صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معراج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    1
    گالری
    9
    صلوات
    490

    پرسش معراج




    معراج چيست و چه كساني ميتوانند به معراج بروند؟
    حديث معراج چيست؟
    يا اهل العالم قتل الحسين بكرببلا عطشانا ...

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    1
    گالری
    9
    صلوات
    490



    خواهشا جواب بديد من زود منتظرم.
    ميخوام بحث شروع بشه تا سوالات متعدد من هم شروع بشن.
    يا اهل العالم قتل الحسين بكرببلا عطشانا ...

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خــــــــــدا ، اهل بیت ، ولایت
    نوشته
    379
    حضور
    1 روز 17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    30
    صلوات
    2032



    در خصوص معراج پیامبر اسلام (ص) و ثمرات آن در خصوص حل برخی از مسائل علمی روز مواردی را از تالیفات استاد مرتضی رضوی نقل می کنم.

    احادیث معراج و شکل جهان
    پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، مدتی قبل از هجرت به معراج رفته است. خداوند برای نشان دادن چگونگی آسمان‌ها و مشاهده عجایب جهان خلقت، پیامبرش را عروج داده بود.
    معراج یکی از عقاید مسلم و ضروری عموم مسلمانان است، و به اصطلاح یک باور «اجتماعی» است که همة امّت به آن معتقدند.
    مسألة معراج نص صریح قرآن است و آن قدر احادیث زیاد و به اصطلاح «متواتر» در مورد اصل معراج و جزئیات آن وارد شده است که به قول مرحوم علامة مجلسی «اگر همه آنها جمع شود یک کتاب بزرگی می‌شود». معلوم است که معنای «کتاب بزرگ» که نویسنده کتاب بحارالانوار بیان نموده، چیست. باز همو می‌گوید: «گمان نمی‌کنم در مورد هیچ کدام از اصول مذهب به اندازة معراج حدیث وارد شده باشد.»
    در اینجا نه از اصل معراج بحث خواهیم کرد و نه از اثبات یا محتوا و ره‌آورد این سفر آسمانی. این مسائل مهم را به فصل‌های آینده یعنی «معاد» و «جهان شناسی» وا می‌گذاریم. آنچه که در اینجا به موضوع سخن ما مربوط می‌شود «قسمت‌های مکانی» این مسافرت است. نتیجة مشخص شدن مسیر این سفر به وسیلة احادیث زیادی که وارد شده است، ترسیمی از شکل جهان است. یعنی تصویر جهان یکی از ثمرات و پیام‌های احادیث معراج است.
    خلاصه شمارش منزل‌هایی که در این سفر طی شده است به قرار زیر می‌باشد:

    مبدأ مسافرت: مکّه ـ
    منزل اوّل: بیت المقدس ـ
    منزل دوم: آسمان اول ـ
    منزل سوم: آسمان دوم ـ
    منزل چهارم: آسمان سوم ـ
    منزل پنجم: آسمان چهارم ـ
    منزل ششم: آسمان پنجم ـ
    منزل هفتم: آسمان ششم ـ
    منزل هشتم: آسمان هفتم کنار سدرة المنتهی.
    یعنی در این سفر تا انتهای جهان رفته است و آسمان هفتم انتهای جهان است. بنابراین آن عده از محققین ما (یا بعضی از مفسرین ما) که هفت آسمان را در اطراف کرة‌زمین ترسیم می‌کنند، و یا عده‌ای از علمای ما که هفت آسمان را در درون منظومة شمسی تصویر می‌کنند، و یا طرفداران فلسفة ارسطویی که سخن از نُه فلک می‌زنند و عده‌ای از آنها نُه فلک را معادل هفت آسمان فرض می‌کنند، باید در نظریة‌شان تجدید نظر کنند.
    و همچنین: احادیث معراج دقیقاً و مشروحاً مشخص می‌کنند که آسمان‌ها چیزهای صرفاً فرضی نیستند، بلکه واقعیت هستند و هر کدام از آنها عالَم و جهانی با مخلوقات مخصوص به خود می‌باشد.

    ویرایش توسط nazanin27 : ۱۳۹۱/۰۲/۰۸ در ساعت ۱۸:۱۶
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خــــــــــدا ، اهل بیت ، ولایت
    نوشته
    379
    حضور
    1 روز 17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    30
    صلوات
    2032



    کائنات و معراج:
    در بعضی از نوشته‌ها هفت آسمان را در اطراف کرة زمین و در بعضی دیگر، در درون منظومة شمسی ترسیم و تصویر می‌کنند. در حالی که قرآن تصریح می‌کند که «انّا زیّنا السماءَ الدّنیا بزینة الکواکب». جالب این است که آقایی در ضمن درسش (چون نمی‌توانست آسمان‌ها را در ذهنش تصویر نماید) کواکب را به سنگ‌های سرگردانی که احیاناً راهشان از میان منظومة شمسی می‌گذرد، تأویل می‌کرد.
    و بعضی نیز در اطراف هر کره و ذرّه (اتم) هفت آسمان فرض نموده‌اند در این تصویر و فرض‌ها آسمان وجود واقعی نیافته و تنها یک «فرض» خیالی می‌شود. و بدیهی است که این سخنان با آیات و احادیث بسیاری، نه تنها سازگار نیست، بلکه تضاد کامل دارد. موضوع به قدری روشن است که موجب نهایت شگفتی می‌گردد. معلوم نیست که حضرات با اصل مسلم «معراج» چه می‌کنند؟! و آیات و احادیث مربوط به آن را چگونه معنی می‌کنند؟ و تصویر ذهنی‌ِشان (و دست کم فرضیة ذهنی آنها) در مورد معراج چیست؟

    آنچه بیش از هر نظریه‌ای بر هستی شناسی و جهان شناسی اسلام لطمه زده و سیمای روشن بیان اسلام را در این مورد تیره و مبهم کرده است، خلطی است که پیروان فلسفة ارسطویی و هیأت بطلمیوسی، میان نُه فلک افسانه‌ای و هفت آسمان، کرده‌اند. قرآن در آیات متعددی به عدد «هفت» تصریح و تنصیص نموده است. اما عدد «هفت» کجا و عدد «نه» کجا؟!؟ طرفداران بطلمیوس در جهت تأیید و توجیه فرضیة او، کمتر همّت بستند که قرآن را تأویل کنند. الفاظی از قبیل «رتق» و «فتق» را که در احادیث و قرآن آمده، به «خرق» و «التیام» بطلمیوسی تأویل نمودند. مانند فرمایش امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ «ثم انشاء سبحانه فتق الأجواء»، و مثل آیه کریمه «انّ السموات و الأرض کانتا رتقاً ففتقناهما». با ثابت شدن بطلان هیئت بطلمیوسی بخش عمده‌ای از مردم نظریه اسلام را نیز باطل دانستند. زیرا در اثر این تأویلات فکر می‌کردند اسلام همان نظریه بطلمیوسی را دارد.
    وقتی که بدین گونه و با این فرضیه‌ها، تصویر واقعی که اسلام بیان می‌دارد، در اذهان بهم خورد و آسمان‌ها در فواصل برج‌های دوازده گانه و درون منظومه‌ی شمسی جایگزین شدند، موضوع بسیار مهم «محدود بودن جهان» نیز در اذهان مخدوش، و عملاً دچار بلاتکلیفی گردید.

    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خــــــــــدا ، اهل بیت ، ولایت
    نوشته
    379
    حضور
    1 روز 17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    30
    صلوات
    2032



    بهشت و معراج:
    احادیث معراج به ما شرح می‌دهند که رسول اکرم (ص) به بهشت وارد شده و بهشتیان را مشاهده کرده است که مشغول برخورداری هستند. و نیز به ما می‌گویند که حضرتش در معراج افرادی را که معذب بودند مشاهده کرده است. این احادیث جزئیات زیادی از بهشت و دوزخ را شرح می‌دهند.
    از طرفی هم می‌دانیم که هنوز قیامتی که در پیش روی جهان است برپا نشده و هنوز کسی به بهشت و دوزخ نرفته است. و هنوز صور اول و صور دوّم دمیده نشده. پس این بهشتیان و دوزخیان که احوالاتشان در احادیث معراج آمده کیستند؟ و احادیث معراج می‌گویند که پیامبر (ص) مشاهدات مزبور از بهشت را، در آسمانها کرده است.
    بعضی‌ها برای اینکه نتوانستند معانی این احادیث را بفهمند، اقدام به تاویل همة احادیث معراج، بلکه دست به تاویل اصل معراج زده‌اند، که ما کاری به آنها نداریم و آنان را به خدای‌شان می‌سپاریم زیرا که اینان «چون در حل مسئله وامانده‌‌اند صورت مسئله را پاک کرده‌اند».
    و همچنین: وجود احادیث معراج از طرفی، و وجود احادیث «عمل» که می‌گویند بهشت به تدریج در اثر عمل‌ها ساخته می‌شود، باعث شده است که جنجال بزرگی در محافل کلامی و علمی مسلمانان برپا شود. عده‌ای با تکیه بر احادیث معراج می‌گفتند که بهشت خلق شده و کاملاً آماده است. و عده‌ای نیز با تکیه بر احادیث عمل، خصوصاً احادیث «تجسم عمل»، می‌گفتند که بهشت به تدریج و با صدور اعمال انسان‌ها ساخته می‌شود. حتی بعضی پیدا شدند گفتند که خداوند بهشت را در روز محشر بطور «خلق الساعة» خواهد آفرید.
    امّا حقیقت این است که بهشت‌های قیامت‌های قبلی ساخته شده و افرادشان هم، هم اکنون در آنها هستند. لیکن بهشت مردمان امروزی کرة زمین (و شاید سایر کرات) عرصه‌اش موجود است. و اعیان آن با صدور اعمال انسانها، به تدریج ساخته می‌شود.

    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    121
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    1
    گالری
    9
    صلوات
    490



    تشكر ميكنم و خواهشا در اين مورد كه پيامبر وقتي با خدا داشت صحبت ميكرد خدا با صداي اميرالمومنين داشته صحبت ميكرده بحث بشه.
    يا اهل العالم قتل الحسين بكرببلا عطشانا ...

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط ديوانه ي عشق حسين نمایش پست ها
    تشكر ميكنم و خواهشا در اين مورد كه پيامبر وقتي با خدا داشت صحبت ميكرد خدا با صداي اميرالمومنين داشته صحبت ميكرده بحث بشه.

    با سلام
    در این رابطه توجه به روايات ذیل راهگشاست:

    1 . در برخي روايات آمده كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: وقتي به سوي آسمان عروج كردم و به ساحت قدسي پروردگارم، نزديك شدم به گونه اي كه بين من و او به اندازة دو قوس كمان يا كمتر از آن فاصله بود، به من گفته شد چه كسي را دوست داري؟ گفتم علي را. بعد به من گفته شد نگاه كن. نگاه كردم به سمت چپ خود، علي بن ابيطالب را ديدم.(1)

    2 . در روايتي ديگر آمده كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: وقتي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مكه را فتح كرد پيوسته در حال عبادت و سپاس بود و علي ـ عليه السلام ـ او را همراهي مي كرد، هنگامي كه شب شد هر دو به سوي صفا و مروه رفتند، بعد به سوي وادي عَلَم رفتند بعد نوري از كوه مكه براي آنها پديدار شد بعد پيامبر از آن وادي به سوي بالا رفت و علي ـ عليه السلام ـ او را همراهي كرد.(2)

    3 . در حديث ديگري پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: شب معراج در آسمان فرشته اي را در حالي كه بر منبري از نور نشسته بود ديدم، از جبرئيل پرسيدم اين كيست؟ به من گفت: نزديك آن برو و به او سلام كن، وقتي نزديك شدم خودم را در كنار علي بن ابيطالب برادرم يافتم. از جبرئيل پرسيدم آيا علي ـ عليه السلام ـ قبل از من به آسمان چهارم آمده است؟ جبرئيل گفت: خدا اين فرشته را از نور علي ـ عليه السلام ـ و به صورت علي ـ عليه السلام ـ آفريده و فرشتگان هر شب جمعه هفتاد مرتبه او را زيارت مي كنند و خداوند را تسبيح مي نمايند و ثواب را آن براي دوستان علي ـ عليه السلام ـ هديه مي كنند.(3)

    4 . در روايتي آمده كه از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ پرسيده شد كه در شب معراج با چه لغتي و لحني پروردگارت با تو سخن گفت؟ حضرت فرمود: با لغت و لحن علي بن ابي طالب به من الهام شد كه سؤال كردم پروردگارا! تو با من سخن مي گويي يا با علي ـ عليه السلام ـ ؟ خداوند فرمود: اي احمد هيچ كس با من قابل مقايسه نيست، لكن من تو را از نور خود و علي را از نور تو آفريده ام. چون من در قلب تو كسي را محبوب تر از علي نيافتم، لذا با زبان او با تو سخن گفتم تا قلب تو مطمئن شود.(4)

    5. در حديث ديگري آمده كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: در شب معراج چون به زير عرش قرار گرفتم نظر كردم ناگاه علي ـ عليه السلام ـ را آنجا ديدم، به او گفتم يا علي قبل از من، شما آمده ايد؟ جبرئيل به من گفت اين علي ـ عليه السلام ـ نيست، بلكه او فرشته اي است كه به صورت علي ـ عليه السلام ـ آفريده شده.(5)

    نتيجه اين كه از روايات فوق نمي توان نتيجه گرفت كه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در معراج بوده است و وجود جسماني و يا روحاني او همراه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به معراج رفته باشد، بلكه حداكثر روايات مي رسانند كه در مواردي خداوند صدا و يا چهره اي شبيه ايشان ايجاد كرده است و البته خداوند به حقايق اين امور آگاه تر است.


    پاورقی:
    1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، نشر داراحياء التراث العربي، 1403 ق، ج 18، ص 406، باب 3، اثباب معراج، ح114.
    2. همان، ح70، ص364.
    3. همان، ح94، ص386.
    4. همان، ح95، ص386.
    5. همان، ح3، ص300.

    پس تا مى‏توانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد، و كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون مانند، آنان رستگارانند. (تغابن/16)

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط ديوانه ي عشق حسين نمایش پست ها
    چه كساني ميتوانند به معراج بروند؟


    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

    سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا

    حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير

    كلمه" عبد" نشان مى‏دهد كه اين افتخار و اكرام به خاطر مقام عبوديت و بندگى پيامبر ص بود، چرا كه بالاترين مقام براى انسان است كه بنده راستين خدا باشد، جز بر پيشگاه او جبين نسايد، و در برابر فرمانى جز فرمان او تسليم نگردد، هر كارى مى‏كند براى خدا باشد و هر گام برمى‏دارد رضاى او را بطلبد.
    پس تا مى‏توانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد، و كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون مانند، آنان رستگارانند. (تغابن/16)

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام به همه دوستان

    من چند وقت پیش در یک انجمن نجوم با بچه های رشته نجوم و اخترفیزیک درباره این موضوع بحث کردم گفتم بیام اینجا سوالاتی عجیبی که برام پیش اومده بپرسم (امیدوارم بی ربط به این انجمن نباشه!)


    بحث این بود که پیامبر (ص) بارها گفتن من با جسم مادی به معراج رفتم!!(والا با حالات روحانی که شاهکار نیست)


    بعد این بحث پیش اومد که دوستان گفته بودن اگه مادی بوده نیاز به سفینه ای بوده که با سرعت مافوق سرعت نور بتونه حرکت کنه و الا سفر به تمام کهکشان ها با سرعت نور هم میلونها سال طول میکشه!


    من گفتم شاید از قوانین پیچیده ای از فیزیک نجوم استفاده کردن (مثل کرم چاله) یا مواردی از این دست که تونستن مرز اسمانها رو در طول یک شب زمینی طی کردن!


    اما اونها گفتن طبق نظریه انیشتین همچین چیزی غیر ممکنه!چون بدن متلاشی میشه! (کلا ماده متلاشی میشه)

    یادمه خونده بودم قبل سفر جبرئیل لباس مخصوصی برای پیامبر آوردن این درسته؟

    الان خواستم بدونم واقعا پیامبر با بدن مادی رفتن به معراج و آیا شواهدی که ایشون میدیده همه مادی بودن یا تجسمی بودن!(من فقط داستان رایج اون و خوندم از نقل روایات ضمیمه آن به مانند شما اساتید اطلاع درستی ندارم)


    ببخشید دیگه من سوالاتم یکم عجیب هست!


    با تشکر

    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۱/۰۲/۱۴ در ساعت ۰۵:۲۲

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط izraeel نمایش پست ها
    سلام به همه دوستان ........... ...............
    ببخشید دیگه من سوالاتم یکم عجیب هست!
    با تشکر
    معراج و علوم روز

    در گذشته بعضى از فلاسفه كه معتقد به افلاك نه‏گانه بطلميوسى پوست پيازى بودند مانع مهم معراج را از نظر علمى وجود همين افلاك و لزوم خرق و التيام در آنها مى‏پنداشتند .
    ولى با فرو ريختن پايه‏هاى هيئت بطلميوسى مساله خرق و التيام بدست فراموشى سپرده شد، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد مسائل تازه‏اى در زمينه معراج مطرح شده و سؤالاتى از اين قبيل:

    1- براى اقدام به يك سفر فضايى نخستين مانع نيروى جاذبه است كه بايد با وسائل فوق العاده بر آن پيروز شد، زيرا براى فرار از" حوزه جاذبه زمين" سرعتى لا اقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است!.


    2- مانع ديگر، فقدان هوا در فضاى بيرون جو زمين است كه بدون آن انسان نمى‏تواند زندگى كند.


    3- مانع سوم گرماى سوزان آفتاب و سرماى كشنده‏اى است كه در قسمتى كه آفتاب مستقيما می تابد و قسمتى كه نمی ‏تابد وجود دارد.
    فلاسفه قديم معتقد بودند كه اين امر در افلاك امكان پذير نيست.


    4- مانع چهارم اشعه‏ هاى خطرناكى است كه در ما وراء جو وجود دارد، مانند اشعه كيهانى و اشعه ما وراء بنفش و اشعه ايكس، اين پرتوها هر گاه به مقدار كم به بدن انسان بتابد زيانى بر ارگانيسم بدن او ندارد، ولى در بيرون جو زمين اين پرتوها فوق العاده زياد است و كشنده و مرگبار، اما براى ما ساكنان زمين وجود قشر هواى جو مانع از تابش آنها است.


    5- مشكل بی ‏وزنى است، گر چه انسان تدريجا می ‏تواند به بی وزنى عادت كند ولى براى ما ساكنان روى زمين اگر بی ‏مقدمه به بيرون جو منتقل شويم و حالت بی ‏وزنى دست دهد، تحمل آن بسيار مشكل يا غير ممكن است.


    6- و سرانجام مشكل زمان ششمين مشكل و از مهمترين موانع است، چرا كه علوم روز می ‏گويد سرعتى بالاتر از سرعت سير نور نيست و اگر كسى بخواهد در سراسر آسمانها سير كند بايد سرعتى بيش از سرعت سير نور داشته باشد.

    *********************

    تفسير نمونه، ج‏12، ص: 18
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود