صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا دین کوروش هخامنشی مشخص نیست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    پرسش چرا دین کوروش هخامنشی مشخص نیست ؟




    با سلام
    وَ خَلَّفَ فينا رايَةَ الْحَقِّ، مَنْ تَقَدَّمَها مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها زَهَقَ، وَ مَنْ لَزِمَها لَحِقَ.
    ... و (رسـول خـدا(ص )) پـرچـم حـق را در مـيـان ما بر جاى نهاد، كسى كه از آن پيش افتد از دين بيرون است ، و آن كه پس بمانَد تباه و سرنگون و آن كه همراهى كند رستگار خواهد شد.

    چرا تاریخ در این مورد ناکام است !!؟
    آیا نباید شک کرد !!
    که در مورد آزادی یهودیان هزاران منبع وجود دارد !!اما در مورد دین و مذهب این شخص سخن درستی نیست

    دوستان عزیز اینکه ما سوالهایی را مطرح میکنیم کشف حقیقت است !و ما ایرانیان زمانی میتوانیم سوار بر سرنوشت خود شویم که دست رسی به این آگهی ها را داشته باشیم !
    سوالی از دوستان گرامی دارم!
    راستش چرا در مورد دین کوروش هخامنشی ما در منابع چیزی بدست نمیآوریم که بتوانیم محکم بگویم کوروش هخامنشی دارای چنین دینی بوده!!؟
    به راستی چرا منابع در مورد دین پادشاهی که در تاریخ این قدر بزرگ بوده نا توان است ؟
    البته بنده نظریه ای دارم که بعد از نظرات شما عنوان خواهم کرد !؟

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۱/۰۳ در ساعت ۲۳:۲۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    468
    حضور
    1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1619



    من از طرف اقایان پاسخ می دهم :


    http://akhavan.parsfa.com/post-125375.htmlدين كوروش كبير



    بسياري از مردم، خصوصا ايرانيان بر اين عقيده اند كه كوروش نيز مانند ديگر پادشاهان هخامنشي زرتشتي بوده است. اما بايد اين نكته را يادآور شويم كه كوروش با وجود احترام فراواني كه براي اهورامزدا و آيين زرتشت قائل بود، هيچ گاه زرتشتي نبوده است. در واقع كوروش به تمام اديان و مداهب و خداياني كه به شكل ها و نام هاي گوناگون در بين جوامع مختلف مورد تقديس و پرستش مردم بودند، احترام فراواني مي گذاشت.

    او به هنگام ورود به بابل متني را مي خواند و در آن اعلام مي كند:

    « اينك كه به ياري مزدا، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام، اعلام مي كنم تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد... »

    در اين متن كوروش خود را برگزيده ي مزدا مي داند و برخورداي از ياري و حمايت او را دليل موفقيت خود عنوان مي كند. همچنين او در منشور حقوق بشر خود مي گويد:

    « وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب من را تكان داد... فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي كه بسته شده بودند را بگشايند...»

    او ضمن آزادي قوم يهود از چنگ «نبونيد» فرمان بازسازي معبد يهوه در اورشليم را صادر مي كند و خدايان سومر و آكد را به نيايشگاه هاي خودشان باز مي گرداند و در تمام اين منشور همواره مردوك را مورد ستايش قرار مي دهد و اعلام مي كند كه مردوك مرا پادشاه بابل كرد و او را خداي بزرگ معرفي مي كند.



    حالا چگونه مي شود عنوان مذهب و دين خاصي را به كوروش نسبت داد. با توجه به اين كه او هم به اهورامزدا احترام فراوان مي گذاشت و هم به مردوك خداي بابل و هم به يهوه خداي يهوديان؟ براي پاسخ به اين سوال، سوال ديگري پيش مي آيد و آن اين است كه اگر كوروش يك دين خاص داشت، چرا با توجه به قدرت و محبوبيتي كه در نزد جوامع داشت، هيچ گاه مردم را به آن دين دعوت نكرد و آنان را در پرستش خداي خود آزاد گذاشت؟

    با توجه به سخناني كه كوروش به هنگام ورود به بابل ايراد مي كند و آن چه در استوانه ي گلين براي ملت ها بيان مي كند، تنها يك مسئله نمايان است و آن هم آن است كه كوروش از اصل به وجود يك خداي واحد اعتقاد داشته است كه ملت ها و جوامع گوناگون او را با نام هاي مختلف مي شناختند و براي پرستش او از اين جهت كه بتوانند او را تجسم كنند، از وسايل گوناگون استفاده مي كردند. بنابرين كوروش به اين مسئله واقف بوده است كه همه ي مردم يك مبدا را مي پرستند. به همين او تمام مذاهب جهان را قابل احترام مي شناسند و مردم را در پرستش خداي خود آزاد مي گذارد. در نظر او اهورامزدا، مردوك، يهوه و ... همه يك معنا داشتند.

    خوب است كه ما هم كوروش كبير، اين مرد بزرگ را الگوي خود قرار دهيم و به تمام مذاهب جهان احترام بگذاريم.



    برگرفته از كتاب :منم كورش پادشاه هخامنشي


    خدایا,سحر خیز مدینه را برسان

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها
    من از طرف اقایان پاسخ می دهم :


    http://akhavan.parsfa.com/post-125375.htmlدين كوروش كبير



    بسياري از مردم، خصوصا ايرانيان بر اين عقيده اند كه كوروش نيز مانند ديگر پادشاهان هخامنشي زرتشتي بوده است.



    البته بنده در حیطه اینترنت و منابع بسیار جستجو گر هستم !
    اولا این که مردم میگویند بسیار خنده دار است !!
    چه طور شد اگر کوروش زرتشتی بوده جسد ان باقی مانده که از ان مقبره ای بسازند مگر نه اینکه زرتشتیان مردگا
    ن را می سوزاندند !!
    در ضمن اگر زرتشت را موحد بدانیم و پیامبر کدام پیامبر الهی سجده بر بتها و خدایان دروغین میکند؟و احترام به شرک؟

    که جناب کوروش زرتشتی باشد و چنین کارهایی از او سر بزند



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها

    اما بايد اين نكته را يادآور شويم كه كوروش با وجود احترام فراواني كه براي اهورامزدا و آيين زرتشت قائل بود، هيچ گاه زرتشتي نبوده است.


    این یعنی تناقض همانی که عنوان کرده ایم


    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها

    در واقع كوروش به تمام اديان و مداهب و خداياني كه به شكل ها و نام هاي گوناگون در بين جوامع مختلف مورد تقديس و پرستش مردم بودند، احترام فراواني مي گذاشت.


    تناقض ....
    این یعنی کابالا عرفان یهود !!دوستانی که در این زمینه تحقیق دارند به خوبی تشخیص میدهند که کابالا چه میگوید !!



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها
    او به هنگام ورود به بابل متني را مي خواند و در آن اعلام مي كند:

    « اينك كه به ياري مزدا، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام، اعلام مي كنم تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد... »

    در اين متن كوروش خود را برگزيده ي مزدا مي داند و برخورداي از ياري و حمايت او را دليل موفقيت خود عنوان مي كند. همچنين او در منشور حقوق بشر خود مي گويد:

    « وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب من را تكان داد... فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي كه بسته شده بودند را بگشايند...»

    او ضمن آزادي قوم يهود از چنگ «نبونيد» فرمان بازسازي معبد يهوه در اورشليم را صادر مي كند و خدايان سومر و آكد را به نيايشگاه هاي خودشان باز مي گرداند و در تمام اين منشور همواره مردوك را مورد ستايش قرار مي دهد و اعلام مي كند كه مردوك مرا پادشاه بابل كرد و او را خداي بزرگ معرفي مي كند.
    باید عرض کنم که هر کس نیکوییهایی دارد و بدیهایی.
    ما منکر نیکیهای کوروش نیستیم ولی چنانکه گذشت عمل کوروش و به خصوص ابراز ارادتش به بتهای زمان خیلی دور از عمل یک عبد صالح است.




    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها
    حالا چگونه مي شود عنوان مذهب و دين خاصي را به كوروش نسبت داد.

    ما هم همین را میپرسیم برای چه؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها
    با توجه به اين كه او هم به اهورامزدا احترام فراوان مي گذاشت و هم به مردوك خداي بابل و هم به يهوه خداي يهوديان؟ براي پاسخ به اين سوال، سوال ديگري پيش مي آيد و آن اين است كه اگر كوروش يك دين خاص داشت، چرا با توجه به قدرت و محبوبيتي كه در نزد جوامع داشت، هيچ گاه مردم را به آن دين دعوت نكرد و آنان را در پرستش خداي خود آزاد گذاشت؟



    و این جعلی از دروغهای یهود لعنت الله است


    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها
    با توجه به سخناني كه كوروش به هنگام ورود به بابل ايراد مي كند و آن چه در استوانه ي گلين براي ملت ها بيان مي كند، تنها يك مسئله نمايان است و آن هم آن است كه كوروش از اصل به وجود يك خداي واحد اعتقاد داشته است كه ملت ها و جوامع گوناگون او را با نام هاي مختلف مي شناختند و براي پرستش او از اين جهت كه بتوانند او را تجسم كنند، از وسايل گوناگون استفاده مي كردند.

    اینجا ببینید که کوروش در گلنوشتۀ معروفش که منشور حقوق بشر نیز نامیده میشود چه میگوید:

    منم کوروش پادشاه افواج، پادشاه عظیم الشأن، پادشاه مقتدر، پادشاه بابل، پادشاه سومر و اکد، پادشاه چهار اقلیم، پسر کامبوزیا پادشاه سوزیان نتیجه سیسپیر پادشاه عظیم الشأن پادشاه سوزیان که سلسله اش مورد محبت «بعل» و «بنو» است و حکمرانیش به قلب اینها نزدیک که من بی جنگ و جدال وارد شهر بابل شدم با مسرت و شادمانی مردم در قصر پادشاهان بر سریر سلطنت نشستم. مردوک آقای بزرگ نجیب اهالی بابل را به طرف من متوجه کرد، زیرا من همه روزه در فکر پرستش او بودم...

    میبینیم که جناب کوروش در لوحه خود دو بت را محبتگر سلسله خانوادگیش و نیز عامل پیروزی بدون نبردش بر بابل میداند.
    باز میبینیم که کوروش توجه مردم بابل به خودش را حاصل این میداند که هر روز در فکر پرستش مردوک رب النوع دیگر عهد باستان بوده است.


    پس نمیشود کوروش را یک بنده برای خدای یگانه دانست.
    در تورایخ هم مواردی از قربانی کردن کوروش برای زئوس بود که پیدایش نکردم.


    ممکن است دوستانی بفرمایند که شاید توحید در آن موقع به حد کنونی نرسیده بوده است که فورا این سؤال پیش میاید که پس قوم نوح چرا عذاب شد؟
    چرا حضرت نوح 950 سال از قومش خواست دست از پرستش بتها بردارند؟ آیا نوح پیشتر از کوروش نبوده است؟

    از سوی دیگر حضرت ابراهیم، مدت کمی در برابر معبود این اقوام به عبادت پرداخت و به محض غروب گفت من خدایی که غروب میکند را نمیپرستم و برخواست. پس کل این زمان نیم روزی بیش نبوده است و با این کار مردم را بر ضعف خدای مورد پرستششان آگاه میکرده است ولی کوروش در لوح مشهور خود که به دست ما نیز رسیده است این ادعا را کرده است و میگوید همیشه در فکر پرستش مردوک بوده است و در هیچ جای این لوح هم از سخنان پیشین بازگشت نمیکند و نکته آخر اینکه عمل حضرت ابراهیم بدان خاطر بود که قدرت مقابله و به هم زدن بساط شرک را نداشت و گرنه مثل ماجرای فتح مکه یا مانند زمانی که بتخانه را خالی دید، بساط این فسق و فجور را به هم میزد؛ کوروش که مقتدرترین شاه زمان خود بود چرا با این اعمال مشرکانه مقابله نمیکرد؟


    ممکن است کسی بگوید که این عمل کوروش مثل این است که حضرت ابراهیم برای تنبیه قوم خود به عبادت ستاره و خورشید پرداخت؛ باید عرض کنم که خب با این حساب باید در کافر بودن فرعون هم شک بکنیم و بگوییم فرعون میخواسته مردم غرق شدنش را ببینند تا به صورت مستدل بفهمند که او خدا نیست!
    از سوی دیگر حضرت ابراهیم، مدت کمی در برابر معبود این اقوام به عبادت پرداخت و به محض غروب گفت من خدایی که غروب میکند را نمیپرستم و برخواست. پس کل این زمان نیم روزی بیش نبوده است و با این کار مردم را بر ضعف خدای مورد پرستششان آگاه میکرده است ولی کوروش در لوح مشهور خود که به دست ما نیز رسیده است این ادعا را کرده است و میگوید همیشه در فکر پرستش مردوک بوده است و در هیچ جای این لوح هم از سخنان پیشین بازگشت نمیکند و نکته آخر اینکه عمل حضرت ابراهیم بدان خاطر بود که قدرت مقابله و به هم زدن بساط شرک را نداشت و گرنه مثل ماجرای فتح مکه یا مانند زمانی که بتخانه را خالی دید، بساط این فسق و فجور را به هم میزد؛ کوروش که مقتدرترین شاه زمان خود بود چرا با این اعمال مشرکانه مقابله نمیکرد؟


    با توجه به مطالب فوق صالح و موحد بودن کوروش هخامنشی به شدت زیر سؤال میرود و در نتیجه با توجه به نظر مفسرین که ذوالقرنین یا پیامبر و یا عبدی صالح بوده است در تناقض است. همچنین در نبوت ذوالقرنین شک زیادی وجود دارد و لذا بنده این ادعا که کوروش ذوالقرنین قرآن است و از این گذشته پیامبر است را قبول ندارم.





    نقل قول نوشته اصلی توسط یاس من نمایش پست ها
    بنابرين كوروش به اين مسئله واقف بوده است كه همه ي مردم يك مبدا را مي پرستند. به همين او تمام مذاهب جهان را قابل احترام مي شناسند و مردم را در پرستش خداي خود آزاد مي گذارد. در نظر او اهورامزدا، مردوك، يهوه و ... همه يك معنا داشتند.

    خوب است كه ما هم كوروش كبير، اين مرد بزرگ را الگوي خود قرار دهيم و به تمام مذاهب جهان احترام بگذاريم.



    برگرفته از كتاب :منم كورش پادشاه هخامنشي



    دقیقا همین است اما جعلی را که یهود به نفع خود ترویج داده دقیقا همین جاست !!
    که کوروش انسانی بوده که هرکسی را با هر دینی قبول داشته که این باز با موحد بودن و پیامبر ب
    ودن او در تناقض است !
    و از طرفی این سخن, سخن عرفانهای شیطنانی است

    مَنْ اءَبْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ.
    هر كه در برابر حق سينه سپر كند، نابود شود.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۱/۰۳ در ساعت ۲۳:۳۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    101
    حضور
    27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    شما در این تاپیک «http://www.askdin.com/thread17537.html» تقریباً وجود شخصیتی به نام کوروش را منکر شدید، حال در این تاپیک از دین او سؤال میکنید. من منظور شما را از این تاپیک ها متوجه نمیشوم.

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذهن زمستانی نمایش پست ها
    شما در این تاپیک «http://www.askdin.com/thread17537.html» تقریباً وجود شخصیتی به نام کوروش را منکر شدید، حال در این تاپیک از دین او سؤال میکنید. من منظور شما را از این تاپیک ها متوجه نمیشوم.

    با سلام
    کجا ما وجود کوروش هخامنشی را منکر شدیم !!
    عجبا!!
    در مورد مقبره ای که خیلیها منتسب به کوروش کرده اند !!
    منکر کوروش شدن است!!؟
    دقت کنید !!

    لطفا از مطالب حاشیه ای پرهیز کنید

    همه ما مي‌دانيم كه در اواخر دوره طاغوت، رژيم به ترويج مليت‌گرايي و ايراني‌گرايي افراطي و بر پا ساختن جشن‌هاي آنچناني پرداخته بود كه هدفي جزء كمرنگ كردن نقش اسلام و نقش عالمان دين نداشت.
    در جامعه‌اي كه بر اساس دين شكل پذيرفته و آحاد مردم مسلمان هستند و بناست بر اساس توحيد، كتاب، سنت و وحي پيامبر زندگي كنند مسلماً بايد "تفقه در دين " داشته باشند.
    تفقه در دين يعني درك عالمانه و صحيح از دين و دركي كه بر اساس اجتهاد روشمند و مضبوط از دين حاصل شده باشد.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۱/۰۴ در ساعت ۰۰:۳۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    101
    حضور
    27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    207



    با عرض سلام
    افراطی گری در هر زمینه ای بد است. من هم مخالف ایران پرستی هستم.
    ولی آیا به نظر شما حمله به هویت ملی ایرانیان کمکی به اسلام آنها میکند؟


  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذهن زمستانی نمایش پست ها
    با عرض سلام
    افراطی گری در هر زمینه ای بد است. من هم مخالف ایران پرستی هستم.
    ولی آیا به نظر شما حمله به هویت ملی ایرانیان کمکی به اسلام آنها میکند؟

    با سلام
    بنده بسیار متعجبم که اگر سخن حقی عنوان میشود دوستان خود را ایرانی و دیگران راج
    دامیدانند
    دوست گرامی اسلام به کمک نیاز ندارد!همه چیز در مورد اسلام شفاف است به همین خاطر نیاکان ما با ایمان کامل اسلام را پذیرفتند
    آنچه به
    کمک نیاز دارد هویت جعلی است که یهودیان برای ما رقم زاده اند !بيرون کشيدن تدريجي زهر، از ذهن تاريخي مسموم شده ي ملتي، به حذاقت مخصوص نيازمند است.
    بايد پاد زهري از همان سم که شالوده انديشه ي تاريخي منطقه، بل جهاني را کرخت و بي اثر کرده و از همان موادي که در آلودن اندیشه های ما به کار برده اند، ترياق لازم را ساخت و به قوي ترين اذهان تزريق کرد تا با بالا بردن اندک اندک تعداد سالمين، بر نفرات اين تيم مجاهدت و پرستاري بيافزاييم و اندک اندک سلامت را به خيالات هويت شناسانه ي واهی ایران باز گردانيم.
    به گمان م
    ا گلوبال کردن اسناد خيانت يهوديان در نو نويسي دروغین تاريخ، براي حوزه ي وسيعي از جهان باستان، از روم و يونان و مصر و بين النهرين و ايران، در برکشيدن نقاب از صورت بي فرهنگ جهودان و اثبات دشمني ذاتي بني اسراييل با دانش و دانايي انسان، چندان موثر است که شکاف بزرگي در پيکره ي يهوديت و شناخت روشني از بي باکي آن قوم در پروراندن آفت دروغ و جعل، در مزرعه ي فرهنگ آدمي پديدار خواهد کرد.
    چه کسی وطن را دوست دارد؟
    ان کسی که هویت جعل و خطر فکری یهود را بر ملا میکند؟
    و یا ان کسی که در جعلیات یهود غرق شده تا تیشه به ریشه کشور و هویت ملی زند و متوجه نباشد؟ !




    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۱/۰۴ در ساعت ۱۱:۳۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذهن زمستانی نمایش پست ها
    من هم مخالف ایران پرستی هستم.

    با سلام
    اصلا سخن از ایران پرستی نیست دوست گرامی سخن از به زانو در آوردن
    افکار ملتی است آنهم به نفع کسانی که دشمنی خونی در تاریخ با ما دارند و خواهند داشت!
    آیا تا بحال در این مورد فکر کرده اید چرا در مورد دین و مذهب پادشاهی به این بزرگی سند درستی نداریم ؟
    راستی چرا؟
    این چرا را وقتی میفهمید که تاریخ را زنجیر وار دنبال کنید و بعد میبینید از یکی ،دو قرن پیش چه دقیق و درست کار کرده اند برای این روزها! از نظر بنده کوروش دقیقا دارای مذهبی و دین خاصی بوده شما به قربانی کردنهای کوروش در تاریخ نگاه کنید !
    و خیلی از منابع دیگر !

    اما اینکه در منابع چرا کوروش را دارای دین و مسلک خاصی ندانند جای تعجب است مگر میشود !!

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۳:۳۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    34
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    101



    با سلام
    در منشور کورش که یک سند کتبی است ، کورش به روشنی ایمان خود را به خدایان بابلی (از جمله مردوک) بیان داشته است.
    وجود دفن جنینی در دوره ی عصر آهن 2 (1200-800 پیش از میلاد) در بسیاری از گورستان های ایران (برای مثال موزه عصر آهن2 تبریز و ...) نشان می دهد که ایرانیان در آن دوره ایمانی به دفن به روش زردشتی (دخمه ی حاموشان و...) نداشته و همانند مردم میان رودان (بین النهرین) به دفن مردگان می پرداختند.

    نام اهور مزدا بعنوان یک خدا در سنگنبشه های داریوش شاه خودنمایی می کند و به احتمال زیاد خود زردشت نیز در دوره داریوش زندگی می کرده است و کورش زردشتی نبوده است.
    سمبل دین زردشت برگرفته از سمبل مردم سومر و هیتی ها می باشد که در دوره داریوش شاه می بینیم.

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    34
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    101



    با سلام
    بخشی از مقاله ی

    کوروش در روایات ایرانی - محمد ابراهیم باستانی پاریزی

    کوروش و بنی‌اسرائیل

    از این تاریخ یعنی پس از فتح بابل است که کوروش تاجگذاری می‌کند و ادعای سلطنت می‌نماید. ابن خلدون گوید: «وانفرد کوروش بالملک علی فارس و ماذی...»۳۷ و طبری با تردید گوید:... «قال و لم یملک کی‌ارش قط، و انما کان مملکا علی خوزستان و مایتصل بهامن ارض بابل من قبل کیقاوس...» ۳۸ مسعودی در این باب توضیح دیگری دارد و گوید: «و فی وجه آخر من‌الروایات، ان کورس کان ملکا برأسه لا من قبل بهمن.... و ان کورس من ملوک الفرس الاولی...» ۳۹

    نکته دیگری در روایات اسلامی هست که باید باز گشود. این نکته تا حدی علت توجه کوروش را به یهود می‌رساند. ابن البلخی گوید: «و مادر این کی‌رش دختر یکی بود از انبیاء بنی‌اسرائیل مادر او را «اشین» گفتندی و برادر مادرش او را توریه آموخته بود و سخت دانا و عاقل بود و بیت‌المقدس را آبادان کرد به فرمان بهمن و هرچه از مال و چارپایان و اسباب بنی‌اسرائیل در خزانه و در دست کسان بخت‌النصر در خزانه بهمن مانده بود به ایشان داد و بعضی از اهل تواریخ گفته‌اند کی در کتابی از آن پیغمبر بنی‌اسرائیل یافته‌اند که ایزد عزوجل وحی فرستاد بهمن را کی من ترا گزیدم... و این توفیق یافت و نام او در کتاب کوروش است.»۴۰

    این نکته را دیگران نیز گفته‌اند و در واقع تخلیطی بوده است که بین بهمن پادشاه بزرگ و کوروش عامل نامدار و معروف او شده است. حمدالله مستوفی نیز گوید: «... در کتب بنی‌اسرائیل نام او (بهمن بن اسفندیار) کوروش ملک آمده است»۴۱ و حمزه اصفهانی گوید: «والاسرائیلیون یزعمون ان بهمن یبسمی بلغتهم فی کتب اخبارهم کوروش»۴۲ مسعودی گوید: «گفته شده است که مادر کوروش از بنی‌اسرائیل بود و دانیال کوچک دائی او محسوب می‌شد.»۴۳ و ابن خلدون گوید: «یقال انه الذی رد بنی‌اسرائیل الی بلادهم و ان امه کانت من بنی طالوت و یقال ذلک هو حافد بهمن.»۴۴

    ابن اثیر آرد: «... آنگاه کی‌رش به سلطنت رسید که ۱۳ ساله بود و توراه می‌دانست و به زبان و خط یهودی آشنا بود و سخنان دانیال و امثال او را درک می‌کرد... او دانیال را منصب قضا داد و آنچه که بخت‌النصر به غنیمت از بیت‌المقدس آورده بود بازگرداند و بیت‌المقدس را آبادان نمود.» ۴۵

    میرخواند نوشته است: بهمن در زمان سلطنت خود پسر بخت‌النصر را از ولایت بابل معزول کرد و کوروش را که از اولاد لهراسب بود و مادرش دختر یکی از فرزندان بنی‌اسرائیل بود بر آن دیار والی گردانید امر فرمود که اسیران بنی‌اسرائیل را به سرزمین بیت‌المقدس فرستد و هر کس را که ایشان خواهند بر ایشان والی گرداند. کوروش آن قوم را جمع کرده دانیال را به حکومت بنی‌اسرائیل نامزد فرمود.۴۶

    یحیی‌بن عبداللطیف قزوینی گوید: «... به همین ولایت بسیار در حکم آورد و پسر بخت‌النصر را از بابل معزول کرد و کیرش۴۷ از اسباط جاماسب بن لهراسب (را) که مادرش از یکی انبیای بنی‌اسرائیل بود به عوض بفرستاد و بفرمود تا جمله بنی‌اسرائیل را به بیت‌المقدس آورد و کسی که ایشان خواهند بر سر ایشان گمارد، و کی‌رش ایشان را جمع کرد و دانیال پیغمبر علیه‌السلام را به اتفاق ایشان ریاست بنی‌اسرائیل و ملکی شام داد و ایشان را باز به مقام خویش گسیل کرد... و مادر بهمن از اولاد طالوت بود...»۴۸

    خواندمیر، اقدام کوروش را در آزاد کردن بنی‌اسرائیل به توصیه مادر می‌داند و گوید: «در متون الاخبار مسطور است که یکی از ملوک همدان کوروش نام از والده خود که از جمله سبایای بنی‌اسرائیل بود بعد از وقایع مذکور، کیفیت عظم‌ شان و رفعت مکان بین‌المقدس و مسجد اقصی را شنید بر چگونگی احوال اسرائیلیان مطلع شده به اموال بی‌قیاس و سی‌هزار نفر از استادان بنا و سایر هنرپیشگان به بیت‌المقدس شتافت و همت بر تعمیر آن بلده و ارتفاع آن گماشت.»۴۹

    این نکته که کوروش از طرف مادر به بنی‌اسرائیل منصوب باشد و مادرش کنیز کی یهودی باشد ممکن است از جهت توجهی که یهود به کوروش داشته‌اند در تواریخ آنان منعکس شده باشد و اصولاً انتساب سلاطین مقتدر و نیکنام به اقوام و ملل تازگی ندارد. ولی به هرحال مطلبی است که تقریباً در تمام کتب تاریخ اسلامی منعکس شده است.
    ۴۵- الکامل فی التاریخ، ج ۱، ص ۱۱۵.
    40-فارسنامه 40
    43- مروج الذهبج1، ص99
    44- کتاب العبرج2-ص162
    46- روضه الصفا،ج1، احوال بهمن
    49-حبیب السیر، چاپ خیام ج1 ،ص136
    این مقاله درشماره 11 بررسیهای تاریخی دی ماه 1346 چاپ شده است.



    ویرایش توسط fuzuli : ۱۳۹۱/۰۱/۱۱ در ساعت ۱۲:۲۲

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود