صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقد تفاوت های معجزه با سحر و کارهای مرتاضان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    نقد تفاوت های معجزه با سحر و کارهای مرتاضان




    انبیا دارای صلاح عقیده و اخلاق بوده اند بر خلاف اعمال خارق العاده مرتاضان و ساحران
    پاسخ1:
    اگر صاحبان معجزه مانند سای بابا فساد عقیده نداشتند چه باید کرد ؟چه دلیل هست که غیر از انبیا و اولیا هرکسی امر خارق العاده ای انجام دهد دارای فساد اخلاقی و عقیدتی است؟آیا محال است که این افراد فساد اخلاقی و عقیدتی نداشته باشند؟خیر ؛پس احتمال دارد که شخصی هم کار خارق العاده انجام دهد و هم فساد اخلاقی و عقیدتی نداشته باشد.
    پاسخ2
    فساد عقیدتی را از کجا می توان تشخیص داد؟مثلا قائل به تثلیث یا ثنویت فاسد العقیده است یا نه؟نمی توان گفت که چون مخالف قرآن است بنابراین فاسد است زیرا آنها هم مطابق اعتقاد خودشان این نظر را صحیح و خلاف آنرا فاسد می دانند .

    اشکال به پاسخ 2:
    صلاح و فساد عقیده و اخلاق را براساس موازین عقلی درک می کنیم.
    پاسخ:
    این همه فلاسفه و حکما براساس موازین عقلی استدلال می کنند اما در عین حال اختلاف زیاد دارند و هر فیلسوفی نمی تواند مخالفین خود را فاسد العقیده بداند و خود را صلاح العقیده چون خصم او ادعای مخالف او را می کند .
    بله اگر همه علوم عقلی مثل ریاضیات و منطق می بود در آن صورت با قاطعیت بیشتری می توان گفت که فلان عقیده حتما باطل است . حاصل آنکه بسادگی نمی توان فساد عقیده را تشخیص داد.مثلا آیا قائلین به حرکت جوهری صحیح می گویند یا مخالفین آن ؟آیا حق با ملاصدرا است یا ابن سینا یا هیچکدام؟ملاصدرا می گوید من در اوایل شدیدا از اصالت الماهیه دفاع می کردم ولی بعدها حق بر من روشن شد و خداوند تفضل کرد تا فهمیدم سخن استادم میرداماد باطل است و اصالت با وجود است. حال آیا ملاصدرا فاسد العقیده است یا میرداماد ؟پس تشخیص صحت و فساد عقیده مشکل است و متخصصان هم در اینجا مشکل دارند چه رسد به عوام که بخواهند فساد و عدم فساد عقیده معجزه گر را بفهمند.(نکته مهم همین است که مردم دقت عقلی برای فهم صلاح یا فساد عقیده را ندارد و با همان یقین روان شناختی به گفته پیامبر یقین می کنند چه با عقلشان بسازد چه نسازد مثلا وقتی سای بابا می گوید من خدایم معلوم است با عقل نمی سازد اما چون معجزه می کند مردم به حرف او یقین روان شناختی پیدا می کنند(همان طور که می بینیم هزاران نفر پیرو او شده اند)و شما این برهان را(برهان حکمت)برپایه یقین روان شناختی عوام بنا کرده اید پس باید با همان مبنا جواب دهید)
    و اما در مورد فساد اخلاقی اگر فساد به این است که رعایت ظواهر و آداب اخلاقی نشود ،محال نیست که کسی رعایت ظواهر و آداب اخلاقی را بکند و بعد هم کار خارق العاده از او سرزند(مانند سای بابا که بعضی از تعلیمات او عبارتند از: مراقبه روزانه و ذکر نام‌های خداوند متعال خواندن نیایش و دعا به اتفاق اعضا خانواده به‌صورت هفتگی * شرکت جستن در کارهای جمعی امور خیریه و خدمت عابدانه به خداوند* با همگان به نرمی رفتار و گفتگو کردبپرهیز از بدگویی و غیبت*محدودکردن خواسته‌ها و امیال و صرف وجوه پس‌انداز شده برای خدمت به خداوند از طریق خدمت به همنوعان/منبع:ویکپدیا)و حقیقتاًتفاوت اخلاقی انسانها وقتی است که باطن و ضمیر آنها شناخته شود و این مطلب هم که در اختیار ما نیست و فقط خداوند است که عالم به ضمائر و سرائر است.ممکن است کسی ظاهرا دروغ نگوید و تهمت نزند و از شراب و زنا پرهیز کند ولی قصد گول زدن مردم را داشته باشد(مثل عمر و ابابکر)...هیچ استحاله ای ندارد که شخصی یک عمر به ظاهر پاک بوده و حتی بگوید که گناه قلبی هم مرتکب نشده است ولی در عین حال از جهت باطنی معصوم نباشد چه اینکه شاید همین سخن اولین دروغ او باشد. اولین گناه و دروغ همیشه اولین گناه و دروغ است شاید تاکنون من دروغ نگفته باشم ولی همین الان اولین دروغ را بگویم ،سابقه عدم دروغگویی دلیل بر دروغ نگفتن در آینده نیست . به علاوه اگر کسی چنین ادعایی را هم بر زبان نیاورد درآن صورت باز صلاح و فساد عقیده روشن نیست .
    پاسخ3:
    چه دلیل عقلی است که کسی که صحیح العقیده وصحیح الاخلاق باشد ودر عین حال معجزه آورد راست می گوید؟یعنی صحیح العقیده بودن تأثیر در اقامه برهان دارد؟اگر کسی به با صحیح العقیده بودن پیامبر یقین روان شناختی کرد به صدق پیامبر آن حجت است اگر کسی هم بدون صحیح العقیده بودن پیامبر بر صدق مدعای پیامبر یقین کرد آن حجت است- طبق مبنای برهان حکمت -(پاسخ 1و2 را جناب آقای ملکیان جواب داده اند(در جزوه علم و دین ،ص116 و117))


    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۶/۲۲ در ساعت ۲۰:۰۰
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069




    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم جمیعا

    1- انبیاء الهی نه حکماء یونانی اند و نه اهل کلام اسلامی

    2- معجزه متعلق به انبیاء نیست معجزه ظهور مادی و عینی بعض صفات باریتعالی است و در آن نشانه هائی است برای اهل تامل مگر که هدایت یابند.
    سحر و جادو در عالم مادی از هر مخلوقی بر می آید معنی و هدف از استفاده از آن مشخص است.

    پس سحر و جادو را نه از لحاظ معنی و نه از لحاظ کیفیت نمیتوان با هم یکجا ذکر کرد. مگر اینکه آنچه که شما ذکر کردید بگوئیم و آن این است که از عهده بشر عامی بر نمی آید که سحر کند و معجزه نماید.

    اما ساتیا سای بابا و نبی اکرم


    من حدود 3 سال پیش کتابهایی از نوشته های ایشان را تهیه و مطالعه کردم. ولی نه با این دید که بخواهم نوشته های این شخص را بخواهم با کتاب خدا مقایسه کنم
    یا حتی نوشته های بزرگان کلامی و نه حتی فلاسفه.

    چرا ؟

    چون ایشان در مفاهیمی که ارائه میدادند بقدری تضاد در مفاهیم وجود داشت که حتی از یک فیلسوف هم بعید بود.

    چه برسد به کتاب خدا

    از طرفی امثال ایشان زیادند
    امثال مورتی و اوشو که سخنان بزرگان دین و فلاسفه و حکماء و حتی آیات کتاب الهی و دیگر کتب ادیان ابراهیمی را گزینش کرده بدون توجه به تضاد میان آنها و صرفا با اتکا به زیبا بودن آن کلام برای پیروان عامی خود مونتاژ کرده بودندو گفته بودند این کلام آنهاست.

    خب این چه چیزی را اثبات میکند ؟ آیا این بغیر از یک نیرنگ است ؟

    این افراد کجا پیامبر کجا ؟

    من اگر بخواهم تنها بین دو کتاب ( سخنان ساتیا و تعلیمات ) ایشان تضادها را توصیف کنم خود یک کتاب میشود دو برابر قطر جمع این دو کتاب
    من فرض مثال :

    در سخنان ساتیا در باب جنگ نیک و بد او چنین میگوید :

    ..... ان شاء الله

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۵:۳۶
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    ..

    در جنگ نیک و بد ایشان میگوید :


    بدن ( انسان ) میدان جنگ است
    از یک سو نیروهای اهریمنی و از سوی دیگر نیروهای اهورا به ترتیب صف کشیده اند جنگ آنها در صحنه زندگی شبیه رقابت فوتبال است نیروهای اهریمن فرماندهان خود را یکی پس از دیگری در جنگ از دست میدهند و آنانی ( آن انسانهائی که ) بطور کامل خود را تسلیم خداوند کرده اند به پیروزی نهائی دست می یابند.

    این مسابقه را میتوان بصورت مبارزه ای میان کیفیات شیطانی مانند هوس نفرت حسد غرور و کیفیاتی نظیر حقیقت تقوی آرامش عدم خشونت و عشق توصیف کرد.


    در کتاب تعلیمات ایشان بدون توجه به این مساله که در سخنرانیها بدن انسان را میدان جنگ میان دو گروه خیر و شر توصیف کرده

    انسان را چنین توصیف میکند :

    شما بازتاب تصویر الوهیت هستید - اصل اوست وجودی که باز میتاباند آیا بین شی ء و تصویرش تفاوتی وجود دارد ؟ ( در مقام رد تفاوت میان خدا و بنده )
    شما همه او هستید و او همه شما
    کسی که فکر میکند چیزی جز جسم نیست چون عروسکی شکرین
    و آن کس که میداند روح الهی است چون خود شکر است

    (در ادامه الوهیت اسماء بشر)
    هر نامی را محترم شمارید تقدیس و تکریم به خداوند باز میگردد زیرا او به همه اسمها پاسخ میگوید
    اگر نام کسی را لکه دار کنید به خداوند بر میگردد زیراکه انسانها همه تجلی اراده و خواست او هستند .

    جناب ولایت عذر میخواهم


    ایشان حتی خودش نمیداند چه چیزی میگوید شما چطور فهمیدید ایشان پیامبر است ؟


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم

    البته ایشان خدا و شیطان را نیز در توصیفی بسیار گنگ شرح میدهد و میگوید که خدا از دید او چه ماهیتی دارد و شیطان چیست.

    در کتاب تعلیمات ص 10 ( هرآنچه که حقیر تا اینجا نقل کرده ام از 10 صفحه ابتدائی دو کتاب مذکور بود و هرگز تمام اشکالات وارده در بحثهای این 10 صفحه را هم ذکر نکردم )
    میگوید :
    ... شاید شکوه و شکایت کنید . آری شاید بگوئید ما سالهای زیادی در رده ایم طلب و جستجو کرده ایم اما هنوز دری گشوده نشده
    بگذارید علت را به شما بگویم شما از شیطان خواهش کرده اید نه از پروردگار در پس درهای شیطان بوده اید و گنجی را که در قلمرو شیاطین بوده است کاوش میکردید

    حال توضیح میدهد که شیطان چیست و خدا چیست :

    اقلیم شیطان دنیای مادی است طبیعت بیرونی ( دنیای حواس - prakrithi ) . او ( شیطان ) ساحره ای باهوش است شما او را خشنود ساخته اید و بر این باورید که او میتواند صلح و برکت را به شما عطا کند .... شما در پی لذات زود گذر و پیش پا افتاده ! گنج جاویدان را از کف میدهید.

    و بعد میگوید خدا شما هستید و و شما خدا و... که در پست قبل سخن ایشان را نقل کرده ام.

    و در ادامه تضادهای متعدد در تعریفاتش در جائی دیگر میگوید خداوند مستقیما به ما آموزش نمیدهد از طریق طبیعت آموزش میدهد طبیعتی که پیرامون ماست ... خداوند نام خود را بر جای جای طبیعت حک کرده است . طبیعت لوحی است که بوسیله آن تعلیم میگیریم. ( ص 13 کتاب تعلیمات )

    خب فرض بر این بگیریم که ایشان منظورش از پرکریتی حوائج نفسانی ای باشد که در قالب خواسته های مادی رخ نموده ( بنا بر آن صفاتی که در پست قبل ذکر شده که البته هرگز ایشان چنین کلماتی را ذکر نکرده و بنده آنرا رفو کرده ام )

    راه حل چیست ؟ هرگز راه حلی در میان نیست . تعاریف کپی برداری شده ارائه میشوند ولی راهی برای گریز ارائه نمیشود مگر تنها عباراتی شعارگونه و دوباره بی تعریف همچون عشق صلح و آواتار و...

    قرآن کریم تمام این مفاهیم را توصیف کرده و راه رهائی را پس از تعریف هواهای نسانی در برائت از انحرافات وصف مینماید.

    آخر برادر من این پراکنده گوئیهای بی هدف و مردم فریب کجا و آن کجا ؟

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    معجزه متعلق به انبیاء نیست معجزه ظهور مادی و عینی بعض صفات باریتعالی است و در آن نشانه هائی است برای اهل تامل مگر که هدایت یابند.
    سحر و جادو در عالم مادی از هر مخلوقی بر می آید معنی و هدف از استفاده از آن مشخص است.
    پاسخ:دلیل بر این مدعا!!!!!!!!!!!!!

    پس سحر و جادو را نه از لحاظ معنی و نه از لحاظ کیفیت نمیتوان با هم یکجا ذکر کرد. مگر اینکه آنچه که شما ذکر کردید بگوئیم و آن این است که از عهده بشر عامی بر نمی آید که سحر کند و معجزه نماید.
    پاسخ:خب کی چی؟؟
    اما ساتیا سای بابا و نبی اکرم

    من حدود 3 سال پیش کتابهایی از نوشته های ایشان را تهیه و مطالعه کردم. ولی نه با این دید که بخواهم نوشته های این شخص را بخواهم با کتاب خدا مقایسه کنم
    یا حتی نوشته های بزرگان کلامی و نه حتی فلاسفه.
    چرا ؟
    چون ایشان در مفاهیمی که ارائه میدادند بقدری تضاد در مفاهیم وجود داشت که حتی از یک فیلسوف هم بعید بود.
    چه برسد به کتاب خدا
    از طرفی امثال ایشان زیادند
    امثال مورتی و اوشو که سخنان بزرگان دین و فلاسفه و حکماء و حتی آیات کتاب الهی و دیگر کتب ادیان ابراهیمی را گزینش کرده بدون توجه به تضاد میان آنها و صرفا با اتکا به زیبا بودن آن کلام برای پیروان عامی خود مونتاژ کرده بودندو گفته بودند این کلام آنهاست.
    خب این چه چیزی را اثبات میکند ؟ آیا این بغیر از یک نیرنگ است ؟
    این افراد کجا پیامبر کجا ؟
    من اگر بخواهم تنها بین دو کتاب ( سخنان ساتیا و تعلیمات ) ایشان تضادها را توصیف کنم خود یک کتاب میشود دو برابر قطر جمع این دو کتاب
    پاسخ:به هر حال اگر قرار باشد معجزه دلالت بر صدق مدعای آورنده آن کند پس سخنان سای بابا هم درست است ولو اینکه به ظاهر متضاد باشد چون هموشان می تواند به راحتی این تناقض ها را تاویل ببرند
    ...
    ایشان حتی خودش نمیداند چه چیزی میگوید شما چطور فهمیدید ایشان پیامبر است ؟

    پاسخ:خب نظر قبلیشان نسخ شده است
    جواب تاپیک بعدیتان همان است که ذکر شد
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    سلام بر شما.

    جناب ولایت...

    معجزه همان خارق عادت است منتها خارق عادتی که صرف ادعا نیست مانند وحی که مردم ندیدند ،بلکه یکی از خصوصیات معجزه همین است که در معرض افراد قرار گیرد،اما اینکه هر امر غیر عادی معجزه باشد در مرتبه خودش برای مراتب دانی معجزه است،چون معجزه چیزی جز به خدمت گرفتن قانون نیست،حالا این قانون می خواهد عالم مادی باشد یا عوالم بالاتر ،پس اینکه سحر و اعمال مرتاضان نیز سنخی از امر خارق عادت باشد در ان شکی نیست چون برای افراد دانی چنین امری عجز اور است،ولی از مراتب ضعیف ان به حساب می اید،چون قدرت انها فراتر از انچه نفسشان خواسته به دست نیاورده اند،یعنی قدرت انها در حد بساطت نفس انهاست و نه فزونتر ،ولی پیامبر بساطت امر خود را از خدا می گیرد نه از نفس،نتیجتا سیطره این صرافت بر عالم در مرتبه ای عالی صورت می گیرد ،که البته اثر این عمل نیز صد درصد با یک مرتبه دانی مثل مرتاض مغایر است....

    پس پیامبر ابتدا هدایت شده است و نیاز به هدایت کسی جز خدا ندارد،یعنی به انچه رسیده دعوت می کند،به عبارتی هر کسی نمی تواند پیامبر باشد،نتیجتا پیامبر ابتدا مقام قرب را دارد و به انچه رسیده دعوت می کند و در اصل دعوت به انچه رسیده دعوت به حق است و لی مرتاض هندی به چه رسیده است و از کجا هدایت شده است و از چه طریق و به واسطه چه.....

    پیامبر هدایت را واجد است،ان هم به واسطه حق نه به اسطه خلق وگرنه هدایت او ارزشی جز در حد نفسش ندارد...با موارد فوق بحث تعلق به اخلاقیات نیز روشن می شود چون اخلاق چیزی جز وصف نفس نیست....پس پیامبر می اید تا بذر فطرت در درون ادمی را شکوفا کند که ثمره ان اخلاقیات است،و چیزی جز انچه تفاضای درونی ادمی است چیزی از خارج به او تحمیل نمی کند،مانند تقاضای فرد تشنه از اب که البته اب تحمیل بر او نیست بلکه لازمه خلقت وتکامل اوست پیامبران نیز چنین می کنند.....وگرنه یک نفر هم به حرف پیامبران گوش نمی داد....نتیجتا اخلاق مرتبه پذیر است و کسی جز پیامبر واجد همه این مراتب نیست چون لازمه هدایت این است...


    یاحق


    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    ولی از مراتب ضعیف ان به حساب می اید،چون قدرت انها فراتر از انچه نفسشان خواسته به دست نیاورده اند،یعنی قدرت انها در حد بساطت نفس انهاست و نه فزونتر ،ولی پیامبر بساطت امر خود را از خدا می گیرد نه از نفس،نتیجتا سیطره این صرافت بر عالم در مرتبه ای عالی صورت می گیرد ،که البته اثر این عمل نیز صد درصد با یک مرتبه دانی مثل مرتاض مغایر است....
    پاسخ:من از کجا بفهمم عمل خارق العاده پیامبر چنین خصوصیتی را دارد؟؟؟؟؟؟؟
    شاید برعکس باشد
    خب باهمین تمییزها که متکلمین عرض کردند که من همه اش را نقد کرده ام
    پس پیامبر ابتدا هدایت شده است و نیاز به هدایت کسی جز خدا ندارد،یعنی به انچه رسیده دعوت می کند،به عبارتی هر کسی نمی تواند پیامبر باشد،نتیجتا پیامبر ابتدا مقام قرب را دارد و به انچه رسیده دعوت می کند و در اصل دعوت به انچه رسیده دعوت به حق است و لی مرتاض هندی به چه رسیده است و از کجا هدایت شده است و از چه طریق و به واسطه چه.....
    پاسخ:همش ادعا اما اثبات ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    از کجا معلوم مدعی معجزه چنین خصوصیتی را داشته باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پیامبر هدایت را واجد است،ان هم به واسطه حق نه به اسطه خلق وگرنه هدایت او ارزشی جز در حد نفسش ندارد...با موارد فوق بحث تعلق به اخلاقیات نیز روشن می شود چون اخلاق چیزی جز وصف نفس نیست....پس پیامبر می اید تا بذر فطرت در درون ادمی را شکوفا کند که ثمره ان اخلاقیات است،و چیزی جز انچه تفاضای درونی ادمی است چیزی از خارج به او تحمیل نمی کند،مانند تقاضای فرد تشنه از اب که البته اب تحمیل بر او نیست بلکه لازمه خلقت وتکامل اوست پیامبران نیز چنین می کنند.....وگرنه یک نفر هم به حرف پیامبران گوش نمی داد....نتیجتا اخلاق مرتبه پذیر است و کسی جز پیامبر واجد همه این مراتب نیست چون لازمه هدایت این است...
    پاسخ:شما اصلا مطلب مرا خوانده اید
    خب من جواب این شبهه را که می گویند پیامبر اخلاق داشته و مرتاض نداشته دادم دیگه
    شما یکبار دیگه مطلب مرا بخوان
    بعد هم لازم نیست این قدر سنگین حرف بزنید که هیچکی نفهمه چی می گین



    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    پاسخ:من از کجا بفهمم عمل خارق العاده پیامبر چنین خصوصیتی را دارد؟؟؟؟؟؟؟
    شاید برعکس باشد
    خب باهمین تمییزها که متکلمین عرض کردند که من همه اش را نقد کرده ام
    سلام بر شما.

    از ادله اتان معلوم است که شما به شک خود هم شک دارید !!!....اگر چنین باشد بحث با شما معنی درستی ندارد ،با این فرض حتی درک شنیداری نیز برای شما نباید قطع اور باشد!


    در هر حال اصل، اثبات چنین امری برای شخص و فرد است حالا شما شک دارید ان نبی باشد یا خیر این دیگر ارزشی برای دعوی شما ندارد....

    اگر ملاک درک و علم در اصل دیدن باشد،شما باید با عرض معذرت بر حلیت خود هم شک کنید!!چون تاریخ قطع اور نیست!در حالی که چنین چیزی از مضحکات می باشد،چون تاریخ است که حال را می سازد.....


    موفق




    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ:دلیل بر این مدعا!!!!!!!!!!!!!

    سلام علیکم جمیعا

    برادر من لطف کنید کمی در مورد سوالتان توضیح بدهید منظورتان کدام مدعاست ؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ:خب کی چی؟؟
    !
    اینکه تفاوت بسیاری بین معجزه و سحر و جادو هست دلیل بر تفاوت بین آورنده این دوست.

    اگر در مورد معجزات الهی کمی تامل کنید جهت دار و معنی دار بودن آنرا خواهید دید
    مثلا در مورد معجزاتی که حضرت عیسی علیه السلام
    رسالت آنرا داشت تعدادشان انگشت شمار است ( در مورد هر نبی ای چنین است )
    ایشان ایلعازر را در بین فریسیهای متعصب به اذن الهی صدا کردند همین به سادگی باعث شد قومی هدایت پیدا کنند بجز گمراهان
    و ضمنا معجزات در راستای رسالت آن نبی است. تائید کننده آن است . فی المثل در مورد حضرت موسی باز شدن نیل بمعنای ولایت خداوند بر مومنین و حمایت خداوند از آنهاست - بیان کننده صفت احاطه خداوند بر عالم هستی مبین عالم الغیب و الشهود - و الی انتهاست که خود معجزه کتابی از معانی در خودش دارد.

    این درست برعکس سحر و جادو است که تعدادش بی شمار بوده در هر زمان و مکانی اتفاق می افتد با قول مدعی آیا یکسان و مرتبت است ؟ مبین و تائید کننده چه طور مفاهیمی است بنده نمیدانم شما از ساتیا سای بابا چه معجزه ای دیده اید که مثلا موید سخنی از سخنانش و ادعاهای ایشان باشد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    اسخ:به هر حال اگر قرار باشد معجزه دلالت بر صدق مدعای آورنده آن کند پس سخنان سای بابا هم درست است ولو اینکه به ظاهر متضاد باشد چون هموشان می تواند به راحتی این تناقض ها را تاویل ببرند

    بحث معجزه درست است تاویل دارد ولی بدون هیچ تاویلی حتی در نمود ظاهری آن نیز عوام مفاهیم رسالت را درک میکنند آیا در مورد سای بابا چنین بوده ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    ایشان حتی خودش نمیداند چه چیزی میگوید شما چطور فهمیدید ایشان پیامبر است ؟ پاسخ:خب نظر قبلیشان نسخ شده است جواب تاپیک بعدیتان همان است که ذکر شد

    ناسخ بهمراه منسوخ در همان کتاب ! ؟


    البته ناسخ و منسوخ که چه عرض کنم این مفاهیم کاملا با هم در تضادند


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نهایتا اینکه

    برای فهمیدن کذب از صدق بغیر از استماع کلام نبی ما نیاز به تعقل و تفکر و تحقیق داریم پس بخشی از این بحث مربوط به شهادت عقول است.
    هر عاقلی هم میان فسق و حق را میتواند تشخیص دهد والا نمیتوان او را عاقل نامید.

    و بعد اینکه اگر معجزه همچون پول خرد در ید قدرت غیر خدا باشد بله بقول شما معجزه دلیل بر صدق نخواهد بود و از آن بدتر عده ای هم گفته اند خود پیامبر هم نمی تواند حقانیتش بشکلی قطعی اثبات کند.

    معجزه در ید غیر خدا نیست و یکی از دلایل صدق انبیاء تائید رسالت ایشان توسط معجزات از سوی خداوند متعال است.

    ضمنا هیچ پیامبر الهی ای نیست که دلایل صدق پیامش را نداند و این کلامی جاهلانه است.

    أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِي وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ(الأنبياء/24)
    آيا آنها معبوداني جز خدا برگزيدند؟! بگو: «دليلتان را بياوريد! اين سخن کساني است که با من هستند، و سخن کساني [= پيامبراني‌] است که پيش از من بودند!» اما بيشتر آنها حق را نمي‌دانند؛ و به همين دليل (از آن) روي گردانند.


    و من الله التوفیق


    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۲:۱۰
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود