صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه در مورد شهادت حضرت فاطمه (س)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    37
    حضور
    1 روز 1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    136

    اشاره شبهه در مورد شهادت حضرت فاطمه (س)




    بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام عليكم
    در مورد قضيه هتك حرمت و حمله به خانه حضرت علي(ع) سؤالي داشتم؟
    روايت مشهور اين است كه هنگامي كه به در خانه حضرت علي(ع) آمدند حضرت فاطمه نزديك در (پشت در) بود.
    ولي حاج آقاي مهدي طائب كه سخنراني‌اش را خودم دارم اينطور مي‌گفت كه علي(ع) كسي را نداشت كه از او دفاع كند و چون كسي نبود و اگر علي در را باز مي‌كرد اسلام نابود مي‌شود، بنابراين علي(ع) به حضرت فاطمه گفت كه او در را باز كند. (اين كليپ تحت عنوان "ظور نزديك است 2" قسمت آخر از آدرس http://beheshtdl.ir/archives/755 قابل دانلود است)
    دو قسمت اول حرف‌هاي ايشان درست است اينكه حضرت كسي را نداشت كه از او دفاع كند (كه اين مورد در نهج البلاغه هم هست) و قسمت دوم كه اگر علي در را باز مي‌كرد دو اتفاق مي‌افتاد يكي اينكه بايد بيعت مي‌كرد و يا اينكه بيعت نمي‌كرد. اگر بيعت مي‌كرد مشروعيت آنها را خودش تاييدكرده بود. اگر بيعت نمي‌كرد او را مي‌كشتند. تا اينجا درست است.
    ولي قسمت سوم كه علي(ع) به حضرت فاطمه گفت در را باز كن با روايات ديگر در تناقض است. در صورتي كه علي به كنيز در خانه‌اش يعني فضه هم مي‌توانست بگويد در را باز كند.
    البته باز يك مورد ديگر هم هست اينكه اگر كنيز در را باز مي‌كرد حرف شنوي از آن نمي‌داشتند و به داخل خانه مي‌ريختند و حضرت علي(ع) را مي‌‌بردند. شايد اينكه علي به فاطمه گفت در را باز كن علي مطمئن بود كه آنها از فاطمه حيا مي‌كنند و مي‌روند بنابرين حضرت علي را مجبور به بيعت نمي‌كردند.
    البته اين كه به هر حال در هر دو صورت حضرت فاطمه قصد دفاع از علي(ع) را داشت شكي نسيت.
    لطفاً توضيح دهيد كه حضرت فاطمه پشت در بود و در را باز كرد يا اينكه علي به او گفت در را باز كند.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۷:۱۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    آن طوري كه از ماجراهاي نقل شده به دست مي آيد در هيچكدام حضرت اميرالمومنين(ع) به حضرت زهرا(س) نفرمودند كه براي باز كردن در بروند و حتي حضرت زهرا(س) در را باز نكرده بودند و از پشت در سخن مي گفتند و اين به خاطر اين بود كه به احترام دخت رسول خدا(ص) ، از بي حرمتي به آن خانه پرهيز كنند ولكن يكي از سياه ترين روزهاي تاريخ رقم خورد.


    عمر گفت: برويد اگر به شما اجازه داد وارد شويد، وگرنه بدون اجازه وارد شويد آنها آمدند و اجازه خواستند. حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: « به شما اجازه نمي دهم بدون اجازه وارد خانه ي من شويد » . بار ديگر بازگشتند، ولي قنفذ ملعون آنجا ماند.
    آنها ( به ابوبکر وعمر) گفتند: فاطمه سلام الله عليها چنين گفت وما از اينکه بدون اجازه وارد خانه اش شويم خود داري کرديم . عمر عصباني شد و گفت: ما را با زنها چه کار است؟!
    سپس عمر به مردمي که اطرافش بودند دستور داد تا هيزم بياورند . آنان هيزم برداشتند و خود عمرنيز همراه آنان هيزم برداشت و آنها را اطراف خانه علي و فاطمه و فرزندانشان عليهم السلام قرار دادند . سپس عمر با صداي بلند بطوريکه علي و فاطمه عليهما السلام بشنوند فرياد زد « به خدا قسم اي علي بايد خارج شوي و با خليفه ي پيامبر بيعت کني، وگرنه خانه را با شما به آتش مي کشم » !
    حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: اي عمر، ما را با تو چه کاراست ؟ عمر گفت: در را باز کن، وگرنه خانه را با خودتان به آتش مي کشم ! حضرت فاطمه سلام الله عليها فرمود: آيا از خدا نمي ترسي که به خانه من هجوم مي آوري؟! ( کلمات مستدل و در عين حال سوزناک فاطمه سلام الله عليها در عمر تأثيري نکرد ) و عمر از کار خود منصرف نشد .
    عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله ور ساخت ، و سپس با فشار به درب خانه، داخل شد.
    حضرت زهرا سلام الله عليها در مقابل او آمد و فرياد زد: «يا ابتا يا رسول الله» ! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوي حضرت زد .آن حضرت ناله کرد : « يا ابتاه»! عمر تازيانه را بلند کرد و به بازوي حضرت زد . آن حضرت صدا زد : « يا رسول الله ، ابوبکر و عمر با بازمانده ات چه بد رفتاري کردند.
    (با مشاهده ي اين جريان) علي عليه السلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد و خواست او را بُکشد . ولي سخن پيامبرصلي الله عليه و آله و وصيتي را که به او کرده بود بياد آورد و فرمود: اي پسر صهاک (منظور عمر است) قسم به خدائي که محمّد را به پيامبري مبعوث نمود ، اگر نبود مقدري که از طرف خداوند گذشته و عهدي رسول الله صلي الله عليه و آله با من نموده است ، مي دانستي که تو نمي تواني به خانه ي داخل من شوي »
    کتاب سليم بن قيس هلالي ـ به تحقيق اسماعيل انصاري زنجاني ـ ص 149 و150 ؛ باب قضايا السقيفة علي لسان سلمان الفارسي .

    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    در ادامه به برخي از منابع اهل سنت كه اين ماجرا را نقل كرده اند اشاره مي كنيم:

    ابي بکر به دنبال عده اي که حاضر نشده بودند با او بيعت کنند بود همان افرادي که نزد علي ( عليه السلام ) تجمع کرده بودند ، لذا عمر را به دنبال آنها فرستاد عمر سر رسيد آنان را صدا كرد، ولى آنها اعتنايى نكرده و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت:
    به همان خدايى كه جان عمر در دست اوست، سوگند ياد مى كنم كه بيرون بياييد و گرنه خانه را با كسانى كه در آن هستند آتش خواهم زد. به عمر گفتند: اى اباحفص! فاطمه(عليها السلام) در اين خانه است. عمر پاسخ داد: باشد!!

    در روايت ديگري آمده است : عمر با عده زيادي از انصار و افراد کمي از مهاجرين درب خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها آمده بود .

    «
    ابن قتيبه» مى افزايد:

    ...
    فاطمه(عليها السلام) چون صداى آن ها را شنيد ، با صداى بلند ندا كرد:

    اى پدر! اى رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)! ما پس از تو چه (ظلم‌ها) كه از (عمر) بن خطاب و (ابوبكر) ابن ابى قحافه ديديم... ( الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري ، تحقيق الشيري - ج 1 - ص 30 .)

    عمر بن خطاب به خانه على آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد در حالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران بر او هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند. (تاريخ الطبرى ، ج2 ،‌ ص443.)

    به او هجوم آورده و درب خانه او را آتش زدند و او را به زور از آن بيرون آوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گرديد .( اثبات الوصية ، ص143. مسعودي شافعي)


    ابن أبي شيبه كه از استاتيد محمد بن اسماعيل بخاري بوده ، در كتاب المصنف مي‌گويد :

    هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند ، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند ، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .

    اين جمله را گفت و بيرون رفت ، وقتى على (عليه السلام) و زبير به خانه بازگشتند ، دخت گرامى پيامبر به على (عليهم السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد ! المصنف ، ج8 ، ص 572
    .
    ابو بکر به دنبال علي براي بيعت کردن فرستاد چون على(عليه السلام) از بيعت با ابوبكر سرپيچى كرد، ابوبكر به عمر دستور داد كه برود و او را بياورد ، عمر با شعله آتش به سوى خانه فاطمه(عليها السلام) رفت. فاطمه(عليها السلام)پشت در خانه آمد و گفت: اى پسر خطّاب! آيا تويى كه مى خواهى درِ خانه را بر من آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى! اين كار آنچه را كه پدرت آورده محكم تر مى سازد. انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586.


    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    با سلام

    أوّلاً: آن چه كه از برخى از روايات استفاده مى‏شود: حضرت فاطمه سلام الله عليها نزديك در ورودى منزل نشسته بود و با ديدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست.

    مرحوم عياشى در تفسير، شيخ مفيد در الإختصاص و... نوشته‌اند:
    قال: قال عمر قوموا بنا إليه فقام أبو بكر وعمر وعثمان وخالد بن الوليد و المغيرة بن شعبة وأبو عبيدة بن الجراح وسالم مولى أبي حذيفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهينا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله عليها أغلقت الباب في وجوههم وهي لا تشك أن لا يدخل عليها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فكسره، وكان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا عليا ( عليه السلام ) ملببا....
    عمر گفت: برخيزيد تا پيش او (علي) برويم، پس ابوبكر، عمر، عثمان،‌ خالد بن وليد، مغيرة بن شعبة،‌ ابوعبيد جراح، سالم مولى ابوحذيفة، قنفذ و من به همراه او راه افتاديم، چون نزديك خانه رسيديم، فاطمه آنان را ديد و لذا در را بست و شك نداشت كه بدون اجازه وارد نخواهند شد، عمر در را كه از شاخه‌هاي خرما ساخته شده بود، با لگد شكست، سپس وارد خانه شدند و علي را بيرون آوردند در حالى كه كمرهاي خود را بسته بودند.(تفسير العياشي، ج2، ص67 - الاختصاص ص - بحار الأنوار، ج 28، ص 227)

    و در روايت سليم نيز آمده:
    ثُمَّ أَقْبَلَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِيٍّ وَفَاطِمَةُ عليهما السلام قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحَلَ جِسْمُهَا فِي وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ [افْتَحِ الْبَابَ‏] فَقَالَتْ فَاطِمَةُ يَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَكَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِيهِ قَالَ افْتَحِي الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَاهُ عَلَيْكُمْ فَقَالَتْ يَا عُمَرُ أَمَا تَتَّقِي اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ تَدْخُلُ عَلَى بَيْتِي وَتَهْجُمُ عَلَى دَارِي فَأَبَى أَنْ يَنْصَرِفَ ثُمَّ دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ.
    عمر آمد تا به خانه رسيد، فاطمه پشت در نشسته بود، سرش را بسته بود و بدنش از غم از دست دادن پدر نحيف و لاغر شده بود، عمر در را كوبيد و گفت: اى پسر ابوطالب! در را باز كن، فاطمه فرمود: اى عمر به ما چه كار دارى؟ ما را با مصيبتى كه گرفتارش شده‌ايم تنها بگذار. عمر گفت: در را باز كن وگرنه آن را به آتش مى‌كشم. فاطمه فرمود: آيا از خداوند نمى‌ترسى كه وارد خانه ما مى‌شوي، عمر بازنگشت و آتش خواست و آتش را بر در خانه افكند و آن را سوزاند.( كتاب سليم بن قيس، ص 864)

    ثانياً: حضرت صديقه شكى نداشت كه جمعيت بدون اذن داخل منزل نخواهند ‏شد؛ چون نص قرآن است كه بدون اجازه وارد خانه كسى نشويد:

    يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتًا غَير بُيُوتِكُمْ حَتىَ‏ تَسْتَأْنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلىَ أَهْلِهَا ذَالِكُمْ خَير لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.فَإِن لَّمْ تجَدُواْ فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ‏ يُؤْذَنَ لَكمُ‏ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْكىَ‏ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم‏. النور / 27 و 28.

    اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد اين براى شما بهتر است شايد متذكّر شويد!
    و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد اين براى شما پاكيزه‏تر است و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است!.


    افزون بر اين تصور اين بود كه با توجه به موقعيت حضرت زهرا (سلام الله عليها) و احترام رسول اكرم‏ صلى الله عليه وآله مردم با ديدن حضرت صديقه خجالت بكشند و متعرض نشوند همچنان كه عدّه‏اى با شنيدن صداى حضرت صديقه برگشتند.

    قام عمر فمشى ومعه جماعة حتى أتوا باب فاطمة فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها باكية: يا رسول الله ما ذا لقينا بعد أبي من ابن الخطاب وابن أبي قحافة! فلما سمع القوم صوتها وبكاءها انصرفوا باكين، فكادت قلوبهم تتصدع وأكبادهم تنفطر، وبقي عمر معه قوم.

    عمر همراه عده‌اى به طرف خانه فاطمه آمد و در را كوبيد، فاطمه با شنيدن سر وصداى جمعيت با صداى بلند و همراه گريه فرياد زد: اى رسول خدا چه مصيبت‌هايى پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه مى‌بينيم. گروهى با شنيدن گريه فاطمه دلشان به درد آمد و با گريه آنجا را ترك كردند؛ اما عمر با گروهى ديگر باقى ماندند.( الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16)


    بنابراين حضرت صديقه طاهره، هنگام هجوم، با ديدن عمر و همراهانش در را بست و نزديك دَر ايستاده بود و احتمال نمى‌داد كه با وجود آن حضرت متعرض خانه شوند و اين بي‌شرمى مهاجمان بود كه حرمت خانه و اهل آن را رعايت نكردند و به قول سلمان فارسى رضوان الله تعال عليه، كرديد و نكرديد و ندانستيد كه چه كرديد.


    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...estion&id=5961
    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...aghalat&id=107

    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ در ساعت ۰۰:۲۶

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    57
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    بالاخره من نفهمیدم کدوم روایت درسته؟
    1.در این روایت قنفذ توسط ابوبکر فرستاده شده و فاطمه زهرا را با تازیانه میزند.


    -(فحالت فاطمة عليها السلام بين زوجها وبينهم عند باب البيت ،فضربها قنفذ بالسوط ... إلى أن قال: فأرسل أبو بكر إلى قنفذ لضربه , فألجأها إلى عُضادة باب بيته , فدفعها فكسر ضلعا من جنبه , وألقت جنينا من بطنها)

    الاحتجاج :1/212 ,
    مرآة العقول:5/320
    2-اینجا قنفذ با درب به سیدتنا فاطمه ضربه میزندو پهلوی وی شکسته شده و جنینش سقط میگردد :

    (فألجأها قنفذ لعنه الله الى عضادة باب بيتها ودفعه , فكسر ضلعها من جنبه , فألقت جنينا من بطنه , فلم تزل صاحبة فراش حتّى ماتت صلى الله عليها من ذلك شهيدة ).
    كتاب سليم بن قيس , بتحقيق محمد باقر الانصاري:2 / 588

    عن علي عليه السلام : إن سبب إعفاء قنفذ من إغرام عمر له ، أنه هو الذي ضرب فاطمة بالسوط حين جاءت لتحول بينه ( ع ) وبينهم ، فماتت صلوات الله عليها وإن أثر السوط في عضدها مثل الدملج
    ( كتاب سليم بن قيس : ص 134 . ) .
    3- اینجا قنفذ مولای مرد ( یعنی سیدنا عمر) سیدتنا فاطمه را با آخر شمشیر میزند »»» بدون شکسته شدن پهلو


    عن أبي بصير، عن أبي عبد الله عليه السلام (في حديث): وكان سبب وفاتها أن قنفذاً مولى الرجل لكزها بنعل السيف بأمره، فأسقطت محسناً ومرضت من ذلك مرضاً شديداً، ولم تدع أحداً ممن آذاها يدخل عليها
    دلائل الإمامة، طبري، ص45.
    4-اینجا امیر المومنین عمر بن خطاب با پایش به درب ضربه زده و در بر روی شکم بنت رسول الله می افتد »»»» بدون شکسته شدن پهلو


    أخذت فاطمة باب الدار ولزمتها عن ورائها، فمنعتهم عن الدخول، ضرب عمر برجله على الباب فقلعت فوقعت على بطنها سلام الله عليها، فسقط جنينها المحسن
    ملتقى البحرين: ص81،
    (الجنة العاصمة) ص251.
    5-اینجا عمر بن خطاب شمشیر خالد بن ولید را برداشته و به پهلوی سیدتنا فاطمه میزند


    حين ما جروا أمير المؤمنين مع حلس كان مستقراً عليه، لزمت فاطمة مع ما كان عليها من وجع القلب بطرف الحلس تجره ويجر القوم على خلافها... أخذ عمر عن خالد بن وليد سيفاً فجعل يضرب بغمده على كتفها حتى صارت مجروحة
    ملتقى البحرين: ص81، (الجنة العاصمة) ص251.
    6- اینجا سیدنا امیر المومنین عمر بن خطاب شمشیر و تازیانه را برداشته و فاطمه را میزند اما نامی از ضربه به در نیست !!!

    فاطمة (عليها السلام)وصاحت يا أبتاه يا رسول الله ، فرفع عمر السيف وهو في غمده فوجأ به جنبها ، فصرخت يا أبتاه ، فرفع السوط فضرب به ذراعها ، فنادت يا رسول الله لبئس ما خلفك ابو بكر وعمر ، فوثب علي (عليه السلام)فأخذ بتلابيبه ثم نتره فصرعه ووجأ أنفه ورقبته ، وهمَّ بقتله فذكر قول رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)وما أوصاه به .
    كتاب سليم بن قيس 3/583
    7- اینجا با در به وی فشار آورده بدون لگد زدن و یا شمشیر زدن و یا تازیانه و یا حتی مسمار...
    و در این حین محسن خان سقط شده و میمیرد .!!!!


    مسعودی میگوید : فأقام أمير المؤمنين عليه السلام ومن معه من شيعته في منزله بما عهد إليه رسول الله صلى الله عليه وآله، فوجهوا إلى منزله، فهجموا عليه، وأحرقوا بابه واستخرجوه منه كرهاً، وضغطوا سيدة النساء بالباب حتى أسقطت محسناً، وأخذوه بالبيعة فامتنع وقال: لا أفعل، فقالوا: نقتلك، فقال: إن تقتلوني فإني عبد الله وأخو رسوله
    إثبات الوصية: ص123
    8- در این روایت ضارب مغیرت بن شعبه هستش !!!!!!!!!!!!
    مغیره فاطمه را زده و حملش را سقط کرده


    امام حسن مغیره بن شعبه را چنین در مجلس معاویه مورد خطاب قرار داد
    (وأنت ضربت فاطمة بنت رسول الله حتى أدميتها، وألقت ما في بطنها، استذلالاً منك لرسول الله، ومخالفة منك لأمره، وانتهاكاً لحرمته، وقد قال لها رسول الله: (أنت سيدة نساء أهل الجنة) والله مصيّرك إلى النار..
    الاحتجاج 137
    بحار الأنوار ج10
    فاطمة الزهراء (عليها السلام) من المهد إلى اللحد،
    العلامة الخطيب السيد محمد كاظم القزويني
    فَاطِمَةُ الزهْرَاء (عليها السلام) في مهبِّ الأعَاصِير
    9- و در اینجاااااا میخ را در پهلوی سیده زنان بهشت فرو میکند !!!!


    أما عصرت بين الجدار وبابها**** أما نبت المسمار في ثدى فاطم
    أما أسقوطها لا رعى الله قومها**** جنين حشاها محسناً يالهاشم
    أما روعت بالسوط قنّع رأسها**** و وشّح متينها به شر غاشم

    کتاب :
    رياض المدح والرثاء للشيخ حسين البلادي: 336.
    برگرفته از کتاب أدب المحنة سيد محمد علي الحلو ص 198
    10- در اینجا عمر همراه سیصد مرد به سمت خانه فاطمه حمله ور میشود !!!!!شبهه در مورد شهادت حضرت فاطمه (س)


    وروي في علة وفاة الصديقة الطاهرة عليها السلام : ان عمر بن الخطاب هجم مع ثلاثمائة رجلٍ على بيتها سلام الله عليها
    العوالم : 2 | 58
    11- اینجا عمر بن خطاب در راه فاطمه را با لگد میزند ( توجه داشته باشین که در خانه اش نیست ، در مسیری درحال حرکت است )


    ان فاطمة استنزعت كتابا من أبي بكر برد فدك اليها ، فخرجت والكتاب معها ، فلقيها عمر فقال : يا بنت محمد ! ما هذا الكتاب الذي معك ؟ فقالت : كتاب كتب لي أبو بكر بردّ فدك ، فقال : هلميّه إليّ ، فأبت أن تدفعه إليه ، فرفسها برجله
    شیخ مفيد در کتاب الامالی ص 38 ،
    و کتاب الاختصاص ص 185
    12- و امـــــــــادر اینجاااااااااااا

    خالد بن وليد کسیست که سیدتنا فاطمه را زده و جنینش را سقط میکند


    مأساة الزهراء عليها السلام ج 2 - السيد جعفر مرتضى ص 143 :

    طريحي : " حين عصرها خالد بن الوليد ، فأسقطت محسنا ")

    المنتخب طريحي : ص 136 .
    13- قام عمر فمشى ومعه جماعة حتى أتوا باب فاطمة فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها باكية: يا رسول الله ما ذا لقينا بعد أبي من ابن الخطاب وابن أبي قحافة! فلما سمع القوم صوتها وبكاءها انصرفوا باكين، فكادت قلوبهم تتصدع وأكبادهم تنفطر، وبقي عمر معه قوم.

    عمر همراه عده‌اى به طرف خانه فاطمه آمد و در را كوبيد، فاطمه با شنيدن سر وصداى جمعيت با صداى بلند و همراه گريه فرياد زد: اى رسول خدا چه مصيبت‌هايى پس از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه مى‌بينيم. گروهى با شنيدن گريه فاطمه دلشان به درد آمد و با گريه آنجا را ترك كردند؛ اما عمر با گروهى ديگر باقى ماندند.( الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16)

    دوستان کسی میدونه کدوم روایت صحیح است؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    273
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    578



    این حدیث نشون میده عمر خطاب دشمن بوده . چون کسی که به دختر پیامبر آذار برساند به پیامبر خدا آذار رسانده . پیامبر اکرم فرمود فاطمه (س)پاره تن من است . حال چگونگی واقعه اصلا مهم نیست . مهم مظلومیت اهل بیت پیامبر در برابر گرگان دشمن و قدرت طلب در لباس چوپان است که بعد از وفات پیامبر بر اریکه قدرت شیطانی بودند و از هر ترور و فسقی دریغ نمیکردن . والله اعلم .
    [B]میازار موری که دانه کش است //// و یا صبر ایوب (ع)

    »»»»کم گوی و گزیده گوی چون در««««
    جانم فدای سجاده نماز امام علی ولی الله بشود . آمین یا الله

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad+ali نمایش پست ها
    این حدیث نشون میده عمر خطاب دشمن بوده . چون کسی که به دختر پیامبر آذار برساند به پیامبر خدا آذار رسانده . پیامبر اکرم فرمود فاطمه (س)پاره تن من است . حال چگونگی واقعه اصلا مهم نیست . مهم مظلومیت اهل بیت پیامبر در برابر گرگان دشمن و قدرت طلب در لباس چوپان است که بعد از وفات پیامبر بر اریکه قدرت شیطانی بودند و از هر ترور و فسقی دریغ نمیکردن . والله اعلم .
    صرف نظر از دلايلي كه ذكر گرديد اين موضوع را در چندين منبع از منابع روائي اهل تسنن پيگيري مي كنيم
    برخي از تاريخ نويسان اهل تسنن حادثه يورش به خانه وحي را نيمه روشن و برخي تا حدي روشن بيان نموده اند كه به نمونه هايي اشاره مي شود:

    1 . طبري: او كه نسبت به خلفا تعصب خاصي دارد، به اين مقدار اعتراف مي كند: «اتي عمر بن خطاب منزل علي فقال: لاحر قن عليكم او لتخرجن الي البيعة; (1) عمر بن خطاب در برابر خانه علي عليه السلام قرار گرفت و گفت: براستي [خانه را] بر روي شما به آتش مي كشم و يا اينكه شما براي بيعت [با ابابكر] خانه را ترك گوييد .»

    2 . ابن قتيبه دينوري: اين نويسنده گامي فراتر رفته، مي گويد: خليفه نه تنها تهديد كرد، بلكه دستور داد كه در اطراف خانه هيزم جمع كنند و افزود: «به خدايي كه جان عمر در دست اوست! يا بايد خانه را ترك كنيد و يا اينكه خانه را آتش زده و مي سوزانم .» وقتي به او گفته شد كه دختر گرامي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، فاطمه در خانه است، گفت: «هر چند فاطمه در آن باشد .» (2)

    3 . ابن عبد ربه اندلسي: او كه متوفاي 495 مي باشد، مي گويد: خليفه به عمر ماموريت داد كه متحصنان را از خانه بيرون كشد و اگر مقاومت كردند با آنان نبرد نمايد، از اينرو عمر آتشي آورد كه خانه را بسوزاند «فاقبل بقبس من النار علي ان يضرم عليهم الدار» ، در اين موقع با فاطمه عليها السلام روبرو گرديد، آن حضرت فرمود: فرزند خطاب! آمده اي خانه ما را به آتش بكشي؟ وي گفت: آري، مگر اينكه بسان ديگران با خليفه بيعت نماييد . (3)

    شبيه اعترافات فوق را ابو الوليد محب الدين محمد بن شخته الحنفي قاضي حنفيها در حلب متوفاي سال 815 دارد . (4) احمد بن يحيي بلاذري متوفاي 279 (5) ، ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهري، صاحب كتاب «فدك » و «سقيفه » (6) و ابي خيزرانه در كتاب غرر (7) و شاه ولي الله دهلوي (8) در «ازالة الخفاء» و واقدي (9) و بلاذري و ابن ابي الحديد (10) نيز چنين مطالبي دارند . و همچنين ابن واضح يعقوبي (11) ، اسماعيل بن محمد ابوالفدا، عمر رضا كحاله در كتاب «اعلام النساء» ، عبدالفتاح عبدالمقصود (12) و ابراهيم بن عبدالله يمني در كتاب «الاكتفاء» و ... اين امور را ذكر كرده اند .

    4 . گروه ديگري از تاريخ نويسان اهل سنت به آخرين مرحله از جسارت به خانه زهرا عليها السلام نيز اعتراف نموده اند، و صريحا گفته اند كه عمر خانه علي عليه السلام و زهرا عليها السلام را آتش زد . از جمله:
    ___________________________________________
    1) تاريخ طبري (چاپ از دايرة ا لمعارف)، ج 3، ص 202; شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 2، ص 56 .
    2) شرح نهج البلاغه، (همان)، ج 1، ص 134; الامامة والسياسة، ج 2، ص 12; اعلام النساء، ج 3، ص 1205 .
    3) عقدالفريد، ج 4، ص 260; تاريخ ابي الفداء، ج 1، ص 156; اعلام النساء، ج 3، ص 1207 .
    4) شرح ابن ابي الحديد، ج 2، ص 19 و ج 1، ص 134; رياحين الشريعه، ج 1، ص 285 .
    5) انساب الاشراف، ج 1، ص 586; تلخيص الشافي، ج 3، ص 76 .
    6) شرح نهج البلاغه (همان)، ج 6، ص 48 و 47 .
    7) نهج الحق و كشف الصدق، ص 271 .
    8) رياحين الشريعه، ج 1، ص 289; اثبات الوصيه، مسعودي، ص 123 .
    9) نهج الحق و كشف الصدق، علامه، ص 271; تلخيص شافي، سيد مرتضي، ج 7، ص 76 .
    10) شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 48 .
    11) تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 126 .
    12) الغدير، ج 3، ص 103 - 104 .

    ادامه ...
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۷/۱۴ در ساعت ۰۸:۱۳
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    1 . ابي الحسن، علي بن الحسين بن علي المسعودي الهذلي، صاحب «مروج الذهب » متوفاي 346 ه مي گويد: «... فوجهوا الي منزله فهجموا عليه واحرقوا بابه ... ; (1) پس [عمر و همراهان] به سوي خانه علي عليه السلام روي كردند، پس بر او هجوم بردند و خانه او را آتش زدند .»

    2 . محمد بن عبدالكريم بن احمد شافعي، معروف به شهرستاني (579 - 548)، از ابراهيم بن سيار بن هاني، معروف به نظام، متوفاي سال 231 - كه از اعاظم شيوخ معتزله و استاد جاحظ بوده است - نقل كرده است كه گفت: «... وكان عمر يصبح احرقوها بمن فيها وما كان في الدار غير علي وفاطمة والحسن والحسين عليهم السلام; (2) و عمر بود كه فرمان داد خانه را با كساني كه در آن قرار دارند بسوزانند، در حالي كه در خانه جز علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام كسي نبود .»

    عبدالقاهر اسفر ائيني متوفاي 429 ه نسبت فوق را به نظام تاييد نموده است . (3)

    3 . در زمان ملكشاه سلجوقي، وزيرش با يكي از علماي سادات شيعه مناظره مي كرد، در ضمن سخنانش گفت: «وجمع عمر الحطب علي باب فاطمة واحرق الباب بالنار ... ; عمر در خانه فاطمه هيزم جمع كرد و در خانه را به آتش كشيد .»

    شاه به وزيرش رو كرد و گفت: آيا آنچه اين شيعه علوي مي گويد درست است؟ وزير گفت: «نعم اني رايت في التواريخ ما يذكره العلوي; (4) بله آنچه اين [شيعه] علوي مي گويد را در تاريخ ديده ام .»

    و جالب اينجا است كه خود ابابكر نيز به اين امر اعتراف نموده است; زيرا در آخرين روزهاي عمر خود از چند عمل اظهار پشيماني نمود، از جمله گفت: «وددت اني لم اكشف بيت فاطمة وتركته وان اغلق علي الحرب ... ; (5) دوست داشتم كه خانه فاطمه را نمي گشودم و آن را رها مي كردم، گر چه ناچار به جنگ مي شدم [و كار به جنگ مي كشيد] .»

    ___________________________________
    1) مسعودي، اثبات الوصيه، چاپ بيروت، ص 154; الوافي بالوفيات، ج 5، ص 347 .
    2) ملل و نحل، شهرستاني، ج 1، ص 57 (چاپ ايران) و در چاپ غير ايران، ص 72 و ر . ك: ج 2، ص 59 .
    3) الفرق بين الفرق، عبدالقاهر اسفر ائيني، ص 107 .
    4) مؤتمر علماء البغداد، ص 64 - 63 .
    5) لسان الميزان، ج 4، ص 189; تاريخ طبري، ج 3، ص 236; الامامة والسياسة، ج 1، ص 13; مروج الذهب، ج 1، ص 414 (چاپ قديم) ; عقدالفريد، ج 3، ص 68; الاموال، حافظ ابوالقاسم بن سلام، ص 193; نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 6، ص 51 .

    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    برخي از دانشمندان اهل سنّت براي حفظ موقعيّت خلفا از بازگو كردن اين قطعه از تاريخ خودداري نموده اند؛ از جمله ابن ابي الحديد در شرح خود مي گويد: «جساراتي را كه مربوط به فاطمه زهرا عليهاالسلام نقل شده، در ميان مسلمانان تنها شيعه آن را نقل كرده است.»(1) برخي از سنّي زدگان معاصر نيز در اين نظر با آنان همراه شده، مصائبي را كه متوجه بانوي دو جهان شده است انكار نموده اند. براي روشن شدن حادثه جسارت به بانوي دو جهان، بحث را از دو مَنْظَر پي مي گيريم.

    الف. منابع اهل سنّت:
    برخي از دانشمندان و مورّخان اهل سنّت، در اين بخش، از بيان واقعيات تاريخي شانه خالي كرده اند؛ چنان كه سيد مرتضي رحمه الله در اين زمينه مي گويد:

    «در آغاز كار، محدثان و تاريخ نويسان از نقل جسارتهايي كه به ساحت دختر پيامبر گرامي وارد شده امتناع نمي كردند. اين مطلب در ميان آنان مشهور بود كه مأمور خليفه با فشار، درب را بر فاطمه عليهاالسلام زد و او فرزندي را كه در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر عمر، زهرا عليهاالسلام را زير تازيانه گرفت تا او دست از علي بردارد؛ ولي بعدها ديدند كه نقل اين مطالب با مقام و موقعيت خلفا سازگاري ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداري نمودند.»(2)

    با اين حال، برخي از آنها به اين حقيقت تلخ اعتراف كرده اند كه به نمونه هايي اشاره مي كنيم:

    1. مسعودي: در قسمتي از آنچه در بخش اول مقاله از اين مورّخ اهل سنت نقل كرديم، آمده است: «فَوَجَّهُوا اِلي مَنْزِلِهِ فَهَجَمُوا عَلَيْهِ وَ اَحْرَقُوا بابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَيِّدَةَ النِّساءِ بِالْبابِ حَتّي اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛(3) پس [عمر و همراهان] به خانه علي عليه السلام رو كردند و هجوم برده، خانه آن حضرت را به آتش كشيدند؛ با در به پهلوي سيده زنان عالم زدند؛ چنان كه محسن را سقط نمود.»

    2. نظّام، طبق نقل عبدالكريم بن احمد شافعي شهرستاني (548 - 479 ق.) مي گويد: «اِنَّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ يَوْمَ الْبَيْعَةِ حَتّي اَلْقَتْ اَلْجَنينَ مِنْ بَطْنِها؛(4) به راستي عمر در روز بيعت، ضربتي به فاطمه عليهاالسلام وارد كرد كه بر اثر آن، جنين خويش را سِقط نمود.»

    همين قول را اسفرائيني (متوفاي 429 ق.)، به نظّام نسبت داده و گفته است كه او قائل بود: «اَنَّ عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ ميراثَ الْعِتْرَةِ؛(5) عمر فاطمه عليهاالسلام را زد و از ارث اهل بيت عليهم السلام جلوگيري كرد.»

    3. صفدي يكي ديگر از علماي اهل سنّت مي گويد: «اِنَّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ يَوْمَ الْبَيْعَةِ حَتّي اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها؛(6) به راستي عمر آنچنان فاطمه عليهاالسلام را در روز بيعت [اجباري براي ابوبكر [زد كه محسن را سِقط نمود.»
    ____________________
    1. شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.
    2. سيدمرتضي، تلخيص شافي، ج3، ص76، تلخيص شيخ طوسي.
    3. اثبات الوصية، مسعودي، (چاپ بيروت) ص153 و در برخي چاپها ص 23 ـ 24.
    4. الملل و النحل، عبدالكريم شهرستاني، ج1، ص57.
    5. اَلفرقُ بين الفرق، عبدالقاهر الاسفرائيني، ص107.
    6. الوافي بالوفيات، صفدي، ج5، ص347 ر.ك: سفينة البحار، شيخ عبّاس قمي، ج2، ص292.
    ادامه ...




    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    4. مقاتل بن عطيّه مي گويد: ابابكر بعد از آنكه با تهديد و ترس و شمشير از مردم بيعت گرفت، «اَرْسَلَ عُمَرَ وَ قُنْفُذا وَ جَماعَةً اِلي دارِ عَليٍّ وَ فاطِمَةَ عليهماالسلام وَ جَمَعَ عُمَرُ الْحَطَبَ عَلي دارِ فاطِمَةَ وَ اَحْرَقَ بابَ الدّارِ وَ لمّا جائَتْ فاطِمَةُ خَلْفَ الْباب تَعَدَّدَ عَمَرُ وَ اَصْحابُهُ وَ عَصَرَ عُمَرُ فاطِمَةَ عليهاالسلام خَلْفَ البابِ حَتّي اَسْقَطَتْ جَنينَها وَ نَبَتَ مِسْمارُ الْبابِ في صَدْرِها وَ سَقَطَتْ مَريضةً حَتّي ماتَتْ؛(1) [ابابكر] عمر و قنفذ و جماعتي را به درب خانه علي و زهرا عليهماالسلام فرستاد. عمر هيزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش كشيد، هنگامي كه فاطمه زهرا عليهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آنچنان حضرت فاطمه عليهاالسلام را پشت در فشار داد كه فرزندش را سقط نمود و ميخ در به سينه حضرت فرو رفت [و بر اثر آن صدمات] حضرت به [بستر[ بيماري افتاد تا آنكه از دنيا رفت.»

    5. ابن ابي الحديد نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زينب، دختر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولي بعدا مانند اسيران ديگر آزاد شد.

    ابو العاص به پيامبر صلي الله عليه و آله وعده داد كه پس از مراجعت به مكّه، وسائل مسافرت دختر پيامبر را به مدينه فراهم سازد. پيامبر صلي الله عليه و آله به زيد حارثه و گروهي از انصار، مأموريت داد كه در هشت مايلي مكّه توقف كنند و هر موقع كجاوه زينب به آنجا رسيد، او را به مدينه بياورند. قريش از خروج دختر پيامبر از مكّه آگاه شدند. گروهي تصميم گرفتند كه او را از نيمه راه باز گردانند. جبّار بن الاسود (يا هبّار ابن الاسود) با گروهي خود را به كجاوه زينب رساند و نيزه خود را بر كجاوه دختر پيامبر كوبيد. از ترس آن، زينب، كودكي را كه در رحم داشت، سقط كرد و به مكّه بازگشت. پپامبر صلي الله عليه و آله از شنيدن اين خبر سخت ناراحت شد و در فتح مكّه (با اينكه همه را بخشيد و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زينب را مباح شمرد.»

    ابن ابي الحديد مي گويد:

    «من اين جريان را براي استادم ابو جعفر نقيب خواندم، او گفت: وقتي كه پيامبر صلي الله عليه و آله خون كسي كه دخترش زنيب را ترسانيد و او سقط جنين كرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون كساني را كه دخترش فاطمه عليهاالسلام را ترسانيدند كه باعث شد فرزندش [محسن [را سقط كند، حتما مباح مي شمرد.»

    ابن ابي الحديد مي گويد، به استادم گفتم:

    «آيا از شما نقل كنم آنچه را مردم مي گويند كه فاطمه بر اثر ترس [و ضرباتي كه بر او وارد شد] فرزندش را از دست داد؟

    پس گفت: نه! از طرف من نقل نكن! و همين طور رد و بطلان آن را نيز از طرف من نقل نكن! چون اخبار در اين زمينه متعارض است.»(2)

    اين قصّه، به خوبي نشان مي دهد كه اخبار موافق با نظريات شيعه در بين روايات اهل سنّت نيز وجود داشته و خود ابن ابي الحديد نيز در قسمتي از كلامش اعتراف مي كند؛ آنجا كه مي گويد: «عَلي اَنَّ جَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَديثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ؛(3) گروهي از اهل حديث [از اهل سنّت نيز [مانند آنچه را شيعيان مي گويند نقل كرده اند.»
    _________________________________
    1. الامامة والخلافة، مقاتل بن عطية، ص160 ـ 161.
    2. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج14، ص193/ ر.ك: زندگي علي عليه السلام ، ص252.
    3. شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود