صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه اخلاق با عرفان چیست؟؟؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036

    پرسش رابطه اخلاق با عرفان چیست؟؟؟؟؟




    با عرض سلام، ببخشید رابطه اخلاق و عرفان را تبیین کنید،یعنی فرق این دو علم چیست؟ آیا موضوعاتشان با هم فرق دارد؟هدف این دو علم چیست؟ لطفا روان توضیح دهید-ممنون
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  2. صلوات ها 9




  3. انجمن گفتگوی دینی

    انجمن کفتگوی دینی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    824
    حضور
    15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5631



    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    تا قبل از اینکه اساتید تشریف بیاورندمی توانید به لینک های زیر مراجعه بفرمایید.

    http://www.hawzah.net/fa/bookview.ht...rticleID=34658

    http://www.pasokhgoo.ir/node/21730


    شهید محمود آقا شیری

    امروز من می روم ، فردا تو

    ولی ببین چه با خود آوردی ، خیر یا شر .

    ***********

    وصیت های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به ابوذر غفاری

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذکر یونسیه نمایش پست ها
    با عرض سلام، ببخشید رابطه اخلاق و عرفان را تبیین کنید،یعنی فرق این دو علم چیست؟ آیا موضوعاتشان با هم فرق دارد؟هدف این دو علم چیست؟ لطفا روان توضیح دهید-ممنون
    رابطه اخلاق با عرفان چیست؟؟؟؟؟


    با سلام خدمت شما بزرگوار.

    عرفان و اخلاق گاه چنان به یکدیگر نزدیک و تو در تو می شوند که گمان می رود یک عارف، انسان اخلاقی بزرگی است و همین طور یک اخلاقی گمان می رود عارفی است که تمام مراحل سیر و سلوک را طی کرده است. اما اخلاق و عرفان به رغم همة قرابت هایشان گاه چنان دچار افتراق می شوند که به نظر می رسد راهشان جداست.


    در بررسی رابطه اخلاق و عرفان باید گفت که عقل و استدلال روح حاکم و کلی در اخلاق است. انسان اخلاقی همواره از ابزار عقل بهره می برد و با کنار هم گذاردن صغرا و کبراها به این نتیجه می رسد که برای رسیدن به سعادت از چه راه هایی باید عبور کرد. برای مثال در کتاب اخلاق ناصری برای علاج جهل مرکب آمده است: «نافع ترین تدبیری که در این باب استعمال توان کرد تحریض صاحب این جهل بود بر یادگیری علوم ریاضی، چون هندسه و حساب و ارتیاض به براهین آن، که اگر این ارشاد قبول کند و در آن انواع خوش نماید از لذت یقین و کمال حقیقت خبردار شود.

    اما در عرفان روحیه حاکم، عشق و محبت است. عارف از آن جهت عارف شده است که دل را ابزار کار خود قرار می دهد؛ او از منطق و عقل تا مرحله ای استفاده می کند اما عشق همیشه عاشق را به مراحلی کشانده و مجبور به اعمالی کرده است که نزد عامه به جنون تعبیر می شود. در احوالات فضیل گفته شده است: «نمونه زهد و ریاضت بود، از معاشرت با مردم تنفر داشت و با وجود آنکه ازدواج کرده بود زندگی خانوادگی را بزرگترین مانع رسیدن به خدا می دانست. در مدت سی سال تنها یک بار او را خندان یافتند و آن وقتی بود که پسرش از دنیا رفته بود.» شطحیات عرفا را می توان در این راستا بررسی کرد. شطح، حکم متناقض نمایی است که ظاهراً غریب و نامأنوس و نامعقول است. چنین سخنانی در اوج وجد و مستی بر زبان جاری می شود. قصد عرفا از بیان چنین جملاتی قطعاً ظاهر آنها نیست بلکه باید عمق و باطن آنها را جستجو کرد. برای نمونه جامی در بیان تفاوت «من» فرعون با «من» یک عارف عاشق چون حلاج می گوید: «فرعون در خودبینی در افتاد و همه را خود دید و ما را گم کرد و حسین منصور همه را ما دید و خود را گم کرد و لذاست که «منِ» حاکم مصر بیان پیمان شکنی و کفر او در مقابل خداوند و «من» گفتن حلاج نشانه ای از فیض خداوندی است

    ویرایش توسط سادات : ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ در ساعت ۲۲:۱۹
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    رابطه اخلاق با عرفان چیست؟؟؟؟؟

    از دیگر تفاوت های موجود بین عرفان و اخلاق موضوع اعتدال است. پایه و اساس اخلاق ارسطویی «قانون زرین اعتدال» است. در این قانون هر فضیلتی دو سو دارد یک جنبه افراط و جنبه دیگر تفریط است که هر دو رذیله به حساب می آیند و آنچه نقطه اعتدال و حد وسط باشد فضیلت می باشد. مانند جبن و تهور که هر دو رذیلت است و شجاعت به عنوان حد وسط فضیلت به حساب می آید.

    اما در عرفان عموماً از حد اعتدال خارج می شوند. برای نمونه یکی از محورهای چهارگانه طریقت اکبریه منسوب به شیخ اکبر ابن عربی، جوع است. سالک تا نتواند دل از حوائج مادی برهاند و تا گرسنگی نکشد نخواهد توانست در مسیر سیر و سلوک به جایی برسد. عطار نیشابوری در کتاب «تذکرةالاولیاء» در ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی می گوید: «شیخ گفت: اگر خواهی که به کرامت رسی، یک روز بخور و سه روز مخور، سوم روز بخور، پنج روز مخور، پنجم روز بخور، چهارده روز مخور، اول چهارده روزه بخور، ماهی مخور، اول ماهی بخور، چهل روز مخور، اول چهل روز بخور، چهار ماه مخور، اول چهارماه بخور سالی مخور.

    همچنین در اخلاق با مدل انسانی روبرو هستیم. مکاتب مختلف اخلاقی از پیروانشان می خواهند که خود را متخلق به اخلاق انسانی کنند اما مدلی که عرفان ارائه می دهد خود حضرت حق است و انسان موظف است خلیفه بودن خود را به نحو درستی ادا کند. ابن عربی در فصوص الحکم، فص آدمی می گوید: «وقتی حق سبحانه و تعالی از حیث اسماء حسنای خود، که قابل شمارش نیست، خواست اعیان آن اسماء را ببیند، که در واقع دیدن خودش است، ... موجودی را خلق می کند و نام او را انسان و خلیفه می گذارد.»به همین دلیل هدف عرفان فنا در وجود معشوق است. سالک در اثر سیر و سلوک خود به مرتبه فنا می رسد و دیگر خودی ندارد، هر چه هست اوست. اما در انتهای تهذیب اخلاقی باز وجود انسان مطرح است و ما با انسانی مواجهیم که پس از تحمل مشقت ها خلق و خوی خود را نیکو و پسندیده کرده است.

    مراحل روحی در اخلاق، محدود است اما در عرفان این مراحل بسی گسترده تر و وسیع تر می باشد، طوری که خود اخلاق از نظر عرفایی مانند خواجه عبدالله انصاری جزء یکی از ده مقالات و منازل به حساب می آید و خود به ده باب تقسیم می شود که شامل صبر، رضا، شکر، حیا، صدق، ایثار، خلق، تواضع، فتوت و انبساط می باشد و به جز این منزل خواجه به نه منزل دیگر قائل است که شامل بدایات، ابواب، معاملات، اصول، وادی ها، احوال، ولایات، حقایق و نهایات می باشد و هر کدام به ده باب تقسیم می شوند که عبور از آنها برای سالک ضروری می باشد.

    از مسائل مهم در عرفان، وجود مراد یا پیر و مرشد می باشد که در اخلاق حداقل به این شدت وجود ندارد. به دلیل آنکه حالات درونی و راه های معنوی انسان ها با یکدیگر متفاوت است و صد در صد حکم کلی ممکن نیست لذا ولایت و اشراف مستقیم مراد نسبت به مرید در سیر باطنی ضرورت می یابد. عرفا تکروی را جایز نمی دانند چرا که در این راه خطرها بی شمارند و غالباً سالک را از پای در می آورند و اگر هم کسی به ندرت بی ارتباط با شیخ و استاد به جایی برسد باز هم حتماً در اثر همت و امداد پیری غایب بوده است اما به هر حال بهره حاضران در محضر پیر و استاد بیشتر خواهد بود

    ویرایش توسط سادات : ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ در ساعت ۲۲:۲۰
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131




    شهید مطهری پیرامون تفاوت عرفان عملی و اخلاق چنین می گوید:

    بخش عملی عرفان از این نظر مانند علم اخلاق است که درباره «چه باید»ها بحث می کند با این تفاوت که:


    1. عرفان درباره روابط انسان با خودش و با جهان و با خدا بحث می کند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خداست و حال آن که همه سیستم های اخلاقی درباره روابط انسان با انسان های دیگر بحث می کنند و ضرورتی نمی بینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند، فقط سیستم های اخلاقی مذهبی این جهت را مورد عنایت و توجه قرار می دهند.



    2. سیر و سلوک عرفانی – هم چنان که از مفهوم این دو کلمه پیداست - پویا و متحرک است، بر خلاف اخلاق که ساکن است، یعنی در عرفان سخن از نقطه آغاز است و از مقصد و منازل و مراحلی که به ترتیب سالک باید طی کند تا به سر منزل نهایی برسد.
    از نظر عارف واقعا هم اکنون برای انسان «صراط» وجود دارد و آن صراط را باید بپیماید و مرحله به مرحله و منزل به منزل طی نماید، و رسیدن به منزل بعدی بدون گذر کردن از منزل قبلی ناممکن است. از نظر عارف، روح بشر مانند یک گیاه و یا یک کودک است و کمالش در نمو و رشدی است که طبق نظام مخصوص باید صورت گیرد ولی در اخلاق صرفا سخن از یک سلسله فضائل است از قبیل راستی، درستی ، عدالت، عفت، احسان، انصاف، ایثار و غیره که روح باید به آنها مزین و متجلی گردد. از نظر اخلاق، روح انسان مانند خانه ای است که باید با یک سلسله زیورها و زینت ها و نقاشی ها مزین گردد بدون اینکه ترتیبی در کار باشد که از کجا آغاز شود و به کجا انتها یابد، مثلا از سقف شروع شود یا از دیوارها و از کدام دیوار، از بالای دیوار یا از پایین.
    در عرفان بر عکس، عناصر اخلاقی مطرح می شود اما به اصطلاح به صورت دیالیکتیکی ، یعنی متحرک و پویا.


    3. عناصر روحی اخلاقی محدود است به معانی و مفاهیمی که غالبا آنها را می شناسند، اما عناصر روحی عرفانی بسی وسیعتر و گسترده تر است. در سیر و سلوک عرفانی از یک سلسله احوال و واردات قلبی سخن می رود که منحصرا به یک «سالک راه» در خلال مجاهدات و طی طریق ها دست می دهد و مردم دیگر از این احوال و واردات بی خبرند.


  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست ها
    بر خلاف اخلاق که ساکن است
    با تشکر از توجه دوستان و کارشناسان گرامی، این عبارت نیاز به توضیح دارد:ساکن است یعنی چه؟؟؟؟؟ یعنی هیچ کمالی رخ نمی دهد؟؟؟؟چون کمال با حرکت و پویائی همراه است.
    در ضمن با عرض پوزش بنده از موضوع و هدف این دو علم سوال کرده بودم که پاسخ روشنی دریافت نکردم.
    از توجهتان سپاسگذارم

    ویرایش توسط ذکر یونسیه : ۱۳۹۱/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۴:۲۷
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست ها
    . عناصر روحی اخلاقی محدود است به معانی و مفاهیمی که غالبا آنها را می شناسند، اما عناصر روحی عرفانی بسی وسیعتر و گسترده تر است. در سیر و سلوک عرفانی از یک سلسله احوال و واردات قلبی سخن می رود که منحصرا به یک «سالک راه» در خلال مجاهدات و طی طریق ها دست می دهد و مردم دیگر از این احوال و واردات بی خبرند.
    جناب سینا یعنی در عرفان عقل و استدلال عقلی جایگاهی ندارد؟
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سادات نمایش پست ها
    اما در عرفان عموماً از حد اعتدال خارج می شوند
    جناب سادات گرامی این کار که خلاف عقل است یعنی عارف عاقل نیست یا با عقل کاری ندارد؟
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    27
    حضور
    15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    ببخشید در سوال ،تفاوت مطلق عرفان با مطلق اخلاق خواسته شده نه تفاوت عرفان عملی با اخلاق ؛ اگر ممکن است اول موضوع هر کدام مشخص شود بعد در مورد مسائل و تفاوت هایشان بحث بشه.

    يا رب از ابر هدايت برسان باراني
    پيشتر زان که چو گردي ز ميان برخيزم

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذکر یونسیه نمایش پست ها
    جناب سادات گرامی این کار که خلاف عقل است یعنی عارف عاقل نیست یا با عقل کاری ندارد؟
    سلام.

    منظور از خروج از اعتدال اون اعتدالی نیست که مد نظر عوام است. یعنی پا را فراتر از آنچه که در عالم ماده هست بگذارند. یعنی برای رسیدن به مقامات عالیه باید به خود سختی بدهند و این کار هر کسی نیست و برای انسانهای عادی خروج از اعتدال و مذموم تلقی میشود ولی در بین عرفا از ارکان سیر و سلوک است.
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا باید سراغ اخلاق رفت؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن ضرورت فراگیری علم اخلاق
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۰۶, ۲۳:۲۶
  2. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱, ۰۱:۰۴
  3. خواست خدا یا سهل انگاری ما؟؟؟؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن قضا و قدر
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۹, ۲۱:۲۲
  4. فرق علم فلسفه با علم کلام چیست؟؟؟؟؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن کلیات آشنائی با علم کلام
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۱۱, ۱۴:۱۰
  5. در کدام خانواده؟؟؟؟؟
    توسط حرم امن الهی در انجمن جبر و اختیار
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۵:۳۰

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۱۴:۳۰ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود