صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا روح محصور در زمان است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه و تحقیق در زمینه های فرهنگ، رسانه، روانشناسی جم
    نوشته
    244
    حضور
    3 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    11
    صلوات
    1134

    پرسش آیا روح محصور در زمان است؟




    با سلام،

    آیا روح انسان پس از مرگ میتواند در زمان سیر کند؟ یا اینکه گرفتار در گذشته خویش است؟

    و آیا روح انسانهای مختلف در این مورد متفاوت است؟
    خداوند نزدیکتر از انسان به او و دورترین از ذهن اوست.



  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    49
    حضور
    14 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86

    مطلب آیا روح محصور در زمان است؟




    سلام دوست عزیز،در آیه 9 سوره السجده میفرماید:"...نَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ..."،وقتی از ضمیر"ه" بعد از روح استفاده شده،مالکیت اصلی آن
    را به خداوند داده و میدانید که مالکیت خدا به برهه زمانی محدود نیست;بنابراین روح در زمان محصور نیست.البته اگر منظور شما این است
    که آیا انسان با تسلط بر روح خویش میتواند به گذشته و آینده برود،پاسخ منفی ست;چون خداوند میفرماید"...لَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ..."
    یعنی فقط به علمهایی میتوانیم دست پیدا کنیم که خدا خودش بخواهد،حال با وجود اشخاصی همچون "آصف بن برخیا"(آیه 40 النمل) که قادر به انجام
    کاری در خارج از برهه زمانی بوده اند،ما که علمی از کتاب الهی نداریم نمیتوانیم به گذشته و آینده سیر کنیم.
    اگر هم منظورتان این است که در دنیای پس از مرگ،زمان وجود دارد یا نه;در آنجا زمان وجود ندارد،چون دیگر قرار نیست که کسی پس از طی
    زمان،نتیجه اعمالش را ببیند.

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه و تحقیق در زمینه های فرهنگ، رسانه، روانشناسی جم
    نوشته
    244
    حضور
    3 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    11
    صلوات
    1134



    نقل قول نوشته اصلی توسط conquest نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز،...
    اگر هم منظورتان این است که در دنیای پس از مرگ،زمان وجود دارد یا نه;در آنجا زمان وجود ندارد،چون دیگر قرار نیست که کسی پس از طی
    زمان،نتیجه اعمالش را ببیند.
    با سلام و تشکر از پاسخی که دادید
    آیا عدم وجود زمان به معنای سیر در زمان و باخبر شدن از احوالات گذشتگان و آیندگان است یا وجود انسان پس از مرگ تنها محدود به اعمال گذشته او خواهد بود؟
    خداوند نزدیکتر از انسان به او و دورترین از ذهن اوست.



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    49
    حضور
    14 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86

    مطلب




    اتفاقی که در قیامت می افتد این است که،سحری که شیطان بر بصیرت انسان در دنیا زده بود برداشته میشود،که البته وعده زدن این سحر را در "الحجر:39" داده.
    در واقع شیطان،بصیرت انسان را بی حس کرده و بصیرت انسان همانند دست بی حسی شده که وقتی به ظرفی داغ برخورد میکند،به خیال خود زیانی ندیده،در صورتی که بعدا متوجه میشود که تاول زده.انسان در آخرت متوجه تاولی که خودش بر نفس خویش زده میشود"كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ". البقرة257:"...أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ"،که "خالد" به معنای جاودان است و زمان برای آن معنی نمیدهد و همینطور در مورد اصحاب النار.این که ما در این دنیا اعمال خود را ذخیره میکنیم تا در آخرت استفاده کنیم ،به این معنی نیست که بالاخره یک زمانی آن ذخیره جات تمام میشود و دوباره هبوط میکنیم،بلکه این اعمال مانند دانه هایی ست که در دنیا کاشته شده و در آخرت میوه آن برداشت میشود،حال خود آن میوه ها نیز دانه هایی دارند که میتوان آنها را کاشت و به این صورت سرای جاودانی خواهد بود.

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط ضرب المثل نمایش پست ها
    با سلام،

    آیا روح انسان پس از مرگ میتواند در زمان سیر کند؟ یا اینکه گرفتار در گذشته خویش است؟

    و آیا روح انسانهای مختلف در این مورد متفاوت است؟
    با سلام و عرض ادب
    روح و نفس ناطقه انسان مجرّد است و به هيچ وجه مقيّد به زمان نيست، مگر به اعتبار تعلّقش به بدن، آنهم به لحاظ ادراك صاحبش؛ ولى اگر كسى روح خود را وجدان كند مى‏بيند كه از زمان و مكان برتر است و بلكه بر زمان سيطره دارد و همه عوالم را فرا گرفته است و عوالم چون گردوئى در مشت اوست.
    ولى چون ما روح خود را نيافته‏ايم و هستى خود را همين هستى مادّى و طبيعى مي دانيم، و اين هم زمانىّ و مكانىّ است، تصوّر نموده‏ايم كه روحمان هم زمانىّ است؛ آنوقت ميگوئيم: ما الان هستيم، روح ما الان هست، الآنش را بايد حذف كرد.[1]



    چو روح‏ ما بود نور مجرد

    درين ظرف زمان‏ نبود مقيد

    نه از طى مراحل در عذابست‏

    نه از بعد منازل در حجابست‏

    يكى عنقاى عرشى آشيانست‏

    رسد جايى كه بى‏نام و نشانست‏

    يكى سيمرغ رضوان جايگاهست‏

    كه صد سيمرغ او را پر كاهست‏

    به بين اين گوهرى كو خاك زاد است‏

    بسيط است و مبرى از فساد است‏[2]



    [1].معاد شناسى،حسینی تهرانی، ج‏6 ،199.

    2.آغاز و انجام ، متن 157، فصل يازدهم ..... ص : 153

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۰/۱۱/۲۲ در ساعت ۲۱:۵۵
    آیا روح محصور در زمان است؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2443



    نقل قول نوشته اصلی توسط ضرب المثل نمایش پست ها
    آیا عدم وجود زمان به معنای سیر در زمان و باخبر شدن از احوالات گذشتگان و آیندگان است یا وجود انسان پس از مرگ تنها محدود به اعمال گذشته او خواهد بود؟
    سلام برشما.

    روح تا گرفتار مادون است نمی تواند اوج بگیرد...........به عبارتی روح تا وقتی بر بدن است،گرفتار اعمال و رفتار بدن است،و وقتی از بدن دل برکند باز گرفتار اعمال خود است و در بند انهاست،مگر اینکه به مقامی برسد که اصلا رنگی از غیر جز حضرت حق در او نباشد،یعنی هم رنگ حضرت حق گردد انوقت هم رنگ صفات او می شود ،یعنی می شود اراده حق و چشم حق و دست حق.....

    نتیجتا روحی که در بند زمان نباشد ،دلیل بر ان نیست که بر اینده وگذشته احاطه داشته باشد ،چون روح تا در بند اعمال و افعال خود است باز گرفتار است،یعنی ان گستردگی و سعه وجودی که باید در کمال کسب نماید انرا ندارد و همین اعمال دانی او را محدود می کند،در حالی که برای اشراف به گذشته واینده باید این سعه وجودی را بسط داد و گستراند و ان امکان ندارد مگر با ریزش حدود و قیود ان یعنی باید هر چه رنگ غیر خدایی است را از بین برد و از بند این قیود ازاد گشت یعنی باید بساطت و گستردگی روح را هم رنگ بساطت و صرافت حضرت حق نمود یعنی حدود را از ان ریزاند ...هر چه این صرافت شدت پیدا نماید اثر ان در گسترده هستی بیشتر می گردد...

    خلاصه هر چند روح از بند زمان ازاد می گردد،ولی از بند اعمال ازاد نمی گردد و همین اعمال غیر خدایی باعث حدود ان و ضیق ان در گستره اثر گذاری می گردد و برای اثر بیشتر در هستی باید حدود را ریزش داد یعنی کمال یافت ویا به عبارتی عروج الی اللهی داشت ،به عبارتی هم رنگ خدا شد و هم رنگ صفات خدا.....

    یاحق






    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    حضرت علامه طباطبایی
    نوشته
    240
    حضور
    1 روز 36 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    6
    گالری
    17
    صلوات
    1854



    با او
    سلام و ادب؛
    برای پاسخ سوال شما باید به شیوه ی تحلیلی بریم جلو و ببینیم این مفاهیمی که اساس سوال شما را شکل داده اصلا به چه معناست؟! من نظر مورد قبول اکثر علمای بزرگ دین و حکما و فلاسفه را عرض می کنم؛

    روح: نفس ناطقه ی انسان-مجرد از ماده و عوارض آن(غیر مادی است.)

    زمان: امتداد حرکت (حرکت: تبدیل قوّه به فعل)-از عوارض ماده و عالَم ماده

    عوالم هستی؛(عالَم قبل از مرگ و عالَم بعد از مرگ و...) عوالم هستی در اولین مرحله به دو بخش تقسیم می شوند: 1-عالَم ماده 2-عالَم ماورای ماده
    و خود عالَم ماورای ماده به 3 بخش تقسیم می شود: 1-عالَم مثال 2-عالَم عقل 3-عالَم اسماء و صفات
    لذا از پایین ترین تا بالاترین عوامل اینها می شه: ماده(ناسوت)-مثال(برزخ)-عقل(جبروت)-اسماء و صفات
    زمان صرفا در عالَم ماده یعنی پایین ترین مرتبه ی هستی جریان داره. دقّت کنید که حتّی اگر زمان رو به معنی غلط گردش زمین به دور خورشید هم بگیرید، باز فقط مربوط به عالشم ماده می شه. ولی معنای حقیقی زمان همان است که در بالا عرض کردم که باز اون هم فقط در عالَم ماده هست.

    انسان دو بُعد دارد: بُعد مادی(که همین جسم اوست.) / بُعد معنوی و روحانی (شامل نفس یا روح)
    البته نفس و روح اندک تفاوتی دارند که فعلا ربطی به بحث ما نداره و چشم پوشی می کنیم.

    پس خود روح ما که زمان مند نیست. بعد از مرگ هم که روح به برزخ منتقل می شه، در عالَم برزخ یا مثال که ماورای عالَم ماده است، زمانی در کار نیست. فقط می مونه این دنیا. روح در زمانی که صاحبش در این دنیا داره زندگی می کنه، بازم خودش زمان مند نیست، بلکه به واسطه ی جسم مادی، در زمان بخصوصی رشد می کنه یا تضعیف می شه. یعنی تحت اثر یک اتفاق زمان مند توسط جسم، روح یک اثری می پذیره.

    اما اساساً سوال شما که مربوط به بعد از مرگ بود، نخیر بعد از مرگ، روح از جسم جدا می شه و در عالشم ماورای این عالَم ماده، به عالَم برزخ یا مثال منتقل می شه که اونجا اصلا مادی نیست که خواص و عوارض ماده که یکیش زمان هست، اونجا باشه.

    ***********************************************

    به این توضیح هم به عنوان تکمیل بحث طبق دقّت به نکات فوق، دقّت کنید؛

    هر حادثه ای چند جُزء داره؛

    فاعل
    فعل
    مفعول
    اثر فعل

    مثلا فرض کنید فردی، زمانی که زنده بوده، در سن 20 سالگی، یک عمل وحشیانه انجام داده و سر یک گُربه را بریده. حالا الان فاعل که خود فرد بوده، که الان مرده ولی هست. خود فعل هم که بریدن سر گربه بوده، تموم شده رفته و باقی نمونده. مفعول هم که خود گربه است، باقی نمونده و مُرده و احتمالا روحش به جای مخصوصی منتقل شده. فقط اثر فعل مونده که همان تاثیر مستقیمی است که روح از آن فعل و عمل پذیرفته و الان همراهش هست که همان گناه و خشونت و سیاهی و آتشی است که این عمل روی نفسش و روحش گذاشته و بعد هم توبه نکرده که پاک شده باشد. حالا اینجا این اتفاق برده شدن سر گربه، وقتی در عالَم ماده رُخ می داده، یک سری عوارض مادی هم داشته مثل مکان و حرکت و زمان. مثلا در مکان الف اتفاق افتاده. به علاوه سر گربه که استعداد بریده شدن داشته، توسط چاقو بریده شده که این هم حرکت بوده. امتداد و مدتی که طول کشیده این استعداد بریده شدن به فعلیت برسه و سر گربه بریده بشه، زمان این اتفاق بوده. اینها همه ماده و عوارض ماده در عالَم ماده بوده.
    بعد از مرگ، روح که خودش غیر مادی است و در عالَمی غیرمادی قرار دارد، چون مادی نیست، عوارض ماده از جمله مکان و حرکت و زمان هم ندارد و سیر در زمان هم برایش معنی ندارد چون آنجا عالَم فعلیت محض است و اصلا استعدادی نیست که بخواهد به فعلیت برسد که منجر به حرکت و زمان بشود.
    پیوسته متعادل و متعالی
    یاحق

    اي حيوان ناطق بدان:

    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه و تحقیق در زمینه های فرهنگ، رسانه، روانشناسی جم
    نوشته
    244
    حضور
    3 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    11
    صلوات
    1134



    با سلام و تشکر از دوستان، جناب conquest به خاطر توضیحات قرآنی شان
    جناب erfan_alavi به خاطر توضیحات عرفانی شان
    جناب «طارق» با بحث منطقی شان
    و جناب «صدرا» که با شعری که به مطلبشان اضافه کردند، لطافتی به بحث بخشیدند،
    اما آنچه من آموخته ام:
    پس از مرگ وقتی ما وارد عالم برزخ میشویم، احساس میکنیم که گویا لحظاتی قبل آنجا بوده ایم. زمان در آنجا وجود ندارد. وقتی ذهن ما از تصور زمان پاک میشود، ما توانایی بسط هشیاری خود را داریم که این خود بستگی به اعمال دنیوی ما دارد؛ اگر انسان پاکی باشیم می توانیم به راحتی از هر لحظه ای از عالم ماده آگاهی یابیم ولی اگر گناهکار باشیم، گناهان ما مجال دسترسی به چنین مراتبی را نمیدهد...
    اما با توجه به این که زمان امری نسبی است،
    پس از مرگ شخصیت انسان باقی میماند،
    اینکه ورود به صحنه قیامت خود از طریق نوعی مرگ رخ خواهد داد
    و برزخ در ملکوت همین عالم است و گفته میشود ارواح مومنان در وادی السلام جمع می‌شوند که سرزمینی است در نجف اشرف، پس برزخ بی مکان نیست هرچند طول و عرض ندارد.
    حال با توجه به این تفاسیر و اینکه زمان قیامت همچنان فرانرسیده آیا باز هم میتوان گفت پس از مرگ زمان به طور مطلق وجود ندارد...؟
    ویرایش توسط ضرب المثل : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۲:۰۱
    خداوند نزدیکتر از انسان به او و دورترین از ذهن اوست.



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    روح ذاتا محصور در زمان نیست چون مجرد و غیر مادی است اما به حسب تعلق به بدن و تدبیر آن محصور در زمان و مکان می شود
    موفق باشید
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    مطالعه و تحقیق در زمینه های فرهنگ، رسانه، روانشناسی جم
    نوشته
    244
    حضور
    3 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    1
    گالری
    11
    صلوات
    1134



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    روح ذاتا محصور در زمان نیست چون مجرد و غیر مادی است اما به حسب تعلق به بدن و تدبیر آن محصور در زمان و مکان می شود
    موفق باشید
    با سلام
    تمرکز سؤال بنده بیشتر بر احوالی است که پس از مرگ بر انسان حادث میشود با تمرکز بر مسئله زمان، و تفاوت انسان های مختلف در این زمینه.
    موفق باشید
    ویرایش توسط ضرب المثل : ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ در ساعت ۲۳:۱۷
    خداوند نزدیکتر از انسان به او و دورترین از ذهن اوست.



  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود