صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطف زیاد خداوند به بنده ای که خود را شایسته آن همه لطف نمی داند بخاطر چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    47
    حضور
    1 روز 17 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    231

    لطف زیاد خداوند به بنده ای که خود را شایسته آن همه لطف نمی داند بخاطر چیست؟




    سلام خدمت همه کاربران عزیز.
    یک سوالی هست که خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده و به جوابش نتونستم دست پیدا کنم
    خواهش میکنم اگر کسی از دوستان میتونه کمکم کنه.
    (( من تو زندگیم خیلی آدم خوب و عابدی نیستم (البته آدم بدی هم نیستم) ولی با این حال خداوند همیشه تو زندگیم لطف خاصی بهم داشته و داره و من تو این مساله موندم که آیا این واقعا لطف خداست؟یا همانطور که خدا خودش تو قران نسبت به گناهکار ها گفته که هر چی بخوان تو این دنیا بهشون میدم تا در غفلت خود غرق شوند،به عبارتی خداوند بعضی ها را به حال خودشون رها کرده؟بنظر شما کاربران عزیز بنده باید به کدوم طرف قضیه امیدوار باشم؟
    قسمت خوبش که لطف خ
    داست؟یا قسمت بدش که رها کردن بنده از سوی خداست؟

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط karshenas نمایش پست ها
    سلام خدمت همه کاربران عزیز.
    یک سوالی هست که خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده و به جوابش نتونستم دست پیدا کنم
    خواهش میکنم اگر کسی از دوستان میتونه کمکم کنه.
    (( من تو زندگیم خیلی آدم خوب و عابدی نیستم (البته آدم بدی هم نیستم) ولی با این حال خداوند همیشه تو زندگیم لطف خاصی بهم داشته و داره و من تو این مساله موندم که آیا این واقعا لطف خداست؟یا همانطور که خدا خودش تو قران نسبت به گناهکار ها گفته که هر چی بخوان تو این دنیا بهشون میدم تا در غفلت خود غرق شوند،به عبارتی خداوند بعضی ها را به حال خودشون رها کرده؟بنظر شما کاربران عزیز بنده باید به کدوم طرف قضیه امیدوار باشم؟
    قسمت خوبش که لطف خ
    داست؟یا قسمت بدش که رها کردن بنده از سوی خداست؟:ghamgin:

    بهترین قاضی برای عمل ما وجدان بیدار ماست.وقتی به درون خود مراجعه کنیم در خواهیم یافت آنچه از خدا به ما رسیده لطف خداست یا مجازات عملمان.با توجه به این که خداوند بندگان را در بوته ی آزمایش قرار می دهد واین آزمایشات الهی گاهی به شکل نعمتی ظاهری تجلی می کند وگاه به شکل مصیبت ودرد وترس و... .این ما وعمل ماست که تعیین کننده ی این مطلب است که آیا آنچه رسیده نعمت است یا مجازات.

    گاهی خداوند نعمتی را به کسی می بخشد وحال آنکه او لایق آن نعمت نبوده است اما به دلیل غقلت ،خداوند او را به حال خود واگذاشته است .اما گاه برای شخص دیگر همین نعمت ظاهری لطفیست ازجانب خدا به خاطر بندگیش.در رابطه با بلاها ومصیبتها نیز همین اصل وجود دارد گاهی بلا وناراحتی به شخصی یا گروهی می رسد چرا که خود باعث آن شده اند وگاهی به افرادی متعبد بلا ومصیبتی می رسد در حالی که پاسخ اعمالشان نبوده ،بلکه امتحان الهی بوده است.

    بنابراین هرچقدر که ما بندگیمان بهتر وبیشتر باشد آنچه از خدا به ما می رسد اعم از بلا ومصیبت یا نعمت ورحمت همه نشان دهنده ی این است که در معرض آزما یش الهی قرار گرفته ایم ولطف خداست .

    وهرچه از خداوند دورتر باشیم واز یاد او غافل تر ،نعمت ورحمت خدا بر ما مجازاتیست به دلیل غفلتمان ویا بلا ومصیبت نتیجه ی غفلتمان.


    انسانها به وسيله دنيا آزمايش مى ‏شوندچرا كه دنيا مملوّ از نعمت‏ها و مشكلات و مصايب است؛ نعمت‏ها به گونه ‏اى وسيله آزمايش است و مصايب به گونه ديگر . انسان در تمام عمر خود، هر شب و روز با نوعى از اين آزمون‏ها روبه ‏روست و اين يك قانون الهیست.


    خداوند در قرآن مجيد مى‏ فرمايد:
    «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَايُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ؛

    آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند ايمان آورديم به حال خود رها مى ‏شوند و آزمايش نخواهند شد. ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم؛ بايد علم خداوند درباره آنان كه راست مى ‏گويند و آنان كه دروغ مى ‏گويند تحقّق يابد (و اين دو گروه از هم جدا شوند).





  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    قران و نماز
    نوشته
    145
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    472



    سلام دوست عزیز.اول اینکه وقتی میگی عابد خوبی نیستم,و همیشه مشغله ی فکری داری و وجدانت ناراحته چرا عابد خوبی نمیشی؟ببینید اگه گناه هامون زیادن و مارو تنبل کردن بدونید زنجیریست از طرف شیطان بر گردنتان که شما را نمیگذارد برای عبادت خدا بروید.اول سعی کن بنده خوبی باشی و نماز را بخوانی.
    اینکه خدا بهت لطف میکنه یا برای بیدار کردنته یا واقعا حرف خودته.
    اما فاصله ی بین مسلمان یا کافر بودن فقط و فقط نماز است.
    سعی کن به خدا توکل کنی وهمت داشته باشی.هدفی را برای خودت تعیین کن وبه سمتش برو.مثل من که هدف تعیین کردم ان هم این است که بتوانم یکی از یاران امام مهدی باشم.بخاطر این هدفم تا به حال بر سر چنبار گفته گو داشته ایم.نه در سایت,با فامیل و...

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    271
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    841



    سلام خوب شايد كار خوبي كرديد خدا بخاطر ان كار خوبتون نعمت ها را عطا كرده خوشبحالتون من ظاهر اعمالم خوبه ولي ايمانم نسبت به قبل خيلي كمتر شده هيچ ربطي نداره كه اگه ظاهر عمل خوب بود خوب باشي من كه خودم راضي نيستم خدا چه جوري راضي باشه ؟؟؟بيشتر خدا بايد ادم بخواد ما كاره اي نيستيم اگه خدا بخواد با همون الطاف ناخوداگاه جذب ميشيد البته منكر اختيار نيستما چيزي كه ميگم بحثش مفصله

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    373
    حضور
    1 روز 12 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    345
    صلوات
    3715



    سلام به همه دوستان

    من تو زندگیم خیلی آدم خوب و عابدی نیستم (البته آدم بدی هم نیستم) ولی با این حال خداوند همیشه تو زندگیم لطف خاصی بهم داشته و داره و من تو این مساله موندم که آیا این واقعا لطف خداست؟یا همانطور که خدا خودش تو قران نسبت به گناهکار ها گفته که هر چی بخوان تو این دنیا بهشون میدم تا در غفلت خود غرق شوند،به عبارتی خداوند بعضی ها را به حال خودشون رها کرده؟
    هميشه تو ذهنت هر دو تا احتمالو مد نظر داشته باش

    به نظر من نميشه به نتيجه قطعي رسيد كه واقعا علتش كدومه بهتره بيش از اينكه نگران و پيگير علت الطاف باشي از موقعيت هايي كه خدا در اختيارت ميزاره استفاده كني و با در نظر گرفتن اونچه كه رضايت خدا توشه و ترك كارهاي حرام سعي كني شكر نعمتهارو به جا بياري

    من فكر ميكنم سنتي كه بهش اشاره كردي زمانيه كه فرد تو غفلت كامل به سر ميبره و ديگه از اين فكرا به ذهنش نميرسه و همونطور كه خودتون نوشتيد خدا به حال خودشون رهاشون ميكنه چنين فردي چنين دغدغه هايي نداره البته بهتره خوفم همزمان با اين اميدا باشه

    هيمن افكار و نگراني ها هم لطف خداي مهربونه


    اگه هميشه هر دو احتمالو مد نظر داشته باشيد باعث ميشه نه به نعمتها مغرور بشيد و خيالتون از انتقام و مجازات خدا راحت باشه نه دچار نااميدي در فكر و عمل ميشيد

    موفق باشيد
    ویرایش توسط بي نام : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۱:۵۵

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    533
    حضور
    7 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2119



    نقل قول نوشته اصلی توسط karshenas نمایش پست ها
    سلام خدمت همه کاربران عزیز.
    یک سوالی هست که خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده و به جوابش نتونستم دست پیدا کنم
    خواهش میکنم اگر کسی از دوستان میتونه کمکم کنه.
    (( من تو زندگیم خیلی آدم خوب و عابدی نیستم (البته آدم بدی هم نیستم) ولی با این حال خداوند همیشه تو زندگیم لطف خاصی بهم داشته و داره و من تو این مساله موندم که آیا این واقعا لطف خداست؟یا همانطور که خدا خودش تو قران نسبت به گناهکار ها گفته که هر چی بخوان تو این دنیا بهشون میدم تا در غفلت خود غرق شوند،به عبارتی خداوند بعضی ها را به حال خودشون رها کرده؟بنظر شما کاربران عزیز بنده باید به کدوم طرف قضیه امیدوار باشم؟
    قسمت خوبش که لطف خداست؟یا قسمت بدش که رها کردن بنده از سوی خداست؟:ghamgin:
    سلام
    چند نکته عرض کنم:
    اولا: داد حق را قابلیت شرط نیست.
    ثانیاً: خداوند، محسن است. محسن یعنی احسان کننده. احسان یعنی نیکی یکطرفه. همه الطاف خداوند، به خاطر محسن بودن اوست. ما هیچ شایستگی نداریم. برای هیچ چیز. (منظورم این است که شایستگی ذاتی نداریم. اگر کسی موفق به انجام کار خیری شد و با آن کار خیر، شایستگی جهت برخی الطاف حق تعالی پیدا کرد، در حقیقت، این خداوند بوده است که با دادن توفیق انجام آن کار خیر ابتدایی به او، شایستگی لازم را به او عنایت فرموده است. پس هیچ کسی ابتدائاً چیزی از خودش ندارد).
    (البته اختیار انسان به جای خود محفوظ است - مفهوم « جبر » برداشت نشود).

    ثالثاً: ما آن کاری را می کنیم که اهلش هستیم و ذات ما اقتضاء دارد. ما (بدون لحاظ لطف رب) اهل چیزی جز جهالت و ظلم نیستیم و ذات ما اقتضای چیز دیگری را ندارد (هر جا خوبی و خیری از کسی سر زده، بر اثر لطف رب بوده است). خوب، خداوند (یا به قول فرزند خردسالم: خدا جان) هم آن کاری را می کند که اهلش است و ذات او اقتضاء آن را دارد و آن هم لطف و محبت و جود و کرم و گذشت است.

    من همیشه توی دلم به خداوند می گویم: من کاری را کردم و می کنم که اهلش هستم (بدی و خرابکاری). تو هم کاری را بکن که اهلش هستی (کرم و جود و لطف و ترمیم خرابکاریهای بندگان). من با تمام بدی ام به صحنه آمده ام، تو هم با تمام خوبی هایت به صحنه بیا. با این تفاوت که تو به بدی من نیازی نداری اما من به خوبی های تو نیاز دارم.

    البته محبت خداوند همیشه به شکل مثبت نیست. گاهی محبت الهی در لباس درد و ناراحتی است. سالها قبل، مدتی بود که احساس دوری شدیدی از خداوند می کردم. حس می کردم ارتباطم با خداوند بسیار ضعیف و نازک به نازکی تار عنکبوت شده و اگر این تار هم پاره شود به دره ای بی انتها سقوط می کنم. در همین ایام، حادثه ای برایم رخ داد که منجر به قطع سه انگشت از دست راستم شد. وقتی این حادثه اتفاق افتاد، آن احساسی که داشتم عوض شد. حالا دیگر حس می کردم خداوند مرا بسیار دوست دارد آنچنان که گویی مرا در آغوش گرفته و محکم به سینه خود می فشارد. آخر، سیلی ایی که پدر به فرزند خودش می زند، جلوه ای از محبت پدرانه است. زیرا خیر او را می خواهد و خواهان هدایت اوست. اگر پدری فرزندش را دوست نداشته باشد، به او سیلی نمی زند بلکه او را به حال خودش رها می کند و می گوید: هر کاری میخواهی بکن به من مربوط نیست. من این حادثه را چون یک « خلعت » از طرف « سلطان » حس می کردم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط karshenas نمایش پست ها
    بنده باید به کدوم طرف قضیه امیدوار باشم؟
    قسمت خوبش که لطف خداست؟یا قسمت بدش که رها کردن بنده از سوی خداست؟:ghamgin:
    چون خداوند "سبقت رحمته غضبه" هست، لذا به قسمت لطفش بیشتر باید امیدوار بود. به نظر بنده اون قسمت قهرش مال کسانی است که از چارچوب دین بیرونند یا اهل گناهان بزرگند. البته با درنظر داشتن «و ما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا مارحم ربی» (یوسف - 53)
    ویرایش توسط میهمان خدا : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۲:۴۱

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نقل قول نوشته اصلی توسط karshenas نمایش پست ها
    سلام خدمت همه کاربران عزیز.
    یک سوالی هست که خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده و به جوابش نتونستم دست پیدا کنم
    خواهش میکنم اگر کسی از دوستان میتونه کمکم کنه.
    (( من تو زندگیم خیلی آدم خوب و عابدی نیستم (البته آدم بدی هم نیستم) ولی با این حال خداوند همیشه تو زندگیم لطف خاصی بهم داشته و داره و من تو این مساله موندم که آیا این واقعا لطف خداست؟یا همانطور که خدا خودش تو قران نسبت به گناهکار ها گفته که هر چی بخوان تو این دنیا بهشون میدم تا در غفلت خود غرق شوند،به عبارتی خداوند بعضی ها را به حال خودشون رها کرده؟بنظر شما کاربران عزیز بنده باید به کدوم طرف قضیه امیدوار باشم؟
    قسمت خوبش که لطف خ
    داست؟یا قسمت بدش که رها کردن بنده از سوی خداست؟:ghamgin:

    سلام بزرگوار.

    خداوند در قرآن می فرماید: فاذکرونی اذکرکم. من را یاد کنید تا شما را یاد کنم.
    حالا خودت، خودت رو محاسبه کن. نماز می خونی؟ یاد خدا هستی؟ حلال و حرامش رو رعایت میکنی؟ به کسی ظلم نمی کنی ؟ اگر اینها را رعایت میکنی و حواست حداقل به واجباتت هست پس بدون خدا هم حواسش به تو هست و همه اینها لطف خداست . البته این آیه ای که اشاره کردی در رابطه با کسانی هست که کاملا خدا رو از زندگیشون حذف کردند و هر کاری که دلشون بخواد می کنند . شما در همه حال باید به لطف خدا امیدوار باشی و در عین حال از معصیت در پیشگاه خدا بترسی. پس قسمت خوبش رو داشته باش.
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    دو بال براى پرواز به سوى خدا!

    خوف و رجا يعنى بيم از كيفر و اميد به لطف و رحمت خدا، قوى ‏ترين انگيزه حركت به سوى خداست.

    در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مى ‏خوانيم: «أَعْلَى النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللَّهِ أَخْوَفُهُمْ مِنْهُ؛ برترين مردم از نظر مقام در پيشگاه خدا خائف‏ترين آن‏هاست».

    بحارالانوارج74ص180

    امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «لَا يَكُونَ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى‏ يَكُونُ خَائِفاً رَاجِياً، وَ لَا يَكُونُ خَائِفاً رَاجِياً حَتَّى‏ يَكُونَ عَامِلًا لِمَا يَخَافُ وَ يَرْجُو؛

    مؤمن، مؤمن نخواهد بود تا داراى خوف و رجا باشد و خوف و رجا نخواهد داشت مگر اين‏كه با آن‏چه م ى‏ترسد يا اميد دارد هماهنگ عمل كند».

    اصول کافی ج2 ص71

    بهره‏ گيرى از اين دو در صورتى امكان دارد كه خوف و رجا كاذب نباشد و نشانه كاذب نبودنش، عمل هماهنگ با آن است.


    امام صادق عليه السلام مى‏ فرمايد:
    كان ابى يقول: إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ، نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى‏ هذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى‏ هَذَا؛
    پدرم مى‏ فرمود: هر بنده مؤمنى در قلبش دو نور است نور خوف و نور رجا، هر يك وزن شود اضافه بر ديگرى نخواهد بود.

    اصول کافی ج2 ص67



  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    نقل قول نوشته اصلی توسط karshenas نمایش پست ها
    سلام خدمت همه کاربران عزیز.
    یک سوالی هست که خیلی وقته فکرم رو مشغول کرده و به جوابش نتونستم دست پیدا کنم
    خواهش میکنم اگر کسی از دوستان میتونه کمکم کنه.
    (( من تو زندگیم خیلی آدم خوب و عابدی نیستم (البته آدم بدی هم نیستم) ولی با این حال خداوند همیشه تو زندگیم لطف خاصی بهم داشته و داره و من تو این مساله موندم که آیا این واقعا لطف خداست؟یا همانطور که خدا خودش تو قران نسبت به گناهکار ها گفته که هر چی بخوان تو این دنیا بهشون میدم تا در غفلت خود غرق شوند،به عبارتی خداوند بعضی ها را به حال خودشون رها کرده؟بنظر شما کاربران عزیز بنده باید به کدوم طرف قضیه امیدوار باشم؟
    قسمت خوبش که لطف خ
    داست؟یا قسمت بدش که رها کردن بنده از سوی خداست؟:ghamgin:


    جواب شما اصلا مشخص نیست.





    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۹۰/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۹:۵۷

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    727
    حضور
    33 روز 5 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    6544



    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام دوست عزیز !

    بنظر من هم اگر شما از گروه دوم بودید الان مطلبتان اینجا نبود!

    حتما" به قسمت خوبش فکر کنید! تا پوزه ی شیطان را با امداد های دیگر الهی به فضل خداوند به خاک بمالید.
    به لطف پروردگار امیدوار باشید که یاس از جنود شیطان است !!

    فکردرست درموردعشق پروردگار به انسان (که مطمئنم شما نور ان را در قلب خود احساس می کنید) برای جبران کم کاری های گذشته به شما نیرو خواهد داد! اگرهیچ عزمی برای بهتر شدن در خود ندیدید انوقت باید نگران بشوید!!

    باید تصمیم بگیریم تکالیف خود را بشناسیم(باکمک علما دین شناس) ,واجبات(نماز و روزه و...)را انجام دهیم و از حرام پرهیز کنیم .

    من به این حال توجه و پیگیری شما غبطه می خورم !

    التماس دعا
    ویرایش توسط معلم شهید : ۱۳۹۰/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۲:۵۹
    درسایه ی رضا ع یم و همسایه ی رضا ع
    این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود