صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از کجا معلوم آینده مانند قران نمیاد؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    از کجا معلوم آینده مانند قران نمیاد؟؟؟




    دعوت قرآن به چنين رقابتی غيرمنطقی است، زيرا نتيجة آن هيچ‌گاه بطور قطع و يقين معلوم نمی‌شود. فرض کنيد که ما در زمان پيامبر اسلام زندگی می‌کنيم و به نبوت او و آسمانی بودن آيات قرآن شک داريم و به همين دليل مخاطب آيات تحدی قرار گرفته‌ايم. سپس برای نقض مدعای قرآن و پيامبر، همة تلاش خود را بکار می‌بنديم، اما نمی‌توانيم سوره‌ای مثل قرآن بياوريم. حال آيا عجز ما از ساختن سوره‌ای مثل قرآن، منطقاً آسمانی بودن اين کتاب را اثبات می‌کند؟ پاسخ منفی است، به دو دليل:الف. درست است که ما نتوانسته‌ايم از عهدة اين کار برآييم، اما همواره ممکن است افراد ديگری در جاهای ديگر جهان باشند که بتوانند سوره‌ای حتی بهتر از قرآن بياورند. در هيچ مقطع زمانی، نمی‌توان اثبات کرد که در سراسر کرة زمين و از ميان صدها ميليون عرب و غيرعرب، احدالناسی پيدا نمی‌شود که بتواند سوره‌ای مثل قرآن بياورد. دقت کنيد که قرآن می‌گويد: اگر جن و انس دست به دست هم دهند، نمی‌توانند سوره‌ای مثل قرآن بياورند؛ و از مخالفان می‌خواهد که اگر باور نمی‌کنند، اين مدعا را عملاً بيازمايند. اما نکتة مهم اين است که چنين مدعايی قابل آزمون نيست تا نتيجة آن معلوم شود. يعنی نمی‌توان توانايی همة آدميان و جنيان در آوردن سوره‌ای مثل قرآن را مورد آزمايش قرار داد.
    ب. ممکن است در دوره‌ای خاص ـ مثلاً زمان پيامبر و يا حتی عصر حاضر ـ کسی نتواند سوره‌ای مثل قرآن بياورد، اما احتمال تحقق اين امر در آينده‌ای نزديک يا دور منتفی نيست. حتی ممکن است فردی خاص ـ که قصد پاسخ دادن به تحدی قرآن را دارد ـ اکنون از ساختن متنی مانند قرآن عاجز باشد، اما همين فرد، سالها بعد از عهدة اين کار برآيد. بنابراين، تقاضای قرآن از مخالفان (که اگر نتوانستيد سوره‌ای مثل قرآن بياوريد، بايد تسليم شويد و ايمان بياوريد) بی‌نهايت غيرمنطقی است. برای اثبات معجزه بودن قرآن، حداقل بايد به نحوی اثبات شود که هيچ انسانی در هيچ عصری نتوانسته و نخواهد توانست سوره‌ای مثل قرآن بياورد. در حالی که چنين مدعايی نه تنها قابل اثبات نيست، بلکه از ديدگاه بسياری از مخالفان موارد نقض فراوانی دارد.


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    خدا ، اهل بیت سلام الله علیهم ،نفسم
    نوشته
    1,640
    حضور
    19 روز 9 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    7
    گالری
    70
    صلوات
    10776



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    دعوت قرآن به چنين رقابتی غيرمنطقی است، زيرا نتيجة آن هيچ‌گاه بطور قطع و يقين معلوم نمی‌شود. فرض کنيد که ما در زمان پيامبر اسلام زندگی می‌کنيم و به نبوت او و آسمانی بودن آيات قرآن شک داريم و به همين دليل مخاطب آيات تحدی قرار گرفته‌ايم. سپس برای نقض مدعای قرآن و پيامبر، همة تلاش خود را بکار می‌بنديم، اما نمی‌توانيم سوره‌ای مثل قرآن بياوريم. حال آيا عجز ما از ساختن سوره‌ای مثل قرآن، منطقاً آسمانی بودن اين کتاب را اثبات می‌کند؟ پاسخ منفی است، به دو دليل:الف. درست است که ما نتوانسته‌ايم از عهدة اين کار برآييم، اما همواره ممکن است افراد ديگری در جاهای ديگر جهان باشند که بتوانند سوره‌ای حتی بهتر از قرآن بياورند. در هيچ مقطع زمانی، نمی‌توان اثبات کرد که در سراسر کرة زمين و از ميان صدها ميليون عرب و غيرعرب، احدالناسی پيدا نمی‌شود که بتواند سوره‌ای مثل قرآن بياورد. دقت کنيد که قرآن می‌گويد: اگر جن و انس دست به دست هم دهند، نمی‌توانند سوره‌ای مثل قرآن بياورند؛ و از مخالفان می‌خواهد که اگر باور نمی‌کنند، اين مدعا را عملاً بيازمايند. اما نکتة مهم اين است که چنين مدعايی قابل آزمون نيست تا نتيجة آن معلوم شود. يعنی نمی‌توان توانايی همة آدميان و جنيان در آوردن سوره‌ای مثل قرآن را مورد آزمايش قرار داد.
    ب. ممکن است در دوره‌ای خاص ـ مثلاً زمان پيامبر و يا حتی عصر حاضر ـ کسی نتواند سوره‌ای مثل قرآن بياورد، اما احتمال تحقق اين امر در آينده‌ای نزديک يا دور منتفی نيست. حتی ممکن است فردی خاص ـ که قصد پاسخ دادن به تحدی قرآن را دارد ـ اکنون از ساختن متنی مانند قرآن عاجز باشد، اما همين فرد، سالها بعد از عهدة اين کار برآيد. بنابراين، تقاضای قرآن از مخالفان (که اگر نتوانستيد سوره‌ای مثل قرآن بياوريد، بايد تسليم شويد و ايمان بياوريد) بی‌نهايت غيرمنطقی است. برای اثبات معجزه بودن قرآن، حداقل بايد به نحوی اثبات شود که هيچ انسانی در هيچ عصری نتوانسته و نخواهد توانست سوره‌ای مثل قرآن بياورد. در حالی که چنين مدعايی نه تنها قابل اثبات نيست، بلکه از ديدگاه بسياری از مخالفان موارد نقض فراوانی دارد.

    با سلام و احترام
    دوست گرامی تا به حال 1400 سال گذشته و هیچ بنی بشری نتوانسته آیه ای مانند آیه قرآن بیاورد و اینکه یکی از دلایل معجزه بودن قرآن هم همین هست و شک نکنید کلام کلام حق است که تا به حال مثال نقصی پیدا نشده است و هرکسی میگوید نیست پس برای اثبات آیه ای بیاورد ...


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    سلام به شما

    بنده نمی خواهم این چیزی که می گویم به عنوان کلام آخرم باشه ولی باز هم مانند قبل می گویم که اگر به دنبال اثبات این هستید که قرآن نقص دارد و خدا و ... الکیه و ... ، بهتره که تلاشی نکنید . چون نه به موفقیتی در این رابطه می رسید نه جوابی تا زمانی که زنده هستید به شما می رسد !

    تا زمان مرگ ، کار خوب بکنید و از بدی ها بپرهیزید تا بعد از مرگ حداقل انسان بد نباشید تا در ان موقع به شما جواب همه ی سوال هاتون رو بدن .

    در ضمن قرآن رو مگر حضرت محمد با فکر خودش نوشته که یک انسان دیگری بخواد مثل اون بنویسه ؟ ! از خودت این سوال رو بکن و بگرد دنبال جوابش .

    و شما که به دنبال اثبات حرفتان هستید ، به دنبال کسانی بروید که توانایی مغزی بسیار بالایی دارند و با ان ها بشینید و دست به کار بشوید و یک کتاب مثل قرآن از خودتان بنویسید . تواناییش رو داری ؟


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    با سلام و احترام
    دوست گرامی تا به حال 1400 سال گذشته و هیچ بنی بشری نتوانسته آیه ای مانند آیه قرآن بیاورد و اینکه یکی از دلایل معجزه بودن قرآن هم همین هست و شک نکنید کلام کلام حق است که تا به حال مثال نقصی پیدا نشده است و هرکسی میگوید نیست پس برای اثبات آیه ای بیاورد ...
    پاسخ عدم وجود شی ای در قبل دلیل عدم وجود در آینده نمی شود!(دقت کن)



  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    قران و نماز
    نوشته
    145
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    472



    سلام دوست عزیز.
    شک شما نشانه ی جاهلیت شماست.
    چرا خداوند پیامبر را بر قومش ظهور کرد؟چون انها به جایی یعنی جاهلیت رسیدند مثل بت پرستی حیوان پرستی کشتن دختر.بردن زنان و دختران به بردگی.
    حال این سوالات شما یعنی جاهلیت.
    خداوند در سوره ای دوبار تاکید میکند که هیچ کس همانن این قران حتی یک ایه را نمیتواند به وجود اورد.
    توهم که میگی شاید کسی ایه ای درست کنه تو این 1400 سال این کارو میکرد.
    بخاطر همینه که از قران میترسند وغربیها قران رو اتش یا پاره میکنند.
    اونا که این همه پیشرفت داشته اند نتونستند یه ایه فقط یه ایه ایجاد کنن.اما در مقابلش در عرصه ی فیزیک و ریاضی و ...اونا اولن.
    اینکه تومیگی نتونستم بدون هیچ کس نمیتونه.شاید قبول نکنی ایرادی هم نداره چون دوران جاهلیت رسیده.
    من با این سوالات شما به نزدیک بودن ظهور اقا امام زمان امیدوار میشوم



    ویرایش توسط abolfazl_atoo : ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ در ساعت ۰۱:۱۶

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    سلام دوست عزیز.
    شک شما نشانه ی جاهلیت شماست.
    چرا خداوند پیامبر را بر قومش ظهور کرد؟چون انها به جایی یعنی جاهلیت رسیدند مثل بت پرستی حیوان پرستی کشتن دختر.بردن زنان و دختران به بردگی.
    حال این سوالات شما یعنی جاهلیت.
    پاسخ:دوست داری به من بگو جاهل بگو ولی می شه جواب من جاهل را بدین
    خداوند در سوره ای دوبار تاکید میکند که هیچ کس همانن این قران حتی یک ایه را نمیتواند به وجود اورد.
    توهم که میگی شاید کسی ایه ای درست کنه تو این 1400 سال این کارو میکرد.
    پاسخ:من اثبات برون دینی می خواهم نه درون دینی
    بخاطر همینه که از قران میترسند وغربیها قران رو اتش یا پاره میکنند.
    اونا که این همه پیشرفت داشته اند نتونستند یه ایه فقط یه ایه ایجاد کنن.اما در مقابلش در عرصه ی فیزیک و ریاضی و ...اونا اولن.
    پاسخ:همونطور که گفتم:
    عدم وجود شی ای در قبل دلیل عدم وجود در آینده نمی شود!(دقت کن)



  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    دعوت قرآن به چنين رقابتی غيرمنطقی است، زيرا نتيجة آن هيچ‌گاه بطور قطع و يقين معلوم نمی‌شود. فرض کنيد که ما در زمان پيامبر اسلام زندگی می‌کنيم و به نبوت او و آسمانی بودن آيات قرآن شک داريم و به همين دليل مخاطب آيات تحدی قرار گرفته‌ايم. سپس برای نقض مدعای قرآن و پيامبر، همة تلاش خود را بکار می‌بنديم، اما نمی‌توانيم سوره‌ای مثل قرآن بياوريم. حال آيا عجز ما از ساختن سوره‌ای مثل قرآن، منطقاً آسمانی بودن اين کتاب را اثبات می‌کند؟ پاسخ منفی است، به دو دليل:الف. درست است که ما نتوانسته‌ايم از عهدة اين کار برآييم، اما همواره ممکن است افراد ديگری در جاهای ديگر جهان باشند که بتوانند سوره‌ای حتی بهتر از قرآن بياورند. در هيچ مقطع زمانی، نمی‌توان اثبات کرد که در سراسر کرة زمين و از ميان صدها ميليون عرب و غيرعرب، احدالناسی پيدا نمی‌شود که بتواند سوره‌ای مثل قرآن بياورد. دقت کنيد که قرآن می‌گويد: اگر جن و انس دست به دست هم دهند، نمی‌توانند سوره‌ای مثل قرآن بياورند؛ و از مخالفان می‌خواهد که اگر باور نمی‌کنند، اين مدعا را عملاً بيازمايند. اما نکتة مهم اين است که چنين مدعايی قابل آزمون نيست تا نتيجة آن معلوم شود. يعنی نمی‌توان توانايی همة آدميان و جنيان در آوردن سوره‌ای مثل قرآن را مورد آزمايش قرار داد. ب. ممکن است در دوره‌ای خاص ـ مثلاً زمان پيامبر و يا حتی عصر حاضر ـ کسی نتواند سوره‌ای مثل قرآن بياورد، اما احتمال تحقق اين امر در آينده‌ای نزديک يا دور منتفی نيست. حتی ممکن است فردی خاص ـ که قصد پاسخ دادن به تحدی قرآن را دارد ـ اکنون از ساختن متنی مانند قرآن عاجز باشد، اما همين فرد، سالها بعد از عهدة اين کار برآيد. بنابراين، تقاضای قرآن از مخالفان (که اگر نتوانستيد سوره‌ای مثل قرآن بياوريد، بايد تسليم شويد و ايمان بياوريد) بی‌نهايت غيرمنطقی است. برای اثبات معجزه بودن قرآن، حداقل بايد به نحوی اثبات شود که هيچ انسانی در هيچ عصری نتوانسته و نخواهد توانست سوره‌ای مثل قرآن بياورد. در حالی که چنين مدعايی نه تنها قابل اثبات نيست، بلکه از ديدگاه بسياری از مخالفان موارد نقض فراوانی دارد.
    با سلام دوست عزيز و تشكر از سوال خوبي كه كرديد

    به نظر من دو دليل شما تقريبا يكي بود و هيچ فرقي نداشت و خلاصه اشكال شما را چنين بيان مي كنم:
    احتمال دارد كسي پيدا شود و مانند قرآن را بياورد.
    حال من يك سوالي از شما مي كنم
    مي دانيم كه عرب زمان پيامبر(ص) در اوج فصاحت و بلاغت بوده اند ولي همه از آوردن مانند قرآن عاجز بوده اند.
    همچنين 1400 سال ، دشمنان اسلام تمام سعي خود را كرده اند تا مانند قرآن بياورند و اعجاز قرآن را در مورد تحدي خدشه دار كنند ولي دريغ از...
    حال سوال من اينست وقتي كساني كه از هر نظر در فصاحت و بلاغت و... در زمان خود قوي بوده اند و نتوانسته اند مانند قرآن را بياورند و 1400 سال هم بدين منوال گذشته است،آيا هيچ احتمال عقلايي وجود دارد كه اشخاصي در رتبه پايين تر از اعراب آن زمان و بعد از 1400 سال سعي بي نتيجه باز هم كسي پيدا شود و ....

    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    قران و نماز
    نوشته
    145
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    472



    فرقان الحق؟اینا ایاته خدا رو کنار هم گذاشتن شده فرقان الحق.
    مثلا من کتاب داستان دارم یکی بیاد نصفه نصفه بذاره کنار هم بشه یه داستان دیگه.

    این فرقان الحق نیست این تقلبه
    والذين اشتروا الضلالة وأكرهوا عبادنا بالسيف ليكفروا بالحق ويؤمنوا بالباطل أولئك هم أعداء الدين القيم وأعداء عبادنا المؤمنين
    یعنی: و کسانی که گمراهی را انتخاب و بندگان ما را با زور شمشیر وادار کرده اند که به حق کفر ورزند و به باطل ایمان آورند، اینان دشمنان دین قیم و دشمنان بندگان مؤمن ما هستند.
    ــ يا أيها الناس لقد كنتم أمواتا فأحييناكم بكلمة الإنجيل الحق.. ثم نحييكم بنور الفرقان الحق
    یعنی : ای مردم ! شما مرده بودید و ما با کلمه ی انجیل حق شما را حیات بخشیدیم .. و اکنون نیز شما را به وسیله ی نور الفرقان الحق زنده می گردانیم
    ــ لقد افتريتم علينا كذبا بأنا حرمنا القتال في الشهر الحرام ثم نسخنا ما حرمنا فحللنا فيه قتالا كبيرا
    یعنی : بدرستی که به دروغ به ما نسبت داده اید که ما جنگ را در ماههای حرام، حرام دانسته و بعداً آن را نسخ کرده ایم. ما جنگ بزرگ را در این ماهها حلال نموده ایم


    آیه ای از سوره ی " التوحيد "
    ــ وما كان لكم ان تجادلوا عبادنا المؤمنين في إيمانهم وتكفروهم بكفركم فسواء تجلينا واحدا او ثلاثة أو تسعة وتسعين فلا تقولوا ما ليس لكم به من علم وإنا أعلم من ضل عن السبيل
    یعنی : شما حق ندارید که در باره ی ایمان بندگان مؤمن ما با آنان مجادله کنید و آنان را کافر بشمارید. تجلی ما چه یگانه باشد و چه سه گانه یا نود و نه گانه، آنچه را آگاهی ندارید نگویید و من می دانم که چه کسی از راه گمراه شده است.

    آیه ای از سوره ی " الصلیب "
    ــ إنما صلبوا عيسي المسيح ابن مريم جسدا بشرا سويا وقتلوه يقينا
    یعنی: بدرستی که عیسی بن مریم را که بشر بود، به صلیب کشیدند و به یقین او را کشتند.

    آیه هایی از سوره ی " الثالوث "
    ــ و شهد المؤمنون من عبادنا بانا تجلینا لهم بمظاهر ثلاثة الا ان لنا المظاهر و التجلیات جمیعا و اتخذونا بالایمان ابا و شهدونا ابنا رحمانا و عرفونا روحا رحیما فما ظلموا انفسهم و لا کانوا مشرکین
    یعنی: و مؤمنان از بندگان ما شاهد بوده اند که ما بر آنان با مظاهر سه گانه تجلی کردیم به درستی که همه ی مظاهر و تجلیات از آن ماست. آنان ما را به خاطر ایمانشان پدر یافتند و پسری رحمان دیدند و روحی رحیم شناختند. اینان با این باورها نه ظلم کرده اند و نه مشرک شده اند.
    ــ إن أهل الضلال من عبادنا اشركوا بنا شركا عظيما فجعلونا تسعة وتسعين شريكا بصفات متضاربة وأسماء للإنس والجان يدعونني بها وما أنزلنا بها من سلطان.. وافتروا علينا كذبا بأنا الجبار المنتقم المهلك المتكبر المذل، وحاشا لنا ان نتصف بإفك المفترين ونزهنا عما يصفون
    یعنی: بدرستی که گمراهان از بندگان ما شرک بزرگی به ما ورزیدند که برایمان نود و نه شریک با ویژگی های متضاد و نام های انس و جن قرار دادند تا ما را با آن نامها بخوانند.. چیزی که ما دلیلی برایش نازل نکرده ایم. اینکه ما را جبار، منتقم، مهلک، متکبر و مذل می دانند بر ما دروغ بسته اند و دور از ما باد که با صفت هایی که مفتریان می گویند، متصف شویم و پاکیم از توصیف آنان



    آیه ای از سوره ی " الموعظة "
    ــ وزعمتم بأنا قلنا قاتلوا في سبيل الله وحرضوا المؤمنين علي القتال وما كان القتال سبيلنا وما كنا لنحرض المؤمنين علي القتال إن ذلك إلا تحريض شيطان رجيم لقوم مجرمين
    یعنی: و گمان کردید که ما گفته ایم در راه خدا بجنگید و مؤمنان را به جنگ تشویق کنید ولی جنگ ، راه ما نیست و ما هرگز مؤمنان را بر جنگ تشویق نکرده ایم. بدرستی که این کار چیزی جز تحریک گروه مجرمان توسط شیطان رجیم نیست

    آیه ای از سوره ی " المسيح "
    ــ وزعمتم بأن الإنجيل محرف بعضه فنبذتم جله وراء ظهوركم .. وقلتم: آمنا بالله وبما أوتي عيسي من ربه،ثم تلوتم منكرين.. ومن يبتغ غير ملتنا دينا فلن يقبل منه.. وهذا قول المنافقين
    یعنی: گمان کرده اید که بخشی از انجیل دچار تحریف شده است پس بیشتر آن را پشت سر انداختید .. و گفتید ما به خداوند و آنچه عیسی از جانب او آورده است ایمان آوردیم ولی آن را انکار کردید ... و هر کس غیر از راه و رسم ما دینی انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد.. و این گفته ی منافقان است.

    آیه هایی از سوره ی " الصلاح "
    ــ يأيها الذين ضلوا من عبادنا هل ندلكم علي تجارة تنجيكم من عذاب أليم تحابوا ولا تباغضوا وأحبوا ولا تكرهوا أعداءكم،فالمحبة سنتنا وصراطنا المستقيم..
    یعنی: ای بندگان ما که گمراه شده اید آیا شما را به تجارتی که از عذاب دردناک نجات دهد راهنمائی کنیم ... محبت بورزید و دشمنی نکنید ... دشمنانتان را دوست بدارید و از آنان بد به دل نگیرید پس محبت سنت ما و راه راست ماست..
    ــ ولا تطيعوا أمر الشيطان ولا تصدقوه إن قال لكم كلوا مما غنمتم حلالا طيبا واتقوا الله إن الله غفور رحيم
    یعنی: و از دستور شیطان پیروی نکنید واو را باور نکنید که به شما گفت از غنیمتی که به دست آورده اید بخورید که حلال و طیب است و تقوا پیشه کنید که خدا بخشنده و رحیم است .
    ــ كم من فئة قليلة مؤمنة غلبت فئة كثيرة كافرة بالمحبة والرحمة والسلام
    یعنی: چه بسا گروه کمی (کوچکی) از مؤمنان که بر گروه فراوانی (بزرگی) از کافران پیروز شده است با محبت و رحمت و آشتی .

    آیه هایی از سوره ی " الطهر "
    ــ و ما كان النجس و الطمث و المحيض و الغائط و التيمم و النكاح و الهجر و الضرب و الطلاق إلا كومة ركس لفظها الشيطان بلسانكم و ما كانت من وحينا و ما أنزلنا بها من سلطان وقلتم إفكا لا تقربوا الزنا إنه كان فاحشة و ساء سبيلا..
    یعنی: نجس و محیض و غائط و تیمم و زناشوئی و دوری گزیدن از همسر و زدن و طلاق چیزی نیست جز کومه ی پلیدی که شیطان آن را بر زبان شما جاری کرد و این وحی ما نبوده است و حجتی بر آن نازل نکرده ایم. این قول که به زنا نزدیک نشوید که پلیدی است و راهی نا شایست، تهمتی است که به ما بسته اید.
    ــ انا انزلناه فرقاناً عربیاً و جعلناه نوراً یهدی الضالین لیمیزوا الحق من الباطل و الایمان من الکفر لعلهم یهتدون
    یعنی: ما فرقانی عربی نازل کردیم و آن را نوری قرار دادیم که گمراهان را هدایت کند تا حق را از باطل و ایمان را از کفر تشخیص دهند شاید که هدایت شوند.

    آیه هایی از سوره ی " الغرانيق "
    ــ أيها الذين كفروا من عبادنا لقد ضل رائدكم وقد غوي ان هو إلا وحي إفك يوحي علمه مريد القوي
    یعنی: ای بندگان ما که کفر ورزیده اید به درستی که رهبر شما گمراه شد و فریب داد. آن چیز جز یک وحی دروغین نیست که ضعیف القوی ــ یا ضعیف کننده ی نیروها ــ او را یاد داد .
    ــ فرأي من مكائد الشيطان الكبري. كلما مسه طائف من الشيطان زجره صحبه فأخفي ما أبدي. وإذا خلا به قال إني معك فقد اتخذ الشيطان وليا من دوننا..
    یعنی: پس او کیدهای بزرگ شیطان را دریافت کرد. هر بار که وسوسه ای از شیطان به وی رسید او را آگاه کرد پس آنچه اظهار کرده بود پنهان داشت و هر گاه که تنها شدند گفت من با تو هستم. پس او شیطان را به جای ما دوست خود گرفت .

    آیه ای از سوره ی " النساء "
    ــ و بدأنا خلقكم بآدم واحد و حواء واحدة فتوبوا عن شرك الزنا و وحدوا أنفسكم بأزواجكم.. فللزوج الذكر الواحد زوجة أنثي واحدة و ما زاد عن ذلك فهو من الشيطان الرجيم... و هذا عدل الظالمين
    یعنی: ما آفرینش شما را با یک آدم و یک حوا شروع کردیم پس از شرک زنا توبه کنید یک همسر داشته باشید.. برای یک مرد یک زن کافی است و بیش از آن امری است از ناحیه ی شیطان رجیم... و این عدالت ستمکاران است .

    آیه ای از سوره ی " الزنا "
    ــ يا أهل السفاح من عبادنا الضالين لقد دفعتم بأنفسكم إلي الزنا بما طاب لكم من النساء مثني وثلاث ورباع أو ما ملكت أيمانكم فعارضتم سنتنا في الإنجيل الحق بأن من نظر لأنثي بعين الشهوة فقد زنا بها في قلبه السقيم و من أشرك بزوجة أخري فقد زنا وأوقعها في الزنا والفجور
    یعنی: ای اهل پلیدی از بندگان گمراه ما .. خود را به زنا افکنده اید با ازدواج با دو و سه و چهار زن و کنیزان و با سنت ما مخالفت ورزیدید چون در انجیل حق آمده کسی که به زنی نگاه شهوت کند در قلب بیمارش مرتکب زنا شده و کسی که زن دیگری بگیرد زنا کرده و او را به زنا وفسق وادار کرده است.

    آیه ای از سوره ی " المنافقين "
    ــ و مكرتم و مكر الشيطان و الشيطان خير الماكرين.. و طبع الشيطان علي قلوبكم و سمعكم و أبصاركم فأنتم قوم لا تفقهون
    یعنی: شما مکر کردید و شیطان نیز مکر بخرج داد و البته شیطان بهترین مکر کنندگان است ... و شیطان بر قلب هایتان و گوش و چشمتان مهر زد. پس شما گروهی هستید که فهم نمی کنید

    آیه ای از سوره ی " الجزية "
    ــ زعمتم بأننا قلنا قاتلوا الذين لا يدينون دين الحق من الذين أوتوا الكتاب حتي يعطوا الجزية عن يد و هم صاغرون. يا أهل الضلال من عبادنا إنما دين الحق هو دين الإنجيلوالفرقان الحق من بعده فمن ابتغي غير ذلك دينا فلن يقبل منه فقد كفر بدين الحق كفرا
    یعنی: گمان کرده اید که ما گفتیم که با اهل کتاب که به دین حق در نیامده اند بجنگید تا جائی که در حال ذلت، جزیه بپردازند. ای بندگان ما بدرستی که دین حق دین انجیل و فرقان الحق است .پس هر کس غیر از آن دینی انتخاب کند از او پذیرفته نیست و به دین حق کفر ورزیده است.
    خیلی جالبه.در یکی از نوشته هاش نوشته دروغه که انجیل تحریف شده.دارن کار خودشونو پنهان میکنن.
    خیلی خنده دار بود
    واقعا که باحاله.ای خدا از دست این بنده هات.ابلیس چه کارایی که با انسان نمیکنه.
    از ریشه های کلماتش معلومه که از قران سرچشمه گرفته


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    قران و نماز
    نوشته
    145
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    472



    ریشه یابی

    ... و ضربت عليهم الذلة و المسكنة و باؤوا بغضب من الله ذلك بأنهم كانوا يكفرون بآيات الله و يقتلون النبيين بغير الحق ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون(بقره / ۶۱)
    یعنی: بر آنان خواری و ذلت مقرر گردید و به خشم خداوند گرفتار آمدند. زیرا به آیات خدا کفر می ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشتند. این به خاطر آن بود که نا فرمانی کردند و ستمکاری پیشه می ساختند.
    و لقد آتينا موسي الكتاب و قفينا من بعده بالرسل و آتينا عيسي بن مريم البينات و ايدناه بروح القدس افكلما جائكم رسول بما لا تهوي انفسكم استكبرتم ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون( بقره / ۸۷ )
    یعنی: به موسی کتاب (تورات) دادیم و پیامبرانی بعد از او فرستادیم و به عیسی حجت های روشن دادیم و او را به وسیله ی روح القدس تائید کردیم. آیا هر پیامبری که از طرف خدا چیزی بیاورد که هوای نفس شما نمی پسندد گروهی از آنان را تکذیب و گروهی دیگر را به قتل می رسانید؟
    و اذا قيل لهم آمنوا بما انزل الله قالوا نؤمن بما أنزل علينا و يكفرون بما ورائه و هو الحقمصدقاً لما معهم قل فلم تقتلون انبياء الله من قبل ان كنتم مومنين( بقره / ۹۱ )
    یعنی: و چون به آنان یهودیان گفته شد به آنچه خدا نازل کرده ایمان بیاورید گفتند ما به آنچه بر خودمان نازل شده ایمان می آوریم و ـ از این رو ـ به آنچه بعد از تورات آمده (قرآن) که حق است کفر می ورزند در حالی که ـ قرآن ـ کتاب آنان را تصدیق می کند. بگو ـ اگر به تورات ایمان دارید ـ پس چرا پیامبران را می کشتید؟
    فبما نقضهم ميثاقهم و كفرهم بآيات الله و قتلهم الانبياء بغيرحق... ( نساء / ۱۵۵ )
    یعنی: به خاطر پیمان شکنی آنان و کفر ورزیدن به آیات خدا و کشتن پیامبران ...
    و در ادامه ي همين آيات، به اعتراف بني اسرائيل به قتل حضرت مسيح عليه السلام اشاره مي كند. هر چند كه از نظر قرآن آن حضرت كشته نشده است و آنكس را كه بر صليب كشيده اند، فردي شبيه وي بوده است. اما یهودیان بر این باورند که آنان آن حضرت را کشتند و به صراحت قتل او را به گردن می گیرند .
    و بكفرهم و قولهم علي مريم بهتاناً عظيماً و قولهم انا قتلنا المسيح عيسي بن مريم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه و لكن شبه لهم وما قتلوه يقينا (نساء / ۱۵۶ و ۱۵۷ )
    یعنی: به خاطر کفر ورزیدن آنان و بهتان بزرگی که به مریم زدند و نیز گفته ی ایشان که مسیح عیسی بن مربم رسول خدا را کشتیم در صوورتی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند ولی امر بر آنان مشتبه شده... و به یقین او را نکشته اند .
    و در آياتي از سوري مباركه غافر، به رسالت موسي مي پردازد و مقاومت بني اسرائيل را در برابر وي به تصوير مي كشد:
    فلما جائهم بالحق من عندنا قالوا اقتلوا ابناء الذين آمنوا معه و استحيوا نسائهم ..( غافر /۲۵)
    یعنی: چون (موسی) حق را از ناحیه ی ما بر آنان عرضه کرد گفتند فرزندان کسانی را که با وی ایمان آورده اند بکشید و زنانشان را زنده نگه دارید ...
    و پس از آن نظر فرعون را براي كشتن رهبر مؤمنان یعنی حضرت موسي نقل می کند:
    و قال فرعون ذورني اقتل موسي وليدع ربه اني اخاف ان يبدل دينكم( غافر / ۲۶ )
    یعنی: فرعون گفت بگذارید من موسی را بکشم و ـ بگذارید ـ او خدایش را بخواند. من از آن می ترسم که دین شما را تغییر دهد ...
    و آنگاه به اعتراض مؤمن آل فرعون اشاره مي كند:
    و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه أتقتلون رجلاُ أن يقول ربي الله و قد جائكم بالبينات من ربكم ( غافر / ۲۸)
    یعنی: و مرد با ایمانی از فرعونیان که ایمانش را پنهان می کرد گفت آیا کسی را به جرم اینکه می گوید الله پروردگار من است می کشید در حالی که برای شما دلایل روشنی از ناحیه ی پروردگارتان آورده است ...
    اما شيوه ي دوم و خطرناك تري را كه قرآن بدان توجه مي دهد و پرده از آن بر مي دارد، موضوع تحريف، واژگون كردن حقايق و آميختن حق و باطل است.
    يعني از آنجا كه كشتن پيامبران و پيروان آنها تأثيري در كنترل حق طلبي آنان نداشت و اتفاقاً بر مبناي اصل پيروزي خون بر شمشير و بيدارتر شدن ملت ها، موجب شعله ورتر شدن شعله ی نهضت هاي الهي مي گشت، توطئه ی تحريف واردميدان مي شد. شيوه اي كه دين خدا و حقايق رباني چنان با باطل و اهواي شيطاني در هم مي آميخت كه ديگر جز پوسته اي از دين حقيقي باقي نمي ماند و در نتیجه، خداي متعال براي هدايت مردم، از نو رسولي جديد و آئيني جديد به سوي مردم روانه مي كرد.
    يا أیها الرسول لايحزنك الذين يسارعون في الكفر من الذين قالوا آمنا بأفواههم و لم یؤمن قلوبهم من الذين هادوا سماعون للكذب سماعون لقوم آخرين لم يأتوك يحرفون الكلم من بعد مواضعه ..( مائده / ۴۱ )
    یعنی: ای پیامبر تو را غمگین نکند ـ رفتار ـ آنان که به سوی کفر می شتابند و گروهی که به زبان گفتند ایمان آوردیم ولی دلهایشان ایمان نیاورده است و همین طور یهودیان که سخن دروغ و سخن کسانی که نزد تو نیامده اند (ایمان نیاورده اند) را گوش می دهند که کلام خدا را پس از استقرار آن، تحریف و تبدیل می کنند...

    در سوره ی بقره پس از يادآوري بهانه هاي بني اسرائيل در پيروي از دستور خداوند
    متعال، خطاب به مؤمنان مي فرمايد:
    أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون ( بقره / ۷۵ )
    یعنی: آیا انتظار دارید که آنان به شما ایمان بیاورند در حالی که گروهی از ایشان کلام خدا را می شنیدند و با اینکه آنها را فهمیده بودند با آگاهی تحریف می کردند.
    و درچند آيه ي بعد ادامه مي دهد:
    فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عندالله ليشتروا به ثمناُ قليلاً فويل لهم مما كتبت أيديهم و ويل لهم مما يكسبون ( بقره / ۷۹ )
    یعنی: پس وای بر کسانی که کتابی به دست خود می نویسند و آنگاه می گویند این از ناحیه ی خداست تا آن را به قیمتی ناچیز بفروشند پس وای بر آن ها به خاطر آنچه نوشتند و وای بر آنها از آنچه به دست می آورند.
    و باز در سوره ي بقره پس از ياد آوري نعمت هاي الهي به بني اسرائيل مي فرمايد:
    و لا تلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون ( بقره / ۴۲ )
    یعنی: و حق را با باطل مشتبه نکنید تا حقیقت را بپوشانید در حالی که به حق بودن آن واقف هستید.
    و ان منهم لفریقاً یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب و ما هو من الکتاب و یقولون هو من عند الله و ما هو من عند الله و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون ( آل عمران / ۷۸۷ )
    یعنی: همانا برخی از اهل کتاب، کتاب را ـ به نفع خود ـ تحریف می کنند و به عنوان کتاب خدا می خوانند در حالی که از کتاب نیست. و می گویند این از جانب خدا نازل شدهاست، در صورتی که چنین نیست. و با آنکه ـ به کرده ی خود آگاهی دارند _ به خدا دروغ می بندند.
    اذا خذ الله ميثاق الذين اوتوا الكتاب لتبيننه للناس و لا تكتمونه فنبذوه وراء ظهورهم و اشتروا به ثمناً قليلاً فبئس ما يشترون ( آل عمران / ۱۸۷ )
    یعنی: چون خداوند از کسانی که کتاب به آنها داده شده پیمان گرفت که آن را برای مردم بیان کنید و پنهانش نکنید، پس آن را پشت سر انداختند و به بهای ناچیزی فروختند و چه بد معامله کردند.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    اولا هانطور که گفتن عدم سابق دلیل بر عدم در آینده نمی شود بعد هم به نظر من معارضه هایی که الان با قران می شه خیلی قوی تر از معارضه های امثال مسیلمه کذاب و ... است(مثل فرقان الحق و ...) پس احتمال امدن مثل در اینده فوق العاده عقلایی است!!!!!!!!!!!!!!
    بدون شك معجزه براي پيامبران - به ويژه اولو العزم - يك وسيله اثباتي به شمارمي‏رود تا سند نبوت و شاهد صدق دعوت آنان قرار گيرد و گواه آن باشد تا كه ازجهان غيب پيام آورده ‏اند.لذا معجزه ‏اي كه به دست آنان انجام مي‏گيرد بايد نشانه‏ اي‏ از«ما وراي الطبيعه‏»باشد، يعني كاري انجام گيرد كه طبيعت اين جهان از عهده‏ انجام آن عاجز باشد، به همين جهت آن را «خارق العادة‏» توصيف مي‏كنند، يعني‏ بيرون از شعاع تاثيرات طبيعي مالوف (عوامل طبيعي شناخته شده و معروف)قرارگرفته است.

    معجزه بايد به گونه‏ اى انجام گيرد تا كارشناسان همان دوره به خوبى تشخيص دهند كه آن چه ارائه شده به درستى نشانه ماوراى جهان طبيعت و بيرون از توان بشريت است و هيچ گونه ظاهر سازى و رويه كارى در كار نيست و اين واقعيت بايد براى هميشه محفوظ بماند. لذا انبيا كارهايى انجام دادند كه از توان ماهرترين‏ كارشناسان آن دوره بيرون بوده تا اين كه به خوبى اين تشخيص صورت گيرد و براي هميشه اين برترى و تفوق روشن باشد.(محمد هادى معرفت _ علوم قرآنى، ص351)


    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود