صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: •▪•●ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ●•▪• یادش بخیر ؛ معلم ها و روزشان •▪•●ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ●•▪•

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414

    پاسخ •▪•●ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ●•▪• یادش بخیر ؛ معلم ها و روزشان •▪•●ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ●•▪•




    سلام
    خداقوت
    امیدوارم این تاپیک که مهم هم هست نظر دوستان گرامی را جلب نماید.
    به نظر شما که بیشترتون 12سال در مدرسه درس خوندید و سختی ها و خوشی هایی را تجربه کردید و در خاطراتتان ثبت کردید، الان که یاد اون دوران می کنید از کدوم معلمتون به خوبی یاد می کنیدو از کدومشان مطلبی را آموختید که مسیرتون رو در زندگی عوض کرد؟
    وقتی نیاز به دستی مهربان داشتیدکدوم معلمتون دست محبتشو به طرفتون آورد ؟
    کدوم خاطره از دوران تحصیل در مقطع ابتدایی در ذهنتون ماندگار شده ؟
    من دوست دارم بدونم از نظر شما معلم نمونه کیه؟امروزه در سال 2012که عصر پیشرفت و زنگ خطرهای زیاد هست یه معلم چقدر نقش داره برای رشد علمی و اخلاقی یه کودک؟
    اینا خیلی مهمه به ویژه برای معلمای تازه نفس!
    ممنون میشم نظرات و نوشته های ناب شما را بخونم تا ان شاالله ره توشه راه من و دوستانم شود.


    هر گز سه منبع قدرتی را که همیشه در دسترس شماست فراموش نکنید : عشق ، دعاوبخشش

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414

    شعر




    این هم یک شعر جالب در مورد معلم:
    به خودم می گفتم
    بچه ها تنبل و بد اخلاقند

    دست کم میگیرند درس ومشق خود را

    باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

    و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند

    خط کشی آوردم، درهوا چرخاندم... چشم ها در پی چوب،

    هرطرف می غلطید مشق ها را بگذارید جلو،

    زود، معطل نکنید !
    اولی کامل بود،
    دومی بدخط بودبر سرش داد زدم...
    سومی می لرزید...خوب، گیر آوردم !!!


    صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود...

    دفتر مشق حسن گم شده بود

    این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت

    تو کجایی بچه؟؟؟

    بله آقا، اینجا همچنان می لرزید...

    ” پاک تنبل شده ای بچه بد ”

    " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"

    ” ما نوشتیم آقا ”
    بازکن دستت را...


    خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم

    او تقلا می کرد

    چون نگاهش کردم ناله سختی کرد...

    گوشه ی صورت او قرمز شد هق هقی کردو سپس ساکت شد...

    همچنان می گریید... مثل شخصی آرام،

    بی خروش و ناله
    ناگهان حمدالله، درکنارم خم شدزیر یک میز،کنار دیوار،


    دفتری پیدا کرد ……
    گفت : آقا ایناهاش،دفتر مشق حسن
    چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود


    غرق در شرم و خجالت گشتم جای آن چوب ستم،

    بردلم آتش زده بود

    سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
    صبح فردا دیدمکه حسن با پدرش،


    و یکی مرد دگر سوی من می آیند...
    خجل و دل نگران،منتظر ماندم


    منتا که حرفی بزنند شکوه ای یا گله ای،

    یا که دعوا شاید
    سخت در اندیشه ی آنان بودم


    پدرش بعدِ سلام،

    گفت : لطفی بکنید،و حسن را بسپارید به ما
    گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟


    گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته

    به زمین افتاده بچه ی سر به هوا،یا که دعوا کردهقصه ای ساخته است

    زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است

    درد سختی دارد، می بریمش دکتربا اجازه آقا …….
    چشمم افتاد به چشم کودک...


    غرق اندوه و تاثرگشتم
    منِ شرمنده معلم بودم


    لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد

    بی کتاب ودفتر ….
    من چه کوچک بودم


    او چه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
    عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم


    من از آن روز معلم شده ام ….

    او به من یاد بداد درس زیبایی را...

    که به هنگامه ی خشم

    نه به دل تصمیمی

    نه به لب دستوری

    نه کنم تنبیهی***

    یا چرا اصلا من عصبانی باشم با محبت شاید،

    گرهی بگشایم
    با خشونت هرگز...


    با خشونت هرگز...
    ببخشید مشکل تراز داره و حل نشدو چینشش خراب بود.

    ویرایش توسط بهار2012 : ۱۳۹۱/۰۲/۰۱ در ساعت ۲۰:۴۷ دلیل: چینش
    هر گز سه منبع قدرتی را که همیشه در دسترس شماست فراموش نکنید : عشق ، دعاوبخشش

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414



    سلام
    خداقوت
    من نمیدونم چرا هیچ کدوم از سوال ها وتاپیک های من بازدیدی در این سایت نداره!!!!!!!!!!!!
    در صورتی که این موضوع خیلی مهمه و اگر آموزش و پرورش کشور ما اصلاح بشه و معلم مهارت مناسبو پیدا کنه و مشکلاتو از دید عموم بشنویم و خیییییلی مسائل دیگه وضع ما این نمیشه ...........
    حیف

    هر گز سه منبع قدرتی را که همیشه در دسترس شماست فراموش نکنید : عشق ، دعاوبخشش

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431




    با سلام

    دراول بگم اسمهای ایشان را هم میدانم اما بخاطر بعضی مسائل نمینویسم :

    معلم اول دبستان خانم مهربون و رومانتیک و حساسی بود .

    سال دوم معلم خانم کمی جدی و سختگیر

    سال سوم هم خانم معتدل و تکلیف عید زیاد میداد .

    سال چهارم معلم آقا بسیار بد اخلاق و کم سواد ... هنوز یادمه که روی تخته سیاه نوشتم کرببلا گفت نشنیدم این چیه ، گفتم کرب و بلا . همچنین گفتم که معنی الحاد چیه ؟ گفتم نشنیدم ! گفتم تو اخبار میگن کفر والحاد گفت نشنیدم !!!!!!!!!!


    سال پنجم معلم آقا بسیار خوش اخلاق و مشتی ، به من که شاگرد اول وشلوغ بودم میگفت تو کلاس نیا و نمره ام را میداد ، البته بعضی اوقات می بایست برای بقیه کلاس تقویتی بگذارم.

    سال اول راهنمایی هم معلم زبانمان خیلی حالیش نبود وخودمان می بایست زحمت بکشیم تا چیزی یاد بگیرم خوشبختانه سریع عوضشش کردند .
    ومعلم علوم ! هم بسیار عصبی وخطر ناک بود هنوز یادم نمیره که کلاسش مثل زندان بود وفقط میزد ، مثلا یک روز گفت مطالعه کنید من هم سریع مطالعه کردم و کتابم را بستم وساکت نشستم آمد بالای سرم وگفت چرا نمیخونی گفتم خواندم کتاب را باز کرد و سوالاتی پرسید دیدبلدم اما آخرش هم یکی نواخت تو صورتم !

    سال دوم راهنمایی هم دبیر علوم جوانی متدین ومنصف وایده آلی بود .یکی از همکلاسی هایمان بنام محمد علی دیندار بسیار جوان درسخوان ومتدینی بود و الحق که مصداق فامیلش دیندار بود و در سن 16 سالگی شهید شد رضوان الله علیه .

    سال سوم راهنمایی هم معلم ریاضی وعلوم خشنی داشتیم اما مرا برا 75/19 تنبیه میکرد !!!
    معلم حرفه مان هم خوب بود .

    سال اول نظری معلم های مختلفی اما رویهم رفته معلم عربی خوبی داشتیم .. فضای کلاس عجیب بود همه نوع شخصیتی یافت میشد البته چند تا از رفقایمان بعدا شهید شدند .

    سال دوم هم معلم جبر و هندسه خشن بود ومعلم عربی هم روز اول ندانسته اینجانب را زد که بعدها تا سالها پشیمان بود !

    سال سوم هم دبیر جبر ومثلثات کارش درست بود .

    سال چهارم هم معلم فیزیک قوی داشتیم ..... وزیست هم فردی متخصص ومتدین بود وگاهی در خلال درس به تناسب به آیات قرآن و احادیث ومعجزات علمی اشاره میکرد .

    اگر زنده اند در پناه حق متعال واگر از دنیا رفته اند خدایشان رحمت کناد ما که ازشان راضی هستیم.

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,183
    حضور
    26 روز 2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    50
    آپلود
    1
    گالری
    1296
    صلوات
    9871



    سلام
    یه خاطره ی بامزه و موندگار از یکی از معلم هام دارم.
    ایشون همیشه به ما می فرمودن: بچه ها یا خانوم دکتر بشین یا خانوم دکتر (دومیش همسر دکتر شدن بود)
    این حرفشون آویزه ی گوش منه

    ز نام افتاد با نان کار ما را***مسلمانان مسلمانی! خدا را
    ز دشمن آشتی جستن پی نان*** زهی مردم فریب نامسلمان
    ز ایمان فلک فرسا بریدن***به زیر سایه‌ی دشمن خزیدن
    کدامین عزت است این غیر خواری؟***بجز این وعده‌ها دیگر چه داری؟
    به دست خود نهادن بند بر دست؟***چنین کاری پدرداری نکرده است
    به آمریکا سپردن سر، شما را***شما را زندگانی، مرگ ما را

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    985
    حضور
    2 روز 22 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    48
    آپلود
    4
    گالری
    183
    صلوات
    9113



    بهار عزیز سلام
    تاپیک قشنگی رو شروع کردی .
    حالا خاطره خوب بنویسیم یا بد ؟
    خب چون روز معلم نزدیکه با یه خاطره خوب شروع میکنم

    سوم ابتدایی بودم .
    معلممون همسایه روبروییمون بود و ما تازه به اون محل رفته بودیم .
    من توی آزمونهای آینده سازان شرکت کرده بودم . ولی طبق برنامه ریزی معلممون تا موقع آزمون همه مطالبی که قرار بود تو آزمون بیاد تدریس نمیشد .
    وقتی که این مسأله رو با معلم مهربونم در میون گذاشتم گفت اشکالی نداره هفته ای دو سه روز بیا خونمون بهت یاد میدم .
    رفتن به خونه خانم معلم و کلاسای خصوصی که برام گذاشت ( بدون گرفتن کمترین دستمزدی ) باعث شد من رتبه خوبی بیارم .
    رتبه م برام مهم نبود مهم اون شادی و لذتی بود که معلمم با پیشنهادش توی دلم ایجاد کرد .
    از اون روز هر کی ازم میپرسید میخوای چیکاره بشی میگفتم :
    معلَم


  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414



    سلام
    از همه دوستان مخصوصأدوستان عزیزخیرالبریه وسید رقیه و صبا313 که منو بیشتر با خاطراتشون خوشحال کردند
    راستش حالا می خوام اینو ازتون بپرسم :
    آیا تا حالا کودکان استثنایی رو از نزدیک دیدید؟
    کودکان استثنایی به کودکان نابینا و ناشنوا و کم توان ذهنی می گویند حالا اگه قرار بود بر فرض شما معلم می شدید با این کودکان چه برخوردی داشتید؟
    به نظر شما دوستان دید جامعه و یه معلم با این فرشته های خدا باید چگونه باشه؟؟؟
    هر گز سه منبع قدرتی را که همیشه در دسترس شماست فراموش نکنید : عشق ، دعاوبخشش

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    985
    حضور
    2 روز 22 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    48
    آپلود
    4
    گالری
    183
    صلوات
    9113



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار2012 نمایش پست ها
    سلام
    از همه دوستان مخصوصأدوستان عزیزخیرالبریه وسید رقیه و صبا313 که منو بیشتر با خاطراتشون خوشحال کردند
    راستش حالا می خوام اینو ازتون بپرسم :
    آیا تا حالا کودکان استثنایی رو از نزدیک دیدید؟
    کودکان استثنایی به کودکان نابینا و ناشنوا و کم توان ذهنی می گویند حالا اگه قرار بود بر فرض شما معلم می شدید با این کودکان چه برخوردی داشتید؟
    به نظر شما دوستان دید جامعه و یه معلم با این فرشته های خدا باید چگونه باشه؟؟؟
    سلام بهار جان
    واقعا خداقوت بهت میگم .
    قدم تو راه سخت ولی پر خیر و برکتی گذاشتی .
    من فکر میکنم یه معلم کودکان استثنایی باید در درجه اول خودشو بذاره جای اون کودک و دنیا رو و رفتارا رو از دید اون نگاه کنه .
    کار دشواریه اما شدنیه .
    فقط باید بتونی درکشون کنی . احساسشونو بفهمی

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414



    سلام
    مممنونم صبای عزیز
    راستش من هنوز معلم واقعی و ان شاالله زحمت کش نشدم ولی تا حدودی با این بچه ها کار کردم و بیشترم با کودکان نابینا و خاطرات خوبو غمگین هم ازشون دارم و دلم براشون خیلیییییییییییی تنگ شده .
    راستش این بچه ها انقدر ماه هستند که کار باهاشون یه لطف دیگه ای و یه سختی دیگه ای داره و منم بر این شدم که نظر شما را هم بدونم .
    جامعه ما دید خوبی از این اقشار نداره و اینا دیده نمیشن در صورتی که افراد مؤفق در این گروه کم نیستند
    خلاصه دوست دارم هم من یه اطلاعاتی اگر لایق باشم به دوستان بدهم و هم شما دید و نظرات خودتون رو به من منتقل کنید تا ره توشه این مسیر من بشه تا خدا روسفیدم کنه!
    هر گز سه منبع قدرتی را که همیشه در دسترس شماست فراموش نکنید : عشق ، دعاوبخشش

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    کامپیوتر, کتاب, مستند
    نوشته
    1,141
    حضور
    115 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    120
    صلوات
    7916



    سلام

    چه تاپیک خوبی
    الان که یاد اون دوران می کنید از کدوم معلمتون به خوبی یاد می کنیدو از کدومشان مطلبی را آموختید که مسیرتون رو در زندگی عوض کرد؟
    فکر کنم دو معلم ریاضی دوران راهنمایی

    نحوه درس دادنشون ابتکاری و خیلی شیرین بود

    از کدومشان مطلبی را آموختید که مسیرتون رو در زندگی عوض کرد؟
    شاید الان مسخره به نظر میاد ولی روزی که معلم ریاضی مان اعداد اول را درس می داد, توضیح داد که رابطه ای بین اعداد اول وجود نداره.

    بعد گفتم آقا شاید باشه و ما پیدا کنیم و ....

    گفت تو برو پیدا کن اگر پیدا کنی فلان قدر خوبه و ...

    این بازی با اعداد اول, بعدا خیلی خیلی خیلی به کمکم اومد.

    بها دادن و تشویقش خیلی موثر بود.

    خدا حفظش کنه.

    وقتی نیاز به دستی مهربان داشتیدکدوم معلمتون دست محبتشو به طرفتون آورد ؟
    فک کنم خانم مسئول بهداشت دوران ابتدایی(همسر آقای مدیر)

    همیشه به بچه ها اهمیت می دادند و جویای احوال و مشکلات بچه ها بودند.

    یعنی به جای اینکه ما بهش بگیم, اول خودش دست دوستی دراز می کرد, بعد ها واسه مشکل های مشابه می ریختیم سرش....
    (چون مثلا من رابط بهداشت بودم, اینارو می دیدم)

    کدوم خاطره از دوران تحصیل در مقطع ابتدایی در ذهنتون ماندگار شده ؟
    مهربانی های خانم معلم اول ابتدایی

    شلنگ زدن های آقای معلم سوم دبستان (به خاطر شیطونی) یادمه

    شیطونی هامون در آزمایشگاه مدرسه(مثلا می خواستیم بریم مسابقات)

    یادمه از اینکه بعضی معلم ها فکر می کردند ما چیزی حالیمون نیست و یک بچه ایم, بدم میومد, خیلیی

    از نظر شما معلم نمونه کیه؟
    نمی دانم.

    التماس دعا
    ویرایش توسط رحیمی : ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۰:۰۷

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۰۴:۲۱ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود