صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لیاقت در اشیاء بی جان؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119

    اشاره لیاقت در اشیاء بی جان؟




    سلام
    اول یک خاطره کوتاه، بعد بیان یک بحث:
    "گهواره فرزندم موقع تکان دادن، حرکت اضافی داشت. یک تکه مقوا زیر پایه اش گذاشتیم تا تراز شود. این تکه مقوا، چندین روز زیر پایه گهواره بود. تا اینکه امروز فرزند بزرگترم که کلاس اول دبستان است، می خواست طرز نوشتن کلمه "الله" را از من بپرسد، آن تکه مقوا را آورد و من روی آن تکه مقوا، طرز نوشتن و املای صحیح کلمه "الله" را چند بار برای او نوشتم تا خوب بیاموزد. چند ساعت بعد، خانمم آمد و خواست آن تکه مقوا را زیر پایه گهواره بگذارد.
    گفتم: "چه می کنی؟ این مقوا اسم "الله" رویش نوشته شده و نمی شود آن را زیر چیزی گذاشت. بلکه باید در جای مناسبی و با احترام نگهداری شود".
    خانمم گفت: "ولی این مال زیر پایه گهواره بود".
    گفتم: "بله. قبلاً بود. اما بعد لیاقت پیدا کرد و (با نوشته شدن کلمه الله بر آن) ارتقاء مقام یافت".
    خانمم گفت: "اما این یک شیء بیجان است و کاری نکرده است".
    گفتم: "باشد. اشیاء بی جان مثلاً مکان، یکی می شود مسجد، یکی می شود دستشویی. با وجود اینکه هر دو مکان و بی جان هستند، اما شأن و احتراماتشان فرق می کند"

    بحث:
    آیا واقعاً آن تکه مقوا ارتقاء مقام یافت؟ ظاهراً اینطور است.
    اگر این درست است، آیا به خاطر لیاقت بوده است؟ چرا این حادثه (که منجر به ارتقاء مقام شد) برای این تکه مقوا اتفاق افتاد در حالیکه می توانست برای کاغذ دیگری اتفاق بیفتد؟
    این تغییری که در آن ایجاد شد (که قبلاً زیر پایه گهواره گذاشته می شد اما حالا باید
    در جای مناسبی و با احترام نگهداری شود) را چگونه باید تحلیل کرد؟

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۰:۳۰

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    134
    حضور
    18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    829



    سلام...
    خیلی جالب بود.
    منم منتظر جواب این سوال می مونم .

    امام صادق(ع) می فرمایند:

    زن مؤمن از مرد مؤمن كمياب تر است، و مرد مؤمن

    از طلاي سرخ ناياب تر. پس آيا كدام يك از شما

    طلاي سرخ را ديده است؟!

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    عرفان وجبهه و شهدا
    نوشته
    209
    حضور
    6 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1765



    سلام
    چه بحث جالبی باور کنین منم گاهی اوقات برام سوال بوده شاید به نظرتون مسخره بیاد ولی مثلا بعضی از کاشی ها که توی توالت زده میشند در مقایسه با کاشی هایی که در مسجد برا تزیین زده میشند آیا مربوط به لیاقت اوناستاگه آره اونا که اختیاری ندارند وبی جان هستندو خیلی از چیزای دیگه .....
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید سید مرتضی آوینی

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    114
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    269




    بنام خدا و سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    بحث: آیا واقعاً آن تکه مقوا ارتقاء مقام یافت؟ ظاهراً اینطور است. اگر این درست است، آیا به خاطر لیاقت بوده است؟ چرا این حادثه (که منجر به ارتقاء مقام شد) برای این تکه مقوا اتفاق افتاد در حالیکه می توانست برای کاغذ دیگری اتفاق بیفتد؟ این تغییری که در آن ایجاد شد (که قبلاً زیر پایه گهواره گذاشته می شد اما حالا باید در جای مناسبی و با احترام نگهداری شود) را چگونه باید تحلیل کرد؟


    آیا واقعاً آن تکه مقوا ارتقاء مقام یافت؟ ظاهراًاینطور است.
    هم بله و هم خیر .بلکه درست این است که بگوییم آن شی در ذهن شمایی که چنین اعتقادی داری ارتقاء یافته است و البته در نظر کسی که این اعتقاد را ندارد چنین نیست . پس ارتقاء آن یک امر عینی و حقیقی نیست بلکه یک امر ذهنی و وابسته به ناظر است. به عبارت دیگر چنین نیست که هر بیننده ای به صرف نظر بر آن شی ارتقا ء در آن ببیند بلکه بنا به ذهنیت ناظر یکی برای آن اعتبار قایل می شود و دگری نه . اما به قول شاعر ..مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    اگر این درست است، آیا به خاطر لیاقت بوده است؟ چرا این حادثه (که منجر به ارتقاء مقام شد) برای این تکه مقوا اتفاق افتاد در حالیکه می توانست برای کاغذ دیگری اتفاق بیفتد؟


    خیر هیچ لیاقتی در کار نبوده است بلکه یک اتفاق بوده است و برای هر تکه مقوای دیگری ممکن بود بیافتد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    تغییری که در آن ایجاد شد (که قبلاً زیر پایه گهواره گذاشته می شد اما حالا باید در جای مناسبی و با احترام نگهداری شود) را چگونه باید تحلیل کرد؟



    تغییرنه در تکه مقوا که در ذهن شما اتفاق افتاده است.

    ارادتمند .بهاراتون سبز ، نوروزتان مبارک


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    نقل قول نوشته اصلی توسط دارا نمایش پست ها
    خیر هیچ لیاقتی در کار نبوده است بلکه یک اتفاق بوده است و برای هر تکه مقوای دیگری ممکن بود بیافتد.
    سلام.
    ولی فکر می کنم صحیح اینست که هیچ حادثه ای در عالم، اتفاقی نیست. بلکه هر حادثه ای و پدیده ای، حساب و کتاب و عللی دارد ولو اینکه علل آن، نزد ما شناخته شده و متعارف نباشند.
    اگر قرار بر پذیرش اصل "اتفاق" باشد (ولو در مورد برخی موارد معدود)، نگرش ما در مورد خیلی چیزهای دیگر هم ممکن است تغییر کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط دارا نمایش پست ها
    درست این است که بگوییم آن شی در ذهن شمایی که چنین اعتقادی داری ارتقاء یافته است و البته در نظر کسی که این اعتقاد را ندارد چنین نیست
    به نظر بنده، حقیقت، ارتباطی با ذهن افراد ندارد. چه من مسلمان باشم و چه نباشم، (چه ذهنیت ایمانگرا داشته باشم، چه نداشته باشم) خدا وجود دارد. این یک حقیقت است. ( پس وجود داشتن یا نداشتن خداوند، ربطی به ذهنیت کسی ندارد) و در پرتو این حقیقت، هر شیء ایی (حتی بیجان) که با "خداوند" ارتباط داشته باشد (هر نوع ارتباطی) نیز شریف و محترم خواهد بود. این نیز یک حقیقت است و ربطی به ذهن من یا فرد دیگری ندارد. لذا حقیقت این است که "کاغذی" که اسم الله روی آن نوشته شده، از کاغذی که چنین نام مقدسی رویش نوشته نشده است، شرافت بیشتری دارد (یا به قول دوستمان: کاشی مسجد از کاشی دستشویی شریفتر است).

    پس این شرافت، برای آن کاغذ حاصل شده است. و این یک ارتقاء است.
    (گرچه میتوان بحث کرد که آیا این شرافت، ذاتی است یا عرضی یا اتحادی)؟

    و بنا به مطلب قبلی ام، بنده ابا دارم از اینکه بپذیرم در عالم، امر اتفاقی قابل وقوع است. تمام امور این عالم حتی جزئی ترین مسایل پیش پا افتاده، حساب و کتاب و عللی دارند گرچه بر ما معلوم نباشد.

    لذا نتیجه همه اینها میشود اینکه: چرا این کاغذ ارتقاء یافت؟ فیض بود یا لیاقت؟ یا امر دیگری؟
    ویرایش توسط میهمان خدا : ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ در ساعت ۱۴:۴۲

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    Thinking
    نوشته
    250
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1188



    نمیدونم شاید جوابش این باشه ...

    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    وقتی خداوند از روح خود در وجود انسان دمید ... در حقیقت آینه ای تمام نما در دل خاک قرار داد که انسان میتوانست
    صفات پروردگارش را درک کند . و همین امر باعث شد که فرشتگان مامور بر سجده بر انسان شوند . در حقیقت فرشتگان
    مامور بر سجده بر روح خدا شدند و نه خاک .

    سوال آیا آن تکه خاک لیاقت داشت که خداوند در آن دمید : به نظر من نه .
    آیا آن خاک مرتبه وجودیش بالا رفت : به نظر من نه چون وقتی انسان میمیرد این بدن خاکی هیچ ارزشی ندارد .
    پس چرا فرشتگان بر انسان سجده کردند : فرشتگان بر خاک سجده نکردند بر روح خدا سجده کردند .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    حال بر میگردیم به سوال شما :
    آیا آن کاغذ لیاقت داشت : به نظر من نه .
    آیا آن کاغذ ارزشش بالا رفت : به نظر من نه .
    پس چرا ما برای آن احترام قایلیم : چون ما با نوشتن نام خدا ... یک روح ( یه چیزه غیر مادی ) رو به اون کاغذ پیوند میدهیم .
    در حقیقت این احترامی که ما برای آن کاغذ قایلیم از جهت آن وجود غیر مادی است که در آن دمیده ایم. آنچنانچه اگر آن نام را از روی
    کاغذ پاگ کنیم آن کاغذ به نظر من دیگر ارزشی ندارد .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    و یه چیزه دیگه :
    به نظر من . من کسی نیستم که اونقدر لایق باشم که جبرییل امین جلوی من سجده کنه . به نظر من خدا یه آینه
    به من داده که تو اون خدام رو ببینم و خودم رو اصلاح کنم تا به اون برسم . و اگر فرشتگان جلوی انسان سجده کردند
    به نظر من به اون آینه هه سجده کردن . نه به من . به اون نام الله بوده که رو تن خاکی من توشتن . نه به من .
    ویرایش توسط سرود کیهانی : ۱۳۹۱/۰۱/۰۶ در ساعت ۰۲:۳۷

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن ایلخانی نمایش پست ها
    حال بر میگردیم به سوال شما : آیا آن کاغذ لیاقت داشت : به نظر من نه . آیا آن کاغذ ارزشش بالا رفت : به نظر من نه . پس چرا ما برای آن احترام قایلیم : چون ما با نوشتن نام خدا ... یک روح ( یه چیزه غیر مادی ) رو به اون کاغذ پیوند میدهیم . در حقیقت این احترامی که ما برای آن کاغذ قایلیم از جهت آن وجود غیر مادی است که در آن دمیده ایم. آنچنانچه اگر آن نام را از روی کاغذ پاگ کنیم آن کاغذ به نظر من دیگر ارزشی ندارد .
    سلام علیکم
    بنده این سخن را صحیح می دانم.
    اما این سخن ، « لوازماتی » دارد.
    کاملاً صحیح است که خود کاغذ فی نفسه، ارزشش تغییر نکرده است و هر اتفاقی که افتاده، به خاطر کلمه « الله » بوده است.
    اما چون آن کاغذ، ظرف کلمه « الله » قرار گرفته است، بر اثر این همراهی و مصاحبت، ارزش و احترام یافته است و این یک تغییری است که برای آن کاغذ روی داده است. و این تغییر را می توان یک « فیض » دانست که نصیب آن کاغذ شده است. و خداوند فیوضات را از روی عدالت تقسیم می کند و به هر موجودی، چیزی را که آن موجود شایستگی را دارد می دهد.

    شاید سئوالی که در ابتدا مطرح کردم، را بتوان اینگونه باز نویسی کرد که: چرا این « ارزش» برای آن کاغذ ایجاد شد؟ (ارزشی که بر اثر ذات خود کاغذ نیست بلکه بر اثر مصاحبت با کلمه « الله » برای آن کاغذ ایجاد شد). چرا این اتفاق افتاد؟ در حالیکه می توانست نیفتد؟ چرا از بین همه کاغذها، این کاغذ شرافت ظرف واقع شدن برای کلمه « الله » را پیدا کرد؟ آیا این سئوال شما را یاد این آیه از قرآن نمی اندازد که:
    ان الله یعلم حیث یجعل رسالته.

    گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
    ور نه هر سنگ و گلی ، لولوء و مرجان نشود.

    آیا این کاغذ، گوهر پاکی داشت که سایر کاغذهای موجود در آن مکان نداشتند؟

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    عرفان وجبهه و شهدا
    نوشته
    209
    حضور
    6 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1765



    من میخوام بگم از اونجایی که معتقدم ذره ای از کارها در این دنیا بر اساس تصادف و اتفاق نمی باشد و پشت سرهمه قضایا از کوچک گرفته تا بزرگ حمکتی بس بزرگ ولی ناشناخته نهفته هست من معتقدم هرگز بر اساس اتفاق و تصادف این قضایا صورت نمی گیرد.
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید سید مرتضی آوینی

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط گرانبها نمایش پست ها
    معتقدم ذره ای از کارها در این دنیا بر اساس تصادف و اتفاق نمی باشد
    بنده هم همین نظر را دارم.

    در این رابطه، به این آیه شریفه توجه فرمائید:
    و اما الجدار فکان لغلامين يتيمينفي المدينه و کان تحته کنز لهما و کان ابوهما صالحا
    کهف - 82
    ویرایش توسط میهمان خدا : ۱۳۹۱/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۹:۰۵

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    114
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    269



    بنام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام


    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    ولی فکر می کنم صحیح اینست که هیچ حادثه ای در عالم، اتفاقی نیست. بلکه هر حادثه ای و پدیده ای، حساب و کتاب و عللی دارد ولو اینکه علل آن، نزد ما شناخته شده و متعارف نباشند
    اینکه هیچ حادثه ای اتفاقی نیست منظورتان چیست .اگر منظور این است حوادث در دایره ی قاعده ی " علت و معلول " قرار دارند این درست است. اگر آن را معلول بگیرید می توان برای آن دلیلی جستجو کرد.و اگر آن را به چشم علت ببیند می توان برای آن اثراتی در نظر گرفت. اما اینکه برای هر اتفاقی بتوانید اراده ی با شعوری را درپشت آن در نظر بگیرید یا آن را موثر و در بردارنده سمت و جهت خاصی بدانید کار عبث و بی معنایی است..بطور مثال من هر زوز برای صبحانه شیر می خورم ولی امروز بطور اتفاقی شیر نداشتیم . نه به عنوان یک معلول من اراده ی خاصی در نخریدن شیر داشتم و ونه به عنوان یک علت این موضوع اثر خاصی در زندگی من گذاشت. به نظر شما این هم جزو یکی از همان اتفاقاتی است که باید در جهان میافتاد و اگر نمی افتاد کار جهان به خطا می رفت. البته شما می توانید از هر پدیده ای یا اتفاقی که در اطرافتان می افتد برداشت شخصی متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشید ، ولی اینکه واقعن برداشت شخصی شما با آن اتفاق خاص ملازمه ای داشته باشد جای شک و تردید است.



    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    اگر قرار بر پذیرش اصل "اتفاق" باشد (ولو در مورد برخی موارد معدود)، نگرش ما در مورد خیلی چیزهای دیگر هم ممکن است تغییر کند.

    خیلی چیزهای دیگر چیست.چه تغییری بفرمایید ما هم روشن بشیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    به نظر بنده، حقیقت، ارتباطی با ذهن افراد ندارد. چه من مسلمان باشم و چه نباشم، (چه ذهنیت ایمانگرا داشته باشم، چه نداشته باشم) خدا وجود دارد. این یک حقیقت است.
    بله وجود خداوند یک حقیقت است.و این ارتباطی با ذهن افراد ندارد.و لی ضرورتی هم ندارد که هر فکری به ذهن شما بیاید و یا هر برداشت شما با حقیقت ملازم باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    وجود داشتن یا نداشتن خداوند، ربطی به ذهنیت کسی ندارد) و در پرتو این حقیقت، هر شیء ایی (حتی بیجان) که با "خداوند" ارتباط داشته باشد (هر نوع ارتباطی) نیز شریف و محترم خواهد بود.
    خیر چنین نیست که شما می گویید هرگونه ارتباط منشاء شرافت نیست.ای بسا امور شر که در جهان روی می دهد و در سایه وجود اوست .آیا این امور هم شرافت دارند. آیا این همه قتل و تجاوز به که به نام خدا هر روزه در جهان اتفاق می افتد مایه ی شرافت برای مسببین آن است....چه کتاب ها که بنام خدا شروع می شود ولی جز گمراهی سودی نمی رساند و .......چه مکانها که سردر آنها به نام خدا مزین است و در آن جز برای نابودبی بشریت تجمع نمی شود....بفرمایید در این گونه موارد کدام شرافت ذاتی یا عرضی یا......نصیب میگردد


    نقل قول نوشته اصلی توسط طوفان خورشیدی نمایش پست ها
    این نیز یک حقیقت است و ربطی به ذهن من یا فرد دیگری ندارد
    بفرمایید در مثال های بالا کدام یک حقیقت است ، هیچگونه حقیقتی در این امور نیست و اگر کسی آن را حقیقت بداند اتفاقن باید گفت این امری است که فقط به ذهن او برمیگردد و هیچ ربطی به حقیقت ندارد.

    بگذریم دوست عزیز .اینکه چه نتیجه ای می خواهی از این مطلب بگیری خیلی جالب تر از حود مطلب است و ما منتطریم که شما آن را بیان کنید.

    ارادتمند

    **همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده اند**

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۴/۱۷, ۱۵:۰۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود