صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از مثل آوری قرآن چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    منظور از مثل آوری قرآن چیست؟




    سوالات درباره مثل آوری قرآن و مبهم بودن آن
    اشکال1:
    در قرآن ذکر نشه شباهت آیه آورده شده به چه شکل و نظمی باشد
    اشکال2:
    در قران ذکر نشده که تحدی از برابری با کدام بخش از قرآن آورده شود
    اشکال3:
    3.لفط "همانندی" به خوبی توجیه نشده که از چه سویی و چگونه باشد
    اشکال4:
    4.با چه موردی باید مقابله کند علمی باشد یا اخلاقی یا اجتماعی یا اقتصادی یا....
    اشکال5:
    5.سوال فصاحت وبلاغت مانند زیبایی نسبی است پس معیاری نداریم که بگوییم این کلام فصیح تر از کلام دیگر است یا فصاحتش مانند کلام دیگر است چون مثلا یکی می گوید این کلام فصیح و بلیغ است و دیگری می گوید فصیح نیست؟
    اشکال6:
    6.داور برای اینکه داوری کند این کتاب بهتر از کتاب دیگر است کیست؟فرض کنيد يک مسيحی عرب‌زبان در پاسخ به تحدی قرآن متنی زيبا، بليغ، فصيح و حاوی مضامين عالی اخلاقی و عرفانی ارائه می‌دهد و مدعی می‌شود که اين متن، حتی از قرآن هم بهتر است، اکنون داوری در اين مورد را به عهدة چه کسی بايد گذاشت؟ پيداست که داور نبايد از ميان طرفين دعوا باشد. بنابراين دو حالت می‌ماند: يا بايد يکی از پيروان اديان ديگر (مثلاً: يک يهودی) دراين مورد داوری کند و يا شخصی بی‌دين و لائيک. اما اولاً اين دو نيز هيچکدام نمی‌توانند بی‌طرفانه قضاوت کنند، زيرا هر دو به دليلی با قرآن مخالفند و آن را ساختة دست بشر می‌دانند و ثانياً افراد منصف و بی‌غرض هم، ممکن است قضاوت‌های مختلف داشته باشند و اين نکته‌ای فوق‌العاده مهم و قابل‌تأمل است.
    اشکال7:
    7.در همة اين آيات از مخالفان خواسته شده است تا متنی «مثل» قرآن بياورند، اما معنای دقيق واژه «مثل» در اين تحدی نامعلوم است. قرآن نگفته است که منظورش از «مثل» چيست، بنابراين دعوت به رقابت و مبارزه‌ای کرده که معيار و ميزان داوری آن مشخص نيست. مخالفان هرچقدر هم متن‌های زيبا و فصيح و بليغ و با مضامين عالی اخلاقی، اجتماعی و … بياورند، پيروان قرآن به‌راحتی می‌گويند هيچکدام از اين متن‌ها «مثل» قرآن نيستند.
    اشکال8:
    8.همان طور که می بینیم افرادی ادعا می کنند که مثل قران را اورده اند و مسلمانان با دلایل مختلف آنها را رد می کنند اما باید دقت کرد حتی اگر نقدهای مسلمانان به اين متن‌ها درست بوده و مورد قبول واقع شوند، رقيب به معنای واقعی شکست نخورده و می‌تواند با رفع اشکالات (مطابق نظر مسلمانان) به متن‌های ديگری برسد که ديگر جای چون و چرا نداشته باشند. در اين صورت متن‌هايی بدست می‌آيد که بنا به فرض «مثل» قرآن است و تحدی قرآن با شکست مواجه می‌شود. به عنوان مثال فرض کنيد يکی از مخالفان متنی را در رقابت با قرآن خلق می‌کند. آنگاه علمای اسلام برای اينکه نشان دهند اين متن مثل قرآن نيست و توان رقابت با آن را ندارد، به نقد و بررسی آن می‌پردازند و می‌گويند :الف) در فلان قسمت از متن، فلان اشکال دستور زبانی وجود دارد.
    ب) در فلان قسمت ديگر، فلان قاعده فصاحت يا بلاغت رعايت نشده است.
    ج) در فلان قسمت، مطلبی آمده که به لحاظ علمی يا عقلی نادرست است.
    د) فلان جمله متن با فلان جمله ديگرش در تناقض است.
    ه) فلان تشبيه که در متن آمده، نادرست و يا نارسا است.
    و) فلان قسمت متن، نامفهوم و يا دچار ابهام است.
    بسيار خوب، فرض کنيم همه اين ايرادات و اشکالات وارد باشند. اما مسلم است که همه آنها قابل اصلاح‌اند و پس از اصلاح اين موارد (خصوصاً طبق نظر مسلمانان) ديگر بهانه‌ای برای رد اين متن باقی نمی‌ماند و اين يعنی پايان ماجرا.

    از موارد فوق پیداست که تحدی قرآن هیچگاه قابل پاسخگویی نیست چون نوع طرح مقابله مبهم است و مسلمانان در مقابله دست بالا را داردند چون میتوانند با بهانه های مختلف توجیه مقابل را باطل کنند که شامل مشخص نبودن8 مورد فوق است.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۱۲/۲۱ در ساعت ۱۲:۱۵

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    شاهد
    نوشته
    3
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    بسمه تعالی

    دوستان عزیز حقیقتا من خیلی در این باب اطلاعی ندارم ولی چندتا نکته هست که به ذهنم میرسه خدمتتون عرض میکنم:

    1- کتاب فرقان الحق رو من خوندم و اینقدر مسخره است که کلی آدم رو به خنده وا میداره دوستان عزیز حتما دانلود کنن اطلا قصد توهین ندارم خب تلاش اونها معلوم میکنه که قرآن چقدر بالاتره .... حتی کسی که اندک معلوماتی از آواها و سخنان عربی نداره کاملا میفهمه که اختلاف این دو کتاب از زمین تا آسمانه، اما از نظر تکنیکی باید کسانی که متخصص فن هستن نظر بدن، آدمی مثل من که قواعد رو بلد نیست وقتی میخونه میبینه که اینا باهم جور نیست ولی نمیدونه چه قواعدی رعایت نشده ولی از اهل فن که باشن حتما میتونن توضیح بدن...
    2- در مورد اینکه دوست عزیزمون آقا علی تهرانی فرمودند که هشت تا نکته هست که مبهمه و به این دلیل هرگز نمیشه مقایسه ای انجام داد، من نظرم این نیست مثلا ما توی اشعار وقتی شعر حافظ رو میگذاریم کنار شعر یه شاعر دیگه اگر کمی بلد باشیم میفهمیم که این از سطح خیلی بالاتری برخورداره و اون کمتر، برای قرآن هم خیلی ها از هزار و اندی سال پیش تلاش کردن که شبیه بیارن و دقیقا هم میدونستن از چه منظری میخوان شبیه بیارن و خودشون رسوا شدن، من به شما اطمینان میدم که اسلام دشمنان بسیار بسیار زیادی داره که از دو حال خارج نیست :

    الف) فرض کنیم اسلام دین غیر خدایی باشد و قرآن هم کتاب غیر خدایی، اون موقع آیا خدا میتونست کتابی بیاره که جواب تحدی قرآن رو بده یا نه؟ مسلمه که میتونست و اینکه تا الان نیومده دلیل اینه که قرآن خدایی هست.
    ب) فرض کنیم کتابی خدایی باشه: در این صورت دشمنان زیادی از جمله خود ابلیس ( که شش هزار سال عبادت کرده و علوم و رموز مختلفی رو میدونه ) خب این دشمنان میدونن وقتی خداوند تحدی کرده به چی تحدی کرده و اگر میتونستن حتما مشابه براش تولید میکردن ولی من به عنوان یه فرد کم سواد در این زمینه ها هر کتابی رو که دیدم و در مقابل قرآن قرار دادم چه از نظر معنا و چه از نظر وزن و ریتم کاملا تفاوتشون مشهود بود...



  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    قران و نماز
    نوشته
    145
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    472



    سلام دوست عزیز.نه دیگه نشد.اها داری میگی بیسوادا اتیش زدن و قران رو پاره کردن.یعنی باسوادا این کارو نمیکنن؟درسته دیگه باسوادا پارش نمیکنن چون قران اصل و راهنمای انسانهاست.خودت داری جواب خودتو میگی اما نمیفهمی.گفتم که دوران جاهلیت رسیده.تقصیر خودتم نیستا.زمان خیلی چیزارو از بین میبره و فکر میکنی وجود نداشته.
    باز جواب خودتون رو دادید.نوشته اید بلد نیستن
    یعنی بلد نیستن؟خودت داری میگی بلد نیستن.خدا هم تو قران نوشته که کسی نمیتونه.پس باز چرا قران رو نفی میکنی؟
    همین ایه ی کوچیک بسم الله الر حمن الر حیم.خیلی کوچیکه،اما همین ایه امریکارو لال کرده

    هیچ وقت صلاحتان را در مقابل خدا نگیرید.او صلاحتان را بهتر از شما میشناسد.

  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    از همه جهات

    اما در یک جا تنها بلاغت نقش مهمی ایفا می کند و یک جا نقش های دیگر
    پاسخ:از همه جهات باشه که می شه خود قران
    اگر می خواهید نظر علما نباشد پس نظر خودم و علم خودم می شود

    و علم من هم حاصل تفکر خودم است

    اگر می پذیرید

    شرایط تحدی را از نظر خودم می گویم

    اولین شرط از نظر من
    اینه کسی که می خواهد تحدی کند باید بتواند چیزی را بیاورد که ادعای ان چیز را رد کند!!

    مثلا من ادعا می کنم که نفر اول مردم جهان در قدرت هستم!!
    و می گویم هرکه می خواهد بیاید و من را شکست دهد
    حال یکی می خواهد بیاید من را شکست دهد!!!
    ایا نباید از من قوی تر باشد؟!!
    یا مثل من باشد و بتواند همان ادعا را بکند؟!!
    پاسخ:همین اختلاف کافی که بگوییم مثل اوری مبهم است
    بعد در ادامه سخنانت پیش فرض گرفته ای که قران از خداست بعد می گویی ما انسانها نمی توانیم به علم خدا برسیم پس نمی توانیم مثلش را اوریم
    که مقدم باطل است پس تالی به طریق اولی باطل است
    درسته دیگه باسوادا پارش نمیکنن چون قران اصل و راهنمای انسانهاست.
    پاسخ:نه خیر با سوادا پارش نمی کنن تا با دلیل عقلی ردش کنن نه با تعصب
    عنی بلد نیستن؟خودت داری میگی بلد نیستن.خدا هم تو قران نوشته که کسی نمیتونه.پس باز چرا قران رو نفی میکنی؟
    پاسخ:ببخشید تصحیح می کنم بلدن ولی شما هر چی بیاریم قبول نمی کنی مثل قرانه
    پس از نظر شما بلد نیستن ولی حق اینه که بلدن ولی شما به خاطر تعصب قبول نمی کنی


  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 20 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ:از همه جهات باشه که می شه خود قران
    سلام

    تحدی به همانندی است(یعنی باید همانندش را بیاورد)


    یعنی اگر کسی فکر می کنه نوشته بشره باید مثلش بیاره

    یعنی بتونه از خودش بدون کمک از قران
    کتاب بیاره

    چرا می گم بدونه؟(نظر خودمو می گم به دلیل همون اختلاف بعد می تونی به علما عرضه کنی اگر اشتباه گفتم بیایی بگویید بهم )

    چون اگر قرار باشه با تغییر الفاظ بگیم تحدی کردیم
    مسخره است

    چون
    1. اون فرد که با تغییر الفاظ می گه تحدی کردم یعنی اینکه من علم کافی ندارم که بتونم خودم کتاب بیارم!!!

    و الگو برداری از قران کردم ایا این را می شه گفت مثل اوردن؟!
    2.اگر بنا باشد از قران برای رسیدن به خواسته کمک گرفت
    که از نظر من می شه الگو برداری از قران!!!
    نه مسابقه و رد کردن

    می شه گفت؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    پاسخ:همین اختلاف کافی که بگوییم مثل اوری مبهم است
    اختلاف توی این جور مسائل طبیعی است!!

    چون مسائل عقلی و تحقیقی است
    حتی توی مسائل فقهی هم اختلاف هست دلیل بر اشتباه بودند نیست!!

    اینم بر می گرده به نحوه تفکر عالمان

    ولی اگر جواب منو بخواهی بشنوی که در جواب یک غیر مسلمان که طالب تحدی است
    می گم

    اول باید بتونی ادعا های قران را در مورد کتابی که می اری داشته باشی
    و در حقیقت هم این طور باشه

    مثلا یکی از ادعا ها عدم شک در ان است!!!

    ایا تو که می گی تحدی می کنم می توانی این جرئت را پیدا کنی و بگی که هرکی می تونه با من تحدی کنه و هر چه قدر که می خواهی شاهد بیار و....


    در انتهای پست اگر لطف کنید از امکان نقل قول کمک بگیرید تا راحت تر بشه جوابهایتان را تشخیص داد ممنون می شود


    ویرایش توسط رستگاران : ۱۳۹۰/۱۲/۱۳ در ساعت ۲۰:۲۰
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  10. صلوات ها 4


  11. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    اشکال6: 6.داور برای اینکه داوری کند این کتاب بهتر از کتاب دیگر است کیست؟فرض کنيد يک مسيحی عرب‌زبان در پاسخ به تحدی قرآن متنی زيبا، بليغ، فصيح و حاوی مضامين عالی اخلاقی و عرفانی ارائه می‌دهد و مدعی می‌شود که اين متن، حتی از قرآن هم بهتر است، اکنون داوری در اين مورد را به عهدة چه کسی بايد گذاشت؟ پيداست که داور نبايد از ميان طرفين دعوا باشد. بنابراين دو حالت می‌ماند: يا بايد يکی از پيروان اديان ديگر (مثلاً: يک يهودی) دراين مورد داوری کند و يا شخصی بی‌دين و لائيک. اما اولاً اين دو نيز هيچکدام نمی‌توانند بی‌طرفانه قضاوت کنند، زيرا هر دو به دليلی با قرآن مخالفند و آن را ساختة دست بشر می‌دانند و ثانياً افراد منصف و بی‌غرض هم، ممکن است قضاوت‌های مختلف داشته باشند و اين نکته‌ای فوق‌العاده مهم و قابل‌تأمل است.

    با سلام
    پیرامون مطالب شما نکاتی را به عرض می رسانم:

    1- شناختن معجزه براى همه كس ميسر و امكان پذير نمى‏باشد، بلكه تنها كسانى مى‏توانند، معجزه را از ديگر عمليات دقيق علمى و فنى تشخيص دهند كه در علوم و فنون مشابه آن معجزه، مهارت و تخصص داشته باشند زيرا دانشمندان علما و متخصصان هر فن كه به خصوصيات و دقايق آن فن از ديگران آشناتر و به رموز و اسرار آن داناترند فقط آنان مى‏توانند، تشخيص دهند كه انجام اين عمل براى ديگران امكان‏پذير است يا نه.

    از اين جاست كه افراد عالم و دانشمند، زودتر از ديگران معجزه را تصديق مى‏كنند. ولى افراد بى‏اطلاع و غير آشنا و كسانى كه در علوم مشابه معجزه، مهارت و تخصص ندارند، راه هر نوع شك و ترديد براى آنان باز مى‏باشد.

    اين گونه افراد تا احتمال دهند كه شخص مدعى در معجزه‏اش به يك سلسله عمليات فنى و هنرى تكيه نموده كه متخصصان فن مى‏توانند آن را تشخيص دهند، زير بار چنين معجزه‏اى نرفته، در حالت دير باورى و شك و ترديد به سر مى‏برند.

    از اين جاست كه حكمت الهى اقتضا مى‏كند، هر پيغمبر را با معجزه‏اى مفتخر سازد كه مشابه با صنعت و فن رايج آن زمان و مكان بوده، در آن عصر و محيطآشنايان به آن علم، بيش‏تر وجود داشته باشند تا بتوانند حقيقت معجزه و تفاوت آن را با علم و يا فن رايج در عصرشان، تشخيص دهند و از روى علم و تخصّص اظهار نظر و داورى كنند و نظرشان براى توده مردم معتبر و اطمينان آور باشد، در اين صورت حجت و برهان الهى براى مردم محكم‏تر و روشن‏تر خواهد بود.

    روى همين قانون كلى و حكمت الهى بود كه خداوند به موسى (ع) عصا و يد بيضا را معجزه داد زيرا در زمان وى سحر و جادوگرى معمول بود و كسانى كه در اين فن و هنر تخصص داشتند، پيش از ساير مردم، معجزات موسى را تصديق نمودند و به آيين وى گرويدند.

    زيرا وقتى كه عصاى موسى را ديدند كه به فرمان وى به صورت اژدها درآمده همه آن چه را كه آنان به عنوان جادو تهيه كرده‏اند، مى‏بلعد و باز به صورت اصلى خود برمى‏گردد، فهميدند كه اين عمل از دايره سحر و جادو خارج بوده، به يك نيروى عظيم غيبى و الهى متكى مى‏باشد.
    اين بود كه به معجزه بودن آن ايمان آوردند، بدون اين كه بر وعده و وعيد فرعون وقعى نهند، در برابر او ايمانشان را اعلام و نبوت موسى را تصديق نمودند.

    در زمان حضرت عيسى (ع) هم طب يونانى به اوج عظمت خود رسيده بود و اطبا معالجه‏هاى حيرت انگيزى را انجام مى‏دادند، مخصوصا در سوريه و فلسطين كه از مستعمره‏هاى يونان بودند علم طب از رواج و رونق خاصى برخوردار بود.
    چون خداوند حكيم حضرت عيسى (ع) را در اين دو منطقه به نبوت برانگيخت و او را در اين محيط مأمور به تبليغ ساخت، حكمت خداوندى اقتضا مى‏نمود كه اعجاز او را از اعمالى شبيه همان طب و اعمال دانشمندان آن زمان و مشابه فن رايج آن محيط قرار دهد.

    اين بود كه خداوند حكيم و توانا زنده كردن مردگان، شفا دادن به امراض علاج ناپذير و بينا نمودن كور مادرزاد را از معجزات وى قرار داد تا مردم آن زمان بدانند كه اين عمل خارج از قدرت بشر بوده، از دايره علم طب بيرون است و نمى‏تواند به علوم و دانش‏هاى معمول روز متكى باشد، بلكه خارج از قوانين علم طب بوده، از يك منبع غيبى الهام مى‏گيرد.

    عرب جاهلى نيز از ميان انواع فنون و علوم تنها در فن فصاحت و بلاغت تخصص كامل داشتند و در ميان ملل جهان آن روز با فصاحت و سخن سرايى و با فنون ادبى معروف بودند تا آن جا كه مجالس مسابقه شعر و خطابه بر پا مى‏كردند و با اين عمل بر يكديگر افتخار و مباهات مى‏نمودند و گاهى نيز به همين منظور بازارهايى تشكيل مى‏گرديد و هر يك از شعراى قبايل مختلف عرب بهترين شعر و سخن خويش را در معرض نمايش قرار مى‏داد و داوران مسابقه اظهار نظر نموده، بهترين آن‏ها را انتخاب مى‏كردند و گوينده بهترين شعر و سخن را مورد تقدير و تشويق قرار مى‏دادند.

    حكمت الهى اقتضا نمود كه پيغمبر اسلام را با معجزه بيان و بلاغت خارق العاده قرآن مفتخر كند، به طورى كه هر عرب فصيح در برابر فصاحت و اسلوب شيواى قرآن زانوى عجز بر زمين زند و هر شاعر سخنور و بليغ، خود را در برابر بلاغت و حلاوت قرآن عاجز و درمانده ببيند، هر فرد مطلع و منصف در برابر قرآن بى‏اختيار سر تسليم فرود آورد و به وحى بودن و گفتار خدا بودن آن اعتراف كند.

    حضرت رضا (ع) فرمودند: «خداوند موقعى كه موسى (ع) را فرستاد سحر و جادو در ميان مردم آن عصر و دوران رايج و معمول بود و موسى (ع) نيز از سنخ همان فن معمول زمان خويش، عملى را نشان داد كه انجام آن از قدرت آنان خارج بود و به اين وسيله توانست عمل آنان را كه بر جادوگرى متكى بود، باطل و نبوت خويش را ثابت نمايد و خداوند حضرت عيسى را به هنگامى مبعوث نمود كه امراض و بيمارى‏هاى گوناگونى پديد آمده بود و مردم احتياج مبرمى به علم طب داشتند و علاقه شديد و مخصوصى نسبت به آن از خود نشان مى‏دادند، به طورى كه اطبا و دانشمندان ماهرى در علم طب پرورش يافتند و به روى كار آمدند و اين علم از رواج عجيب و بازار گرمى برخوردار گرديد. در همان دوران بود كه حضرت عيسى (ع) مبعوث شد و معجزه‏اى نشان داد كه مشابه علم طب و فن رايج زمان بود، در عين حال از اطباى آن زمان ساخته نبود. او به اذن خدا، مردگان را زنده مى‏كرد و نابينايان مادرزاد را بينا مى‏نمود و امراض علاج ناپذير را بهبود مى‏بخشيد و از اين راه حجت را براى مردم تمام و نبوت خويش را اثبات مى‏نمود و خداوند محمد (ص) را در دورانى برانگيخت كه در ميان مردم آن عصر بيش از هر علم و فنى، سخن‏سرايى، شعر و شاعرى رونق و رواج داشت رسول اكرم (ص) نيز از طرف خداوند آن چنان موعظه‏هاى شيرين و بليغ و جملات متين و حكمت آميزى آورد كه خط بطلان به دور گفتار شيواى آنان كشيد و حجت را بر آنان تمام نمود.»(اصول كافى، ج 1؛ كتاب عقل و جهل، حديث 20)

  12. صلوات ها 6


  13. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    اشکال7: 7.در همة اين آيات از مخالفان خواسته شده است تا متنی «مثل» قرآن بياورند، اما معنای دقيق واژه «مثل» در اين تحدی نامعلوم است. قرآن نگفته است که منظورش از «مثل» چيست، بنابراين دعوت به رقابت و مبارزه‌ای کرده که معيار و ميزان داوری آن مشخص نيست. مخالفان هرچقدر هم متن‌های زيبا و فصيح و بليغ و با مضامين عالی اخلاقی، اجتماعی و … بياورند، پيروان قرآن به‌راحتی می‌گويند هيچکدام از اين متن‌ها «مثل» قرآن نيستند.

    2-وقتی گفته می شود مثل قرآن،باید دید که قرآن چه ویژگیهایی دارد آنوقت اگر کسی توانست مثل آنرا بیاورد.
    یکی از این ویژگیها که به آن در قرآن تصریح شده است،هدایت گری و انسان سازی است(قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‏).
    برای اطلاع بیشتر در این رابطه حتما تفسیر المیزان ذیل آیه 23 بقره را مطالعه بفرمایید.

    وقتی قرآن همه جن و انس در همه زمانها را دعوت به تحدی می کند معلوم می شود که تحدی منحصر به فصاحت تنها نیست.علامه ذیل آیه(" قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً")می نویسد:

    در اين آيه به روشنى و صراحت تحدى شده است، و ظهور در اين دارد كه به تمامى خصوصيات قرآن و صفات كمالى كه از نظر لفظ و معنا دارد تحدى شده، نه تنها به فصاحت و بلاغت لفظ آن، زيرا اگر منظور معجزه بودن لفظ آن بود ديگر معنا نداشت كه همه جن و انس را دخالت دهد، بلكه بايد مى‏فرمود: اگر همه عرب جمع شوند نمى‏توانند به مثل آن بياورند.

    علاوه بر اين ظاهر آيه مى‏رساند كه تحدى مزبور مدت معينى ندارد، به شهادت اينكه مى‏بينيم در اين عصر هم كه اثرى از فصحا و بلغاى آن روز عرب نمانده قرآن بر اعجاز باقى‏ مانده و به بانگ بلند تحدى مى‏كند.( ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 279)

    3- مخالفان کی و کجا همچون قرآن عرضه کرده اند؟

    ظاهرا مشکل مخالفین در این مساله ،مبهم بودن معنای مثل نیست بلکه عدم قدرت در مقابله با قرآن و بهانه گیری نافرجام و القای شبهات سست است.
    ویرایش توسط رسا : ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۱:۲۳

  14. صلوات ها 6


  15. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن و عترت علیهم السلام
    نوشته
    845
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3654



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    8.همان طور که می بینیم افرادی ادعا می کنند که مثل قران را اورده اند و مسلمانان با دلایل مختلف آنها را رد می کنند اما باید دقت کرد حتی اگر نقدهای مسلمانان به اين متن‌ها درست بوده و مورد قبول واقع شوند، رقيب به معنای واقعی شکست نخورده و می‌تواند با رفع اشکالات (مطابق نظر مسلمانان) به متن‌های ديگری برسد که ديگر جای چون و چرا نداشته باشند. در اين صورت متن‌هايی بدست می‌آيد که بنا به فرض «مثل» قرآن است و تحدی قرآن با شکست مواجه می‌شود. به عنوان مثال فرض کنيد يکی از مخالفان متنی را در رقابت با قرآن خلق می‌کند. آنگاه علمای اسلام برای اينکه نشان دهند اين متن مثل قرآن نيست و توان رقابت با آن را ندارد، به نقد و بررسی آن می‌پردازند و می‌گويند :الف) در فلان قسمت از متن، فلان اشکال دستور زبانی وجود دارد. ب) در فلان قسمت ديگر، فلان قاعده فصاحت يا بلاغت رعايت نشده است. ج) در فلان قسمت، مطلبی آمده که به لحاظ علمی يا عقلی نادرست است. د) فلان جمله متن با فلان جمله ديگرش در تناقض است. ه) فلان تشبيه که در متن آمده، نادرست و يا نارسا است. و) فلان قسمت متن، نامفهوم و يا دچار ابهام است. بسيار خوب، فرض کنيم همه اين ايرادات و اشکالات وارد باشند. اما مسلم است که همه آنها قابل اصلاح‌اند و پس از اصلاح اين موارد (خصوصاً طبق نظر مسلمانان) ديگر بهانه‌ای برای رد اين متن باقی نمی‌ماند و اين يعنی پايان ماجرا.

    یکی از وجوه اعجاز قرآن ، هدایتگری و انسان سازی و دارا بودن معارف عمیق و بی بدیل و نیز اخبار به غیب است.چه کسی می تواند چنین کتابی با این ویژگی بنویسد؟چگونه اینها توسط بشر قابل اصلاح است؟

    تذکر این نکته نیز ضروری می باشد که معناى معارضه اين نيست كه شخصى در مقام معارضه با يك كلام فصيح از اسلوب و تركيب آن، تقليد كند و تنها بعضى از الفاظ و كلمات آن را تغيير دهد و كلام ديگرى از آن بسازد و نام اين عمل را معارضه بگذارد اگر معناى معارضه اين باشد، مى‏توان با هر كلامى معارضه نمود و اين آسان‏ترين راهى بود براى اعرابى كه با پيامبر (ص) معاصر بودند، ولى چون آن‏ها با اسلوب معارضه آشنا بودند و رموز بلاغت قرآن را درك مى‏كردند، اين بود كه زير بار معارضه با قرآن نرفتند و بر عجز و ناتوانى خويش اعتراف نمودند؛ عده‏اى ايمان آوردند و عده ديگرى آن را به سحر و جادو نسبت داده، گفتند: إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ.( آیه الله خویی ،بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص: 145)

    در پایان به شما توصیه می کنم که کتاب البیان آیه الله خویی(بخش اعجاز) و کتاب" قرآن در قرآن" آیه الله جوادی آملی را مطالعه بفرمایید


  16. صلوات ها 6


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن
    نوشته
    952
    حضور
    22 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    2918



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    اول شما مثل این جمله را بیاور تا برام مشخص بشه منظور از مثل اوری چیه بعد درباره اش باهات بحث می کنم:ضرب زیدٌ عمراً
    اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ
    شما سه کلمه گفتید بنده هم سه کلمه گفتم اما سخن شما چه فایده ای داشت؟ خوب زید بکر رو زد که زد من چیکار کنم؟

    اما اگر من بدانم که خدا همه ی احسان کنندگان را دوست دارد سعی میکنم احسان کنم.

    یا الْكِتابُ .... هُدىً لِلْمُتَّقينَ

    این جمله سه کلمه دارد ببینید چه از این جمله میفهمید: 1. این کتاب هدایت را در بر دارد 2. هدایتش به سود همه متقین است 3. تو سعی کن که متقی باشی که هدایتش به تو هم برسد 5. هدایتش اختصاص به همه متقین دارد پس هرچه درجه تقوا بیشتر باشد درجه هدایت هم بیشتر است 6. کتاب دارای مفاهیم متقن و استوار است چرا که نمیشود به مسائل غیر محکم و ظنی تکیه کرد پس نقض هدایت میشود 7. بنا بر مطلب شماره 5 میفهمیم که قرآن درجه درجه است و بطن بطن به گونه ای که بالاترین مرتبه آن برای اشخاصی که به آن درجه از تقوا نرسیده اند ممکن نیست پس اگر انسانهایی معصوم باشند این قرآن برای ایشان هدایتی برتر و بالاتر از تمام غیر معصومان دربر دارد پس آورنده قرآن باید معصوم باشد چرا که باید خودش از همه بهتر قرآنش را بفهمد.

    اگر 3 مورد از هفت مورد فوق رو هم قبول کنیم .........


    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    ثانیا اختلاف تو این جور مسائل طبیعی است چون هیچ حدیث و روایتی نداریم که مثل اوری از چه جهتی باشه و هر چه متکلمان گفته اند ساخته و پرداخته است
    فکر میکنم که سخنان جناب رسا و مطالب بالا خوب برایتان روشن کند که مثل یعنی چی. اگر باز هم ایرادی دارید بسم الله
    ویرایش توسط مهدی عباس زاده : ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۴:۴۷
    الفرقان : 30 وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
    و پيامبر(روز قیامت خواهد) گفت: «ای پروردگارم! قوم من بى گمان اين قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.»
    ترجمان فرقان نوشته آیة الله صادقی تهرانی

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 20 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    اول شما مثل این جمله را بیاور تا برام مشخص بشه منظور از مثل اوری چیه بعد درباره اش باهات بحث می کنم:ضرب زیدٌ عمراً
    سلام

    دوست عزیز مثل اوری مشخص است

    وقتی یکی در میادین جنگی رجز می خواند
    و یار می طلبد

    یکی باید بیاید که مثل او قدرتمند باشد تا بتواند او را کنار بزند پس شما باید بتونی تمامی جهات قران را مثل اوری کنی

    و اولین قدم توانایی داشته باشی مثل قران خوب رجز بخوانی!!!!

    یعنی انقدر مطالبت قوی و محکم باشه که هیچ شکی در ان نباشه و اگر شکی ایجاد بشه بتونه خودش جواب فرد را بدهد!!!

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  20. صلوات ها 5


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود