جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش دانش کلام در سرنوشت بنی معاویه

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    نقش دانش کلام در سرنوشت بنی معاویه




    به نام خدا
    یکی از دانش های رایج دوران بنی امیه، علم کلام بود که سبب شد جریان حکومت امویان تغییر پیدا کند. علم کلام از دیرباز وارد دربار امویان شده بود و معاویه خود از جبرگرایان به منظور دفاع از خلافتش بهره می بد. اما زمانی نگذشت که قدری ها یا همان معتزلیان وارد دربار پسر معاویه یعنی یزید شدند و کار را بر امویان دشوار نمودند. نمونه این ادعا عمر مقصوص کلامی بود که استاد معاویه بن یزید بود و همین تعالیم او بود که مایه کناره گیری معاویه از خلافت گردید. به این سند تاریخی دقت بفرمایید: چون يزيد بمرد، حكومت به پسرش معاويه رسيد. او قَدَرى مسلك بود. عمر مقصوص او را با اين مذهب آشنا كرده بود و او نيز بدان گرويده بود. چون مردم با او بيعت كردند عمر مقصوص (استاد قدری مسلکش) را گفت: تو در اين باره چه مى ‏گويى؟ گفت: يا به عدالت رفتار كن يا كناره‏ گير. پس معاوية بن يزيد خطابه ‏اى خواند و گفت: جد من معاويه بر سر خلافت با كسى كه از او سزاوارتر و شايسته‏ تر بود به نزاع برخاست و آن را از آن‏ خويش كرد، پس از او پدرم عهده ‏دار امر خلافت شد كه هيچ شايستگى آن را نداشت و من نمى‏خواهم با خداى عز و جل ديدار كنم در حالى كه بار مظلمه شما بر دوشم باشد، شما خود دانيد و خلافتتان، آن را به هر كه خواهيد بدهيد. سپس از منبر فرود آمد و در خانه به روى خود بست و به عبادت پرداخت تا به بيمارى طاعون بمرد. مدت حكومت او بيست روز بود. چون معاوية بن يزيد مرد، بنى اميه به عمر مقصوص در آويختند و گفتند كه تو او را فاسد كردى و اين چيزها را به او آموختى. سپس او را زنده به گور كردند.

    سند عربی: و لما مات يزيد صار الأمر الى ولده معاوية و كان قدريّا لان عمر المقصوص كان علمه ذلك فدان به و تحققه. فلما بايعه الناس قال للمقصوص: ما ترى. قال: اما ان تعتدل او تعتزل. فخطب معاوية بن يزيد فقال: ان جدّي معاوية نازع الأمر من كان اولى به و أحق. ثم تقلده ابي. و لقد كان غير خليق به. و لا احبّ ان ألقى الله عزّ و جلّ بتبعاتكم. فشأنكم و أمركم ولّوه من شئتم. ثم نزل و اغلق الباب في وجهه و تخلّى بالعبادة حتى مات بالطاعون. و كانت ولايته عشرين يوما فوثب بنو أميّة على عمر المقصوص و قالوا: أنت أفسدته و علّمته. فطمروه و دفنوه حيّا
    تاريخ مختصر الدول، غريغوريوس الملطى المعروف بابن العبرى (م 685)، تحقيق انطون صالحانى اليسوعى، بيروت، دار الشرق، چاپ سوم، 1992.،ص:111؛ البدء و التاريخ، مطهر بن طاهر المقدسى (م 507)، بور سعيد، مكتبة الثقافة الدينية،بى تا.،ج‏6،ص16


    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود