صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خواب /رویا /بیداری/کابوس؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر
    نوشته
    103
    حضور
    14 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    580

    پرسش خواب /رویا /بیداری/کابوس؟!




    سلام.
    قبل از هر چیز عذر خواهی میکنم اگه سوالمو جایی نوشتم که نباید! موضوعی که به سوال من نزدیک باشه در این سایت پیدا نکردم

    اگر بوده و من ندیدم بذارید به حساب بی تجرگی من و آشنایی تازه ام با اینجا
    حقیقتش حدود 7/8 ماهی هست که برام مسئله ای پیش اومده در رابطه با خواب.در واقع هنوز نمیدونم خواب هست یا بیداری.تا به

    حال هم این موضع رو با کسی در میون نذاشتم جز اعضای خانواده ام.چون نمیدونستم باید به کی بگم تا اینکه با این سایت آشنا شدم

    وچون فضای اونو صمیمی و امن دیدم تصمیم گرفتم اینجا سوالمو بنویسم امیدوارم کارشناسان محترم اگر امکان داره راهنماییم کنند.

    من چند وقتیه که با خوابیدن مشکل پیدا کردم.شبا بد میخوابم دیر خوابم میبره و گاهی خیلی زود بیدار میشم.یک شب حدود 7/8 ماه

    پیش نمی دونم خواب بودم یا بیدار احساس میکردم کسی داره منو از رو زمین بلند میکنه اونقدر واضح که همین الان هم اون کشش تو

    ذهنم هست .انگار یه نفر دستاشو دور کمرم انداخته بود و از کمر منو بلند میکرد.چند بار این اتفاق افتاد و بعد از اون من خودمو تو اتاق

    خودم تو خونه ی خودمون میدیم که دارم راه میرم و در عین شباهت به شرایط واقعی خونه(بر خلاف خواب دیدن که معمولا مکان و زمان

    متفاوت میشه )تصویر های دیگه ای جریان داشت! بعد دوباره بیدار میشدم و بعداز چند دقیقه دوباره کسی منو از روی تخت و از کمر بلند

    میکرد.دقیقا احساس میکردم که با پنجه لحاف و متکامو محکم گرفته بودم تا اون نیرو بلندم نکنه چون وقتی هوشیار میشدم میدیم به

    متکا محکم چنگ زدم! شاید بگید خواب میدیدی.اما اون زمان که حس میکردم دارم از رو تخت کنده میشم میدونستم کجام میفهمیدم

    دارم از رو تخت بلندمیشم.
    یکبار دیگه ام این اتفاق برام چند وقت پیش افتاد !با این تفاوت که اینبار بدنم سنگین شده بود مثل تو خواب که آدم میخواد حرف بزنه داد

    بزنه اما نگار صدا ش در نمیاد کسی نمیشنوه.دندونام قفل شده بودو بدنم کرخت و سنگین.اما میدونستم که خوابم.درواقع شایدم

    بیدار.من در مورد زمانی که روح میخواد بعد خواب به بدن برگرده و اون لحظه اتصال یه چیزهایی شنیده بودم واسه همین آگاه بودم که اون

    لحظه برام همون لحظه اتصال روح و جسم بود.بدنم بیجون بود امامن میفهمیدم.یه چیز عجیب برام اینه که اون لحظه من توی گوشم

    صدای خش خش میشنیدم.مثل اینکه سرمو توی مشما کرده باشم و توی باد ایستاده باشم .خش خش زیاد بود.
    چون تا حدی ترسیده بودم شروع کردم به خوندن سوره ی ناس.اما همون موقع به خودم گفتم اگه آیه الکرسی رو بخونم به آیه آخر

    نرسیده کاملا بیدار میشم پس خوندم و آیه اول به آخر نرسیده بیدار شدم بیدار که شدم مشکلی نداشتم هیچ احساس بدی نداشتم.
    همین دیشب هم دوباره این اتفاق افتاد.اما بیشتر اون صدای خش خش تو ذهنم مونده.
    ببخشید که سوالم طولانی شد.
    این چند وقت استرس دارم میترسم گاهی از اینکه بخوابم.میخواستم اگه میشه راهنماییم کنید
    فقط نکته ای که باید بگم اینه که من به شدت آدم خود خوری ام .تاحدی که اگه مسئله بدی پیش بیاد برام شاید 20درصد اونو بروز میدم

    بقیه رو تو خودم میریزم.این چند وقت هم به اقتضای سنم(26 سالمه)فشارهای روحیم زیاد شده.یعنی امکان داره به خاطر مسائل

    روحی و روانی این اتفاق برام افتاده باشه؟؟؟

    پیشاپیش متشکرم!!


  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    نوشته
    78
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    35
    آپلود
    5
    گالری
    20
    صلوات
    397



    این حالت واسه منم پیش اومد حدود یه هفته پیش درحالی که خواب بودم احساس کردم یه سایه سیاه بالا سرم وایساده من کاملا داشتم نگاش می کردم ولی نمی تونم حرف بزنم یا حتی تکون بخورم احساس فشار زیاد روی سینه ام می کردم و احساس کرختگی شدید که بلافاصله ناپدید شد .

    ترس عجیبی من و گرفته بود یه حس خواص و فوق العاده عجیب!! مثل همین اتفاق که برای شما افتاد بلافاصله بیدار شدم دور و برم رو نگاه کردم خبری نبود ولی درو دیوارها صدا می داد!! انگار کسی داره بهشون لگد می زنه

    من درکتون می کنم واسه منم سواله این دیگه چی بود نه خواب بود نه بیداری!!
    حدس می زنم جن یا روح این کاررو می کنه ! اون روز رو دقییقا یادمه پنجشنبه شب بود .. میگن پنجشنبه و جمعه ها روح ها آزاداند!! شایدم حالت روانی خاصی باشه....

    این حالت هر چند وقت یه بار با شکل های مختلف واسم اتفاق می افته..

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    خودش میدونه
    نوشته
    91
    حضور
    5 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    630



    نقل قول نوشته اصلی توسط kerishna نمایش پست ها
    خواب بودم احساس کردم یه سایه سیاه بالا سرم وایساده من کاملا داشتم نگاش می کردم ولی نمی تونم حرف بزنم یا حتی تکون بخورم احساس فشار زیاد روی سینه ام می کردم و احساس کرختگی شدید که بلافاصله ناپدید شد .
    ســـــــــلام
    دقیقا من این احساس رو دوبار داشتم
    احساس میکردم یه چیزه سیاهی همه جارو پوشونده و یه سنگ یا هرچیز دیگه مه نمیذاره بلند بشم
    از مامانم پرسیدم گفت اگه شی سیاهی بالای سرت باشه اینجور چیزا بیشتر اتفاق میفته تو زبون ما آذریا میگن"قره باسیب"
    فارسیش میشه"سیاهی گرفته"(البته معنی تحت الفظیش هست چون کلمه ی "باسیب"تو فارسی معادل نداره)
    راستش گاهی هم خوابی رو که میبینم احساس میکنم تو واقعیت داره برام اتفاق میفته و این باعث میشه تو خواب خیلی بترسم

    کارشناسان گرامی
    میشه کمک کنین مارو
    خدایا!
    کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    بزرگواران بنده قبلا" در تاپیک ذیل مطالبی را خدمت دوستان ارایه نموده ام که بنا به دلایلی نیمه کاره ماند البته جناب استاد عرفان نیز مطالب شایان توجهی در این تاپیک دارند که خواندن آنرا به دوستان توصیه مینمایم اگر لازم دانستید در حد توان پیگیری خواهم نمود


    http://www.askdin.com/thread13162.html

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۰/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۳:۴۱

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر
    نوشته
    103
    حضور
    14 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    580



    سلام
    حقیقتش من موضوع"شهود الهی یا شهود شیطانی"رو خوندم.چیز زیادی دستگیرم نشد.درواقع من نتونستم ارتباط بین این مطلب و

    مسئله ای که برای من پیش اومده رو پیدا کنم.(بذارید به حساب درک پایین من!!)من بیشتر فکر میکنم این مسئله یه درگیری توفضای

    عصبی و روحی من هست که من نمیفهمم.اگه لطف کنید بیشتر منو راهنمایی کنید ممنون میشم!!

    اللهم صل علی محمد وآل محمد
    وعجل فرجهم



    عشق سیبی است که دوران تکامل دارد
    اتفاقی ست که وقتش برسد می افتد



  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    بسم الله الرحمن الرحیم

    کاری جز این نمی شود کرد که خود را به پروردگار سپرد. خدا را فراموش نکنید. بایستی با توبه حقیقی نفس را تزکیه کرد ("قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها") تا اگر نیروهایی می خواهند به انسان شمه هایی از حیات پس از مرگش را بچشانند (تا بلکه انسان به یاد ربش بیافتد) به هدف خود نایل شوند و نیز اگر نیرویی از شیطان و سپاهیانش بر انسان چیره شده اند با این توبه دور شوند. در مورد دوم خواندن این آیه ها توصیه می شود: "و قل رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک رب ان یحضرون" و البته باز هم می گویم تزکیه نفس در هر حالی لازم است. شاید این اتفاقات به این دلیل برای انسان می افتد که او بداند همیشه این نیست که یاورانی مانند پدر و مادر انسان را حمایت می کنند و نیروهایی توانایی تسلط بر انسان را دارند. به هر حال "ازفت الازفه" (نزدیک شد نزدیک شونده). پس تا دیر نشده به هر دری بزنیم تا خدایمان بیامرزد. به اضافه، همیشه به یاد داشته باشیم که از توهین به چنین وجودهایی به صورت نادانسته بپرهیزیم و فقط سعی در اصلاح خود داشته باشیم.
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    روانشناسي ومشاوره،پژوهش درعلوم مختلف
    نوشته
    970
    حضور
    1 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    5507



    باسلام..
    بسيار بسيار تشكر از اينكه موضوعتون روگفتيد...
    گفته بوديد خود خور هستيد.....الان با گفتن مشكلتان از اين خودخوري كاستيد....اين شجاعت شما درگفتن بيان مساله قابل تحسينه دوست عزيز..

    آهان!راستي بايد معرفي كنم تا به راهنمايي كوچك بنده اعتماد كنيد...من مشاور دانشجويي هستم.در مورد مساله شما قبلا آزمايشاتي بر روي خواب مصنوعي به كمك دانشجويان روان شناسي انجام داده ام.و از طريق آن به نتيجه رسيديم..نتيجه همان جواب سوال شماست. خواهش مي كنم اين همياري رو از اين حقير بپذيريد.البته كارشناسان محترم انجمن ان شاءالله موضوع رو بيشتر مورد بررسي قرارخواهند داد.من اينجا فقط يك دوستم.

    قبل از هرچيز بايد بگم اصلا نگران نباشيد.اين حالت طبيعيست...اگراجازه دهيد به كمك شما بررسيش كنم.

    درابتدا شما بايد در مورد مراحل خواب از نظر علمي اطلاعاتي كسب كنيد.اينطور به شما كمك مي كند كه متوجه طبيعي بودن مساله شويد..

    براي اطلاعات درمورد خواب همان كتاب زمينه كامل هيلگارد كه در مورد خواب توضيحي داده وازنظر زيست شناختي وروان شناسي بررسيش كرده..مراجعه كنيد.
    خب حالا با زبان ساده با هم بررسي ميكنيم...
    قسمت اول:خواب بر اثر امواجي(مثل بتا تا آلفا) از مغز وارد مراحلي ميشه..ازش ميگذرم چون كمي پيچيدس ومربوط به عملكردمغزه...وايجاد رويا..اين امواج براي شرح موضوع مهم هستن.
    قسمت دوم:روح آدمي داراي قدرت مديوميست.روح مديومي ما داراي چهار قدرت پيامبرگونه وشنوانيي روحي وبينايي روحي پساوايي روحي است كه با موضوعات متافيزيكي در ارتباطه...
    قسمت سوم:تصاوير خواب هاي ما در قسمت تفسير واژه ها وارتباطشان با تصاوير ذهني و كاربردشان در خواب وايجاد خواب باعث تفسير خواب توسط روان شناسان شده..هر تصوير خواب از يك نماد ايجادشده.به زبان ساده عملكرد ما موقع خواب وخوابي كه مي بينيم در ارتباط نزديك افكاروحالات روحي ماست....
    قسمت چهارم:در بيرون از كالبدزندگي،ارواح ديگري زندگي ميكنند كه وجود آنها ثابت شده.گاهي آنها ازخودشان نشان باقي مي گذارند اما به صورت كامل جداازكالبدما هستن.فقط گاهي با روح مديومي ما ارتباط دارد.علت ترس ما درمورداين موضوعات فقط اينه كه فكرميكنيم چيزخارق العاده ايست ونسبت بهش آگاهي نداريم.من هم اول ازاين موضوعات مي ترسيدم اما حالا كه براي آزمايش مجبورشدم واردش شوم ومتوجه شدم كه آنها هم زندگي معمولي دارندونوع خلقتشان مربوط به خودشانه ديگرنگرانسش نيستم.
    حالتهاي ممكن:
    گاهي ما توي خواب با اين ارواح ارتباط برقرار ميكنيم بدون آنكه به ما ضربه وارد شود..با توجه به توضيحاتي كه فرموديدموضوح شما ارتباط با ارواح نيست...

    گاهي روح مديومي ما كه ممكن است يكي ازحالت هاي آن فعال باشد ميتواند درهنگام خواب با جهان غيب(به اصطلاح)ارتباط برقرار كنه.بحثش مفصله وباتوجه به بيان شما اين موضوح به صورت منحصرا درشما صدق نمكنه..اما تا حدودي نقش داره..ممكنه يكي از آنها فعال شده وارتباط برقراركنه.

    گاهي فردبر اثر نوع تغذيه،وضعيت روحي وجسمي دچارنوعي خلسه ذهني در خواب ميشه...كه موضوع شما با اين قسمت در ارتباطه...

    حالا تحليل داده ها:
    البته براي تحليل تستي هست كه شمابايدجوابشو بديداما چون ميسرنيست من تحليلي كلي مي گويم اگر به جواب نرسيديد،بفرماييدتا بيشتر وارد جزئيات شده و ريشه اصلي رو دربياريم..تا موضوع حل بشه...(چون اين جور اتفاقات به بيان جزئيات نياز داره..

    موضوع شما درواقع ارتباطي تلفيقي با تغذيه قبل ازخواب،حالت هايي از وضعيت روحي ازجمله وجودبعضي ازبحران هاي روحي،وهم چنين حضورقدرت روح مديومي شما بوده.

    اين حالت شبيه حالت خلسه ذهنيه...
    روح ما توسط هاله هاي نوراني كه اطراف ما وجود دارد و ازچاكراهايي عبور ميكند(جسم اثيري)باجسم درارتباطه..هنگام خواب اين حالت ها كمي تغيير مي كنند.
    اگرشمادرحين جاي گيري جسم اثيري ازخواب بپريدشبيه عملكرد خلسه ذهني شديد.بدناتن قفل ميكنه،نمي توانيدحرف بزنيد،چشمانتان ظاهرابشته است اما ميبينيد،صداهاي خاصي توي گوشتان وزوزكنان مياد،انگاربازمين فاصله گرفتيد...اين حالت براثرسه رابطه ايي كه گفتم پيش مياد..
    وقتي جسم بسيارخسته است..وقتي فكرقبل ازخواب بسياردرگيره،وقتي ازچيزخاصي درطول روزبترسيم،وقتي تغذيه روز را باعجله ميل كرده باشيم اينطورميشويم..
    وقتي متوجه ميشيد از كالبدجسم خارج ميشيد علاوه بر مسائل گفته شده؛مديوم هاوقدرت هاي روحي شماهم ممكنه دخالت كنند..مثلاممكنه پساوايي شما قوي باشه؛بعدامواج سنگينوسريع دريافت ميكنه وبه خاطراين؛اين حالت سراغتان مياد..

    ترسيدن هم بي تاثيرنيست..

    اينها دلايل كلي بودن.شماباخواندن اين متن باتوجه به تعريفها نظرتان روبگيدوجزئي ترتوضيح بديدتاباهم ديگر وبه كمك دوستان موضوع روادامه بديم.

    اللهم عجل لولیک الفرج
    السلام علیک یا ابا صالح المهدی



  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    شعر
    نوشته
    103
    حضور
    14 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    580



    سلام.
    ممنونم از شما سبزینه ظهور که وقت گذاشتید و در مورد سوال بنده راهنمایی کردید.حرفهای شما کمی آرومم کرد.
    پاسخ شما جامع و مفید بود فرموده بودید:
    اين حالت شبيه حالت خلسه ذهنيه...
    روح ما توسط هاله هاي نوراني كه اطراف ما وجود دارد و ازچاكراهايي عبور ميكند(جسم اثيري)باجسم درارتباطه..هنگام خواب اين حالت ها كمي تغيير مي كنند.
    اگرشمادرحين جاي گيري جسم اثيري ازخواب بپريدشبيه عملكرد خلسه ذهني شديد.بدناتن قفل ميكنه،نمي توانيدحرف بزنيد،چشمانتان ظاهرابسته است اما ميبينيد،صداهاي خاصي توي گوشتان وزوزكنان مياد،انگاربازمين فاصله گرفتيد...اين حالت براثرسه رابطه ايي كه گفتم پيش مياد
    اگر امکانش هست در مورد جای گیری جسم اثیری بیشتر توضیح بدید و اینکه این موضوع مسئله ای رو برای روح یا جسم به وجود نمیا ره!؟در بلند مدت تاثیر منفی نمیگذاره؟
    در مورد جزئیات ، چیزی که الان به ذهنم میاد اینه که من اون موقع میفهمم که تو چه حالتی هستم! همونطور که گفتم آیه هایی که در طول روز شاید بارها میخونم اون موقع یادم هست...حالا اگر سوال خاصی مد نظر شماست بفرمایید من پاسخ میدم.
    اما یه سوال راهی هست که بشه اون لحظه کنترل جسم و روح رو بدست بیاریم؟ و اینکه گفته بودید امکان داره یکی از حالتهای مدیومی روح فعال شده باشهمیشه در مورد روح مدیومی بیشتر توضیح بدید و اینکه چه اتفاقی می افته که یکی از حالتهای اون فعال میشه؟؟
    باز هم از توجه شما ممنونم!

    ویرایش توسط مهسان : ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۴:۲۴

    اللهم صل علی محمد وآل محمد
    وعجل فرجهم



    عشق سیبی است که دوران تکامل دارد
    اتفاقی ست که وقتش برسد می افتد



  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    روانشناسي ومشاوره،پژوهش درعلوم مختلف
    نوشته
    970
    حضور
    1 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    5507



    سلام دوست عزيزم..متشكرم.
    اگراجازه دهيد جواب بدهم:

    اطراف ما انسانها7نقطه اصلي وجودداره،كه به آن چاكراميگويند(چاكرا؛يعني محل دريافت هاله ها)
    اين هاله ها شبيه جنس پلاسماين...ازاون هاتوانستندعكس برداري كنند
    اگرشماوضعيت روحي خوبي داشته باشيدآنها وسعت خوبي دارن..بارنگ هاي روشن وشفاف..
    پس اين هاله ها باوضعيت روحيمان درارتباطن..
    به اين هاله ها دركل جسم اثيري ميگويند..
    وقتي ما ميخوابيم جسم اثيري ما تغييراتي انجام ميده..جايگيري جسم اثيري توسط ويژگي هاي روحي انجام ميشه.

    اين حالت كه براي شمااتفاق افتاده ضرري نميرسونه چون علت نيست...بلكه اثركنشي واكنش شماست..يعني نتيجه امره..
    تصوركنيدشما شب خيلي خسته هستيدوميخوابيدواينطورميشد ..علت اين جايگيري جسم اثيري به خاطرخستگي بوده...به خاطرهمين هر وقت اينطورشويد يعني اينكه داردفقط به شما علامت ميده كه جسم ياروح شما دچاريك تغيير يامشكل شده.
    براي حل موضوع مابايدبه كمك هم مشكل روپيداكنيم.يعني چي باعث ميشه شمااينطورشويد..آياوضعيت جسميه ياروحيه..؟

    درخصوص روح مديومي..مثلا اگرحس بينايي روحي شمافعال شود چشم شماچيزهايي كه سايرين نميبينند روميبينه..
    ممكنه حس پساوايي شمافعال باشه.معمولا كساني كه قدرت روحي بالايي دارندگاهي ممكنه اينطوري بشوند..

    بايد ديد آياعلت اصلي موضوع شما مربوط به قدرت مديوميتونه؟كه باچندسوال وبررسي بيشترميتونيم به جواب برسيم.
    آره..ما ميتوانيم كنترل روبه دست بگيريم..فقط كافيه علت ها مشخص شود.
    متشكرم.

    ویرایش توسط سبزينه ظهور : ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ در ساعت ۱۶:۴۸
    اللهم عجل لولیک الفرج
    السلام علیک یا ابا صالح المهدی



  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زیست شناسی و مشاوره
    نوشته
    320
    حضور
    4 روز 8 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    10
    گالری
    7
    صلوات
    2215



    من شخصا از سه سال پیش هرچی خوابیدم همینطور بودم
    که البته بااین ماجراشروع شدکه:
    یکروز از نماز صبح بقصد خوندن امتحانم بدارموندم ولی درازکش درس میخوندم
    یدفعه یه صدایی اومد بلندشدم ببینم صدا از کجاست ولی با ضعف شدیدی مواجه شدم داشتم میخوردم زمین که یک دفعه نگاهم به بدن خودم افتاد که بی جان بر روی تخت افتاده وحشت کردم بسختی رفتم جلو دیدم همون صفحه از کتاب که میخوندم زیر دستم بازه
    گریه ام گرفت گفتم صد درصد مردم که یدفعه کشیده شدم به سمت بدنم و تکون خوردمو بلند شدم
    از اون به بعد هرچی خوابیدم میدونستم که خوابم و تو خواب هرکاری خواستم حتی پرواز کردنم انجام دادم
    تا بایک دکتر درمیون گذاشتم گفت به علت افتادن قند خونه
    چندماه پیش بعد از سه سال وقتی به دستور اون دکتر قبل خواب شیروعسل خوردمو خوابیدم
    دیگه تا به امروز اینجور نشدم

    البته باور همچین دلیل ساده ای قابل قبول نیست
    خودمنم قبول ندارم
    اما به امتحانش می ارزه


  21. صلوات ها 7


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود