صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند دانای مطلق نیست

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    علم،فلسفه،هنر
    نوشته
    23
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46

    خداوند دانای مطلق نیست




    اینکه خداوند دانای مطلق است یعنی او همه چیز را می داند حتی قبل از اتفاق افتادن و این یعنی او می داند که فرد چه کاری انجام خواهد داد و فرد نمی تواند غیر از آن کار را انجام دهد چون اگر غیر از آنچه که خدا انتظار داشته انجام دهد این یعنی خدا دانای مطلق نیست.و اینکه او سرنوشت کسی را بداند نمی تواند آن را تغییر دهد چون اگر تغییر دهد یعنی او دانای مطلق نیست.
    او حتی عاجز از فکر کردن است چون ما انسان ها فکر می کنیم چون چیزی را نمی دانیم و خدا که همه چیز را می داند نمی تواند فکر کند.
    و اینکه او دانای مطلق است یعنی او می داند چه کسی به بهشت می رود و چه کسی به جهنم و این یعنی وجود ما بیهوده بوده است و خدا حکیم نیست.
    از آن جا که میان اختیار انسان و وجود دانای مطلق تناقض وجود دارد و وجود اختیار در انسان بدیهی است پس خدا دانای مطلق نیست.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم _ بسیار عالی _ آیا شما معنای مطلق را میدانید که اینگونه نتیجه گیری کردید؟
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ در ساعت ۰۴:۲۲
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    ولایت، فلسفه،شهدا، طلبگی
    نوشته
    101
    حضور
    1 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    554



    نقل قول نوشته اصلی توسط alcatraz نمایش پست ها
    اینکه خداوند دانای مطلق است یعنی او همه چیز را می داند حتی قبل از اتفاق افتادن و این یعنی او می داند که فرد چه کاری انجام خواهد داد و فرد نمی تواند غیر از آن کار را انجام دهد چون اگر غیر از آنچه که خدا انتظار داشته انجام دهد این یعنی خدا دانای مطلق نیست.و اینکه او سرنوشت کسی را بداند نمی تواند آن را تغییر دهد چون اگر تغییر دهد یعنی او دانای مطلق نیست.
    او حتی عاجز از فکر کردن است چون ما انسان ها فکر می کنیم چون چیزی را نمی دانیم و خدا که همه چیز را می داند نمی تواند فکر کند.
    و اینکه او دانای مطلق است یعنی او می داند چه کسی به بهشت می رود و چه کسی به جهنم و این یعنی وجود ما بیهوده بوده است و خدا حکیم نیست.
    از آن جا که میان اختیار انسان و وجود دانای مطلق تناقض وجود دارد و وجود اختیار در انسان بدیهی است پس خدا دانای مطلق نیست.
    بسم الله

    این سخن شما به این معناست که احتمالا شما معنای دقیق علم الهی را نمی دانید و نیز از جبر و اختیار آگاهی ندارید

    خداوند دانای مطلق است یعنی او نسبت به تمام امور علم کامل و تفصیلی دارد.اما این علم او باعث نمی شود که اختیار از کسی سلب شود

    انسان مختار است، یعنی نسبت به انجام کارهایش اختیار دارد و می تواند از بین چند راه یکی را با اختیار خود انتخاب کند، واین با علم الهی منافاتی ندارد. زیرا خداوند با علم کامل خود میداند که انسان مختار ، با اختیار تام خود چه راهی را انتخاب می کند.

    و اگر انسان با اختیار خود تغییر مسیر دهد و سرنوشت خود را عوض کند خداوند با علم کامل خود عالم به این تغییر مسیر اوست و علم او هرگز سبب سلب اختیار از انسان نمیشود و اختیار کامل انسان نیز دلیل بر دانای مطلق نبودن خدا نمی شود.

    زیرا او به اعمال انسان که با اختیار تام او صورت می گیرد، علم کامل دارد.

    او می داند که انسان مختار ،چه عملی انجام می دهد که به سبب عمل خود به بهشت یا جهنم برود.وجود ما برای این است که ما با اختیار خود بهشت یا جهنم را انتخاب کنیم .

    خداوند نیازی به فکر کردن ندارد که بخواهیم بگوییم او از فکر کردن عاجز است!!!

    اختیار انسان امری بدیهی است و خداوند نسبت به اعمال مختارانه ما علم دارد و اگر ما با اختیار خود تغییر مسیر دهیم باز هم خارج از علم او نیست ،چون او به همان تغییر مسیر مختارانه ما نیز علم دارد.پس هیچ تناقضی بین این دو وجود ندارد.
    امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف):

    هر یک از شما باید کاری کند که با آن

    به محبت ما نزدیک شود.

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    علم،فلسفه،هنر
    نوشته
    23
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    سلام علیکم _ بسیار عالی _ آیا شما معنای مطلق را میدانید که اینگونه نتیجه گیری کردید؟
    مطلق یعنی جدا

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    علم،فلسفه،هنر
    نوشته
    23
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه بانو نمایش پست ها
    بسم الله

    این سخن شما به این معناست که احتمالا شما معنای دقیق علم الهی را نمی دانید و نیز از جبر و اختیار آگاهی ندارید

    خداوند دانای مطلق است یعنی او نسبت به تمام امور علم کامل و تفصیلی دارد.اما این علم او باعث نمی شود که اختیار از کسی سلب شود

    انسان مختار است، یعنی نسبت به انجام کارهایش اختیار دارد و می تواند از بین چند راه یکی را با اختیار خود انتخاب کند، واین با علم الهی منافاتی ندارد. زیرا خداوند با علم کامل خود میداند که انسان مختار ، با اختیار تام خود چه راهی را انتخاب می کند.

    و اگر انسان با اختیار خود تغییر مسیر دهد و سرنوشت خود را عوض کند خداوند با علم کامل خود عالم به این تغییر مسیر اوست و علم او هرگز سبب سلب اختیار از انسان نمیشود و اختیار کامل انسان نیز دلیل بر دانای مطلق نبودن خدا نمی شود.

    زیرا او به اعمال انسان که با اختیار تام او صورت می گیرد، علم کامل دارد.

    او می داند که انسان مختار ،چه عملی انجام می دهد که به سبب عمل خود به بهشت یا جهنم برود.وجود ما برای این است که ما با اختیار خود بهشت یا جهنم را انتخاب کنیم .

    خداوند نیازی به فکر کردن ندارد که بخواهیم بگوییم او از فکر کردن عاجز است!!!

    اختیار انسان امری بدیهی است و خداوند نسبت به اعمال مختارانه ما علم دارد و اگر ما با اختیار خود تغییر مسیر دهیم باز هم خارج از علم او نیست ،چون او به همان تغییر مسیر مختارانه ما نیز علم دارد.پس هیچ تناقضی بین این دو وجود ندارد.
    اینکه خدا می داند انسان با اختیار خود چه کار می کند غیر از جبر چه چیزی را اثبات می کند.در خود قرآن هم آمده که خدا بر همه چیز آگاه است.من برای شما یک برهان می آورم.
    1-من با ختیار خود میان گزینه الف و ب،الف را انتخاب می کنم.
    2-خداوند دانای مطلق است.یک دانای مطلق همه چیز را می داند.و دانش او کاملا صحیح است.
    3-خدا می داند من الف را انتخاب می کنم و نمی توانم ب را انتخاب کنم.
    درنتیجه میان اختیار انسان و دانای مطلق بودن خدا تناقض وجود دارد.
    در ضمن هیچ موجودی دارای اختیار تام نیست.چون جبر وجود دارد.مانند جبر تولد،جبر اجتماعی،جبر ژنتیک،جبر والدین،جبر جنسیت،جبر تاریخی،جبر جغرافیایی

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    ولایت، فلسفه،شهدا، طلبگی
    نوشته
    101
    حضور
    1 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    554



    نقل قول نوشته اصلی توسط alcatraz نمایش پست ها
    اینکه خدا می داند انسان با اختیار خود چه کار می کند غیر از جبر چه چیزی را اثبات می کند.در خود قرآن هم آمده که خدا بر همه چیز آگاه است.من برای شما یک برهان می آورم. 1-من با ختیار خود میان گزینه الف و ب،الف را انتخاب می کنم. 2-خداوند دانای مطلق است.یک دانای مطلق همه چیز را می داند.و دانش او کاملا صحیح است. 3-خدا می داند من الف را انتخاب می کنم و نمی توانم ب را انتخاب کنم. درنتیجه میان اختیار انسان و دانای مطلق بودن خدا تناقض وجود دارد. در ضمن هیچ موجودی دارای اختیار تام نیست.چون جبر وجود دارد.مانند جبر تولد،جبر اجتماعی،جبر ژنتیک،جبر والدین،جبر جنسیت،جبر تاریخی،جبر جغرافیایی
    بسم الله

    نتیجه برهان شما غلط است. اینکه خدا میداند شما با اختیار خود الف را انتخاب می کنید و علم او هم صحیح است، دلیل بر این نمی شود که شما نتوانید ب را انتخاب کنید.

    اگر شما با اختیار خود در میانه راه، تغییر مسیر دهید خدا به این تغییر مسیر شما هم آگاه است. اما علم او هیچ جبری برای شما نمی آورد.

    منظور من از اختیار تام، توانایی تصمیم گیری است. البته جبرهایی که شما می فرمایید قبول دارم. اما هیچکدام از آنها قدرت تصمیم گیری را از شما سلب نمی کنند.

    مگر اینکه مثلا شرایط ویژه ای باشد که مثلا اسلحه روی سر فرد گذاشته اند که تو باید فلان کار را انجام دهی. در اینجا هم باز انجام دهنده نهایی، خود فرد است که می تواند نکند.

    به همین دلیل در روایات داریم که: نه جبر کامل و نه اختیار کامل، بلکه امری بین این دو است.

    بسیاری از افراد بودند که بعضی از همین جبرهایی که شما نام بردید داشتند، مثل جبر والدین یا محیط یا ژنتیک، اما با اختیار خود آنها را کنار زده و اثرات بد آن را از بین برده اند. مثل ادواردو آنیلی
    امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف):

    هر یک از شما باید کاری کند که با آن

    به محبت ما نزدیک شود.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    علم،فلسفه،هنر
    نوشته
    23
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46



    این برهان درست است من به این دلیل نمی توانم ب را انتخاب کنم چون خدا می دانسته من الف را انتخاب می کنم.و اگر ب را انتخاب کنم این یعنی خدا اشتباه می کرده

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    250
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    227



    سلام
    من هم دوست داشتم یک نظری داده باشم
    اولا معنی مطلق رو که نوشتید جدا .این نیست
    مطلق یعنی .کل.یعنی شایع در جنس خود
    مثلا علم مطلق .یعنی کل علوم.قدرت مطلق یعنی کل و تمام قدرت ها

    و در مورد سوال تون هم مثالی میزنم
    اولا معنی جبر رو بگم
    جبر یعنی موجود مجبور مورد جیر و قهر موجودی غیر قرار بگیرد
    این موجود غیر .میتواند 2 عامل باشد
    1 عالم بالا 2 محیط

    حالا مثال.فرض کنیم اصلا خدایی نیست
    فرض کنید علی با اسلحه ممد را کشت و شما این صحنه را دیدید
    ایا علی در کشتن ممد مختار بود؟بله.چون میتوانست نکشه
    حالا در زمان سفر کنید و به زمانی برید که علی هنوز ممد را نکشته اما شما از اینده خبر دارید
    ایا علی در کشتن ممد مختار است؟
    اگه بله که همه چیز حله با اینکه شما از اینده خبر دارید اما باز هم قبول دارید که علی مختار است
    اما به نظر بگید نه
    پس چطور است که زمانی که شما از اینده باخبر نبودید.علی در کشتن یا نکشتن ممد مختار بود.اما حالا که با خبر شدید او مجبور شده؟
    و این جبر از طرفه کی به علی وارد میشه؟
    شما جزو کدام دسته جبری هستید ؟عالم بالا؟یا محیط؟هیچکدام
    پس علی مجبور نیست
    انچه روشن است علی ضرورتا باید یک انتخاب بکند .بسته به میل علی انتخابش به یک طرف سوق پیدا میکند .از غذا شما که از اینده امدید میدانید میل علی به کدام طرف سوق دارد .دانستن شما جبری برای علی درست نکرده.زیرا علی ان کار که میل درونیش گفته انجام میدهد
    و اگر علی 100 بار هم در اون موقعیت قرار بگیره همون انتخاب اولی رو میکنه(البته به شرط اینکه از نتیجه کار و انتخابش با خبر نباشه.و پشیمونی یا خوشنودی نسبت به اون انتخاب لمس نکرده باشه)

    شاید بگید اگر اینده ای که من دیدم درست باشه پس علی مجبوره اون انتخاب کشتن رو انجام بده .
    پس مختار نیست چون اگر نسبت به اختیارش نکشتن رو انتخاب کنه اینده ای که من دیدم غلط از اب درمیاد و این متناقض هست.در نتیجه برای اینکه همه چی درست باشه علی باید کشتن رو انتخاب کنه

    تنها جواب این هست که علی کشتن رو انتخاب میکند و اگر 1000 بار دیگر در اون موقعیت قرار بگیرد با اینکه مختار هست باز هم کشتن رو انتخاب میکند زیرا میل علی به اون سمت سوق پیدا کرده .و چون میل علی به کشتن هست این محال است که نکشتن را انتخاب کند با اینکه توانایی انتخاب نکشتن را دارد
    و دانستن شما از انتخابش هیچ تاثیری روی ان ندارد
    همین مثال مصداق خداوند است


    در هر صورت ما همه از روی میل درونی بر سر 2 راهی انتخاب میکنیم .و حتی بعضی از موارد هم از قبل میدونیم مثلا میدونیم اگر سر 2 راهی برسیم که یک طرف اتش و یک طرف اب باشد مسلما اب را انتخاب میکنیم.اما با این حال اگر ان زمان بیاید ما مختاریم و میتوانیم حتی اتش را انتخاب کنید
    چون میل بدن ما نسبت به اب طبعی خوش دارد از قبل میدانیم انتخاب چیست اما باز هم مختاریم.پس دونستن نقشی در انتخاب ندارد

    در بعضی موارد هم ما از انتخاب اینده خبر نداریم مثلا نمیدانیم در ان زمانی که سر 2 راهی قرار بگیریم چه شرایطی داریم ایا سرد موم هست؟ایا گرم مون هست؟
    اما خدا از شرایط ما در اینده خبر داردو میدانید مثلا مادر ان زمان سردمان میشود پس میدانید که ما اتش را انتخاب میکنید زیرا برای گرما به اتش نیاز داریم
    (البته روش خدا این نیست که فکر کنه و نسبت به معلومات تصمیم بگیره.بلکه اینده برای خدا معلوم هست)
    در نتیجه دانستن اینده و انتخاب شما .از سوی خدا هیچ تاثیری در اختیار یا انتخاب شما ندارد
    شما ضرورتا میلتان به یک طرف سوق پیدا میکند و خدا از ان با خبر است
    ویرایش توسط gsaeed : ۱۳۹۱/۰۱/۲۱ در ساعت ۰۲:۲۶

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    علم،فلسفه،هنر
    نوشته
    23
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46



    کاربر gsaeedاینکه شما بدانید علی ممد را می کشد و دانش شما صحیح و غیرابطال پذیر باشد.این یعنی علی محکوم به کشتن ممد است و اختیاری ندارد.ولی خدا که دانای مطلق است از تمامی شرایط و اتفاقات با خبر است مثلا از واکنش های شیمیایی مغز که منجر به چه رفتارهایی می شود و اینکه چند گلوله شلیک خواهد کرد و به کجا خواهد زد.
    اینکه خدا از اتفاقات آینده با خبر است یعنی همه ی اتفاقات از پیش تعیین شده است.برای فهمیدن این جمله شما را با جبرگرایی و سرنوشت گرایی آشنا می کنم.جبرگرایی یک موضوع فلسفی ست که بر طبق آن هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنش‌های آدمی به صورت علی توسط یک زنجیرهٔ پیوسته‌ای از رخدادهای پیشین تعیین شده‌است. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز می‌توان تعریف نمود: فرضیه‌ای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکی ممکن و شدنی وجود دارد.این یعنی خدا که زنجیره ی علت و معلول را آغاز کرده از سرانجام آن اطلاع داشته است.تصور غلط بسیار رایجی که در مورد جبرگرایی وجود دارد اینست که بسیاری گمان می‌کنند جبرگرایی لزوماً گویای اینست که بشر یا افراد هیچ تأثیری بر آینده و رویدادهای آینده ندارند. به این دیدگاه سرنوشت گرایی یا تقدیر گرایی (fatalism) گفته می‌شود. در حالی که جبر گرایان عقیده دارند که آدمی بر آینده و رویدادهای آینده تأثیر دارد اما میزان ِ تأثیر فرد، خود به رویدادهای گذشته و آینده بستگی دارد.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    250
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    227



    من وارد بحث نمیشم مسلما من هم برای خودم دلایلی دارم که نقد شما به وجود خدا رو وارد نمیدونم اما از بیان فصیر ان برخودار نیستم بهتر هست کسانی که درس این کار را خواند توضیح بدن.چون با بیان بهتر توضیح میدن.من به خودم اجازه نمیدم درصدد جواب دادن به فردی که سوال یا برهان اورده بر ایم و ان کار را از پاسخ گویان سایت انتظار دارم
    در مورد جبر گرایی هم نظری بدم
    به نظر من کوچکترین رخداد هایی که اتفاق می افتد .عامل ان تمام جنبندات تاریخ زمین و عواملی محیطی در تمام زمانی که زمین شروع به کار کرد هستند
    مثلا اینکه شما الان دارید با من بحث میکنید باعث این کار.تمام جنبندات تاریخ زندگی کره زمین هستن.به نوعی همه چیز در این امر که امروز من این بحث رو ادامه میدم نقش دارد
    به گفته دانشمندی دلیل طوفان در سواحل ژاپن میتواند بال زدن پروانه ای در جنگل های امازون باشد
    که اشاره به ربط وقایع به هم هست.از این نظر به خصوص در جامعه شناسی و روانشناسی استفاده شده
    الا ایهال.من نظرم رو دادم
    البته با موضوع تاپیک موافق هستم.و دلایلی جدا دارم برای اثبات موضوع تاپیک.که البته جدا جدا درباره عناوین بحث از پاسخگو ها مطلب جمع میکنم تا بعدا در تاپیکی همه را یک جا نمایش بدم.


    قبلا هم گفتم دلیل اینکه خدا علیم مطلق نیست این هست که اصلا عالم مطلق محال عقلیست
    با این حال که با موضوع موافق هستم اما اشکال وارده از نظر من منتفی هست که اینرو پاسخگو بهتر میتونه توضیح بده

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود