قُلُوبهم ما كانوا يكسبونَ.» امام سجاد (ع) به درگاه خداوند مى نالد و عرضه مى دارد: «إلهي إليك أَشكُو قَلبا قاسيا مع الوَسواس متقلّبا؛ خدايا از قلب سخت به تو شكايت مى كنم قلبى كه به وسيله وسوسه ها پيوسته در حال تغيير است. »
    آن قلبى كه اگر متوجه قدرت و عظمت خداوندى نباشد در سراشيبى انحطاط و ذلت سقوط خواهد كرد.آن قلبى كه همواره در حال تغيير و تبديل است. آن قلبى كه تنوع طلب است. آن قلبى كه در قرآن كريم بارها و بارها به او تذكر داده شده كه متابعت هواى نفس نكرده و فريب شيطان رجيم را نخورد. خداوند مى فرمايد: «قُلْ إنّى نُهِيتُ أن أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ قُلْ لا أَتّبعُ أهواءَكُم قَد ضَلَلْتُ إذاً وَما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ؛بگو: من نهى شدم از اين كه عبادت كنم آن چيزهايى را كه شما به غير خدا آنها را مى خوانيد و عبادت مى كنيد. بگو: من متابعت نمى كنم خواهش هاى شما را كه اگر چنين كنم به تحقيق گمراه باشم و در زمره هدايت يافتگان نيستم.»
    ادامه دارد... التماس دعا
    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۱/۰۲/۱۹ در ساعت ۱۷:۳۹
    چند لحظه با نهج البلاغه

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود