صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از همه لحاظ بریده ام لطفا راهنمایی کنید.(تاثیر منفی ارتباط‌ اینترنتی)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742

    از همه لحاظ بریده ام لطفا راهنمایی کنید.(تاثیر منفی ارتباط‌ اینترنتی)




    من یکسال پیش از طریق یه سایت اینترنتی با یه اقای اشنا شدم ایشون 33ساله و من 23 ساله بودم و ایشون کارمند بانک هستند اول ارتباطمون تلفنی بود و بعد هم همدیگه رو از نزدیک دیدم اون اقا از اول بدون این که شناخت زیادی از من داشته باشه یا من رو دیده باشه به من ابراز علاقه می کرد واصرار به تماس تلفنی داشت من هم اول قبول نمی کردم چون اهل این دوستی ها نبودم اما بعدا به نوعی کوتاه اومدم

    خلاصه از اولی که با هم اشنا شدیم به من گفتن یه بیماری خونی دارند که نمی تونن تا تکلیف اون بیماری روشن نشده به من پیشنهاد ازدواج بدن و از این حرف ها در مورد بیماریشون هم که خلاصه وار بگم اول گفتن سرطان ریه بعدا سرطان خون دراخر هم لنفوم که البته بر اساس تشخیص پزشکان چون من از اول بهشون گفته بودم قصد دوستی با کسی ندارم و اگه از من خوششون اومده باید با خانواده ام مطرح کنم ایشون هر بار مریضیشون رو بهانه می کردند
    چون من و ایشون از دو شهر مختلف هستیم نتونستم اونجور که باید در مورد صحت حرف هاش تحقیق کنم بعد از دیدار اول و دوم چون ظاهر ورفتار ایشون اصلا شبیه یه بیمار سرطانی نبود من کم کم شک کردم شروع به تحقیق و پرسجو کردم متوجه شدم بسیاری از حرفهاشون و از جمله بیماریشون دروغ بوده حالا چرا نمی دونم ؟؟؟ من از اول هم بهش گفتم اگر به هر دلیلی نمی خواد با من ازدواج کنه خیلی رک و راست بگه تا تکلیف هر دومون مشخص بشه اما ایشون از یک طرف می گفتن عاشق من هستن و بدون من دق می کنن از یک طرف هم چنین دروغ های و بسیاری از مسائل دیگه که من حدس می زنم دروغ بوده باشه گفتند

    وقتی هم بهشون گفتن به هیچ وجه زیر بار دروغ گویی نرفتن و تازه طلبکار هم شدن خلاصه من ارتباط ام رو یه طرفه قطع کردم و دیگه به تماس هاشون جوابی ندادم حالا چیزی که من رو خیلی ناراحت کرده یکسال عمر از دست رفته و ابروی بر باد رفتمه ایشون علی رغم مخالفت من به محل کار من زنگ می زدن ومن به خاطر نگاه اطرافیان مجبور شدم دوبار محل کارم رو عوض کنم حالا وابستگی عاطفه ای که به این شخص داشتم و دروغ ها و بدی های که بدون هیچ دلیل از ایشون دیدم بهم بیشترین ضربه رو زده به شدت افسرده شدم و دیگه تمایلی به سر کار رفتن و فعالیت ندارم و با زور خودم رو سر پا نگه داشتم همه زندگیم شده یه چرا ؟؟ چرا با من بازی کرد؟؟ چرا یکسال با دروغ هاش من رو شکنجه روحی و روانی داد واقعا چرا ؟؟؟


    من میدونم اشتباه کردم اما بیش از اشتباهم تاوان پس دادم الانم دائم دعا می کنم و قران می خونم اما گاهی اوقات جوری به هم فشار روحی میاد که خارج از توانمه هر کاری می کنم نمی تونم با این مسئله کنار بیام

    شما بگید چه کار کنم تا با این مسئله کنار بیام و به زندگی عادیم برگردم...

    ممنون

    ویرایش توسط ☀ستوده ☀ : ۱۳۹۱/۰۱/۰۶ در ساعت ۱۹:۲۳

  2. صلوات ها 33


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    Thinking
    نوشته
    250
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1188



    بنویسم مدیر سایت پاکش میکنه ولی مینویسم .

    قانون چهارم انیشتن میگه :
    عشق در درون انسانها از بین نمیره بلکه از انسانی به انسان دیگر منتقل میشود .

    دنبال یکی دیگه باش .

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا
    نوشته
    866
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    5343



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستوده تنها نمایش پست ها
    شما بگید چه کار کنم تا با این مسئله کنار بیام و به زندگی عادیم برگردم...

    شاید این گفته مفید باشه که بهترین راه پیش روی شما خودسازی هست که باید مرحله به مرحله برید جلو . از یک دکتر روانپزشک ( نه روانشناس ) کمک بگیرید . روانپزشک هارا جدی بگیرید با تجویز داروهاشون میتونن یک زندگی جدید و بهتر از گذشته برای شما به ارمغان بیارن البته تاکید من بر این هست که عجله نکنید و یک دکتر خوبی انتخاب کنید چون وقتی میرید پیشش باید اولین قدم یعنی باور کردن دکتر را برداشته باشید تا دارو ها به خوبی اثر کنه نه اینکه شک داشته باشید حالا این دارویی که بهتون داده خوب هست یا نه . وقتی جسمتون از نظر فیزیکی احیا شد مرحله بعدی میتونه ارتباط با افراد روحانی و مذهبی باشه که حکم روانشناس را ایفا میکنن .
    نگران نباشید و بدونید که این اتفاق بخشی از زندگی شما بوده که میتونست بد تر از این باشه و خدا شما را تنها نزاشته . زمان همه چیز را حل میکنه .
    اگر این گفته من ساز مخالف با کسی تلقی نشه تکرار میکنم که اول خودتون را بسازید چون الان احساستون تصمیم میگیره و ممکنه راهی را انتخاب کنید که مناسب نباشه و حتی این بار شما به دیگری آسیب برسونید .

    خیلی از چرا ها را فراموش کنید و کمی صبر کنید تا کارشناسای خوب این انجمن راهنمایتون کنن .

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    386
    حضور
    24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1264



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستوده تنها نمایش پست ها
    وقتی هم بهشون گفتن به هیچ وجه زیر بار دروغ گویی نرفتن و تازه طلبکار هم شدن خلاصه من ارتباط ام رو یه طرفه قطع کردم و دیگه به تماس هاشون جوابی ندادم حالا چیزی که من رو خیلی ناراحت کرده یکسال عمر از دست رفته و ابروی بر باد رفتمه ایشون علی رغم مخالفت من به محل کار من زنگ می زدن ومن به خاطر نگاه اطرافیان مجبور شدم دوبار محل کارم رو عوض کنم حالا وابستگی عاطفه ای که به این شخص داشتم و دروغ ها و بدی های که بدون هیچ دلیل از ایشون دیدم بهم بیشترین ضربه رو زده به شدت افسرده شدم و دیگه تمایلی به سر کار رفتن و فعالیت ندارم و با زور خودم رو سر پا نگه داشتم همه زندگیم شده یه چرا ؟؟ چرا با من بازی کرد؟؟ چرا یکسال با دروغ هاش من رو شکنجه روحی و روانی داد واقعا چرا ؟؟؟
    با سلام
    خواهر من شما با یک آدم روانی و شیاد روبرو هستید، به هیچ عنوان بهش اعتماد نکنید و فراموشش کنید. به نظر من موضوع رو به برادرتون یا یک مردی که باهاش صمیمی هستید(البته باید بگید که برادرتونه) بگید تا وقتی اون زنگ زد گوشی رو جواب بده و مودبانه ازش بخواد که دست از سر شما برداره. وانمود کنید که تنها نیستید و بقیه هم از موضوع خبر دارن.
    امیدوارم خدا این آدمای دروغگو رو که با زندگی مردم بازی میکنن، همین امشب، نه همین ساعت، نه همین لحظه از وسط دو نصف کنه.
    یک چند در این مدرسه ها گردیدم....از اهل کمال نکته ها پرسیدم

    یک مسئله ای که بوی عشق آید از آن .... درعمر خود از مدرّسی نشنیدم

  9. صلوات ها 13


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    ادبیات عرب،منطق وفلسفه،هرچی به قرآن وعلوم قرآنی مربوط�
    نوشته
    109
    حضور
    2 روز 22 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    674



    سلام دوست عزیز
    اولاً اینکه با احترام به تمام مشاورا و رواشناسا وروانپزشکای محترم اسک دینی و...بهترین مشاور خداست وهیچ کس بهتر از اونیست پس خودم به شخصه به مشاور جماعت اعتقاد ندارم چون میدونم وتجربه ی مشورت هم داشتم فهمیدم همشون حرفای تکراری میزنن که خودم هم میدونم ولی مونده بودم تو حل مشکلم و من باید رابطه مو با خدا قوی کنم وبه تعبیری باید مشکلمو با خودم حل کنم وفقط باید با خدا حرف بزنم،البته ناگفته نماند خدایی با یکیشون حرف زدم خوب بودن.
    دارو،مارو هم استفاده نکنید به نظرم چون اصلاً اعتمادی به این مواد شیمیایی نیست.دوای همه ی دردهامون خداست.
    اگرم بخواین به یه مشاور رجوع کنید حتماًکسی باشه که مشاوره معنوی هم بده مثل تو مایه ی خانم نیلچی زاده،جناب دکتر میثاق،آقای شهاب مرادی .
    باعرض پوزش از مشاوران عزیز سایت این اشخاص رو گفتم چون شناختی از مشاوران اسک دین ندارم.
    میدونم سخته امُّا اون آقا رو هیچ حساب کن،اصلاَشتر دیدی ندیدی.فکرکن دور ازجون یه بیماری بود که خوب شد وتموم شد.
    ولی یه چی هم آخر بگم صحبت با مشاورا برا تخلیه ی رو حی وسبک شدن تاحدودی خوبه.
    شدم مثل متحجرا.

    «الیس الله بکافٍ عَبدَهُ»آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟
    لوکانت الدنیا تحسب بعدد لحظات السعادة....فأکتبوا علی قبری
    (((مات قبل أن یولد)))

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    ادبیات عرب،منطق وفلسفه،هرچی به قرآن وعلوم قرآنی مربوط�
    نوشته
    109
    حضور
    2 روز 22 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    674



    راستی شمارتون رو هم عوض کنید که دیگه نتونه باهاتون تماس بگیره.
    هیچوقت به حرف همچین آدمای مزخرفی اعتماد نکنید هرچقدر هم قسم بخورن بدونید دروغ میگن.همون اول هم اگه حس کردید درصورت ادامه ی مکالمه باطرف ممکنه بهش احساس پیدا کنید دیگه باهاش حرف نزنید هر چند با پسر جماعت توی چت حرف نزنید بهتره چون بعضی وقتا اول متنفرید ولی کم کم عاشق میشید.


    ویرایش توسط مجنونة الرضا(ع) : ۱۳۹۱/۰۱/۰۶ در ساعت ۲۱:۴۰
    لوکانت الدنیا تحسب بعدد لحظات السعادة....فأکتبوا علی قبری
    (((مات قبل أن یولد)))

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مقدسات , مطالعه , شکلات و بستنی و لواشک
    نوشته
    1,034
    حضور
    2 روز 15 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    3
    گالری
    51
    صلوات
    9068



    سلام

    ایام به کام و عید باستانی تون مبارک

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن ایلخانی نمایش پست ها
    قانون چهارم انیشتن میگه : عشق در درون انسانها از بین نمیره بلکه از انسانی به انسان دیگر منتقل میشود .
    بنده خدا انشتین! الان رو ویبرس تو قبر!!!!

    سرکار ستوده (تنهاشو نمیگم چون هیچ کس تنها نیست!) به اسک دین خیلی خوش آمدید

    تاپیکتون به اطلاع کارشناسان سبز و آبی رسیده انشالله در اسرع وقت پاسخگو اند

    فقط به عنوان کوچکتر این جمع یه برداشتی داشتم ببینید درسته یا نه

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستوده تنها نمایش پست ها
    خلاصه از اولی که با هم اشنا شدیم به من گفتن یه بیماری خونی دارند که نمی تونن تا تکلیف اون بیماری روشن نشده به من پیشنهاد ازدواج بدن و از این حرف ها در مورد بیماریشون هم که خلاصه وار بگم اول گفتن سرطان ریه بعدا سرطان خون دراخر هم لنفوم که البته بر اساس تشخیص پزشکان چون من از اول بهشون گفته بودم قصد دوستی با کسی ندارم و اگه از من خوششون اومده باید با خانواده ام مطرح کنم ایشون هر بار مریضیشون رو بهانه می کردند
    اگه میگفتن سالمم و ازدواج نمیکنم که شما قبول نمیکردید باهاشون بمونید

    چی از این بهتر که یه دختر پاک و خوب وخانم رو به امید ازدواج برا خودت نگه داری؟!

    احتمالا خودتونم به این نتیجه رسیدید که اصلا قصد ازدواج نداشتن

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستوده تنها نمایش پست ها
    حالا وابستگی عاطفه ای که به این شخص داشتم و دروغ ها و بدی های که بدون هیچ دلیل از ایشون دیدم بهم بیشترین ضربه رو زده به شدت افسرده شدم و دیگه تمایلی به سر کار رفتن و فعالیت ندارم و با زور خودم رو سر پا نگه داشتم همه زندگیم شده یه چرا ؟؟ چرا با من بازی کرد؟؟ چرا یکسال با دروغ هاش من رو شکنجه روحی و روانی داد واقعا چرا ؟؟؟
    اون داره زندگیشو به راحتی ادامه میده شما چرا خودتو اذیت میکنی

    اون با وجدان کشته شدش راحته شما که گناهی نداری چرا زندگیتو تلخ میکنه

    شما یه تجربه تلخ در یک سال داشتی چرا بقیه روز ها و ماه هاتو داری خراب میکنی؟

    ارزششو داره که افسرده شی؟

    گذر زمان همه چی رو حل میکنه اما شما خودت هم باید به زمان کمک کنی

    خودتو سرگرم کن آینده ی روشن تو تصور کن و سعی کن به ایده عال هات برسی

    بهترین کار و داری میکنی قرآن و دعا
    (با توجه به معانی) خیلی میتونه کمکت کنه

    فعالیت های اجتماعیتو از سر بگیر

    کتاب بخون ، ورزش یادت نره

    انشالله که به زودی به روال عادی زندگیت بر میگردی

    علی یارتان


  15. صلوات ها 21


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    Thinking
    نوشته
    250
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1188



    سلام !

    احتمالا خودتونم به این نتیجه رسیدید که اصلا قصد ازدواج نداشتن
    بله حرفتون درسته ولی تو این حالت ها خیلی چیزها رو میبینن آدما ولی چشماشون کورن . فقط اون چیزهایی رو میبینه که دلش میخواد .

    گذر زمان همه چی رو حل میکنه اما شما خودت هم باید به زمان کمک کنی
    فکر نمیکنم . زمان برای ایشون قفل شده . نمیتونن از سرشون بیرون کنن . نشی مثله حافظ تا آخر عمرت بشینی و بگی ( شاخه نباتم ) تنها راهش اینه که تند تر یکی دیگه رو پیدا کنی .

    ورزش یادت نره
    فوق العاده پیشنهاد عالی هست .

    سرکار پونه متنتون واقعا عالی بود .

    فقط یه چیز دیگه : تو این قضیه یه درس بگیر . نباید دوستی ها 3 ماه بیشتر طول بکشه . تو این 3 ماهه طرف میتونه کاملا تو رو بشناسه . تو این مدت نباید تو چشمای طرف نگاه کنی ( میدونی چرا میگم ) نباید باهاش درد دل کنی (هیچی نباید بهش بگی) . نباید با طرف بگی و بخندی . نباید باهاش خاطره داشته باشی .


    یه چیزه دیگه : احساس نمیکنی مغزت باز تر شده . احساس نمیکنی پخته تر شدی . احساس نمیکنی عمق فکر کردنت بیشتر شده .
    اینا هم خودش یه جور نعمتن . قدرشون رو بدون ...
    ویرایش توسط سرود کیهانی : ۱۳۹۱/۰۱/۰۶ در ساعت ۲۲:۲۴

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    ادبیات عرب،منطق وفلسفه،هرچی به قرآن وعلوم قرآنی مربوط�
    نوشته
    109
    حضور
    2 روز 22 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    674



    آقای ایلخانی ببخشید یه چیز میفرمایید: «تنها راهش اینه که تند تر یکی دیگه رو پیدا کنی»!!!!!
    فکرنمی کنید همچنین چیزی اونقدرا ممکن نیست اونم توی کشور ما.
    مگه پسرای ما شدن مثل پیامبر(ص)که دختر پیداشون کنه؟؟!!!!


    لوکانت الدنیا تحسب بعدد لحظات السعادة....فأکتبوا علی قبری
    (((مات قبل أن یولد)))

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    Thinking
    نوشته
    250
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1188



    آقای ایلخانی ببخشید یه چیز میفرمایید: «تنها راهش اینه که تند تر یکی دیگه رو پیدا کنی»!!!!!
    فکرنمی کنید همچنین چیزی اونقدرا ممکن نیست اونم توی کشور ما.
    مگه پسرای ما شدن مثل پیامبر(ص)که دختر پیداشون کنه؟؟!!!!
    سلام جناب مجنون رضا . وقتی 2 نفر عاشق میشن و به هم فکر میکنن یه هورمون هایی تو بدن هر کدومشون ترشح میشه ... مخصوصا اگر زمانش زیاد باشه . بعدش اگر به هر علتی این دو از هم جدا شن این هورمون ها قطع میشه و اونی که تو عشقش صادق بوده مثله یه آدم معتاد میشه که در به در دنبال مواد میگرده ...
    ویرایش توسط سرود کیهانی : ۱۳۹۱/۰۱/۰۶ در ساعت ۲۳:۰۱

  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود