جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,858
    حضور
    212 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151445

    آزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلام





    در این تاپیک مباحث زیر می آید:
    هدف در زندگی
    آزمون هدف در زندگی با تکیه بر اسلام
    فواید زندگی هدفمند


    در سال‌هاي اخير مذهب و آموزه‌های دینی به عنوان یکی از متغيرهای مؤثر رفتار و فرایندهای روانی مورد توجه متخصصان علوم رفتاری قرارگرفته است تا جایی که برخی دین را عامل اساسی بهداشت فردی و اجتماعی معرفی کرده‌اند (سهرابی و سامانی، 1380و یونگ، 1379).از نظر پارگامنت و بارک (1995) مذهب با ارائه تفسیر واقع بینانه از زندگی بر سلامت روان اثر می‌گذارد. یونگ در فعالیت‌های روان درمانی خود دریافت که باورهای مذهبی می‌تواند سبب بالا بردن یکپارچگی و معنا دادن به شخصیت شود (یونگ، 1379).
    در همین راستا تحقیقات متعددی نشانگر اثر بخشی روان درمانی مذهبی بر مشکلات روان شناختی می‌باشد (هارتز، 1387 و جعفری، 1387، ص3 و فرانک به نقل از حیدری، 1383 و فونتانا، 1385، ص342) و سازمان جهانی بهداشت (1989) با توجه به نتایج تحقیقات انجام شده به طور رسمی اعلام کرد باید از توانمندی‌ها و پتانسیل باورهای دینی و اعتقادی افراد برای ارتقاء سلامت روانی آنان کمک گرفت (بیان زاده، 1379، ص63- 68) با این توصیف کشف مؤلفه‌های هدفمندی از آموزه‌ها و متون معتبر دینی و تهیه آزمونی بر همان اساس می‌تواند زمینه را برای مداخله‌ای هدفمند آماده می‌سازد.
    این عقیده که ممکن است شاخص‌های تهیه شده برای سنجش هدفمندی بر اساس مؤلفه‌های دینی که متکی به وحی الاهی هستند بتوانند هدفمندی افراد مسلمان را دقیق ارزیابی کند ضرورت این پژوهش علمی را برجسته می‌کند. تأکید تعالیم اسلام و یافته‌های روان شناختی به ویژه مکاتب شناختی بر هدف و هدف گذاری و فقدان آزمون هدف در زندگی با رویکردی اسلامی، بر ضرورت این پژوهش می‌افزاید.




    هدف: هدف پژوهش حاضر، آن بوده است كه با استفاده از آموزه‌ها و تعاليم اسلام پرسش‌نامه‌اي معتبر تهيه شود تا به عنوان يك مقياس علمي، هدفمندي افراد در زندگي را بسنجد و مشخص كند كه افراد بر اساس تعاليم اسلام در چه مرتبه اي از هدفمندي، قرار دارند.
    روش: روش تحقیق از نوع بنیادی وزمینه یابی است؛ ابتدا به صورت کتابخانه‌ای و با روش توصیفی به اکتشاف دیدگاه قرآن و حدیث درباره هدف در زندگی پرداخته‌شد و سپس روش تحقيق زمينه‌يابي و پيمايشي (از نوع ميداني) خواهد بود.جامعه آمار دانشجويان دوره ليسانس دانشگاه پيام نور قم ودانش‌پژوهان دوره ليسانس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، و حوزه خواهران قم هستند كه در سال 1387-88 مشغول تحصيل‌اند.حجم گروه نمونه با جدول كرچسي و مورگان 404 نفر انتخاب شد؛207 دانشگاهي و 197 حوزوي .روش نمونه‌برداري تصادفي طبقه‌اي است.
    یافته‌ها:يافته‌هاي اين‌پژوهش كه با كمك نرم افزارspss به دست آمده است نشان مي‌دهد كه آزمون هدف‌ در زندگي با تكيه بر اسلام روايي محتوايي بالايي (8/91%)دارد و ضريب همساني دروني آن (آلفاي كرنباخ) 926/0است و اعتبار آن به روش دو نيمه سازي اسپيرمن وگاتمن 91/0 است.






    ویرایش توسط حامی : ۱۳۸۸/۰۹/۲۷ در ساعت ۱۷:۳۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,858
    حضور
    212 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151445



    مقدمه پژوهش آزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلام
    مقدمه

    کشتی ایام باحرکت در، اقیانوس زندگی سینه زمان را می‌شکافد و همچنان به پیش می‌رود.جذر و مدّ ناخوشی‌ها وخوشی‌ها گاه، و بیگاه، مهمان دل مسافران می‌شود و تکرار غروب وطلوع خورشید، ندای خاموش سالنامه و تقویم‌ها، وادارشان می‌کند که در آیینه‌ ایام، به تماشای گذر عمر خود بنشینند وبا خود بگویند: راستی کشتی ایام از کجا آمده؟ الآن کجا هستیم؟و سرانجام ماچه خواهد شد؟
    با وزش باد موافق خوشی‌ها، تنها عده کمی به دنبال پاسخ می‌‌روند‍‍، ولی هنگامی که گرداب هائل سرگردانی، فکر را درخود می‌چرخاند، موقعی که عقاب تیز پنجه أجل، کبوتران شادی ها را شکار می‌کند، وقتی که فرشته سفید لبخند، جای خود را به دیو سیاه دلهره می‌دهد، و زمانی که غول بی هویتی و یکنواختی بر سرنوشت انسان سایه می‌افکند، مسافران را دو گروه متفاوت می‌یابی: آن‌هایی که از گنج باور ومعنا، محروم‌اند ورنگ سبز آرامش رانمی بینند. و اینهایی که با عینک زیبا بینِ توکل، زینب‌وار، حتی در توفان پر بلای کربلا جز زیبایی، چیزی نمی‌بینند (مارأیتُ الاّ جمیلا). و درامواج زندگی، جلیقه نجا ت «توسّل و تلاش» را به تن کرده‌اند.و آن‌هایی که دچار گرداب‌های تشویش و پوچی شده‌اند و ابر سیاه رنج‌ها را پایان همه لذّت‌ها می‌دانند و اینهایی که دست دل در دست کشتیبان ثقلین (قرآن وعترت) نهاده‌اند وبرای عمری، آرامش وامنیت را مهمان دل خود کرده‌اندو پرچم غرورانگیز «حسین، کشتی نجات است و چراغ هدایت» را بر فراز کشتی ایام به اهتزار در آورده‌اند (قدیری، 1382، ص35).
    انسان به طور فطری خداجو، خداپرست و حقیقت‌جو است، ارضای این نیازهای عالی است که به او آرامش می‌دهد وانحراف درارضای آن‌ها سبب تنیدگی مضاعف وبی قراری روحی روانی اش می‌شود.ادیان به ویژه دین کامل خاتم (ص) آمده‌اند تا انسان تشنه حق را از زلال چشمه سار عرش سیراب کنند. اسلام به دلیل جامعیتش برای همه شئوون زندگی (فردی و اجتماعی) و تمام سطوح شخصیت برنامه دارد، طرح تکاملی اسلام، برخلاف مکاتب فلسفی، غیر دینی، برای سه ضلع مثلث جسم، ذهن وروح برنامه سازنده دارد.
    ترس از محرومیت بشر از برنامه و هدف زندگی انبیاء، عرفا و اندیشمندان الاهی را بر آن داشته که درچارچوب رسالت خود آدمی را به خود آورند و از دره پوچی نجاتش دهند و عسل معنا، در کام زندگیش بریزند، به همین دلیل است که قرآن اندیشه انسان را خطاب قرار مي‌دهد:
    أفَحَسِبتُم انّما خلقنَاکم عبثاً و انّکم اِلینا لاتُرجَعون: (آیا گماه می‌کنید که بی هدف خلق شده‌اید و به سوی ما باز نمی‌گردید).
    و حضرت علی (ع) می‌فرماید:
    رحم الله علم (عرف) مِن أین و فی أین و الی أین: رحمت خدا بر کسی که بداند که از کجا آمده؟ در کجا بسر می‌برد؟ و به کجا رهسپار خواهدشد؟
    و هم او می‌گوید:
    اِن لم تَعلم مِن أینَ جئتَ لاتعلم الی أینَ تَذهب (ابن ابی الحدید، ج20، ص292).اگر ندانی که از کجا آمده‌ای، نخواهی دانست به کجا خواهی رفت.
    و مولوی از« غربت وجودی» خود در این منزل ویران می‌نالد:
    بشنو از نی چون حکایت می‌کند از جدایی‌ها شکایت می‌کند (مولوی، 1387، درج3).
    و سعدی فغان از گذران عمر می‌کند:
    ای که پنجاه رفت و درخوابی مگراین پنج روزه دریابی و همومی‌گوید: خواب نوشین بامداد رحیل باز دارد پیاده را ز سبیل (سعدی، 1387، درج3).
    خواجه عبدالله انصاری می‌گوید:
    الاهی روزگاری تو را می‌جستم و خود را می‌یافتم.اکنون خود را می‌جویم و تو را می‌یابم (خواجه عبدالله انصاری، 1387، درج3).
    و شمس تبریزی می‌گوید:
    در بند آن باش که من کيم؟ و چه جوهرم؟ و به چه آمدم و به کجا مي روم؟ و اصل من از کجاست؟ و اين ساعت در چه ام؟ و روي به چه دارم (شمس تبريزي، 1387، ص192).
    دنیاگراهایی که خواسته‌اند بدون قطب نمای وحی، مسیر حیات را به آدمی نشان دهند خود و دیگران را به بیراهه‌ها می‌برند و خواهند برد که گفته‌اند:
    هرکس جغد راهنمایش باشد راهبریش به سوی خرابه‌ها است.
    و لسان الغيبِ عارف، به سالکان راه حق هشدار می‌دهد تا بی خضر، راه نپیمایند:
    قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمرایی (حافظ، 1376).
    و نیز هم‌ او سروده:
    در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت (حافظ، 1376).
    ابن سينا مي‌گويد:
    اي كاش بدانمي كه من كيستمي سرگشته به عالم ز پي چيستمي
    گر مقبلم آسوده و خوش زيستمي ورنه به هزار ديده بگريستمي (پارسا، 1378، ص71)
    الکسیس کارل لب به شکایت از نظام آموزشی و تربیتی معاصر می گشاید و می‌گوید نباید به یافتن پاسخ سؤالات اساسی از سرچشمه وحی، بی‌اعتنا باشيم وی معتقد است که دانستن سرنوشت، از نقشه آلاسکا و ساختمان مرکز هسته‌ای اتم مهم‌تراست. (کارل، 1375، ص179).و پارگامنت، فرانکل، آلپورت و...تمرین در باشگاهِ «معنایابی» را برای قوی شدن عضلات شخصیت و آرامش لازم می دانند و بسیاری از پوچگرایانِ بی خدا، «معنادهی» به زندگی را «نمک زندگی» به حساب می آورند.
    با توجه به نکات بالا برای رفع «عطش وجودی» ، نجات از گرداب هائل پوچی و امان از آسیب‌های بی‌شمار (جسمی، ذهنی و روحی) بی‌معنایی زندگی، بر آن شدیم که از میزان فیض الاهی، قرآن و حدیث) کمک بگیریم تا دیوار زندگی خود را با «شاغول هدفمندی» اش بالا ببريم و مسیر لغزنده راستی را با عصا احتیاط و تدبیر طی کنیم. برای رسیدن به خواسته خود پژوهشی پنج فصلی را به شرح زیر دنبال می‌کنیم.
    در فصل اول به بیان مسأله، ضرورت، هدف، سؤالات تحقیق و تعاریف مفهومی و عملیاتی پرداخته می‌شود.در فصل دوم پیشینه نظری مسأله بررسی خواهد شد و در فصل سوم روش اجرای پژوهش ؛ جامعه آماری، گروه نمونه، شیوه و ابزار پژوهش و روش گردآوری اطلاعات را بیان می‌کنیم. فصل چهارم، به تجزیه و تحلیل نتایج پژوهش اختصاص می‌یابد و سرانجام در آخرین فصل، به تبین یافته‌ها و تحلیل نهایی نتایج می‌پردازیم.
    http://zndgiearam.persianblog.ir/post/255/



    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,858
    حضور
    212 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151445



    چاهن 5 الگوي سلامت روان را چنين مي شمارد: حس مسؤليت پذيري، حس اعتماد به خود، ارزش هاي شخصي، فرديت و يگانگي.

    او يكي از ويژگي هايي سلامت روان را هدف‌مداري مي‌داند و هدف‌مداري يعني اين كه فرد ازآرمان هاي زندگي دريافت روشني دارد از همين رو توان و خلاقيت خويش را يكسره در جهت راه‌يابي به اين مقصد هدايت مي‌كند. ويژگي ديگر، ارزش هاي شخصي است كه فرد فلسفه اي خاص مبتني بر باورها و هدف‌هايش دارد كه نتيجه آن خوش بختي و شادكامي خود و اطرافيان اوست.

    http://zndgiearam.persianblog.ir/post/255/.

    .
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۸۸/۰۹/۲۷ در ساعت ۱۶:۳۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,858
    حضور
    212 روز 22 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151445




    آزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلامآزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلامآزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلامآزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلامآزمون هدفمندی در زندگی با تکیه بر اسلام

    آزمون هدف در زندگي با تکیه براسلام

    پاسخگوي گرامي پرسش‌هاي زير هدفمندي انسان در زندگي را بررسي مي‌كند.هر سؤال را با دقت بخوانيد و گزينه اي را كه با وضعيت فعلي شما سازگار است، در پاسخنامه خوانا علامت بزنيد. فقط يك پاسخ را انتخاب كنيد و هيچ پرسشي را بي‌پاسخ نگذاريد.نخستين پاسخي كه به ذهن شما خطور مي‌كند، مورد نظر است.با همكاري دراين آزمون علاوه بر اين كه زمينه شناسايي و بازنگري اهداف زندگيتان مي‌شويد، گامي در پيشبرد پژوهش در كشورمان برمي‌داريد. (مفهوم گزينه‌هاي پاسخنامه عبارتند از: كاملا مخالفم=0تا 25%، تاحدودي مخالفم= 26% تا 50%، تاحدودي موافقم= 51% تا75% و كاملا موافقم= 76% تا 100%).




    كاملاموافقم/////////////تاحدودي موافقم//////////// تا حدودي مخالفم//////////كاملامخالفم
    1براي رسيدن به اهدافم، کمتر، تفريح می‌کنم.
    2اغلب، نسبت به اهدافم آگاهي خوبي دارم.
    3بيش از توانم، مسؤوليت نمي‌پذيرم.
    4
    قرض دادن، مرا اهدافم باز مي‌دارد.
    5توبه، سهم زيادي در كاميابي من دارد.
    6واجبات (نماز، روزه، امربه معروف، و...) خود را انجام مي‌دهم.
    7آرزو هايم، دور و دراز است.
    8با پيروي از الگوهاي موفق ونيك، خوشبختي خود را تضمين مي كنم.
    9كارهاي روزانه من، همسو وهماهنگ با اهدافم (مادي ومعنوي) است.
    10رسيدن به« نتيجه» ، بيشتر از «انجام وظيفه» ، برايم اهميت دارد.
    11پيوسته، خود را در محضر خدا، فرشتگان الهي، و ائمه اطهار (ع) مي‌بينم.
    12تلاش مي كنم، بامطالعه، تفكر، تلاوت و...شناختم از خدا، ائمه اطهار (ع) ، وقرآن يشتر شود.
    13اغلب، « احساس ارزشمندي» مي كنم.
    14بسياري از تصميم‌هایم با امروز و فردا كردن، به تاخير مي افتند.
    15معمولا، قبل از شروع كار، سود و زيان (مادي ومعنوي) آن را مي سنجم.
    16براي رسيدن به خواسته ام، در برابر صاحبان قدرت، كُرنش مي‌كنم.
    17به سلامت جسم وروانم اهميت نمي‌دهم.
    18ازهمّت واراده خوبي برخوردارم.
    19زندگي برايم پوچ وبي‌معني شده‌است.
    20درحد توانم، با مال، جان، و انديشه، در برابر دشمنِ باورهايم، ايستادگي مي‌كنم.
    21همواره، با امام زمانم (عج) عهد ( کلامی و عملی) مي‌بندم.
    22براي كارها وشؤون زندگيم، برنامه زمانمند دارم
    23اگر لازم شود، براي حفظ ايمان، موقعيتم (كار، تحصيل، زندگي) را تغيير مي‌دهم.
    24معمولاً، در كارهايم از خداوند، خير دنيا وآخرت را مي‌خواهم.
    25در انجام وظايف ديني ام،از واكنش هاي منفي ديگران (سرزنش، تمسخر، و...) مي‌ترسم.
    26معمولا زندگيم به كارهاي مفيد مي‌گذرد.
    27براي هر كار اخروي (نماز، يتيم نوازي، و...) كه از من تلف شود تأسف مي‌خورم.
    28غرق شدن درلذت هاي زود گذر، را مانع كاميابي (دنيوي و اخروي) خود مي‌دانم.
    29همواره، از كارهايي كه براي دنيا و آخرتم فايده ندارد، به خدا پناه مي‌برم.
    30با افرادي كه با من هدف مشتركي (مادي و معنوي) دارند، همكاري نمي‌كنم.
    31معمولا به باورهايم، عمل مي‌كنم.
    32براي رسيدن به بهشت ازامكاناتم (سلامتي، نشاط، قدرت) كمك مي‌گيرم.
    33به ندرت، به قرآن و اهل بيت (ع) توسل پيدا مي‌كنم.
    34بي حوصله وتنبل شده‌ام.
    35اغلب، ازخدا مي‌خواهم تا زماني كه زندگي من در راه خير است، زنده‌ام بدارد.
    36بر خشم خود، كنترل ندارم.
    37در روابط اجتماعي (گزينش همسر و دوست) ، دينداري افراد، اهميت ويژه‌اي ندارد.
    38به همنشيني واستفاده از آثار عالمانِ الاهی علاقه دارم.
    39در مشكلات و مسايل زندگيم، با كارشناسان مشورت مي‌كنم.
    40همواره، از گذشته خود و ديگران درس مي‌گيرم.
    41به عقيده من، نرمي ومدارا باديگران، مرا از اهدافم باز مي‌دارد.
    42وضعيت و مسايل مسلمانان برايم مهم است.
    43در زندگي، حق وانصاف، را رعايت مي‌كنم، هرچند به ضررم باشد.
    44ديگران را در پيروي ازخدا، گناه نكردن، وسختي ها به خويشتن داري دعوت مي‌كنم.
    45خود را با افراد دنيا گرا كه از رفاه كامل بهره منداند، مقايسه نمي‌كنم.
    46در كارهاي خير، تلاش مي كنم از ديگران پيشي بگيرم.
    47نسبت به ايمان ديگران (خانواده وجامعه) احساس وظيفه نمي‌كنم.
    48معمولا، پيشرفت اهدافم، قابل سنجش است..
    49اغلب، براي رسيدن به مقصودم، از كم هزينه‌ترين وكوتاه‌ترين راه، استفاده مي‌كنم.
    50همواره، ازوسوسه‌ها (شيطان، هوس وانسان) به خدا پناه مي برم.
    51مشكلات اگر چاره داشته باشند دنبال حل آن‌ها بر مي آيم، وگرنه با آن‌ها كنار مي آيم.
    52گفتار و افعال بي فايده بخشي از عادت‌های روزمره ام شده‌است.
    53دراهدافم، بر اساس اولويت بندي عمل مي‌كنم.
    54هر روز، وقتي را براي حساب وكتاب (مادي ومعنوي) کارهای روزانه ام صرف مي كنم.
    55درمسير اهدافم، احساس بي حالي و ضعف مي كنم.
    56معمولا، كارهاي روزمره (تحصيل، كار، اموال، و اولاد) مرا از خدا غافل مي‌كنند.
    57 براي رسيدن به لذت پايدار، به ندرت، از لذت‌هاي زودگذر چشم پوشي مي‌كنم.
    58به زر و زیور و امور دنيوي، دلبستگي ندارم.
    59با كارشناساني مشورت مي كنم كه صفات اخلاقي مثبتي مانند بخشندگي، شجاعت، راستگو، و..دارند.
    60پيوسته، مي انديشم كه « ازكجا آمده ام؟» ، « دركجا هستم؟» ، و«به كجا خواهم رفت؟».
    61براي آخرتم طوري عمل مي كنم كه گويي به زودي مي‌ميرم.
    62در شؤون زندگي، برنامه زمانمند ندارم.
    63استعداد وعلاقه من با اهدافم تناسب دارند
    64معمولا، امروزم بهتراز ديروز است.
    65براي رسيدن به اهدافم، از هر وسيله (هرچندغير شرعي) ، استفاده مي‌كنم.
    66براي خود‌‌‌ شناسي، برنامه منظم دارم.
    67در همه كارهايم (حتي خواب وخوراك) نيّت خدايي دارم.
    68اهداف دنيويم با اهداف اخرويم، هماهنگ است.
    69امور زندگي ام، بر نماز اول وقت، مقدّم شده‌است.
    70معمولا، خوابم زياد است.
    71بر هوس و شهوتم كنترل دارم.
    72از گناهان پرهیز نمي‌كنم.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۹/۰۵ در ساعت ۰۸:۱۵
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود