جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علی اکبر(ع)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    علی اکبر(ع)




    على اكبر«ع‏»

    فرزند بزرگ سيد الشهدا و شبيه پيامبر كه روز عاشورا فداى دين شد.مادر على اكبر،ليلا دختر ابى مره بود.در كربلا حدود 25 سال داشت.

    سن او را 18 سال و 20 سال هم‏گفته‏اند.او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. (1)

    على اكبر شباهت بسيارى به پيامبرداشت،هم در خلقت،هم در اخلاق و هم در گفتار.به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن‏ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين‏«ع‏»چهره به آسمان گرفت

    و گفت:«اللهم‏اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا وكنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...» (2

    شجاعت و دلاورى على اكبر و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او،در سفر كربلابويژه در روز عاشورا تجلى كرد.

    سخنان،فداكاريها و رجزهايش دليل آن است.وقتى امام‏حسين از منزلگاه‏«قصر بنى مقاتل‏»گذشت،

    روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس ازبيدارى‏«انا لله و انا اليه راجعون‏»گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد.على‏اكبر وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد،

    حضرت فرمود:در خواب ديدم سوارى‏مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود.پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟فرمود:چرا. (3)

    روزعاشورا نيز پس از شهادت ياران امام،اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى‏دين كند او بود.

    گر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود،ولى از ايثارو روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود.وقتى به ميدان مى‏رفت،

    امام حسين‏«ع‏»درسخنانى سوزناك به آستان الهى،آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان‏كشيدند،نفرين كرد.

    على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود.

    هنگام جنگ،اين رجز را مى‏خواند كه نشان دهنده روح بلند و درك عميق اوست:

    انا على بن الحسين بن على نحن و رب البيت اولى بالنبى تالله لا يحكم فينا ابن الدعى اضرب بالسيف احامى عن ابى ضرب غلام هاشمى عربى (4)

    پيكار سخت،او را تشنه‏تر ساخت.به خيمه آمد.بى آنكه آبى بتواند بنوشد،با همان‏تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد.قاتل او مرة بن منقذعبدى بود.

    پيكر على اكبر با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيدكه جان باخته بود.صورت بر چهره خونين على اكبر نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد:

    «قتل الله قوما قتلوك...»و تكرار مى‏كرد كه:«على الدنيا بعدك العفا».و جوانان هاشمى‏را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. (5)

    على اكبر،نزديكترين شهيدى است كه باحسين‏«ع‏»دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين‏«ع‏»قرار دارد و به اين‏خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد. 6)

    الگوى شجاعت و ادب،اكبر
    در دانه فاطمى نسب،اكبر
    فرزند يقين ز نسل ايمان بود
    پرورده دامن كريمان بود
    آن يوسف حسن،ماه كنعانى
    در خلق و خصال،احمد ثانى
    آن شاهد بزم،سرو قامت بود
    دريا دل و كوه استقامت بود
    آن دم كه لباس رزم مى‏پوشيد
    از كوثر عشق،جرعه مى‏نوشيد
    از فرط عطش فتاده بود از تاب
    گرديد ز دست جد خود سيراب
    در راه خدا ذبيح دين گرديد
    بر حلقه عاشقان نگين گرديد
    داغش كمر حسين را بشكست
    با خون سرش حناى خونين بست
    ديباچه داستان حق،اكبر
    قربانى آستان حق،اكبر (7)


    پی نوشت:

    1حياة الامام الحسين،ج 3،ص 245 و مقاتل الطالبيين.
    2-بحار الانوار،ج 45،ص 43.
    3-اعيان الشيعه،ج 8،ص 206.
    4-همان،ص 207.
    5-حياة الامام الحسين،ج 3،ص 248.
    6-از جمله براى شرح حال او ر.ك:«على الاكبر»از عبد الرزاق الموسوى، ،146ص
    7-همان

  2. صلوات ها 5


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود