صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جواز یا عدم جواز دشنام ناموسی به عمرو پیروانش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    مذهب، مطالعه، مباحثه
    نوشته
    747
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    4714

    جواز یا عدم جواز دشنام ناموسی به عمرو پیروانش




    سلام.
    اگر ممکن است نظر تمام مراجع را راجع به دادن دشنام های ناموسی به عمر و پیروانش بگویید.
    هم در مراسم عمر کشون هم غیر از آن
    با تشکر

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۵:۲۰
    هر صفا با علی صفا دارد
    هر کسی با علی خدا دارد
    روی قلب ستاره بنویسید
    مثل آقای ما کجا دارد ؟؟

    یا کدامین بزرگ این دنیا

    دور خود این همه گدا دارد ؟؟


  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    مذهب، مطالعه، مباحثه
    نوشته
    747
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    4714



    ببخشید می دونم تعداد مراجع زیاده، اما این رو برای یه تحقیق لازم دارم
    هر صفا با علی صفا دارد
    هر کسی با علی خدا دارد
    روی قلب ستاره بنویسید
    مثل آقای ما کجا دارد ؟؟

    یا کدامین بزرگ این دنیا

    دور خود این همه گدا دارد ؟؟


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    كسانی كه می گویند چرا لعن میفرستید:

    در قرآن كریم بعضی افراد بیش از چهل بار بخاطر داشتن بعضی از صفات و حالات مورد لعن خدا ،رسول،ملائكه و مومنان قرار گرفته اند. علاوه بر اینها گروهی هستند كه در اخبار و احادیث پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم نیز لعن شده اند.

    لعن و نفرین از دیدگاه قرآن كریم:
    1- آنانكه خدا و پیامبرش را می آزارند خداوند بر آنها در دنیا و آخرت لعن می فرستد(سوره احزاب،آیه57)
    2- ظالمین (سوره هودآیه18و19 وغافرآیه52) در سوره هود آیه 18 خداوند ظالمین را لعن می كند و در آیه 19 می فرماید كدام ظالمین (آن ستمكارانی كه راه خدا را بر روی بندگان بسته و سعی كنند كه راه حق را كج كرده و خلق را به راه باطل كشند و هم آنها به آخرت ایمان نیاورده و منكر قیامتند) حال ببینید كه چه كسانی راه حق را كج كرده و خلق را به راه باطل كشانده اند.3- كافرین ( سوره البقره آیه161-سوره الاحزاب آیه 64)4
    4- مشركین و منافقین ( سوره الفتح آیه 161-سوره التوبه آیه 68)
    5- دروغگویان ( سوره آل عمران آیه 61)
    6- شیطان ( سوره الحجر آیه 35و78)
    7- مفسدین فی الارض :پیمان شكنان و كسانی كه قطع رحم می كنند. (سوره الرعد آیه25)
    8- یهود و اصحاب السب (سوره المائده آیه 87-سوره النساء آیه47)
    9- كتمان كنندگان حقیقت ( سوره البقره آیه159)
    10-آزار دهندگان به پیامبر (سوره الاحزاب آیه 59)
    11-قاتلین مومنین (سوره النساء آیه93)

    حال قضاوت با شما
    كسانی كه به اهل بیت عصمت و طهارت ظلم و ستم كردند و حق آنها را گرفتند ما نباید از آنها تبری بجوئیم مگر ما شیعه و پیرو راه آنها نیستم .اهل سنت به استناد قولی که از حضرت رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) روایت می‏کنند
    که : « سباب اعلم فسق یا کفرٌ» حکم به فسق و گاهی به کفر دشنام دهنده به صحابه می‏کنند. ما در جواب آنها به اموری چند متمسک می‏شویم.
    اولاً: اصل صحت این حدیث به این نحو را رد می‏کنیم و آنچه از طریق ما شیعه روایت شده این است که پیامبر فرمود :« السباب المؤمن فسوق و قتاله کفرٌ» چنانچه در صحیح بخاری ج 8 صفحه 18 از حدیث ابن مسعود نیز چنین روایت شده است.
    حقیقتاً اگر کسی از مسلمانان و صحابه مصداق مؤمن باشد ، سب و شتم جایز نیست و اگر این سب عمدی باشد موجب فسق است و قتال مؤمن نیز به نص صریح قرآن کفر است ، پس سب مؤمن حرام است ولی اگر هم انجام شد مستوجب کفر دشنام دهنده نیست ، چه برسد به شتم مسلمان و حتی صحابه‏ای که مؤمن بودنش نیز ثابت نیست. پس برفرض کسی ، بعضی از صحابه رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) را جاهلاً یا عالماً سب و لعن نمود مستوجب کفر او نمی‏شود ، زیرا نه از قرآن و سنت دلیل داریم و نه از اجماع ، بلکه اجماع برخلاف آن قائم است و فتوای عده زیادی از علمای اهل سنت بر عدم کفر دشنام دهنده می‏باشد ، ازجمله ابن حجر در خاتمه کتاب صواعق محرقه و عارف شعرانی در کتاب براقیت ، این مطلب را متذکر شده اند .ابن حزم در صفحه 206 جزء 4 همین کتاب «الفِصَل» می‏گوید: اشعری ها گفته‏اند که: اگر کسی به مسلمان فحش دهد ، مستوجب کفر نیست و در صفحه 227 از جزء سوم از همین کتاب می‏گوید: اگر کسی یکی از صحابه را دشنام کند در حالی که جاهل باشد ، معذور است.و شیخ حنفی ها ابن عابدین در باب " المرتد من کتاب الجهاد" صفحه 302 تصریح دارد که قول به تکفیر دشنام دهنده صحابه خلاف اجماع فقهاء است . و از صاحب فتح الغدیر نقل شده که : ایشان قطع دارند به اینکه تکفیرکننده صحابه و دشنام دهنده به آنها کافر نیست.ما در اینجا به جهت اختصار به این چند فتوی اکتفا می‏کنیم و به سیره خود صحابه در این باب می‏پردازیم چنانکه در کتب سیره و تاریخ آمده خود صحابه در زمان رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) و بعد از آن با هم اختلاف داشته و همدیگر را سب و لعن می‏کردند بلکه بروی همدیگر سلاح و شمشیر کشیدند و با هم جنگ کردند ولی نقل نشده که همدیگر را تکفیر کرده باشند و پیامبر وقتی صحابه باهم اختلاف داشتند بین آنها اصلاح می‏نمود. .
    حقیقتاً اگر کسی از مسلمانان و صحابه مصداق مؤمن باشد ، سب و شتم جایز نیست و اگر این سب عمدی باشد موجب فسق است و قتال مؤمن نیز به نص صریح قرآن کفر است ، پس سب مؤمن حرام است ولی اگر هم انجام شد مستوجب کفر دشنام دهنده نیست ، چه برسد به شتم مسلمان و حتی صحابه‏ای که مؤمن بودنش نیز ثابت نیست .با توجه به مطالب ذکر شده ، از این گروه سؤال می شود که ؛اگر حکم دشنام دهنده به صحابه کفر باشد ،پس چرا حکم به کفر معاویه (لعنت الله علیه) نمی‏کنید ، کسی که سالهای متمادی بر منابر و در محافل، خود و یاران خود به حضرت علی (علیه السلام) سبّ و لعن می‏گفتند ، آیا علی بن ابی طالب یک از بهترین صحابه رسول خدا نبود ؟!آیا نشنیدید و نخواندید که رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) درباره او فرمود :« مَن سَبَّ علیاً فقد سبنی و من سبنی فقد سبَّ اللَّه ...» و دشنام دهنده به خدا و رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) به اجماع علماء و مسلمین ، حکمش کفر و مهدورالدم می‏باشد و چون پیامبر ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) این جمله را در خصوص حضرت علی (علیه السلام) فرمود، پس دشنام دهنده به حضرت علی (علیه السلام) کافر می‏باشد و نیز چرا شما حکم به کفر فرزند فاسق معاویه ، یزید (لعنت الله علیهما) نمی‏کنید ؟!
    کسی که امام حسین فرزند رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) و جمعی از بهترین اصحاب او را ظالمانه و غریبانه به شهادت رساند ، یارانی که بیشتر آنها از بهترین اصحاب رسول الله بودند ، به طوری که قرآن صراحتاً می‏فرماید : که قاتل مؤمن مستوجب لعن و نفرین است. اکثر آیات و روایاتی که در اثبات جواز لعن بعضی از مسلمین ، از جمله بعضی از صحابه آورده ایم ، در اثبات جواز لعن بر بنی امیه نیز منطبق است ، بخصوص آیات مربوط به لعن ظالمین و مفسدین و در اینجا به بعضی از آیات و روایاتی که یا صراحتاً بنی امیه و بلاخص معاویه و یزید(لعنت الله علیهما) را لعن کرده و یا اینکه مصداق این آیات و روایات این دو ملعون باشند را اشاره می‏کنیم تا استدلال در این باب کاملتر شوددر آیه 62 سوره بنی اسرائیل خداوند می‏فرماید:و ما جعلنا الرؤیا التی اریناک الاّ فتنة للناس و الشجره الملعونه فی القران و نخوفّهم فما یزیدهم الاّ طغیاناً کبیرامفسرین اهل سنت مانند امام ثعلین و فخر رازی و دیگران آورده اند:رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) در عالم رویا دید که بنی امیه مانند بوزینگان بر منبر آن حضرت صعود و نزول می‏نمایند، جبرئیل این آیات شریفه را آورده که آنچه ما در خواب به تو نمودیم فتنه و امتحان برای این مردم است و درختی که به لعن در قرآن یاد شد ( درخت نژاد بنی امیه) و ما بذکر این آیات عظیم آنها را از خدا می‏ترسانیم ولیکن بر آنها جز طغیان و کفر و انکار شدید چیزی نیفزاید .پس می توان به روشنی بیان کرد که ، وقتی خداوند بنی امیه را لعن فرموده ، ما به آنها لعن و نفرین نفرستیم.
    در تاریخ طبری در جلد 11 صفحه 357 آمده که روزی رسول خدا ابوسفیان را دید که بر الاغی نشسته و معاویه پشت الاغ و یزید جلوی الاغ در حرکت بودند، پس رسول خدا فرمود: خدا لعنت کند قائد و راکب و سائق را !بر این اساس محمد ، فرزند ابوبکر نامه‏ای به معاویه می‏نویسد با این عنوان : ای لعین و فرزند لعین و... .در صحیح مسلم در باب مَن لَعنه‏ النبی (ص) آمده که : روزی رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) معاویه را سه بار طلبید و معاویه استجابت نکرد و در سه بار به فرستاده رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) گفت: به پیامبر بگو من فعلاً مشغول غذا خوردن هستم،رسول الله معاویه را با این عبارت نفرین فرمود: «لا اشبع اللَّه بطنه؛ خداوند شکم معاویه را هیچگاه سیر نکند.» و دعای پیامبر هم مستجاب شد و معاویه در طول عمر خویش هیچگاه سیر نشد.
    آیه دیگر در این باب قول خداوند متعال است که می‏فرماید :" و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها و غضب اللَّه علیه و لعنه و اعدّله عذاباً عظیماً " « نساء آیه 95 » این آیه شریفه صراحت دارد که هرکسی مؤمنی را متعمداً بقتل رساند ملعون ذات باری تعالی می‏باشد و جایگاه او جهنم خواهد بود آیا معاویه، حجر بن عدی و هفت نفر از اصحاب او را به جرم اینکه چرا از علی(علیه السلام) بیزاری نجستند ، به قتل نرسانید؟آیا حسن بن علی(علیه السلام) سبط بزرگ پیامبر ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) از اکابر مؤمنین نبود، که با حیله و نیرنگ معاویه(لعنت الله علیه) توسط زنش جعده، مسموم شد؟!این دو مورد و به شهادت رساندن عمار یاسر و محمد بن ابی بکر و مسموم کردن مالک اشتر و ده‏ها مورد دیگر به گواه و شهادت تاریخ نویسان و سیره نویسان بزرگی چون ؛ مسعودی و بیهقی و بسط ابن جوزمی کار معاویه بوده است.
    آیا شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش توسط لشکر یزید ، قتل عمد نیست؟!
    این روایت در " مسند ابی داود " و هم چنین در "کنز العمال ج 6 صفحه 87 " و در "میزان الأعتدال ج 2 صفحه 17 " از رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) روایت شده که فرمود: اگر معاویه را بر منبر من دیدید او را بکشید. و این روایت را نیز ابن حجر در " تهذیب التهذیب ج 7 صفحه 324 " آورده است .حدیثی از رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) که اکابر علمای اهل سنت چون نسائی و ثعلبی و فخر رازی و ابن ابی الحدید و شافعی و ابن جوزی در کتابهایشان آن را روایت کردند آمده است که: رسول رسوا الله فرمود: «من سَبَّ علّیاً فقد سبنی و من سبنی فقد سبَّ اللَّه» و واضح است چنانکه اکثر تاریخ نویسان و سیره نویسان نوشتند که معاویه (لعنت الله علیه) خود و یارانش سالهای متمادی در مجالس و منابر به حضرت علی(علیه اسلام) سب و دشنام می‏فرستاد و مردم را امر می‏کرد که او را در نماز و قنوت لعن کنند و این بدعت زشت تا زمان عمر ابن عبدالعزیز ادامه داشت آیا با استناد به حدیث شریف، معاویه(لعنت الله علیه) ساب اللَّه و پیامبر نیست؟! و حکم چنین کسی آیا کفر و لعن نیست؟و ابن حجر در صواعق محرقه خود روایتی بهتر و بالاتر از اولی از رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) روایت کرده و آن این است که رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) فرمود: «مَن سبَّ اهل بیتی فانّما یرتّد عن اللَّه و الأسلام و من آذانی فی عترتی فعلیه لعنة اللَّه »
    پس به حکم این روایت کسی که هر کدام از یکی از اهل بیت پیامبر را دشنام دهد یا آزار برساند ، مرتد است و لعنت خداوند بر او باشد و قطعاً بنی امیه با آن همه سیاه نمایی از خود، مصداق اتمّ این حدیث می‏باشند.امّا درباره جواز لعن یزید علاوه بر استدلال به آیاتی که گذشت خیلی از علمای بزرگ اهل سنت از جمله؛ "قاضی عضدالدین ابجی، صاحب شرح" و "ابوالفرج عبدالرحمن بن علی حنیلی معروف به ابن الجوزی ، صاحب کتاب «الرّد علی المتعصب العنید المانع عن لعن یزید » مواقف نیز فتوی به جواز لعن یزید داده اند

    جمع بندی
    خلاصه و جمع بندی مطلب این است که با توجه آیات و روایات و فتاوای جمعی از علماء اهل تسنن و نیز با توجه به حوادث تاریخی تلخ که بعضاً ذکر شد به این نتیجه می‏رسیم که لعن و تبری از بنی امیه نه فقط جائز است، بلکه مستحب و گاهی به حکم تبرّی از دشمنان خدا و رسول خدا ( صلی الله و علیه و آله و سلم ) واجب می‏شود، چرا که لعن اینها و امثال آنها در واقع تبرّی و بیزاری از خط و مشی آنها و نیز بیزاری از دوستان و پیروان آنها می‏باشد.


    فهرست منابع و مآخذ
    قرآن کریم - کتاب شبهای پیشاور از شیرازی - نهج البلاغه - اصول کافی - سفینة البحار - المحجة البیضاء از فیض کاشانی صحیح مسلم و بخاری - مستدرک الصحیحین - مسند احمد بن حنبل - جواهر الکلام - تذکرة الفقهاء علامه حلی - الموطأ ابن مالک - الأحکام فی الحلال و الحرام - صواعق المحرقه از ابن حجر - الفِصَل: ابن حزم - تاریخ طبری - جامع السعادت نراقی - آفات زبان از سید محمد امین - سب و لعن از دیدگاه اخلاقی و فقه سیاسی - تفسیر قرآن از علامه طباطبائی - تفسیر امام فخر رازی - نفحات اللاهوت فی لعن الجبت و الطاغوت از محقق کوکی - کتاب السبعة من السلف از سید مرتضی

    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    لينك زير را كليك كنيد تا نظر رهبر معظم انقلاب را مبني بر حرام بودن جشن نهم ربيع الاول ببينيد :
    استفتا از آيت الله العظمی خامنه اي درباره عيدالزهرا ( عید نهم ربیع الاول )



    اما نظر ساير علما و مراجع تقليد را در لينكهاي زير ملاحظه فرماييد :
    پاسخ آية الله مكارم شيرازي به پرسشهايي درباره عيد الزهراء و نهم ربيع الاول : اينجا را كليك كنيد.
    نظر آيت الله سيستاني درباره وحدت شيعه و سني ؛ اينجا را كليد كنيد.
    نظر آيت الله حسين مظاهري درباره عيدالزهراء : اينجا را كليك كنيد.
    نظر آيت الله سيد حسن مصطفوي درباره نهم ربيع الاول : اينجا را كليك كنيد.
    نظر آيت الله بهجت فومني درباره برگزاري عيدالزهرا : اينجا را كليك كنيد.
    نظر آية الله امجد درباره شيوه صحيح تبري ( تبرا ) : اينجا را كليك كنيد.

    گفتگويي جالب با علامه سيد مرتضي عسكري ( علامه اميني دوم ) : اينجا را كليك كنيد.
    مقاله ويكي پديا درباره عمركشون : اينجا را كليك كنيد.
    چرا بايد روايت "رفع القلم " بطور مقيد تفسير شود؟ : اينجا را كليك كنيد.



    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    فقه و حقوق _ علم رجال و حدیث _ مدیریت و حسابداری و ادبیات
    نوشته
    154
    حضور
    1 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1150



    سلام علیکم :
    بهر حال ما که نمیتونیم . تولی و تبری رو ترک کنیم .

    خصوصا با توجه به اینکه حجت بر من تمام شده . برای من یکی تولی و تبری از نون شب واجب تره .

    اما به نظر من ، در موقعیت فعلی ، بهتره تولی و تبری زیاد علنی نباشه .

    ویرایش توسط سید امیر : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۵:۵۸
    یا علی جان :
    جزیک نسب که ازتو بخود بسته چیستم ؟ ***** من آنچنانکه آل علی هست نیستم .
    اما مرا هم ای علی از خود مران که من ****تا چشم داشتم به حسینت گریستم .
    پس از نیت لطفا کلیک کنید و آیات شریفه تصادفی را قرائت کنید. صلوات

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    شما قبل از اینکه جواز یا عدم جواز رو بگیری دشنامها رو دادی

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    كسانی كه می گویند چرا لعن میفرستید: در قرآن كریم بعضی افراد بیش از چهل بار بخاطر داشتن بعضی از صفات و حالات مورد لعن خدا ،رسول،ملائكه و مومنان قرار گرفته اند. علاوه بر اینها گروهی هستند كه در اخبار و احادیث پیامبر صلی الله و علیه و آله وسلم نیز لعن شده اند.
    ابتداعا باید مطلبی را در مورد لعن در قرآن کریم ذکر کنم و آن اینکه لعن در قرآن کریم به این صورت آمده :

    لعن الله فلان

    اللهم العن فلان

    در این شکل لعن بنده مومن ( تاکید میکنم ) بنده مومن پذیرش لعن را مشروط به رضای خدا میکند
    این جمله دعائی است و بدرگاه خداوند متعال است و عقوبتی را برای کافر و مشرک و ظالم
    از خداوند منان می طلبد که خدایا فلانی را بنا بر اراده خودت عذاب و لعن نما

    که اگر این لعن برحق باشد ان شاء الله موجب اجابت میگردد.
    و اگر نابحق باشد خب چون خداوند واسطه قرار گرفته این امر بنا به حکمت الهی عمل میکند.

    سب کردن و لعن کردن شخص به شخص مثلا بگوئیم لعنت بر فلانی دعائی نیست . امری غیر دینی و قرآنی است و از مومن بر نمی آید.
    پس اگر کسی سب و لعن اینچنینی کرد و آگاهانه به آیات استناد کرد او آگاهانه به خدا دروغ بسته.


    نقل قول نوشته اصلی توسط سها نمایش پست ها
    اگر ممکن است نظر تمام مراجع را راجع به دادن دشنام های ناموسی به عمر(لعنت الله علیه) و پیروانش بگویید. هم در مراسم عمر کشون هم غیر از آن
    !
    هفته وحدت با مسلمین است . نه با انگلیس !

    امام صادق (ع) : با آنها چنان رفتار کنید که امامتان میکند. سفارش می کنم به نماز در مساجد و با همسایگان رفتار خوب کنید و شهادت بدهید و در تشییع جنازه شرکت کنید. هیچ کس از مردم در زمان حیاتش غنی نیست و بعضی به بعضی نیازمند است.


    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۴:۰۶
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    این داستان را هم بخوانید.

    دیدگاه امام خمینی درباره تلاش های ارزشمند حضرت امام جعفر صادق (ع )
    در احیای فقه و ایجاد وحدت و تقریب بین مذاهب اسلامی


    ائمه اطهار(ع ) همه از نور واحد و مظهر تام اسما الهی و تجلی گاه همه صفات حضرت باری تعالی می باشند و از همین رو هر کدام از آنها که در شرایط فرهنگی و اجتماعی و سیاسی منحصر به دوره حیات و امامت یکدیگر قرار گیرند مانند هم عمل می کنند و هیچ تفاوتی در مواضع و عملکردهایشان بروز نمی کند.
    نکته مهم دیگر این که امامان معصوم (ع ) از شرایط خاص فرهنگی و سیاسی در حاکمیت اموی و عباسی حداکثر بهره برداری را برای تشریح علوم اسلامی و فراهم آوردن زمینه های مساعد به منظور استفاده مردم آن عصر و سایر اعصار و زمان ها به عمل می آوردند به گونه ای که می توان اذعان نمود که آنچه امروز به صورت جامعیت دین و جلوه های نورانی فرهنگ و معارف اسلامی در مذهب تشیع ـ که سیمای شاخص و خالص دیانت پاک و ناب محمدی (ص ) می باشد ـ به عینیت درآمده و به طور کامل تثبیت گردیده است حاصل تلاش و مجاهدت های فکری و علمی و اجتماعی و سیاسی آن مطهران می باشد.

    در میان ائمه اطهار(ع ) ـ که هر کدام نقشی محوری به عهده داشته و حاصلی ارزشمند به بار آورده اند ـ حضرت امام جعفر صادق (ع ) مسئولیت بزرگ تدوین و تنظیم و طبقه بندی فقه اسلام را که بسیار وسیع و جامع است به عهده داشته و این وظیفه و ماموریت الهی به گونه ای با مجاهدت های علمی و عملی حضرت امام جعفر صادق (ع ) عجین و ممزوج گردیده است که فقه دین به نام « فقه جعفری » اشتهار یافته است و مذهب تشیع نیز « مذهب جعفری » نام گرفته است .

    حضرت امام خمینی در وصیت نامه الهی ـ سیاسی خویش که منشوری جامع برای آینده ایران و جهان اسلام است تصریح می کنند : « ما مفتخریم که مذهب ما « جعفری » است که فقه ما که دریای بی پایان است یکی از آثار اوست . »

    در واقع مذهب و فقه جعفری تبیین کننده احکام اسلام و شارح اهداف و آرمان های والای پیامبر اکرم (ص ) میباشد چنان که امام خمینی این گونه توضیح می دهند : « و مبین احکام اسلام و ایده های رسول اکرم ذریه مطهر ایشان و خصوص حضرت جعفربن محمد صادق هستند . »


    به منظور آشنایی با افکار بلند و والای حضرت امام جعفر صادق (ع ) و تلاش های مستمر و همه جانبه آن حضرت برای نشر فرهنگ جامع و زندگی ساز اسلامی در قالب شیوه ها و روش های تحول زایی که در نهایت ساختار و مبانی مذهب جعفری را دوام و بقا بخشید از کلام و رهنمودهای امام خمینی یاری می جوییم .

    න ـ حضرت امام خمینی تلاش و کوشایی های خالصانه حضرت امام جعفر صادق (ع ) را منحصر در فقه نمی دانند اگرچه بخش اعظم آن درباره فقه است و جایگاه و نقش و ارجمندی آن فوق تصور می باشد و بالاترین حجم از فعالیت های علمی آن حضرت را تشکیل می دهد.

    امام خمینی در این باره چنین تصریح دارند :

    « برای حضرت صادق (ع ) مجال بود برای اینکه علم فقه را توسعه بدهند و بیان کنند و بعضی از مسائل البته غیرفقهی هم بوده است . »

    حضرت امام در این رهنمود ابتدا به فرصت و مجال به وجود آمده اشاره می کند که بستری را گسترد و زمینه ای مساعد را فراهم کرد تا حضرت امام جعفر صادق (ع ) توانستند به تدوین و تبویب فقه بپردازند و به توسعه آن اهتمام ورزند. موضوع دوم سایر جلوه های فرهنگ و معارف اسلامی بود که در کنار فقه مورد توجه و نظر امام (ع) واقع شد و نتیجه کوشش های آن بزرگوار به تعمیق تفکر دینی در میان مردم جامعه و رشد و گسترش تعالیم جامع و اصیل اسلام انجامید.

    این دو امر مهم ـ یعنی هم تدوین و تبویب فقه اسلام و هم تشریح ابعاد گوناگون فرهنگ و تفکر دینی ـ در پرتو همان فضا و فرصت مناسبی که در اثر انتقال قدرت از بنی امیه به بنی عباس به وجود آمد محقق گردید. زیرا در شرایط اجتماعی و سیاسی و مدت زمانی که به زوال حکومت اموی انجامید و در پی آن حکومت عباسی استحکام یافت حضرت امام جعفر صادق (ع ) از فشارهای شدید حکام جور و مراقبت های همه جانبه آنان مصون بود و همین شرایط موجب گردید که امام (ع ) در برنامه های علمی و اصلاحی خویش توفیق حاصل نماید. ضمن این که پیشوای الهی در وضعیتی نبود که دارای یارانی خالص و مردمی مطیع و فرمانبردار برای قیام سیاسی و مبارزه و جهاد با خلفای جور باشد.

    امام صادق (ع ) از فضای به وجود آمده بهره فراوان برد و توانست حرکت علمی ریشه داری را آغاز کند و به انجام برساند. امام (ع ) با سه شیوه کاربردی به محقق ساختن اهداف خود اهتمام ورزید. شیوه اول نشر جامع و خالص و گسترده تعالیم و معارف و قوانین اسلام در سراسر جامعه و سیراب کردن کویرهای تشنه فرهنگ غنی اسلامی بود. این حرکت امام به گونه ای مراتب و مراحل رشد و وسعت را طی نمود که همه مورخان اعتراف کردند : « حرکت علمی آن حضرت آن سان گسترش یافت که سراسر مناطق اسلامی را دربرگرفت » و « مردم از علم او سخن ها می گفتند و شهرت او در همه شهرها پیچیده بود . »
    و نیز اذعان داشتند : « امام صادق (ع ) چشمه های دانش و حکمت را در روی زمین شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود که پیش از او معهود نبود و جهان از دانش آن حضرت سرشار گردید . »

    شیوه دوم امام (ع )

    مقابله با جریان های فکری و عقیدتی مغشوش و التقاطی بود که از خارج و داخل جهان اسلام و با تهاجم فرهنگی همه جانبه در صدد مسخ هویت دینی جامعه و به انحراف و بیراهه افکندن جوانان مسلمان می پرداخت .

    دفع شبهه ها و خرافه ها از پیکر دین مبارزه با تفکرات افراطی و غلوآمیز درباره امامان معصوم (ع )

    و نفی هرگونه برداشت های یکسویه از تعالیم جامع اسلام از جمله حرکات اصلاحی امام (ع ) در معارضه صحیح و علمی و منطقی با جریان های اعتقادی و فکری مبهم و مغشوش بود که در چهره دین ظاهر می شدند و اعضای جامعه اسلامی را به دام می انداختند.

    روش سوم حضرت امام جعفر صادق (ع ) تربیت و پرورش شاگردان فهیم و اندیشمند و متبحر در فقه و سایر رشته های علوم و معارف و اعزام آنان به نقاط مختلف جهت تبیین و تشریح صحیح تعالیم قرآن و معرفی اسلام اصیل و به دور از تحریف و بدعت و خرافات و موهومات به نسل جوان بود. همین تلاش عمیق و راهگشای امام (ع ) بود که باعث شد دانشمندانی چون هشام بن حکم مومن الطاق محمد بن مسلم و زراره بن اعین پرورش یابند و در خدمت اسلام و جامعه اسلامی درآیند.

    حضرت امام خمینی فقه جعفری را بسیار جامع و گسترده و شامل همه نگرش های اصیل و ریشه دار و مبتنی بر نیازهای فطری بشر می دانند.

    حضرت امام خمینی اذعان دارند که فقهی که از زبان حضرت امام جعفر صادق (ع ) بسط پیدا کرده است همه احتیاجات بشر را از دیروز تا امروز و نیز آنچه را که در آینده پیش می آید و ما از آن بی اطلاع هستیم تامین می نماید .


    تبیین و تشریح های امام خمینی از این فقه شریف و جامع و زندگی ساز بسیار زیبا و برای تمام مراکز دینی و مراجع و فقها و اندیشمندان تامل برانگیز می باشد و چنانچه به آن نظر دقیق و تفکر عمیق روا داشته شود بسیاری از معضلات را حل می کند و برای جامعه و کشور رشد و پویایی به ارمغان می آورد.
    حضرت امام خمینی در منشور روحانیت و با یک نگرش کلی اعلام می کنند : « فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است …. »

    دقت در تعابیر ذیل از حضرت امام خمینی در تبیین وظایف « مجتهد راستین » که وظیفه و مسئولیت بزرگ شرح فقه جعفری و تبویب و استخراج احکام جدید از آن را بر دوش می کشد نشان می دهد که امام خمینی چه دیدگاه های جامع و ارزشمندی در این موضوع دارند و نوآوری های این فقیه جامع نگر بسیار مهم و بنیادین می باشد و باید مورد توجه مراکز علوم حوزوی و فقها و اندیشمندان اسلامی قرار گیرد :

    اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نمی باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی تواند زمام جامعه را به دست گیرد .


    آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان داشتن بصیرت و دید اقتصادی اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان شناخت سیاست ها و حتی سیاسیون و فرمول های دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنند از ویژگی های یک مجتهد جامع است . یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شان مجتهد است واقعا مدیر و مدبر باشد .


    حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است .


    در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی ـ فقهی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد ولی مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمانان برنامه ریزی کند که وحدت رویه و عمل ضروری است .

    زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسئله ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می طلبد .

    می بینیم که امام خمینی چه نگرش جامع و نوینی به فقه جعفری دارند و از همین جا این حقیقت رخ می نمایاند که به همان دلیل و برهان مبتنی بر عقل و شرع که قوانین قرآن دارای رسالت جهانی و برای همه اعصار و زمان ها می باشند فقه جعفری که خاستگاه اصلی آن احکام و تعالیم قرآن است دارای همین وسعت و فراگیری می باشد و در همه موضوعات و برای همه اعصار و مطابق با تحولات و دگرگونی های اجتماعی فرهنگی اقتصادی و سیاسی برنامه جامع ارائه می دهد.

    ـ سومین موضوع محوری و بنیادینی که حضرت امام خمینی درباره شخصیت والای حضرت امام جعفر صادق (ع ) مورد توجه و نظر قرار می دهند تلاش فکری و عملی آن پیشوای بزرگ در مسیر
    تحقق تقریب و وحدت مذاهب اسلامی می باشد.

    این نگرش امام خمینی در متن تعابیری چون حضرت امام جعفر صادق (ع ) تبیین کننده اهداف و آرمان های پیامبر اکرم (ص ) است نهفته است . تردیدی وجود ندارد که رسول گرامی اسلام پیامبر رحمت و وحدت بود و به اعتراف آیات شریفه قرآن کریم تلاش های وقفه ناپذیر آن حضرت موجب گردید اقوام پراکنده و متفرق گرد هم آیند و بر محور دین خدا به اتحاد و اقتدار برسند

    چنان که همین آیات در کنار اذعان به تلاش رسول اکرم (ص ) برای ایجاد وحدت به شدت از تشتت و پراکندگی مسلمین نهی می کنند و تفرقه گرایان را از رحمت خدا محروم و بی نصیب می دانند.


    حضرت امام جعفر صادق (ع ) با حرکت در مسیر مقدس رسول گرامی اسلام (ص ) همواره برای وحدت مسلمین دل می سوزاند و تلاش های فکری و عملی مستمر مبذول می داشت . چنان که رهنمودها و فعالیت های آن منادی بزرگ وحدت و تقریب مذاهب اسلامی در متون دینی ثبت گردیده است و نمونه ذیل یکی از آنهاست :

    « معاویه بن وهب » نقل می کند که از حضرت امام جعفر صادق (ع ) پرسیدم : « ما شیعیان چگونه باید با اهل تسنن معاشرت کنیم تکلیف ما با آنها چیست »

    امام (ع ) فرمود : « ببینید ائمه شما چگونه رفتار می کنند شما هم مانند امامان خود رفتار کنید. به خدا سوگند امامان شما بیماران آنان را عیادت می نمایند جنازه های آنها را تشییع می کنند برای آنان گواهی و شهادت می دهند . »


    این شیوه نیکوی مواجهه به همراه تعامل زیبا و محبت زای امام صادق (ع ) با پیشوایان مذهب تسنن عامل مهمی در ایجاد تقریب و وحدت مذاهب اسلامی می باشد و در طول تاریخ به صورت « الگوی عملی » مورد تبعیت و پیروی مراجع آگاه و فقها و علمای روشن ضمیر اسلام قرار گرفته و از جمله حضرت امام خمینی در طول حیات پر برکتش تلاش فکری و عملی ویژه ای را برای ایجاد وحدت بین مسلمین ـ اعم از علمای دو مذهب و ملل مسلمان و حتی سران کشورهای اسلامی ـ مبذول داشتند و مبارزه ای پی گیر و وقفه ناپذیر با قدرت های استکباری و عوامل مرموز آنان را که برای نفوذ به اردوگاه های جبهه توحید و متلاشی کردن صفوف متحد علمای تشیع و تسنن و ملل و سرزمین های اسلامی لحظه ای آرام و قرار نمی گیرند و بودجه های کلان برای تحقق این هدف شیطانی تخصیص می دهند در کارنامه درخشان خود ثبت نمودند.

    آنچه امروز در ایران اسلامی و جهان اسلام از آثار ارزشمند وحدت علمای مذاهب و ملل مسلمان به صورت قدرتی متحد و جبهه ای مقتدر روی در روی قدرت های استعماری و در اوج عزت و سرافرازی مشاهده می کنیم از ثمرات تلاش های خالصانه حضرت امام خمینی به شمار می رود و امید آن که این مشعل پر فروغ وحدت و همبستگی همچنان نورافشان و راهگشا باقی بماند و هر چه بیشتر مشتعل تر شود و گرمی بخش صفوف جبهه های مقاومت اسلامی در سراسر جهان گردد.

    بدیهی است چنانچه تلاش های علمی و عملی در مسیر تقریب و وحدت مسلمین تداوم یابد و دچار آفات مقطع گرایی و حرکات شعاری و مبتنی بر رفع تکلیف نگردد این امید و آرزوی شیرین به واقعیت و عینیت خواهد رسید.

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۴:۲۰
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31674



    نقل قول نوشته اصلی توسط سها نمایش پست ها
    اگر ممکن است نظر تمام مراجع را راجع به دادن دشنام های ناموسی به عمر(لعنت الله علیه) و پیروانش بگویید.

    با سلام و احترام

    در مورد نظريه مراجع ان شاءالله كارشناسان بخش احكام پاسخ‌گو هستند.


    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۰/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۹:۱۵



    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31674



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها

    سب کردن و لعن کردن شخص به شخص مثلا بگوئیم لعنت بر فلانی دعائی نیست . امری غیر دینی و قرآنی است و از مومن بر نمی آید.
    با سلام و احترام

    موضوع اين تاپيك لعن افراد مشخصي هست! (دشمنان و غاصبين حق اهلبيت عليهم السلام) كه بر هر خواننده‌اي روشن هست، نه خداي‌نكرده لعن مومنين بر يكديگر!




    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    ALLAH
    نوشته
    2,406
    حضور
    20 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11066



    بحث وحدت يک چيزه بحث لعن اين افراد يک چيز ديگه

    حفظ وحدت مسلمين در اين شرايط لازمه و اين نوعي تقيه است نه همفکري


    امام حسین علیه السلام

    زنهار زنهار بپرهیز از ظلم به کسی که در مقابل تو یاوری جز خدا ندارد

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۹/۱۹, ۱۴:۰۴ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود