صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تناقض های برهان های نظم،علت و حرکت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    علم،فلسفه،هنر
    نوشته
    23
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46

    تناقض های برهان های نظم،علت و حرکت




    هر نظمی ناظمی دارد
    خداوند که نظم دارد ناظم ندارد
    هرچیزی علتی دارد
    خداوند علتی ندارد
    هر حرکتی محرکی دارد
    خداوند محرکی ندارد

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خودشناسی
    نوشته
    71
    حضور
    5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    ما امروز میدونیم در ریاضیات و جهان هستی با یک مجموعه بینهایت سر و کار داریم و تو ریاضی هر چیز باید در واقعیت نمودی داشته باشه مثلا وقتی میگیم عدد 1000 در طبیعت هم همچین چیزی رو میبینیم حالا وقتی میدونیم بینهایت وجود داره پس بینهایت چه کسیه و کی اونو بوجود آورده جواب صد در صد خدا هست و میدونیم که بینهایت یه عدد مطلقه و بوجود آورنده ای نداره
    ویرایش توسط habibonline : ۱۳۹۱/۰۱/۲۱ در ساعت ۰۱:۴۸
    شک پایه رسیدن به حقیقت است

  5. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خداشناسی ، موسیقی راک - کلاسیک ،درام،فیزیک
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    216



    نقل قول نوشته اصلی توسط alcatraz نمایش پست ها
    هر نظمی ناظمی دارد
    خداوند که نظم دارد ناظم ندارد
    هرچیزی علتی دارد
    خداوند علتی ندارد
    هر حرکتی محرکی دارد
    خداوند محرکی ندارد
    سلام
    اینا که نوشتی زیادین
    نقض علیت کافیه چون خود جملات هر نظم ،ناظم و هر متحرک،محرکی داره از علیت استفاده میکنن
    به دنبال کشف حقیقت از 0 بودم
    امروز (31/6/1391)به حقیقت رسیدم




  6. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خداشناسی ، موسیقی راک - کلاسیک ،درام،فیزیک
    نوشته
    128
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    216



    نقل قول نوشته اصلی توسط alcatraz نمایش پست ها
    هر نظمی ناظمی دارد
    خداوند که نظم دارد ناظم ندارد
    هرچیزی علتی دارد
    خداوند علتی ندارد
    هر حرکتی محرکی دارد
    خداوند محرکی ندارد
    سلام
    اینا که نوشتی زیادین
    نقض علیت کافیه چون خود جملات هر نظم ،ناظم و هر متحرک،محرکی داره از علیت استفاده میکنن
    به دنبال کشف حقیقت از 0 بودم
    امروز (31/6/1391)به حقیقت رسیدم




  7. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    130
    حضور
    5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    490



    نقل قول نوشته اصلی توسط alcatraz نمایش پست ها
    هر نظمی ناظمی دارد
    خداوند که نظم دارد ناظم ندارد
    هرچیزی علتی دارد
    خداوند علتی ندارد
    هر حرکتی محرکی دارد
    خداوند محرکی ندارد
    سلام دوست گرامی


    1- هر نظمی ناظمی دارد ...عالم صاحب نظم است....عالم ناظم دارد.
    اما آیا این بدان معناست که هر ناظمی خود ناظم داشته باشد؟جواب منفی است چون این قانون در موجودات امکانی مطرح است نه در وجود واجب، علاوه بر اینکه موجب تسلسل است.البته باید به این نکته هم توجه نمود که وجود نظم در ذات خدا بی معنا است بلکه پدیده های عالم هستی که فعل اویند دارای نظم هستند.او نظم آفرین است نه اینکه خود محتاج نظم باشد.
    مثال دنیایی: هر غذای شوری خود را به واسطه نمک بدست آورده. اما آیا این بدان معناست که شوری نمک نیز از امر دیگری باشد؟ خیر شوری نمک ذاتی نمک است.
    همچنین ممکن الوجود احتیاج به علت دارد نه واجب الوجود که وجود برایش ضرورت دارد.

    http://www.hawzah.net/FA/questionvie...estionID=11265
    http://www.maarefmags.net/node/1931
    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=142455

    2- خداوند منزه از حرکت است و موجود ممکن است است که محرک است نه واجب.




    ویرایش توسط گلشن : ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ در ساعت ۰۰:۰۷

  8. صلوات ها 4


  9. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات:
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط habibonline نمایش پست ها
    ما امروز میدونیم در ریاضیات و جهان هستی با یک مجموعه بینهایت سر و کار داریم و تو ریاضی هر چیز باید در واقعیت نمودی داشته باشه مثلا وقتی میگیم عدد 1000 در طبیعت هم همچین چیزی رو میبینیم حالا وقتی میدونیم بینهایت وجود داره پس بینهایت چه کسیه و کی اونو بوجود آورده جواب صد در صد خدا هست و میدونیم که بینهایت یه عدد مطلقه و بوجود آورنده ای نداره
    انیشتین میگه در جهان هیچ خطی راست نیست و هر خطی را بدقت نگاه کنی می فهمی منحنی داره

  10. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    250
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    227



    سلام

    اول نظرم رو میدم و اشکالت تون رو به سهم خودم رد میکنم و بعد از موضوع ایجاد شده دفاع میکنم به روش خودم
    ببینید هر نظم ناظم دارد
    اول ببینید نظم یعنی چه؟
    نظم در برابر آشفتگی و هرج‌ومرج به کار می‌رود، و به باور جعفر سبحانی مقصود از آن گردآمدن اجزای متفاوت با کیفیت و کمیت ویژه‌ای در یک مجموعه‌است به گونه‌ای که همکاری و هماهنگی آن‌ها وصول به هدفی معین را در پی داشته باشد
    به تعبیری دیگر نظم یعنی هماهنگی بین اجزای تشکیل دهنده یک گروه دسته مجموعه یا موجود که به طور دقیق برای رسیدن به هدفی حرکتی را انجام دهند
    از انجا که ذات قدیس مرکب نیست و مجزا از هم نیست و یک پارچه و مطلق است
    در نتیجه نظم در ارتباط با خدا معنی ندارد.یعنی نمیتوان ان را منظم خواند در مقام ذات.نه فعل
    در نتیجه نمیشود لفظ نظم را در رابطه با ذات خدا به کار برد
    شاید بگید که منظم یک صفت کمالی هست و خدا جمیع الکمالات.پس خدا منظم هست
    در نظر داشته باشد که نمیشود به یک حقیقت نگاه صفر تا 100 داشت .به نوعی هر حقیقت از هر نگاه متفاوت است.
    مثلا مثال دنیوی:ماده و تبصره یک امر خوب است که باعث قبولی درس های رد شده میشود.یعنی باعث افزایش نمره امتحان شده و موجب قبولی میشود که این امر کمالی هست و مفید.
    اما فقط از نظر دانش اموز کم سواد .یعنی دانش اموز ناقص
    اما از نظر دانش اموز زرنگ و کامل امری مثل تبصره و ماده امری نا مطلوب و حتی نقصی هست
    یعنی دانش اموز زرگ نیازی به ماده و تبصره ندارد .و برای اینکه ماده و تبصره شامل حال او شود باید در درسی نمره زیر 10 بگیرد و به نوعی در ان درس رد شود که این از نظر دانش اموز زرنگ نامطلوب است
    پس ماده و تبصره برای دانش اموزان ناقص امری مفید
    اما برای دانش اموزان کامل امری نامطلوب و غیر مقید است
    همین مثال مصداق خداوند است
    جز جز بودن مرکب بودن نشان نقص و مطلق و یک پارچه بودن نشان کمال است
    برای موجود ناقص و مرکب مثل مواد. نظم امری مطلوب و یک کمال به شمار میرود
    اما برای خدای مطلق و یک پارچه که نیازی به نظم ندارد .نظم امری نقصی است
    چرا که اگر بخواهد شامل حال نظم شود و یک منظم باشد باید اجزا داشته باشد که این خود نقص است
    پس نظم و صفت منظم در برابر خدا صفتی نقصی است و خدا فقط صفات کمالی دارد
    پس اشکال اول مبنی بر اینکه هر نظم ناظمی دارد در برابر خدا مصداق ندارد

    اشکال 2
    هر چیز علتی دارد.این کلام اشتباه است.زیرا هر معلولی علتی دارد
    مثل این.هر ظلمی .ظالمی دارد.نه اینکه هر فعلی ظالمی دارد
    در برهان علیت ما به این نتیجه میرسیم که مجبوریم موجودی را فرض کنیم که علت باشد و خود معلول نباشد.زیرا در غیر این صورت دچار دور تسلسل میشویم
    پس خدا معلول نیست که علتی داشته باشد

    هر متحرکی .محرکی میخواهد
    این حرف هم درست است اما نه در برابر خدا
    زیرا خدا نه حرکت میکند که محرکت بخواهد نه سکون دارد.به عبارتی دیگر تحرک در عالم ماده ماده مطرح میشود.و و زمان معلول حرکت است.یعنی اگر چیزی حرکت داشته باشد در حیطه زمان و مکان جای دارد
    از سویی تحرکت یعنی تغیر .ماده بر اثر حرکت تغیر میکند .و این تغیر و تحولات سیر زمان نام دارد
    پس خدا که مسلما تغیر نمیکند .و حرکتی هم ندارد زیرا فرای مکان و زمان وجود دارد
    در نتیجه اشکال سوم هم وارد نیست


    ویرایش توسط gsaeed : ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ در ساعت ۰۲:۵۹

  11. صلوات ها 2


  12. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    250
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    227



    به نظر من باید کمی دقیق تر نگاه کرد تا اشکال برهان رو کشید بیرون
    اشکال برهان نظم.علیت .و....
    همه در این است که ثابت میکند باید واجب الوجودی باشد.اما نمیتواند یا نمی اید ان موجود واجب را تعریف کند
    مثلا در برهان علیت نتیجه میگیریم که باید در این دور علت و معلول به یک موجودی برسیم که علت هست اما معلول نیست
    اما دیگر ان موجود رو توصیف نمیکند
    با چه دلیلی معلوم شد که اون موجود باید دانا باشد؟باید بینا باشد؟قدیر باشد.علیم باشد.با چه دلیلی؟
    چرا نشود ان موجود را .موجودی ساده به طور مثال یک نیرو مثل جاذبه فرض کرد؟
    تنها صفت متصوره برای این موجود بی نیازی هست که ان هم صرف ساده بودن دارد
    چرا باید موجودی مثل خدا جمیع الکمالات فرض کرد؟من جواب براش ندارم
    برخی خداشناسان میگن اگر خدا موجودی با شعور خلق کرده چطور میشود که خود باشعور نباشد
    در نتیجه نمیتوان فرض کرد که علت اولیه موجودی ساده مثل نیرو باشد.زیرا خود بی شعور است
    اما جواب حلی اینه که سنخ ماهیت موجودات معلول کاملا با علت العلل متفاوت است
    در کافی صفحهء ۱۰۹ نقل شده از امام باقر علیه السلام که فرمودند:ذات خدا از مخلوقش جدا و مخلوق از ذات جداست(حتی هیچ شبا هتی هم با هم ندارند
    قاعده‌ي«فاقد شيء معطي شيء نمي شود»،‌ قاعده اي است فلسفي و استثنا ناپذير و طبق اين قاعده، هر علتي بايد واجد همان معلول باشد كه ايجادش نموده است و چنان كه در مبحث جعل، مقرّر شده، اثري كه علّت در معلول مي گذارد، در وجود است فقط، ماهيّت معلول، ارتباطي با علّت ندارد، بنابراين، علّت، كمالي را كه به معلول مي دهد، كمال وجودي است. و امّا ماهيّت، نه علّت، واجد آن است و نه اثر علّت، مرتبط به آن است.
    خداوند (عَزَ اسمُهُ) آنچه به جسم مي دهد، وجود و كمالات وجودي آن است و امّا مفهوم جسم، ماهيّت است و خداوند نه ماهيّت دارد و نه ماهيّت ساز است.
    پس دیدیم که خالق نباید لزوما خلقی بکند که خود از ان سنخ است
    پس موجود بی شعوری مثل نیرو میتواند موجود باشعوری را بوجود اورد

    تمام حرف در این است که کدام برهان با چه دلیلی ثابت میکند خدا با این صفات باید وجود داشته باشد
    بله برهانی مثل علیت ثابت میکند موجودی اولیه .علت بدون معلول ماورای زمان و مکان باید باشد اما ثابت نمیکند ان موجود لایق پرستش است .و به تعبیری ان موجود همین خداییست که در عرفان امده

    ویرایش توسط gsaeed : ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ در ساعت ۰۲:۳۹

  13. صلوات


  14. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    خودشناسی
    نوشته
    71
    حضور
    5 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    انیشتین میگه در جهان هیچ خطی راست نیست و هر خطی را بدقت نگاه کنی می فهمی منحنی داره
    اینو که میگی در مورد بعد سوم هست و ما بینهایت بعد داریم در کل ماهیت جهان بینهایته و بینهایت همون خداست که بدون هیچ علتی وجود داره
    شک پایه رسیدن به حقیقت است

  15. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    163
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    192



    نقل قول نوشته اصلی توسط habibonline نمایش پست ها
    اینو که میگی در مورد بعد سوم هست و ما بینهایت بعد داریم در کل ماهیت جهان بینهایته و بینهایت همون خداست که بدون هیچ علتی وجود داره
    آقا ما چهار بعد بیشتر نداریم.طول،عرض،ارتفاع،زما

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود