صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سهوالنبی اری یا نه!!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    جان فدا کردن برای خاک پای مولایم امام زمان ، احادیث اهل بیت ،
    نوشته
    262
    حضور
    6 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    694

    پرسش سهوالنبی اری یا نه!!!!




    سهو النبی قضیه ای مورد اختلاف است. طبق تحقیقات بنده ی حقیر تعدادی از علمای

    بزرگ مانند : شیخ صدوق قائل به سهوالنبی بودندو عده ای دیگر من جمله ی عده از علمای

    این عصر قائل به این قضیه نیستند.

    حال با نگاه کردن به تاریخ انبیا می بینیم که : حضرت ادم مرتکب گناه شد و حضرت یوسف هم

    طبق این ایه:وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِه به طرف زلیخا تمایل پیدا کرد که امام صادق فرمودند:

    جبرئیل او را از این کار باز داشت .

    بنده چند وقت پیش همین سوال را از یک از علمای قم پرسیدم و ایشان فرمودند: گناهانی

    وجود دارد که مخصوص انبیاست.

    ولی من نفهمیدم سهوالنبی وجود دارد یا نه

    وبلاگی مخصوص مناقب امیرالمومنین

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    با سلام

    اماميّه، پيامبران و پيشوايان دين (عليهم‌السلام) را معصوم مي‌شمرند و معتقدند كه پيامبران در اخذ وحي و حفظ و نگهداري و تبليغ و اجرا و نيز در كردارشان هيچ‌گونه سهو و اشتباهي رخ نمي‌دهد؛ وگرنه اطمينان و وثوق مردم از آنان سلب مي‌شود؛ زيرا با امكان لغزش آنان طمأنينه و آرامش به كلي رخت برمي‌بندد. با اين حال، رواياتي درباره كيفيّت نماز رسول‌خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است كه ايشان (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز چهار ركعتي را دو ركعت گذارد و سلام داد، يا اين كه نماز چهار ركعتي را پنج ركعت خواند: "إنّ رسول اللّه (صلي الله عليه و آله و سلم) سها فسلّم فى ركعتين ثمّ ذكر حديث ذى الشمالين (ذى اليدين) فقال ثم قام فأضاف ركعتين"[1] "زيد شحّام" گويد: "إنّ نبىّ اللّه صلّي بالنّاس ركعتين ثمّ نسى حتّي انصرف، فقال له ذو الشمالين يا رسول اللّه! أُحدث فى الصلاة شىء؟ فقال: أيّها النّاس أصدق ذوالشمالين فقالوا: نعم لم تصلّ إلاّ ركعتين فقام فأتمّ ما بقى من صلاته"[2] اين حديث از ابو هريره نيز نقل شده است.


    اكنون به بيان آراي علما درباره‌ ‌ "سهو النبي" مي‌پردازيم:

    "شيخ طوسي" (رحمه‌الله) در تهذيب گفته است: "روايات سهو النبي، مطابق مذهب ما نيست و عقول از پذيرش آنها سرباز مي‌زند"[3] وي در كتاب استبصار نيز درباره‌ ‌ حديث "ذي‌الشمالين" درباره‌ ‌ سهو النبي گفته است: "ممّا تمنع منه الأدلّة القاطعة فى أنّه لايجوز عليه السهو والغلط"[4]


    "شيخ صدوق" = كه به قبول "سهو النبيّ" شهرت يافته است، مي‌گويد:

    "سهو نبي، مانند سهو ديگر مردمان نيست؛ زيرا سهو او از ناحيه‌ ‌ خدا ـ عزّ و جلّ ـ است و در حقيقت "اسها" و به سهو افكندن است؛ تا معلوم شود پيامبر نيز بشري مخلوق است و مبادا كه مردم او را به معبوديت فرا خوانند و از خداوند روي برتابند و اين، بر خلاف سهو ساير مردم است كه از ناحيه‌ ‌ شيطان ونفوذ اوست و حال آن كه شيطان بر پيامبر و پيشوايان دين، سلطه و چيرگي ندارد: "و ليس للشيطان علي النّبى (صلي الله عليه و آله و سلم) و الائمّة سلطانٌ "إنّما سلطانه علي الذين يتولونه و الذين هم به مشركون" و علي من اتبعه من الغاوين". بنابراين، سهو النبي غير از "اسهاءُ النبى" است و اِسهاي پيامبر، برگشت به قدرت مطلق خداوند دارد كه هيچ كس منكر او نيست؛ يعني سهو النبي مثل موت النبي و... است"[5].

    البته سخن در سهو و نسيان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) است كه بسياري از دانشمندان اهل سنّت و قاطبه‌ ‌ شيعه آن را نمي‌پذيرند.
    از اين‌رو، "محقّق طوسي" در تجريد الإعتقاد فرمود: "و يجب فى النبى العصمة ليحصل الوثوق... و عدم السهو". "علاّمه حلّي" در شرح تجريد نوشت: "ويجب فى النبى...أن لا يَصحَ عليه السهو لئلا يسهو ما أمر بتبليغه"؛ سهو بر او روا نيست تا برخي از آنچه مأمور به تبليغ آن است، فراموشش نشود.[6]

    "محقّق اوّل" در كتاب نافع مي‌نگارد: "و الحقّ رفع منصب الإمامة عن السّهو فى العبادة"؛ حق، آن است كه منصب امامت (اعمّ از نبوّت و امامت) بالاتر از آن است كه در عبادت‌ها سهو داشته باشد.[7] علامه حلي نيز در كتاب منتهي فرمود: حديث "ابو هريره" (درباره سهو النبي) نزد ما باطل است؛ چون محال است كه سهو عارض پيامبران شود.[8] همچنين در كتاب مزبور و در كتاب تذكره، پس از ذكر خبر ابو‌هريره از "ذي اليدين"، اين حديث را از جهاتي مردود دانسته است: 1. متضمّن سهو در حقّ پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) است كه عقلا ً محال است. 2. اسلام ابوهريره، دو سال پس از مرگ ذو اليدين است[9]

    "شهيد اول" (م 786 هـ.ق) در ذكري بعد از ذكر خبر ذي اليدين گفته است: "و هو متروك بين الإماميّة لقيام الدليل العقلى علي عصمة النبى عن السهو"[10]

    "فاضل مقداد" (م 826 هـ.ق) مي‌نويسد: "لايجوز علي النّبى (صلي الله عليه و آله و سلم) السّهو مطلقاً، أى فى الشرع و غيره"[11]

    "علامه مجلسي" نيز پس از ذكر سخنان سودمند گذشته، مي‌نويسد:

    "اماميّه بر عصمت پيامبران و ائمّه (عليهم‌السلام) از گناهان صغيره و كبيره، عمدي و اشتباهي و از روي فراموشي، قبل از نبوّت و امامت و بعد از آن، بلكه از زمان ولادت تا زمان ملاقات خداي سبحان، اِجماع دارند و كسي با آن مخالفت نورزيده است؛ جز شيخ صدوق، محمد بن بابويه و استادش "ابن وليد"(قدّس‌سرّهما). اين دو بزرگوار، "اِسها" از جانب خداوند را ممكن دانسته‌اند، نه سهوي كه از ناحيه‌ ‌ شيطان است؛ ليكن مخالفت اين دو نفر، زياني به اِجماع نمي‌رساند (و باطل بودن سهو النبي به حال خويش باقي است). امّا سهو در غير واجبات و محرمات ـ مانند مباحات و مكروهات ـ ظاهراً بيشتر اصحاب ما اماميّه، نيز اِجماع بر عدم صدور آن‌ها دارند؛ چنان كه آيات و رواياتي چند نيز بر آن‌ها دلالت دارند؛ مانند: (و ما ينطق عن الهوي * إن هو إلاّ وحي يوحي)[12]. و (إن أتّبع إلاّ ما يوحي إليّ...)[13] ؛ من جز آنچه به من وحي شده است را پيروي نمي‌كنم.

    همچنين حضرت رضا (عليه‌السلام) در وصف امام مي‌فرمايد: "فهو معصومٌ مؤيّدٌ موفّقٌ مسدّدٌ، قد أمِنَ من الخطاءو الزَّلَل" ،و امام اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: "فمنها أن يعلم الإمام المتولّى عليه أنّه معصومٌ من الذنوب كلّها، صغيرها وكبيرها، لايزل فى الفتيا، و لا يخطي‌ي‌ فى الجواب و لا يسهو و لا ينسي و لا يلهو بشىء من أمر الدنيا". چگونه سهو مي‌كند كسي كه در نمازش، آنان كه پشت سر او ايستاده‌اند را مي‌بيند؛ آن‌سان كه از جلو مي‌بيند، و خواب در او اثر ندارد و تغيير ايجاد نمي‌كند و آنچه ميان مشرق و مغرب است مي‌داند؟!"[14]
    وي سپس با اشاره به رساله‌هاي جداگانه در باب ردّ سهو النبي، رساله‌ ‌ زيباي... "شيخ مفيد" را در اين زمينه به نگارش آورده است.

    شيخ مفيد (رحمه‌الله) حديث‌هاي "سهو‌النبي" را از نواصب (دشمنان اهل‌بيت) و مقلّدان شيعي آنان دانسته است؛ به ويژه اختلاف آن‌ها را در اين كه نماز ظهر يا عصر يا عشا بوده است، دليل بر سستي اين حديث و سقوط آن از حجيّت و مايه‌ ‌ حكم به وجوب ترك عمل به آن دانسته است. ايشان در رساله‌ ‌ خود مي‌نويسد:
    "سُستي اين روايت (روايت ذواليدين)، مانند سُستي همان خبري است كه در آن آمده است كه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در نماز صبح سهو كرد و در ركعت اوّل، سوره "النّجم" را تا آيات (أفرأيتم اللاّت و العزّي * و مناة الثالثة الأُخري)[15] تلاوت فرمود؛ آن‌گاه شيطان جمله‌ ‌ "تلك الغرانيق العلي * وإن شفاعتهنّ لترتجي" را بر زبانش جاري كرد، سپس پيامبر متوجه شد. از اين‌رو، به سجده افتاد و مسلمانان نيز به پيروي او سجده كردند. مشركان نيز از روي خوش‌حالي و شادماني سجده كردند و پنداشتند پيامبر به دين آنان داخل شده است....

    اگر ممكن باشد كه پيامبر در نمازش سهو كند (در حالي كه امام جماعت است) و پيش از اتمام نماز روي برگرداند و مردم ببينند و به او گوشزد كنند، بايد ممكن باشد در روزه نيز سهو كند و در روز ماه مبارك رمضان، در ميان مردم به خوردن و آشاميدن بپردازد و مردم نيز به او خيره شوند و به او بگويند: ماه رمضان است، اين چه خلافي است كه انجام مي‌دهي؟ دست از اين خلاف بردار... و در هنگام مناسك حج و در احرام، مجامعت كند و "سعي" را قبل از "طواف" انجام دهد و نداند چگونه "رمي جمرات" كند؛ بلكه بايد ممكن باشد در همه‌ ‌ اعمال شريعت، سهو كند و آن‌ها را از حدّ خود به جاي ديگر ببرد و در غير اوقاتشان قرار دهد، و عيب نباشد اگر ناسياً شرب خمر كرد يا به نظرش آمد كه شرابي حلال است و سپس امر بر او روشن شود، و عيبي نداشته باشد كه او از خود خبر مي‌دهد يا از كس ديگر كه پروردگارش نيست و....

    اين‌ها، همه چيزهايي است كه هيچ مسلماني و نه هيچ غالي و نه هيچ موحّدي، آن را اجازه نمي‌دهد. بنابراين، كسي كه سهو النبي را تجويز مي‌كند، از حدّ اعتدال خارج شده، رسوايي به بار آورده است... . (افزون بر همه‌ ‌ اين‌ها) شخصي به نام "ذو اليدين" شناخته شده نيست و ما، نه در اصول و نه در راويان، نه حديثي از اين مرد پيدا كرده‌ايم و نه ذكري از او به ميان آمده است".[16]

    حاصل آن كه "سهو النبي" (صلي الله عليه و آله و سلم) از همه‌ ‌ جوانب مردود است. معرفت سره از نبوت و شناخت ناب نسبت به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شايبه هرگونه نقص و عيب علمي يا عملي را از فاهمه‌ ‌ محقّق ژرف‌انديش مي‌زدايد.[17]

    [1] . بحارالأنوار، ج 17، ص 101..
    [2] . بحارالأنوار، ج 17، ص 101
    [3] . تهذيب، ج 2، ص 181
    [4] . استبصار، ج 1، ص 371
    [5] . من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 360.
    [6] . كشف المراد، ص 349 ـ 350
    [7] . النافع، ص 45
    [8] . منتهي المطلب، ج 1، ص 419
    [9] . منتهي المطلب، ج 1، ص 308؛ التذكرة، ج 1، فصل الثالث في التروك
    [10] . الذكري، ص 215
    [11] . ضد القواعد الفقهية، ص 68 ـ 69
    [12] . سوره‌ ‌ نجم، آيات 3 ـ 4
    [13] . سوره‌ ‌ انعام، آيه‌ ‌ 50
    [14] . بحارالأنوار، ج 17، ص 108 ـ 112
    [15] . سوره‌ ‌ نجم، آيات 19 ـ 20.)
    [16] . بحارالأنوار، ج 17، ص 124 ـ 129. [17] . وحي و نبوت در قرآن/287؛ سيره رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) در قرآن/47.

    رجوع کنید به:

    http://www.hawzah.net/fa/QuestionView.html?QuestionID=9800

    http://mortezamotahari.com/Forum/default.aspx?g=posts&t=1111

    http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/14096

    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=102834&ParentID=0&BookID=102667&Met aDataID=28894&Volume=1&PageIndex=67&PersonalID=0&N avigateMode=CommonLibrary&Content=
    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۱/۰۱/۱۰ در ساعت ۰۰:۴۸

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    با سلام و تشكر از كارشناس محترم جناب رسا

    در دهه سوم قرن چهارم، محمد بن یعقوب کلینی (متوفای 328ه) اخبار سهو نبی صلی الله علیه و آله و سلم را در فروع کافی جمع آوری نموده است و در دهه پنجم همان قرن محمد بن حسن بن احمد بن ولید (متوفای 343ه) طبق این اخبار رأی به جواز سهو نبی صلی الله علیه و آله و سلم داده است و در دهه هشتم همان قرن، شیخ صدوق (متوفای 381ه) برنظریه استادش (ابن ولید) تأکیدنموده است.

    در دهه اول قرن پنجم، شیخ مفید (متوفای 413ه) رساله‏ ای در ردّ نظریه شیخ صدوق نوشته است و در دهه ششم همان قرن، شیخ طوسی (متوفای 460ه) از مفید پیروی نموده است و کثیری از متأخران نیز از شیخ طوسی متابعت کرده‏ اند و در آخر قرن چهاردهم، علاّمه محمد تقی تستری با نوشتن رساله‏ ای در تأیید شیخ صدوق، مسئله «سهو نبی‏ صلی الله علیه و آله و سلم» را از نو به صحنه درآورد.

    مرحوم صدوق(ره) به خاطر بعضی از روایاتی که نزدشان معتبر بوده، به این مطلب اعتقاد پیدا کرده است که خداوند، پیامبر را در امر غیر نبوت و تبلیغ؛ به سهو انداخت تا آنکه به مردم اعلام بدارد که پیامبر مثل آنها بشر است و او را به عنوان معبود در کنار خداوند قرار ندهند. چنانکه مرحوم صدوق می فرماید:
    “و لیس سهو النبی کسهونا لأن سهوه من الله عزوجل و انما اسهاه لیعلم انه بشر مخلوق فلا یتخذ رباً معبوداً دونه و لیعلم الناس بسهوه حکم السهو متی سهوا و سهونا من الشیطان و لیس للشیطان علی النبی و الأئمه صلوات الله علهیم، سلطان“ [من لا یحضر الفقیه“، ج 1، ص 358-359-360، ذیل روایت شماره 1031]



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    بنابراین مرحوم صدوق (ره) سهو پیامبر(ص) را از جانب خداوند متعال می داند نه به عنوان قصور نفسانی که از ناحیه شیطان است.

    تعبیر به «سهو النبی» تسامحی است و تعبیر درست و مورد نظر صدوق‏ رحمه الله «اسهاء النبی» است و نسبت دادن «جواز سهو نبی صلی الله علیه و آله و سلم» بدون قید و شرط، به شیخ صدوق‏ رحمه الله نارواست.

    مرحوم صدوق قائل به سهو النبی (البته با معنایی که گذشت) بودند و دیگر هیچ گونه ارتکاب معصیت را برای پیامبر(ص) تجویز نکرده است اما اهل سنت تجویز معصیت برای پیامبر(ص) کردند چنانکه معتزله ارتکاب صغیره را برای او جائز می داند و حشویه ارتکاب صغیره و کبیره (به استثنای کفر و دروغ) را برای پیامبر جائز می دانند و مسلماً معصیت یک نقصان نفسی است و شأن پیامبر(ص) از آن مبری است. و شیعیان بیشتر اهل سنت را به خاطر همین نظریه مذمت می کنند.


    قائلان به جواز سهو نبی‏ صلی الله علیه و آله و سلم در امور عادی به تعدادی از آیات قرآن و گروهی از روایات تمسک جسته‏ اند.

    از جمله آیاتی که مورد استدلال واقع شده و بیشتر از آیات دیگر بر مطلوب دلالت می‏کند آیه 69 سوره انعام است:«هر وقت کسانی را که آیات ما را استهزاء می‏کنند مشاهده نمایی از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند و اگر شیطان از یاد تو ببرد، به محض توجه پیدا کردن، با این جمعیت ستمگر منشین».

    ظاهر این آیه علاوه بر امکان سهو و نسیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از امکان تسلط شیطان بر آن حضرت نیز حکایت می‏کند و لکن این مطلبی است که حتی خود شیخ صدوق‏ رحمه الله نیز نمی‏پذیرد و لذا اکثر مفسران در ذیل آیه گفته ‏اند که شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مقصود نیست و این خطاب از قبیل مثل معروف (إیّاک أعنی و اسمعی یا جاره) می‏باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مخاطب قرار داده ولی مسلمانان را اراده کرده است. (المیزان:7/140؛ تفسیرنمونه: 5/289 290؛ تفسیر فخر رازی:13/26.)



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    عمده دلیل جواز سهو نبی صلی الله علیه و آله و سلم روایاتی است که در مورد سهو آن حضرت در نماز وارد شده است، چرا که این رو ایات نه تنها امکان سهو بلکه وقوع سهو را نیز ثابت می‏کند بر خلاف آیه‏ ی مورد استدلال که بر فرض دلالت فقط امکان سهو را ثابت می‏کرد.


    اینها روایات کثیری است که در منابع عامّه و خاصه وارد شده است. دوازده روایت در منابع شیعه و بیش از اینها در منابع عامه (ر.ک صحیح مسلم 2/85...، سنن ابن ماجه:1/383، ط بیروت.) آمده است.

    این دوازده روايت در منابع شيعه عبارتند از:

    1. روایت سماعة بن مهران از امام صادق علیه السلام فروع کافی:3/355، دار الکتب الإسلامیة، طهران.
    2. روایت حسن بن صدقه از ابی حسن اول علیه السلام، فروع کافی:3/356.
    3. روایت سعید اعرج از امام صادق‏ علیه السلام، فروع کافی:3/294.
    4. روایت سعید اعرج از امام صادق علیه السلام، فروع کافی:3/357.
    5. روایت سعید اعرج از امام صادق علیه السلام، من لا یحضره الفقیه:1/233.
    6. روایت أبی بکر حضرمی از امام صادق علیه السلام استبصار:1/370، دار الکتب الإسلامیة، نجف.
    7. روایت جمیل از امام صادق علیه السلام التهذیب: 1/346.
    8. روایت أبو بصیر از امام صادق علیه السلام التهذیب:1/346.
    9. مضمره زید الشحّام از امام صادق علیه السلام التهذیب:1/352.
    10. مضمره أبی سعید القماط از امام صادق علیه السلام التهذیب:1/355.
    11. مضمره حارث بن مغیره از امام صادق علیه السلام الاستبصار:1/370.
    12. مضمرة زید بن علی از علی علیه السلام، الاستبصار:1/377.


    در اینجا یک نمونه از منابع شیعه و نمونه دیگر از منابع عامّه را می‏ آوریم:

    الف. سعید اعرج می‏گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز خواند و در دو رکعتی سلام داد، کسی از پشت سرش پرسید در نماز تغییری رخ داده است؟ فرمود: چطور؟ گفتند: شما دو رکعت خواندید. فرمود: ای ذا الیدین آیا همین‏طور است که می‏گویند؟ عرض کرد بلی، سپس دو رکعت دیگر خواند و نماز را در چهار رکعتی تمام کرد.امام فرمود: خداوند از جهت رحمت به امت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مبتلا به فراموشی کرد...».(فروع الکافی:3/357؛ وسائل لاشیعة:5/311، ط اسلامیة)


    ب. از ابن عمر روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سهو نمود و در دو رکعتی سلام داد و مردی به نام ذو الیدین پرسید که آیا نماز کم شده و یا فراموش کردی؟ پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نه نماز کم شده و نه فراموش کردم. مرد گفت: پس تو دو رکعت خواندی. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مردم پرسید آیا همان‏طور است که ذو الیدین می‏گوید؟ گفتند: بله. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جلو ایستاد و دو رکعت دیگر خواند و سلام داد و سپس دو سجده‏ ی سهو به جا آورد».(سنن ابن ماجه:1/383، دار الفکر بیروت)



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    صدوق‏ رحمه الله در اهمیّت این روایات، از استادش ابن ولید نقل می‏کند: «اگر ترک و ردّ این اخبار جایز باشد لازم می‏ آید که ردّ همه‏ ی اخبار جایز شود و در ردّ اخبار، ابطال دین و شریعت نهفته است».(من لا یحضره الفقیه:1/359)


    و علاّمه‏ ی تُستری (صاحب قاموس الرجال) در تأیید صدوق‏ رحمه الله می‏گوید:«12 روایت از روایات سهو نبی صلی الله علیه و آله و سلم در منابع شیعه است و آنها را افرادی همچون سماعة بن مهران، حسن بن صدقه، سعید الأعرج، جمیل بن دراج، ابو بصیر و زید الشحام نقل کرده ‏اند و حداقل 4 روایت از آنها صحیحه و یکی حسن است و اینها موافق قرآن است(مقصود، آیاتی است که ظهور در سهو و نسیان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارند که نمونه ‏اش قبلاً ذکر شد) که معیار صحّت روایت می‏باشد.


    این اخبار را کلینی با آن دقت و تیز بینی که در نقل احادیث دارد و محدّثان دیگر نقل کرده ‏اند بدون این که شبهه و اشکال بکنند. بنابر این اخبار «سهو نبی» در حدّ توان و یا لاحق به آن است و هیچ شیعه درست وحسابی در آنها شک نکرده است.

    در پایان می‏گوید: سهو نبی در امور عادی از چیزهایی است که دلیل نقلی به آن دلالت می‏کند و دلیل عقلی از آن منع نمی‏کند پس لازم است که بپذیریم و در سهو نبی در نماز، احدی از امامیّه پیش از مفید رحمه الله اختلاف نکرده است، او اوّلین کسی است که به خاطر شبهه ‏ای که به ذهنش رسیده است، سهو نبی را انکار کرده است و شیخ طوسی از او پیروی نموده و دیگران بر حسب روش متأخران در تبعیت از شیخ، به متابعت از او برخاسته‏ اند ولی سید مرتضی با این که شاگرد شیخ مفیدرحمه الله است از او تبعیت ننموده است. سپس می‏گوید: درست است که مقتضای دلیل، جواز سهو است ولی در عصر ما عدم جواز سهو نبی صلی الله علیه و آله و سلم از ضروریات مذهب می‏باشد چنان که جزئیت شهادت به ولایت علی علیه السلام در اذان چنین شده است ولکن سزاوار این است که از حقّ پیروی شود».(رسالة فی سهو النبی. این رساله به صورت خطی در آخر جلد 11 قاموس الرجال، به چاپ رسیده است)



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    البته علمای دیگر شیعه نظر این بزرگوار را قبول ندارند و می فرمایند: دلیل عقلی و عملی هرگونه سهو را از پیامبر(ص) مبرا می دارد. و چون مسأله اعتقادی است نمی توان به اخبار واحد، استناد کرد و در مسائل اعتقاد فقط استدلال علمی معتبر است و تا خبر متواتر علمی نباشد، کارساز نیست.

    شیخ مفیدرحمه الله رساله ‏ای در ردّ نظر شیخ صدوق‏ رحمه الله نوشته و او را با بیان این که در موضوعی وارد شده است که در شأن و فنّ او نبوده و تخصّص و آگاهی لازم در آن مورد نداشته است،(مقصودش این است که این مسئله مربوط به کلام است و صدوق محدث است نه متکلّم) مورد عتاب و انتقاد قرار داده است.

    سپس اخباری را که در سهو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نماز وارد شده است بی‏ ارزش خوانده و چندین اشکال نموده است:

    اوّلاً: اینها اخبار آحادی است که نه ثمره علمی دارد و نه عملی و عمل به اینها عمل به ظنّی است که از نظر قرآن مجید ممنوع می‏باشد «لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْم»(اسراء/26).


    ثانیاً: روایات مذکور در این که سهو در کدام نماز بوده[عصر، ظهر، مغرب و یا عشاء] اختلاف دارند و این، موجب وهن و سقوط از حجّیت است.

    ثالثاً: در یکی از اینها آمده است که راوی ذو الیدین بعد از آن که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در دو رکعتی تمام کرد، گفت: ای رسول خدا آیا نماز کم شده یا فراموش کردی؟ (أقصرت أم نسیت؟) فرمود: هیچکدام«کل ذلک لم یکن»(سنن ابن ماجه:1/383) حالا با توجه به این که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نه عمداً دروغ می‏گوید و نه سهواً، با نفی نسیان از خود، دروغ کسی را که به او نسبت نسیان می‏دهد ثابت می‏کند.

    و رابعاً: مردی که در این رو ایات به نام «ذو الیدین» یا «ذو الشمالین»مطرح است، علی‏ رغم گفتار صدوق‏ رحمه الله شخص مجهولی است که هیچگونه اثری از او در منابع فقهی و حدیثی به چشم نمی‏خورد.


    ر.ج :

    http://www.hawzah.net/fa/QuestionVie...uestionID=9800

    سهو النبی صلی الله علیه و آله ،حميد محمدي راد، مجله كلام اسلامي ، شماره 24

    http://www.noormags.com/view/fa/sear...D=644351&num=4



    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۱/۱۷ در ساعت ۲۱:۲۴
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    16
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    سلام به همگی موقع مطالعه فرمایشات کارشناس محترم نکته ای به ذهنم رسید البته فقط در مورد روایتی که در اینجا نقل کرده اند :
    ایا مفهوم این روایت مطابق احکام دینی است؟

    ایا بعد از سلام و گفتگو با مردم برای چرسیدن از اینکه ایا اشتباهی رخ داده است یا خیر؛ نماز اعاده میشود یا اینکه با دو رکعت تمام میشود؟

    تا جایی که من اطلاع دارم ظاهرا با این شرایطی که در این روایت بیان شده است نماز باید اعاده شود نه اینکه دو رکعت به آن اضافه شود.
    اگر اینطور باشد خود این دلیلی برای رد این روایت خواهد بود.

  17. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432




    با سلام

    البته به نظر من اسهاء النبی امریست موافق قرآن کریم وشیخ صدوق رحمه الله نوع شیطانی آنرا باطل دانسته و نوع ربانی آنرا دال بر بشریت نبی (ص) :

    {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }البقرة106

    ولما طمع الكفار في النسخ وقالوا إن محمدا يأمر أصحابه اليوم بأمر وينهى عنه غدا نزل: (ما) شرطية (نَنَسخ من آية) نزل حكمها: إما مع لفظها أو لا. وفي قراءة بضم النون من أنسخ: أي نأمرك أو جبريل بنسخها (أو نَنْسأها) نؤخرها فلا ننزل حكمها ونرفع تلاوتها أو نؤخرها في اللوح المحفوظ وفي قراءة بلا همز في النسيان {نُنْسِها}: أي ننسكها ، أي نمحها من قلبك وجواب الشرط (نأت بخير منها) أنفع للعباد في السهولة أو كثرة الأجر (أو مثلها) في التكليف والثواب (ألم تعلم أن الله على كل شيء قدير) ومنه النسخ والتبديل ، والاستفهام للتقرير .تفسیر جلالین

    (سنقرئك فلا تنسى ، الا ما شاءاللّه )

    (و اذكر ربك اذا نسيت : بياد آر پروردگارت را هر گاه كه فراموش كردى ).

    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً }طه

    ودليل اسهاء هم لطف خدای متعال بود که درآنجا دلیل بشر بودن باشد ودوری از غلو ودر اینجا هم تخفیف به بندگان و تعلیم قضای نماز :

    مرحوم كليني در كافي در حديثي از اعرج از امام صادق نقل كرده (البته از طریق عامه هم وارد شده) كه مي گويد از امام صادق ـ عليه السّلام ـ شنيدم مي فرمود: رسول خدا نماز صبحش به قضا ماند، خدا او را در خواب داشت تا آفتاب طلوع كرد و اين رحمتي بود براي مردم، چون تا آن وقت اگر از مردم كسي نمازش به قضا مي ماند مردم او را سرزنش كرده و مي گفتند آيا به نمازت اهميت نمي دهي. تا اينكه خواب آن حضرت سنّت و طريقه اي گرديد تا اگر كسي نمازش قضا مي شد در جواب مردم مي گفت: كاري است كه براي رسول خدا نيز پيش آمده است. پس خواب ماندن آن حضرت اسوه و رحمتي براي مردم شد و خداي سبحان بدين صورت به اين امّت رحم كرد
    طبري از علماء اهل سنت و ابن اسحاق اين قضيه را نقل كرده و گفته اند اين قضيه در ماه صفر در فتح خيبر اتفاق افتاد. و بلال خودش براي بيدار ماندن داوطلب شد .
    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۱/۰۲/۱۰ در ساعت ۰۸:۲۷

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    16
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    با سلام

    البته به نظر من اسهاء النبی امریست موافق قرآن کریم وشیخ صدوق رحمه الله نوع شیطانی آنرا باطل دانسته و نوع ربانی آنرا دال بر بشریت نبی (ص) :

    {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }البقرة106

    ولما طمع الكفار في النسخ وقالوا إن محمدا يأمر أصحابه اليوم بأمر وينهى عنه غدا نزل: (ما) شرطية (نَنَسخ من آية) نزل حكمها: إما مع لفظها أو لا. وفي قراءة بضم النون من أنسخ: أي نأمرك أو جبريل بنسخها (أو نَنْسأها) نؤخرها فلا ننزل حكمها ونرفع تلاوتها أو نؤخرها في اللوح المحفوظ وفي قراءة بلا همز في النسيان {نُنْسِها}: أي ننسكها ، أي نمحها من قلبك وجواب الشرط (نأت بخير منها) أنفع للعباد في السهولة أو كثرة الأجر (أو مثلها) في التكليف والثواب (ألم تعلم أن الله على كل شيء قدير) ومنه النسخ والتبديل ، والاستفهام للتقرير .تفسیر جلالین

    (سنقرئك فلا تنسى ، الا ما شاءاللّه )

    (و اذكر ربك اذا نسيت : بياد آر پروردگارت را هر گاه كه فراموش كردى ).

    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً }طه

    ودليل اسهاء هم لطف خدای متعال بود که درآنجا دلیل بشر بودن باشد ودوری از غلو ودر اینجا هم تخفیف به بندگان و تعلیم قضای نماز :

    مرحوم كليني در كافي در حديثي از اعرج از امام صادق نقل كرده (البته از طریق عامه هم وارد شده) كه مي گويد از امام صادق ـ عليه السّلام ـ شنيدم مي فرمود: رسول خدا نماز صبحش به قضا ماند، خدا او را در خواب داشت تا آفتاب طلوع كرد و اين رحمتي بود براي مردم، چون تا آن وقت اگر از مردم كسي نمازش به قضا مي ماند مردم او را سرزنش كرده و مي گفتند آيا به نمازت اهميت نمي دهي. تا اينكه خواب آن حضرت سنّت و طريقه اي گرديد تا اگر كسي نمازش قضا مي شد در جواب مردم مي گفت: كاري است كه براي رسول خدا نيز پيش آمده است. پس خواب ماندن آن حضرت اسوه و رحمتي براي مردم شد و خداي سبحان بدين صورت به اين امّت رحم كرد
    طبري از علماء اهل سنت و ابن اسحاق اين قضيه را نقل كرده و گفته اند اين قضيه در ماه صفر در فتح خيبر اتفاق افتاد. و بلال خودش براي بيدار ماندن داوطلب شد .
    سلام بر شما

    در مورد ایاتی که اشاره فرموده اید بهتر است به تفاسیر مراجعه بفرمایید. به طور مثال در مورد ایه اولی که فرموده اید علامه طباطبایی بحثی را مطرح فرموده اند که عنوانش این است :

    "" فراموشاندن ایه شامل پیامبر نمیشود"" و بعد با استفاده از خود ایات قران کریم موضوع را اثبات کرده اند.

    و اما از نظر عقلی باید توجه داشته باشیم بر اساس دلایلی که در اصل نبوت و ویژگی های ان ارائه می شود؛ کوچکترین احتمال سهو / نسیان / اسهاء و مانند آن با هر قیدی که باشد اصل نبوت را زیر سوال خواهد بود.

    چون ممکن دانستن و پذیرفتن هر یک از اینها مانند اسهاء با عث میشود که در هر جا و هرموردی این را ممکن بدانیم و در آن صورت همه چیز غیر قابل احتمال خواهد شد.

    دقت کنیم با روا دانستن اسهاء دیگر به گزارش خود پیامبر نیز در جدا کردن موارد اسها از غیر ان نمیتوان اعتماد کرد.

    اگر دو رکعت شدن نماز اسهاء بوده است احتمال دارد نحوه برخورد پیامبر با این ماجرا و کامل کردن نماز نیز اسها باشد. و ... .

    البته مشکل پذیرش این بحث فراوان است.

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود