صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاقیات مطلق است یا نسبی؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    joke
    نوشته
    65
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    49

    اخلاقیات مطلق است یا نسبی؟




    در مورد اخلاقیقات دو نظریه توسط فلاسفه مطرح شده است. برخی معتقدند که اخلاقیات مطلق است و برخی هم اخلاقیات را نسبی می دانند. حال می خواهیم به این دو نظریه نگاهی بیاندازیم و نقدی در این مورد داشته باشیم.
    نظر فیلسوفان دین مدار ( اسلام و مسیحیت ) در مورد اخلاقیات
    برخی فسلسوفان ( که اغلب فیلسوفان ادیان هستند ) اخلاقیات را مطلق می دانند. بدین معنا که آنها معتقدند اخلاقیات در هر زمان و هر مکانی ثابت و تغیر ناپذیر است. و خوب تا ابد خوب و بد تا ابد بد خواهد بود .
    استدلال این گروه از فلاسفه هم بر اساس آموزه های مذهبی آنها است. برخی از انها معتقدند که اخلاقیات برگرفته از ادیان است که از سوی خداوند برای بشر تبیین می شود. بدین معنا که دروغ از آن جهت بد است چون خداوند ان را بد می داند. و راست بدین سبب خوب است چون خداوند آن را امر کرده است.
    اما از سویی دیگر برخی از فیلسوفان معتقدند که اخلاقیات در سرشت انسانها وجود دارد و پیامبر ادیان تذکار دهنده هستند. بدین معناکه دروغ در سرشت انسانها نیست و راست در سرشت انسانها هست ( پس دروغ بد و راست خوب است ) و فقط پیامبران آن را به بشر تذکار داده اند.
    با توجه به این نظریه اخلاقیات مطلق تلقی می شود و رفتار های انسان بصورت سیاه و سفید نمایان می شود. ( یعنی رفتار یک انسان یا خوب است و یا بد )
    و چون این نظریه رفتارهای انسان را به دو دسته خوب و بد تقسیم می کند بنابراین پاداش و مجازات معنا پیدا می کند. رفتارهای خوب مستحق پاداش و رفتارهای بد مستحق مجازات است.

    نظریه فیلسوفان لائیک درباره اخلاقیات
    اما نظریه دومی هم در مورد اخلاقیات مطرح شده است. طرفداران این نظریه ( که اغلب لائیک هستند ) معتقدند که اخلاقیات نسبی است و خوبی و بدی انها به نسبت رفتار دیگر سنجیده می شود. بدین معنا که ممکن است در زمانی ( و یا مکانی ) یک رفتار انسان خوب و در زمانی ( و یا مکانی ) دیگر همین رفتار زشت باشد.
    یک تصور اشتباهی که برخی ها در این نظریه دارند تصورشان این است که این گروه معتقدند هیچ چیزی به عنوان اخلاقیات پذیرفته شده نیست. درصورتی که چنین نیست . بلکه این گروه معتقدند که اخلاقیات به حالت پلکانی است. یعنی مثلا راستگویی نسبت به " نجات زندگی یک انسان " در درجه پایین تری قرار دارد . یعنی راستگویی تا زمانی خوب است که زندگی یک انسان در خطر نباشد! یعنی ممکن است شما با یک دروغ باعث رهایی یک انسان بیگناه از مرگ بشوید ( همان چیزی که مسلمانها از ان به عنوان دروغ مصلحتی نام می برند. )

    نظریه اخلاقیات نسبی از کجا نشات می گیرد.
    جالب است بدانید این نظریه برگرفته از یک نظریه علمی ریاضی به نام نظریه " فازی " برگرفته شده است. که ابداع کننده آن یک پروفسور ایرانی به نام پروفسور لطفی زاده است.
    قبل از نظریه فازی هستی به بود و نبود تقسیم می شد. و در اصطلاح کامپیوتری آن هر مفهومی در جهان ارزش 0 یا 1 می گرفت. اگر وجود داشت عدد 1 و اگر نداشت عدد 0 به آن داده می شد. اما در نظریه فازی به هر چیزی در جهان ارزشی بین 0 تا 1 ( مثلا 0.7 ) تعلق می گیرد.

    اصول نظریه فازی ( برای مطالعه و آشنایی بیشتر )
    فرض کنید از شما می پرسند : آیا گل گلایل زیباست؟
    شما ممکن است جواب بدهید بله زیباست. ( اما ممکن است کسی دیگر نظری دیگر داشته باشد و معتقد باشد خیر زیبا نیست.)
    حال ممکن است از شما این سوال پرسیده شود : گل گلایل زیباست یا گل نرگس؟
    شما ممکن است جواب بدهید : گل نرگس.
    سوال دوم نشان می دهد که شما گل نرگس را زیباتر از گل گلایل می دانید. و بدین معنا نیست که شما گل گلایل را زشت می دانید.
    درواقع مفهوم زیبایی یک مفهوم نسبی است یعنی شما نسبت به چیزی که در نظر دارید چیزی را زیبا می دانید و حتی این عقیده در بین دو فرد ممکن است یکسان نباشد . یعنی یک فرد چیزی را زیبا بداند ولی شما آن را زیبا ندانید.
    پروفسور لطفی زاده این مشکل را چنین حل می کند . که به هر چیزی عددی بین صفر تا یک اختصاص می دهد. یعنی مثلا می گوید گل گلایل عدد 0.4 و گل نرگس عدد 0.6 دارد. حال شما براحتی می توانید زیبایی این دو گل را با هم مقایسه بکنید. 0.6 > 0.4 است پس گل نرگس زیباتر است ( توجه کنید قبل از نظریه فازی شما مجبور بودید برای مقایسه این دو گل فقط اعداد 0 و 1 را تخصیص بدهید یعنی عدد 0 را به گل گلایل و عدد 1 را به گل نرگس و این بدین معنا بود که شما گل گلایل را زشت و گل نرگس را زیبا می دانستید. و مشکل آنجا پیش می امد که شما می خواستید گل سومی را با این دو گل هم مقایسه بکنید!)
    پروفسور لطفی زاده با الهام از زیبایی نظریه فازی را مطرح می کند و حقیقت را در جهان برگرفته از نسبیت می داند.
    بگذارید مثالی بزنیم: فرض کنید شما کاغذی دارید که در یک طرف ان نوشته شده است " آن طرف کاغذ را بخوانید " و در سوی دیگر آن نوشته شده است " آن سوی کاغذ را نخوانید " و این کاغذ را به شما می دهند. و سپس از شما این سوال را می پرسند : آیا شما دو طرف کاغذ را خوانده اید؟
    جواب این سوال منوط به آن است که شما ابتدا کدام طرف کاغذ را خوانده باشید. اگر طرف اول را خوانده باشید جواب شما مثبت است و اگر طرف دوم را خوانده باشید جواب شما منفی است.

    درواقع حقیقت هم مانند همین کاغذ است و بسته به آن دارد که چطور به شما نشان داده شده باشد.

    این ساده ترین تعریف هایی بود که من می توانستم از این دو نظریه ارائه بدهم. چون ممکن است. سوالاتی در این رابطه وجود داشته باشد و نقدهایی بر اسن صحبتها بشود. بحث را در اینجا قطع می کنم تا به سوالات پاسخ منطقی داده شود و سپس به سوال اصلی تاپیک یعنی " اخلاقیات مطلق است یا نسبی؟ " بپردازیم.
    خدایم عدلت گواه هست. خود نیز گواه باش...

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    joke
    نوشته
    65
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    49



    تاثیر مطلق گرایی و نسبی گرایی اخلاقیات در حوزه سیاست ( برای مطالعه و اشنایی بیشتر)
    ممکن است سوال شود که اصولا چه تفاوتی می کند که ما معتقد به مطلق بودن اخلاقیات باشیم یا نسبی بودن اخلاقیات.
    شاید این مبحث در حوزه دینی زیاد اهمیتی نداشته باشد. اما در حوزه سیاست وضعیت بسیار متفاوت است. مطلق گرایی اخلاقیات در حوزه سیاست به " استبداد اکثریت " منجر می شود و نسبی گرایی اخلاقیات به " کثرت گرایی " منجر می شود.
    استبداد اکثریت چیست؟
    در دموکراسی اکثریت است که به اقلیت دستور می دهد. یعنی اگر 100 نفر در یک شهر زندگی بکنند . و نسبت 51 به 49 برقرار باشد. این 51 نفر هستند که بر 49 نفر حکومت می کنند. و حقوق 49 نفر باقیمانده تضییع می شود. که اصطلاحا در سیاست به ان " استبداد اکثریت" گفته می شود.
    و اعتقاد به مطلق بودن اخلاقیات به این " استبداد اکثریت " مشروعیت می بخشد.
    بطور مثال خوردن شراب در اسلام حرام شده است. ازآنجا که مسلمانان ( و کلا همه ادیان ) معتقدند که اخلاقیات مطلق است . پس خوردن شراب را برای همگان ( اعم از مسلمان و غیر مسلمان ) ممنوع کرده اند. و مجازات اسلامی را برای چنین رفتاری در نظر گرفته اند. و این بدین معناست که افرادی غز مسلمان که خوردن شراب را بدون اشکال می بینند مجبورند بنا به چنین نظریه ای ( مطلق بودن اخلاقیات ) در استبداد اکثریت واقع شوند.
    مورد عکس ان هم برای یک مسلمان در کشور غیر مسلمان ممکن است اتفاق بیافتد.

    کثرت گرایی چیست؟
    برای حل این معضل دموکراسی سیاستمداران " کثرت گرایی " را جایگزین دموکراسی کردند. ( این تئوری یک ایده الیسم است و هنوز هیچ کشوری نتوانسته است آن را انجام بدهد.) در این تئوری خواسته ها و حقوق حداقل تا زمانی که به حقوق حداکثر آسیبی نرساند مجاز شمرده می شود و اکثریت اجازه ندارند که حقوق اقلیت را به خاطر اکثریتشان زیر پا بگذارند.
    تئوری " کثرت گرایی " را می توان ادامه نظریه " نسبی بودن اخلاقیات " دانست. بدین معنا که شما وقتی معتقد شدید که اخلاقیات نسبی است آنگاه حقوق حداقل جامعه را نیز محترم می شمارید. مثلا در مورد شرابخواری کشورهای مسلمان مجبور می شوند حقوق حداقل جامعه را محترم بشمارند و قوانین را بگونه ای وضع بکنند که این گروه از افراد به خاطر اکثریت جامعه تحت استبداد قرار نگیرند. ( بطور مثال فقط شرابخواری را در انظار عموم برای غیر مسلمانان ممنوع بکنند ! )
    خدایم عدلت گواه هست. خود نیز گواه باش...

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    اخلاق نسبي است يا مطلق؟

    نسبيت در اخلاق يعني هيچ يك از ارزش ها، اصول و احكام اخلاقي ثابت نيستند و همه گزاره هاي اخلاقي به اختلاف زمان، شرايط و نظر شخصي خاص يا همه افراد يا توافق جامعه قابل تغييرند.

    در مقابل مطلق بودن اخلاق به اين معنا است كه دست كم، برخي اصول ثابت اخلاقي وجود دارند كه وابسته به تمايل فرد و يا جامعه و تغيير شرايط زماني و مكاني نيستند.(1)

    بنابراين نظرية زنده به گور كردن دختران در زمان جاهليت يك امر اخلاقي بوده زيرا جامعة آن روز آن را پذيرفته بود از نظر آن ها اعمال اخلاقي محسوب مي شود. اين نظريه زاييدة جهان بيني مادي است

    اما در اسلام كه معيار اخلاقي از سوي خدا تعيين مي گردد، ارزش هاي اخلاقي ثابت و غير متغير است.

    استاد مطهري بين اخلاق و رفتار فرق قائل است و اخلاق را ثابت و رفتار را متغير مي داند مثلاً عفاف همه وقت خوب است و تغيير نمي كند و به عنوان فعل اخلاقي پسنديده است،

    اما گاهي زني مجبور مي شود به طبيب مرد رجوع كند. لمس و نگاه كردن بدن زن براي نا محرم يك فعل خلاف عفت استاما در اين شرايط براي او غير اخلاقي نيست.

    اين رفتار و فعل است كه تغيير كرده است يا مثلاً راست گويي هميشه به عنوان يك خُلق پسنديده مطرح است ولي گاهي ضرورت اقتضا مي كند به خاطر مصلحت دروغ گفته شود.

    در اين صورت نمي گوييم دروغ گويي جاي راست گويي را گرفته، بلكه مي گوييم با اين كه راست گويي خُلق پسنديده اي است اما به حكم ضرورت از آن دست برداشته ايم.

    پس رفتار ما عوض شده است نه اخلاق. وجود پاره اي از موارد كه حكم استثنا را دارد دليل بر نسبيت اخلاق نيست.

    خيلي فرق است بين اين كه بگوييم بشر در هر عصري يك جور بايد باشد غير از جوري كه در عصر ديگر بايد باشد و در هر منطقه اي يك جور بايد باشد غير از جوري كه در منطقه ديگر بايد باشد

    و اين كه بگوييم انسان مي تواند آن چنان شخصيت عالي داشته باشد كه در همه جا يك جور باشد ولي مظاهر رفتارش در زمان ها و شرايط مختلف متفاوت باشد.(2)

    پی نوشت:

    1- مجتبي مصباح، فلسفة اخلاق، ص 171.
    2- تعليم و تربيت در اسلام،‌ ص 151 - 160،.

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    اخلاق نسبي است يا مطلق؟


    اگر اخلاق مطلق باشد معنايش اين است كه يك خوي يا خصلت اخلاقي براي همه وقت و همه كس و در همه شرايط اخلاقي است همچنان كه در همه جا و در نزد هر كس عدد چهار، دو برابر عدد دو مي باشد. اما اگر نسبي باشد

    بدين معناست كه هيچ خصلت و خويي را نمي توان به طور مطلق توصيه كرد و آن را در همه زمان ها و مكان ها و در همه شرايط و براي همه افراد صادق دانست.

    انسان نمي تواند قايل به اخلاق باشد و در عين حال اخلاق را متغير و نسبي بداند. يعني اخلاق از نظر اصول ثابت است.

    زيرا ما يك اصول اخلاقي داريم و يك فروع. چه طور مي توان صداقت، خيرخواهي، امانت، شجاعت، استقامت، ايثار و از خودگذشتگي و فداكاري را معاني نسبي و محدود دانست و گفت اينها مربوط به زمان معين است و آن زمان كه بگذرد از بين مي روند؟

    اصول اخلاق، اصولي ثابت و فطري و مشترك ميان همه انسانها در همه زمان هاست. البته فروع گاهي تغيير مي كند، يعني آن اصول ثابت در هر وضع جديد و متغيري قانون فرعي خاصي را به وجود مي آورد

    بايد توجه داشت كه مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقي نبايد اشتباه كرد. يعني روي يك فعل نمي شود تكيه كرد و گفت هميشه اين فعل اخلاقي است،

    همچنان كه نمي شود گفت هميشه اين فعل ضد اخلاق است و غالبا خيال مي كنند كه لازمه اخلاق مطلق و ثابت اين است كه افعال را از اول دسته بندي كنيم،

    يك دسته كارها را اخلاقي ودسته اي ديگر را غير اخلاقي بدانيم ولي خير چنين نيست، يعني ممكن است يك فعل از نظري اخلاقي و از نظر ديگر غير اخلاقي باشد.

    اين كه رفتار مطلق است يا نسبي غير از اين است كه اخلاق مطلق است يا نسبي مثلا سيلي زدن به يتيم آيا فعل اخلاقي است يا غير اخلاقي؟ در جواب بايد گفت نمي توان حكم به خوب بودن يا نبودن و اخلاقي يا غيراخلاقي بودن آن كرد.

    چون گاهي سيلي به يتيم به قصد ادب كردن اوست و اين كار خوب و اخلاقي است ولي گاهي به قصد آزار و اذيت اوست كه در اين صورت كاري بد و غير اخلاقي است،

    پس سيلي زدن به يتيم حكم مطلق ندارد كه مطلقا خوب يا مطلقا بد باشد ( كتاب هاي فطرت و نظام حقوق زن در اسلام (بخش چهارم) و كتاب تعليم و تربيت در اسلام (بخش بررسي نظريه نسبيت اخلاق) از آثار شهيد مطهري).

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    اين كه همه چيز نسبي است را چه كساني مطرح كرده اند؟

    مكاتب فلسفي بسياري چون اگزيستانسياليسم، ماركسيسم، پراگماتيسم و پوزيتويسم منطقي، نسبيت اخلاق را مطرح كرده اند.

    آن ها مي گويند: اخلاق و ارزش‌هاي اخلاقي هيچ واقعيت و ريشة ثابتي ندارد.

    در ميان شخصيت ها و فلاسفة غرب نيز نظريه هايي ابراز شده است كه نتيجة آن ها نسبيت گرايي در اخلاق است.

    "نيچه" عقيده دارد نيكي و زيبايي،‌حقيقي و مطلق نيست.

    "ويليام جيمز" معتقد است: هيچ امري در عالم ثابت نيست.

    "سارتر" نيز جزء نسبي گرايان شمرده شده است.

    "برتراندراسل" نيز خوبي و بدي را نسبي مي داند.

    "ويل دورانت" فيلسوف و مورّخ معروف نيز طرفدار نسبيت مي باشد و مدّعي است كه هر رذيلتي زماني فضيلت بوده و ممكن است دوباره روزي فضيلت گردد.(1)

    پی نوشت:

    1- مجله پژوهش هاي قرآني، ش 13 - 14، ص 103 و 102.

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    joke
    نوشته
    65
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    49



    مطالبی که گذاشتید را حس کردم فقط کپی کرده بودید. از آنجا که کپی کردن یک مطلب معمولا گریز از مطلب است و بنوعی گریز از بحث است. بهتر است ابتدا سوال بکنم که هدف شما از نوشتن این مطلب چه بود؟ و آیا در همه مواردی که کپی کردید پیش زمینه بحث دارید و تسلط دارید یا خیر ؟ فقط برای خالی نبودن عریضه چنین مطلبی را نگاشتید؟
    و سوال دوم اینکه آیا مطلب من را خوانده اید و آیا نقدی بر آن دارید یا خیر؟

    اما به هر حال به نظر من این مطالب مخلوطی از درست و غلط بود و برای هدفی خاص نگاشته شده بود. که بوقتش توضیح کامل به آن می دهم.
    بعد از جواب سوال شما سوالهایم را در این زمینه می پرسم.
    خدایم عدلت گواه هست. خود نیز گواه باش...

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    جناب برادر هرچه فکر می کنی برایتان محترم

    در بحث قرار نیست که نقل قولی کنم و جوابی در سطر به سطر مطالبتان بنویسم شما ویا هرکس این تایپک ها را ادامه دهد و بخواند به جواب و خواسته اش که حتما حقیقت است واصل می شود - انشاءالله

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    نقل قول نوشته اصلی توسط joker نمایش پست ها
    مطالبی که گذاشتید را حس کردم فقط کپی کرده بودید. از آنجا که کپی کردن یک مطلب معمولا گریز از مطلب است و بنوعی گریز از بحث است. بهتر است ابتدا سوال بکنم که هدف شما از نوشتن این مطلب چه بود؟ و آیا در همه مواردی که کپی کردید پیش زمینه بحث دارید و تسلط دارید یا خیر ؟ فقط برای خالی نبودن عریضه چنین مطلبی را نگاشتید؟
    بنازم به این منطق! چه فرقی میکنه که مطلب از کجا اومده؟ به جای اینکه به کسی مطلب رو قرار داده ایرادهای الکی بگیری، به مطلب بپرداز. البته مشکل ایشون اینه که مسلمون نیستند که آیۀ 18 سورۀ زمر را خوانده باشند، تا بدانند که گوینده مهم نیست، مهم مطلب است.
    ویرایش توسط مسلمان ایرانی : ۱۳۸۸/۱۰/۰۵ در ساعت ۲۱:۰۸

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    joke
    نوشته
    65
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    49



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام

    جناب برادر هرچه فکر می کنی برایتان محترم

    در بحث قرار نیست که نقل قولی کنم و جوابی در سطر به سطر مطالبتان بنویسم شما ویا هرکس این تایپک ها را ادامه دهد و بخواند به جواب و خواسته اش که حتما حقیقت است واصل می شود - انشاءالله
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام جناب برادر هرچه فکر می کنی برایتان محترم در بحث قرار نیست که نقل قولی کنم و جوابی در سطر به سطر مطالبتان بنویسم شما ویا هرکس این تایپک ها را ادامه دهد و بخواند به جواب و خواسته اش که حتما حقیقت است واصل می شود - انشاءالله
    دوست گرامی
    اگر دقت کرده باشید سایتها از لحاظ ظاهر به چند دسته تقسیم می شوند. 1-سایت 2- وبسایت ( یا وبلاگ ) و 3-تالارهای گفتگو
    در وبسایت نویسی یا وبلاگ نویسی معمولا یک نویسنده ( یا چند نویسنده ) یک مطلب را در سایت می گذارد و افراد می ایند و ان را می خوانند.
    وبلاگ نویسی را می توان به مقالات نشریه ها شبیه دانست. و همانطور که یک نفر مقاله ای را در نشریه یا قرار می دهد یک وبلاگ نویس مطالبی را در وبلاگش قرار کمی دهد و دیگران هم آن را می خوانند.
    اما ساختار تالارهای گفتگو (forum) با وبلاگها متفاوت است.و همانطور که از اسمش پیداست برای گفتگو اینترنتی و بحث و مناظره طراحی شده است. یعنی یک نفر یک موضوعی را مطرح می کند و افراد هم در مورد آن موضوع به بحث و تبادل نظر می پردازند تا نتیجه حاصل شود.

    ثانیا حق و حقیقت چگونه آشکار می شود در حالی که هر کسی ساز خود را می نوازد ( و گاهی صدای ناهنجار کلاغکی بد صدا بر این ناهمگونه صدا نیز بیافزاید!)

    در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
    خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

    و چگونه حقیقت رقص نماید در این ساز و آواز ناهمگون....

    به شب نشینی خرچنگ های مردابی
    چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

    در بحث و مناظره است که اشتباهات نمایان می شود! اگر قرار باشد که من بنویسم و شما بنویسید و من تصور کنم من بر حقم و شما نیز تصور بکنید برحقید و در این آشفته بازار حق طلبی و صاحب نظری جماعت خواننده را سردرگم کنیم! چه سود؟

    در جهانی که همه صاحب نظرند تنها محکوم منم!

    و دیگر اینکه چگونه است شما که کتابی را خوانده اید و چهار خطی از آن را در اینجا به جواب من نوشته اید. قدرت آن ندارید که در آن به مباحثه بنشینید! اما انتظار دارید با آن چهارخط و نیمی که از میانه کتاب بریده اید و سر و تهش معلوم نیست دیگران بتوانند حقیقت را بیابند؟

    به هر حال ایرادی ندارد. شما به بحث ننشینید. اما من نقد سخنان شما را می کنم. تا شاید این زلف پریشانی شما با شانه من سر و سامانی یابد. و تار تار آن بتواند حقیقتی را بنماید.
    خدایم عدلت گواه هست. خود نیز گواه باش...

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    joke
    نوشته
    65
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    49



    در مورد مطلق و نسبی بودن اخلاقیات بنا به پست جناب طاها اشکالاتی هست.
    یکی از مشکلات تعریف اخلاقیات مطلق ایست که جناب طاها نوشته اند.
    مطلق به معنای آزاد و رها و بدون قید و شرط است. یعنی در هر زمان و در هر مکان و تحت هر شرایطی آن چیز برقرار است.
    پس زمانی که ما دروغ را تقسیم می کنیم و برای آن استثناء می گذاریم و اسم آن را می گذاریم دروغ مصلحتی یعنی اینکه دروغ مطلق نیست.
    و همچنین نظریه اخلاقیات مطلق معتقد به این است که تمام اخلاقیات ثابت و غیر قابل تغییرند. ( و نه یک سری از اخلاقیات غیر قابل تغییرند! )

    از سویی دیگر وقتی ما این نظریه را بپذیریم که یک سری از اخلاقیات مطلق است* باید لیست دقیقی از این دست اخلاقیات داشته باشیم. تا میان اخلاقیات مطلق و اخلاقیات غیر مطلق ( یا بقول مطهری رفتارها ) تمیز قائل بشویم.
    مثلا دروغ مطلق است یا خیر؟ واصلا مرز دروغ و راست کجاست؟ زمانی که شما حقیقتتان نسبی است چگونه می توانید برای راست و دروغ مرزی قائل شوید؟

    اما مطلب اینکه آیا حقیقت نسبی است یا مطلق؟
    من با بیان علمی و مثال روشن نشلم دادم که حقیقت چون زیبایی نسبی است و حقیقت مانند همان برگه کاغذی است که به شما داده اند.درواقع اگر دقت کنید همه نظریات افرادی که بیان کردید** برگرفته از نظریه فازی در علم ریاضی است . و چیزی است که علم ثابت کرده است.


    ---------------------------------------------------
    *: البته این تقریبا شبیه نظریه است که من قبول دارم. اما این تعریفی که جناب طاها ارائه کردند به نظر من خیلی ایراد دارد.
    **: اگر اصل و ریشه این مطلب را بخواهید باید بدانید که بسیار قبلتر از این دانشمندان و اسلام م مسیحیت و در 5000 سال قبل بودا این نسبیت را در مکتبش اورده است و حقیقت را کارمای ذهن انسانی می داند. و بعدها مانی نقاش و نویسنده بزرگ ایرانی (چند سال قبل از اسلام ) با الهام از بودا چنین فلسفه ای را می پذیرد ( اگرچه همین مانی بسیاری از احکام مانند روزه و غسل و... را برای طرفدارانش واجب می کند که بعدها در اسلام این حکمها آورده می شود!!)

    خدایم عدلت گواه هست. خود نیز گواه باش...

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی هویت اسلامی؟ایرانی؟ غربی؟ نسبت این ها با هم چه می تواند باشد؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 60
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۲, ۰۷:۱۵
  2. سیر به سوی کمال و سوالی در مورد آن
    توسط ملاصدرا در انجمن تفاوت زن و مرد
    پاسخ: 61
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۲۲, ۰۸:۲۷
  3. جمع بندی حد رعایت حلال و طیب بودن غذاها در دوران بارداری؟
    توسط ترنـم در انجمن احکام خوردنیها و آشامیدنیها
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۴, ۱۰:۳۴
  4. آزادی یعنی چی؟!
    توسط hoorshid در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 62
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۰۳, ۲۱:۱۴

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود