جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به بهانه روز معلم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    به بهانه روز معلم




    سلام
    روز معلم بر پرواز دهندگان جان به عالم معنا مبارک
    قصه علم طولانی است خلاصه اش می کنم شما بحث بفرمایید :
    1- علم امر مجرد است
    2- هیچ ماده یا امر مادی یا متعلق استکمالی به ماده نمی تواند دهنده علم باشد
    3- دهنده علم امر مجرد یا همان فرشته است پس نشستن بر بال فرشتگان بر جویندگان علم مبارک
    4- معلم اصطلاحی که قدرش بسیار پر قدر است زمینه ساز افاضه علم است اوست که اندیشه ها را شخم می زند تا فرشته علم بکارد
    5- فرشته در افاضه مستقل نیست
    6- خود خدا دهنده حقیقی علم است
    7- سواد و سیاهی علم یعنی لفظ و عبارت نه حقیقت علم بلکه زمینه ساز تنزل علمی است که صادق آل محمد علیه السلام فرمود : العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء
    و ....
    موفق باشید
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    985
    حضور
    2 روز 22 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    48
    آپلود
    4
    گالری
    183
    صلوات
    9113



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    روز معلم بر پرواز دهندگان جان به عالم معنا مبارک
    با سلام و تشکر از جناب حامد بزرگوار و تبریک این روز خدمت ایشون و همه معلمان و اساتید
    همون طور که ایشون فرمودند معلم پرواز دهنده جان است . اون چیزی که از همه مهم تره تربیت و حرکت در مسیر قربه و اگر کسی بتونه این حرکت رو در دیگران ایجاد کنه ولو اینه کسی او رو با اسم معلم نشناسه معلّمه .
    چرا که خداوند مکرّر میفرمایند : « و یزکّیهم و یعلّمهم ...» یعنی اول تزکیه بعد علم .
    علم بی تزکیه مانند طبل تو خالی میمونه که صداش گوش فلک رو کر میکنه اما محتوا نداره .

    خداوندا کمکمون کن که طبل تو خالی نباشیم

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    بله سرکار صبا درست فرمودند قرآن هم می فرمایند :

    [سوره الأعراف (7): آيات 57 تا 58]
    وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالاً سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (57) وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ (58)
    ترجمه:
    57- او كسى است كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش مى‏فرستد تا زمانى كه ابرهاى سنگين بار را (بر دوش خود) حمل كنند در اين هنگام آنها را به سوى سرزمينهاى مرده مى‏فرستيم و به وسيله آن آب (حياتبخش) نازل مى‏كنيم و با آن از هر گونه ميوه‏اى (از خاك تيره) بيرون مى‏آوريم، و اينگونه (كه زمينهاى مرده را زنده كرديم) مردگان را (نيز در قيامت) زنده مى‏كنيم تا متذكر شويد.
    58- و سرزمين پاكيزه (و شيرين) گياهش به فرمان پروردگار مى‏رويد اما سرزمين‏هاى بد طينت (و شوره‏زار) جز گياه ناچيز و بى ارزش از آن نمى‏رويد، اينگونه، آيات را براى آنها كه شكرگزارند بيان مى‏كنيم.

    موفق باشید
    ویرایش توسط حامد : ۱۳۹۱/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۰:۰۰
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    444
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2100



    به بهانه روز معلم

    با سلام

    مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد و هم درد خلق خدا را

    این ایام بر همه معلمان و آموزگاران مبارک باشد.

    در اهمیت این هنر بزرگ که به تربیت انسان ها منجر می شود همین بس که معلم واقعی خداوند است. آنجا که اولین آیات بر قلب رسول گرامی اسلام نازل می شد:

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

    اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ *لَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ *عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ

    معلم واقعی خداوند متعال است.



    ویرایش توسط صدر : ۱۳۹۱/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۱:۴۲

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    کتاب ...اینترنت و...همین چیزا دیگه
    نوشته
    58
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    17
    صلوات
    554



    عارفان علـم عاشـق می شوند / بهـترین مردم معلـم می شـوند
    عشق با دانش متمم می شود / هر که عاشق شد معلم می شود

    روز معلم مبارک باد
    حکایت عجیبی است رفتار ما!خداوند میبیند و میپوشاند مردم نمیبینند و فریاد میزنند!

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    985
    حضور
    2 روز 22 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    48
    آپلود
    4
    گالری
    183
    صلوات
    9113



    بعضیا فکر میکنن معلم اونیه که بره سر کلاس و چهار تا کلمه بگه و بره در حالی که یک معلم واقعی با شاگرداش زندگی میکنه و مثل پیامبر اکرم (ص) حریص به آموزش و پرورش و رشد همه جانبه شاگردانش هست .
    با این حساب معلمای زیادی هستن که کسی بهشون نمیگه معلم در حالی که واقعا معلمند و کسانی هستن که اسمشون معلمه اما بلد نیستن چطور باید معلمی کنن .
    یعنی ممکنه یک کارگر بی سواد معلم باشه اما یک دکتر استاد دانشگاه نه !!



  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    نویسندگی، مطالعه و تحقیق
    نوشته
    1,375
    حضور
    1 روز 7 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    28
    گالری
    423
    صلوات
    11370

    من ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد





    به نام علی اعلی

    ساعت آخر است . بچه ها در دل دعا می کنند که زودتر زنگ بخورد و بروند خانه.
    حمیده گچ را برداشته است و روی تخته عکس مینا و زهرا را می کشد. این زنگ امتحان فیزیک داریم. آن هم از قسمتی از کتاب که معلم هنوز درسش را نداده است!

    دلم تاپ تاپ می کند. صدای خانم معمار باشی از راهرو می آید. بچه ها دورش جمع شده اند تا اشکالات درسی شان را بپرسند. خانم معمار باشی از بین بچه ها رد می شود و با پاکتی از سیم و آهن ربا و سیم لوله و آمپرسنج وارد کلاس می شود.

    از بچه ها می خواهد وسایلشان را از روی میز جمع کنند. می گوید: هیچ جزوه ای روی میز نماند. استرس وجودم را فرا می گیرد. احساس می کنم اصلا آمادگی امتحان را ندارم. هنگام مطالعه، صفحات کتاب برایم غیر ملموس بودو از آن هیچی نفهمیدم.

    بچه ها مشغول جمع کردن وسایلشان هستند. معلم وسایل را تقسیم می کند. به هر دانش آموز چندتا از چیزهایی که داخل پاکت بود می دهد. نگاه های متعجب دانش آموزان یکی یکی به سمت معلم می رود.

    او می گوید: « بله بچه ها! امتحان امروز ما بازی با این وسایل است!!!
    هرکس با ترکیب کردن این وسایل و اطلاعات قبلی اش بتواند قانونی طرح کند، این قانون به اسم خودش ثبت می شود، مثل قانون نیوتون، گالیله و یا . . . »

    من و عفت کارمان را باهم شروع کردیم. معلم یکی یکی به میز بچه ها سر میزد. هر کس هرچه می فهمید روی کاغذ یادداشت می کرد. من و عفت مشغول بحث و گفتگو درباره فرمولمان بودیم که معلم از راه رسید. چند دقیقه ای مشکوکانه با نگاههای غلط انداز به برگه مان خیره شده بود. برگه را پای تخته برد. گچ را برداشت و بزرگ روی تخته نوشت: قانون عفت و فاطمه!

    صدای زنگ بلند شد. بچه ها به سمت حیاط مدرسه می دویدند. برق شادی در چشمان عفت موج میزد. سبزی درختهای اردیبهشت نگاهم را گرفت. از لابلای تنه های تنومند درختها چشمم به آن دیوار نوشته قدیمی افتاد. جمله استاد شهید مرتضی مطهری: « من ستایشگر آن معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را ».

    شب که کتابم را ورق می زدم فهمیدم: قانون عفت و فاطمه همان قانون فارادی بوده است.
    ویرایش توسط حاج علی : ۱۳۹۱/۰۲/۲۰ در ساعت ۰۸:۳۶

    می خـواسـتــم ز آدمیــان دلـبـری کنـم

    گفتـم که «یـا عـلـی» دل پروردگار رفت






  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    تدریس،تحصیل،تهذیب،ورزش
    نوشته
    219
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    69
    صلوات
    1804



    خیلی عالی بود.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    36
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج علی نمایش پست ها
    به نام علی اعلی

    ساعت آخر است . بچه ها در دل دعا می کنند که زودتر زنگ بخورد و بروند خانه.
    حمیده گچ را برداشته است و روی تخته عکس مینا و زهرا را می کشد. این زنگ امتحان فیزیک داریم. آن هم از قسمتی از کتاب که معلم هنوز درسش را نداده است!

    دلم تاپ تاپ می کند. صدای خانم معمار باشی از راهرو می آید. بچه ها دورش جمع شده اند تا اشکالات درسی شان را بپرسند. خانم معمار باشی از بین بچه ها رد می شود و با پاکتی از سیم و آهن ربا و سیم لوله و آمپرسنج وارد کلاس می شود.

    از بچه ها می خواهد وسایلشان را از روی میز جمع کنند. می گوید: هیچ جزوه ای روی میز نماند. استرس وجودم را فرا می گیرد. احساس می کنم اصلا آمادگی امتحان را ندارم. هنگام مطالعه، صفحات کتاب برایم غیر ملموس بودو از آن هیچی نفهمیدم.

    بچه ها مشغول جمع کردن وسایلشان هستند. معلم وسایل را تقسیم می کند. به هر دانش آموز چندتا از چیزهایی که داخل پاکت بود می دهد. نگاه های متعجب دانش آموزان یکی یکی به سمت معلم می رود.

    او می گوید: « بله بچه ها! امتحان امروز ما بازی با این وسایل است!!!
    هرکس با ترکیب کردن این وسایل و اطلاعات قبلی اش بتواند قانونی طرح کند، این قانون به اسم خودش ثبت می شود، مثل قانون نیوتون، گالیله و یا . . . »

    من و عفت کارمان را باهم شروع کردیم. معلم یکی یکی به میز بچه ها سر میزد. هر کس هرچه می فهمید روی کاغذ یادداشت می کرد. من و عفت مشغول بحث و گفتگو درباره فرمولمان بودیم که معلم از راه رسید. چند دقیقه ای مشکوکانه با نگاههای غلط انداز به برگه مان خیره شده بود. برگه را پای تخته برد. گچ را برداشت و بزرگ روی تخته نوشت: قانون عفت و فاطمه!

    صدای زنگ بلند شد. بچه ها به سمت حیاط مدرسه می دویدند. برق شادی در چشمان عفت موج میزد. سبزی درختهای اردیبهشت نگاهم را گرفت. از لابلای تنه های تنومند درختها چشمم به آن دیوار نوشته قدیمی افتاد. جمله استاد شهید مرتضی مطهری: « من ستایشگر آن معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را ».

    شب که کتابم را ورق می زدم فهمیدم: قانون عفت و فاطمه همان قانون فارادی بوده است.
    بسیااااااار عالی و جالب بود. فوق العاده بود.

  19. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود