صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: " زنـــــــدگی کن! "

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    336
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2715

    " زنـــــــدگی کن! "




    ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم، سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم.
    .
    لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.

    قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

    برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم. سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم.

    گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم...

    ------------------------------------------------------------------------
    حلال كنيد

  2. صلوات ها 23


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    نقل قول نوشته اصلی توسط خلبان کوچولو نمایش پست ها
    ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم، سپس می تونستم به کار برگردم
    به نظر شما زندگی کردن یعنی چی ؟
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  5. صلوات ها 9


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    336
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2715



    سلام

    قرآن یه کتاب خوب برای راهنمایی یک زندگی خوب و زندگی امامان و پیامبر و بزرگان دین یک الگوی خوب برای زندگیه خوب

    و اما نظر من از زندگی :

    به نظر من هرکس زندگی کردن رو در چیزی میبینه و برای هر آدم یکسان نیست این ماجرا

    اما مهمترین شاخه یک زندگی رسیدن به آرزوهای دیرینه خود فرد و آرامش و رضایت خود آدم از خودشه (که این رضایت و خوشنودی باعث رضایت پروردگار هم خواهد شد)
    ویرایش توسط Capello : ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۰:۳۷
    حلال كنيد

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    نقل قول نوشته اصلی توسط خلبان کوچولو نمایش پست ها
    اما مهمترین شاخه یک زندگی رسیدن به آرزوهای دیرینه خود فرد و آرامش و رضایت خود آدم از خودشه
    همه ی ما ممکنه ارزوهایی داشته باشیم که رسیدن به اونها باعث آرامش و رضایت ما باشه

    ولی ایا چون ما راضی هستیم پس خدا هم راضیه؟
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  9. صلوات ها 11


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    336
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2715



    به قوله اون فیلمه : توجه به نمویید (قرآن یه کتاب خوب برای راهنمایی یک زندگی خوب و زندگی امامان و پیامبر و بزرگان دین یک الگوی خوب برای زندگیه خوب)

    طبق این حرفی که زدم زندگی اگه این طور باشه پس آرزو ها هم در این جهته ، پس، از رضایت فرد خدا هم راضی میشه
    اگر کامل نبود بگین که من توضیح بدم.

    یا علی

    حلال كنيد

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    خب بعضی از آرزوهامون هستن که همیشه بهشون فکر میکنیم اما رسیدن به اونها رضایت خدا رو در پی نداره .اونا چی؟

    یه سوال دیگه :
    شما اول فرمایشاتتون فرمودید که طرف همش دنبال درس و کار و زندگی و باز نشستگی و اینها بوده .
    من تو این زندگی که شما گفتین نا فرمانی از خدا ندیدم .
    مثلا ادم چه کاری میتونه انجام بده که هم ارزوش باشه و هم تو قران اومده باشه و هم رضایت خدا رو در پی داشته باشه و در وطل زندگیی که ما ازش یاد کردین ، نتونه انجام بده؟
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  13. صلوات ها 6


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    336
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2715



    خب بعضی از آرزوهامون هستن که همیشه بهشون فکر میکنیم اما رسیدن به اونها رضایت خدا رو در پی نداره .اونا چی؟
    سلام
    در ابتدا ، اگر هدفتون ای باشه که آرزوهاتون و کارهاتون برای خدا باشه رضایت خدا هم در اونه


    در ادامه :

    من عرض کردم زندگی پیامبران و بزرگان دین و ائمه و قرآن ، پیامبر و امامان هم تلاش کردن و کار کردن و مثل همه ی ما داشتن امورات رو می گذروندن اما اونا هدفشون این بود که زندگیشون واسه خدا باشه

    ما هم اگر خدا رو در همه جای زندگیمون لحاظ کنیم و آرزوهای باطلمون رو دور بریزیم و آرزوهای خوبمون رو برداریم
    خدا هم انشاا... راضی خواهد بود .


    مثلا ادم چه کاری میتونه انجام بده که هم ارزوش باشه و هم تو قران اومده باشه و هم رضایت خدا رو در پی داشته باشه و در وطل زندگیی که ما ازش یاد کردین ، نتونه انجام بده؟

    مثلا: من آرزوم خلبان شدنه و از این آرزو هدفم اینه که واسه خدا به مردم خدمت کنم ، و حتی با درآمدم کارای خیری انجام بدم (در ضمن من نگفتم تو قران چیزی بیاد ، من گفتم قران رو ما به عنوان یه کتاب راهنمای زندگی هم در نظر بگیریم ) خلاصه خدایی نکرده بزنه و من تو یکی از پروازهام crash بدم و طحال بنده آسیب ببینه ، دیگه باید آرزوی خلبان شدن رو با خودم به گور ببرم این جوری به اون آرزوم که در راستای رسیدن بهش بودم دیگه نمیرسم.


    شما اول فرمایشاتتون فرمودید که طرف همش دنبال درس و کار و زندگی و باز نشستگی و اینها بوده .
    من تو این زندگی که شما گفتین نا فرمانی از خدا ندیدم .
    به نظرتون اگر واسه از دست ندادن کار و یا هر قسمت از زندگی از آدم خلاف هایی سر بزنه این نا فرمانی نیست ؟ (گرچه این داستان ،کلیات داستان یک زندگی بود که روی یک عکس بود و من ترجمه اون رو گذاشتم)
    حلال كنيد

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    متشکرم .
    خب یکی از ارزوهای من اینه که دوچرخه سواری کنم .

    خیلی این کارو دوست دارم ولی نه حیاط خونمون اینقدر بزرگه مه بشه توش حسابی این کارو کرد و نه میشه تو خیابون این کار رو کرد .

    این کار رو خدا نهی نکرده و من هم فکر نکنم تا اخر عمر بتونم اونو انجام بدم و این همیشه تو دلم میمونه . پس این یعنی من زندگی نکردم چون به ارزوهام نرسیدم؟

    دوچرخه سواری من خدمتی به خلق خدا نیست ولی باعث میشه که من از زندگی لذت ببرم.

    به نظر من اکثر ما ادمها مجبوریم زندگیمونو همینطوری که تو اول ماجرا گفتین به پایان برسونیم
    ویرایش توسط nakisa : ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ در ساعت ۰۸:۵۰
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    بذارین این ماجرا رو با یه نگاه دیگه ببینیم:

    ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم،
    چون اگه این کارو نمیکردم ، نمیتونستم زنده بمونم چون پول داشتن یکی از ملزومات زنده بودنه و من باید از اول زندگی همینطور درس میخوندم تا بتونم از طریق مدرک تحصیلیم کار پیدا کنم که بتونم گذران زندگی کنم.

    بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم
    چون نیاز طبیعی هر انسانی تشکیل خانواده هست . نیاز غریزی به داشتن همسر . نیاز به داشتن خانواده .
    انسان موجود اجتماعیه و من باید تشکیل خانواده میدادم چون اینطوری کامل نمیشدم .
    ، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،
    پرورش بدم تا انسانهای مفیدی برای جامعه بشن و من به خودم ببالم . چون اگه ادم خوبی نمیشدن مایه سرافکندگی من بودن .
    سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم،
    چون دیگه توان و اعصاب لازم برای کار رو نداشتم


    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,737
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11108



    حالا بذارین اینطوری این ماجرا رو ببینیم:
    ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم،
    چون عاشق تحصیل علم و یادگیری بودم. دوست داشتم برم دانشگاه برای همینتمام تلاشمو کردم و موفق هم شدم

    سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم،
    چون فقط این راه بود که میتونستم از دانشم استفاده کنم و وقتی وارد بازار کار شدم . هیجان زیادی داشتم و تمام تلاشمو کردم که فرد موفقی باشم و موفق هم شدم.
    بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم،
    با کسی کا دوستش داشتم ازدواج کردم چون میخواستم کامل باشم و تشکیل خانواده بدم و زندگی مشترک رو به بهترین نحو تجربه کنم . با توافق همسرم صاحب فرزند شدیم و این یکی از بهترین اتفاقات زندگیم بود .
    سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،
    بهشون راه عشق ورزیدن و تلاش کردن برای رسیدن به هدف رو یاد دادم و از لحظات با اونها بودن لذت بردم . از لحظه تولد تا زمانی که جلوی چشمام رشد کردن و تبدیل به جوونهای برومندی شدن و بهشون افتخار کردم ، خدا رو به خاطر چنین نعمنهایی شکر کردم.
    سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم،
    چون میخواستم لحظات پایان عمرم رو در کنار خانواده نوه هام و همسرم در ارامش سپری کنم و از بودن با اونها لذت ببرم.
    اما اکنون که در حال مرگ هستم،
    و تمام اعضای خانوادم در کنارم هستن و ناراحت از دست دادن من هستن به خودم میگم: درسته که نتونستم به همه ارزوهام برسم ولی از زندگیم راضیم و از خدا ممنونم که تو این دنیا منو از موهبتهاش برخوردار کرد و لذت داشتن یه زندگی خوب رو به من چشوند.
    ویرایش توسط nakisa : ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ در ساعت ۰۹:۱۵
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تایید """""باطل""""" آری یا خیر ؟
    توسط حامد در انجمن مدیریت محتوا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۰:۰۶
  2. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  3. یک بحث داغ: "اسلام" و "ملی گرایی"
    توسط حامد در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۲۵
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود