صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلیفه دوم و زنان

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    خلیفه دوم و زنان




    آیا رفتار حکومتی خلیفه دوم در برابر زنان همخوانی با سیره نبوی دارد؟

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    سلام
    مگر ایشون چکار میکرد ؟ و چگونه رفتار میکرد ؟

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    حمله به زنان نوحه گر

    مطابق نقل كنز العمّال تك تك زنان را كه از آن منزل خارج مى كردند، عمر هر يك را با تازيانه مى زد.(34)

    عبدالرّزاق صنعانى پس از نقل اين ماجرا، ازاستادش معمر نقل مى كند كه «كان معمر يعجب من قوله: لاحرمة لها; معمر از سخن عمر كه مى گفت آن زن (كه روسرى از سرش افتاده) احترامى ندارد، تعجّب مى كرد!».(35)
    اين در حالى است كه مطابق نقل مسند احمد، پس از رحلت رقيّه دختر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) زنانى در فراق او گريه مى كردند. عمر كه آنجا حاضر بود آنان را با شلاقش مى زد (فجعل عمر يضربهنّ بسوطه) رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به عمر فرمود: «دعهنّ يبكين; بگذار گريه كنند» و البته زنان را از كارهاى خلاف شأن و نادرست نهى كرد.(36)
    اين ماجرا نشان مى دهد كه وى از زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز اين رويه را داشت و اگر چيزى به نظرش نادرست مى رسيد، بدون اجازه از رسول خدا كار خود را مى كرد.
    زنى از وحشت، لباسش را ...
    عبدالرّزاق صنعانى در كتابش نقل مى كند كه عمر در ميان صف زنان مى گشت كه بوى خوشى را از سر زنى احساس كرد. گفت: «لو أعلم أيّتكنّ هي، لفعلت ولفعلت; اگر بدانم زنى كه بوى خوش استعمال كرده كيست، چنين و چنان خواهم كرد!» آنگاه ادامه داد: بايد هر زنى براى شوهرش خود را خوشبو سازد. ولى هنگامى از منزل خارج مى شود، لازم است جامه كهنه كنيزش را بپوشد.
    راوى اين ماجرا مى گويد: «بلغني أنّ المرأة الّتى كانت تطيّبت بالت في ثيابها من الفَرَق; به من خبر رسيده آن زنى كه خود را معطّر و خوشبو كرده بود، از ترس در لباسش ... !!».(37)
    زنى ديگر از وحشت بچه اش را سقط كرد
    فقهاى اهل سنت در كتاب الديات نقل كرده اند كه عمر روزى سراغ زن باردارى فرستاد كه پيرامون اتّهامى از او بازجويى كند. زن با شنيدن بازخواست عمر گفت: «ياويلها مالها ولعمر; اى واى بر اين زن (اشاره به خودش) او را با عمر چه كار؟» به هر حال، حركت كرد تا به نزد وى بيايد، كه بين راه از ترس و وحشت بچه اش سقط شد و مرد (فألقت ولداً فصاح الصبيّ صَيْحَتَيْن ثمّ مات).
    عمر از اصحاب رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره حكم آن سؤال كرد; برخى ها گفتند: چيزى بر تو نيست. در آن حال على(عليه السلام)ساكت بود و حرفى نمى زد. عمر رو به آن حضرت كرد و پرسيد: نظر تو چيست؟ على(عليه السلام)فرمود: اگر آنان نظر و رأيشان اين بود كه گفتند، همگى اشتباه كردند و اگر مطابق ميل تو و براى خوشايند تو چنين سخنى گفته اند، خيرخواه تو نبوده اند. حكمش آن است كه ديه آن كودك سقط شده بر عهده توست، زيرا تو آن زن را ترساندى و او بچه اش را سقط كرد (لأنّك أنت أفزعْتَها فألقتْ).(38)
    1. پس از مرگ ابوبكر، بستگان وى نوحه و گريه مى كردند. عمر از آنها خواست كه ساكت باشند. ولى آنها گوش نكردند. عمر دستور داد كه آنها را از خانه بيرون كنند. وقتى كه امّ فروه خواهر ابوبكر را بيرون كشيدند و به نزد خليفه آوردند، عمر وى را با تازيانه زد (... فعلاها بالدّرة، فضربها ضربات).(33) 2. پس از مرگ خالد بن وليد عدّه اى از زنان در منزل ميمونه (يكى از همسران رسول خدا(صلى الله عليه وآله)) اجتماع كرده و مى گريستند. عمر تازيانه به دست، همراه ابن عبّاس به آنجا آمد و به ابن عبّاس گفت: وارد منزل شو و به امّ المؤمنين بگو حجاب بگيرد. آنگاه زنان را از آنجا بيرون كن! ابن عبّاس داخل شد و آنها را بيرون كرد. عمر نيز آنان را با تازيانه مى زد (... فجعل يخرجهنّ عليه وهو يضربهنّ بالدِّرة). در اين ميان كه او زنان را مى زد، روسرى از سر يكى از زنان افتاد (و موهايش پيدا شد) بعضى كه آنجا حاضر بودند به عمر گفتند: اى اميرالمؤمنين! روسريش افتاده! پاسخ داد رهايش كنيد، او احترامى ندارد (... فقالوا: يا أميرالمؤمنين! خمارها! فقال: دعوها ولاحرمة لها).

    منابع

    33 . تاريخ طبرى، ج 3، ص 423; انساب الاشراف، ج 10، ص 95; كامل ابن اثير، ج 2،
    ص 419.
    34 . كنز العمال، ج 15، ص 732، ح 42911. متّقى هندى پس از نقل حديث از ابن راهويه آن را صحيح شمرده است. در صحيح بخارى اشاره اى به اين مطلب شده است (صحيح بخارى، ج 3، ص 91) و ابن حجر در شرح خود آن را به سند صحيح از طبقات ابن سعد به طور مشروح نقل كرده است. (فتح البارى، ج 5، ص 54)
    35 . مصنف عبدالرزاق، ج 3، ص 557، ح 6681. همين مضمون در حديث 6682 نيز آمده است.
    36 . مسند احمد، ج 1، ص 335. همچنين ر.ك: مجمع الزوائد هيثمى، ج 3، ص 17; الاصابة، ج 8، ص 138; الطبقات الكبرى، ج 8، ص 30. با آنكه در مورد ديگر نيز رسول خدا(صلى الله عليه وآله) او را از برخورد با گريه زنان منع كرده بود، ولى باز هم به عملش ادامه داد. در مسند احمد (ج 2، ص 110) به نقل از ابوهريره آمده است: از خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)كسى از دنيا رفت. زنان اجتماع كردند و گريه مى كردند. عمر بن خطّاب برخاست و آنها را نهى مى كرد و متفرقشان مى ساخت (... فقام عمر بن الخطّاب ينهاهنّ ويطردهنّ) پيامبر (صلى الله عليه وآله)به او فرمود: «يا ابن الخطّاب، فانّ العين دامعة والفؤاد مصاب وإنّ العهد حديث; اى پسر خطّاب (كارى به كارشان نداشته باش زيرا) چشم گريان است و دل مصيبت ديده و غم عزيزشان نيز تازه است».
    37 . مصنّف عبدالرزّاق، ج 4، ص 373، ح 8117.
    38 . المجموع نووى، ج 19، ص 11; مغنى ابن قدامه، ج 9، ص 579; كشّاف القناع، ج 6،
    ویرایش توسط گمنام : ۱۳۸۸/۰۷/۰۹ در ساعت ۲۳:۲۳

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    ازدواج اجبارى
    «عاتكه» بنت زيد، همسر عبدالله بن ابى بكر بود. «عبدالله» به او مال فراوانى بخشيد كه پس از وى ازدواج نكند; او نيز پذيرفت. پس از مرگ عبدالله مردانى به خواستگارى آن زن آمدند، ولى وى بر سر پيمانش بود و به آنها جواب منفى داد. خليفه دوم به ولىّ آن زن گفت: او را براى من خواستگارى كن. عاتكه، خليفه را نيز جواب ردّ داد. اين بار عمر به ولىّ آن زن فرمان داد كه او را به ازدواج من درآور (فقال عمر: زوّجنيها!) او نيز به دستور عمر عمل كرد... .
    عمر بر آن زن وارد شد (و چون زن ميلى به او نداشت، از اجابت دعوتش امتناع مى كرد، لذا) با آن زن درگير شد، تا بر او غلبه كرد و با او همبستر شد. (فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها حتّى غلبها على نفسها فنكحها).
    خليفه دوم پس از پايان كار، گفت: «اُفّ، اُفّ، اُفّ; اُف، اُف، اُف». (با اين كلمات) از آن زن ابراز انزجار كرد و سپس از آنجا خارج شد و به نزد او نيامد; تا آنكه خدمتكار آن زن، براى عمر پيام فرستاد كه بيا، من او را براى تو آماده مى كنم


    منبع ر.ك: الطبقات الكبرى، ج 8، ص 308; كنز العمّال، ج 13، ص 633، ح 37604.

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    كتك زدن همسر
    در چند كتاب معتبر و مورد اعتماد اهل سنت (و تمام مطالب اين كتاب از علماى اهل سنت است) از اشعث بن قيس نقل شده است كه من شبى مهمان خليفه دوم بودم كه نيمه هاى شب عمر برخاست، به سوى همسرش رفت و شروع به كتك زدن او كرد; من برخاستم و رفتم و مانع شدم (ضفتُ عمر ليلةً، فلمّا كان في جوف اللّيل قام إلى امرأته يضربها، فحجزت بينهما). وقتى كه عمر به بسترش برگشت، به من گفت: «يا أشعث! احفظ عنّي شيئاً سمعته عن رسول الله: لا يُسأل الرّجل فيم يَضرب امرأَتَه; اى اشعث، جمله اى از رسول خدا شنيدم، كه آن را به خاطر بسپار (آن جمله اين است): از مرد پرسيده نمى شود كه در چه رابطه اى زنش را كتك زده است».(67)
    و به اين ترتيب او را از سؤال درباره علّت اين كار منصرف كرد!
    ازدواج مى كنم مشروط بر اينكه مرا كتك نزند!
    عاتكه بنت زيد، دختر عموى عمر بن خطّاب بود. وى زنى بسيار زيبا بود و شوهر نخست او عبدالله بن ابى بكر بود.
    پس از فوت عبدالله، عمر با وى در سال دوازدهم هجرى ازدواج كرد و براى اين ازدواج وليمه اى نيز داد.
    مورّخان نوشته اند: هنگامى كه عمر از او خواستگارى كرد، به سبب آنچه كه از عمر مى دانست با او شرط كرد كه مانع وى از رفتن به مسجد نشود و او را كتك نزند. عمر نيز با ناخوشايندى اين شرايط را پذيرفت (فلمّا خطبها عمر، شرطتْ عليه أنّه لايمنعها عن المسجد ولايضربها، فأجابها على كره منه).(68)
    در عبارت ابن حجر عسقلانى به اين صورت آمده است: «شرطتْ عليه ألاّ يضربها، ولايمنعها من الحقّ، ولا من الصّلاة فى المسجد النبويّ; با عمر شرط كرد كه او را كتك نزند، از انجام حق باز ندارد و مانع نماز خواندن وى در مسجد نبوى نشود».
    شايد به علّت همين تندخويى ها بود كه مطابق نقل ابن اثير، عمر بن خطّاب از خانواده هاى قريش در مدينه خواستگارى كرد، ولى آنها نپذيرفتند; امّا مغيرة بن شعبه خواستگارى كرد، آنها قبول كردند (إنّ عمر بن الخطّاب خطب إلى قوم من قريش بالمدينة فردّوه، وخطب إليهم المغيرة بن شعبة فزوّجوه).


    منابع

    67- سنن ابن ماجه، ج 1، ص 639، ح 1986; سنن الكبرى، ج 7، ص 357. شبيه همين عبارت در مسند احمد، ج 1، ص 20 و سنن ابى داود، ج 1، ص 476 نيز آمده است.
    68. اسد الغابه، ج 6، ص 183 ـ 185.
    69. الاصابة، ج 8، ص 228.
    70. اسدالغابه، ج 3، ص 659.

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    خلق و خوى پيامبر(صلى الله عليه وآله)
    در پايان اين كتاب گوشه هايى از خُلق و خوى نبوى(صلى الله عليه وآله) كه اسوه كامل انسانيت و سرمشق همه مسلمانان است، بيان مى شود، تا خوانندگان گرامى ـ به ويژه جوانان عزيز ـ خود را به آن اخلاق كريمه آراسته سازند و در زندگى اجتماعى و خانوادگى خود، از آن بهره مند شوند. (اين احاديث نيز از كتب اهل سنّت است)
    1. عايشه درباره خلق و خوى آن حضرت مى گويد: «كان أحسن النّاس خُلقاً، لم يكن فاحشاً ولا متفحّشاً، ولا سخّاباً بالأسواق، ولا يجزىء بالسّيئة مثلها، ولكن يعفو ويصفح; او خوش اخلاق ترين مردم بود، بدگو وناسزاگو نبود و هرگز در كوچه وبازار فرياد نمى كشيد. آن حضرت بدى را با بدى پاسخ نمى داد، بلكه عفو مى كرد و چشم پوشى مى نمود».(74)
    2. شخصى ديگر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را اين گونه توصيف مى كند: «كان رسول الله رحيماً رقيقاً حليماً; رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مهربان، دلسوز و بردبار بود».(75)
    3. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نسبت به مراعات حال زنان سفارش مى كرد و از مسلمانان مى خواست كه با آنها با مدارا برخورد نمايند.(76)
    4. انس بن مالك مى گويد: «ما رأيت أرحم بالعيال من رسول الله; من كسى را مهربان تر از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نسبت به خانواده نديدم».(77)
    5. همچنين درباره اخلاق آن حضرت اين تعبيرات زيبا نيز نقل شده است: «كان دائم البشر، سهل الخلق، لين الجانب ليس بفظٍّ ولا غليظ ولا ضخّاب ولا فحّاش ولا عيّاب; او پيوسته خوش رو، داراى خلق و خوى راحت و نرم خو بود. آن حضرت خشن، تندخو، پرهياهو، ناسزاگو و عيب گير نبود».(78)
    6. عايشه درباره طرز رفتار آن حضرت با همسرانش مى گويد: «...كان أكرم النّاس وألين الناس، ضحّاكاً بسّاماً; او (در خلوتش با زنان) كريم ترين و نرم خوترين مردم بود، بسيار خنده رو و متبسّم بود».(79)
    7. انس بن مالك مى گويد: «خدمتُ رسولَ الله(صلى الله عليه وآله) عشر سنين، لا والله ما سبّني بسبّة قطّ، ولا قال لي: أفّ قطّ، ولا قال لشيء فعلتُه لِمَ فعلتَه؟ ولا لشيء لم أفعله لِمَ لا فعلتَه; من ده سال به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) خدمت كردم، به خدا سوگند! هرگز به من ناسزا نگفت و هرگز كلمه أفّ (كمترين كلمه نشانه انزجار) به من نگفت و هرگاه كارى انجام مى دادم، نمى گفت چرا آن را انجام دادى؟ و براى كارى كه انجام ندادم، نمى فرمود كه چرا انجامش ندادى؟».(80)
    8. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره كتك زدن به همسر فرمود: «أما يستحيى أحدكم أن يضرب امرأتَه كما يضرب العبد، يضربها أوّل النّهار ثم يضاجعها آخره; آيا آن كس از شما كه همسرش را ـ مثل يك برده ـ كتك مى زند حيا نمى كند؟! او را اوّل روز كتك مى زند و در آخر روز (شبانگاه) وى را در آغوش مى گيرد!».(81)
    نتيجه: ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟!

    منابع

    74. مسند احمد، ج 6، ص 236; سنن ترمذى، ج 3، ص 249، ح 2085; صحيح ابن حبّان، ج 14، ص 355.
    75. المعجم الكبير، ج 19، ص 288.
    76. ر.ك: صحيح بخارى، ج 6، ص 145 (كتاب النكاح، باب مداراة مع النساء).
    77. مسند احمد، ج 3، ص 112; صحيح مسلم، ج 7، ص 76.
    78. كنز العمّال، ج 7، ص 166.
    79. كنزالعمّال، ج 7، ص 222.
    80. همان مدرك، ص 207 ـ 208.
    81. مصنّف عبدالرزاق، ج 9، ص 442، ح 17943; كنز العمّال، ج 16، ص 377، ح 44983.

  13. صلوات ها 6


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    خلیفه دوم و زنان




    رفتار خلیفه دوم با زنان : در توضیح زن در جامعه جاهلی باید گفت که منابع تاریخی از « شفاء» به مثابه تنها زن باسواد دوران جاهلیت نام برده اند[1] و سواد در دوره جاهلی در مردان جز برای 17 نفر که تاریخ نام آنها را آوده است ،برای دیگران اثبات نشده است . اما پس از آمدن اسلام و بعثت حضرت رسول ،می بینیم که آنحضرت ،حفصه همسر خود را برای آموزش خواندن و نوشتن به نزد زنی شفاء فرستاد.[2]چیزی نگذشت که زنان به علم آموزی روی آوردند و گاه به صورت دسته جمعی به نزد پیامبر می رفتند .اسماء دختر یزید انصاری از اولین زنانی بود که در یثرب ایمان آورد . در جمعی از زنان به مسجد رفت و در جمع مردان از پیامبر سوالات خود را پرسید و پیامبر خطاب به حاضران او را تمجید کرد [3] . زینب همسر عبدالله بن مسعود به همراه زنی از انصار به منزل پیامبر رفتند و از بلال که درب را به روی آنها باز کرده بود ،خواستند ،سوالهای آنها را از برخس پیامبر بپرسد [4]. برخی از زنان از پیامبر خواستند روزی را به آنها اختصاص دهد و در یک کگردهایی زنانه تحت تعلیم پیامبر قرار گیرند .پیامبر از آنها خواست در فلان روز گردهم آیند .آنگاه پیامبر به نزد آنها آمد و آنان را موعظه کرد و آنچه خداوند به او تعلیم داده بود به آنها تعلیم داد .[5] حتی زنان برای شنیدن سخنان پیامبر در نماز جماعت حاضر می شدند تا آنجا که پیامبر یکی از دربهای مسجد را از آن زنان قرار داد .[6]تا اینجا ما مشاهده می کنیم که پیامبر چگونه به تعلیم و تعلم زنان اهمیت میداده و حتی خود شخصا زمانی را برای پاسخگویی به زنان اختصاص می داده است .اینها به علاوه احادیث فراوانی که درباره زن و اهمیت او در خانواده و جامعه از زبان مبارک پیامبر صارد شده ،اهمیت پیامبر به زنان را نمودار می کند .ما دراینجا می بینیم که رسول الله چگونه علاوه بر اهمیت به آمزش زنان،آنها را در صحنه های اجتماعی وارد می کند تا جایی که حتی دری از درهای مسجد را به زنان اختصاص می دهد و از فعالیت های سیاسی ،فرهنگی و حتی شرکت در جنگ ،زنان را محروم نمی کند . و همه ما هم میدانیم که خداوند رفتار و کردارو گفتارپیامبر را برایم الگو می داند . اکنون رفتارهای خلیفه دوم را با زنان ،با رفتار رسول الله مقایسه می کنیم . خلیفه دوم هرگز نمی خواست زنان باسواد شوند لذا می گفت :« لاتعلموهن الکتابة » به زنان خواندن و نوشتن نیاموزید .[7]علیرغم محدودیتهای خلیفه دوم و سیاستهای وی در این زمینه که از سوی حاکمان بعدی ادامه پیدا کرد ،زنان نقش فراوانی در انتقال علوم داشته اند .محمد بن حبان بستی (م 354هجری ) در اثر خود ،تاریخ الصحابه از بیش از دویست زن راوی نام می برد که در این زمینه – انتقال علوم به صورت شفاهی – فعالیت کرده اند [8].خلیفه دوم در ادامه اظهار نظرهایش درباره زنان می گفت : « ما در جاهلیت زنان را به حساب نمی آوردیم »[9] .از این سخن بر می آید که او رفتار جاهلی با زنان را بیشتر از رفتار اسلامی پذیرفته بود .درجای دیگر ایشان می گوید : « اگر فرزند نمی خواستم برایم مهم نبود که هیچ زنی را در عمرم ببینم » [10].در حالی که قرآن آفرینش زن را سکون برای مرد و مرد را آرامش زن می داند و این دو را با هم و برای هم آفریده است . خلیفه دوم بر عکس پیامبر مسجد زنان را از مسجد مردان جدا کرده بود و برای آنان جماعتی خاص تعیین کرده بود .[11] علاوه بر اینها که گفته شد ،در دوره پیامبر نیز جناب عمر با زنان میانه خوبی نداشت ،حتی با زنان پیامبر .به این گزارش دقت کنید : نویسندگان فراوانی از اهل سنت آورده اند: هنگام سکونت پیامبر در مدینه در منزل پیامبر محلی برای نقضای حاجت ساخته نشده بود .سوده یکی از همسران پیامبر از تاریکی شب استفاده کرد تا برای قضای حاجت به جایی بیرون از خانه برود ،عمر بن خطاب که شاهد این امر بود و خود در جمع عده ای نشسته بود فریاد برآورد : « ای سود تو را شناختم این تویی که از خانه بیرون آمده ای » .[12]سپس به سوده گفت : آیا از ما نمی ترسی ؟ [13]. این سخن که از ما نمی ترسی ؟ یعنی آنکه احتمال دارد ما قصد بدی نسبت به تو داشته باشیم . در حالی که صحابه پیامبر باید از این سخنان و افکار پرهیز کنند . قضیه سوده ،یکی از چندین مساله ای است که میان عمر بن خطاب و پیامبر درباره زنان پیامبر رخ داد و عمر مکرر از پیامبر می خواست که زنانش را محدود کند اما پیامبر به سفارش او توجه نمی کرد [14]. جناب عمر از حضور همسرش در مسجد کراهت داشت و می گفت : « اگر حدیث پیامبر نبود مانع او میشدم » [15]. بر اساس گزارش دیگری همسر خلیفه دوم می خواست به مسجد برود اما عمر مانع او شد و همسر ایشان مجددا بازگشت باز هم عمر مانع شد و این کار سه با تکرار شد [16]. خلیفه دوم به مردم سفارش می کرد :« النساء عورة فاستروها بالبیوت ،یعنی :زنان پوشانیدنی هستند آنها را با محدودیت در خانه بپوشانید » [17]. یا در جای دیگری می گفت : « از خانه علیه زنان کمک بگیرید » [18]. یعنی آنها را اجازه ندهید که از خانه خارج شوند . اما درباره روایاتی که از غیرا خلیفه دوم سخن می گویند باید این احتمال را داد که به دستور معاویه نقل شده باشند . پیامبر در مخالفت با کتک زدن زنان می فرمود : « چگونه زنانتان را بسان بردگان می زنید و در پایان روز آنان را در آغوش می گیرید » [19].بنابر گزارشها ،عرب جاهلی کارکرد زن فقط تولد فرزند بوده است . روایتی از عبدالله بن عمر ،فرزند خلیفه دوم اشاره می کند که : « کان ابی لا یتزوج النساء شهوة الالطلب الولد : پدرم صرفا برای داشتن فرزند ازدواج می کرد و نه به خاطر شهوات »[20] .بر خلافم پیامبر که رحمت للعالیمن بود و بسیار مهربان بود ، درباره خلقیات خلیفه دوم در کتابهای اهل سنت آمده است : چون عمرمعتقد بود ،خنده هیبت را می برد هیچگاه نمی خندید و چنان هیبتی به خود می گرفت که دختران باکره در پس پرده های خانه ها از او می ترسیدند [21]. او همسران خود را کتک می زد و هنگامی که پیامبر فرمود بندگان خدا را نزنید به اعتراض بر خاست [22]. حتی زمانی که عمر به خواستگاری ام کلثوم دختر ابوبکر که حداکثر ده سال داشت و پس از فوت پدر دیده به جهان گشوده بود رفت .ام کلثوم در عکس العمل به خواستگاری عمر که در ان سالها شصت سال داشت [23] گفت : « عمر زندگی خشنی دارد و بر زنان سخت می گیرد » [24]. عمر در جواب او گفت : « کنا فی الجاهلیة لا نعد النساء شیئا : ما در جاهلیت زنان را به حساب نمی آوردیم » [25]« لا ندخلهن فی امورنا : زنان را در مسائل خود دخالت نمی دادیم »[26]. در دوره جاهلی و قبل از اسلام جناب عمر ، وی کنیزان قبیله بن عدی – قبیله خودش - را شکنجه می کرد [27] ،او تا آن حد آنان را شکنجه می کرد که خود خسته می شد [28].هنگامی که جناب ابوبکر از دنیا رفت ،خواهرش در فراقش به شیون و زاری پرداخت و چون آرام نگشت ،عمر با شلاق بر سرش کوبید [29]. اینها نمونه های از رفتار جناب خلیفه با زنان بود که با رفتار نبی گرامی ،همخوانی و تطابق نداشته بلکه کاملا عکس رفتارهای حضرت رسول بود .

    [1] - این اثیر ،اسد الغابة، ج5 ،ص 487 .

    [2] -اکمال الکمال ،ابن ماکولا ،ج5،ص 76،قاهره : دار الکتب الاسلامی ؛ابن اثیر ،اسدالغابة،ج5،ص486 .

    [3] - ابن اثیر ،اسد الغابة،ج5،ص398؛سیوطی ،درالمنثور،ج2،ص253؛ابن عساکر ،ج29،ص66.

    [4] - ابن حجر عسقلانی ،الاصابة،ج4،ص319 .

    [5] - بخاری ،ج1،ص34 .

    [6] -ابن شبه ،ج1،ص 106 .

    [7] -ابن قتیبه ،عیون الاخبار ،ج4،ص365 ؛ابن عبد ربه ,عقد الفرید ،ج2،ص35،بیروت : دارلکتب العربی ،1986 .

    [8] - ابن حبان بستی ،تاریخ الصحابه ،بیروت : دارالکتب العلمیه ،1988.

    [9] - بخاری ،ج7،ص47

    [10] - ابن سعد ،ج3 ،ص 325؛ ابن عساکر ،ج31،ص 92 .

    [11] - ابن سعد ،ج5 ،ص 281؛انساب الاشراف ،بلاذری ،ج10،ص2؛بیروت : دارالفکر ،1996م .

    [12] - بخاری ،ج7،ص 129 ؛احمد بن حنبل ،ج6،ص248؛ طبری ،جامع البیان ،ج22،ص 49 ؛ابن سعد ،ج8،ص 175؛ابن کثیر ،تفسیر ابن کثیر ،ج3،ص 512؛ سیوطی ،درالمنثور ،ج5،ص214.

    [13] - احمد بن حنبل ،ج6،ص56؛بخاری ،ج6،ص26 و 159 ؛مسلم ،ج7،ص6؛ بیهقی ،ج7،ص 88؛ طبری ،جامع البیان ،ج22،ص 49 .

    [14] - طبری ،جامع البیان ،ج22،ص49 ؛احمد بن حنبل ،ج69 ،ث 271؛بخاری ،ج7،ص 129 .

    [15] - کنز العمال ،متقی هندی ،ج12،ص 665 .

    [16] - انساب الاشراف ،بلاذری ،ج10،ص4412 .

    [17] - ابن قتیبه ،عیون الاخبار،ج4 ،ص 309 ؛ ابن عبد ربه،ج 2 ،ص35 .

    [18] - ابن قتیبه ،عیون الاخبار ،ج4 ،ص 309 .

    [19] - ابن سعد ،ج8،ص 304؛ احمد بن حنبل ، ج 4 ،ص 17 ؛بخاری ج6 ،ص 145 ؛ قزوینی ،ج1 ،ص 638 ؛ بیهقی ،ج7 ،ص 305 .

    [20] - ابن سعد ،ج3 ،ص 325؛ ابن عساکر ، ج3 ،ص 92 .

    [21] - متقی هندی ،کنز العمال ، ج21 ،ص 649 ؛ ابن عساکر ، ج44،ص 269 ، ابن قتیبه ،عیون الاخبار ،ج1 ،ص56 .

    [22] - ابن سعد ، ج8 ،ص 205 ؛ احمد بن حنبل ج 6 ،ص 256 0377 .

    [23] - انساب الاشراف ،بلاذری ، ج10،ص 4277 و 4513 .

    [24] - ابن عبد ربه ، ج6 ص 90 .

    [25] - بخاری ،ج 7 ، ص 47

    [26] - متقی هندی ، کنز العمال ،ج2 ،ص 531 .

    [27] - ابن اثیر ،اسد الغابه ، ج5 ، ص 462 .

    [28] - ابن هشام ، ج1 ، ص211؛ ابن سعد ، ج8 ،ص 268 .

    [29] - تاریخ طبری ، طبری ، ج2 ، ص 614 ،ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، ج 5 ، ص 54 .
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۳:۵۳

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    43
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    244



    بلاخره پيامبر چندين و چند همسر داشته...بايد اخلاقشون رو جوري تنظيم ميكردن كه عدالت بينشون رعايت شه كه سالهاي بعد كسي به اين رفتارشون خرده نگيرن كه چرا اين همه زن گرفتن؟!!!
    كساني كه مي فهمند عذاب مي كشند و كساني كه نمي فهمند عذاب مي دهند

  17. صلوات


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    کوتاه ترین پاسخ به بحث همسران پیامبر این است که ، داشتن همسران متعدد امری متداول در میان اعراب بود . و کسی هم به این خرده نمی گرفت . حتی بدترین دشمنان پیامبر نیز به داشتن چندین همسر برای پیامبر ایرادی ندیدند . و الا آنها سزاوارتر به اشکال گرفتن بودند. آنهایی که او را ساحر و جادوگر ، شاعر و دیوانه (معاذ الله ) می نامیدند ،هرگز در این باره به او اشکالی نگرفتند .بلکه این بحث ها از سوی مسیحیان و به سبب ناهمخوانی این ازدواج های با فرهنگ آنان شروع شد . هر کسی بهتر می داند اگر در یک جامعه ای امری مشکل باشد ابتدا دشمنان آن شخص در همان اجتماع از او خرده می گیرند . پیامبر بنا بر شهادت تاریخ 25 سال از بهترین دوران عمرش را تنها با خدیجه (س) به سر برد .و ازدواجهای بعدی او همه گی با دلایل سیاسی ، اجتماعی ، و فرهنگی بود .
    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    43
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    244



    نميخوام بحث كنم ولي اگه رسم بوده چرا حضرت علي اينكار رو نكرده؟

    بعد رفتار يك پيامبر با يه مشت سوسمار خور بايد يكي باشه دوست گلم؟
    كساني كه مي فهمند عذاب مي كشند و كساني كه نمي فهمند عذاب مي دهند

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود