جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابوبكر و عمر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    126
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    426

    اشاره ابوبكر و عمر




    در مورد دین ابوبكر و عمر پيش از اسلام می خواستم بدونم و اینکه در آن دوره شراب چه حکمی داشت و آیا آنها میخوردند ؟
    مستند جواب دهید.
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۴:۴۴

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,133
    حضور
    45 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535



    برای اینکه با شخصیت آندو قبل از اسلام آشنا شویم به داستان زیر توجه فرمایید
    روزى أبوبكر به عمر برخورد نمود ، در حالى كه وى كنیز مسلمان بنى مؤمّل (1) را شكنجه مى داد تا دست از اسلام بردارد ، عمر در آنزمان مشرك بود و او را مى زد و چون خسته شد گفت : من از تو معذرت مى خواهم فقط بخاطر خستگى رهایت كردم (2)
    و عمر از وضعیّت خود قبل از مسلمان شدن چنین پرده بر مى دارد : از اسلام دورى مى جستم و در جاهلیّت از شراب جدا نمى شدم و شراب را بسیار دوست داشتم و مایه سرور و نشاط من بود (3) .

    امّ عبدالله ، دختر حشمة از روش عمر در زمان جاهلیّت چنین مى گوید : از او بلاء و اذیّت و خشونت به ما مى رسید (4) . و از كارهاى دیگر او در این میدان كه نشانگر سر دسته بودن او در طومار شكنجه گران مسلمانان مى باشد این است كه ، چون « حتنه » مسلمان شد بسویش حمله برد و او را بشدّت لگدكوب كرد ، و چنان ضربه اى به صورت خواهر مسلمانش زد كه چهره او غرق در خون شد (5)
    [1] ـ گروهى از بنى كعب بودند .
    [2] ـ سیره ابن دحلان 339 ج 1 ، سیره ابن هشام 211 ج 1 ، ألسّیرة الحلبیّه ، 300 ج 1 ، ألمحبر 184 ، سیره ابن كثیر 493 ج 1 .
    [3] ـ سیره ابن دحلان 371 ج 1 .
    [4] ـ عبقریّة عمر ، ألعقّاد ، 32 .
    [5] ـ طبقات ابن سعد 191 ج 2 .

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,133
    حضور
    45 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535



    النووی شافعی در کتاب المجموع می نویسد:
    وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ
    فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ کُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .والموؤودةُ البنتُ المقتولةِ عندما تَوَلَّدَ ، کان أهلُ الجاهلیةِ یفعلونَ ذلک مخافةَ العارِ والفقرِ.
    از عمر بن خطاب روایت شده است که گفت: ای رسول خدا ! من در دوران جاهلیت دخترانم را زنده به گور کرده‌ام (چه کار کنم؟) . آن حضرت فرمود: برای هر دختری که زنده به گور کرده‌ای، یک بنده آزاد کن .
    مؤوده به دختری می‌گویند که در زمان تولد کشته شده است. مردم دوران جاهلیت، این کار را به خاطر ترس از ننگ و فقر می‌کشتند.(1)

    ماوردی بصری شافعی نیز در کتاب الحاوی الکبیر می نویسد:
    وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ. فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ کُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .وَذَلِکَ أَنَّ الْعَرَبَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ کَانَتْ تَحْفِرُ تَحْتَ الْحَامِلِ إِذَا ضَرَبَهَا الطَّلْقُ حُفَیْرَةً یَسْقُطُ فِیهَا وَلَدُهَا إِذَا وَضَعَتْهُ ، فَإِنْ کَانَ ذَکَرًا أَخْرَجُوهُ مِنْهَا ، وَإِنْ کَانَ أُنْثَى تُرِکَتْ فِی حُفْرَتِهَا ، وَطُمَّ التُّرَابُ عَلَیْهَا حَتَّى تَمُوتَ ، وَهَذَا قَتْلُ عَمْدٍ ، وَقَدْ أُوجِبَتْ فِیهِ الْکَفَّارَةُ.
    از عمر بن خطاب نقل شده است که گفت: ای رسول خدا ! من در جاهلیت دخترانم را زنده به گور کردم (چه کار کنم؟) آن حضرت فرمود: برای هر دختری که زنده به گور کردی، یک بنده آزاد کن .
    و این به آن دلیل است که عرب‌ها در جاهلیت، در زیر پای زن حامله، گودالی می‌کندند، وقتی وضع حمل می‌کرد، بچه‌اش در داخل آن گودال می‌افتاد، پس از آن اگر پسر بود، او را بیرون می‌آوردند؛‌ و اگر دختر بود، در همان گودال رهایش می‌کردند و خاک بر او می‌ریختند تا بمیرد. این کار ، قتل عمد به حساب می‌‌آید و سبب وجوب کفاره می‌شود.(2)

    محمد امین شنقیطی متوفای1393هـ در أضواء البیان و تمیمی حنبلی متوفای1225هـ در الفواکه العذاب نوشته اند
    وقد جاءَ عن عمرَ رضی الله عنه قولُه : أمرانِ فی الجاهلیةِ . أحدُهما : یَبْکِیْنِی والآخرُ یَضْحَکُنِی .
    أما الذی یبکینی : فقد ذَهبتُ بابنةٍ لی لَوَأَدُها ، فکنتُ أحفَرُ لها الحفرةَ وتَنْفَضُّ الترابَ عن لِحْیَتِی وهی لا تدری ماذا أریدُ لها ، فإذا تَذَکّرتُ ذلک بَکَیْتُ .
    والأخرى : کنت أصْنَعُ إلهًا من التمرِ أضَعُهُ عند رأسٍ یَحْرُسُنِی لَیلاً ، فإذا أصْبَحْتُ مُعَافًى أکلتُه ، فإذا تَذَکرت ذلک ضَحِکْتُ من نَفْسِی


    این سخن از عمر نقل شده است که : دو خاطره از دوران جاهلیت دارم که یکی از آن‌ها مرا گریه و دیگری به خنده می‌آورد .
    اما آن خاطره‌ای که مرا به گریه درمی‌آورد این است که : من رفتم تا دختر خودم را زنده به گور کنم؛ من برای او گودال می‌کندم؛ ولی او خاک‌ها را از ریشم می‌زدود؛ در حالی که نمی‌دانست من چه قصدی برای او دارم. وقتی این خاطره را به یاد می‌آوردم، گریه می‌کنم.
    اما دیگری: من خدای از خرما می‌ساختم، شب‌ها آن را بالای سر خود می‌گذاشتم تا از من محافظت کند؛ وقتی صبح می‌شد و گرسنه می‌شدم، آن را می‌خوردم . وقتی این خاطره را به یاد می‌آورم، به خودم می‌خندم .(3)





    1.النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، المجموع، ج 19 ، ص 187 ، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، التکملة الثانیة.
    2.الماوردی البصری الشافعی، أبو الحسن علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، ج 13 ص 67 ، تحقیق الشیخ علی محمد معوض - الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ -1999م.
    3.
    الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفاى 1393هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج 8 ص 439، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر. - بیروت. - 1415هـ - 1995م.
    التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفاى 1225هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنة والکتاب، ج 9 ص 80 ، طبق برنامه الجامع الکبیر.


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431





    با سلام

    درباره ابوبكر وعمر و.... حدیث زیاد است اما تناقضات :

    ابو بكر الصديق رضي الله عنه في مكة
    المبحث الأول
    إسمه ونسبه وكنيته وألقابه وصفته
    وأسرته وحياته في الجاهلية
    أولاً: أسمه ونسبه وكنيته وألقابه:
    هو عبدالله بن عثمان بن عامر بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة ابن كعب بن لؤي بن غالب القرشي التيمي(1)، ويلتقي مع النبي - صلى الله عليه وسلم - في النسب في الجد السادس مرة بن كعب(2) ويكنى بأبي بكر، وهي من البكر وهو الفتى من الإبل، والجمع بكارة وأبكر وقد سمَّت العرب بكراً، وهو أبو قبيلة عظيمة(3) ولُقب أبوبكر - رضي الله عنه -،

    أبو بكر الصديق
    نسبه:
    هو عبدالله بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة بن كعب ابن لؤي القرشي التيمي أبو بكر الصديق بن أبي قحافة خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم، وأمه: أم الخير سلمى بنت صخر بن عامر ابنة عم أبيه.


    فقد كان أعف الناس في الجاهلية(1)، حتى إنه حرّم على نفسه الخمر قبل الإسلام، فقد قالت السيدة عائشة رضي الله عنها: حرم أبو بكر الخمر على نفسه، فلم يشربها في جاهلية ولا في إسلام، وذلك أنه مرّ برجل سكران يضع يده في العذرة، ويدنيها من فيه، فإذا وجد ريحها صرفها عنه. فقال أبو بكر: إن هذا لايدري ما يصنع، وهو يجد ريحها فحماها(2)، وفي رواية لعائشة ... ولقد ترك هو وعثمان شرب الخمر في الجاهلية(3).
    وقد أجاب الصديق من سأله هل شربت الخمر في الجاهلية؟ بقوله: أعوذ بالله، فقيل: ولم؟ قال: كنت أصون عرضي، وأحفظ مروءتي، فإن من شرب الخمر كان مضيّعاً لعرضه ومروءته(4).
    5
    -ولم يسجد لصنم:
    __________
    (1) تاريخ الخلفاء للسيوطي ، ص48.
    (2) سيرة وحياة الصديق، مجدي فتحي ، ص34.
    (3) تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص49.
    (4) نفس المصدر، ص49.

    ولم يسجد الصديق رضي الله عنه لصنم قط، قال أبو بكر رضي الله عنه في مجمع من أصحاب رسول الله - صلى الله عليه وسلم -، ما سجدت لصنم قط، وذلك أني لما ناهزت الحلم أخذني أبو قحافة بيدي فانطلق بي إلى مخدع فيه الأصنام، فقال لي: هذه آلهتك الشّمُ العوالي، وخلاني وذهب، فدنوت من الصنم وقلت: إني جائع فأطعمني فلم يُجبني فقلت: إني عار فأكسني، فلم يجبني، فألقيت عليه صخرة فخرَّ لوجهه() وهكذا حمله خلقه الحميد وعقله النير، وفطرته السليمة على الترفع عن كل شيء يخدش المروءة وينقص الكرامة من أفعال الجاهليين، وأخلاقهم التي تجانب الفطرة السليمة، وتتنافى مع العقل الراجح، والرجولة الصادقة(1)، فلا عجب على من كانت هذه أخلاقه أن ينضم لموكب دعوة الحق ويحتل فيها الصدارة ويكون بعد إسلامه أفضل رجل بعد رسول الله - صلى الله عليه وسلم -، فقد قال - صلى الله عليه وسلم -: خياركم في الجاهلية خياركم في الإسلام إذا فقهوا(2)، وقد علق الأستاذ رفيق العظم عن حياة الصديق في الجاهلية فقال: اللهم إن امرأً نشأ بين الأوثان حيث لادين زاجر، ولاشرع للنفوس قائد، وهذا مكانه من الفضيلة، واستمساكه بعرى العفة والمروءة ... لجدير بأن يتلقى الإسلام بملء الفؤاد، ويكون أول مؤمن بهادي العباد، مبادر بإسلامه لإرغام أنوف أهل الكبر والعناد، ممهد سبيل الاهتداء بدين الله القويم، الذي يجتث أصول الرذائل من نفوس المهتدين بهديه، المستمسكين بمتين سببه(3).
    __________
    (1) أصحاب الرسول، محمود المصري (1/58)؛ الخلفاء، محمود شاكر، ص31.
    (2) تاريخ الدعوة في عهد الخلفاء الراشدين، ص43.
    (3) أشهر مشاهير الاسلام (1/12).

    اما شرابخوری ایشان :
    https://sites.google.com/site/hojjah/khamr.doc

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    سلام
    قبلا در این باره مفصل بحث شده است.
    نگاه کنید به
    تاريخچه تحريم شرب خمر(تحريم شراب)
    http://www.askdin.com/thread543.html
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  11. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود